بایگانی‌های ماهانه: نوامبر 2019

از جنگاقتصادیبا چین تا جنگ نظامی با این کشور

از جنگ اقتصادی با چین

تا جنگ نظامی با این کشور

.

ت.آنلاین- ترجمه رضا نافعی

4،496،337

ترجمه

1166

(سخنانی هنری کیسینجر در سفر به پکن را باید جدی تلقی کرد. آنها که با مقدمات و زبان دیپلماتیک جهانی آشنائی دارند می دانند که گرچه هنری کسینجر از دهه ها پیش مصدر شغلی رسمی نیست، ولی اگر او  در امریکا در راس » دولت پنهان» نباشد احتمالا  سخنگوی اعظم ان هست و سفر او، بعنوان  دیپلمات ارشد و 96 ساله امریکا به چین وزن ویژه ای دارد و جدی است. البته او فقط برای بیان این چند جمله به خبرنگاران به چین سفر نکرده و آنچه که او در برابر جرائد بر زبان آورده  فقط مشتی از آن خرواری است که در مذاکرات پنهان مطرح شده است. اما بیان همین اندک و بیان متصل   جنگ بازرگانی و  شورش های هنک کنگ در یک جمله و اشاره به بهانه بی اهمیتی که موجب جنگ جهانی اول شد نکاتی است که باید مورد توجه رسانه ها و افکار عمومی قرار گیرد. نکته قابل توجه دیگر حضور هنری پائولسون وزیر اسبق خزانه داری امریکا در کنار کیسینجر و بیان سخنان هشدار دهنده او به مخاطبان چینی است که کار نباید به جنگ بیانجامد. از آنجا که می دانیم چینی ها نه تنها هیچ کشوری را تهدید به جنگ نکرده اند   بلکه  آنها خود قربانی سیاست قایق های توپ دار بوده اند،   سخنان وزیرخزانه داری امریکا در واقع   می تواند به این معنی باشد که شما باید کوتاه بیائید.  چون اگر غیر از این بود و مخاطب سخنان او صاحبان  قدرت در امریکا بودند نیازی  به سفر او و کیسینجر به چین نبود- مترجم)

هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق ایالات متحده امریکا از چین دیدار کرد.

وزیر اسبق خارجه امریکا با توجه  به مشاجرات مداوم بازرگانی بین دو قدرت بزرگ : امریکا و چین، هشدار داد. این درگیری میتواند «برای بشریت خطرناک» گردد.

آنچه هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق امریکا می بیند این است که این مشاجرات دائمی بازرگانی آبستن این خطر است که در نهایت به جنگی واقعی میان  ایالات متحده و جمهوری خلق چین بیانجامد.

این دیپلمات ارشد سابق روز پنجشنبه در یک کنفرانس تجاری در پکن گفت: مذاکرات تجاری صرفاً «جایگزین»ی برای گفتگوهای اساسی تر در مورد اختلافات بین دو طرف است ، از جمله تنش ها در مورد هنگ کنگ. اگر هر دو طرف به دیدن «همه چیز در جهان از منظر یک درگیری» ادامه دهند ، این می تواند «برای بشریت خطرناک باشد» .کیسینجر هشدار داد که درگیری ها می توانند از کنترل خارج شوند وی یادآور شد: به عنوان مثال ، جنگ جهانی اول  با «بحرانی نسبتاً كوچك» آغاز شد. آنگاه  وی هشدار داد: «

امروز سلاح ها قدرتمند تر هستند»

 

کیسینجر  96 ساله گفت: «چین همانند ما یک قدرت اقتصادی بزرگ است.» «به همین دلیل اجتناب ناپذیر است که ما در همه جای دنیا رو در روی یکدیگر قرار نگیریم.

بر خلاف جنگ سرد بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی ، که جهان نگران توانایی تسلیحات هسته ای هر دو کشور بود ، امروز هیچ چارچوبی در برخورد با چین به عنوان «قدرت نظامی» وجود ندارد.

