بایگانی‌های ماهانه: اوت 2019

خیز رئیس جمهور فرانسه برای بدست گرفتن رهبری اروپا

خیز رئیس جمهور فرانسه

برای بدست گرفتن رهبری اروپا

راشیا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،451،881

ترجمه

1153

 

 

رئیس جمهور فرانسه در پاریس در کنفرانس سفیران،  طی نطقی خواستار » بازگردادن تمدن اروپائی» شد. او گفت: «اروپا باید مناسبات خود را با دیگر کشورها مورد بازاندیشی قرار دهد – از جمله با روسیه. اروپا باید از وابستگی خود به دوقدرت هژمونیک ( توفق طلب) چین و ایالات متحده امریکا بکاهد.

ماکرون گفت هم اکنون ما شاهدان « پایان سلطه غرب» بر جهان هستیم. بنابراین «ساختن یک تمدن جدید اروپایی» ضروری است. زیرا بیم آن می رود که اروپا میان دو قطب بزرگ – ایالات متحده امریکا و چین – ناپدید شود.

ماکرون گفت:»میدانیم که تمدن ها ناپدید می شوند. اروپا هم ناپدید می شود. جهان پیرامون دوقطب ساخته خواهد شد، پیرامون ایالات متحده و چین، امکانی که ما داریم پیوستن به یکی از این دوقطب  است».

ماکرون گفت: «اگراروپا  نخواهد از نقشه ها ناپدید شود باید سهم خود را در دنیای جدید داشته باشد . از جمله به این دلیل است که اروپا باید مناسبات خود را با روسیه  مورد بازاندیشی قرار دهد. من فکر می کنم رسالت روسیه در این نیست که شریک خرد سال چین باشد،  بنابراین ما باید از طریق این گفتگو بدانیم چه شرایطی را می توانیم ایجاد کنیم و در نهایت این وظیفه  بر عهده ما خواهد بود که به روسیه گزینه راهبردی ارائه دهیم «.

رئیس جمهور فرانسه در سخنان خود بنا را بر این  تصور می گذارد  که  قدرت هایی مانند ایالات متحده یا چین شیوۀ   یک جانبه گرایی را در پیش خواهند گرفت که اروپا قادر به تحمل آن نیست .

ماکرون گفت :» دیگران می توانند راهبردهای کثرت گرا، یکسو گرا یا دو جانبه را اختیار کنند، ما نمی توانیم. اروپا باید استقلال  اقتصادی و نظامی خود را تقویت کند. در این زمینه دیپلماسی فرانسه باید  نقشی مرکزی داشته باشد.»

 

https://deutsch…rt.com/europa/91687-macron-erklaert-in-rede-vor-botschaftern-ende-der-westlichen-hegemonie-ueber-welt/

 

Advertisements

اگر کارشکنی های اسرائیل و محافل قدرت در ایران بگذارند تا یکماه دیگرخلیج فارس آرامش به خود خواهد دید

اگر کارشکنی های اسرائیل و محافل قدرت در ایران بگذارند

تا یکماه دیگر خلیج فارس

آرامش به خود خواهد دید

 

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،449،604

  ترجمه 1152

محمد جواد ظریف  وزیر خارجه ایران از هفته ها پیش با سفرهای دیپلماتیک به کشورهای حاشیه خلیج فارس ، به کشورهای اسکاندیناوی و در حاشیه نشست G-7 به بیاریتز ، و همه جا برای   جلب حمایت از » گفتگوی منطقه ای» در خلیج فارس تلاش کرده است. او سپس راهی چین و ژاپن شد.

ظریف در ژانویه 2018 در فایننشال تایمز در مورد نقش ایران در منطقه اظهار نظر کرده بود. ظریف در مقاله ای نوشت که پس از سرکوب  سازمان تروریستی داعش  اینک  این  منطقۀ جنگ زده باید  ثبات پیدا کند. ظریف  بر سخنان خود چنین افزود :» جهان طبق نظم جهانی غربی  در حال تغییر است». آنچه در غرب آسیا روی می دهد می تواند نمونه ای باشد در خدمت  امنیت منطقه.

این امر باید بر مبانی منشور سازمان ملل استوار باشد. ظریف مشخصا تشکیل یک «مجمع گفتگوی منطقه ای » را پیشنهاد کرده است و معتقد است کشورهای اروپائی نیز باید به چنین طرحی علاقمند باشند،از آن حمایت کنند و مشوق شرکای خود در منطقه برای پیوستن به این ابتکار باشند.

در ماه مه 2019  مطلبی در نیویورک تایمز منتشر شده که  فراخوانی بود بسوی صلح. موسویان، دیپلمات ایرانی و عبدالعزیز ذاکر، رئیس سازمان پژوهشی عربستان سعودی برای تحقیقات  منطقه ای  مشترکا مقاله ای نوشتند و متذکر شدند » زمان آن فرارسیده که رهبران عربستان سعودی و ایران با یکدیگر سخن بگویند». در یمن ، سوریه ، لبنان ، بحرین و عراق می توان «پیامدهای مخرب جنگ ها (…) را مشاهده کرد که در آن ها کشورهای ما در کنار دولت های دیگر یا جنبش های دیگر برای کسب قدرت با یکدیگر رقابت می کنند. آنها نوشته اند: «هزینه ها سنگین اند و مردم اعتماد خود را به دولت ها از دست داده اند. منابع و مردم باید خاورمیانه آن را از نو آباد کنند بجای آن که آن را ویران سازند».

با توجه به نقشه های امریکا و کشورهای اروپائی برای انجام ماموریت های نظامی،  دیپلماسی ایرانی بر تکاپوی دیپلماتیک خود افزود.

رئیس جمهور حسن روحانی برنامه های غربی را در 13 آگوست رد کرد  وی ایالات متحده را متهم ساخت به این که می خواهد  منطقه  را تجزیه  و مواد خام آن را  غارت کند. روحانی  در ارتباط با درخواست اسرائیل برای شرکت در یک مأموریت نظامی در خلیج فارس  گفت  ایران «پاسخی» مناسب برای گستاخی اسرائیل دارد.

هیاتی از گارد ساحلی امارات متحده عربی در آغاز ماه اگوست برای مذاکره  به تهران رفت.

هیئت نمایندگی مذکور با استفاده از این فرصت و بعنوان گامی برای اعتماد سازی تاکید کرد که امارات متحده معتقد نیست که ایران مسئول حمله چند ماه پیش  به تانکر های نفتی در خلیج عمان بوده است.

ایران مناسبات نزدیکی با عمان دارد. عمان بارها  میان ایران و امریکا نقش میانجی داشته است.

قطر نیز میکوشد تا با ایران مناسباتی حسنه داشت باشد. در حال حاضرنهمین دور مذاکرات میان نمایندگان امریکا و طالبان در دوحه در جریان است. بیش از دوسال است که امارت قطر تحت محاصره افتصادی عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین قراردارد.

