آلمان بار دیگر هوای


تسلط بر اروپا به سرش زده!

جرمان فارن پالیسی- برگردان رضا نافعی

ترجمه

1324

اتحادیه اروپا باید به یک «بازیگر ژئوپلیتیک» تبدیل شود تا در داخل «صف ها را متراکم کند» و نظامی شدن خود را تسریع.

این چکیده نظر صدراعظم آلمان «اولاف شولتز» در مقاله ایست که با نام خود وی در روزنامه  فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ منتشر شده است.

شولز «پیشنهادهای مشخص» را برای ماه های آینده اعلام کرده است و در حال حاضر بر لغو حق وتو در سیاست خارجی تاکید دارد که کشورهای کوچکتر می توانند از آن برای محافظت از منافع کلیدی خود در برابر فشارهای کشورهای قدرتمند عضو استفاده کنند. لارس کلینگ بیل، رئیس حزب (حزب سوسیال دموکرات آلمان)SPD اخیراً بیانیه مشابهی را منتشر کرده است. رئیس حزب سوسیال دموکرات خواستار این شد که آلمان «پس از تقریباً 80 سال» «چشم پوشی» اینک «حق تبدیل شدن به یک قدرت هدایت کننده» را داشته باشد. این امر مستلزم تصمیم گیری های سخت از سوی برلین است. کلینگ بیل خواستار تسلیح مجدد و گسترده بوندسوهر( ارتش آلمان) شد. شولز و کلینگ بیل هر دو نگران این هستند که کشورهای در حال توسعه  و نوظهور به طور فزاینده ای از پیروی از غرب قدیمی(کشورهای استعمارگر اروپائی.م) خودداری کنند. این فراخوان برای فعالیت های «ژئوپلیتیکی» آینده در زمانی مطرح می شود که فقر در اتحادیه اروپا رو به افزایش است.

برلین/بروکسل (گزارش مستقل) – اتحادیه اروپا قرار است به یک «بازیگر ژئوپلیتیک» تبدیل شود و در  عرصه  داخلی «همبستگی های درونی را بیشتر تحکیم بخشد» و نظامی شدن خود را تسریع کند. صدراعظم اولاف شولتز در مقاله ای با امضای  خود که در روزنامه فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ منتشر کرد خواستار تحقق این امور شده است. شولز «پیشنهادهای مشخص» را برای ماه های آینده اعلام کرده است و در حال حاضر بر لغو حق وتو در سیاست خارجی تاکید میورزد که  کشورهای کوچکتر می توانند  با استفاده از آن  از منافع کلیدی خود  در برابر فشارهای کشورهای قدرتمند عضو دفاع  کنند. لارس کلینگ بیل، رئیس SPD حزب سوسیال دموکرات آلمان  اخیراً در بیانیه مشابهی  همین نکات را  بیان کرده است. رئیس حزب سوسیال دموکرات خواستار این شده  که آلمان «پس از تقریباً 80 سال» «چشمپوشی» از «حق خود برای  تبدیل شدن خود به یک قدرت رهبری کننده» اینک از این حق  برخوردار شود. این امر مستلزم تصمیم گیری های دشوار از سوی برلین است. آخرین ،خواست با اهمیت  کلینگ بیل تسلیح مجدد و گسترده   ارتش آلمان بود که (بوندسور) خوانده میشود.

شولز و کلینگ بیل هر دو نگران این هستند که کشورهای در حال توسعه و نوظهور که در حال  توسعه سیاست های خود هستند  به طور فزاینده ای از پیروی از غرب قدیمی خودداری  کنند. این فراخوان برای فعالیت های «ژئوپلیتیکی» آینده در زمانی مطرح می شود که فقر در اتحادیه اروپا رو به افزایش است.