پائولسون ، وزیر خزانه‌داری سابق ایالات متحده نیز خواستار همکاری است

هنری پائولسون وزیر خزانه داری سابق ایالات متحده نیز در اجلاس روز  پنجشنبه هشدار داد که ایالات متحده و چین «در مسیر اشتباه» قرار دارند. اگر دو اقتصاد بزرگ جهان سازوکارهای همکاری را پیدا نکنند ، «ما به شدت از آن پشیمان خواهیم شد«.

https://www.t-online.de/nachrichten/ausland/usa/id_86857606/usa-und-china-im-handelsstreit-kissinger-koennte-realen-krieg-ausloesen.html

دلائل چسبندگی اروپا به امریکا: وحشت از چین و ترس از روسیه

 

دلائل چسبندگی اروپا به امریکا:

وحشت از چین و ترس از روسیه

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

4،494،592

ترجمه 1165

ینس اشتولتنبرگ دبیر کل ناتو پیشاپیش مشت خود را باز کرد. روزنامه نگاران یادآور شدند که وزرای خارجه کشورهای عضو ناتو در دیدار دیروزی خود در بروکسل در باره جمهوری خلق چین هم صحبت کردند. بمحض آن که این کلام از دهان آنها در آمد اشتولتنبرگ بی مقدمه مشت خود را باز کرد و گفت چین پیوسته نیرومند تر می شود.

 چین که بزودی  تبدیل به یگانه قدرت اقتصادی بزرگ جهان خواهد شد. تسلیحات خود را روزبروز گسترش می دهد و برسرمایه گذاری خود در اروپا می افزاید.

ناتو باید فوراً با این موضوع بپردازد. برای تاکید  این را هم بر سخنان خود افزود که در سفر خود به امریکا متوجه شده است که دولت امریکا » نگران وسعت خاک چین» است. این امر » ناتو را برای ایالات متحده حتی با اهمیت تر نیز می سازد»..

چنان که ملاحظه می شود مسئله فقط  محدود به بایکوت موسسه «هوآ وای» نیست که امریکا می خواهد به اجبار بر همپیمانهای خود تحمیل کند، بلکه ایالات متحده میل دارد باتقاق  همپیمان های اروپائی عضو ناتو علیه چین جبهه نظامی هم برپاسازد.

این توقعات از کشورهای اروپائی آنها و از جمله آلمان را با این پرسش مواجه می سازد که اتخاذ چنین روشی را چگونه  باید برای چین توجیه کنند.

برلین تا کنون هر دو کار را به موازات هم  انجام داده است: رو در روئی سیاسی و در کنار آن همکاری اقتصادی.

باید دانست که حجم مبادلات آنها با یکدیگر ناچیز نیست و بقول معروف صحبت بر سر خرید و فروش مثلا تخم کدو نیست: جمهوری خلق چین مهمترین شریک بازرگانی آلمان است،  معامله با چین برای کنسرن اتومبیل سازی فولکس واگن مطلقا قابل چشم پوشی نیست.

علاوه بر این: آلمان و اتحادیه اروپا به طور فزاینده ای در تلاشند تا خود را به عنوان یک قدرت مستقل جهانی معرفی کنند.  صحبت از «استقلال استراتژیک» است.

رئیس جمهور فرانسه ، امانوئل مکرون اخیراً در واکنش به اقدامات یک جانبه ایالات متحده و ترکیه در شمال سوریه ، و همچنین  برای اعمال فشار برای برانگیختن اتحادیه اروپا به اتخاذ   سیاست مستقل جهانی، گفت  ناتو دچار » مرگ مغزی»  شده است. البته از نظر برلین ،  که  فکر می کند علیرغم تمام تلاش ها برای برقراری استقلال،  در زور آزمائی قدرت علیه روسیه ،   هنوز به ناتو نیازمند است ، سخن مکرون مبالغه آمیز بوده است.

کسب » استقلال استراتژیک » برای کنار آمدن با چین به چه معناست؟ هم پاریس و هم  صداهای قدرتمند دیگری  در برلین خواستار به چنگ آوردن موضع مستقلی در این عرصه هستند.

آشتی دادن این امر با اقدامات ضد چینی واشنگتن کاریست دشوار. اما نکته اینجاست که: برخی از منافع مهم قدرتهای اصلی اتحادیه اروپا نیز خواستار درگیری  هستند.

