بایگانی‌های روزانه: 30 ژوئیه 2019

آلمان با پای لنگ و لغزان

آلمان با پای لنگ و لغزان

دراطراف خلیج فارس پرسه میزند

 

 

 

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،439،299

 

 

ترجمه 1147

یکی از مسائل مهم هفته ای که گذشت ایران بود. میتوان جوسازی کنونی علیه ایران را نمونه بارز و مثال زدنی برای  ایجاد یک همصدائی ضد ایرانی بمنظور تدارک احتمالی جنگ علیه ایران دانست: ارائه » مدرک ویدئوئی» از حمله های ایران، ساقط شدن یک پهباد امریکائی و کشمکش تبلیغاتی بر سر نفتکش .

از سوی دیگر این جنگ تبلیغاتی هفته می توانست شانسی برای روزنامه نگاران  جوان باشد  تا  نشان بدهند که  اخلاق روزنامه نگاری چیست. یعنی ، چگونه یک روزنامه نگار می تواند شخصیت استوار خود  را در عرصه روزنامه نگاری محک بزند.

آنها با توجه به تحریک صریح و بی پرده ای که  در هفته گذشته برای جنگ علیه ایران در جریان بود، میتوانستند و در واقع  لحظه ای بود که می بایست بعنوان روزنامه نگاران منتقد و  تحلیل گران با جرئت و توانا به میدان می آمدند.

چگونه میتوان آن » مدرک ویدیوئی » را که امریکا می خواست با کمک آن اتهامات سنگین خود را علیه ایران ثابت کند، جدی گرفت؟ ارائه کردن آن در واقع فرصت بسیار مناسبی بود برای به تمسخر گرفتن مبتکران و مبلغان آن . تنها  همین تلاش که  می خواستند با کمک ان  ویدئو جنگی بزرگ برپاکنند  توهینی بود به شعور انسانها.

همدستی بسیاری از سردبیران مطبوعات با اقدامات مداوم علیه ایران حتی سنگین تر هم می شود وقتی که می بینیم جو سازی کنونی شبیه نمونه های تاریخی جنگ افروزی های پیشین است و براحتی  می توان آن را تشخیص داد و بازشناخت.

بعنوان نمونه  می توان از «حمله» به فرستنده رادیوئی » گلایویتس » در سال 1939 نام برد.

(توضیح: عملیات گلایویتس نام عملیاتی بود که در ۳۱ اوت ۱۹۳۹ با حمله تعدادی از نیروهای آلمان هیتلری ملبس به لباس نظامیان لهستانی به ایستگاه رادیویی گلایویتس در مرز میان آلمان و لهستان انجام شد. آلمان با انجام این عملیات فریبکارانه بهانه لازم برای حمله به لهستان و شروع جنگ دوم جهانی را فراهم کرد..مترجم )

هیتلر در 22 آگوست 1939  در یک سخنرانی خطاب  به فرماندهان » ورماخت» ( ارتش آلمان) گفت «در گیری پس از پروپاگاندای مناسب به راه انداخته  می شود. باور پذیری (دعاوی) بی اهمیت است، حق با پیروز است»(ویکیپدیا.)

گفتیم که جعلی بودن این حوادث  ساختگی از  همان لحظه که روانه بازار پروپاگاندا شدند آشکار بود. رسانه های بزرگ بارها و بارها قبل از آغاز جنگ ها ، از عهده کاری که  باید بکنند برنیامده اند. به این معنی که یا دروغ های مطرح شده را چنانکه باید بر ملا نکردند و یا  حتی به حمایت از آن  دروغ ها برخاستند.

این جمله که » معما چو حل گشت آسان شود» در مورد هیچ یک از موارد یاد شده صادق نیست. این «معما» آنقدر تکرار شده  است که  در همان نگاه اول میتوان آن را باز شناخت.

