بایگانی‌های ماهانه: فوریه 2021

نامه خامنه ای به پوتین با تاکید بر پیوند با روسیه و چین

نامه خامنه ای به پوتین

با تاکید بر پیوند با روسیه و چین

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4,693,292

ترجمه

1235

از زمان توافق هسته ای با ایران بدلیل خروج یک جانبه ایالات متحده آمریکا از قرارداد برجام  جهت گیری سیاست داخلی و خارجی ایران نسبت به اوراسیا شدت گرفت. اکنون با نامه خامنه ای به پوتین ، این سیاست آثار خود را در استراتژی ایران نشان می دهد. رئیس دومای دولتی روسیه ویاچسلاو وولودین در تاریخ 8 فوریه با رئیس مجلس ایران محمد باقر قالیباف در مسکو دیدار کرد.

در حالی که بازگشت ایالات متحده به توافق هسته ای (JCPOA) به عنوان یک احتمال مورد توجه رسانه های غربی قرار گرفته است ، به ویژه پس از تحویل رسمی مسئولیت ریاست جمهوری  به جو بایدن، رئیس جمهور جدید آمریکا،   ایران به شرکای استراتژیک خود، روسیه و چین اطمینان داد که این کشور مسیر خود را در عرصه  سیاست خارجی در جهت شرق ادامه خواهد داد و هرگونه مذاکرۀ آتی   ایران در مورد توافق هسته ای نمی تواند بر روند جمهوری اسلامی در عرصه سیاست خارجی آن تأثیر بگذارد. رئیس پارلمان ایران اخیراً برای رساندن نامه علی خامنه ای به پوتین با مضمون تقویت همکاری استراتژیک دو کشور به مسکو سفر کرد. با این حال ، از آنجا که این پیام مطلقا در چهارچوب سیاست رسانه های غربی نمی گنجید، توجه خاصی برای منعکس ساختن آن صورت نگرفت.

روسیه ، چین و ایران به منظور نجات توافق هسته ای بین المللی که  ایالات متحده در سال 2018 به صورت یک جانبه و بدون دلیل از آن خارج شد، بارها و بارها از ایالات متحده خواستار بازگشت به قرارداد شدند. از طرف دیگر، قدرت های غربی اکنون خواستار آن هستند که نخست ایران اقدامات اخیر خود را که با توافق های هسته ای مغایرت دارند   متوقف سازد – در غیر این صورت تحریم های سختگیرانه آمریکا علیه تهران لغو نخواهد شد.

قدرتهای غربی در یک کارزار رسانه ای تازه ، بار دیگر هشدار دادند که ایران فقط چند هفته با ساخت بمب اتمی فاصله دارد ، البته  مانند همیشه بدون ارائه  هیج مدرکی برای  اثبات این مدعا. با این حال ، این دعوی چیز جدیدی نیست، زیرا از منظر کارتل های رسانه ای غربی ایران،  حد اقل از سال 2012 «نزدیک به تکمیل بمب های اتمی» بوده است. غرب اساساً می خواهد یک کارزار اطلاعاتی جدید علیه ایران آغاز کند ، تا از یک سو متحدین تهران در اوراسیا را وادار به تجدید نظر در موضع خود در مورد برجام سازد و از سوی دیگر نیروهای غربگرا در ایران را  برانگیزد تا  برای تغییر مسیر   سیاست خارجی ایران در قبال غرب پافشاری کنند.

در چنین  موقع حساسی ، رهبر ایران نامه ای به پوتین نوشت تا به شریک بزرگ خود در اوراسیا اطمینان دهد که ایران کماکان  به استراتژی خود مبنی بر  تقویت جهت گیری  به سمت شرق ادامه خواهد داد. در گذشته، روسیه و چین چندین بار از نوسان های سیاسی ایران در عرصه سیاست خارجی خود شکایت کرده بودند، وقتی که حزب دموکرات بار دیگر وارد کاخ سفید شد،  نیروهای طرفدار غرب در ایران، دوباره اختیار بیشتری برای تفسیر سیاست خارجی ایران پیدا کردند.

گفته می شود که رهبر سیاسی- مذهبی ایران  در نامه خود  به رئیس جمهور روسیه از ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه برای «موضع عادلانه» وی در مورد برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)تشکر کرده است ، به ویژه از زمانی که آمریکا به طور یکجانبه این «توافق هسته ای» را ترک کرد.

