بایگانی‌های ماهانه: نوامبر 2018

کارناوالی بنام صلح برای ادامه جنگ افروزی

کارناوالی بنام صلح

برای ادامه جنگ افروزی

 

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

 

4،240،262

 

 مقاله

 

1076

 

 

روز یکشنبه رهبران و رؤسای جمهور60 کشور،  در پاریس، از پایان جنگ جهانی اول – 11 نوامبر 1918- که در شمال فرانسه پایان یافت، یاد  کردند.

با برگزاری رژه نظامی همراه  با سر وصدای معمول و بوق و  شیپور و کرنا، زیر  باران سیل آسا، در خیابان شانزه لیزه در پاریس، جشن وفاداری گرفته شد. سیاستگران ریاکار، خطاب به 18،6میلیون سربازان و غیر نظامیانی که در آن جنگ جهانی اول جان خود را از دست دادند، سوگند   یاد کردند که به آنها وفاداردار بمانند، در حالی که  هم اکنون   آتش جنگ  در سوریه و یمن شعله ور است و  شهرها زیر باران بمب می سوزند .

روز یکشنبه ، ساعت 11،  ناقوس کلیسا های فرانسه بصدا در آمدند، تا یاد آور  نوای ناقوس هایی باشند که صد سال پیش در چنین ساعتی  به صدا در آمدند تا همگان را از آغاز صلح با خبر سازند. در حضور کشور مدارانی  چون  ترامپ، پوتین، انگلا مرکل، نتانیاهو و رجب طیب اردوغان و دیگر کسانی که به همین مناسبت به پاریس آمده بودند، ماکرون نطقی ایراد کرد که در آن  از «دمیدن سحرگاه عصری نوین برای اروپا » سخن گفت.

عصری که در آن » تسلط» بر دیگر خلق ها » خطا» دانسته خواهد شد. او گفت «فرانسه برای آزادی و صلح همواره سربازی آرمانی خواهد بود». او سخنان خود را چنین پایان داد:» زنده باد صلح».

یک روز پیش از این اظهارات، رئیس جمهور فرانسه  مهماندار ترامپ رئیس جمهور امریکا در  کاخ الیزه بود، دیداری که گفتگوهای آن  نه در باره  صلح که  در درجه اول در باره تسلیحات بود.

پس از ان که ماکرون در هفته گذشته  با طرح در خواست خود مبنی بر ایجاد » ارتش اروپائی» سبب رنجش خاطر ترامپ شده بود، در این دیدار هر دو به این نظر رسیدند که اروپائی ها باید برای افزایش قدرت تهدید و توانائی جنگی اتحادیه نظامی اتلانتیک شمالی سرمایه گذاری بیشتر بکنند.

توضیح ماکرون در باره نتیجه مذاکرات، که روز یکشنبه متتشر شد، این بود: «در مورد توانائی استراتژیک اروپا و اروپائی که باید سهم خود را برای حمل باری که بر دوش ناتوست ادا کند ، من با رئیس جمهور امریکا هم نظر هستم». ترامپ از اظهارات ماکرون در مورد تقسیم هزینه راضی بود: «چون آنچه ما می خواهیم یک اروپای نیرومند است».

فقط چپ فرانسه نیست که به حق نگرانست : پول بیشتر برای صندوق جنگ است.

روز شنبه صبح ماکرون همراه با صدراعظم آلمان پرده از 2لوح یادبود تازه ای  برداشتند که جایگزین لوحی بود که اندک زمانی پس از  آتش بس تاریخی در 1918 در Compiègne نقر شده بود لوحی ای که  مضمون آن  از منظر امروز سخت نظامی بنظر می رسید.

در جنگ جهانی اول رویهم 18،6 میلیون نفر جان باختند، 9،7 میلیون نفر سرباز بودند و 8،9 میلیون نفر غیرنظامی. حاصل این کشتار فقط در فرانسه 600 هزار بیوه  و قریب یک میلیون کودکان یتیم بودند. 300 هزار سرباز مصدوم شدند، بیش از 15 هزار سرباز در اثر گاز های سمی چنان صدماتی درمان ناپذیری  به چهره آنها وارد آمد که بقیه عمر را در خفا بسر بردند. در جنگ هفت ساله سوریه که هنوز ادامه دارد 350 هزار نفر کشته شده اند. قریب 12 میلیون نفر مجبور شدند خانه و زندگی خود را ترک کنند، یعنی 65 درصد از کل جمعیت سوریه. افزون بر امریکا و روسیه بیش از 50 کشور دیگر از جمله فرانسه، آلمان، انگلستان، عربستان سعودی، مراکش، استرالیا، کانادا و اردن نیزدر این جنگ سهیم هستند.

