حتی اگر خاشقچی تمایل اخوانی هم داشته نباید کشته می شد


حتی اگر خاشقچی تمایل

اخوانی هم داشته نباید کشته می شد

 

نویه زوریخه سایتونگ – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،221،502

مقاله

1071

اشاره: ناظران سیاسی روزنامه «نوی زوریخه سایتونگ» را سخنگوی وزین سرمایه داری سنتی اروپای کهن می دانند. از این رو آنچه را که این تفسیر به آنها اشاره دارد باید از این منظر دید و ارزیابی کرد. م.

پس از کشتن جمال خاشقچی، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان دیگر قابل نگه داشتن نیست. او باید برود. و غرب باید در سیاست خود در برابر کشورهای خلیج ( فارس)  تجدید نظر اساسی  کند.

تنها در مورد خاشقچی  نیست که محمد بن سلمان رفتاری  ناپذیرفتنی از خود عرضه داشته است. او از مسئولان جنگ و فاجعه یمن و محاصره تا کنون ناموفق اقتصادی قطر نیز هست.  

خاشقچی روزنامه نگار عربستانی دیگر زنده نیست. ریاض پس از آن که بیش از دو هفته بر دروغی بیشرمانه پای فشرد، بالاخره به کشتن قاشقی اعتراف کرد. در آغاز که اتهام قتل را » بی اساس» خواند، و حالا دربار سلطنتی عربستان  سخن از مرگی می گوید که تعمدی نبوده و در حین زد و خورد با مشت  پیش آمده است.

البته این ادعا هم در بهترین حالت بیانگر نیمی از حقیقت است. ریاض برای فقط یک بازجوئی  ساده نیازی به اعزام  یک  تیم کماندوی 15 نفره با دو هواپیما به استانبول نداشته است. این گروه جسد خاشقچی را با ارۀ تکه تکه کرده اند، سند آن هم صدای ضبط شدۀ اره است.

این که قصد کشتن در میان نبوده قابل تردید است. حتی تجسم این که میان خاشقچی 59 ساله و  عوامل اطلاعاتی زورمند ریاض مشت زنی در گرفته، نامعقول است. ولی از این باور ناپذیرتر آنست که گویا محمد بن سلمان، ولیعهد،  در تمام این رویداد ها هیچ مسئولیتی نداشته است.

چند تن از افراد کماندوی 15 نفره از اطرافیان بسیار نزدیک او بوده اند. احمد اسیری، ژنرال اطلاعاتی، که حالا برکنار  شده  و همچنین سعود الکهتانی مشاور رسانه ای ولیعهد، از  معتمدان نزدیک او بوده اند.

این که آنها در نظام مستبد و گوش بفرمانی چون نظام عربستان،  بدون دستور ولیعهد مقتدر، سرخود، دست به چنین عمل پر مخاطره ای در استانبول  زده باشند، اصلا قابل تصور نیست.

حتی اگر قرار باشد که ولیعهد تحت تعقیب قانونی نیز قرار نگیرد او از لحاظ سیاسی دیگر قابل پذیرش نیست. درست است که غرب به قطرات سِرُم نفت عربستان و فروش اسلحه به آن کشور وابسته است ولی عربستان هم برای جنگ سرد خود علیه ایران و دعوی سرکردگی در جهان سنی عربی به پشتیبانی غرب وابسته است.

اخیرا در لندن، در  داونینگ استریت،- درکاخ سفید در واشنگتن و یا در سیلیکون والی  با  گستردن فرش قرمز از  شاهزاده سلمان استقبال صورت گرفت. مقامات برجسته سیاسی و نوابغ کار آفرینی چون بیل گیتس برای عکس گرفتن در کنار شاهزاده بلند پرواز سعودی ایستادند. ولی از این پس تکرار چنین صحنه هائی امکان پذیر نخواهد بود. بعید بنظر می رسد که  سلمان بتواند برای پروژه کلان خود، ایجاد شهر نئوم، کسی را پیدا کند که حاضر به سرمایه گذاری در پروژه او باشد.

تنها در مورد خاشقچی  نیست که محمد بن سلمان رفتاری  ناپذیرفتنی از خود عرضه داشته است. او از مسئولان جنگ و فاجعه یمن و محاصره تا کنون ناموفق اقتصادی قطر نیز هست.

سخت دشوار می نماید که ملک سلمان حاضر شود پسر محبوب خود را کنار بگذارد. فعلا که اینطور بنظر نمی رسد. سلمان روز شنبه ولیعهد را موظف ساخت که مدیریت سازمان اطلاعات عربستان را عوض کند.

خطربزرگی خانواده سلمان را تهدید می کند. اگر این خانواده بازنده گردد ، بیم آن می رود که گرفتار انتقام گیری شود. شاهزاده سلمان در مدت کوتاه ولیعهدی خود دشمنان فراوانی برای خود آفرید، بویژه پس از دستگیری نزدیک به 200  تن از افراد با نفوذ در هتل ریتس کارلتون که یک سال پیش رخ داد.

درحال حاضر در ریاض نبردی سخت در جریان است، نبرد بر سر کسب قدرت. صرفنظر از این که برنده  این  نبرد قدرت چه کسی خواهد بود، غرب باید در سیاست خود نسبت به دو قدرت سنگین وزن سنی در منطقه خلیج (فارس) تجدید نظر اساسی کند.

قتل جمال خاشقچی پیامد های بزرگتری دارد. صحبت بر سر ارزیابی از اخوان المسلمین است، که گرچه یک برنامه  اجرائی اسلامی دارد ولی حاضر است این برنامه را با شیوه دموکراتیک دنبال کند.

خانواده های سلطنتی در ریاض و ابوظبی و همچنین حکومت دیکتاتوری مصر این جنبش را برای قدرت خود خطرناک می بینند. از این رو مهر تروریستی بر پیشانی  اخوان المسلمین زده اند، هرچند که شعبات آن در کویت، اردن، تونس، یا مراکش در مجالس آن کشورها نماینده دارند و در برخی از آنها  در دولت و اداره کشور نیز سهیم هستند.

از زمان شورش های بهار عربی در بهار 2010 ریاض و  امارات عربی با شدت خاصی با اخوان المسلمین روبرو می شوند.

طبق پژوهش دقیقی که «بوزفید رشرش» کرده، آنها حتی  به سربازان مزدور امریکائی  ماموریت داده اند که رهبران برجسته اخوان المسلمین را بقتل برسانند.

پیام های ترغیب کننده ای که پرزیدنت دونالد ترامپ پس از آغاز بکار برای محمدبن سلمان، ولیعهد عربستان و همتای اماراتی او محمد بن زاید بن سلطان آل نهیان فرستاد، سبب شد تا آنها  در رفتار خود علیه اخوان المسلمین  و هرکس که در هاله آنها قراردارد تشویق شوند.

از این رو شگفت انگیز نیست که اینک  هواداران راستگرای ترامپ می کوشند تا با تاکید بر مناسبات خاشقچی با اخوان المسلمین او را  مردی مشکوک جلوه دهند. آنها با این رفتار خود را تبدیل به دستیاران رژیم های استبدادی ریاض و ابوظبی می سازند که  حتی   انتقادی ملایم را نیز  توطئه ای تروریستی  وانمود می سازند.

از این رو غرب باید تصریح کند که : حتی اگر خاشقچی تمایلی  به اخوان المسلمین داشته نیز حق آزادی اندیشه و کرامت انسانی او خدشه ناپذیر بوده است.

 

https://www.nzz.ch/meinung/saudiarabien-braucht-einen-neuen-kronprinzen-ld.1429784

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s