در زمان ملاقات رئیس پارلمان ایران و رئیس دومای دولتی در تاریخ 8 فوریه ، جزئیات بیشتری درباره محتوای کامل نامه ارائه نشد.گرچه اخیراً، حسین امیرعبداللهیان ، معاون وزیر امور خارجه و مشاور قالیباف رئیس پارلمان ایران، در مورد جزئیات آخرین پیام خامنه ای به رئیس جمهور روسیه که  گزارش آن  در تاریخ 11 فوریه در وبسایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی منتشر شد، به نکاتی از  محتوای این  نامه اشاره کرد.

گفته می شود  خامنه ای در نامه خود تأکید کرده است که قرن بیست و یکم «بدون شک» قرن آسیا است. امیرعبداللهیان در  گزارش خود  در باره  پیام خامنه ای به پوتین گفت: ایران در سیاست خارجی خود می خواهد شرق را به غرب و کشورهای همسایه خود را به کشورهای دوردست ترجیح دهد تا منافع ملی خود را حفظ کند.

هر تصمیمی در کاخ سفید  گرفته شود به هیچ وجه چشم انداز جمهوری اسلامی را در حفظ ، تقویت و گسترش روابط استراتژیک تهران با مسکو و پکن و چشم انداز بلند مدت جمهوری اسلامی در مورد آسیا  به عنوان بازیگر اصلی قرن حاضر را تغییر نخواهد داد. به گفته امیرعبداللهیان ، این هسته اصلی پیام خامنه ای به پوتین بوده است.

این نامه روشن می کند که سرنوشت توافق هسته ای 2015 نمی تواند بر اهداف استراتژیک و ژئو پلتیک آیران  تأثیر بگذارد.

رسانه های ایرانی اخیراً گزارشی از انعقاد قرارداد قریب الوقوع استراتژیک 25 ساله بین ایران و چین خبر داده اند. ایران و چین سالها در تلاش بوده اند تا یک توافق نامه همکاری 25 ساله برای تجارت و نظامی آماده امضا کنند. اخیرا رسانه های ایرانی گزارشی از انعقاد قرارداد قریب الوقوع 25 ساله استراتژیک بین ایران و چین منتشر کرده اند. ایران و چین سالها در تلاش بوده اند تا یک توافق نامه همکاری 25 ساله  تجاری و نظامی آماده امضا کنند.

پیش از این خطوط اصلی توافقنامه منتشر شده بود که طبق آن چین قصد دارد 400 میلیارد دلار در زیرساخت های ایران سرمایه گذاری کند. بعنوان مثال در توسعه راه ها ، راه آهن ، بنادر ، گردشگری ، صنعت نفت و گاز و سایر پروژه ها. علی خامنه ای رضایت خود را از این توافق استراتژیک در ژانویه 2016 در دیدار با رئیس جمهور چین «شی» در تهران اعلام کرد. در صورت امضای توافقنامه استراتژیک بین ایران و چین، تأثیرات تحریم های یکجانبه غرب بر سیاست و اقتصاد ایران تا حد زیادی خنثی می شود.

هر سه کشور خواستار چشم اندازی نو برای جهان هستند که در آن  نظم جدید جهانی غیر از  نظم تک قطبی جهان باشد که مانند امروز  تحت رهبری ایالات متحده آمریکا باشد. آنها دیگر نمی خواهند تسلیم نظم تحت سلطه غرب باشند، بلکه می خواهند منافع مشروع خود را در چارچوب روابط چند جانبه بیان کنند.

اززمانی  که توافق نامه هسته ای چندجانبه با ایران با خروج یک جانبه ایالات متحده آمریکا روبرو شد، جهت گیری سیاست داخلی و خارجی ایران نسبت به اوراسیا سرعت گرفت. با پیام خامنه ای برای پوتین، این سیاست در حال تبدیل شدن به یک استراتژی ایرانی است که می تواند اساساً توازن قدرت جدیدی در آسیا ایجاد کند.

https://de.rt.com/meinung/113213-post-amerika-ara-strategische-botschaft/

شلیک اخطار مسکو اتحادیه اروپا را هدف گرفت!

شلیک اخطار مسکو

اتحادیه اروپا را هدف گرفت!