زبان قدرت

صدراعظم اولاف شولتز با این درخواست که اتحادیه اروپا باید «به یک بازیگر ژئوپلیتیک تبدیل شود»، اظهارات مشابهی را که در سال های اخیر توسط سیاستمداران برجسته برلین بیان شده بود، پیگیری کرد. به عنوان مثال، وزیر امور خارجه وقت، زیگمار گابریل، در دسامبر 2017 شکایت کرد که اتحادیه اروپا هنوز «یک «عدد»(بازیگر) واقعی در جهان» نیست: «دستی در بازی قدرت ندارد». بنابراین «فوریت» بیشتر است که «اروپا به فکر منافع خود باشد و قدرت خلاقه خود را توسعه دهد».[2] گابریل توضیح داد: اگر «تفکر سیاسی-استراتژیک» در آینده به برلین و بروکسل راه پیدا کند، «آنگاه مسائل قدرت مطرح خواهد شد.» در فوریه 2018، او بعنوان وزیر بار دیگر تاکید کرد که اتحادیه اروپا به «یک پروژه مشترک قدرت مشترک در جهان» – از جمله نظامی – نیاز دارد: » ما به عنوان تنها گیاهخوار، در دنیای گوشتخواران روزگار سختی خواهیم داشت.»[3] در نوامبر 2019. اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا نیز برای اتحادیه اروپا ، از یک سو، خواستار ایجاد «عضله  در سیاست امنیتی» و از سوی دیگر، با توجه به «منافع خارجی اروپا» خواستار استراتژیک تر شدن گشت و گفت : «اروپا باید: «زبان قدرت را بیاموزد».[4

صدراعظم شولز برای اینکه نهایتا اتحادیه اروپا به عنوان یک «بازیگر ژئوپلیتیک» جائی شایسته کسب کند ، خواستار «وحدت» سیاسی است: «اختلاف دائمی، اختلاف نظر دائمی بین کشورهای عضو ما را تضعیف می کند.» بنابراین، «انسداد خودخواهانه تصمیمات اروپایی توسط تک تک کشورهای عضو» باید به پایان برسد». اتحادیه اروپا به حمله روسیه به اوکراین «با عزم و اتحاد بی سابقه» پاسخ داد. این را اکنون باید ادامه داد. اکنون باید بجای بحث های بی پایان به «تحکیم صفوف خود » در زمینه های «ساخت دفاع اروپایی» یا «در مورد حاکمیت تکنولوژیک»بپردازیم. شولتز اعلام می‌کند: «آلمان در ماه‌های آینده پیشنهادهای ملموسی در این زمینه ارائه خواهد کرد.» در اولین گام، صدراعظم درخواستی را مطرح می‌کند که سال‌ها توسط سیاستمداران خارجی آلمان تکرار شده است: حق وتو در سیاست خارجی باید پایان یابد. حقی که امروزه در اختیار اعضای اتحادیه اروپا قرار می گیرد تا در صورت لزوم، کشورهای کوچکتر نیز بتوانند از منافع مرکزی در برابر فشارهای کشورهای عضو قدرتمند محافظت کنند. شولز می‌نویسد: «اگر می‌خواهیم در دنیای قدرت‌های بزرگ که رقیب هستند گوش شنوا پیدا کنیم ، دیگر نمی‌توانیم وتوی ملی را تحمل کنیم.»[5

