بایگانی‌های ماهانه: سپتامبر 2020

کرونا نشان داد، سرمایه داری باید دوباره خود را تعریف کند!

کرونا نشان داد، سرمایه داری

باید دوباره خود را تعریف کند!

 

 

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،632،505

 

ترجمه

1215

بحران کرونا نشان می دهد که  ما باید سرمایه داری جهانی را از نو تعریف کنیم. این نظر کلاوس شواب ، رئیس فوروم جهانی اقتصاد است. او می گوید اگر چنین نکنیم تغییر صورت خواهد گرفت اما قهر آمیز.

کلاوس شواب، بنیانگذار مجمع جهانی اقتصاد (داووس) از ابتدای سال در خانه کار می کند. این مرد 82 ساله  در گفتگوئی تلفنی می گوید او هرگز با چنین انبوهی از افراد دیدار نکرده است – البته فقط به صورت مجازی.

وی به مدت 50 سال از روسای دول، پادشاهان، روسای هیئت های مدیره ، فعالان حقوق بشر و فعالان محیط زیست دعوت کرده است تا در داووس، در سوئیس با یکدیگر گفتگو کنند. اما  در ژانویه 2021 به دلیل اپیدمی کرونا این اجلاس فقط بصورت مجازی برپا خواهد شد.

کنفرانس واقعی به اوایل تابستان موکول شده است. شواب با استفاده از این فرصت همراه با «تیری مالرت» کتابی نوشت در باره  پیامدهای بحران کرونا با عنوان «The Great Reset»(آغازی بزرگ  از نو)

گفت گوی نشریه آلمانی ZEIT ONLINE  با کلاوس شواب رئیس فوروم جهانی اقتصاد را میخوانید:

– آقای شواب ، کتاب تازه شما ممکن است برخی از خوانندگان را متعجب سازد. شما می نویسید ،در  دوران پس از کرونا  مرحله ای از توزیع مجدد ثروت آغاز می گردد، از بالا  به پائین،  از ثروتمندان به تنگدستان و از سرمایه به کار. این نظر بیشتر شبیه نظرات حزب چپ است و شباهت چندانی به  نظرات مجمع اقتصادی جهانی ندارد.

کلاوس شواب: احتمالا بسیاری از مردم مرا خوب نمی شناسند. من سالهاست که خواستار سرمایه داری مسئول هستم. ما در حال حاضر با دو چالش بزرگ روبرو هستیم: شکاف فزاینده بین فقیر و ثروتمند، در سطح ملی و بین المللی و بحران اقلیمی. ما باید به این مسائل بپردازیم . امروز، همراه با شیوع کرونا، با چالش سومی نیز روبرو هستیم.  ما به یک نظام اقتصادی مقاوم تر، فراگیرتر و پایدارتر نیاز داریم.

د سایت آنلاین: از نظر شما ، بحران کرونا ، ضربۀ نابود کننده  برای نئولیبرالیسم است.  منظورتان از این حرف چیست؟

شواب: به طور معمول نئولیبرالیسم یک سرمایه داری بی قاعده و بی قید و بند   شناخته می شود.  و دقیقاً کشورهایی هستند که این استراتژی را بیشتر به جلو سوق داده اند – برای مثال ایالات متحده آمریکا و انگلستان –  و کرونا بیشترین ضربه را به آنها وارد آورده است. بیماری همه گیرکرونا  بار دیگر نشان داد که دوران زندگی نئولیبرالیسم در این شکل بسر آمده است.

تسایت آنلاین: نتیجه گیری شما چیست ؟

کلاوس شواب : من خواستار تغییر نظام نیستم . خواستار بهبود آن هستم. من یقین واثق دارم که باید سرمایه داری را دوباره تعریف کنیم.  ما نه تنها باید سرمایه مالی، بلکه  سرمایه اجتماعی ، سرمایه طبیعی و سرمایه انسانی را نیز در نظر بگیریم.  موسساتی که امروز می خواهند موفق باشند باید همه این مولفه ها را در استراتژی خود بگنجانند. بویژه از آن رو که ما با نسل جوانی روبرو هستیم که آگاهی بیشتری از پیامدهای منفی سرمایه داری و جهانی سازی بی بند و بار دارد.  باید بازاندیشی کرد.

د سایت آنلاین: بسیاری از منتقدان ادعا می کنند: اصل مسئله خود سرمایه داری  است.

شواب: نه، مشکل از سرمایه داری نیست. من اطمینان دارم که نیروی محرکه، برای پیشرفت واقعی، قدرت کارآفرینی هر فرد است – و نه دولت. اما این قدرت فردی باید موظف به رعایت قوانینی باشد که مانع مرز شکنی های فردی به این سو یا آن سو گردد و مسیر مجاز را ترک نکند. تضمین کننده  تحقق این عملکرد یک دولت نیرومند است. بازار به تنهایی مشکلی را حل نمی کند. من طرفدار تغییر سیستم نیستم. من طرفدار بهبود سیستم هستم.

د سایت آنلاین :  شما در کتاب خود  خواستار آغاز نوین و بزرگ هستید . در حالی که فعلا، دولت ها  عمدتا در حال صرف هزینه برای زنده نگه داشتن سیستم اقتصادی قدیمی هستند. آیا این سیاست غلطی نیست؟

شواب: البته قبل ازهر چیز،  ما باید اطمینان حاصل کنیم که نظام سقوط نمی کند ، در غیر این صورت بسیاری از مشاغل و قدرت اقتصادی بیش از حد از بین می رود. به عنوان مثال ، در آلمان ، سرمایه گذاری های سبز باید آغازگردد و  به پیش رانده شود و دیجیتال سازی گسترش یابد.