اما ایران  برخلاف کشورهای پیشگفته مناسبات حسنه سیاسی  و  اقتصادی با قطر دارد. ایران و قطر بر میدان گاز پارس  که بزرگترین میدان گاز جهان محسوب می شود مالکیت مشترک دارند. ظریف روز 11 آگوست در دوحه پایتخت قطر با حاکم قطر امیر تمیم بن حامد التهانی    Emir Tamim bin Hamad Al Thani.  ملاقات و مذاکره کرد. امیر قطر  از برنامه ایران برای ایجاد «مجمع گفتگوی منطقه ای»  استقبال  و بر نقش مهم جمهوری اسلامی در منطقه تاکید کرد.

چند روز بعد ظریف در کویت گفتگو کرد.  در تهران برای حل و فصل مسائل و استقرار صلح مذاکراتی میان نمایندگان یمن ، انگلستان ، فرانسه ، آلمان و ایتالیا برگزار شد. پیش بینی می شود در پایان ماه سپتامبر ، روسیه «مفهوم امنیت جمعی خلیج فارس» را به مجمع عمومی سازمان ملل  عرضه کند ، که متضمن  پیشنهاد ایران  خواهد بود.

 

 

https://www.jungewelt.de/artikel/361650.golfregion-reisediplomatie-f%C3%BCr-regionalen-dialog.html

آلمان هنوز از فضای جنگی با روسیه خارج نشده است

.

 

آلمان هنوز از فضای جنگی

با روسیه خارج نشده است

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،447،744

ترجمه 1151

روز چهارشنبه ( هفته گذشته) هایکو ماس وزیرخارجه آلمان برای یک دیدار دو روزه با یک هواپیمای ویژه حمل نفرات نظامی به مسکو پرواز کرد. هواپیمای ایر باس» آ340″  که قبلا برای این کار در نظر گرفته شده بود با مشکلات فنی روبرو شده بود .

وزیر امور خارجه در نخستین جمله از بیانیه ای که قبل از پرواز او منتشر شد، روابط آلمان و روسیه را متناسب با هواپیماهای نظامی حامل خود به مسکو چنین توصیف کرد: «ما در حال حاضر با روسیه در بسیاری از زمینه ها اختلاف نظر اساسی داریم.»

این پنجمین دیدار ماس با سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه در سال جاری است .

احتمالاً دلیل اصلی افزایش فعالیت های دیپلماتیک این است که سیاست رویارویی و مقابله ای که غرب در پیش گرفته با  خطر درگیری بزرگ  به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. افزون بر این اکثر مردم آلمان این سیاست  را که رسانه ها آلمانی از سالها پیش در پیش  گرفته و بطور سیستماتیک  بر طبل نفاق  با روسیه  میکوبند ومناسبات دو کشور را بد  توصیف می کنند، نپذیرفته اند.

آژانس مطبوعاتی آلمان روز چهارشنبه گزارش داد، طبق همه پرسی تازه موسسه یوگوف     Yougov  کمتراز 24 در صد از مردم آلمان  از  «تحریم های اتحادیه اروپا  علیه روسیه حمایت می کنند.»

بیش از نیمی از پرسش شوندگان خواستار پایان دادن فوری به تحریم ها، یا کاستن تدریجی  از آنها  شده اند. 24 در صد هم اظهار نظر نکرده اند.

در برابر این پیش زمینه، ماس در بیانیه خود که در و بسایت وزارت خارجه آلمان منتشر شده اظهار داشته است که  «گفتگوی مستقیم و سخن صریح» با روسیه ضروری است.

طبق اظهارات او سخن بر سر وضعیت   سوریه،   ایران و کنترل بین المللی تسلیحات است. و: «ما به همکاری سازنده روسیه ، به ویژه در شرق اوکراین» ، «جایی که» بالاخره  امید به پیدایش نور در انتهای تونل بوجود آمده است، نیاز داریم.  در آنجا «همه طرف ها باید تمایل  خود را به مشاركت در گفتگو و عمل نشان دهند».

این ها در واقعیاتی که ناتو و اتحادیه اروپا بوجود آورده اند تغییری ایجاد نمی کند.

به گزارش ریانوستی سرگئی شویگو وزیر دفاع روسیه روز چهارشنبه در مسکو با اشاره به اوضاع نظامی و سیاسی  مرزهای غربی روسیه آن را «بحرانی » دانسته است :

«این وضعیت با تقویت حضور نظامی ناتو در اروپای شرقی، استقرار سامانه های دفاع موشکی ایالات متحده در لهستان و رومانی و گسترش همکاری های نظامی با فنلاند و سوئد مشخص می شود. مسکو برای خنثی سازی تهدید های پدید آمده ازاین وضعیت دست به اجرای سلسله اقداماتی زده است».

نه تنها هیچ نشانی حاکی از آن که  دولت آلمان می خواهد به ماجراجوئی نظامی در اروپای شرقی پایان دهد به چشم نمی خورد، بلکه برعکس،  نشانک ها معکوس هستند:

بعنوان مثال روز چهارشنبه،  اشتفان زایبرت، سخنگوی دولت گفت کابینه در مورد  پذیرش دوباره روسیه به گروه جی 8  بشدت با  تردید روبروست. استدلال ترامپ برای طرح پیشنهاد پذیرش دوباره روسیه به گروه مذکور این بود که :» بسیاری از آنچه ما در باره ان سخن می گوئیم با روسیه مرتبط است.»

برنامه دیدار ماس در نخستین روز حضورش در مسکو کمتر برای گفتگو و بیشتر برای  مداخله در امور داخلی روسیه است . او از جمله با باصطلاح  جامعه غیر نظامی گفتگو می کند که در غرب آن را » منتقدان کرملین » می خوانند.

https://www.jungewelt.de/artikel/361247.deutsch-russische-beziehungen-maas-macht-mobil.html

 

 

کودتای 28 مرداد

کودتای 28 مرداد

 

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

باز انتشار

امار سایت تا کنون

4،447،271

65 سال پیش محمد مصدق، نخست وزیر ایران، با یک کودتای نظامی تحت رهبری ایالات متحده و بریتانیا سرنگون شد

روز 19 اوت   1953 محمد مصدق ، نخست وزیر ایران ، در پی جنجال خشونتبار اوباش خریده  شده، همراه با یک کودتای نظامی از قدرت ساقط شد.

در پس این رویدادها اینتلیجنت سرویس انگلستان و CIA، سازمان اطلاعاتی امریکا قرار داشتند. این دو سازمان نقشه ساقط کردن سیاستمدار مردمی ایران محمد مصدق را در سال 1952 طرح کردند و در سال 1953به تدارک مقدمات انجام  این نقشه  که  نام  سری آن » عملیات آجاکس» بود پرداختند..

