بایگانی‌های روزانه: 27 آوریل 2019

انتخابات اوکرائین همه غافلگیر شدند و آلمان بیشتر

انتخابات اوکرائین

همه غافلگیر شدند و آلمان بیشتر

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار بازدیداز سایت تا کنون

4،373،949

ترجمه 1122

در انتخابات ریاست جمهوری اوکرائین کسی انتخاب شد که بیرون از جرگه سیاست شناخته شده بود. «زلنسکی» کمدینی است فاقد تجربه سیاسی. با وجود این با کسب  بالای 73در صد آراء به پیروزی رسید. رسانه های آلمانی با دیدن این نتیجه هاج و واج  مانده اند.

نظیر این واقعه را در گذشته هم دیده ایم. سه سال پیش انتخاب کنندگان امریکائی فردی را برای ریاست جمهوری انتخاب کردند که بکلی فاقد تجربه و سوابق سیاسی بود.

در ایتالیا هم جنبش پنج ستاره به رهبری » پپه گریلو»، کمدینی  فاقد تجربه سیاسی به کامیابی های چشمگیری نائل می گردد و سرانجام  در آخرین انتخابات پارلمانی ایتالیا تبدیل به قدرتمند ترین حزب سیاسی می گردد. و حالا همین رویداد در اوکرائین هم تکرار می شود.

تا کنون هر وقت  رسانه های وزین با چنین پدیده ای روبرو شده اند، پیش بینی هایشان بکلی غلط از آب در آمده است. کسانی که بقول معروف اصلا توی باغ نیستند ناگهان به کامیابی های نامنتظری دست می یابند و روزنامه نگاری وزین آلمانی متحیر می ماند که چرا چنین شد.

در شب انتخابات ریاست جمهوری امریکا  ناگهان معلوم شد که هیچ یک از رسانه های وزین آلمان  هیچ گونه تماسی با اردوگاه ترامپ نداشته اند، (  چرا نداشته اند؟) چون کاملا مطمئن بودند که او  از هیلاری کلینتون شکست خواهد خورد.

 در اوکرائین هم رسانه های وزین آلمان تازه وقتی متوجه حضور سلنسکی شدند که او به دور دوم انتخابات رسیده بود. پیش از آن مهمترین برنامه  خبری تلویزیون آلمان  موسوم به » تاگس شاو» ، شاید برحسب عادت (؟) برای یولیا تیموشنکو سیاستمدار رشوه خوار اوکرائینی بادمجان دور قاب می چید و در مبارزات انتخاباتی  از پلاتفرم سیاسی او سخن میگفت و از دیدار پروشنکو با مرکل گزارش می داد.  این که این دیدار درست در آخرین روزهای  قبل از انتخابات طعمی ناخوشایند دارد و خیلی شبیه کمک انتخاباتی برای پروشنکو بنظر می رسد چنان آشکار بود که حتی تاگس شاو هم متوجه آن شد.

با همه این حرف ها بالاخره همین تاگس شاو موفق شد طی برنامه ای برتری های کیفی پروشنکو را نسبت به رقیب خود را مطرح  سازد و مورد ستایش قرار دهد. تاگس شاو و کلیه رسانه های وزین یک صدا برای ما روشن ساختند که ادامه حضور پروشنکو در مقام ریاست جمهوری چقدر برای تداوم     » روند  اصلاحات» با اهمیت است.

این حرف ها تا حدودی غریب بنظر می رسد، چرا ؟ چون حاصل این » روند اصلاحات» که اینک وارد  پنجمین سال حیات خود می شود، در درجه اول عبارتست از ورشکستگی اقتصادی اوکرائین همراه با تورمی سخت، توام با کاهش در آمد و حقوق بازنشستگی و خواست های معمولی صندوق بین المللی پول و اتحادیه اروپا، که عبارتند از حذف دستاوردهای اجتماعی، گشودن بازارها و  مقررات زدائی از آنها، به کنار نهادن حمایت و حفاظت از خاک و زمین . یعنی خاک و زمین اوکرائین را چون کالا برای فروش در اختیار بازار جهانی قراردادن.  آنچه هم که بنظر رسانه های وزین پیشرفت در راه دموکراسی بنظر می رسد در واقع عبارتست از  ناسیونالیسم تا حد فاشیسم علنی، یک جنگ داخلی منجمد که در حکم گروگانی در دست پروشنکو  بود که بتواند با آن  ماهرانه بازی کند ،  چانه بزند، سانسور برقرارسازد و آزادی های بوژوائی را محدود سازد، روزنامه نگاران کشته شوند، دگراندیشان تحت تعقیب قرارگیرند، وبسایت ها حذف و  موتورهای جستجو در اینترنت خاموش گردند.

در دوران حکومت پروشنکو که بنظر رسانه های وزین  لنگر ثبات محسوب می گردید اوکرائین عمیقا  تقسیم شد. نفرت پراکنی علیه روسیه، کشور همسایه اوکرائین، بشدت گسترش یافت و   بعنوان  ابزار سیاسی بکار گرفته شد. با توجه به این نکات  موضع گیری رسانه های وزین غربی سخت حیرت انگیز و در واقع  حاکی از بی حرمتی  به مردم اوکرائین است.