د سایت آنلاین : از طرف دیگر ، دولت فدرال ترجیح می دهد بدون قائل شدن شرائط  با  لوفت هانزا مشارکت کند آیا این گام نادرست آست ؟ 

شواب: این گام به تثبیت سیستم در یک بحران عمیق کمک می کند.  در عین حال ، دولت باید جایگزین هایی را برای ترافیک هوایی  توسعه دهد و از آن  پشتیبانی کند. به عنوان مثال ، به رقابت در شبکه ریلی کمک کند.

https://deutsch.rt.com/gesellschaft/107096-chef-des-weltwirtschaftsforums-neoliberalismus-wegen-pandemie-end

اتحاد آلمان و روسیه غولی که امریکا آن را در شیشه کرده

اتحاد آلمان و روسیه

غولی که امریکا آن را در شیشه کرده

 

راشا تو دی – ترجمه رضا نافعی

امار سایت تا کنون

4،630،164

ترجمه

1214

جورج فریدمان بنیانگذار موسسه مشاوره ای Stratfor ، متخصص در عرصه ژئوپلیتیک، بار دیگر در مصاحبه ای روشن کرد که همکاری نزدیک استراتژیک بین آلمان و روسیه تهدیدی برای منافع ایالات متحده در اروپا است.

30 سال پیش، پس از فروپاشی شوروی، پیمان ورشو (همتای ناتو در بلوک شرق) نیز از میان رفت. اما ناتو به حیات خود ادامه داد. چرا؟ دلیلی که برای ادامه حیات اتحادیه فرا اتلانتیکی ذکر می شود این است که تامین امنیت جمعی کشور های عضو تضمین کننده امنیت تک تک کشورها نیز هست.

حداکثر از سال 2014 ، این اتحاد فرا اتلانتیکی   دشمن از دست رفته ای را نیز باز یافته است که در طول جنگ سرد با او اشنا شده و بتدریج  به ارزش او پی برده است. پس از سالها گمراهی در به اصطلاح «جنگ علیه تروریسم» ، پس از کودتا در اوکراین و ادغام مجدد کریمه به فدراسیون روسیه ، آنتن ها دوباره به سمت شرق چرخیدند.

لرد هاستینگز لیونل ایسمای، اولین دبیرکل ناتو ، در آن زمان  بمراتب صادق تر بود. او گفت این اتحاد برای «بیرون نگه داشتن اتحاد جماهیر شوروی  از بیرون، برای  حفظ آمریکایی ها در درون  و پائین نگه داشتن المانها» ایجاد شد. در یک سند دولت ایالات متحده از سال 1992 همچنین مشخص شد که ناتو باید «به عنوان» ابزار اصلی «تأثیرگذاری بر اروپا» حفظ شود «. و در سندی از ناتو در سال 2018 ادعا شده است که آلمان به «آگاهی کاذب» درباره روسیه گرفتار شده است.

گرچه آلمان آنطور که لرد ایسمای توصیف کرد دیگر نباید پائین نگه داشته شود ، اما روسیه برعکس باید کماکان «بیرون » بماند.  نه به این دلیل که  ممکن است تهدیدی واقعی برای کشوری  باشد، بلکه فقط  و فقط به این دلیل که می تواند مانعی برای دستیابی امریکا به منافع خود در اروپا باشد. به همین دلیل، واشنگتن تمام تلاش خود را بکار می بندد تا مانع نزدیکی برلین و مسکو به یکدیگر گردد.

جورج فریدمن، که متخصصی برجسته  در عرصه ژئوپلیتیک و بنیانگذار موسسه Stratfor ،- یک شرکت مشاوره ای تأثیرگذار در تجزیه و تحلیل و مشاوره ، معروف به  «سایه سیا» – ، در سال 2015 وقتی گفت که اتحاد آلمان و روسیه تهدیدی برای سرکردگی ایالات متحده در اروپاست ، سر و صدا ایجاد کرد.

انتانت (توافق)  روسیه و آلمان (برابر است با تسلط بر اروپا )، این ها آن دلائلی هستند که به موجودیت ناتو خاتمه می دهند و دقیقا همان نتیجه ای حاصل می شود  که ایالات متحده می خواست هم در جنگ جهانی دوم و هم در جنگ سرد ازتحقق آن جلوگیری کند. زمانی بود که آلمان همین دیدگاه را در مورد روسیه داشت. 

از زمان کودتای مورد حمایت غرب در اوکراین در فوریه 2014 و وخامت روابط ، بعید به نظر می رسید که کار به اینجا برسد. در 6 سال گذشته بدکاری های فراوانی رخ داده است. مسمومیت ادعایی الکسی ناوالنی ، فعال مخالف روسی و سخنانی که در ارتباط با آن  گفته شد اکنون حتی خط لوله Nord Stream 2 دریای شمال را به خطر می اندازد ، که خود دولت فدرال آن را از نظر استراتژیک مهم ارزیابی کرده است.

با این وجود ، فریدمن این رخدادها را نه کار ایالات متحده میداند و نه ناشی از حمایت آن دولت از این رخدادها، بلکه همه این ها را کار دولت صدراعظم آنگلا مرکل (CDU) میداند. از زمان تصویب Nord Stream 2 ، کل محیط انرژی تغییر «اساسی» کرده است ، و همین باعث می شود که پروژه مذکور زائد به نظر برسد . مشکل فقط  این بود که برلین جرات نداشت بنا به میل  خود از آن بیرون   بیاید. بنابراین ظن فرید مان بر آنست که   «آلمان از فشار ایالات متحده راضی است ، زیرا می تواند بهانه ای برای پس گرفتن توافقی باشد که دیگر بکار نمی آید.»

https://deutsch.rt.com/europa/106829-deutsch-russisches-buendnis-waere-ende

خواننده گرامی اگر احتمالا در اینجا آگهی بازرگانی منتشر شود از امتیازات موسسه » ورد پرس» است و ارتباطی با سایت «آینده ما» ندارد.