لارس کلینگ بیل، رئیس(حزب سوسیال دمکرات آلمان) SPD اخیراً خواستار لغو حق وتو شد، و در سخنرانی در 21 ژوئن گفت که چون اتحادیه اروپا «باید بتواند» «سریع عمل کند» و «اصل اتفاق آرا را لغو کند، مثلاً در سیاست خارجی یا در سیاست مالی ».[6] از دیدگاه برلین، این امر محوری است: «آلمان تنها زمانی می‌تواند قوی باشد که اروپا قوی باشد.» بنابراین، جمهوری فدرال باید «به عنوان یک قدرت پیشرو… به طور گسترده یک اروپای مستقل را تبلیغ کند». آلمان «پس از تقریبا 80 سال سکوت… نقشی در سیستم مختصات بین المللی» دارد. جمهوری فدرال اکنون «بیشتر و بیشتر در کانون توجه قرار دارد»: «ما باید این انتظارات را برآورده کنیم.» رئیس SPD خواست: «آلمان باید ادعا کند که یک قدرت پیشرو است.» با این حال، این «نقش جدید به عنوان یک قدرت پیشرو» به جمهوری فدرالی نیاز دارد که «تصمیمات سخت ـ چه مالی و چه سیاسی» اتخاذ کند: «ما باید ساختارها را تغییر دهیم، و همچنین در مورد بودجه مذاکره مجدد کنیم.» به ویژه ارتش باید تقویت شود. به عنوان مثال با 100 میلیارد یورو «صندوق ویژه» توسط دولت شولز. کلینگ بیل، که نظامی‌سازی تسریع‌شده را یک «سیاست صلح» اعلام می‌کند، می‌گوید: «نیروی نظامی باید به عنوان یک ابزار سیاسی مشروع تلقی شود.

کلینگ بیل و شولز از این واقعیت بسیار نگران هستند که کشورهای در حال توسعه و نوظهور از غرب قدیم (منظور غرب استعمارگر است .م)فراتر می روند به طور فزاینده ای از پیروی از آن امتناع می کنند. در حال حاضر، این امر به ویژه در مورد جنگ قدرت بین غرب و مسکو که در آن کشورهای آفریقا، آمریکای لاتین و تقریباً تمام آسیا با وجود فشار شدید غرب از اتخاذ سیاست تحریم علیه روسیه خودداری می‌کنند، صادق است. 7] شولز اصرار دارد که «جنوب جهانی» را نزدیک به غرب پیوند دهد. برای انجام این کار، باید «به وعده های خود به این کشورها عمل کنیم» و «از استانداردهای دوگانه پرهیز کنیم». البته تقاضا برای اعمال تدابیر تنبیهی علیه روسیه مبتنی بر استانداردهای دوگانه است – به هر حال، زمانی که غرب جنگ های تجاوزکارانه را به راه انداخت (یوگسلاوی 1999، عراق 2003، لیبی 2011)، هرگز صحبتی از تحریم علیه متجاوزان به میان نیامد. شولز به منظور پیوند نزدیک‌تر جنوب جهانی با غرب، به طور خاص «یک همکاری جهانی جدید بین دموکراسی‌ها» – «فراتر از غرب کلاسیک» را پیشنهاد می‌کند. پروژه شولز شبیه به اجلاس سران برای دموکراسی است که توسط جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده در دسامبر سال گذشته برگزار شد. «اجلاس سران دموکراسی» هیچ نتیجه ملموسی به همراه نداشت.

 تقاضا برای تبدیل اتحادیه اروپا به یک «بازیگر ژئوپلیتیک» با آلمان به عنوان «قدرت هدایت کننده» در زمانی مطرح می‌شود که سیاست تحریم‌های غرب در جنگ قدرت علیه روسیه قیمت‌های انرژی و مواد غذایی را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد و تهدید می‌کند که منجر به فقیر شدن گسترده شود. رابرت هابک، وزیر اقتصاد اخیرا هشدار داد که تشدید بحران «آلمان را در معرض آزمایش قرار خواهد داد» و «همبستگی اجتماعی را تا حد نهایی – و احتمالا فراتر از آن» تحت فشار قرار خواهد داد.[8] تنها راه نجات، تغییر تشدید مداوم جنگ قدرت علیه روسیه به تنش زدایی و یافتن یک راه حل مذاکره برای جنگ اوکراین خواهد بود. دولت فدرال برای این کار آماده نیست. صدراعظم شولز اعلام کرد: «ما به توانی برای مقاومتی دراز مدت نیاز داریم .»

https://www.german-foreign-policy.com/news/detail/8981

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: