بایگانی‌های ماهانه: فوریه 2019

آلمان زیر فشار روز افزون سرانجام تسلیم ترامپ می شود؟

آلمان زیر فشار روز افزون

سرانجام تسلیم ترامپ می شود؟

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار دیدار از سایت تا کنون

4،316،332

ترجمه

1099

.

کشاکش دیرین بر سر آلمان بار دیگر سخت بالا گرفته است. آلمان برای جناحی بسیار زورمند است و برای جناحی هنوز هم  سخت ناتوان. ولی همه  نگرانند، نگران سیاست آلمان هستند. از این رو امریکا میکوشد تا جلو تک روی های آلمان را بگیرد.

گرچه آلمان در دوران صدراعظم مرکل به امریکا کاملا وفادار ماند و در مورد بسیاری از رویدادها علائق خود را زیر پا گذاشت- از جمله می توان از  استراق سمع رسوا شدۀ آژانس ملی امریکا، از تمدید مکرر ماموریت در افغانستان، از تحریم های عدیده علیه روسیه نام برد و به منجمد ساختن  غیر قانونی دارائی های ایران و غیره اشاره کرد- با این همه گهگاه مواردی هم پیش می آید که برلین  راه دیگری در پیش می گیرد.

به جرات میتوان گفت که یکی از آنها تصمیمی بود که مرکل در سال 2015  با نادیده گرفتن تمام کنوانسیون های اروپا گرفت و مرزها را به روی پناهجویان و مهاجران گشود، و  بسیاری از کشورها را گرفتار هرج و مرج کرد. یکی دیگر از این تصمیم های دولت آلمان محکم چسبیدن به قرارداد اتمی با ایران بود که بزحمت زیاد تهیه و تصویب شده بود،  در حالی که پرزیدنت ترامپ با صراحت تمام روشن کرده بود که دولت های امضاء کننده قرار داد باید بین امریکا و ایران یکی را انتخاب کنند.

این که چرا دخالت امریکا در اقتصاد آلمان پیامدی در پی نداشت، خود نشان دهنده و بیانگر سیاست ناشی از قدرت امریکاست، سیاستی متکی بر قدرتی هژمونیال. واشنگتن در عین حال تلاش می ورزد تا برای دیگر کشورهای جهان مجوز صادر کند که از کدام کشور اجازه خرید نفت دارند و  از کدام کشور اجازه خرید نفت ندارند. از تاریخ 4 نوامبر 2018 ایران  از جمله آن کشورهائی است، که طبق قرائت امریکا، خرید نفت از آن مجاز نیست. .

در واقع معامله هم مجاز نیست، در فکرایجاد  INSTEX شرکت تسویه وجوه، برای انجام معاملات محدود  اروپا با ایران هم اصلا نباید بود. چرا نباید بود؟  چون: » این بی احترامی به سیاست ایالات متحده امریکاست». (نگاه کنید به سخنان مخالفان دولت روحانی در همین زمینه در داخل ایران که چگونه همآهنگ است با سیاست و دستورات امریکا. م)

گرنل سفیر امریکا در برلین خشمگین است از تشکیل INSTEX-„Instrument in Support of Trade Exchanges“-  وسیله ای برای حمایت از فعالیت های تجاری . اما کشیدن لوله گاز در دریای بالتیک موسوم به نورد استریم 2 برای حمل گاز ارزان روسیه به اروپا که سخت مورد نیاز است نیز از سوی گرنل و دولت متبوعش بشدت مورد حمله قرار گرفته است.

سفیر امریکا با صراحت تمام موسسات و شرکت های آلمان را تهدید به تحریم می کند و حتی  در اواسط ماه ژانویه نامه های تهدید آمیزی برای روسای کنسرن های المانی سهیم در برنامه  مذکور نوشت و آنها را تهدید کرد تا به این وسیله آنها را مجبور به چشم پوشی از شرکت در برنامه نورد استریم 2 سازد. به  هرحال بکار بردن این روش در مورد ایران با موفقیت همراه شد و آقای سفیر پیوسته با کمال افتخار این خبر را در تویتر اعلام کرد.

افزون بر این ها موضوع ناتو هم هست. ترامپ از روزی که کارش را آغاز کرد پیوسته خواستار افزایش سهم کشورهای عضو ناتو در هزینه  دفاعی ناتو شده است، و از آنها می خواهد که 2 در صد از تولید ناخالص ملی خود را به ناتو تخصیص دهند. از آنجا که آلمان دارای نیرومند ترین قدرت اقتصادی در اروپاست ، 2 در صد از تولید ناخالص ملی اش سر به میلیاردها می زند، که آلمان باید برای راضی نگه داشتن ترامپ این پول را هر سال بپردازد. اما داد و فریاد بر پا کردن ترامپ بی ثمر نماند و تقریبا همه اعضای ناتو سهم خود را افزایش داده اند.