نگرانی روسیه از مانورهای  نظامی ناتو در اطراف روسیه

نگرانی روسیه از مانورهای

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

امار سایت تا کنون

4،627،764

ترجمه

1213

این گفت و گو  دوسال پیش در راشا تودی فرانسوی منتشر شد. انتشار مجدد آن، پس از  تقریبا دوسال ، از سوی راشا تودی به زبان آلمانی، حساسیت تازه روسیه را نشان میدهد.

لاوروف گفت : ما رزمایش ناتو را در دریای آزوف تحمل نخواهیم کرد.

اوکراین می خواهد در دریای آزوف همراه با ناتو رزمایش برگزار کند . لاوروف وزیر امور خارجه روسیه با صراحت گفت که چنین تمرین های نظامی در آنجا ممکن نیست. کشتی های جنگی بدون رضایت روسیه مجاز به حضور در این دریا نیستند.

او که در مصاحبه ای با  راشا تودی فرانسوی شرکت کرده بود افزود: هیچ مانوری از سوی  ناتو در دریای آزوف صورت نخواهد گرفت. اوکراین امکان برگزاری رزمایش های  مشترک با ناتو را در آنجا ندارد زیرا برای انجام این کار تأیید روسیه ضروری است. توافق نامه همکاری اوکراین و روسیه حاکی از آن است که طرفین باید با حضور ناوهای جنگی در دریای آزوف و تنگه کرچ موافقت کنند.  با این وجود، اوکراین  خواستارچنین مانورهایی شده است  و برای تحقق آن فعال  است.

تمرینات ناتو  در نزدیکی مرزهای روسیه – در اوکراین ، گرجستان و دریای سیاه –   «تحریک آمیز» است.  ناتو در حال توسعه زیرساخت هایی برای حمل و نقل  سلاح های سنگین ایالات متحده در اروپا است تا انتقال سلاح های سنگین ایالات متحده و متحدانش را به مرز روسیه آسان سازد.

از 9-12 اکتبر، نیروهای مسلح اوکراین تمرینات دفاع تاکتیکی را در سواحل دریای آزوف برگزار کردند. رئیس جمهور اوکراین، پترو پوروشنکو، این مانورها را بسیار ستود و گفت که ارتش اوکراین آماده است تا «تجاوزات روسیه از دریا» را دفع کند.

https://deutsch.rt.com/europa/77794-lawrow-keine-nato-manoever-im-asowschen-meer/

فرش قرمزی که امریکا در قطر زیر پای طالبان پهن کرد!

فرش قرمزی که امریکا

در قطر زیر پای طالبان پهن کرد!

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،627،312

ترجمه

1212

گفته می شود در آن زمان که ایالات متحده  برای جنگ با طالبان به افغانستان حمله کرد برای  استقرار «دمکراسی و سکولاریسم » در آن کشور  بود. اکنون آنها برای دستیابی به صلح میان دولت افغانستان و طالبان میانجیگری می کنند.

جنگ در افغانستان بلافاصله پس از حملات تروریستی در 11 سپتامبر 2001 صورت گرفت، كه در آن بیش از 3000 نفر كشته شدند. گفته می شود که دولت طالبان در افغانستان از القاعده ، که یک گروه تروریستی و مسئول حمله 11 سپتامبراست  پشتیبانی کرده است.

حمله 7 اکتبر 2001 ناتو که تحت رهبری امریکا به القاعده در افغانستان  صورت گرفت، پاسخ امریکا بود به حمله تروریستی 11 سپتامبر. ایالات متحده در آن زمان برای جنگ با طالبان و آوردن «دمکراسی و سکولاریسم» به افغانستان به ان کشور  حمله کرد.

طالبان شورشی سالها از مذاکره با دولت افغانستان خودداری کردند. اکنون طرفین درگیری برای اولین بار برای گفتگوهای صلح دیدار می کنند. از اواخر سال 2001 تا کنون – 12سپتامبر 2020 –   این  اولین باربود که دولت افغانستان و طالبان با میانجیگری ایالات متحده، مستقیماً با یکدیگر صحبت کردند. قرار بود جلسه دوحه یک نقطه عطف تاریخی برای صلح در افغانستان باشد.

در یک طرف هیئت دولت به ریاست عبدالله عبدالله، رئیس «شورای عالی آشتی ملی» نشسته بود و در طرف دیگر فرستادگان طالبان گرد معاون خود، ملا عبدالغنی برادر نشسته بودند. عبدالرحمن بن جاسم الثانی نیز به عنوان میزبان  همراه با همتای آمریکایی خود مایک پمپئو و زالمای خلیل زاد، فرستاده ویژه واشنگتن در افغانستا ن نشسته بودند. پمپئو خواستار استفاده از این  لحظه تاریخی و حفظ روند صلح شد.

در آستانه مذاکرات، خلیل زاد تأکید کرد که هیچ راه حل سیاسی بدون مصالحه وجود ندارد. تاریخ اخیر افغانستان نشان می دهد که دستیابی به انحصار قدرت و اِعمال خشونت آمیز ایدئولوژی خود منجر به درگیری می شود و کشور را مستعد دخالت سایر بازیگران می کند.

در آغاز موفقیت جلسه در دوحه   قطعی نبود. عبدالله در بیانیه آغازین خود تصریح کرد که دولت افغانستان مُصِرا خواستار استقرار»آتش بس انساندوستانه» است. ایالات متحده و طالبان قبلا توافق نامه ای را در ماه فوریه در دوحه امضا کرده بودند که طبق آن هر دو طرف در مورد آتش بس در افغانستان توافق کرده بودند. عبدالله به  سخن خود ادامه داد و گفت اما هنوز خشونت وجود دارد.

