وحشت از جنبش های اجتماعی اتحاد اروپا و امریکا را حفظ می کند


وحشت از جنبش های اجتماعی

اتحاد اروپا و امریکا را حفظ می کند

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

آمار دیدار از سایت تا کنون

4،335،150

ترجمه

 

1105

فوریه 2019 ، مونیخ: پنجاه و پنجمین اجلاس سالانه کنفرانس امنیت مونیخ بسیاری از شرکت کنندگان غربی را با معضل چه باید کرد مواجه ساخت؟

آنها از سوئی با جنگ بازرگانی  پرزیدنت ترامپ علیه اروپا و بویژه علیه آلمان روبرو هستند که پرزیدنت ترامپ در  پی دست یازیدن به آنست.  از سوی دیگر گروه دومی هستند که خود به دو گروه تقسیم می شوند: بخشی که  خواستار استقلال استراتژیک «ستون اروپائی» در عرصه دیپلماتیک و نظامی هستند، و بخشی که  حامیان انحصار قدرت در دست ناتو هستند.

سومین مورد اختلاف این است که واشنگتن می خواهد پاریس، برلین و لندن را مجبور به پس گرفتن امضای خود از پای قرارداد هسته ای منعقده با ایران در سال 2015 سازد.

افزون بر این ها اختلافی است  بین رهبران امریکا و آلمان بر سر کشیدن خط لوله از روسیه به اروپا و خرید گاز ارزان از روسیه برای اقتصاد آلمان است.

و سرانجام این که ایالات متحده قراردادی را که  در سال 1987  با مسکو منعقد ساخت، که طبق آن تولید سلاحهای متوسط در اروپا ممنوع شده بود، لغو کرد.  گرچه کشورهای اروپائی  استدلال امریکا را تکرار کردند و روسیه را به نقض قرارداد متهم ساختند ولی در عین حال احساس غبن هم می کردند که در برابر کاری انجام شده قرار گرفته بودند، و آن عبارت بود از  لغو قرارداد و نادیده گرفتن  امنیت اروپا .

آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان در مونیخ برای بیان نادرست دانستن سیاست امریکا  لحن تا اندازه ای دیپلماتیک اختیار کرد. ولی   مایکل پنس معاون رئیس جمهور امریکا با برخوردی پرتفرعن و خود پسندانه گفت:» امروز امریکا از هر زمان دیگری نیرومند تر است  و باردیگر خود را تبدیل به رهبر جهان ساخته است».

خصلت تحریک آمیز و بی ملاحظه ترامپ  این  تضاد  ها را با خشونت بیمانندی همراه می سازد.  .رهبران اروپائی از تویت های ترامپ  که  می توانند در راه باشند، در هراسند.

افزون بر این تنش به  دوسوی اتلانتیک  محدود نیست، بلکه به درون   آنها نیز رسوخ کرده است. بعنوان مثال چند کشور اروپای شرقی بیشتر تمایل به پیوستن به اردوگاه واشنگتن دارند تا به بروکسل.

از سوی دیگر ژزف بایدن ، همتای پیشین آقای پنس در دوران اوباما، که او نیز در مونیخ بود، در این رؤیا بسر می برد که » جهان پنجاه سال آینده »  را سر و سامان بخشد.

در واقع تضاد های میان کشورهای غربی از نوع تضاد های ایده ئولوژیک نیستند. همه آنها مسکو را   عامل  تیره بختی جهان می دانند (اگر جز این بود دیگرچه دلیلی برای ادامه حیات ناتو باقی می ماند؟)

همه از عروج چین در هراسند. همه آنها  بت یگانه ای دارند  بنام بازار و  » حکومت جهانی» که اعتباری برای استقلال حکومت های ملی قائل نیست . همه آنها پیرو یک منطق برای حکومت  جهانی هستند ، از جمله «حق دخالت در سرنوشت «( که این علیه کاراکاس در جریان است).

با این حال، در واقع مناقشه منافع در بسیاری از مناطق وجود دارد. به خصوص در دو حوزه: بازارهای دفاعی و انرژی. تولید کنندگانِ اروپائیِ  جنگ افزار می خواهند در قیاس با همکاران امریکائی خود از سهم بیشتری برخوردار شوند، ولی امریکائی ها علاقه ای به چشم پوشی از تسلط خود بر بازار جهانی تسلیحات و کاهش فروش جنگ افزار های خود ندارند. دقیقا در این زمینه است که باید درگیری در مسئله «دفاع اروپا» را قرارداد و درک کرد.

ارزش پروژه ها و بازارهای آینده برای  سامانه های تسلیحاتی  سر به میلیاردها دلار می زند.اهمیت بخش انرژی نیز کمتر از اهمیت تسلیحات نیست، بویژه از آن رو که  در آینده نقش مهمی برای  وابستگی و  عدم وابستگی ایفا میکند..

احتمالا تصادفی نیست که ایران و نزوئلا ( هر دو از بنیانگذاران  اپک)  اینک در کانون توفان قرار گرفته اند. این که لوله انتقال  گا ز نورد استریم 2   واشنگتن و برلین را چنین سخت بجان هم می اندازد و رهبران امریکا و اروپا  بر سر مبارزه برای پیشگیری از گرمای کره زمین به جان هم می افتند («مبارزه» ای که به نخبگان اروپائی امکان می دهد هزاران  » احمق مفید»(   کارگران معادن ذغال سنگ  .م) را تجهیز کنند.

در حالی که عموسام از لحاظ تولید نفت و گاز به خود کفائی رسیده  اروپا هنور از این مرحله بسیار دور است، از این رو رهبران آن می خواهند از وابستگی خود به هیدروکربن ها بکاهند.

با توجه به این پسزمینه، آخرین عاملی که رهبران اتحادیه اروپا و رسانه های وفادارشان را رنج می دهد : «عروج پوپولیسم » است. پوپولیسم  نامی است تحقیر آمیز برای توصیف  شورش های بالقوه یا خودجوش مردم علیه از دست دادن امتیازات اجتماعی و کاهش  پیوسته استقلال ملی ( برگزیت، جلیقه زردها، سونامی انتخاباتی ایتالیا و غیره) اگر رهبران اروپائی واشنگتن را واقعا رقیب خود می دانستند، دشمنان خود را به مونیخ دعوت نمی کردند. آنچه در پس ذهن همه آنها جای دارد این است: خلقها….

https://deutsch.rt.com/meinung/85251-nach-sicherheitskonferenz-in-muenchen-dunkle-wolken-ueber-dem-atlantik/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s