برلین در همین اواخر اعلام کرد که 1،5 در صد خواهد پرداخت ولی این مبلغ قادر به آرام ساختن اذهان هیجان زده نخواهد بود. ریچارد گرنل  در مصاحبه ای که در 10 فوریه با روزنامه » ولت آم زنتاگ» انجام داد گفت این وعده ها کافی نیستند. او تلاش  کرد چنین وانمود سازد که آلمان به امریکا ادای تعهد نکرده  بلکه این تعهد را به  ناتو به » بهترین اتحادیه دفاعی جهان » عرضه کرده است.

آمریکا به یاد متحد عالیقدر خود «آلمان» می آورد که زمان زمان  تضعیف ناتو یا تهی ساختن آن از درون نیست.  روسیه  جلوی در خانه ایستاده است، همه باید  بدانند، که حالا ناتو باید تقویت شود. آلمان ها در برابر روسیه اهرمی در دست دارند. تصورش را بکنید که صدراعظم مرکل  بپاخیزد و بگوید : با این رفتاری که روسیه دارد، بدلیل تمام این فعالیت های بدخواهانه  و خطاهای روزافزون، ما دیگر نمی توانیم  با خرید گاز شما بر امکان توسعه نفوذ شما بیافزائیم و چون روسیه جلوی در خانه ما ایستاده است –  البته منظور این است که ما با توسعه ناتو به شرق اروپا خود را به مرزهای روسیه رسانده ایم- و روس ها با » عملیات خبیثانه خود»  تبدیل به خطری شده اند، مشکل بعدی در برابر آلمان قرار میگیرد. تا کنون » استولتنبرگ» دبیر کل ناتو بوده است که این مسئله را مطرح ساخته است. ولی  اگر دولت آلمان خود  پیشاپیش کار را بر امریکا آسان نسازد و بیانیه ای صریح و مطلوب امریکا منتشر نسازد، دیری نخواهد پائید که واشنگتن خود برلین را زیرفشار بگذارد.

صحبت از بمب های هسته ای ایالات متحده در اروپا و مخصوصا در آلمان است.  پس از خروج امریکا از پیمان INF   استولتنبرگ  دبیرکل ناتو به کشورهای عضو فشار وارد می آورد که بخشی از این » مشارکت هسته ای باشند» .

دبیرکل ناتو گفت این امر شامل آلمان نیز می شود. اینک مسئله برای آلمان محدود به این پرسش نیست که چگونه می توان از عهده  استقرار احتمالی چندین بمب مجهز به  کلاهک های اتمی برآمد.

تا کنون سناریو اضطراری چنین بود که آلمان همراه با بلژیک ، هلند و ایتالیا با بمب افکن های خود بمبهای اتمی امریکائی را حمل و ماموریت خود را انجام خواهند داد. با توجه به این که  تورنادوهای آلمان از سال 2025 به بعد به کنار نهاده خواهند شد، نیروی هوائی آلمان فاقد وسیله لازم برای انجام ماموریت خواهد بود. هنوز روشن نیست که برلین کدام بدیل را انتخاب خواهد کرد.

در واقع می بایستی اویروفایتر باش ( که مثل اف 35) باید با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کند.

یک امکان هم خرید اف 18 از بوئینگ است، که دیگر عمری را پشت سر گذاشته  و با میل و منطق صنایع نظامی اروپائی نیز همآهنگ نیست.

https://deutsch.rt.com/meinung/84121-deutschland-unter-massivem-druck-der-usa/

.

 

 

 

Advertisements

روسیه یا امریکا آلمان زیر فشار کدامیک است؟

روسیه یا امریکا

آلمان زیر فشار کدامیک  است؟

تازه ترین نظرات «اسکار لافونتن». راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

 

آمار دیدار از سایت تا کنون

 

4،313،943

 

 

ترجمه

 

1098

اسکارلافونتن رهبر اسبق حزب سوسیال دمکرات آلمان که بعد ها از این حزب با نظراتی چپ جدا شد در فیسبوک، در دفاع از» نورد استریم 2 »  امریکا را بشدت مورد انتقاد قرارداد. لافونتن گفت هدف امریکا آنست که  میان المان و روسیه گوِه بگذارد است. امریکا و دست نشاندگانش باید از » بافتن قصه های دروغ برای ما» دست بردارند.