برادر، نماینده طالبان در سخنان خود به درخواست عبدالله پاسخ نداد. طالبان تاکنون از پاسخ به درخواست های آتش بس طولانی تر خودداری کرده اند. برادر تأکید کرد:» ما می خواهیم افغانستان در آینده بر اساس احترام متقابل در منطقه و با سایر کشورهای جهان رابطه مثبتی داشته باشد». «در همان زمان ، وی تأکید کرد که افغانستان باید دارای یک نظام اسلامی باشد. او از ایالات متحده خواست تا به تعهداتی که در توافق نامه اواخر فوریه  پذیرفته است ،عمل کند –  این به معنای خارج شدن  نیروهای خارجی تا مه 2021 است.

در جریان مبارزات انتخاباتی، ترامپ می گفت که اگر انتخاب شود»جنگ های بی پایان» را تمام خواهد کرد. وی اخیراً از کاهش نیروهای آمریکایی در افغانستان خبر داده بود. گرچه ترامپ قول خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق را داده بود ، اندکی بعد پنتاگون این موضوع را زودهنگام خواند. اندکی پیش از آغاز مذاکرات در دوحه، پمپئو تأکید کرد که پیشرفت خروج نیروهای آمریکایی به این بستگی دارد که طالبان به وعده های خود عمل کنند. در ماه فوریه ، ایالات متحده و ناتو توافق کردند که طی 14 ماه پس ازمذاکره با طالبان در قطر، همه نیروهای خود را از افغانستان خارج کنند. در اینجا لازم به ذکر است که دولت افغانستان در قرارداد پایان ماه فوریه سهیم نبود.

به گفته دولت در کابل، این گفتگوها پس از پایان تبادل اسیر و زندانی بین دولت افغانستان و طالبان شورشی  انجام شده  است. دویچه وله (رادیو آلمان) در آن زمان گفت، افغانستان جنگجویان خطرناک طالبان را آزاد می کند. طالبان از زمان توافق با ایالات متحده هیچ سرباز ناتو را نکشته اند، اما جنگ خود را علیه نیروهای امنیتی افغانستان ادامه داده اند. سالها بود که اسلام گرایان از گفتگو با کابل خودداری کرده و دولت را «دست نشانده غرب» می خواندند.

کارشناسان تردید دارند که مذاکرات طالبان و دولت افغانستان در چند ماه آینده  بتواند به آتش بس بیانجامد. واقعیت این است که ایالات متحده می خواهد چنین  وانمود کند که گویا در افغانستان شکست نخورده بلکه پیروز شده است. اما در واقع جنگی که  امریکا برای  دمکراسی  و انتقال جهان بینی خود به افغانستان برپا کرده دیرزمانی است  که شکست خورده است. در دوحه ، پمپئو از هر دو طرف خواست تا از این فرصت برای استقرار  صلح پایدار در افغانستان استفاده کنند. او گفت: «انتخاب نظام سیاسی شما با خود شماست.» اظهار نظر  پمپئو اشاره ای بود به درخواست طالبان مبنی بر این که  ایجاد نظم قانونی اسلامی در افغانستان   مبنای مذاکرات بوده است. به نظر می رسد که ایالات متحده دیگر نمی خواهد ارزش های خود را به افغانها تحمیل کند و «جنگ برای دموکراسی» به آخر خط رسیده است.

https://deutsch.rt.com/der-nahe-osten/106716-afghanische-friedensgesprache-usa-stellen-ihre/

سپاس از یاری یاران

خواننده گرامی اگر در اینجا احتمالا آگهی بازرگانی منتشر شود ارتباطی با » آینده ما» ندارد و از اختیارات موسسه » ورد پرس » است.

تفسیری متفاوت از سیاست خارجی ترامپ!

تفسیری متفاوت

از سیاست خارجی ترامپ!

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،624،498

ترجمه

1211

دلیل نفرت فرا حزبی از ترامپ که منحصربه یک حزب نیست بلکه در برگیرنده جناحی است که در هر دو حزب ( دموکرات و جمهوریخواه در عرصه سیاست خارجی امریکا از اهداف مشابهی پیروی می کنند) چیست؟ دلیل نفرت نهادهای سیاست خارجی ایالات متحده از دونالد ترامپ این است که او نمی خواهد ناتو را به جنگ های تازه بفرستد. آنها امیدوارند که جو بایدن، رئیس جمهور احتمالی بعدی امریکا سیاستی در پیش گیرد که درست عکس سیاست ترامپ باشد. .

دلیل خصومت بیش از حد این نخبگان مدافع حفظ و تداوم سیاست خارجی امریکا با ترامپ، این است که او وقت صرف دادن ماموریت های تازه به ناتو نمی کند،  یعنی کاری که تضمین کننده ادامه حیات ناتو است. از منظر این نخبگان این عمل ترامپ  برابر است با توهین به  مقدسات کسانی که طی 70سال گذشته در محراب ناتو زانو به زمین زده و  اوراد خوانده اند.

واکنش خشماگین سناتور»بن ساس» ،  سناتوری که اتفاقا  جمهوریخواه هم هست ، به  این رفتار ترامپ چنین است:»

نیروهای آمریکایی به عنوان پلیس راهنمایی و رانندگی یا مددکاران اجتماعی در سراسر جهان مستقر نیستند – آنها برنامه های گسترش طلبانه  بدترین رژیم های جهان، به ویژه چین و روسیه را تحت کنترل دارند. «

سوزان رایس، مشاور امنیت ملی سابق کاخ سفید، با ابراز نگرانی در این مورد از ادامه فرسایش اعتماد به رهبری امریکا در داخل ناتو و تلاش های بیشتر برای به چالش کشیدن تعهد امریکا و همچنین فرستادن نشانه های بیشتر به صاحبان قدرت در ناتو و خود روسیه مبنی بر آسیب پذیری کل این نهاد، ابراز نگرانی کرد.

