بایگانی‌های روزانه: 30 اکتبر 2019

اروپای غیر متحد را کدام کشور رهبری خواهد کرد؟

اروپای غیر متحد را

کدام کشور رهبری خواهد کرد؟

 

 

راشا تو دی  ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،478،540

 

ترجمه1162

 

روز دوشنبه «فوروم سیاست امنیتی آلمان» برپا شد. این شکل از گردهمائی را » آکادمی امور امنیتی فدرال» در سال 2013 برای رایزنی و گفتگو در باره مسائل مورد نظر انتخاب کرد. پرسش مطروحه برای  مجمع کنونی این بود:

» در نظام نوین جهانی – جایگاه آلمان و جایگاه اروپا کجاست؟»

«اکهارد بروزه»، رئیس آکادمی فدرال، به دیپلمات های داخلی و خارجی، کارشناسان، آکادمیسین ها و روزنامه نگارانی که در اداره مطبوعات و اطلاعات دولت فدرال آلمان حضور یافته بودند خوش آمد گفت.

او به اختصار به چند موضوع مهم بین المللی اشاره کرد و گفت موضوع اصلی مطروحه در فوروم «توانائیِ آلمان برای عمل» است. او اشاره کرد که چین در شرق نیرو گرد می اورد و  در جهان میجوید.

پوتین رئیس جمهور روسیه و رجب طیب  اردوغان نخست وزیر ترکیه مردان نیرومند و نوین اروپا هستند.

 از منظر آلمان فدرال این تحولات تهدید آمیز هستند و پاسخی که سیاست آلمان به ان می دهد اینست که «اروپا» باید این تهدید را باید جدی بگیرد نه فقط اتحادیه اروپا. این دو از هم جدا هستند و نباید یکی گرفته شود.

 آنگاه » بروزه» رئیس آکادمی این پرسش را مطرح می سازد که آ یا حاصل این سیاست واقعا یک راهبرد ( استراتژی) قانع کننده است؟

رئیس آکادمی سخنران اصلی پیش از ظهر را معرفی می کند و رشته کلام را بدست او می سپارد:

Jean Asselborn ،  وزیر خارجه لوکزمبورگ، در سخنان خود  توضیحاتی داد مبنی بر این که آن اصولی که در عرصه حقوق بین المللی مدتی طولانی تضمین شده تلقی می شدند، بویژه توسط بازیگران خودکامه مورد سوء استفاده قرار می گیرند. ولی او ماهرانه این موضوع را مسکوت گذاشت  که در سال  های  1990 کشورهای غربی بودند که اصول حقوق بین الملل  را در یوگسلاوی بارها و بارها  زیر پا نهادند و در سال 2011 نیز( بازهم غربی ها) آن حقوق را مجددا لگد مال کردند.  این بار در لیبی.

البته هنوز از دورانی که در کودکی در کودکستان بودیم،  بیاد داریم که همیشه دیگرانند که مقصر هستند.

آسلبورن علیرغم دیدگاه نسبتاً یکطرفه خود از ارزیابی  وقایع پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، خواستار «چند جانبه گرایی» (مولتی لاترالیسم ) شد و گفت  اتحادیه اروپا نیز برای حل » مسائل جهانی » به راه حل های جمعی» نیاز مند است.

با این حال، این مرد محترم، برغم این روشن بینی کوتاه عمر که بیش از چند لحظه دوام نیاورد، بلافاصله در جلد شهسواری فرو رفت که باید  حافظ » ارزش های غربی» بماند  و گفت: » الگوی اروپائی بین الملل کشورهای حق مدار » جهان را منور کرده است.

صرف نظر از این که در حقوق بین الملل هیچ معادلی برای » انترناسیونال کشورهای حق مدار» وجود ندارد. بیان چنین  سخنانِ احساساتیِ بی پر و پایه نشان می دهد که برخی از نمایندگان غرب به چه روزی افتاده اند و چقدر از واقعیات پرت هستند.

کشورهای غربی، پس از قرن ها استثمار  و استعمار و فضل فروشی های ارزان، دیگرنزد کشورهای اسیا،افریقا،امریکای لاتین و همچنین در جنوب و شرق اروپا حیثیتی ندارند و روز به روز هم بی اعتبار تر می شوند.