نیروی محرکه دولت انگلستان بود  که می دید با موفقیت سیاست مصدق  نه تنها  در آمد ناشی از فروش نفت در اختیار ایران قرار می گیرد بلکه منافع ژئو استراتژیک انگلستان   در خاور نزدیک و میانه با خطر مواجه می گردد.

ملی شدن نفت

مصدق که در آن زمان 68 سال داشت، روز 29 آوریل 1951 از سوی شاه به نخست وزیری منصوب شد و روز 6 ماه مه مجلش شورای ملی با 99 رای موافق و 3 رای ممتنع نخست وزیری او را تایید کرد.

قبل از آن، در 15 ماه مارس، مجلس قانون ملی شدن صنایع شرکت نفت انگلیس و ایران  Anglo-Iranian Oil Company (AIOC)  را که تا آن زمان  در مالکیت انگلستان قرار داشت، تصویب کرده بود.

 وظیفه مصدق مذاکره با انگلستان در باره نحوه انجام قانون ملی شدن نفت ایران بود. یکی از موضوعات مرکزی و مورد مناقشۀ مذاکرات میزان خسارتی بود که انگلستان خواستار دریافت آن بود.

در آن زمان در آمد ایران از فروش نفت بین 20 تا 25 در صد از سود AIOC – شرکت نفت انگلیس و ایران- بود. ایران خواستار دریافت 50 در صد از سود بود.

آنچه مشوق ایران برای دریافت سود بیشتر بود، قراردادی بود که کمپانی آرامکو

Arabian-American Oil Company (Aramco) روز 30 دسامبر 1950 با خانواده سلطنتی سعودی منعقد ساخته بود.

امتناع انگلستان از  توافق با ایران بر این اساس، سبب تظاهرات وسیع مردم در تهران برای ملی کردن «شرکت نفت انگلیس و ایران» شد که مورد تایید روحانیون نیز قرار گرفت.

علی رزم آرا که از تابستان 1950 نخست وزیر ایران بود با طرح این خواست یعنی در یافت سود بیشتر از انگلستان مخالفت کرد، با این استدلال که طرح این خواست می تواند انتقامجوئی انگلستان را در پی داشته باشد- روز 7 مارس 1951 رزم آرا در مسجد سپهسالار تهران بضرب گلوله فردی از پای در آمد.

در پی ترور رزم آرا، در 15 مارس قانون ملی شدن نفت به تصویب رسید،  مصدق در 29 آوریل  به نخست وزیری منصوب گشت و شاه  روز اول ماه مه  با ایجاد شرکت ملی نفت ایران موافقت کرد.

کار اختلاف میان  ایران و شرکت نفت انگلیس بالا گرفت. در آن زمان تاسیسات نفت   آبادان بزرگترین مجتمع تصفیه نفت در جهان بود..

در بحبوحه مجادلات، در سپتامبر 1951، 4500 تکنیسین انگلیسی AIOCبدستور مدیران سازمان مذکور، ایران را ترک کردند.

در پی خروج تکنیسین های انگلیسی از ایران، تولید نفت ایران موقتا تعطیل شد.

افزون بر این انگلستان با اعزام کشتی های جنگی به خلیج فارس دست به محاصره دریائی ایران زد  تا بطور کلی مانع  صدور نفت از ایران گردد.

این رفتار تهاجمی انگلستان همراه بود با تصرف حساب های بانکی ایران در انگلستان ، تحریم ایران  ازجمله منع صدور فولاد به ایران.

مجموعه این اقدامات سبب گشتند تا ایران از لحاظ اقتصادی  بشدت  در مضیقه قرار گیرد و در پی آن محافل ذی نفوذ در کشور کمر به مخالفت با مصدق بستند.

وینستون چرچیل، سیاستمدار محافظه کار انگلیسی، که از 1940 تا 1945 نخست وزیر انگلستان بود،در 26 اکتبر 1951 بار دیگر  نخست وزیر  انگلستان شد. با روی کار آمدن او انگلستان در گیری با ایران را تشدیدکرد.

از 20 ژانویه 1953 ایزنهاور، رئیس جمهور امریکا از حزب جمهوریخواه ، در کنار چرچیل قرار گرفت.

با آن که آیزنهاور در آغاز  در مورد موفقیت این فکر که امریکا در ایران دست به کودتا بزند، تردید داشت، ولی بالاخر چند تن از مشاورانش، او را در ماه مارس متقاعد کردند که  ایران در آستانه  سقوط قراردارد و تا زمانی که مصدق قدرت را در دست دارد نمی توان این روند را گرفت.

روز 4 آوریل 1953یک میلیون دلار در اختیار  دفتر CIA در تهران قرار گرفت  تا آن را به  ویژه برای عملیات تبلیغاتی و گرم نگه داشتن روابط خصوصی با اشخاص،   با هدف  ساقط کردن نخست وزیر ایران، به مصرف برساند.

کودتا

مباحثات  اساسی  میان مسئولان و عوامل انتلیجنت سرویس انگلستان و  CIA امریکا، در باره سیر رویداد ها  و چگونگی انجام مراحل کودتا، از 13 تا 30 ماه مه در نیکوزیا واقع در قبرس  و از 9 تا 14 ژوئن 1953 در بیروت، پایتخت لبنان، صورت گرفت.

قرار بر این   شد که سرلشگر زاهدی که مدتی وزیرکشور مصدق بود جانشین او گردد.روز اول ژوئیه چرچیل موافقت خود را با این طرح اعلام   کرد و  روز 11 ژوئیه نیز آیزنهاور  نقشه عملیات را تایید کرد.  ولی اجرای طرح در 15 اوت نخست با موفقیت روبرو نشد.

مصدق از نقشه مطلع شد و دستور داد تا کسانی را که مامور اجرای کودتا بودند، توسط یک واحد نظامی که از قبل آماده بودند، دستگیر کنند.

روزهای 16 و 17 اوت  نیروهای وفدار به مصدق بر خیابانهای تهران مسلط بودند و صدها هزار نفر به هواداری از مصدق تظاهرات می کردند و  شاه را به عنوان » خائن» محکوم می کردند.  شاه  وحشت زده از کشور فرار کرد.

روز 19 اوت بود که ورق برگشت. مصدق با اعتماد به قول  سفیر امریکا، به نیروهای نظامی دستور داد» خیابان را از وجود تظاهر کنندگان پاک سازند» از وجود کسانی که  فعالان حزب  ممنوعه توده، در میان آنها نقش  مهمی ایفا می کردند، و برغم   ممنوعیت، از سوی دولت تحمل می شدند.