 

https://www.jungewelt.de/artikel/343334.100-jahre-ende-des-1-weltkriegs-kriegstreiber-feiern-frieden.html

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

Advertisements

حاشیه هائی به اهمیت قتل خاشقچی در استانبول

حاشیه هائی به اهمیت

قتل خاشقچی در استانبول

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

4،235،784

 

 مقاله

1075

ادوارد اسنودن، همکار پیشین سازمان NSA که افشاگری های او در ژوئیه2013 عمدتا، پرده از میزان فعالیت های جهانی جاسوسی NSA و سازمانهای اطلاعاتی انگلستان برداشت ، روز چهارشنبه گذشته، بصورت غیابی در کنفرانسی که در تل آویو برگزار شده بود افشا کرد که یک شرکت امنیت سایبری اسرائیلی، که نرم افزار مانیتورینگ برای تعقیب و تحت نظر گرفتن  افراد را به عربستان سعودی فروخت تعقیب و قتل خاشقچی، روزنامه نگار سعودی را ممکن ساخت.

اسنودن که  می توانست از طریق مدار ویدئویی، از نقطه نامعلومی در روسیه، در این کنفرانس شرکت و صحبت کند، ادعاکرد که شرکت اسرائیلی  NSO Group نرم افزاری به عربستان سعودی فروخته که از طریق آن تلفن یک دوست خاشقچی، برای بدست آورن اطلاعات، تحت نظارت قرار گرفته است.

او گفت نقشی که این موسسه با نرم افزار خود در قتل خاشقچی ایفا کرده » ماجرای مهمی است که در باره آن چیزی نوشته نمی شود».

او تاکید کرد آنچه فاقد اهمیت است محل استقرار آن موسسه است، که آیا در خاک اسرائیل است  یا جایی دیگر. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که آن نرم افزار به بازیگرانی شیطان صفت فروخته شده تا حقوقِ بشریِ دیگر اندیشان، مخالفان و کنشگران زیر پاگذاشته شود.

شیوه کار چنین بوده است که این موسسه خبرهائی به  یک تلفن همراه  می فرستد که  بنظر کاربر تلفن دستی بی خطر جلوه می کند. مثلا با اشاره به پاکت یا بسته ای که صاحب تلفن در انتظار دریافت آنست. آنها می توانند همین کار را به صد شیوه مختلف و هر بار با نمره ای دیگر تکرار کنند.

«از لحظه ای که تو روی لینک کلیک   کنی –  تلفن تو به اختیار کسی در می آید که  آن خبر را برای تو فر ستاده است.

از این پس آنها می توانند  هر چه را که در تلفن تو گفته میشود یا رخ می دهد  کپی کنند – هرجا که تو بروی،  به هر کسی که تلفن کنی، هرچه را که بخوانی، هرعکسی که بیاندازی، در واقع  هرچه بگوئی یا بکنی، می توانند همه را کپی کنند. چون آنها می توانند از دور میکروفن تلفن را روشن کنند، حتی وقتی تو عکسی نگرفته ای آنها می توانند بجای تو عکس بگیرند، در هرکاری که  توسط  تلفن تو صورت بگیرد، آن موسسه و تمام مشتریان آن نیز در آن سهیم و از آن باخبر هستند».

خاشقچی روز 2 اکتبر 2018 پس از ورود به کنسولگری عربستان در استانبول بقتل رسید. گفته می شود برای این کار 15 نفر از عربستان به ترکیه اعزام شده اند. تحقیقات در باره چگونگی قتل او هنوز ادامه دارد  و هنوز روشن نیست که چه کسی دستور قتل را داده است.

چاوش اوغلو ، وزیرخارجه ترکیه ، روز سه شنبه در مورد قتل گفته است که پرزیدنت اردوغان در مقاله ای که برای واشنگتن پست نوشته ابراز اطمینان کرده که تصور نمی کند ملک سلمان پادشاه عربستان فرمان قتل را داده باشد.

چاوش اوغلو گفت: » ولی این هم روشن است که این 15 نفر سرخود برای بقتل رساندن  خاشقچی به استانبول نیامده اند. بنا بر این  از کسی دستور گرفته اند . اینک ما باید کشف کنیم که  چه کسی این دستور را داده است».