واقعیات درست عکس این دعاوی را نشان می دهد، این کشورها برای توسعه خود با کششی فزاینده به الگو های دیگری روی آورده اند، مانند نمونه هایی که   جمهوری خلق چین دنبال کرده و عرضه می دارد،  جهان از این نظر نیز چند قطبی شده است.

در عین حال آسلبورن   فوراً روشن كرد كه منظور از آرمان »  بین الملل کشور های حق مدار» چیست و این آرمان   در خدمت کیست و چرا  اتحادیه اروپا از آن حمایت می كند  ( ناگفته نماند که احتمالا جلیقه زردها هم گفتنی های فراوان از چند و چون آن » آرمان » دارند) .

او گفت نباید اجازه داد این تصویر از درون اتحادیه اروپا خدشه دار شود .  این  سخن او بطور غیر مستقیم خطاب به  دو دولت مجارستان و لهستان بود.

وی یک بار دیگر بین «خودکامه ها» تمایز قائل شد: گروهی که  مستقیماً نظام سازمان ملل را زیر سوال می برند و گروهی   که به گفته وی مستقیماً علیه سازمان ملل عمل نمی کنند بلکه «پیشرفته ترین» آرمان های بین المللی را مسدود می سازند – خواننده منتقد می داند که این کشورها که مورد نظر آقای اسلبورن هستند  در کدام بخش  از کره زمین قرار دارند .

وزیر خارجه لوکزمبورگ گفت که نه جهان تک قطبی و نه جهان دوقطبی هیچکدام قادر به تحقق بخشیدن به  وعده های منشور سازمان ملل نیستند.

افزون بر این  وی با اشاره به اعتراض های خواستاران حفظ محیط زیست گفت  رشد نا محدود در سیاره ای با منابع محدود ممکن نیست.

 وی همچنین در مورد واکنش های «پوپولیستی» نسبت به موج مهاجرت اخیر هشدار داد.   بین این دو پدیده نیز تعامل  وجود دارد یعنی: تغییر اوضاع منجر به ایجاد موج جدید مهاجرت می شود که  آن نیز به نوبه خود مشکلات امنیتی  پدید می آورد.

 سیاستمدار بلند مرتبه لوکزمبورگی هشدار داد که اگر قرارداد   New-STARTتمدید نشود امنیت اروپا در خطر است. ولی این سیاستمدار والا مقام در منعکس کردن واقعیت دقت چندانی بکار نبرد و مدعی شد که گویا هم روسیه و هم امریکا از  قرارداد INFخارج شده اند. در حالی که واقعیت غیر از این است و کاملا روشن است  آن دولتی که یک طرفه از قرارداد INFخارج شدامریکا بود. در اکتبر سال پیش دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، اعلام کرد که قصد دارد از قرارداد خارج شود و 4 ماه بعد، در آغاز  فوریه سال جاری از قرارداد خارج شد. واشنگتن به پیشنهادهای مختلف روسیه برای انجام بازرسی های فنی برای رفع نگرانی های ایالات متحده در مورد برخی از سیستم های تسلیحاتی روسیه پاسخ نداد. در حالی که ایالات متحده با جدیت برای خروج از قرارداد INF  تلاش می کرد ، روسها سعی کردند قرارداد را نجات دهند.اینها هستند  واقعیت ها.

از آنجا که شرکای سهیم در  اتحادیه اروپا بگونه ای  فزاینده ای از چند جانبه گرایی دور می شوند ، «اروپایی ها» باید سرنوشت خود را خود به دست گیرند. اتحادیه اروپا باید فعالیت های سیاست خارجی خود را افزایش دهد. همچنین ، «همبستگی و وفاداری (!)» کشورهای عضو اتحادیه اروپا باید تضمین شود. این امر باعث می شود تا در آینده برای اتخاذ تصمیم  در باره  سیاست خارجی   دیگر به کسب اتفاق آراء نیاز نباشد، بلکه برای اتخاذ تصمیم فقط   کسب  اکثریت  آراء کافی باشد.

این اقدام برای کاستن از میزان نفوذ کشوری چون چین در اتحادیه اروپا ضروری بود. زیرا چین دست به سرمایه گذاری های بزرگی در کشورهای جنوبی و شرقی اروپا زده است.