اما این انتظار که  در میان رسانه  های  با اسم و رسم  آلمان  یک روزنامه نگار اصیل پای به میدان بگذارد تا حد زیادی بی ثمر است، از جمله در حال حاضر در مورد ایران . اما برغم تمام این احوال روزنامه «لایپزیگر فولکس سا یتونگ» زبان به شکوه گشوده که :»برغم ساقط کردن پهباد ها، انتشار یک ویدئوی مبهم تاریک از عملیات خرابکاری، توقیف کشتی نفتکش وتهدیدهای متقابل: گویا هیچ کس خواستار جنگ در خلیج فارس نیست ولی بنظر نمی رسد که کسی هم بخواهد جلوی آن را بگیرد». این روزنامه با فلوریان زولمان گفتگو می کند که در مورد گزارش دهی  در باره چالش  با استاندارد دوگانه تحقیق می کند.  او می گوید: آنچه من میبینم این است که در اخبار رسانه های مهم غرب نظرها و  الگوهای توضیحی رسانه های عمده به شدت دست بالا را دارند. نتیجه آن این می شود که  صحنه تهدید آمیزی که دولت امریکا ایجاد کرده در رسانه ها بیش از اندازه کسب اعتبار می کند افزون بر این رسانه ها  مواضع ایده ئولوژیک را نیز نشر می دهند (در واقع تبلیغ می کنند). مثلا نشریه عمده ای چون اشپیگل  از » چالش امریکا- ایران » سخن می گوید. واژه چالش نشان دهنده «دوجانبه » بودن دعواست. در حالی که کشورهای امضا کننده قرار دادی که در سال 2015 منعقد شد همه با ایران هم نظر بودند. یک سال پیش دولت دونالد ترامپ بطور یک جانبه از قرارداد خارج شده است. بنا برای با توجه به فاکت های موجود و مشهود باید دولت ترامپ را  متجاوز اعلام کرد. (ولی این همان کاری که مجله اشپیگل نمی کند. م) .

یکی از نمونه های  استاندارد دوگانه  را فرانکفورتر آلگماینه ( یکی از سنخگویان سرمایه داری بزرگ آلمان.م) ارائه می کند. این روزنامه افزون بر جو سازی علیه ایران، با صراحت یکی از ادعاهای از مد افتاده سلطه غرب  را مطرح می کند و می نویسد:

امریکا و اروپا  به دلیل علائق خود نمیتوانند منطقه خلیج ( فارس) را به دیگر بازیگران واگذار کنند – نه یک قدرت بیرونی، مثلا روسیه ، و از آن کمتر به جمهوری  اسلامی ایران، زیرا » پاکس ایرانیکا»( صلح ایرانی) نظام کنونی در منطقه را ، منطقه ای که نیمی از منابع شناخته شده نفت در آن قراردارد ، باخطر مواجه خواهد ساخت. در این نظام ایران مزاحم است.

زیرا جمهوری اسلامی نفوذ خود را در خاور میانه و نزدیک  به زیان کشورهائی گسترش می دهد که همپیمان غرب هستند و نیروی اتمی ایران می تواند تناسب قدرت  در این منطقه را بگونه ای پایدار تغییر دهد.

تا کنون همه بازیگران این بحران  رفتاری عاقلانه داشته اند و فقط با گامها  و تحریکات کوچک واکنش طرف مقابل را محک زده اند. ولی ایران باید بداند : اگر  علائق غرب را  در منطقه خلیج (فارس) با خطر مواجه سازد، فقط به زیان خود گام برداشته است.

با این دعاوی ما توجه خود را به موضوع بعدی منعطف می سازیم: به وزیر جدید دفاع آلمان و به کارزاری که برای افزایش تسلیحات در ناتو آغاز شده است. زیرا آن کشوری  که در هر حال به خود آسیب خواهد رساند ، اگر وارد چالش بر سر ایران شود، آلمان است. متاسفانه برای  وزیر دفاع  کاملا تازه آلمان وضعیت به این روشنی نیست. بنا به گزارش های رسانه ها ، خانم » آنگرت کرامپ- کارنباوئر»  از حزب دموکرات مسیحی، دخالت ارتش آلمان درسواحل ایران را غیر ممکن نمی داند.

https://deutsch.rt.com/der-nahe-osten/90586-medienberichte-bundesregierung-fur-bundeswehr-einsatz/.