» پرزیدنت اردوغان دو بار با  ملک سلمان گفتگوی تلفنی داشت ، او ملک سلمان (پادشاه عربستان) را خوب می شناسد  و می داند که  او کسی نیست که به کسانی دستور دهد برادر خودش را بقتل برسانند. پرزیدنت اردوغان تقریبا مطمئن است که  ملک سلمان هیچ ارتباطی با این قتل ندارد».

ویدئو را ببینید:

https://deutsch.rt.com/kurzclips/78952-snowden-zu-khashoggi-mord-ich/

 

 

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

میان روسیه و آلمان یخ های جدائی آب می شوند!

میان روسیه و آلمان

یخ های جدائی آب می شوند!

راشا تودی  ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،232،525

 

مقاله

1074

 

کاربدستان اقتصاد آلمان مصمم هستند روسیه بعنوان رهبر اتحادیه اقتصادی اویرو آسیا را شریک  اتحادیه اروپا کنند.

ولفگانگ بوشهله رئیس کمسیون شرقی اقتصاد آلمان در سفر به مسکو با ولایمیر پوتین دیدار کرد و درباره طرح های نوین اقتصادی با وی گفتگو کرد.

این سفر نشان داد که چرخ های تجارت میان روسیه و آلمان سرانجام بر بحران چیره گشته و بگونه ای توقف ناپذیر برای دست یافتن به رکورد سال 2012 که 80 میلیارد دلار بود در حرکت است و در  سال جاری مرز 60 میلیارد دلار را پشت سر خواهد گذاشت.

«ولفگانگ بوشهله» رئیس کمسیون شرقی اقتصاد آلمان، در میز گرد رهبران اقتصادی روسیه و آلمان پس از سخنان کوتاه پوتین که در این میزگرد شرکت کرده بود ارقام بالا را ارائه داد.

بر سر میز گرد کرملین در بخش نمایندگان آلمان مدیران برجسته «نورد استریم»، «کناوف گیپس»، «فولکس واگن»، «مترو»، «زیمنس»، «BASF»، «اونیپر»و…  رویهم رفته نمایندگان 20 سازمان سنگین وزن اقتصاد آلمان دیده می شدند. در دست راست پوتین نیز نمایندگان روسیه نشسته بودند:  چند تن از وزیران و همچنین روسای «رزنفت» و «گاسپروم»، غولهای انرژی روسیه.

آنچه بر سر این میز گرد مشهود بود  فضای خوش بینانه حاکم بر آن بود، همان فضائی که در گذشته ، حتی در سالهای بحرانی 2014 به بعد بر گردهمآئی های اینچنینی حاکم بود.

دو طرف از رشد سرمایه گذاریها و مبادلات بازرگانی سخن گفتند و پوتین بویژه یاد آور شد که رشد اقتصادی روسیه 3 درصد ارتقاء یافته، در آمد روسیه از فروش محصولات کشاورزی خود حتی بیش از فروش صنایع سنتی اسلحه سازی شده است.

از سوی نمایندگان آلمان مطالبی کاملا نوین مطرح شد. مطالبی که در سالهای گذشته حتی تصور آن هم ممکن نبود. بعنوان مثال تاکید بر به پیش راندن همکاری میان اتحادیه اروپا و اتحلدیه اقتصادی اویرواسیا EAWU . و بر این تاکید شد که رشد اقتصادی در اتحادیه اروپا و اتحادیه اقتصادی اویرواسیا هدف واحدی است که  اتحادیه اروپا و روسیه هردوآن را  دنبال می کنند و از این رو گفتگو در باره یکسان کردن معیارها، مجوزها و ایجاد تسهیلات گمرکی و دادن ویزا ضروری است. «بوشهله» گفت که نخستین گام  برای ایجاد منطقه مشترک اقتصادی میان اتحادیه اروپا و اتحادیه اقتصادی اویرواسیا  یکسان سازی است.  او در این رابطه به سخنان وزیر اقتصاد آلمان «پتر آلتمایر» اشاره  کرد که یک ماه پیش در فوروم آلمان – روسیه  در مسکو گفته بود. آلتمایر در فوروم از ضرورت ایجاد » منطقه رفاه اروپائی» با همراهی و همکاری روسیه سخن گفته بود.

رئیس «کمسیون شرقی» آلمان تاکید کرد که علائق روسیه و اتحادیه اروپا در مورد » مسائل مهم مربوط به آینده» مشابه هستند، مانند تجارت جهانی مبتنی بر قانون، تقویت سازمان بازرگانی جهانی، امنیت اتمی، تامین امنیت مواد اولیه و بالاخره محیط زیست.