به گفته نیکلاس برنز، سفیر سابق آمریکا در ناتو و مشاور فعلی جو بایدن،  رفتار ترامپ  با متحدان نظامی آمریکا در درجه اول چنانست که باری  بر دوش خزانه داری آمریکا هستند. ترامپ در حالی که با ولادیمیر پوتین، شی جین پینگ ، کیم جونگ اون و دیگر «اقتدارگرایان» در سراسر جهان با ظرافت رفتار می کند، دوستان واقعی واشنگتن در اروپا، سران دولت دموکرات مانند رئیس جمهور فرانسه، امانوئل ماکرون و صدراعظم آلمان را بشدت مورد انتقاد قرار می دهد.

هفتاد مقام سابق امنیت ملی جمهوری خواهان اخیراً با انتشار بیانیه ای ترامپ را به «آسیب رساندن به  شهرت جهانی آمریکا و تضعیف نفوذ اخلاقی و دیپلماتیک ملت امریکا» متهم کردند و – حتی وحشتناک تر!از این ها آنست که  ترامپ ناتو را «منسوخ» خوانده است.

بنابراین، نه تنها ترامپ نتوانست مأموریت جدیدی برای ناتو تنظیم کند، بلکه بجای آن مأموریت دیگری طراحی کرد  و خواستار آن شد که  کشورهای عضو بر بودجه ناتو بیافزایند-  که سبب شد اعضای ناتو متقابلا یکدیگر را متهم سازند. ترامپ پیوسته به خود می بالد که ناتو را متقاعد ساخته تا 130 میلیارد دلار اضافی گردآوری کند-  وحتی اخیرا تهدید کرد که این مبلغ به 400 میلیارد دلار  افزایش خواهد یافت.

از نظر کارمندان اندیشکده های سیاست خارجی واشنگتن، تحت فشار قرار دادن کشورهای عضو ناتو برای تأمین پول بیشتر کاری خطرناک است: زیرا این کار می تواند به پرسشی نامطلوب بیانجامد  که آیا تأمین منابع ناتو – خصوصاً در حال حاضر که بدلیل کووید 19با رکود اقتصادی روبرو هستیم – سرمایه گذاری عاقلانه ای است.

این که از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و انحلال پیمان ورشو ، ناتو بشدت به دنبال یافتن دلیلی برای توجیه موجودیت خود بود بر کسی پنهان نیست.  گرچه این اتحادیه طی 20 سال تعداد اعضای خود را از 16 به 30 کشور افزایش داد، اما غیر از اینرسی- رخوت – هیچ دلیل قانع کننده ای  برای ادامه حیات خود به این صورت ندارد.

البته تهدیدهایی بوده است (که بخشی از آنها هم تازه هم بوده اند) – به عنوان مثال در زمینه امنیت سایبری، مهاجرت گسترده، قاچاق انسان، مواد مخدر، تهدید به گسترش سلاح های هسته ای و تروریسم بین المللی.  اما هرگز کاملاً روشن  نبوده  که یک اتحاد نظامی با چنین تمرکز متراکم  بر وظائفی محدود که دقیقاً مشخص شده اند چگونه باید بتواند به تنهایی با آن مسائل  روبرو شود.  از این رو ناتو مجبور بود به گونه ای جدی به جست و جوی راه حل بر آید.    

در دهه 1990 میلادی جنون  «مداخله بشردوستانه» گسترش یافت. این امر منجر به آن شد که    ناتو در سالهای 1994 و 1995 دست به بمباران  بوسنی و هرزگوین بزند و در سال 1999دیگر بخش های  یوگسلاوی را، بگونه ای وحشتناک بمباران کند. هیچ یک از این دو عملیات دست آوردی «بشردوستانه» به بار نیاوردند و به اهدافی نرسیدند که همه  آنها سالها پیش – بدون استفاده از زور – قابل تحقق بودند.    

از سال 2001 به بعد، ناتو نیز خود را وقف «جنگ علیه تروریسم» جهانی کرد.  پس از 11 سپتامبر 2001 ، ناتو برای اولین بار در تاریخ خود به ماده 5 پیمان آتلانتیک شمالی استناد کرد و اظهار داشت که حمله تروریستی به ایالات متحده برابر با حمله به هر یک از اعضای ناتو است.

هنگامی که در اکتبر 2001 ایالات متحده با حمله به افغانستان به عملیات 11 سپتامبر «پاسخ» داد ، ناتو نیز برای ارائه کمک در آنجا بود. ناتو  در ماه دسامبر   (International Security Assistance Force)  ISAF  را، كه به اصطلاح «نیروی بین المللی كمك امنیتی» است، تأسیس كرد. ماموریت ناروشن و مبهم این گروه کمک به دولت افغانستان برای اعمال نفوذ و گسترش کنترل خود بر  سراسر کشور بود و زمینه سازی برای بازسازی یک حکومت موثر . بعد  نوبت رسید به عراق .  با وجود مقاومت شدید فرانسه و آلمان در برابر حملۀ سال 2003 ، ناتو به سرعت برق فعال شد. و سرانجام یک سال بعد ، مأموریت آموزشی ناتو  درعراق را راه اندازی کرد که هدف بعدی آن آنطور که ادعا میشد «کمک به ساختن ساختارهای آموزشی و امکانات برای نیروهای امنیتی عراق بود تا عراق ظرفیت های موثر، پایدار و متناسب، با نیازهای کشور را بدست آورد». بنا بر این یکی از کارهای بعدی ناتو در انجا اموزش پلیس عراق بود. اما ، ویکی لیکس در یکی از گزارش  های خود ازجنگ عراق نشان داد که این پلیس «خوب آموزش دیده» عراق بازداشت شدگان را تحت چه شکنجه های وحشتناکی قرار می داده.  ماموریت ناتو نه   در افغانستان و نه در عراق حسن شهرتی ببار نیاورد.