فرانسه، با تکیه بر سرزمین های استعماری اش، هنوز خود را به عنوان یک نیروی دریایی در اقیانوس آرام می انگارد و بدلیل گشت و گذار کشتی های جنگی اش در دریای جنوبی چین با پکن اختلاف دارد.

از سوی دیگر آلمان بیم آن دارد که نفوذ جهانی خود را از دست بدهد و چین جای آن را بگیرد و از این رو درجستجوی راهی برای محدود ساختن دامنه نفوذ چین است.

این ها هستند آن انگیزه های قدرتی که برخی را وسوسه می کند تا در مبارزه بر سر قدرت علیه روسیه  تنگ به امریکا بچسبند و نه گوش بفرمانی آنها از امریکا .  در مورد چین نیز چون  به تنهائی از عهده رقابت با او بر نمی آیند، برای آن که عقب نیفتند روی به امریکا می آورند.

وضعیت سخت پیچیده است درست مانند تضاد های موجود میان علائق برلین و اتحادیه اروپا.

 

 

https://www.jungewelt.de/artikel/367232.fronten-gegen-china.html

 

با پایان جنگ در یمن سهم جمهوری اسلامی چه خواهد بود

با پایان جنگ در یمن

سهم ج. اسلامی چه خواهد بود؟

 

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

4،492،352

ترجمه1164

عبدالمالک نخست وزیر یمن روز دوشنبه همرا با 7 وزیر کابینه خود  از عربستان سعودی به عدن بازگشت.

از سال 2015 شهر بندری عدن  مقر موقت دولت یمن است زیرا صنعا پایتخت اصلی این کشور در منطقۀ تحت تصرف  «انصار الله» و همپمانهایش قرار دارد.

 در آغاز ماه اگوست پس از آن که شهر عدن به تصرف نیروهای مسلح جدائی طلبان STC( َشورای انتقالی جنوبی) در آمد دولت عبدالمالک از عدن گریخت.

بازگشت به عدن پس از چند هفته مذاکرات دشوار در پاینخت عربستان سعودی و امضای قرارداد با (شورای انتقالی جنوبی) میسر گشت.

طبق این قرارداد دولتی برپا خواهد شد که نیمی از وزرای آن می تواند از جدائی طلبان باشد. قرار است کابینه مورد نظر تا 20 دسامبرتشکیل گردد. پیش از تشکیل کابینه باید » شورای انتقالی جنوبی»   کلیه نیروهای مسلح   خود را تحت فرمان وزارت دفاع  یا وزارت امنیت دولت عبدالمالک قرار دهد.

افزون بر این باید تا آغاز ژانویه سال آینده تمام فرمانداران و رؤسای سازمانهای امنیتی کلیه مناطق یمن جنوبی از سوی پرزیدنت منصور هادی، که از سوی مجامع بین المللی برسمیت شناخته می شود، منصوب شده باشند. پرزیدنت منصور هادی  فعلا به حضور خود در عربستان سعودی ادامه خواهد داد.

تا کنون صرفنظر از خروج رزمندگان «شورای انتقالی جنوبی» از عدن و بازگشت عبدالمالک به شهر بندری مذکور هیچ یک از دیگر توافق های صورت گرفته در قرارداد ریاض تحقق نیافته است.

یکی از موارد  مورد توافق که می تواند مسئله ساز گردد این است که جدائی طلبان باید سلاح های سنگین و نیمه سنگین خود را برای نگه داری در اختیار آن ائتلاف جنگی بگذارند که عربستان سعودی تشکیل داده و خود در راس آن  قراردارد. اگر تحقق موارد پیش بینی شده طبق قرارداد صورت می گرفت باید تحویل سلاح ها  تا روز چهار شنبه خاتمه یافته باشد.

معهذا ملک سلمان بن عبد العزیز پادشاه عربستان ابراز خوشبینی می کند. پادشاه 83 ساله عربستان  روز سه شنبه  در شورائی که اعضای آن نه منتخب هستند و نه حق تصمیم گیری دارند ابراز امیدواری کرد که  قرارداد ریاض در را برای دست یافتن به تفاهم های بیشتر میان فراکسیون های یمنی بگشاید. منظور او بطور عمده انصار الله است که رسانه های غربی آنها را «حوثی » می خوانند.