پس از آن بود که اوباش خریده شده و هواداران شاه بر خیابانها مسلط شدند و با کمک دیگر نیروهای نظامی، مردم  هوادار مصدق را پس راندند. این نیز برای موقعیت مصدق تاثیر منفی داشت که برخی از مقامات موثر مذهبی که در آغاز از او حمایت میکردند، اینک بدلیل سیاست فرهنگی سکولار او، با او به مبارزه برخاسته بودند.  .

پس از 9 ساعت نبرد سخت که برای تسخیر خانه مصدق رخ داد،سرانجام نخست وزیر دستگیر شد.

او روز 21 دسامبر 1953به سه سال حبس مجرد محکوم شد. پس از گذراندن این مدت و آزاد شدن از زندان در دسامبر 1965 تا پایان عمر – 5 مارس 1967، در دهکده احمد آباد ، در حبس خانگی بسر برد.

پس از مرگ مراسم معمول تدفین برای او انجام نشد. او   در کف همان اتاقی  که  سال های پایانی عمرش را  در آن بسر برده بود به خاک سپرده شد.

پس از کودتا، بسیاری از همراهان و همرزمان سیاسی او ، از جمله حسین فاطمی، وزیر خارجه او، اعدام شدند.

در ماههای پس از کودتا ، صدها، بلکه ، هزاران نفر از اعضای حزب توده ایران ، دستگیر، زندانی و شکنجه شدند و بسیاری از آنان  را به قتل رساندند.

سیا پس از 60 سال، در سال  2013 ، سرانجام  به مسئولیت خود در این کودتا  اعتراف کرد و 4 سال پس از این اعتراف، در سال ،2017 اسناد پر شماری  از  این کودتا را منتشر ساخت.

مقدمۀ لندن برای  طرح   عملیات «آجاکس » چنین است

سیاست دول ایالات متحده امریکا و کشور متحده سلطنتی ایجاب می کرد، که  بعنوان بدیل در برابر فروپاشی اقتصادی ایران که حتمی است و  برای پیشگیری احتمالی از دست رفتن  این منطقه  و پیوستن آن به عرصه قدرت شوروی، مصدق برکنار شود.

فقط   تغییر طبق نقشه و کنترل شده می تواند تضمین کننده تمامیت و استقلال کشور باشد.

در ایران ژنرال زاهدی تنها شخصیتی است، که در حال حاضر می تواند قادر باشد، در راس دولت جدیدی قرار گیرد، که بتوان به او مطمئن بود   که جلوی نفوذ شوروی کمونیستی را بگیرد و  دست به اصلاحات اساسی بزند.

طرح زیر شامل سه مرحله متوالی است. دو مرحله آغازین پیش از مرحله نهائی که خصلت نظامی دارد روی می دهد. آن سه مرحله  شامل دوره تدارکی حمایتی کنونی  و کارزار وسیع تبلیغاتی است.

این مراحل که موقعیت مصدق را به طور فزاینده  آسیب پذیر و بی ثبات می سازند  برای علائق ایالات متحده امریکا و کشور متحده سلطنتی حائز ارزشی واقعی هستند.

هزینه  انجام این نقشه مجموعا به 285 هزار دلار تخمین زده می شود. 147هزار و 500 دلار آن را مقامات ایالات متحده امریکا و 137 هزار و پانصد دلار آن را امپراتوری سلطنتی متحده در اختیار می گذارد.

منبع مجموعه اسناد منتشر شده سیا اینجاست

https://nsarchive2.gwu.edu/NSAEBB/NSAEBB28/appendix%20B.pdf

https://www.jungewelt.de/artikel/338155.iran-von-außen-gesteuert.html

 

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندیدش

 

ترکیه بار دیگر می خواهد بخت خود را علیه کردها امتحان کند

ترکیه بار دیگر می خواهد

بخت خود راعلیه کردها امتحان کند

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،446،449

ترجمه 1150

نیروهای های نظامی ترکیه  در مرزهای سوریه  به حرکت در آمده اند. هدف نابود کردن «کنفدراسیون دموکراتیک شمال و شرق سوریه » است که در آن احزاب کرد نقشی اساسی دارند.

مانند همان رخداد آغاز  سال 2018 که نیروهای ترکیه به عفرین، یکی از استانهای این کنفدراسیون، حمله  و آن را اشغال کردند.

برای آن که بدانیم اگر نیروی نظامی انکارا شمال سوریه را اشغال کند چه روی خواهد داد کافیست نگاهی به عفرین و رویدادهای پس از اشغال آن بیافکنیم: صدها هزار نفر از ساکنان آن استان که عمدتا کرد بودند آواره شدند و  جای آنها را داوطلبان جهادی گرفتند. از آن زمان  در آنجا تبعید، اعدام و شکنجه امری عادی و روزمره است و اتومبیل هایی که نشان داعش دارند با آن نام و نشان    در خیابان های شهرگشت می زنند.

استقرار نیروهای نظامی ترکیه در مرز سوریه فقط محدود به این منطقه نیست. ترکیه، در جنگ علیه جنبش رهائی بخش کردها ، در حال حاضر در قلمرو سه کشور فعال است: در قلمرو سوریه: در استان عفرین، در قلمرو خود اکثرا در جنوب شرقی کردستان، و در بستر یک حمله بزرگ در مناطق خود مختار کردستان در شمال عراق.

از ماه مه سال جاری جنگی میان نیروهای ترکیه و کرد در جریان است که ترک ها آن را عملیات چنگال می نامند. در این جنگ که رسانه های غربی آن را نادیده می گیرند لطمات سختی به نیروهای ترک وارد آمده است. هدف اعلام شده » عملیات چنگال»منهدم کردن غارها و مناطقی است که میان خاک ترکیه و عراق قرار دارد و کردها برای عقب نشینی مورد استفاده قرار میدهند. در عین حال هدف دیگر عملیات ترکیه که گویا برای تامین امنیت نیروهای ترک صورت می گیرد آنست که حضور نظامی خود را در منطقه گسترش دهد و جای پای خود را برای مدت های دراز محکم کند.  دولت اردوغان طی سالهای اخیر بارها  نسبت به  سرزمین های قبلی امپراتوری عثمانی  ادعاهای ارضی  مطرح کرده است ، از جمله در مورد همین مناطقی که اکنون در سوریه  و   در شمال عراق مورد تهدید نظامی قرار گرفته اند.  اما تا زمانی که جنبش رهایی بخش کردستان پایگاههای خود را در آنجا حفظ کند ، تلاشهای دولت ترکیه برای ملحق ساختن این مناطق به قلمرو خود موفق نمی شود.

ترکیه قصد دارد  کردهای ساکن منطقه را که هم  در شمال عراق  ستون  فقرات حزب کار کردستان هستند و هم  در سوریه پشت و پناه یکان های دفاعی خلق و زنان کرد، از منطقه براند . اما این کارآسانی نیست. دشواری این کار فقط به دلیل وجود سنگلاخ های نظامی نیست.

