شیرین زبانی های «بوش » به دهان » ترامپ» خوش آمده!


شیرین زبانی های «بوش»

به دهان «ترامپ» خوش آمده!

  

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

4،512،766

 

 

ترجمه

1171

ناکامی ترامپ در خاور میانه حاصل وضعیت ژئو پلیتیکی است که جورج دابلیو بوش، رئیس جمهور اسبق امریکا برای او به میراث گذاشت. ترور سردارقاسم سلیمانی که به فرمان دونالد ترامپ صورت گرفت نقطه اوج رو در روئی واشنگتن و تهران است. مسبب درگیری فعلی خود ترامپ است که  از قرارداد توافق  هسته ای با تهران  بیرون آمد، ظاهرا به آن امید که به «توافق»  بهتری دست یابد.

رئیس جمهور آمریكا كه با دادن این  قول که خطاهای پیشینیان خود را اصلاح خواهد کرد ، مسئولیت  این مقام را به  عهده گرفت ، اکنون ، در سال انتخابات،  دست به  وخیم تر ساختن اوضاع زده است.

 در حمام خونی که در بغداد برپا شد ابومهدی المهندس، معاون حشد الشعبی نیروهای بسیج مردم عراق نیز کشته شد. بنا بر این ایالات متحده یک  مقام بلند مرتبه  ارتش عراق، ارتش متحد خود  را نیز ، به قتل رسانده است. این رویداد  سابقه ای خواهد شد با تأثیری ماندگار بر روابط عراق و آمریکا .

سلیمانی معمار «محور مقاومت» بود و در جلوگیری از تحقق اهداف غرب برای تغییر رژیم در سوریه و سایر کشورهای منطقه نقش مهمی داشت. اگر او نبود ، امروز  پرچم های سیاه باند تروریست های  باصطلاح دولت اسلامی یا داعش بود که با حمایت ناتو  در بیشتر مناطق خاورمیانه در اهتزاز بود.

از نظر واشنگتن و تل آویو ، سلیمانی که برخلاف ادعاهای غربی بسیار محتاط بود ، به دلیل نقشی که ایفا می کرد باید از پای در می آمد.

واشنگتن از نقش رو به رشد و برتری فزاینده ایران در منطقه خاور نزدیک و میانه، بویژه در عراق بشدت ناراضی بود. اما  این امر تنها با اقدام خود  واشنگتن از ابتدای به اصطلاح «جنگ علیه ترور» امکان پذیر شد.

با سرنگونی صدام حسین و فروپاشی رژیم سکولار- ناسیونالیستی بعث  در عراق ،- به استثنای سوریه- ، آخرین رژیم سکولاری که هنوز هم بر ملی گرایی عرب تکیه می کرد ، که در دهه 1960   از کازابلانکا  تا عدن  مورد حمایت  توده های مردم بود ، و آنها را به شور می آورد، از بین رفت.

بجای بر افراختن فانوس دریائی دموکراسی در عراق که از توهمات آنروزی جورج بوش بود، برتری نوین ایران ایجاد شد. این امر به ویژه در کمربند شیعی مشهود است . ایران  بر بیابان سوریه چیره شد و با ااستقراردر لبنان در تماس مستقیم  با اروپا قرار گرفت .

امروز که واشنگتن   پیشرفت بی وقفه ایران را بعنوان قدرت  منطقه ای مشاهده می کند، با آن  به مقابله بر می خیزد،  امریکا با واقعیت ژئوپلیتیکی بمقابله بر می خیزد  که خود با شروع باصطلاح «جنگ با ترور» آن را ایجاد کرد.

در آن زمان ، رئیس جمهور آمریكا بوش  هشدارهای كارشناسان برجسته خاورمیانه را که در دانشگاه های نخبه ایالات متحده تخصص یافته  بودند، نادیده گرفت  و فکر کرد که باید از » پدر» پیروی کند،  البته نه از پدر جسمانی. تصور رئیس جمهور اسبق امریکا این بود که » پدر» (عیسا مسیح) به او اشاراتی می کند و به او می گوید که چه باید بکند. و او خود را موظف به پیروی از اشارات او می داند.

نفوذ ایران در عراق

 

نفوذ ایران در عراق از زمان جنگ با داعش آغاز شد – متعصبان اهل سنت متعهد شده بودند که » راه حل نهائی برای مسئله شیعه» را در پیش گیرند (معنی این اصطلاح که از سوی نظام فاشیستی هیتلر پذیرفته شد و به اجرا در آمد از بین بردن جسمانی  همه یهودیان  در آن زمان بود-  م.)  اعلام این نظر برای حل نهائی مسئله شیعه  با استقبال شدید سنی های عراق روبروشد ، عمدتا به این دلیل که اکثریت قریب به اتفاق مردمی که در عراق زندگی می کنند شیعه هستند.