هنگامی که در سال 2009 دموکرات ها در واشنگتن به قدرت بازگشتند، ناتو بدون فوت وقت به کار «مداخله بشردوستانه» بازگشت. بمباران «بشردوستانه» آنها در سال 2011 در لیبی باعث نابودی دولت ، قانون و نظم در آن کشور شد. نابودی  آن موسساتی که قبل از این مداخله ، در تلاش بودند تا مردم لیبی بتوانند بدون ترس روز مره از مرگ  به زندگی عادی خود ادامه دهند وناظر نمایش  بازار برده فروشان نباشند. پس از آنکه ظاهراً این «مداخله بشردوستانه» در لیبی با نابسامانی و جنایات جنگی (از جمله اعدام معمر القذافی) که ناتو در آن دخیل بود  پایان یافت ، ناتو  به  اجرای مأموریت قدیمی خود  از  زمان جنگ سرد بازگشت، ایجاد و حفظ «سد نفوذ» .

پس از کودتا در 21 فوریه 2014 در کییف و ادغام مجدد کریمه به روسیه ، مأموریت جدید ناتو بسیار شبیه مأموریت قدیمی اولیه آن شد.  دبیرکل ناتو آندرس فاگ راسموسن قول داد ما هواپیماهای بیشتری در هوا ، کشتی های بیشتر در آب و آمادگی بیشتر در خشکی خواهیم داشت. به عنوان مثال ، هواپیماهای بیشتری بر فراز کشورهای بالتیک پرواز خواهند کرد.  کشتی های متفقین در دریای بالتیک ، مدیترانه شرقی و جاهای دیگر مستقر می شوند.

شش سال بعد روشن شد که درگیری های مسلحانه  در جهان  آنقدر زیاد نیست که  دلیلی برای توجیه ادامه حیات ناتو باشد و هزینه فوق العاده سنگین برای نگهداری چنین سازمان غول پیکر نظامی را موجه جلوه دهد. بنابراین ناتو شروع به انتخاب جدیدترین مضامین اجتماعی و فرهنگی مد روز کرد –  تا دست کم به این صورت نشان دهد که ادامه حیات آن ضروری است .

به عنوان مثال ، ناتو «تغییرات اقلیمی» را به لیست خود اضافه کرد. در طرح کلی راهبردی ناتو  از سال2010 آمده است: «اصلی ترین محدودیت های تحمیل شده به محیط زیست از جمله خطرات بهداشتی ، تغییر شرائط اقلیمی ، کمبود منابع ، کمبود آب و افزایش نیاز به انرژی ، کماکان  محیط امنیتی آینده را پدید میاورند.این عوامل دارای پتانسیالی هستند که می توانندعملیات ناتو را بشدت تحت تاثیر قرار دهند.

ممکن است تصور شود که در واقع  طرح مسدله به این گونه هم ممکن بود که :  موثرترین راهی که ناتو می تواند به کاستن از میزان گرم شدن کره زمین کمک کند کاهش تمرینات نظامی ،کاهش گشت های دریایی و هوایی و به طور کلی کاستن از تسلیحات است . اما نه ، ظاهراً راه حل کاستن از شدت «تغییرات اقلیمی» نه در» ناتو کمتر»   ، بلکه در » ناتو بیشتر » نهفته است.

سپس مبحث «برابری جنسیتی» مطرح هم شد. ماری اسکره ، نماینده ویژه دبیرکل ناتوبرای امور زنان ، صلح و امنیت ، در سال 2013 گفت: دستیابی به برابری جنسیتی وظیفه جمعی ماست و ناتو هم سهم خود را انجام می دهد.

در مارس 2016 ، به مناسب روز جهانی زن ، ناتو به اصطلاح «کنفرانس آرایشگاه» را برای برابری جنسیتی برگزار کرد. به همین مناسبت ، ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو،اظهار داشت که برابری جنسیتی برای ناتو مسئله بسیار مهمی است.

ناتو یک سازمان مبتنی بر ارزش هاست و هیچ یک از ارزشهای اصلی آن  یعنی- آزادیهای فردی ، دموکراسی ، حقوق بشر و حاکمیت قانون – بدون برابری عملی نیست……. ما در افغانستان و بالکان آموختیم که می توانیم با ادغام مسئله جنسیت در عملیات خود ، به طور محسوسی زندگی زنان و کودکان را بهبود بخشیم.

هزاران زن و کودک در نتیجه بمبگذاری های ناتو در یوگسلاوی و لیبی جان خود را از دست دادند. به عنوان مثال، در لیبی، ناتو کمک کرد تا هزاران زن به دست گروه تروریستی داعش بیفتند.

در سال 2017 ، دیده بان حقوق بشر وضعیت حکومت داعش در لیبی را ارزیابی کرد:

در نیمه اول سال 2016 ، جنگجویان  متحد با داعش شهر ساحلی  و مرکزی «سرت» را تحت کنترل خود درآوردند و ساکنان آن را تحت قوانین شدید شرعی قرار دادند که شامل شلاق زدن در انظارعمومی، قطع اعضای بدن و بقتل رساندن از طریق  لینچ عمومی بود. پس از قتل اجساد قربانیان اغلب در معابر به نمایش گذاشته می شد.