حوثی ها آنها هستند که ایران از آنها حمایت می کند و آنطور که ادعا میشود گویا از کمک های مالی ایران نیز برخودارند.

آنطور که در جرائد می نویسند سلطان عمان، که کشورش میان یمن و عربستان قراردارد، از مدت ها پیش میان عربستان و انصار الله نقش واسط را ایفا می کند. گویا این مذاکرات تحت نظر خالد بن سلمان، وزیر دفاع و برادر جوانتر ولیعهد عربستان صورت می گیرد.

خبرگزاری فرانسه روز 13 نوامبر گزارش داد که طرفین از دو ماه پیش از طریق  ویدئو با یکدیگر در گفتگو هستند، روز 14 سپتامبر نیمی از سامانه استخراج نفت عربستان سعودی در پی یک حمله ترکیبی بوسیله  موشک   کروز و یک  پهباد موقتا از کار افتاد. سعودی ها ایران را مسئول این عملیات می دانند، در حالی که انصارالله  اعلام کرده  که تخریب سامانه نفتی عربستان کار آنها بوده است .

بنا به گزارش خبرگزاری فرانسه در حال حاضر مذاکراتی برای دوباره به راه انداختن فروگاه صنعا در جریان است که بدلیل حملات هوائی عربستان سعودی و امارات متحده عربی از سال 2016  خوابیده است.

موضوع  مورد بحث دیگر ایجاد یک منطقه حائل در طول مرز مشترک عربستان – یمن است که  نیروهای انصار الله  با عبور از آن دست به حملات نظامی می زنند. و نکته آخر این که طبق خواست سعودی ها از ایران فاصله بگیرند.

.

 

خاکریز عراق و لبنان از ایران گرفته خواهد شد؟

خاکریز عراق و لبنان

از ایران گرفته خواهد شد؟

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

امار سایت تا کنون 4،481،509

ترجمه 1163

جنگ سوریه رو به اتمام میرود، هم از لحاظ  نظامی  و هم سیاسی. ولی آن نیروهائی که این کشور را به آتش کشیدند، همچنان لبنان و عراق را فرصتی برای تحقق اهداف خود می دانند. در این دو کشور نیز چون سوریه  آنها که بهای این نقشه ها را باید بپردازند مردم هستند.

اعتراضات در لبنان و عراق نیز  به طور فزاینده ای مانند سوریه  جنبه فرقه ای پیدا می کند. در هر دو کشور، میان سنی ها و شعیان (در لبنان مسیحیان نیز بر آنها افزوده میشوند)  آرامشی همراه با تنش حکمفرما بود که گهگاه به خشونت می انجامید.

 درحالی که در لبنان ، پیمان طائف به جنگ داخلی خونین در سال 1989 پایان داد و مشارکت سیاسی همه فرقه ها را تضمین کرد ، حمله آمریکا به عراق در سال 2003 بود که صدام حسین را سرنگون ساخت و برخلاف آنچه که در برنامه نبود راه را برای شیعیان هموار ساخت.

در سال 2006 هنگامی  که سنی ها  در صدد برآمدند جلوی دیکتاتوری فرضی شیعه را بگیرند، این خشونت ها به اوج رسید که حاصل آن یک حمام خون بود که تصویر بغداد را بکلی تغییر داد. یک سال بعد در لبنان نیز در پی درگیری سنی ها و شیعیان فوران خون و خونریزی میدان درگیری را فراگرفت  تا این که سرانجام حزب الله توانست جلو حمله ای را که سازمان افراطی سنی موسوم به فتح اسلام آغاز کرد بگیرد.

این دو رویداد سبب شد تا نفوذ ایران بشدت فزونی یابد ولی ایالات متحده، عربستان سعودی و اسرائیل بشدت از نتیجه ای که ببار آمده بود ناراضی بودند.

 درگیری مستقیم بین اسرائیل و حزب الله در تابستان سال 2006 نیز، از منظر برخی از کشورها از جمله آلمان به نتیجه مطلوب نرسید. نیروهائی که برغم تلاشهای خود به نتایج مطلوب نرسیده بودند، آغاز اعتراضات در سوریه را فرصتی مطلوب برای تغییر نظام در سوریه دانستند. سقوط دمشق سبب می شد تا رابطه ایران با حزب الله نیز قطع شود.