وزیر خارجه لوکزامبورگ به صراحت اعلام کرد که  عملیات نظامی ترکیه در شمال سوریه ناقض قوانین بین المللی هستند و گفت که حمله ترکیه تجاوز به حقوق بین المللی است. ولی او این واقعیت را نیز مسکوت گذاشت که فرانسه و انگلستان، کشورهای عضو اتحادیه اروپا،  نیز مانند دیگر شرکای امریکا در اتحادیه نظامی ناتو  با فعالیت های نظامی خود  در سوریه حقوق بین الملل را نقض کرده اند.

پس از سخنرانی آسلبورن نخستین کسی که پشت میز خطابه قرارگرفت  خانم «دانیلا شوارتسر» مدیر شورای روابط خارجی آلمان» (DGAP) بود.

بنابه گفته او رشد اقتصادی و سیاسی آسیا در نهاد های بین المللی بازتاب شایسته نیافته است.

امروز در چین موسسات جدید و جایگزین ایجاد می شوند، مانند » بانک سرمایه گذاری زیر بنائی آسیا» (AIIB)  و موسسات قدیمی را زیر سوال می برند. تفاوت اساسی بین موسسات قدیمی که عمدتا غربی  هستند – سیستم برتون وودز (مانند بانک جهانی و صندوق پول جهانی)- با موسسات جدید چینی در این است که این موسسات چینی   دادن وام را مشروط به پذیرفتن شرائط ویژه از سوی وام گیرنده نمی سازند.

بنا به گفته مدیر DGAP «مدل چین با مدل غربی در تضادی آشکار» قراردارد. پکن در افریقا حضوری قدرتمند دارد و بر کشورهای عضو اتحادیه اروپا تاثیر می گذارد. با این وجود ، وابستگی متقابل با چین وجود دارد ، ودر  بعضی از موارد نیز وام  دهنده و وام گیرنده اشتراک منافع دارند.

اگر ظواهر را در نظر گیریم تاکید اتحادیه اروپا و چین بر چند جانبه گرائی، مثبت جلوه می کند. اما استانداردهای  چین با استاندارد های اتحادیه اروپا اساسا متفاوت است.

از طرف دیگر، گر چه تأکیدِ موازی چین و اروپا  بر چند جانبه گرایی  مثبت است ، اما چین اساساً استانداردهای متفاوتی نسبت به اتحادیه اروپا دارد. اما وضعیت هنگامی بویژه پیچیده می شود که میبینیم  ایالات متحده دربسیاری از مسائل مطروحه برای اروپا کنار گذاشته می شود. خانم شوارتسر بعدا در سخنان خود به این نکته اشاره کرد که لفاظی های  ماکرون رئیس جمهور فرانسه به هواداری از روسیه(  البته  بنظر نخبگان غربی چنین می آید) مسئله ساز است. او گفت در مورد سیاست برخورد با روسیه باید میان فرانسه و آلمان توافق وجود داشته باشد.   نمیتوان از دو خط مشی پیروی کرد. مدیر DGAP همچنین اظهار داشت كه جدا كردن اتحادیه اروپا از آمریكا واقعگرایانه نیست.

استقلال اتحادیه اروپا حداکثر به عنوان یک هدف بلند مدت قابل تصور است.

 فریتس فِلگنتروی، (Fritz Felgentreu) سخنگوی حزب سوسیال دموکرات المان در امور خارجه و سیاست های امنیتی ، در باره بسیاری از موضوعاتی که  خانم شوارتسر به آنها اشاره کرده بود سخن گفت.

او گفت قدرت اتحادیه اروپا باید گسترش یابد . به گفته «فلگنتروی»، دیگر کسی نمی تواند فقط به آمریکایی ها اعتماد کند ، افزون بر این بر اتحادیه اروپا وحدت نظر حاکم نیست. او یاد آور شد که در دهه های  هفتاد و هشتاد از شدت جنگ سرد کاسته شد.

با این حال ، دلیل این که تغییر وضع  به آن صورت ممکن شد این بود که غرب با قاطعیت به میدان   عمل آمده بود و قبلا  پایه های قدرت را محکم کرده بود.

«فلگن تروی» هنگام بحث گفت اتحادیه اروپا از منظر تئوری می تواند قطبی در جهان چند قطبی باشد، ولی برای   چنین کاری هم ضعیف است و هم نامتمرکز.