 

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4,688,487

ترجمه

1234

یک  سخنگوی  کمیسیون  اتحادیه اروپا  در آغاز هفته گذشته اظهار داشت: «مناسبات سیاسی بین اتحادیه اروپا و روسیه به یک «حد اقل تاریخی» رسیده است.»

 گرچه این ارزیابی درست است، اما در عین حال در بهترین حالت نیمی از واقعیت را توصیف می کند. ژوزپ بورل، نماینده اتحادیه اروپا برای رسیدگی به امور سیاست خارجی اتحادیه، در پایان هفته گذشته بمنظورکسب آگاهی از گزینه هایی که میتواند زمینه ای برای  همکاری های آینده باشد به مسکو رفت . بویژه دولت آلمان علاقامند به این تحقیق بود زیرا برغم همه درگیری ها به حل برخی از مسائل   نظیر» نورد استریم 2 »  و  لیبی به همکاری با روسیه نیاز دارد.

 از این رو  برغم  حملات کشورهای بالتیک و بویژه  لهستان به این سفر و حمایت المان از سفر بورل به مسکو، پس ازمداکرات، رفتار لاوروف با بورل در برابر عموم تحقیر آمیز بود. افزون بر این مسکو سه دیپلمات از سه کشور غربی را نیز از روسیه اخراج کرد. روز دوشنبه پارلمان اروپا در باره این رویداد به اظهار نظرهای خشم آگین پرداخت. 

واقعیت این است که مناسبات بین بروکسل و مسکو هیچگاه تا این اندازه سخت و سرد نبوده است و این کاهش مناسبات به «حداقل تاریخی» یک پدیده ذهنی نیست، بلکه بر عکس، رویدادهای آخر هفته گذشته آغاز مرحله جدیدی در مناسبات مسکو و بروکسل است .

تا کنون چنین بود که اتحادیه اروپا – مانند غرب به طور کلی – همیشه به روسیه حمله می کرد، گاهی به دلیل سوریه، گاهی به دلیل لیبی، گاهی به دلیل ناوالنی، ولی در واقع  علت هیچ نقشی نداشت، تا این که این بار مسکو  دست به مقاومت فعال زد: درست در زمان دیدار بورل، وزارت امور خارجه روسیه  ویدئویی را منتشر کرد که در آن خشونت وحشیانه پلیس در غرب ثبت شده است. لاوروف همچنین به تحریم های مستانه بعنوان «ابزاری از گذشته استعماری» غرب حمله کرد و با اخراج دیپلمات ها نیز به روشنی نشان داد که مسکو دیگر دخالت مستقیم در امور داخلی خود را تحمل نخواهد کرد. بعبارت دیگر همکاری گزینشی، همانطور که بورل با لاوروف گفتگو کرد، تنها به شرط تحقق حداقل استانداردها – بیش از همه، با احترام به حاکمیت روسیه وجود خواهد داشت.

عکس العمل هشدار دهنده لاوروف شبیه همان عکس العمل ولادیمیر پوتین است که در اوایل سال 2007 در کنفرانس امنیتی مونیخ اعلام کرد که اگر غرب برخلاف منافع روسیه و  حق حاکمیت آن  به «انقلاب های رنگی» و جنگ علیه قوانین بین المللی ادامه دهد (یوگسلاوی ، عراق) مسکو می داند چگونه از خود دفاع کند. این مسئله در غرب جدی گرفته نمی شد تا اینکه روسیه بعد از کودتا در اوکراین کریمه را جذب کرد.

عکس العمل هشدار دهنده لاوروف شبیه همان عکس العمل ولادیمیر پوتین است که در اوایل سال 2007 در کنفرانس امنیتی اعلام کرد که اگر غرب حق حاکمیت روسیه را نادیده بگیرد و به «انقلاب های رنگی»  و جنگ علیه قوانین بین المللی ادامه دهد (یوگسلاوی ، عراق) مسکو می داند چگونه از خود دفاع کند .