این امر نه تنها به تضعیف » حزب الله» می انجامید، بلکه به سود اسرائیل و اتحاد 14 مارس به پشتیبانی عربستان سعودی تمام می شد و دامنه نفوذ ایران  را نیز پس می راند.

برای دستیابی به این هدف ، کشورهایی که مرتباً از ارزش های ادعایی خود دم می زنند ، به پشتیبانی  از سبع ترین افراطگرایانی  پرداختند که  برای مردم سوریه  درد و رنج  به ارمغان آوردند و میلیون ها نفر به فرار از وطن و روی آوردن به آوارگی مجبور ساختند.

واشنگتن، لندن ، پاریس و برلین پذیرفته بودند که سوریه که زمانی نظامی سکولار داشت به چنگ اسلامگرایان سلفی بیفتد، تا آن کشورها بتوانند به منافع خود دست یابند. آنها برای رسیدن به این هدف پول و سلاحهای فراوان در اختیار آن گروه های سلفی گذاشتند. ترکیه عضو ناتو هم در صف اول این غوغای خونین ایفای نقش می کرد و تبدیل شد به سینی دوار جهادگرایان بین المللی.

در همین گیر و دار موج اعتراضات نخست در عراق  و در ماه اکتبر در لبنان فرصتی شد برای برخی از کشور ها که نمی توانند شکست خود را در سوریه هضم کنند تا با گسترش جنگ نیابتی به مناطقی دیگر با ایران درگیر شوند.

گرچه آنچه روی می دهد الزاما به این معنی نیست، و حتی بعید بنظر می رسد، که استراتژی بکار رفته در سوریه  دوباره بکار گرفته شود. با این حال ، در حال حاضر نشانه هایی به چشم می خورد حاکی از این تلاش که  اعتراضات را از مطالبات اصلی (فساد ، سوء مدیریت ، سوء استفاده از قدرت) منحرف سازد و آنها را به سنگرهای فرقه ای قدیمی – سنی ها علیه شیعیان – هدایت کند و ایران را به عنوان حامی شیعیان عراق در برابر سنی ها قرار دهد.

تهران به عنوان نیرویی به تصویر کشیده شده است که گویا کنترل کامل گروه های شیعه مانند حزب الله در لبنان ، حشد شعبی («بسیج مردمی») در عراق یا حوثی ها در یمن را در دست دارد.

طبق این منطق کسی که بخواهد ایران را تضعیف کند باید » نماینده » آن را تضعیف کند. این استدلال ساده یک ضعف اساسی  دارد : و آن این است که  با واقعیت ارتباطی ندارد و پویائی خاص کشور و تاریخ گروهبندی های مربوطه را نادیده می گیرد.   این بدان معنا نیست که ایران هیچ تاثیری ندارد ، اما این تأثیر با کنترل کامل یکسان نیست. در لبنان ، تقریباً تمام رسانه های غربی از توازن پیچیده قدرت بین سنی ها ، شیعیان ، دروزی ها و مسیحیان و همچنین سیستم پاتریارشال (پدر سالاری) حاکم بر سیاست غافل می شوند.

هر وزیری پایگاه قدرت کوچک خود و نیروهای امنیتی و حامیان مربوط به خود را دارد ، به همین دلیل است که این اعتراضات بی دلیل نیستند،  اعتراض ها از جمله علیه این ساختار است.

یک طرح اصلاحی برای بهبود بخشیدن به روند انتخابات که مورد حمایت رای دهندگان قرار گرفت ، در نهایت به دلیل مخالفت سمیرجعجع ، رئیس حزب راستگرای مسیحی «نیروهای لبنان» ، و پاتریارشال مارونی بشاره بطرس الراعی ، شکست خورد.

روند اصلاحات آغاز شده توسط نخست وزیر سعد حریری پس از شروع اعتراضات درست بود ، اما هم خیلی کم بود و هم خیلی دیر.