در این   عرصه  منافع روسیه، ایران، دولت سوریه  در دمشق و امریکا شریک  ترکیه در- ناتو  نیز مطرح است و ترکیه باید میان منافع این چند کشور مانور کند.

سالهاست که واشنگتن چراغ سبز  به آنکارا داده است تا در شمال عراق  هم در حریم هوایی و هم با نیروهای زمینی هر طور که می خواهد  عمل کند. اما بنظر می رسد که هنوز نمی خواهند به اردوغان اجازه پیشروی بیشتر در سوریه را بدهند.

بعنوان نمونه، مولوت چاووش اوغلو، وزیرخارجه ترکیه، که روز چهارشنبه  با جیمز جفری نماینده ویژه امریکا برای سوریه دیدار  داشت گفت دیدارش «رضایت بخش نبوده است». فروختن جنبش كرد در شمال سوریه به اردوغان كارت برنده بزرگی است كه آنها می خواهند آن را  برای فرصت ویژه ای حفظ کنند.

اما  قمار رژیم حزب عدالت و توسعه ترکیه  نیز قماری سنگین است : خرید سیستم های ضد هوایی روسی «S-400» روسی نیز برای محافل ناتو خطری جدی  تلقی شده است.  در این میان اردوغان  تهدید کرده است که از پیمان نظامی آتلانتیک خارج خواهد شد.

خبرگزاری دولتی  ترکیه  Anadolu     نقل کرده است که چاووش اغلو هنگام گفتگو با جفری کنترل خود را از دست داده  به او گفته است:» دیگر صبر و تحمل ما به سر آمده است».

 دشوار است پیش بینی اینکه آیا ایالات متحده  «ویار» آنکارا برای جنگ را تایید خواهد کرد و یا  روسیه از سوریه توقع خواهد داشت که به اشغال  بخش دیگری از خاک خود توسط ترکیه تن در دهد.

با این وجود ، بنظر می رسد که حداقل در «کنفدراسیون دموکراتیک شمال و شرق سوریه» ، تهدیدها جدی گرفته می شود.  واحدهای نظامی نیروهای دموکراتیک سوریه (SDK) بسیج شده اند ، غیر نظامیان به تظاهراتی گسترده علیه جنگ روی آورده اند.

شنبه گذشته ، مظلوم کوبانی ، فرمانده کل SDK به روزنامه «ینی ازگور پولیتیکا» گفت اگر حمله ای صورت گیرد ، آنها دوباره در سرتاسر مرز سوریه و ترکیه خواهند جنگید: «مهم نیست کجا باشد، اگر ترکیه حمله کند ، ، جنگی بزرگ رخ خواهد داد.»

 

https://www.jungewelt.de/artikel/359462.osmanische-träume-vor-dem-großen-krieg.html

 

.

دیپلماسی فرمانروائی ترامپ می خواهد ایران را گروگان بگیرد !

دیپلماسی فرمانروائی ترامپ

می خواهد ایران را گروگان بگیرد!

 

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

4،442،833

 

 

ترجمه

1149

یک بار دونالد  ترامپ  گفت وقتی او  ایرانی ها  را به » مذاکرات بدون قید و شرط دعوت می کند در واقع از آنها فقط یک چیز می خواهد و آن این است که سلاح های اتمی نسازند.

این حرف دروغ  محض است . خانم مورگان اوتاگوس،  سخنگوی وزارت خارجه امریکا، روز 16 ژوئیه، ضمن کنفرانس مطبوعاتی معمولی خود یاد آور شد که در ارتباط با  تمام مذاکرات » آن 12 گامی که وزیر خارجه بیش از یکسال پیش مشخص کرد» روی میز خواهند بود.

آن  12 پیش شرط  برای مذاکره را مایکل پمپئو روز 21 ماه مه 2018 طی یک سخنرانی در بنیاد هریتیج- Heritage Foundation-  اعلام کرد به قوت خود باقی است.

اندک زمانی کمتر از دوهفته بعد، روز 8 ماه مه، ترامپ خروج امریکا را از پیمان (JCPOA) ”برجام» که در وین منعقد شده بود، اعلام کرد. کلیه مجازات های تعلیقی در این زمینه باید در دو مرحله ، آغاز اوت و آغاز نوامبر 2018 دوباره فعال شوند.

عنوان سخنرانی پمپئو در بنیاد هریتیج  این بود: «پس از معامله استراتژی جدید ایران».

این نخستین سخنرانی مهم رئیس پیشین سیا پس از به دست گرفتن رهبری وزارت امور خارجه در 26 آوریل 2018 بود.

در این باره ، وی قبلاً در همان مکان صحبت کرده بود ، در آن زمان، 9 سپتامبر 2015، که هنوز به عنوان نماینده کنگره صحبت می کرد، عنوان سخنرانی او این بود: «راهی به جلو: بدیلی برای توافق هسته ای معیوب».

پومپئو در باره امضای توافق وین، در 14 ژوئیه 2015 اظهار داشت که «این امر پیامدهای منفی چشمگیری برای نسل های آینده و امنیت ملی ما به همراه خواهد داشت» واین «, سیاست خارجی  نیست  سیاست تسلیم » است.

توصیف برنامه » بنیاد هریتیج » با صفاتی چون «محافظه کار» یا «نو محافظه کار» توصیفی نارساست. این برنامه از لحاظ محتوا در درجه اول بیانگر یک سیاست خارجی اشکارا ستیزه جو و جنگ طلب است. ویژگی خاص این موسسه،  در قیاس با سایر نهاد ها، توصیه های کاملا مشخص و مختصر آن به سیاستمداران است.

نقشه ها و توجیهات  برای اقدامات  نظامی ایالات متحده  امریکا علیه افغانستان ( از اکتبر2001) و عراق ( از مارس 2003) از تولیدات این اندیشکده بود. ترامپ  تهیه  برنامه مبارزه انتخاباتی خود را برای ریاست جمهوری ، و نیز تهیه طرح افزایش تسلیحات نظامی و نوسازی نیروهای نظامی را به این بنیاد سپرد.

حرف های بزرگ

سه مورد از دوازده شرط دولت ایالات متحده به برنامه هسته ای ایران اشاره دارد.

یکم-  ایران باید به مقامات بین المللی انرژی اتمی مستقر در وین در باره ابعاد  نظامی برنامه سابق اتمی خود  بطور کامل حساب پس بدهد » و در آینده نیز این نوع فعالیت ها را برای همیشه بگونه ای قابل کنترل به کنار نهد».

دوم – کشور باید  به غنی سازی اورانیوم  پایان بخشد ، دیگر هیچگاه نباید در صدد پردازش مجدد  پلوتونیوم برآید  و باید راکتور آب سنگین اراک  را که در دست ساخت است  تعطیل کند.