الحشد الشعبی «سازمان بسیج نیروهای مردمی» ، از همان آغاز مورد حمایت دولت عراق قرار گرفت و دولت شیعی ایران نیز از آن حمایت کرد. حمایت ایران از این سازمان مقایسه هائی را مطرح ساخت  و گفته شد که هدف تهران این است که در عراق  نیز دولتی در درون دولت بوجود آورد – شبیه حزب الله در لبنان.

حزب الله لبنان نمونه ایست مورد توجه  زیرا نه تنها قدرت نظامی توانائی در اختیار دارد- که در سال 2006  شکست سختی به ارتش اسرائیل وارد آورد- بلکه یک حزب نیرومند سیاسی نیز هست. در بیروت افزون بر شیعیان بخشی از مسیحیان نیز به حزب الله رای می دهند.

از این رو نظری که اکثر نمایندگان احزاب حاضر در مجلس آلمان  و در راس آنها  خانم «به اتریکس فن استروخ »     Beatrix von Storch  سیاستمدار حزب AfD  در باره حزب الله دارند و به آن انگ سازمان تروریستی می زنند حاکی از آنست که از زمینه های سیاست خارجی و منطقه ای بکلی بی خبرند. کارشناسانی که  عراق را می شناسند  خاطرنشان می کنند که اکنون نیروهای بسیج خلق – حشد الشعبی – در ارتش عراق نیز حضور دارند و نفوذ آنها در آنجا رو به رشد است .

مبارزه با باندهای آدم کش داعش و پیدایش برادری نظامی با متحدین ایرانی و روسی باعث  تحکیم  روحیات  نیروی نظامی در این گروه شده است.  مناسبات  عراق و ایران نیز در مرحله قابل توجهی قرار دارد.

مرز امروزین عراق و ایران با مرز جهان سامی – عربی مطابقت دارد.  منطقه این سوی مرز  منطقه زبان هند و زبانهای  آریایی ایران و همسایگان آنست  ولی این  فقط یک مرز زبانی نیست، بلکه یک مرز فرهنگی نیز هست. کشور کنونی عراق ، یک ساختار مصنوعی است  که توسط خانم  gertrude bell گرترود بل  مأمور مخفی اینتلیجنت سرویس بریتانیا، اختراع شده است ، ولی ایران ، یک کشور فرهنگی باستانی و با رشد تاریخی است. از زمان پیدایش این کشور که ترسیم کننده مرزهای آن خانم گرترود بل بود، بارها میان این دو کشور برخورد های خصمانه رخ داده که طولانی ترین آنها جنگ خونین و پر تلفات  هشت  ساله ای بود که یک جنگ نیابتی بود.

صدام حسین دیکتاتور ناسیونالیست عرب، یک بار گفته بود:» خداوند سه مصیبت آفریده است  که عبارتند از: ایرانی ها، یهودیان  و پشه ها» و محمد رضا شاه پهلوی که خود را » خورشید آریا» خطاب می کرد.

سقوط شاه و تاسیس جمهوری اسلامی که البته مانند اکثر ایرانی ها- و همچنیین  اکثر عراقی ها  پیرو تشیع بود، برای صدام سنی تهدیدی محسوب می شد. بویژه از آن رو که جمهوری اسلامی خواستار صدور انقلاب نیز بود. صدام نه تنها کوشید تا جلوی صدور انقلاب را بگیرد بلکه در صدد برآمد تا مناطق نفتی ایران را نیز به عراق ملحق سازد.

صدام تردیدی نداشت که از حمایت پارازیت های غربی برخوردار خواهد بود. فقط اطلاعات سازمانهای جاسوسی امریکا نبودند که در اختیار او گذاشته می شدند بلکه  او گازهای شیمیائی آلمان فدرال را نیز برای بقتل رساندن کردها و ایرانی ها در اختیار داشت. در آن تاریخ تمام دنیا در برابر ایران قرار گرفته بودند به استثنای سوریه و کره شمالی .

16 سال پس از حمله عراق به ایران  ایالات متحده بعنوان بخشی از به اصطلاح «جنگ با تروریسم» ،   کمک  کرد تا عراق مانند یک میوه رسیده به دامان ایران بیفتد.

از سوی دیگر، واشنگتن و تهران دشمنان مشابهی داشتند که عبارت بودند از  طالبان تندرو سنی مذهب در افغانستان و افراط گرایان اهل سنت و حامیان صدام در عراق..