وزیر امور خارجه امریکا مایك پومپئو تأكید كرد كه آمریكا علاقه ای به تقویت پارلمان ندارد و خواستار تشکیل «فوری» دولت جدید است..

با این حال ، در خود لبنان ، دولتی که  تحت رهبری تکنوکراتی قراردارد که بطور  موقت از طرف پارلمان منصوب شده است ، انجام  انتخابات پیش از موقع مقرر را ترجیح داد .

حکومتی که مانند دولت مستعفی  سعد حریری ، کاملاً همراه با خط  مشی سیاسی   آمریکا و عربستان سعودی  و مخالف جدی رقیب سیاسی خود حزب الله باشد ، همان چیزی است که واشنگتن و ریاض در پی دست یافتن به آن هستند.

ولی برای رسیدن به این هدف ایران باید سپر بلا بشود تا  وقایع گوناگون در ارتباط با تظاهرات را به گردنش بگذارند.

پایگاه خبری  الحدیث متعلق به عربستان سعودی  نشان می دهد که چنین کاری چگونه میتواند عملی بشود. این پایگاه خبری  دختر تظاهر کننده را نشان می دهد که روی پرچمش نوشته است :» لبنان ، عراق و یمن عربی هستند، نه ایرانی». البته بعدا معلوم شد آن تصویر ساختگی و  تقلبی است. در عکس واقعی چنین مطلبی روی پرچم نوشته نشده بود.

همین مورد را می توان در عراق مشاهده کرد.  در آنجا نیز، اعتراضات ابتدا علیه فساد و ترکیب فرقه ای کابینه نخست وزیر عادل عبد المهدی انجام شد، تظاهرکنندگان او را به استعفا فراخواندند. در برخی از مناطق نیز تظاهراتی علیه ایران و نفوذی که ادعا می شود بر دولت بغداد دارد، صورت گرفت. مهدی قول داد دست به اصلاحات بزند و وزرای کابینه را از افراد بی طرف انتخاب کند.

روز های آینده روشن خواهند ساخت که آیا این ها کافی خواهند بود یا او نیز باید به همان راهی برود که همکارش در بیروت رفت.

در حالی که اعتراضات در لبنان تا کنون تا حد زیادی صلح آمیز باقی مانده است ، اما در عراق  از ابتدای اکتبر تا کنون  بیش از 250 نفر کشته شده اند.

بسیاری از آنها در اثر شلیک های هدفمند توسط تک تیراندازها و با گلوله های نیروهای امنیتی جان باخته اند.  با این حال ، دولت در بغداد انکار می کند که نیروهای امنیتی تحت کنترل دولت در این تیراندازی ها دست داشته اند.

به سرعت شایع شد که ممکن است این افراد مبارزان ایرانی سپاه قدس باشند.  فرمانده آنها ، سرلشکر قاسم سلیمانی ، در روز دوم اعتراضات در بغداد دیده شده بود. در شهر کربلا بنرهای زیادی دیده شد ، که علیه «بعثی ها» بودند

از زمانی که عراق توسط ایالات متحده اشغال شد، حزب بعث که صدام حسین در راس آن قرار داشت به زیر زمین رانده شد، از آنجا بود که آن حزب  راه را برای پیروزی نهایی  داعش هموار کرد . بسیاری از افسران ارشد سابق ارتش عراق هدایت حملات داعش را به عهده داشتند.

آنچه قابل توجه است  این است که در هر دو کشور – لبنان و عراق – از ایران و نفوذ آن نام برده می شود ، ولی  از نقش عربستان سعودی (به ویژه در لبنان) و ایالات متحده اصلا سخنی به میان نمی آید.   در عین حال  نیروهایی هستند که اشتیاق خاصی برای پخش این تفسیر دارند که چون ایران از تظاهرات بیشترین زیان را می بیند پس ممکن است تمایل به مداخله فعال داشته باشد.

در حالی که این ایران نیست که می تواند زیان بسیار ببیند. بیشترین زیان نصیب مردم عراق و لبنان میشود  که در واقع علیه فساد ، سوء مدیریت و نژادپرستی به خیابان ها رفته اند.

https://deutsch.rt.com/meinung/94240-im-libanon-und-im-irak-wird-der-syrienkrieg-fortgesetzt/