سوم – ایران موظف است به آژانس بین المللی هسته ای  اجازه دسترسی کامل  به تمام اماکن هسته ای  را در سراسر کشور  بدهد».

تاریخچه برنامه هسته ای ایران با توجه به «ابعاد نظامی» فرض شده اش، سالها موضوع تحقیقات گسترده آژانس بین المللی انرژی هسته ای   بود. آژانس  این فصل را بدون یافتن شواهدی که حاکی  از کار سیستماتیک ایران در زمینه تولید سلاح های هسته ای باشد به پایان رساند. حتی سازمان های  اطلاعاتی آمریكا در سندی که پیام های کلیدی آن در 3 دسامبر 2007 رسما منتشر شد به این نتیجه رسیدند که ایران تمام تحقیقات در این زمینه را در پائیز 2003 متوقف کرده است.در این زمان دانشمندان ایرانی حتی غنی سازی اورانیوم را نیز  شروع نکرده بودند. اساسا ، معاهده بین المللی منع گسترش سلاح های هسته ای (NPT) ، که در سال 1968 توسط ایران امضا شد و در سال 1970 به تصویب رسید ، فقط تولید یا دستیابی به سلاح های هسته ای را ممنوع می کند ، اما مانع تحقیق در این زمینه نمی شود.

نه قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی NPT و نه هیچ توافق جهانی دیگری غنی سازی اورانیوم را محدود نمی سازد. با این حال ، ایران در توافقنامه وین متعهد شد كه ظرف 15 سال بعد – یعنی تا سال 2030 –  غنی سازی را به حداكثر 3.67 درصد محدود سازد و بیش از 300 كیلوگرم از این اورانیوم غنی شده را در كشور ذخیره نكند.

تقاضای دولت ایالات متحده که خواستار ممنوعیت کامل غنی سازی برای ایران شده است فاقد هر گونه  پایه و اساس حقوقی است. همچنین طبق مفاد پیمان NPT، بازیابی پلوتونیوم با بازفرآوری  میله های مصرف شده سوختِ هسته ای  ممنوع نیست. با این حال ایران قبل از  JCPOA (برجام ) داوطلبانه از این امر چشم پوشی کرده بود.

تقاضای ایالات متحده برای «دسترسی کامل» بازرسان آژانس بین المللی انرژی  اتمی به «همه مکان ها» در سراسر ایران نیز متکی بر هیچ پایه حقوقی نیست. خود سازمان بین المللی انرژی اتمی نیز خواستار چنین چیزی نیست.

اجرای این خواست را میتوان با شرایط سختی که در سال 1991 پس از شکست عراق در جنگ کویت به عراق تحمیل شد، مقایسه کرد، اما حتی در آن مورد نیز تا این حد گسترده نبود. سیا و سایر سازمانهای اطلاعاتی غربی از آن فرصت برای جاسوسی از اهداف نظامی و غیرنظامی استفاده کردند.

تقاضای چهارم پومپئو مرکب است از چند خواست:

1- امتناع ایران  از تحویل موشك  به متحدان خود.

2- متوقف ساختن پرتاب موشک های آزمایشی و متوقف ساختن توسعه سیستم های موشكی که «دارای قابلیت حمل کلاهک های اتمی باشند».

ایران این دعوی را که راکتی  از راکت های آن قادر  به حمل کلاهک  اتمی باشد رد می کند. روسیه و چین نیز این نظر ایران را تایید می کنند.

نکته پنجم در فهرست پومپئو «آزادی همه شهروندان آمریکایی و همچنین شهروندان شرکا و متحدین امریکا» است که اغلب به اتهام جاسوسی در ایران زندانی می شوند.

در مقابل ، ایرانیان خاطرنشان می کنند که تعداد بسیار بیشتری از شهروندان ایران در آمریکا زندانی هستند ، برخی حتی بیش از ده سال.  بسیاری از آنها توسط نیروهای آمریکایی در عراق دستگیر شده اند ، برخی دیگر نیز به جرم نقض مجازات های اقتصادی دستگیر و محکوم شده اند. دولت ایران احتمالاً با مبادله موافقت خواهد کرد  ولی   اقدام یک طرفه راحتما نخواهد پذیرفت.

 موارد شش تا یازده مربوط به همکاری نظامی و امنیتی ایران با نیروهای متحد خود در منطقه است.

آنچه خواسته می شود «قطع حمایت از گروه های تروریستی از جمله حزب الله لبنان ، حماس و جهاد اسلامی فلسطین» ، انصارالله («حوثی ها») در یمن و حتی طالبان افغانستان است. البته  مدرکی مبنی بر حمایت ایران از طالبان هم وجود ندارد.

ولی   آنچه که علنی و رسمی وجود دارد این است که امریکا خود برای انعقاد صلح با طالبان تلاش می ورزد و در حال مذاکره  با آنها ست . همچنین خواسته شده است كه ایران «همه نیروهای تحت فرمان خود» را از سرتاسر سوریه بیرون بكشد و در «خلع سلاح شبه نظامیان شیعه عراقی، خارج ساختن آنها از فعالیت های نظامی و همکاری برای ادغام آنها در ارتش عراق است.

امریکا در نکته دوازدهم خواستار آن است که ایران «به رفتارهای تهدیدآمیز علیه همسایگان خود پایان دهد».

این تاکید شامل تهدید ایران برای نابودی اسرائیل و پرتاب موشک علیه عربستان سعودی و امارات متحده عربی است  و همچنین شامل تهدیدهای مربوط به حمل و نقل بین المللی و حملات سایبری مخرب. «

این دیپلماسی نیست فرمانروائی است 

ایران حتی اگر می خواست فقط جزئی از این خواست ها را هم به اجرا در آورد می بایست تن به پذیرش این شیوه نگرش خاص و بسیار مغرضانه دولت امریکا در مورد منطقه خاورمیانه می داد. چنین برنامه ای را تنها  بوسیله  محاصره شدید اقتصادی نمیتوان به اجرا در آورد.

دیکته کردن چنین برنامه ای به یک ملت فقط در صورتی می توانست ممکن گردد که آن ملت از لحاظ نظامی بر خاک افتاده  باشد.  با وجود این  دستگاه اداری ترامپ ادعا می کند که می خواهد ( و می تواند) از طریق دیپلماسی به این هدف برسد.

فقط یک بند از سخنرانی طولانی که پومپئو در تاریخ 21 مه سال گذشته در  بنیاد هریتیج ارائه کرد ، بگونه ای سطحی اشاره  داشت  به  آن مزیت های  ادعائی که گویا بعنوان پاداش نصیب ایرانیان می شد اگر  ایرانیان  لیست مطالبات آمریکا را می پذیرفتند: امریکا دارای این آمادگی هست که  «به مؤلفه های اصلی همه تحریم های خود علیه رژیم پایان دهد .»  یعنی افزون بر  آنچه که دولت قبل از ترامپ در سال 2015 در وین وعده داده بود. ایالات متحده «بار دیگر( با ایران) مناسبات کامل سیاسی برقرار خواهد کرد».. به ایران » اجازه داده خواهد شد که  به فن آوری مدرن دست  یابد» و( امریکا) آماده است» از بازگشت ایران به سیستم بین المللی اقتصادی حمایت کند».