اتحادیه اروپا در موقعیتی قرارندارد که  بتواند در عرصه سیاست جهانی از خود چهره ای مستقل ارائه دهد، و بجای آن بیشتر  جانب ایالات متحده امریکا را نگاه می دارد.

 » مارکوس کربر» معاون وزارت کشور آلمان از پایان » جهان فوکویاما» سخن به میان آورد. او گفت نقش ایالات متحده تغییر می کند.

«عقب نشیی»  ایالات متخده از نقشی که در عرصه بین المللی ایفا می کرد از سال 1971 با باصطلاح شوک نیکسون آغاز شد، از آن  هنگام که پرزیدنت نیکسون ناگهان بخشی  از سیستم برتون وودز را که از پایان جنگ جهانی دوم وجود داشت رها و اعلام کرد از این پس دیگر دلار امریکا در عرصه بین المللی   مستقیما قابل تبدیل به طلا نخواهد بود.

البته نکته ای که از نظر  پرزیدنت نیکسون مکتوم ماند  و » عقب نشینی» ایالات متحده از نقش رهبری جهان را گامی خیرخواهانه نامید این بود که این اقدام در واقع تلاش چندین و چند باره نخبگان ایالات متحده برای حفظ  و تداوم  تسلط امریکا بر جهان  تحت شرائط تغییر یافتۀ  پس از جنگ بود.

موضوعی که  از سالها پیش مورد مداقه ، بحث و راهجوئی طراحان استراتژی امریکا قرار دارد این پرسش است که چگونه می توان مانع آن شد که دولتی دیگر جای ایالات متحده را به عنوان قدرتمندترین کشور بگیرد.

تعداد کسانی که طرفدار خروج واقعی امریکا  از سیاست بین الملل هستند اندک است. حتی دونالد ترامپ – با وجود لفاظی های که می کند – واقعاً قصد کاهش هژمونی آمریکا را ندارد. دلیل ان هم تمایل او به بر پا کردن جنگهای اقتصادی و تحریم  ها و مجازات کشورهای سرکش است. بویژه تلاش او برای تحت فشار قراردادن چین و صدمه زدن به آن چنان آشکار است که نیازی به اثبات ندارد..

تفاوت او با دیگران در این است که او برای حفظ هژمونی امریکا از ابزار دیگری استفاده می کند.

البته با توجه به اینکه در دهه های اخیر تعادل واقعی قدرت در سیاست بین المللی بگونه ای چشمگیر تغییر یافته ایالات متحده نیز بگونه ای فزاینده مجبور به تحمل شکست و قبول مصالحه شده است. کربر معتقد است از بحران بزرگ اقتصادی سال 2007 به اینسو در سیاست غربی تجدید نظر صورت گرفته است. اجماع نوین در جامعه سرمایه داری غرب این است که بازارها را باید تنظیم کرد در غیر اینصورت بیم آن میرود که دست به تخریب خود بزنند.

اتحادیه اروپا برای این که فعال بماند باید تن به رهبری  دو یا سه قدرت متنفذ و خیرخواه بدهد. ایجاد «ثبات» از مراکش تا ایران بسود اروپاست.

وقتی صحبت از روسیه شد ، بیشتر حاضران در فوروم  ، با روایت غربی ها موافق بودند که روس ها از جنگ ترکیبی استفاده می کنند و  کسانی را مامور می کنند که در کشورهای غربی دست به قتل های سیاسی بزنند.

بنظر می رسد نخبگان عرصۀ سیاست خارجی در اتحادیه اروپا  هنوز نتوانسته اند با خود برخوردی انتقادی کنند و خود را از اوراد گمراه سازندۀ لیبرال های غربی آزاد سازند، از اورادی  که چون مانتراهای بودائیان دائما بر زبان جاری می سازند.

این کمبود ، یعنی فقدان توانائی برای دیدن رویدادها به طور عینی ، یعنی دوری از تمرین انتقاد از خود و جدی گرفتن چشم اندازهای دیگران سبب می گردد  که نخبگان اروپائی  نتوانند با برخوردی واقعگرایانه به وضعیت تازه  درسیاست بین المللی نزدیک شوند، یعنی به وضعیتی که بازیگران آن، که پیوسته نقش مهمتری ایفا می کنند، غربی نیستند. این یک کمبود خود ساخته است.