پس از آن داد و فریاد بزرگی بر پا شد و غرب به تشدید درگیری با مسکو پرداخت. این بار نیز اتحادیه اروپا لگد بر زمین می کوبد و خواستار تشدید برخورد با مسکو است. اگر برلین و بروکسل این بار نیز تصمیم بگیرند که به دنبال مصالحه با مسکو نباشند، بلکه به دنبال تشدید درگیری باشند، می توان مطمئن بود که «پایین ترین سطح تاریخی» مناسبات با پایین بودن مطلق فرق دارد. به جای رقیبی که گاه گاهی می توان  با او  یک دست تخته نرد هم  بازی کرد ، می توان یک دشمن آشکار در همسایگی خود داشت .

https://www.jungewelt.de/artikel/396169.warnschuss-aus-moskau.html

برای جنگ اتمی با روسیه دمکرات ها وارد کاخ سفید شده اند!

برای جنگ اتمی با روسیه

دمکرات ها وارد کاخ سفید شده اند!

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

4,683,796

ترجمه

 

1233

تحلیلگران آمریکایی میگویند: با حمله لهستان به کالینینگراد، غرب می تواند در جنگ روسیه و ناتو پیروز شود.

بگفته تحلیلگران آمریکایی، سرنوشت جنگ همه جانبه بین روسیه و غرب با نبردهای خونین در منطقه بالتیک (کالینینگراد) مشخص می شود. آنها در تحلیل خود،  بینشی نادر از چگونگی وقوع یک جنگ جهانی جدید را ارائه می دهند.

مجله نظامی Overt Defense در اواخر ژانویه مقاله ای منتشر کرد مبنی بر این که  در صورت درگیری روسیه با کشورهای غربی، غربی ترین استان روسیه  که  محل زندگی نیم میلیون نفر است، می تواند به صحنه نبردی سنگین تبدل شود  لازم به ذکر است که مسکو در حال استقرار دهها هزار سرباز و همچنین گردان های موشک های کوتاه برُد «اسکندر» در این منطقه  است که قادر به شلیک کلاهک های اتمی به شهرهای آلمان ، لهستان و جمهوری چک هستند. حتی  در زمان زمامداری جو بایدن نیز اروپای شرقی همچنان در معرض توجه ویژه ایالات متحده آمریکا باقی مانده است.

در سال 2018، هنگامی که روسیه میزبان جام جهانی بود، یک افسر نظارت آمریکایی در مورد توانایی های هسته ای روسیه در کالینینگراد، یکی از شهرهای میزبان مسابقات، هشدار داد  فدراسیون دانشمندان آمریکایی تعدادی عکسهای ماهواره ای منتشر کرد که به اعتقاد آن دانشمندان ظرفیت بیشتری را در پناهگاه تقویت شده ای که احتمالا میتواند محل ذخیره سازی کلاهک باشد ، نشان داده است. سخنگوی آن سازمان گفت:

«این سایتی است که ما مدتی است آن را تحت نظر گرفته ایم و در گذشته بخش های بیشتری داشته است، اما هیچ چیز تا این حد چشمگیر نیست. این اولین بار است که ما یکی از پناهگاه های هسته ای را کشف می کنیم که ظاهرا بازسازی شده است. «

طبق سناریوی موسوم به «روز رستاخیز» در  جنگی  که بالا گرفته باشد، لهستان عضو ناتو باید با سرعت پای به میدان نهد و مانع زد و خورد  هسته ای گردد   بر این اساس ، 45 هزار سرباز ارتش لهستان باید بر پادگان 50 هزار نفری کالینینگراد غلبه کنند و قبل از آن که  مدافعان روس موفق  به فشار دادن دکمه بزرگ قرمزشوند ، امکانات را تحت کنترل خود در آورند.

گرچه در عمل موانع زیادی  می تواند برای اجرای این طرح وجود داشته باشد، اما در مقاله مذکورفقط یکی از مهمترین موارد برجسته شده است.  سامانه پدافند هوایی S-400 روسیه که به عنوان یکی از پیشرفته ترین سامانه های دفاعی در جهان شناخته می شود، گویا در چنین جنگی عاملی برای تهدید هواپیماهای جنگنده ناتو  نیز محسوب می شوند. از اینرو، واشنگتن حتی تلاش کرد تا اعضای بلوک نظامی  ناتو مانند ترکیه را نیز از خرید آن از مسکو منصرف کند و حتی  ترکیه را تهدید به تحریم کرد.

  Overt Defense  می نویسد بدون داشتن حاکمیت هوایی،  دشوار میتوان تصور کرد که لهستان بتواند در یک حمله برق اسای زمینی پیروز شود.