این واقعیت که ترامپ مأموریت جدیدی برای ناتو تنظیم نکرد و همچنین تمایل او به گرفتن بودجه بیشتر و بیشتر از 29 کشور عضو، این اتحادیه نظامی را در یک وضعیت بسیار تهدیدآمیز قرار داده است:  چون  نه ماموریت تازه ای در راه است و نه اروپا با تهدیدی اشکار روبروست که بتوان ناتو را علیه آن به میدان اورد – در چنین حالتی کشور های عضو،  دیر یا زود، از خود می پرسند ارزش عضویت در سازمانی با حق عضویتی چنین سنگین و امتیازاتی چنین ناچیز چیست؟

بنابراین جای تعجب نیست که مافیای متخصص در سیاست خارجی  با عصبانیت  لگد بر زمین بکوبد و  برای ریاست جمهوری جو بایدن دعا کند.

باند سیاست خارجی از هر دو حزب نه تنها از ترامپ خوشش نمی آید بلکه از او متنفر است که وقت صرف ناتو نمی کند و برای آن ماموریت جدیدی نمی تراشد .

و از اینرو ، ترامپ با اسلاف خود متفاوت است زیرا به خود زحمت نمی دهد که بهانه تازه ای برای ادامه حیات ناتو بتراشد یا جعل کند (عراق)  :

کلینتون برای ادامه یافتن حیات ناتو یوگسلاوی را داشت،

 بوش به افغانستان و عراق نیاز داشت،

 اوباما لیبی را پیدا کرد.

 اما ترامپ «مأموریت جدیدی» را برای ناتو مشخص نکرده است –

 شاید هم به این دلیل که اصلاً  ماموریتی وجود ندارد.

https://deutsch.rt.com/meinung/106217-warum-aussenpolitische-us-elite-donald/

باسپاس از یاری های یاران

خواننده گرامی اگر در اینجا احتمالا آگهی بازرگانی درج شود ارتباطی به «آینده ما» ندارد و از اختیارات موسسه » وردپرس» است.

ترامپ برای رای سربازان تله انتخاباتی کار گذاشته!

 

 

ترامپ برای رای سربازان

تله انتخاباتی کار گذاشته!


راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،622،165

ترجمه

 

1210

 

رئیس جمهور آمریكا روز دوشنبه هفته گذشته گفت که پنتاگون جوانان را برای تأمین منافع اقتصادی شركت های تسلیحاتی به جنگ می فرستد. حمله لفظی به این مجتمع نظامی – یادآور رئیس جمهور پیشین ایالات متحده آیزنهاور و اظهارات او در همین مورد  است.

ترامپ با اظهارات خود در یک کنفرانس مطبوعاتی در مورد رهبری نظامی ایالات متحده موجب بروز اختلافاتی شد. به گفته ترامپ، رهبری وزارت دفاع «جوانان را به جنگ های دیوانه وار و بی پایان می فرستد».  دلیل آن هم این است که پنتاگون نمی خواهد به جز درگیری در  جنگ، کار دیگری انجام دهد تا شرکت های تسلیحاتی تولید کننده بمب و هواپیما و «هر چیز دیگر» را راضی نگه دارد.

در این مورد ترامپ جانب سربازان را گرفت، آنها را از فرماندهی جدا کرد و گفت: نمی گویم ارتش عاشق من است، سربازها هستند، افراد برتر پنتاگون احتمالاً اینگونه نیستند.

گفته می شود ترامپ در سفر خود به فرانسه در سال 2018 در مورد سربازان از پای در آمده اظهار نظرهای منفی کرده است.

بنا به گزارش  مجله اتلانتیک، رئیس جمهور آمریكا بازدید از گورستان نظامی را به دلیل مدل موهای خود لغو كرده و  سربازان دفن شده در آنجا  را  «بازنده» خوانده و به آنها  توهین كرد. اما این اظهارات بعدها تکذیب شد.

ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی دوشنبه، در ادامه اظهارات خود در مورد بازگرداندن سربازان آمریکایی به میهن و عقب نشینی از «جنگ های بی پایان» گفت: اما ما از جنگ های بی پایان خارج می شویم (…) من می گویم این خوب است.  بیایید سربازان خود را به خانه باز گردانیم. به نظر میرسد این امر با  برنامه ریزی  «ویلیام روگر» سفیر ایالات متحده در افغانستان  هماهنگ است که به عنوان طرفدار خارج کردن کامل سربازان از افغانستان شناخته شده است.

همانطور که انتظار می رفت، رئیس جمهور آمریکا بدلیل این  اظهارات خود بشدت مورد انتقاد قرار گرفته است.. وی متهم شد به این که اولین رئیس جمهوری ایالات متحده است که علناً رهبری ارتش آمریکا را متهم کرده است که  با انگیزه های مالی  دست به ایجاد جنگ  زده است. با این حال، این دعوی با اشاره به رئیس جمهور سابق ایالات متحده «آیزنهاور»، كه در سخنرانی خداحافظی خود در  1961  در مورد مجتمع نظامی – صنعتی  هشدار داد رد شده است  از جمله  «گلن گرین والد» در توییتر به اظهار نظر پرداخت  و در مورد این ادعاها گفت: مارک اسپر، سرپرست کنونی وزارت دفاع آمریکا که پیش از این در کنسرن تولید صنایع جنگی «ری تئون» صاحب مسئولیت بوده، هنوز در مورد اظهارات رئیس جمهور اظهار نظری نکرده است.

 

https://deutsch.rt.com/nordamerika/106435-trump-will-truppen-aus-wirtschaftskriegen-zuruckziehen/

سپاس از یاری های یاران

خواننده گرامی اگر در اینجا احتمالا آگهی تجارتی درج گردد ارتباطی با » آینده ما » ندارد  و از امتیازات موسسه » ورد پرس» است.