  دانیلا شوارتسر مدیر شورای روابط خارجی  آلمان در تفسیری که قرائت کرد گفت روسیه مرزها را تغییر می دهد و با این عمل نظم  جهانی تثبیت شده پس از جنگ جهانی دوم را زیر سوال می برد. ولی مدیر  شورای روابط خارجی آلمان  نگفت انها که با تکه تکه کردن یوگسلاوی، با حمله به لیبی و پس از آن  روی آوردن به سوریه   زیر سوال بردن نظام تثبیت شده جهانی را آغاز کردند، خود ما غربی ها بودیم.

آرمین لاشت ، نخست وزیرایالت  نوردراین وستفالن  و عضو حزب دموکرات مسیحی، جلسه بعد از ظهر را افتتاح کرد.

او از وابستگی آلمان به صادرات سخن گفت و از وابستگی آلمان به مواد اولیه، و این که آنچه تامین کننده رفاه در این کشور است صدور تولیدات  بخش صنعتی بوده است.  از این رو برلین خواستار امنیت راههای بازرگانی است . از این روتحولاتی از قبیل استقرار «حوزه های نفوذ» در دریای چین جنوبی و دزدی دریایی به ویژه برای آلمان خطرناک است.

لاشت خاطرنشان كرد كه پس از سال 1990 ، اعتماد بنيادين اروپايي هاي غربي به آمريكا به تدريج كاهش يافت.

با این حال ، طبق گفته  این سیاستمدار حزب دموکرات مسیحی ، ایالات متحده نیرومند ترین قدرت در ناتوست  و از نظر اقتصادی و نظامی نیز  در دراز  مدت شماره یک باقی خواهد ماند.

نخست وزیر نورد راین- وستفالن  سخنانی حاکی از انتقاد از خود نیز مطرح ساخت .

او گفت در سوریه از همان آغاز در کنار معارضان غیر نظامیِ دولت گروههای جهاد ی نیز بوده اند.

روسها هشدار دادند و گفتند در میان جهادی ها افرادی هستند که از چچن به سوریه نقل مکان کرده اند.تجربه پانزده سال گذشته نشان می دهد که سیاست تغییر رژیم ناموفق بوده است و باید از آن فاصله گرفت. درعوض ، اتحادیه اروپا باید در جهت ایجاد ثبات در منطقه گام بردارد. زیرا هرج و مرج ناشی از تغییر رژیم می تواند  منجر به مهاجرت گسترده به کشورهای اتحادیه اروپا گردد. .

با توجه به چین ، وی اظهار داشت كه او  نگرانی های متداول در باره محدودیت تجارت آزاد و یافتن راه حل های چند جانبه برای مسائل بین المللی را تأیید می كند.

با این حال ، وی این  ادعا را که چینی ها در سایر کشورها نفوذ کرده اند نادرست دانست  و گفت اتحادیه اروپا  باید  با روسیه ، درمورد موضوعات مشترک مانند کاهش CO2 همکاری کند ، اما نباید با «تغییر مرز»  ها موافق باشد. او همچنین یادآور شد که   حل مسائل  سوریه    با همراهی روسیه امکانپذیراست.
طبق گفته لاشت نباید ارتباط  با ایالات متحده را رها کرد و ناتو را نابخردانه از دست داد. در پانل بعدی ، سخنرانان دیگر این درخواست ها را مورد بحث قرار دادند.

به طور کلی ،آنچه از موضوعات  مورد بحث مجمع  آشکار شد  این بود که برای  نخبگان اروپای غربی روشن نیست  نقش آتی آلمان در اروپا چگونه نقشی خواهد بود. پاسخ هائی قطعی  برای پرسش هائی که در آغاز مطرح گشت یافت نشد. بحث در باره جهت گیری آتی برلین با توجه به اولویت های جدید ژئوپلیتیکی ایالات متحده  و نقشی که کشورهای غیر اروپائی در عرصه سیاست بین المللی ایفا خواهند کرد، ادامه خواهد یافت.

https://deutsch.rt.com/international/93826-deutschland-in-neuen-weltordnung-aussenpolitische/