اسکار لافونتن رهبر فراکسیون حزب چپ ها در مجلس ایالت «سارلاند» آلمان ازلوله گاز  «نورد استریم 2» که مورد مناقشه است و بطور کلی در ارتباط با خرید گاز طبیعی روسیه توسط آلمان بشدت دفاع کرد. او به گفته های جورج فریدمان، مشاور امنیتی ایالات متحده امریکا و بنیانگذار سازمان استارتفور استناد کرد و گفت: یک واقعیت مبتذل این است که پیوند فناوری آلمانی و مواد خام روسی به یکدیگر برای امریکا مسئله ساز است. (……) هدف اصلی امریکا از صد سال پیش تا کنون، این است که مانع به هم پیوستن آلمان و روسیه شود. آنچه روشن است این است که ایالات متحده امریکا می خواهد میان آلمان و روسیه گَوِه بگذارد.حالا پرزیدنت ترامپ، رئیس جمهور امریکا، می خواهد   آلمان خرید گاز سازگار با محیط زیست روسیه را متوقف سازد و بجای آن  خریدار گاز صخره ای و ناسازگار با محیط زیست امریکا شود.

دلیل «کارزار دروغ بافی» که  روزنامه » بیلد» (سر سلسله رسانه های زرد)  و دیگررسانه های   باصطلاح  با «کیفیت» و «اتلانتیک گرایان» شناخته شده از حزب » دموکرات مسیحی آلمان» و سبزها در پیش گرفته اند، همین است.

 این  پوتین نیست، ترامپ است  که آلمان را تحت فشار می گذارد که بر بودجه نظامی خود بیافزاید. این پوتین نیست، ترامپ است که به آلمان اجازه نمی دهد با دیگر کشورها داد و ستد بازرگانی داشته باشد. پوتین نیست، ترامپ است که به آلمان می گوید کدام گاز را مصرف کنید. سفیر پوتین نیست، سفیر ترامپ است که برای شرکت ها و موسسات آلمانی نامه های تهدید آمیز می فرستد. بطور کلی رفتار سفیران امریکا در کشورهای محل ماموریتشان در جهان رفتاری است که ساتراپ های رم  در عهد باستان داشتند.

لافونتن در سخنرانی خود به آمار سیاسی تلویزیون دوم و معتبر آلمان، معروف به  ZDF،  استناد می کند که طبق آن اکثریت مردم آلمان بیشتر نگران سیاست ترامپ هستند تا سیاست پوتین و در همه پرسی صورت گرفته تقریبا 70 در صد مردم آلمان رئیس جمهور امریکا را خطر بزرگتری برای صلح جهانی می دانند تا روس ها را.   اگرروزی کار به آنجا برسد که پوتین بخواهد به آلمان ها دستور بدهد، آلمان ها هنوز امکان سنجش دارند که » گاز کثیف و گران ترامپ» را بخرند: ولی تا زمانی که کار به آن مرحله نرسیده، امریکا و  فرمان برانش، باید دست از افسانه پردازی های دروغ برای ما بردارند.

https://deutsch.rt.com/inland/83975-lafontaine-usa-und-ihre-vasallen-sollen-aufhoeren-luegenmaerchen-aufzutischen/

برای شناخت دقیق اشاره اسکار لافونتن می توانید به این مقاله در آینده ما مراجعه کنید:

چرا امریکا می کوشد جلوی اتحاد روسیه و آلمان را بگیرد

https://aayande.wordpress.com/2018/05/

جنگ «داود و جالوت» تورات در ونزوئلا تکرار خواهد شد!

 

جنگ «داود و جالوت» تورات

در ونزوئلا تکرار خواهد شد!

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

آمار دیدار از سایت تا کنون

4،310،244

ترجمه

1097

 

رئیس جمهور ونزوئلا امریکا را از  حمله نظامی به آن کشور بر حذر داشت. مادور گفت  حمله نظامی  برای امریکا پایانی خونین خواهد داشت. رئیس جمهوری که امریکا دیگر او را برسمیت نمی شناسد با یاد آوری  داستان جنگ  » داود و جالوت » در تورات به امریکا هشدار داد. (شاید اشاره ای هم به اسرائیل. به در گفت که دیوار هم بشنود! م)

مادور گفت :» ایست. ترامپ بس کنید ! از جایتان تکان نخورید! خطائی که می کنید شما را با دستانی خون آلود برجای می گذارد و شما مسند ریاست جمهوری را خون آلود ترک خواهید کرد. اگر جنگی درگیرد » ویتنام» تازه ای برای واشنگتن خواهد شد.