بوشهله گفت که همکاری نزدیک با روسیه برای کاستن از موانع بازرگانی، گسترش مبادلات بازرگانی و برای ایجاد یک منطقه اقتصادی مشترک در اروپا، بویژه در زمانی که «پروتکسیونیسم» ( حمایت از صنایع داخلی) رو به فزونی است، راهگشای نیرومندی است.

بوشهله  در همایش مذکور  پنج موضوع را مطرح ساخت:

  • توسعه همکاری در اقتصاد سلامتی.

  • بالابردن سطح بهره وری از صنایع و تولید صنعتی.

  • گسترش روابط مشترک در عرصه انرژی،

  • دیجیتالی کردن اقتصاد

  • همکاری در عرصه اقتصاد کشاورزی بویژه در بخش صنایع غذائی.

همکاری شرکت های » مدرن و نوآور از اتحادیه اروپا و روسیه در این عرصه های کلیدی سبب میگردد که آنها به راه حل های مشترکی دست یابند تا بتوانند در بازارهای اروپائی و بعدا در بازارهای  جهانی از عهده  رقابت برآیند»

ولفگانگ بوشهله گفت، اگر این کار با موفقیت روبرو گردد آنگاه» گامی بلند به جلو برداشته ایم»/

 این سخن بوشهله یاد آور سخن مائوتسه دونگ در سال  1958 است که   از»جهش بزرگ بسوی جلو» سخن گفت. این مقایسه با سخن مائو تصادفی نیست، زیرا اقتصاد آلمان قصد دارد همراه با روسیه عقب ماندگی از چین را جبران کند.

بوشهله گفت:  این راز پنهانی نیست که ما اروپائی ها باید هرچه زود تر عقب ماندگی خود را در عرصه موضوعاتی که بر جهان آینده حکم خواهند راند جبران کنیم . مانند تولید هوش مصنوعی، اتومبیل های بی سرنشین، فشار سه بعدی، سوپر کامپیوتر، بیوتکنولوژی. من در موسسه خود در این زمینه ها کار می کنم. پروژه های نوین برای ایجاد سامانه های مدرن و تولید چیپس ها عموما درچین و ایالات متحده امریکا تولید می شوند و بندرت در اروپا. چین درمسابقه جهانی در حال پیشی گرفتن از ما اروپائی هاست.

بوشهله در مورد تحریم ها نیز سخن گفت. بویژه در باره تحریم ها علیه اروپا که بر خلاف تحریم ها علیه روسیه نا محسوس و بی سر و صدا اجرا می شود و موسسات آلمانی  برخلاف میل خود تقریبا آن را پذیرفته اند.

بنا به گفنه بوشهله  تحریم هائی که امریکا بصورت قانون تصویب کرده شامل حال شرکتهای آلمانی که با روسیه همکاری می کنند نیز می گردد – که می تواند تاثیرات منفی روی اعتبارات  داشته باشد.

سخنگوی بلند مرتبه اقتصاد آلمان سخن خود را در کرملین با طرح  این تقاضا پایان رسانید:  اقتصاد آلمان و روسیه  میتوانستند وضعی بمراتب بهتر از وضع اکنون داشته باشند اگر مناسبات سیاسی بهبود اساسی می یافت و اکنون زمان آنست که ما روی به سیاست تنش زدائی بیآوردیم.

اشاره:

Ost-Ausschuss der Deutschen Wirtschaft

«اوست آوسشوس » چیست و کیست؟

این سازمان که در سال 1952 تاسیس شده  مجمع انجمن های برجسته اقتصاد آلمان است که وظیفه اش حفظ منافع موسسات تولیدی آلمان در اروپای شرقی است . اعضای این مجمع عبارتند از:

انجمن صنایع آلمان

انجمن بانک های آلمان

انجمن همگانی صنعت بیمه آلمان

انجمن تجارت خارجی خرده فروشی آلمان

انجمن مرکزی صنایه دستی آلمان

130 موسسه عضو این کمسیون هستند.

از ژانویه سال 2016″ ولفگانگ بوشه له» رئیس  هیئت مدیره این کمسیون است.