در زبان کودکانه ترامپ تمام این حرف ها از این هم  بی اعتبار تر جلوه می کند وقتی او می گوید «اگر با تمام این ها  موافقت کنید کشور ثروتمندی خواهید شد. شما خیلی خوشوقت خواهید شد و من بهترین دوست شما خواهم بود» (22 ژوئن 2019).

تفاوت با پیمان 2015 که در وین منعقد شد  تنها در گسترش تعهداتی نیست که ایران باید بپذیرد، بلکه افزون بر آن آنچه ناممکن است این است که همه کشور ها حاضر به تصویب آن گردند.

فقط ارزیابی چالش های منطقه – که امریکا و سه کشور اروپائی در یک سو و ایران در آنسوی آن – قرار دارد بکلی متفاوت و جمع ناپذیرند .

بسیاری از اتهامات علیه تهران که در خواسته های پمپئو مطرح شده است ، یا فقط ناشی از دعاوی جانبدارانه دولت های غربی است یا طبیعتاً غیرقابل اثبات هستند.

بعنوان مثال تشخیص این که رفتار ایران  علیه همسایگانش واقعا تهدید آمیز است یا ایران حملات سایبری مخرب انجام داده با کیست؟ و اگر ترامپ یا جانشین وی از انجام  تعهدات ایالات متحده طبق توافق جدید امتناع كنند ، چه ابزار عملی و مؤثری در اختیار ایران  خواهد بود؟

در ارتباط با این موضوع  ، باید به رفتار کشورهای سه گانه اروپائی نیز توجه داشت. . پومپئو در 21 ماه مه 2018  تصورات 12 گانه خود را با این جمله پایان داد : » من از مکالمات با دوستان اروپایی  می دانم که بطور کلی آنها نظر ما را  در مورد آنچه رژیم ایران  برای پذیرفته شدن در عرصه بین المللی باید انجام دهد تایید می کنند.»  این یک ادعای بی اساس برای رسیدن به هدفی خاص نیست، بلکه اظهارات متعدد سیاستمداران آلمانی، فرانسوی و انگلیسی مؤید آنست. عقیده مشترک آنها این است که آنها همان اهداف ایالات متحده را دنبال می کنند ، فقط در انتخاب وسیله با امریکا  تفاوت دارند.

در تاریخ 16 مارس 2018 ، رویترز خبر از  نوشته ای  مشترک از دولت های  سه گانه اتحادیه اروپا   داد  که برای دولت های همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا ارسال شده است.

در آن زمان ، «سه دولت بزرگ» می خواستند تحریم های جدید اتحادیه اروپا علیه ایران را به دلیل توسعه فعالیت های موشکی آن و به دلیل «نقش خود در سوریه» به تصویب اتحادیه اروپا برسانند.

در آن سندی که گویا در اختیار آژانس خبری قرارداشته، اعلام شده است که در روزهای آینده فهرستی  از نام  افراد و موسسات ایرانی منتشر خواهد شد که ممکن است به دلیل نقش اجتماعی شان مورد تحریم قرار گیرند.

رویترز این جمله را نیز از نامه مورد نظر نقل کرده بود: » فشار بر اعصاب ما پیوسته رو به فزونی است. ما 18 ماه است که با شما در مذاکره هستیم و گامی به حل مسائل نزدیک نشده ایم».

بر این اساس ، فرانسه ، آلمان و انگلیس از پاییز سال 2016 ، حتی قبل از پیروزی انتخاباتی ترامپ در آمریکا ،در پی آن بودند  تا از ایران در این مناطق امتیازات بیشتری طلب کنند ، که در مذاکرات وین به طور رسمی مورد بحث قرار نگرفته بودند.

ولی آنها از مارس 2018 به بعد دیگر علنا حرکت خود بسوی تحریم های جدید اروپا علیه ایران را دنبال نکردند. بنا به گزارش رسانه ها دلیل عمده متوقف ساختن آن فعالیت ها مخالفت ایتالیا و یونان با تحریم های بیشتر بوده است. چون تصمیمات اتحادیه اروپا وقتی به اجرا در می آید که هر 28 کشور عضو با آن اجرای موافق باشند. معهذا تعقیب این هدف در دستورکار  دولت های سه گانه اروپا باقی ماند.  به عنوان نمونه ، Heiko Maas ، وزیر امور خارجه آلمان در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با پومپئو در تاریخ 31 ماه مه نقل کرد:

سوالات راهبردی در مورد ایران باید حل شود. به هر حال ، ما برای دستیابی به یک هدف تلاش می کنیم : ما می خواهیم مطمئن شویم که ایران سلاح هسته ای ندارد. ما همچنین می خواهیم اطمینان حاصل کنیم که ایران با این دعوی ما که در منطقه نقشی منفی  دارد روبرو است.  و همچنین می خواهیم در مورد برنامه موشکی ایران صحبت کنیم. ما رویکردهای متفاوتی برای برخورد با این هدف داریم ، اما هدف به جای خود باقی  است. «

ماس وزیرخارجه آلمان روز 15 ماه مه – دوروز پس از کنفرانس مشترک با پمپئو در بروکسل –  در بوندس تاگ مجلس آلمان گفت: » آری ما هدف های مشترکی را دنبال می کنیم . ما می خواهیم که ایران به نقش تخریبی خود در منطقه، در سوریه، در یمن، یا در لبنان پایان دهد. و ما می خواهیم که ایران برنامه موشک های بالستیک خود را به کنار نهد و  تهدید های خود را علیه اسرائیل  متوقف سازد.»

رئیس جمهور فرانسه امانوئل ماکرون در کنفرانس مطبوعاتی با ترامپ در تاریخ 6 ژوئن همین موضوع را چنین بیان کرد: «من فکر می کنم ما در برابر ایران اهداف مشابهی را دنبال می کنیم. ما می خواهیم چه کنیم؟ در درجه اول می خواهیم مطمئن شویم که آنها به سلاح اتمی دست نخواهند یافت.  منظورم این است که ما تا سال 2025 وسیله ای در دست داریم ( اشاره از یونگه ولت: ماکرون اشتباه می کند. محدودیتی که ایران پذیرفته است تا سال 2030 معتبر است). ما می خواهیم  از آن فراتر برویم و در دراز مدت اطمینان کامل داشته باشیم. دوم ما می خواهیم  که آنها فعالیت خود را در عرصه  تولید موشک کاهش دهند. و سوم آن که ما می خواهیم فعالیت های منطقه ای آنها را محدود سازیم. چهارمین هدفی که ماکرون بر این اهداف افزود » صلح در منطقه» بود. برای رسیدن به تمام این اهداف باید دور تازه ای از مذاکرات آغاز گردد.