پیش از آن، ترامپ، رئیس جمهور امریکا ، تمام پیشنهاد های ممکن را برای مذاکره با دولت مادور رد کرده و گفته بود فرستادن نیروی نظامی به  ونزوئلا » یکی از امکانات» خواهد بود.

رئیس جمهور ونزوئلا گفت اگر امپراتوری امریکای شمالی به ما حمله کند، ما باید از خود دفاع کنیم. ما ونزوئلا را دو دستی تقدیم نخواهیم کرد. ما هم راز هائی داریم – ماهم  فلاخنی   داریم . فلاخن داود در دست ماست.

 با این حال، او پذیرفت که واشنگتن تهدیدی جدی برای دولت او است. مادور گفت امریکا بجای آن که با دستکش بوکس به میدان اید  با پتک وارد میدان می شود، آنها می خواهند او را ساقط کنند تا بتوانند بر منابع عظیم نفت ونزوئلا دست یابند. مادور برای همپیمانهای واشنگتن در آنسوی اتلانتیک نیز سخنانی برای گفتن داشت. او اولتیماتوم اروپا را برای برگزاری انتخابات جدید به عنوان «حرکتی امپریالیستی باز مانده از دوران استعمار توصیف کرد.».

اظهار نظر در باره احتمال لشکر کشی امریکا به ونزوئلا وقتی قوت گرفت که یادداشت جان بولتون، مشاور امنیتی ایالات متحده امریکا، بگونه ای رؤیت شد. جان بولتون دردفتر یادداشت خود نوشته بود»اعزام 5هزار سرباز به  کلمبیا».

بوگوتا، پایتخت کلمبیا، بلافاصله  اعلام کرد که هیچ اطلاعی از اعزام سرباز به آن کشور ندارد و  واشتنگتن از بوگوتا تقاضای دریافت اجازه برای اعزام نیروی نظامی به  کلمبیا نکرده است.

در ماه ژانویه ایالات متحده امریکا، خوان گوایدو ، رئیس مخالفان دولت ونزوئلا را به رسمیت شناخت و کنترل دارائی های ونزوئلا در ایالات متحده امریکا را در اختیار او گذاشت. چند کشور امریکای لاتین که همپیمان ایالات متحده هستند نیز از تصمیم ایالات متحده تبعیت کردند. از روز دوشنبه چند کشور عضو اتحادیه اروپا نیز گوآیدو را بعنوان رئیس جمهور موقت برسمیت شناختند.

.مسکو برسمیت شناختن رئیس جمهور خود خواندۀ موقت را بعنوان دخالت غیر مجاز از خارج  در امورداخلی  کشوری دیگر تقبیح کرد.

 

https://deutsch.rt.com/amerika/83703-maduro-trump-wird-blutverschmiert-aus/

https://t.me/siteaayandema  تلگرام آینده ماَ

کودتا در ونزوئلا گام اول یک استراتژی است

کودتا در ونزوئلا

گام اول یک استراتژی است

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

آمار دیدار ازسایت تا کنون

4،307،646

ترجمه

1095

فشار امریکا برای برکنار کردن رئیس جمهور ونزوئلا، نخستین گام برای ایجاد نظامی دیگر در امریکای لاتین است. این مطلب را روزنامه وال استریت ژورنال طی مقاله ای منتشر ساخته است.  طبق نوشته این روزنامه امریکا قصد دارد دولت های کوبا و نیکاراگوئه را نیز ساقط کند.

مقاله منتشر شده در وال استریت ژورنال که روز چهارشنبه منتشر شده حاکی از آنست که  تلاش برای تغییر رژیم در ونزوئلا  نخستین گام از نقشه ای است که امریکا در پی اجرای آن است یعنی   استقرار نظامی دیگر در امریکای لاتین.

طبق این نقشه  هدف امریکا فقط  برکنار کردن دولت نیکلاس مادورو نیست، بلکه  ساقط کردن نظام های کوبا و نیکاراگوئه و نیز پس راندن نفوذ روسیه، چین و ایران از امریکای لاتین نیز هست. هدف دولت امریکا قطع  ارتباطات ونزوئلا و کوبا با یکدیگر و بعد ساقط کردن هر دو نظام است.

رویکرد ستیزه جویانه تازه علیه کوبا، بازگشت از مشی دولت اوباماست که در پی نزدیک شدن محتاطانه به هاوانا  بود و از همین رو اندکی از شدت تحریم ها کاست.

تغییر مسیر اوباما در آن زمان بدلیل شکست سیاست ستیزه جویانه ای بود که امریکا از زمان پیروزی انقلاب کوبا  دنبال کرده بود و هدفش تغییر نظام در آن کشور بود.