به همین دلیل ، سردار سلیمانی  طرف گفتگو  با آمریکایی ها شد  و با آنها تبادل پیام می کرد – پیام هائی که  عمدتا به طور غیرمستقیم با آنها مبادله می شد – در این پیام ها بود که  هر دو طرف حوزه های مورد علاقه خود را اعلام کردند.

بدون سلیمانی ، داعش در عراق شکست نمی خورد ، زیرا بر خلاف غرب ، فقط ایران بود که در سال 2014 قادر بود از کردها که در شمال عراق مورد تهدید داعش قرار گرفته بودند حمایت کند و به سرعت  و بدون اما و اگر در جنوب در کنار  دولت بغداد قرار گیرد و اسلحه در اختیار آن دولت قرار دهد .

در صورت جنگ با ایران، عراق می تواند به چیزی مانند استالینگراد ایالات متحده تبدیل شود. به نظر می رسد که واشنگتن این معضل را می شناسد ولی سیاستمداران امریکا به کرات هشدارهای      ژنرال های امریکا را جدی نگرفته اند .

همسایگی تنگاتنگ ارتش عراق و سامانه های امریکائی وضعیت بسیار خطرناکی بوجود آورده است. زیرا هیچ کس نمی داند  اگر امریکا به ایران حمله کند واکنش شیعیان که در ارتش عراق در اکثریت هستند چگونه خواهد بود، صرفنظر از واکنش شبه نظامیان شیعی حشد الشعبی .

شیرین زبانی های جوروج دبلیو بوش را در سال 2003 بیاد دارید؟  در عراق «فانوس دریائی دموکراسی نور افشان خواهد شد»؟. ما می دانیم که از آن زمان تا کنون در عراق  چه روی داده است. استراتژی ایالات متحده برای جهان بسیار خطرناک است. استراتژی امریکا هم در آن زمان برای جهان خطرناک بود و هم امروز در دوران ترامپ.

https://deutsch.rt.com/meinung/96414-trumps-mordbefehl-gegen-qassem-soleimani/

 

 

یک پاسخ

  1. خانم یا آقای ناشناس و مهربان . بسیار متاسفم از این که متن ترجمه ای که من عرضه کرده ام طبق معیار های شما بسیار ناهموار از آب در آمده است. ممنوم از تذکر شما و حتما به آن توجه خواهم کرد – البته در حد امکان، توان و سواد محدود خودم – ، تا کنون هم کوشش کرده ام که حاصل کار برای خواننده مطلوب باشد.. واکنش مثبت و دراز مدت خوانندگان نیز که نه بی سواد هستند نه بی توجه و نه هالو موید نظر شما نیست. افزون بر این آگاه هستید که بین خواستن و توانستن گاه فاصله » میان ماه من تا ماه گردون» است. از همین روست که در هر موسسه یا دبیرخانه مطبوعاتی افرادی هستند که کارشان ویراستاریست و هر نوشته ای را قبل از انتشار با دقت ازنظر می گذرانند که اگر ناهمواری یا خطائی پیش آمده باشد بر طرف سازند . معهذا ما با کمتر نوشته ای روبرو می شویم که منزه از خطا و خالی از عیب باشد. اما من متاسفانه از این امتیازات برخوردار نیستم که ویراستاری در اختیار داشته باشم بنا بر این احتمال پیش آمدن نارسائی هایئ نیز هست که ناشی از فقدان امکانات است. افزون بر این مثلی است معروف که می گویند » دیکته نانوشته است که غلط ندارد.» یا از ترس آن که مبادا نا خواسته خطائی املائی یا انشائی پیش آید بهتر است که اصلا وارد این میدان نشویم . که این روش یعنی در پیش گرفتن بی عملی و فرار از پذیرفتن کار و گریختن از پذیرش مسئولیت. یعنی نشستن و دست روی دست گذاشتن. البته کم نیستند کسانی که همین وسواس را وسیله ای برای توجیه گریز از کار قرار داده اند. از سوی دیگر این پیشنهاد چند صد ساله هم مطرح شده است که :» به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل اگر مراد نیابم بقدر وسع بکوشم «. من این راه را برگزیده ام. بنا بر این شاید بهترین انتخاب این باشد که من به کار خودم ادامه دهم و شما هم از خواندن ترجمه های ناهموار من چشم بپوشید.بنا بر این : ممنون از نصیحت شما ولی من آن را حتما و قطعا بکار نخواهم بست و تا لحظه ای که توان دارم از انجام وظیفه ای که خود برای خود انتخاب کرده ام باز نخوام ایستاد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s