ساکنان کالینینگراد  مدتی طولانی نمی توانند خواب  راحت داشته باشند، زیرا «بر اساس تجزیه و تحلیل   OverDefense «»  نیروی هوایی لهستان در حال کار بر روی  راه حلی برای» نیروهای دفاع هوایی با فن آوری بالا است».

در این مقاله احتمال اینکه لهستان بتواند نیروهای خود را با سرعت کافی برای یک حمله پیشگیرانه بسیج کند گرچه «خوش بینانه است، اما ممکن» توصیف می شود  نویسندگان ادعا می کنند آنچه ضروری است «سرعت عمل و  غافلگیری   است» زیرا «موقعیت نیروهای مسلح لهستان ازهمان ابتدای کار موقعیت  مناسبی نیست «.

گرچه بعید به نظر می رسد که این سناریو عرق سرد بر پیشانی ژنرال های روسی بنشاند، اما در عین حال میتوان به یک سابقه تاریخی اشاره کرد. در سال 1610 نیروهای  دولت لهستان – لیتوانی، دراوج قدرت خود که سرزمینی از لیتوانی تا اوکراین کنونی را در اختیار داشت توانست  بعنوان یکی از معدود دولت های تاریخ در یک حمله زمینی مسکو را با موفقیت اشغال کند، گرچه خود در محاصره نیروهای روسیه قرار گرفت و پس از یکسال از گرسنگی از پای در امد.

https://de.rt.com/europa/112634-analysten-russland-nato-krieg-konnte/

,از کوزه بنیاد «کارنگی»رئیس جدید CIA بیرون می آید

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4,680,760

ترجمه

1232

بنیاد کارنِگی با ادعای صلح بین المللی در سال 1910 توسط «اندرو کارنِگی» غول بزرگ فولاد بنیانگذاری شد. این بنیاد در وب سایت خود نوشت، یکی از وظایف این بنیاد » تجزیه و تحلیل دقیق نیروهای اجتماعی ، اقتصادی ، امنیتی و سیاسی و  شناسائی آنها برای سپردن مشاغل کلیدی » به آنان است. سپس آنها در گام بعدی «شبکه جهانی خود را گرد هم می آورند تا زمینه کاهش یا حل تعارضات» را فراهم سازند.

این بنیاد در عرصه استقرار  صلح و حل منازعات بین المللی چنان خوب عمل می کند که اینک قرار است مدیر آن ، ویلیام جوزف برنز، رئیس جدید «سرویس اطلاعات  خارجی ایالات متحده»   CIA   شود.  جوزف بایدن ، رئیس جمهور جدید آمریكا، روز چهارشنبه وی را به عنوان نامزد این مقام معرفی كرد.  اینک  مجلس سنا باید پیشنهاد رئیس جمهور را تصویب کند.

قبل از برنز، خانم جینا هاسپل، در راس سازمان «سیا» قرار داشت که پس از11 سپتامبر  صلاحیت خود را برای کسب این مقام در شکنجه گاه های تایلند کسب کرده بود، در زندان هائی که ایجاد آن در تایلند از ابتکارات سیا  بود. روش های متداول برای «بدست آوردن اطلاعات» در آنجا از جمله عبارت بوداز: تخته آب    Waterboarding ، مانع خواب زندانی شدن و اِعمال خشونت  های جسمی محض.

با این حال ، تمایز برنز فقط به این دلیل نیست که  مدیر اتاق فکرکارنِگی  است. او از جمله در زمان ریاست جمهوری  باراک اوباما، برنده جائزه صلح نوبل، معاون وزیرخارجه اوباما بود.

ر ئیس برنز هیلاری کلینتون بود. برنز در سال 2011 از رئیسش آموخت که چگونه میتوان  کشوری آباد  را در خون   و خاکستر  تباه ساخت وهنگامی که  «صحبت از روابط بین المللی می شود» او به عنوان معاون هیلری کلینتون در گفت وگو با مجله     The Politic میگوید :» ما در مسابقه کسب محبوبیت شرکت نداریم «. قطعا همین طور است.

این همان آژانسی است که برای شکنجه ، قتل و کودتا  مجوز دارد، آژانسی که برنز ریاست آن را    بر عهده خواهد داشت تا کارش را پیوسته با رغبت برجسته سازد.

https://www.jungewelt.de/artikel/395843.denkfabrikdirektor-des-tages-william-j-burns.html