گرچه این روش غیر انسانی است اما رسانه های وزین   خواستار  تداوم آن هستند. هر نامزد ریاست جمهوری که » اصلاحات» نولیبرالی را برغم آن که به زیان مردم است، تحقق بخشد، از منظر نشریات باصطلاح با کیفیت آلمانی گاه سیاستمدار نابغه، زمانی  سیاستمدار ثابت قدم، یا حتی صاحب بصیرت توصیف می شود. نامزدهائی که از جناح چپ باشند و یا دارای مواضع چپ باشند علی الاصول باید از همان آغاز به لجن کشیده شوند، هرنوع  اختلافی که میان کارگر و کارفرما بوجود آید برای موقعیت آلمان زیانبار است. رسانه های وزین برغم آن که سالهاست برای جا انداختن اقتصاد ریاضتی پروپاگاندا می کند هنوز قادر به تشخیص و دیدن اثرات ویرانگر آن بر جامعه نیست تا چه رسد به منعکس ساختن واقع بینانه آن. وقتی که این رسانه های باصطلاح با کیفیت  برای ایجاد تغییر در بازار کار و یا در سیستم های تامین امنیت اجتماعی، برای حقوق های بازنشستگی، برای خشونت، نظامیگری ، همراه با تبلیغ ضمنی و  دائمی برای زیرپا نهادن قوانینی بین المللی  بر طبل تبلیغات خود می کوبند تصوری از تاثیرات فاجعه بار    کار ویرانگر خود ندارند.

چنین است که این رسانه ها همیشه شگفت زده می شوند وقتی رای دهندگان در مورد برنامه «اصلاحات» بیشتر و در برابر تجاوز بیشتر تصمیم می گیرند به ناشناخته پناه ببرند.

آنچه در اوکرائین رخ داد همین بود، در انتخابات برای پارلمان اتحادیه اروپا نیز نتیجه جز این نخواهد بود. افرادی که بوسیله  «ترانس اتلانتیک کاشته شده اند» و با شبکه های تفکر نئولیبرالی خوب مرتبط هستند، اینک حیران مانده اند که چرا تلاش هایشان برای دستکاری ( مانیپولاسیون) در  رفتار و کردار مردم بی اثر بوده است.

البته رسانه های وزین  و همچنین خود  دولت آلمان خیلی میل داشتند که اوکرائین رای به مسیر پیشین و تداوم سیاست قبلی می داد. ولی این تداوم برابر بود با شکست اقتصادی و سیاسی اوکرائین. آنها خیلی میل داشتند که امریکائی ها نیز در انتخابات ریاست جمهوری همان مسیر قبلی را ادامه می دادند که حاصل آن برای اکثریت مردم چیزی نبود جز شکست اقتصادی. این امر در مورد ایتالیا نیز صادق است. آنطور که مشاهده می شود راهی که ترامپ گزیده یعنی جنگ های تجاری و تحریم کشورها، تلاشی است برای حفظ بازارهای امریکا، تردیدی نیست که از این طریق مشکلات حل نخواهند شد. معهذا آنچه مشاهده می شود این است که لیبرالیسم غربی و در ارتباط با آن جهانی سازی غربی  که  روزنامه نگاران غربی نیز آن را ترجیح می دهند بگونه ای فزاینده از سوی رای دهندگان طرد می شود.

دلیل آن هم بسیار ساده و روشن است: این مدل برای اکثر مردم  جذاب نیست. آخرین نمونه آن هم اوکرائین است. اکثریت مردم ترجیح می دهند آنچه را که تا کنون بوده و می شناسند کنار بگذارند و کسی را انتخاب کنند که ناشناس است.

مسلم نیست که زلنسکی بتواند  از عهده انجام انتظارات برآید. یک روز پس از آن که او انتخاب شد سیاستمداران غربی دورش را گرفتند و  به او آموختند که » ادامه دادن به روند اصلاحات چقدر مهم است». احتمالا پیروی از این توصیه یعنی دست زدن به خودکشی سیاسی، زیرا همین «روند اصلاحات» بود که اوکرائین را به این روز نشاند و گرفتار ش ساخت به : ملی گرائی خشونتبار، فقر، وابستگی به در یافت اعتبار از صندوق بین المللی پول و اتحادیه اروپا.

این  واقعیت را باید به روشنی  دید که : مدل غربی  با ایده  بازارهای  خود تنظیم شونده و رقابت اقتصادی میان  دولت های ملی  در موقعیتی قرار ندارد که بتواند به اوکرائین کمک کند. اتحادیه اروپا با این مدل حتی به خود هم  نمیتواند  کمک کند و رو به اضمحلال است. غرب و بویژه  اتحادیه اروپا  در حال حاضر نه تنها چیزی برای عرضه کردن ندارد، بلکه به دلیل  استانداردها و ارزش های خود پیوسته با شکست روبرو می شود. زلنسکی هرچه زودتر متوجه شود که با توجه بیشتر به اروپا  به شکست خود و اوکرائین کمک کرده است، شانس خود را برای زنده ماندن سیاسی در روند دشواری که انتخاب شده بیشتر خواهد کرد. .

روزنامه نگاری المان می تواند برای اوکرائین نقش قطب نما را ایفا کند. اگر از سوی  آلمان مورد ستایش و تایید قرار گیرد باید هرچه زودتر روش سیاسی خود را مورد بازاندیشی قرار دهد. زیرا ممکن است  در حال برداشتن گامی به زیان میهن خود باشند. در عوض، در اوکراین، همانطور که در هر جای دیگر در کشورهای غربی، دستمزدها باید افزایش یابد، امنیت اجتماعی باید افزایش یابد و صلح و آشتی باید از داخل و بیرون ارتقا یابد. همه اینها با برنامه های اتحادیه اروپا و پیشنهادهای روزنامه نگاران وزین  غربی امکان پذیر نیست.

https://deutsch.rt.com/meinung/87563-nachlese-zur-ukraine-wahl-deutscher-mainstream/

 

Advertisements