 

 

 

دیدار لاوروف و اسد در دمشق انتخابات ریاست جمهوری سوریه سال آینده طبق قانون اساسی جدید

دیدار لاوروف و اسد در دمشق

انتخابات ریاست جمهوری سوریه

سال آینده طبق قانون اساسی جدید

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،620،573

 

ترجمه

1209

بشار اسد در سفر وزیر امور خارجه روسیه به دمشق گفت که روابط اقتصادی دو کشور باید گسترش یابد. اقتصاد سوریه در جنگ داخلی سخت آسیب  دیده و همچنین با تحریم های جدید آمریکا روبرو است.

یک هیئت روسی روز دوشنبه وارد دمشق شد.  در پایتخت سوریه ، سرگئی لاوروف دیپلمات ارشد روسی با بشار اسد رئیس جمهور سوریه و ولید المعلم وزیر امور خارجه دیدار کرد. ، پس از آن هر دو طرف در صنعا یک کنفرانس مطبوعاتی اجرا کردند . پس از سال ها دریافت حمایت نظامی مسکو ، اکنون نیز سوریه برای بازسازی اقتصاد خود به روسیه اعتماد می کند.

در سفر لاوروف وزیر امور خارجه روسیه به دمشق ، اسد گفت که روابط بین دو کشور باید به ویژه در زمینه های اقتصاد تجاری، انرژی و معادن تعمیق شود. اقتصاد سوریه در جنگ داخلی آسیب سختی دید و از ماه ژوئن تحریم های جدید اضافی ایالات متحده را احساس می کند، یعنی قانون به اصطلاح سزار جدید ایالات متحده را، تحت عنوان قانون به اصطلاح سزار، احساس می کند .

یوری بوریسو، معاون نخست وزیر روسیه که به همراه لاوروف به سوریه سفر کرده بود، تأکید کرد که روسیه می خواهد در شکستن محاصره اقتصادی سوریه  که توسط امریکا اعمال می شود، از سوریه حمایت کند.

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا «قانون سزار را برای باصطلاح «حمایت از غیرنظامیان سوریه» در دسامبر سال 2019 امضا کرد . ایالات متحده می خواهد با تحریم شدید نهادها و افراد ، به ویژه مانع همکاری سوریه و متحدانش برای بازسازی کشور گردد و از این طریق دولت بشار اسد را به زانو درآورد. «قانون سزار» شامل کشورهای ثالثی میگردد  که با سوریه مناسبات بازرگانی دارند.  این کشورها عبارتند از روسیه ، ایران ، عراق و لبنان . کشوری که  از این قانون تحت فشار ویژه قرار می گیرد  لبنان است . داشتن  مناسبات بازرگانی با سوریه برای اقتصاد و امنیت لبنان ضروری است.

توییتر رسمی دفتر رئیس جمهور سوریه گزارش داد که رهبری روسیه می خواهد به سوریه کمک کند تا امنیت و تمامیت ارضی خود را بازیابد  و «برتاثیرات  تروریسم اقتصادی غلبه کند».

ولید المعلم ، وزیر امور خارجه سوریه روز دوشنبه در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با لاوروف ، وزیر امور خارجه روسیه ، گفت که انتخابات ریاست جمهوری در سوریه مطابق با قانون اساسی سال آینده برگزار خواهد شد و آزاد و شفاف خواهد بود.

دیپلمات ارشد سوریه گفت: «برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آینده در سوریه با کار کمیته قانون اساسی در ژنو که از طرف سازمان ملل موظف شده مرتبط نیست و به موقع در سال 2021 برگزار می شود.» وی همچنین اظهار داشت که تمام توصیه ها برای اصلاح قانون اساسی و همچنین قانون اساسی جدید احتمالی  که توسط شرکت کنندگان در کمیته قانون اساسی سوریه تصویب می شود ، باید در معرض همه پرسی در سوریه قرار گیرد.

لاوروف همچنین در این کنفرانس مطبوعاتی بر عامل توافق روسیه ، ترکیه و ایران در چارچوب روند آستانه برای حل و فصل مناقشه سوریه تأکید کرد. او گفت این یک تلاش مشترک است که اجازه نمی دهد سناریوی لیبی در سوریه و عراق تحقق یابد. »

دیپلمات ارشد روسیه در پاسخ به این پرسش  که آیا این گزارش که روسیه برای بیرون راندن ایران از سوریه در تلاش است گفت: «حضور ایران در سوریه نه توسط   روسیه تعیین میشود  و نه توسط سایر بازیگران خارجی ، بلکه  منحصراً مربوط به رهبری سوریه است. از این رو باید از رهبری سوریه پرسیده شود. «روسیه و ایران هر یک  با کمک نظامی خود کاری کردند تا  نیروهای دولت سوریه قادر به بازپس گیری قسمت زیادی از مناطق از دست رفته در جنگ داخلی  شوند.

حضور نظامی ایران در سوریه نیز اساساً با دعوت دولت سوریه مشروعیت یافته است – برخلاف مداخله نظامی آمریكا و تركیه در شمال سوریه ، كه هیچ گونه مشروعیتی برای آن وجود ندارد ، نه از طرف سوریه و نه از طرف بین المللی.

اخیراً ایالات متحده ا مجدداً خواستار خروج ایران از سوریه شد اما اضافه کرد که روسیه «اجازه » دارد در این کشور بماند.

 

https://deutsch.rt.com/der-nahe-osten/106426-lawrow-in-syrien-russland-macht/

سپاس از یاری یاران

خواننده گرامی انتشار احتمالی اگهی تجاری در اینجا ارتباطی با » آینده ما » ندارد و از امتیازات موسسه » وردپرس» است