سنجش انتقادی در کار نیست

واکنش ایران نسبت به این اشاره رئیس جمهور فرانسه بسیار منفی بود. عباس موسوی سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت: در شرائط فعلی طرح موضوعات بی ارتباط با برجام نه تنها  به نجات برجام کمک نمی کند بلکه  زمینه ای  برای گسترش  بی اعتمادی میان آن شرکت کنندگانی نیز می گردد که خواستار حفظ این پیمان هستند»

آنچه کلا می توان گفت این است که دولت های سه گانه اروپائی خواست های خود را از ایران، بطور کامل و دقیق مطرح نمی کنند. برخلاف  وزیر خارجه امریکا که خواست های  مشخص و 12 گانه خود را روی میز گذاشت.

اختلاف روش در بیان درخواست ها به این معنی نیست که اروپائی ها با حسن نیت تر از امریکائی ها هستند، چنین برداشت خوش خیالانه ای فاقد  هر گونه پایه منطقی است. نخست آن که  سیاستمداران سه کشور اروپایی مدام بر توافق کامل خود با اهداف دولت ترامپ در مورد ایران تأکید می ورزند. ثانیا ، هیچ تلاشی از سوی اروپائی ها برای انتقاد از هیچ یک از  درخواست های دوازده گانه امریکا صورت نگرفته  و یا حتی اعلام نکرده اند که  با بخشی از خواست ها همراهی نمی کنند .

از همه مهمتر این است که به نظر می رسد سه عضو  اتحادیه اروپا   دیدگاه مغرضانه دولت ایالات متحده را در مورد درگیری ها در خاورمیانه تایید می کنند: هر کاری که ایران برای محافظت از منافع امنیتی خود انجام دهد و از متحدانش حمایت کند ، به عنوان مخدوش و «بی ثبات کننده» تلقی می شود. یعنی باید محدود شود و چه بهتر که بکلی قطع گردد.  همه مخالفان ایران به طور خودکار متحدین غرب تلقی می شوند و در واقع هم  ده ها سال بوده اند .در طرح مطروحه و بعضا عجیب و حیرت انگیز   وزارت خارجه آلمان عربستان سعودی  » لنگر ثبات» خوانده میشود و به همین دلیل است که هدف مذاکره کنندگان اتحادیه غرب تغییر دادن رفتار » بدخواهانه» ایران است و نه ایجاد تغییر اساسی در رفتار همه کشورهای منطقه بزرگ از جمله اسرائیل.

وارد آوردن شدیدترین فشار

تولیدكنندگان سلاح های اتحادیه اروپا با فروش اسلحه به عربستان سعودی و امارات متحده عربی ، نه تنها سود قابل اعتمادی در دراز مدت  به دست می آورند ، بلكه به ساخت زرادخانه نظامی یك جنگ منطقه ای کمک می کنند كه توسط سیاستمداران اتحادیه اروپا ظاهراً می خواستند از طریق «دیپلماسی» ازوقوع آن جلوگیری کنند.

در این ارتباط باید به یاد داشته باشیم که مباحثات عملا بی نتیجه در دولت فدرال مبنی بر محدودیت صادرات اسلحه آلمان به عربستان سعودی با استدلال های حقوق بشری صورت گرفت ، اما هرگز از جنبه جنگ عربستان سعودی علیه ایران مورد بحث قرار نگرفت.

و آیا تفاوت ادعایی بین دولت آمریکا و دولت های سه گانه اتحادیه اروپا از نظر وسایل و روش هایی که برای دستیابی به اهداف حداکثری که اهداف مشترک هستند ، مورد استفاده قرار می گیرد؟

آیا تفاوتی که ادعا می شود بین روش هایی  امریکایی و روش های کشورهای سه گانه اروپائی  هست و هچنین تفاوت هایی که بین  وسائلی که آنها بکار می برند وجود دارد؟

ادعا می شود که گویا امریکا و کشورهای سه گانه اروپائی می خواهند با بکار بردن شیوه ها و وسائل متفاوت از یکدیگر به اهداف حداکثری مشترک دست یابند. آیا تفاوتی که ادعا میشود بین روش های امریکائی و روش های کشورهای سه گانه اروپائی واقعا وجود دارد؟ آیا وسائلی که برای رسیدن به اهداف حداکثری میبرند واقعا متفاوتند؟

سیاستمداران سه گانه اروپائی اعلام می کنند که آنها استراتژی بکاربردن حداکثر فشار، بالا بردن پیوسته فشار اقتصادی و نظامی را که پمپئو و ترامپ صریحا بیان کرده و در پیش گرفته اند نه تنها مفید و مثمرثمر نمی دانند، بلکه برعکس زیانبار میدانند .

اما این دعوی تا چه حد باور پذیر است؟

نخست آن که :  فشار عظیم تحریم های ایالات متحده بر مردم ایران و اقتصاد این کشور با تعهدات لفظی  اتحادیه اروپا مبنی بر پایبندی به توافق های وین کاهش نمی یابد.

این توافق، حتی برغم ادعای ماس در 15 ماه مه در بوندس تاگ ، نمی تواند   «بدون ایالات متحده کار کند».  موضع جهانی آمریكا هنوز چنان قوی است كه تصمیمات رئیس جمهور این كشور 90 درصد از مزایایی را كه همه ایرانیان امیدوار بودند با امضای توافقنامه وین بدست آورند ، از بین می برد.

ثانیا ، .کشورهای  سه گانه اتحادیه اروپا که   استراتژی باج خواهی بزرگترین و مهمترین متحد خود را نادرست می دانند و رد می کنند  نمی گویند   با کدام وسیله و با چه روش هائی  می خواهند خواسته های مشترک  خود را به ایران بقبولانند. پذیرفتن  این خواست یعنی پذیرفتن دخالت عمیق در سیاست خارجی و نظامی کشور و در نهایت ختم استقلال ایران.  چرا ایرانی ها باید   تسلیم این  دعاوی یک جانبه ایالات متحده امریکا، کشورهای سه گانه  اتحادیه اروپا، اسرائیل و  سلطنت های نفتی عربی شوند وبخاک افتند؟ با توجه به این پسزمینه ترامپ لااقل واقع بین تر است، سیاستمداران کشورهای سه گانه اروپائی، آلمان ها، فرانسوی ها و انگلیس ها مزور و دغلکارند. کسی که فکر کند در ایران کسی متوجه این تزویر نمی شود، سخت در اشتباه است.

https://www.jungewelt.de/artikel/359990.iran-bigott-und-trump.html

.

.