نیکاراگوئه نیز  دوباره آماج امریکا شده است. وزارت خارجه  امریکا بطور منظم علیه گرایش های استبدادی در آن کشور هشدار داده است. در سال گذشته دولت امریکا از اعتراضات علیه دولت ساندینیستی  دانیل اورتگا حمایت کرد. امریکا  در سالهای ده هشتاد دست به یک جنگ چریکی پر هزینه  علیه نیکاراگوئه زد  که در سال 1990 به شکست انتخاباتی ساندینیست ها انجامید. بنابراین استقرار دوباره  نظامی نو در آمریكای لاتین، بمعنی بازگشت آمریكا به الگوهای رفتاری شناخته شده است.

هنگامی که جان بولتون، مشاور امنیت ملی امریکا، در ماه نوامبر، سه کشور کوبا، ونزوئلا و نیکاراگوئه را  استبداد سه ضلعی نامید در واقع استراتژی جدید امریکا را مشخص ساخت. این سه ضلعی سافط خواهد شد: ایالات متحده امریکا از فروافتادن هر یک از زوایای سه گانه این مثلث در هاوانا، کاراکاس وماناگوآ شاد خواهد شد.

وال استریت ژورنال به مخاطرات این استراتژی نیز اشاره می کند. اگر سلب قدرت از مادورو با شکست مواجه گردد و وضع داخلی  ونزوئلا بد تر شود، ممکن است آن بحران، بیش از پیش ، به پای امریکا نوشته شود. اگر قطع مناسبات کوبا- ونزوئلا با شکست مواجه گردد، ممکن است این شکست   برای دوکشور مذکور یک پیروزی دیپلماتیک محسوب گردد.

مضاف بر این ها این را نیز باید در نظر گرفت که کوبا مدت هاست که به خاطر علائق اقتصادی دیگر، درحد ونزوئلا با مخالفت کشورهای غربی روبرو نیست. احتمالا تشکیل جبهه ای علیه کوبا به آسانی گرد آوردن هم پیمانهایی علیه کاراکاس  نخواهد بود.

وبلاگ » مون آو آلاباما» از این هم پافراتر می نهد. این وبلاگ  نقشه کنونی امریکا را با نقشه کوندالیزا رایس، وزیرخارجه امریکا در سال 2006 ، مقایسه می کند که قصد داشت تقسیم بندی خاور نزدیک را تغییر دهد ( طرح معروف به خاورمیانه بزرگ). اجرای این نقشه به دلیل بی کفایتی  امریکا با شکست روبرو شد . ولی آنچه از آن بر جای ماند امریکائی بود بشدت آسیب دیده. آنچه در خاور نزدیک روی داد می تواند در امریکای لاتین نیز تکرار شود.

تلاش برای کودتا در ونزوئلا هم اکنون با مشکلاتی روبرو شده است، بویژه به این دلیل که حمایت های فعلی  کافی نیست. اکثریت مردم ونزوئلا مخالف دخالت از خارج هستند و خواستار گفتگو میان دولت و مخالفان دولت هستند.

آنطور که وبلاگ » مون آو الاباما» می نویسد: امریکا خواستار بکار بردن خشونت است: بصورت  کودتای نظامیان ونزوئلا –  و اگر نشد با دخالت از خارج.

دلیل این گمان که امریکا چنین نقشه ای در پیش دارد انتخاب الیوت آبرامز، بعنوان نماینده ویژه برای ونزوئلاست.  آبرامز در سالهای دهه هشتاد در امریکای مرکزی در عرصه اجرای عملیات پنهان، کثیف و خونین  » تجارب» فراوانی بدست آورد..

درست چنین عملیاتی می توانند در انتظار ونزوئلا نیز باشند. نویسنده وبلاگ می نویسد حمله نظامی به ونزوئلا و پیروز شدن بر نظامیان ونزوئلا برای  امریکا کاریست آسان. ولی در صورت تغییر رژیم آنها که بازنده خواهند بود میلیونها پیروان جنبش بولیواری خواهند بود، که   با دولت بعدی   در خواهند افتاد.

این چشم انداز ها می توانند امریکا را پس از تجاربی که در عراق بدست آورد،  بر آن دارد که  از به میدان فرستادن نیروی نظامی خود صرفنظر کند و – مانند نیکاراگوئه در سالهای دهه هشتاد-  » ادمکشان حرفه ای» را به میدان بفرستند.

 

https://deutsch.rt.com/amerika/83583-wall-street-journal-regimewechsel-in/

https://t.me/siteaayandema  تلگرام آینده ماَ