برای درک اهمیت این دیدار و تصمیمات متخذ از سوی آن به مقاله :» چرا امریکا می کوشد جلوی اتحاد روسیه و آلمان را بگیرد ؟ مراجعه کنید

 

https://deutsch.rt.com/inland/78698-mit-russen-im-boot-ost-ausschuss-deutschland-eu-zukunft/

 

چرا امریکا می کوشد جلوی اتحاد روسیه و آلمان را بگیرد؟ بدست aayande در مه 21, 2018 | بیان دیدگاه | ویرایش

چرا امریکا می کوشد جلوی

اتحاد روسیه و آلمان را بگیرد؟

برگرفته از یوتیوب – ترجمه رضا نافعی

باز انتشار

این مقاله نخستین بار در ماه مه 2018 منتشر شد برای شناخت ر ویدادهای اساسی امروز و تحول بنیادین در رابطه آلمان و روسیه آن را دوباره منتشر می کنم

منبع مطالب مندرج در مقاله این سند است که در یوتیوب منتشر شده است

توجه ویژه برخی از خوانندگان و علاقمندان به ترجمه های چند روز اخیر من در » آینده ما» مرا بر آن داشت تا اطلاعات جامع تری در باره سیاست راهبردی، قدمت و اهمیت آن  از عهد باستان تا امروز و بویژه سیاست راهبردی امریکا از سال 1871 تا کنون   – که در عین حال کلیدی است برای درک سیاست کنونی امریکا در قبال آلمان و روسیه – در اختیار خوانندگان جویای » آینده ما » باز انتشار دهم.

» شیکاگو کانسل آن گلوبال آفرز» در سال1922 تاسیس شد. از سالهای 1940 بسیاری از رهبران و بزرگان جهان با دیدگاهای گوناگون در آن محفل سخن گفته اند. این سازمان  هم اکنون 30 هزار عضو دارد از جمله رهبران نظامی آمریکا، مدیران هجفوندزها ، سیاستمداران نامدار و کنسرن های بین المللی. کسانی که بین سال 1940 تا 1950 در این مجمع سخن گفته اند از جمله عبارتند از نخست وزیر هند،         النا روزولت همسر رئیس جمهور آمریکا، سناتور آمریکائی جان اف کندی و دیگران، درسالهای دهه های   60  و 70 کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل و هنری کیسینجر، در سالهای دهه 80 تا 90 هلموت کهل صدر اعظم آلمان، ایزاک شامیر نخست وزیر اسرائیل، حسنی مبارک رئیس جمهور مصر، ماگریت تاچر نخست وزیر انگلیس و کیم یونگ سام رئیس جمهور کره جنوبی،  از سال 2000 به بعد کسانی چون ویکتور یوش چنکو رئیس جمهور اوکرائین، کوندلیزا رایس وزیرخارجه آمریکا، تونی بلر نخست وزیر انگلستان و شخص باراک اوباما .

این فهرست بسیار کوتاه نشان می دهد که اعتبار سخنانی که در این مجمع رانده می شود از چه عیاربالائی برخوردار است.

جورج فریدمان، که اینک سخنان او را در این مجمع می شنوید رئیس اتاق فکر استارتفورد، یک تحلیلگر برجسته آمریکاست که در باره برنامه های آتی ژئوپلیتیک، مسائل امنیتی و چالش های جهانی تحلیل و خبر عرضه می کند.

از وقتی که هکر ها به شبکه همکاران جورج فریدمان راه پیدا کردند معلوم شد که او عامل سیا، سازمان اطلاعاتی آمریکاست. ویکیلیکس در حدود 150 پست الکترونیکی استارتفورد را، که فریدمان در سال 1996  تاسیس کرد، منتشر ساخت. ویکیلیکس اعلام کرد که 5 میلیون سند در اختیارش گذاشته شده که حامل رهنمودهائی است که جورج فریدمان داده است از جمله :

» در تاریخ 6 دسامبر 2011 او به زنی که از همکاران او در ونزوئلاست چنین توصیه می کند  وقتی که منبع با اهمیت است باید او را تحت کنترل درآوری. کنترل یعنی کنترل مالی، سکسوئل( جنسی) یا روانی. تا وقتی که منبع حاضر به پذیرفتن دستور ها شود».

همانطور که گفتیم او رئیس لو رفته سیا است. آنچه او در 4 فوریه 2015  بر زبان آورد، باور کردنی نبود  اگر به این صورت دیده و شنیده نمی شد».

اینک توجه کنید به آنچه که این منبع اتاق فکر در باره چالش اوکرائین می گوید. این ها سخنانی است که بسیاری از رسانه ها انگ » تئوری توطئه » به آن می زنند. ولی فریدمان با سخنانی که می گوید ناخواسته موضوع را روشن می کند. البته او فکر نمی کرد که روزی اظهاراتش علنی شوند و بگوش همگان برسد.

فریدمان – منطقه ای ( در جهان) نیست که بتواند برای همیشه آرام باشد. از جمله آمریکا، منظورم این است که جنگ با ما( آمریکا) همگام است، بعبارت دیگر به ما مربوط می شود. من حدس می زنم که اروپا هم به جنگ باز می گردد، و دوباره به وضع عادی انسانی بر می گردد» دورانِ جنکی خواهد داشت و زمان هایِ صلح خواهد داشت و زندگی خود را از دست خواهد داد. مثل جنگ گذشته صدمیلیون نفر نخواهد بود. ولی بنظر من اندیشه برتری اروپائی نقش خواهد داشت . در اروپا چالش هائی بوجود خواهد آمد، چالش هائی وجود داشت. در یوگوسلاوی چالش بود و حالا در اوکرائین هست. مناسبات ما با اروپا—- ما با باصطلاح اروپا مناسباتی نداریم. ما با رومانی مناسبات داریم،با فرانسه مناسبات داریم ولی آمریکا با اروپا مناسبات ندارد.

پرسش: آیا افراط گرائی اسلامی خطر اصلی برای آمریکاست، آیا حیات اسلامگرائی پایان خواهد یافت یا به حیات خود ادامه خواهد داد؟

فریدمان: افراطگرائی اسلامی برای آمریکا یک مسئله است ولی خطری نیست که موجودیت آمریکا را تهدید کند. باید در حدی که ضروری است به آن توجه داشت. سیاست خارجی ما علائق دیگری دارد.

علاقه اساسی سیاست خارجی آمریکا در صد سال گذشته، در جنگ های اول و دوم جهانی و در جنگ سرد، سیاست آلمان و روسیه بوده است، چون آنها یگانه قدرتی هستند که می توانند برای ماتهدیدی باشند. مهمترین اصل مورد علاقه ما این بود که مانع نزدیکی این دو کشور بیکدیگر شویمم. اگر شما اوکرائینی باشید نگاه می کنید ببینید کیست  تنها کسی که بتواند به شما کمک کند. این ایالات متحده آمریکاست. هفته گذشته یا حدودا ده روز پیش سرفرمانده نیروی نظامی آمریکا در اروپا، ژنرال «بن هاجس» برای دیدار به اوکرائین رفته بود. او در انجااعلام کرد که قرار است مشاوران نظامی آمریکا بزودی رسما به اوکرائین بیایند. او در واقع در آنجا به رزمجویان اوکرائینی مدال هائی داد که طبق مقررات آمریکا دادن چنین مدال هائی به خارجیان ممنوع است. ولی او این کار را کرد، چون می خواست نشان دهد که ارتش اوکرائین ارتش خودش است. بعد اور فت  . ایالات متحده آمریکا اسلحه، توپخانه و دیگر ابزار نظامی در اختیار کشورهای بالتیک رومانی، لهستان و بلغارستان گذاشت – این نکته بسیار جالبی است. و دیروز اعلام شد که  ایالات متحده آمریکا می خواهد اسلحه در اختیار اوکرائین بگذارد. این خبر تکذیب شد ولی آنها تسلیحات را ارسال می کنند. تمام این اقدامات ایالات متحده خارج از محدوده  ناتو صورت می گیرد. چون تصمیماتی که  در ناتو گرفته می شود باید به اتفاق آراء  به تصویب تمام اعضای ناتو برسد. نکته اینجاست که ایالات متحده آمریکا، گرداگرد روسیه  یک کمربند بهداشتی، یک کمربند امنیتی بر پا می سازد و روسیه این را می داند. روسیه فکر می کند که آمریکا می خواهد فدراسیون روسیه را منهدم کند. بنظر من ما نمیخواهیم روسیه را ازپا درآوریم، فقط می خواهیم مجروحش کنیم ، می خواهیم به آن صدمه بزنیم. به هر حال ما به بازی قدیمی بازگشته ایم . وقتی با  لهستانی ها،مجارستانی ها یا رومانی ها صحبت کنیم می بینیم که آنها بکلی در دنیای دیگری غیر از دنیای آلمانها زندگی میکنند و دنیای آلمانها با دنیای اسپانیائی ها تفاوت دارد، یعنی در اروپا وحدت وجود ندارد. اما این که اوکرائینی ها چه چیز را ترجیح می دهند، می توانم دقیقا بشما بگویم: آنها کوشش خواهند کرد، تلاش خواهند کرد تا آمریکا را به اوکرائین بیاورند. ایالات متحده آمریکابه پیروی از علائق بنیادین خود تمام اقیانوس های جهان را تحت کنترل خود دارد. هیچ قدرت دیگری در جهان، چنین کاری نکرده است. از این رو ما می توانیم وارد  خاک تمام کشورهای جهان بشویم ولی آنها نمی توانند به ما حمله کنند. این امریست بسیار دلپسند. قدرت ما متکی بر تسلط ما بر اقیانوس ها و بر فضاست. بهترین راه برای چیره شدن بر نیروی دریائی دشمن آنست که نگذاریم چنین نیروئی بوجود آید،  راه انگلستان برای پیشگیری از این که دیگر قدرت های اروپائی به قدرت دریائی دست یابند این بود که اروپائی ها  با یکدیگر بجنگند. سیاستی که من توصیه می کنم سیاستی است که رونالد ریگان در مورد ایران و عراق بکار بست. او از هر دو کشور حمایت می کرد( جنگ عراق و ایران/88   1980  (انها با یکدیگر می جنگیدند نه با ما.

 این کار بد جنسی بود، اخلاقی هم نبود ولی کارساز بود. و همین است که اهمیت دارد . ایالات متحده آمریکا در موقعیتی قرار ندارد که بتواند سراسر اروپا و آسیا را تسخیر کند. در آن لحظه که چکمه ما با خاک آنجا تماس پیدا کند، ما از حیث نفرات در اقلیت هستیم. مامی توانیم یک ارتش را نابود کنیم ولی قادر به تسخیر عراق نیستیم. اصلا این فکر که ارتش 130 هزار نفری آمریکا کشوری با 25 میلیون جمعیت را تسخیر کند…تعداد افراد پلیس نیویورک نسبت به جمعیت آن بیشتر است تا نسبت سربازان آمریکائی به مردم عراق. بنا بر این ما در موقعیتی قرار نداریم که همه جا دخالت نظامی کنیم، ولی در موقعیتی هستیم که اولا از قدرت هائی که با هم می جنگندحمایت کنیم تا آنها بتوانند  توجه خود را بر یکدیگر متمرکز کنند. حمایت یعنی حمایت سیاسی، مالی،نظامی، تسلیحاتی از آنها و فرستادن مشاور نظامی برای آنها. و در موارد ویژه مانند کاری که ما در ژاپن، نه در ویتنام، عراق و افغانستان کردیم، باضربه پیشگیرانه مداخله کردیم. هدف تاکتیک حمله  پیشگیرانه چیره شدن بر دشمن نیست، هدف برهم زدن تعادل دشمن است. ما این تجربه را در هر جنگی کرده ایم مثلا در افغانستان تعادل القاعده را بر هم زدیم. مشکلی که ما داریم – وقتی جوان و نادان هستیم- این است که  وقتی تعادل دشمن را بر هم بزنیم   بجای آن که بگوئیم کارمان را خوب انجام دادیم، حالا به خانه باز گردیم، می گوئیم به به ، چه کار آسانی بود، بیا همین جا یک دموکراسی درست کنیم . این همان وقتی بود که ما گرفتار ضعف عقل شدیم. از این رو پاسخ ما این است که آمریکا نمی تواند همه جا در اروپا و آسیا مداخله نظامی کند. مداخله باید گزینشی باشد و تا جائی که ممکن باشد بندرت صورت گیرد. یک مداخله نظامی برای ما یک مورد استثنائی است. آخرین امکان است.. ما نمی توانیم در همان گام اول نیروی نظامی آمریکا را بفرستیم. ولی وقتی که ما نیروی نظامی آمریکا را بفرستیم، آنوقت – این  تجربه به روشنی به ما آموخته است که دخالت باید محدود باشد و نباید ابعاد عظیم پیدا کند. امید می رود که این بار این درک را کرده باشیم. معمولا مدتی طول می کشد تا بچه ها درس خود را یاد بگیرند. ولی حق کاملا با شماست، ما بعنوان امپراتوری نمی توانیم ( همه جا مداخله کنیم) . انگلیس ها در آن زمان   هندوستان را تسخیر نکردند. آنها فقط حکومت های هند را می گرفتند و آنها را به جنگ علیه یکدیگر برمی انگیختند. انها افسران انگلیسی را در ارتش هند بکار گمارده بودند.

بنا بر این امپراتوری هائی که تلاش می کنند تا در منطقه تسخیر شده حکومت کنند با شکست مواجه می شوند. نمونه آن امپراتوری نازی ها بود. چون هیچکس آنقدر قدرت ندارد که بتواند بطور مستقیم حکومت کند. باید با تدبیر پیش رفت. به هر حال این فعلا مسئله ما نیست. واقعیت این است که ما یک امپراتوری هستیم. ولی این به آن معنی نیست که ما خیالمان را راحت کنیم، به خانه برگردیم و دیگر بفکر چیزی نباشیم. ماتازه به فصل سوم کتاب رسیده ایم.

پرسش بعدی- آیا درست فهمیدم که پول اروپائی یورو قادر به ادامه حیات نخواهد بود؟

فریدمان- پرسشی که الان بر روی میز است این است که آیا اوکرائین بعنوان منطقه بی طرف بین روسیه و غرب باشد و دست کم بی طرف بماند یا این که غرب آنقدر در اوکرائین پیش خواهد رفت که غرب ( ناتو) فقط 100 کیلومتر تا استالینگراد و 500 کیلومتر تا  مسکو فاصله داشته باشد. وضعیت اوکرائین برای روسیه یک مسئله حیاتی است و روسها نمی توانند چشم خود را ببندند و آنرا نادیده بگیرند. موضع آمریکا این است که اگر روسیه بازهم به اوکرائین بچسبد ما جلوی روسیه را خواهیم گرفت. از این رو آمریکا دست به اقداماتی خواهد زد، نظیر آنچه که ژنرال هاجس اخیرا اظهار داشت، در باره نیروهای مهاجم در رومانی، بلغارستان، لهستان و کشورها بالتیک. این پایه استدلال برای » اینترماریوم» ( یعنی سرزمین های میان دو دریا) منطقه میان دریای سیاه و دریای بالتیک است، این طرح پیلسودسک Pilsudsk ( سیاستمدار و مارشال لهستانی (1867–1935) ) است که او در آرزویش بود. راه حل برای آمریکا نیز همین است.

 موضوعی که ما برای آن پاسخی نداریم این است که آلمان در این وضع چه سیاستی در پیش خواهد گرفت. عامل واقعی  و نامشخص در اروپا آلمان است، وقتی که آمریکا کمربند امنیتی برپا کند، نه در اوکرائین، بلکه درغرب، نفوذ روسیه در اوکرائین از بین خواهد رفت – ما نمی دانیم آلمان چه روشی درپیش خواهد گرفت. آلمان در وضعیت ویژه ای قرار دارد. گرهارد شرودر صدراعظم پیشین آلمان، عضو هیئت مدیره گاز پروم است. آلمانها مناسبات بسیار پیچیده ای با روسیه دارند. ولی آلمان خود نیز نمی داند که چه باید بکند. آلمان باید تولیدات خود را صادر کند، روسیه می تواند کالاهای روسیه را بخرد. از سوی دیگر آلمانها منطقه تجارت آزاد را از دست می دهند که برای چیزهای دیگر به آن نیاز دارند. نگرانی اصلی امریکا پیوند سرمایه و تکنولوژی روسیه، منظورم سرمایه و تکنولوژی آلمان است، پیوند سرمایه و تکنولوژی آلمان با مواد خام روسیه و نیروی کار روسیه، این دو ترکیبی بوجود می آورند که آمریکا از صد سال پیش در تلاش بوده تا مانع   ایجاد آن گردد. خب چگونه می توان مانع تحقق پیوند آلمان و روسیه شد؟ آمریکا حاضر است کارت خود را روی میز بگذارد که عبارتست از بکار گرفتن مسیر میان دریای بالتیک و دریای سیاه.

نظر روسیه روشن است. آنها خواستار این هستند که اوکراین یک کشور بیطرف بماند، نه طرفدار غرب. روسیه سفید مسئله دیگریست.

حال آنکس که بتواند به من پاسخی بدهد که آلمان درین موقعیت چه خواهد کرد او درعین حال می تواد بگوید که تاریخ بیست سال آینده چگونه خواهد بود. ولی متاسفانه همیشه  آلمانها باید تصمیم بگیرند. این مسئله همیشگی آلمان است. آلمان از لحاظ اقتصادی بسیار نیرومند است اما درعین حال از لحاظ ژئوپلیتیک بسیار شکننده . آنها هیچوقت نمی دانند کالاهای خود را به که و کجا بفروشند. از سال 1871 این همیشه مسئله آلمان بوده است و مسئله اروپا. در باره » مسئله آلمان » فکر کنید، این پرسشی است بار دیگر مطرح می شود. این مسئله بعدی است که ما باید طرح کنیم، یعنی کاری که نمی توانیم بکنیم، چون نمی دانیم آلمان چه خواهد کرد.