بایگانی نویسنده: aayande

خاکریز عراق و لبنان از ایران گرفته خواهد شد؟

خاکریز عراق و لبنان

از ایران گرفته خواهد شد؟

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

امار سایت تا کنون 4،481،509

ترجمه 1163

جنگ سوریه رو به اتمام میرود، هم از لحاظ  نظامی  و هم سیاسی. ولی آن نیروهائی که این کشور را به آتش کشیدند، همچنان لبنان و عراق را فرصتی برای تحقق اهداف خود می دانند. در این دو کشور نیز چون سوریه  آنها که بهای این نقشه ها را باید بپردازند مردم هستند.

اعتراضات در لبنان و عراق نیز  به طور فزاینده ای مانند سوریه  جنبه فرقه ای پیدا می کند. در هر دو کشور، میان سنی ها و شعیان (در لبنان مسیحیان نیز بر آنها افزوده میشوند)  آرامشی همراه با تنش حکمفرما بود که گهگاه به خشونت می انجامید.

 درحالی که در لبنان ، پیمان طائف به جنگ داخلی خونین در سال 1989 پایان داد و مشارکت سیاسی همه فرقه ها را تضمین کرد ، حمله آمریکا به عراق در سال 2003 بود که صدام حسین را سرنگون ساخت و برخلاف آنچه که در برنامه نبود راه را برای شیعیان هموار ساخت.

در سال 2006 هنگامی  که سنی ها  در صدد برآمدند جلوی دیکتاتوری فرضی شیعه را بگیرند، این خشونت ها به اوج رسید که حاصل آن یک حمام خون بود که تصویر بغداد را بکلی تغییر داد. یک سال بعد در لبنان نیز در پی درگیری سنی ها و شیعیان فوران خون و خونریزی میدان درگیری را فراگرفت  تا این که سرانجام حزب الله توانست جلو حمله ای را که سازمان افراطی سنی موسوم به فتح اسلام آغاز کرد بگیرد.

این دو رویداد سبب شد تا نفوذ ایران بشدت فزونی یابد ولی ایالات متحده، عربستان سعودی و اسرائیل بشدت از نتیجه ای که ببار آمده بود ناراضی بودند.

 درگیری مستقیم بین اسرائیل و حزب الله در تابستان سال 2006 نیز، از منظر برخی از کشورها از جمله آلمان به نتیجه مطلوب نرسید. نیروهائی که برغم تلاشهای خود به نتایج مطلوب نرسیده بودند، آغاز اعتراضات در سوریه را فرصتی مطلوب برای تغییر نظام در سوریه دانستند. سقوط دمشق سبب می شد تا رابطه ایران با حزب الله نیز قطع شود.

این امر نه تنها به تضعیف » حزب الله» می انجامید، بلکه به سود اسرائیل و اتحاد 14 مارس به پشتیبانی عربستان سعودی تمام می شد و دامنه نفوذ ایران  را نیز پس می راند.

برای دستیابی به این هدف ، کشورهایی که مرتباً از ارزش های ادعایی خود دم می زنند ، به پشتیبانی  از سبع ترین افراطگرایانی  پرداختند که  برای مردم سوریه  درد و رنج  به ارمغان آوردند و میلیون ها نفر به فرار از وطن و روی آوردن به آوارگی مجبور ساختند.

واشنگتن، لندن ، پاریس و برلین پذیرفته بودند که سوریه که زمانی نظامی سکولار داشت به چنگ اسلامگرایان سلفی بیفتد، تا آن کشورها بتوانند به منافع خود دست یابند. آنها برای رسیدن به این هدف پول و سلاحهای فراوان در اختیار آن گروه های سلفی گذاشتند. ترکیه عضو ناتو هم در صف اول این غوغای خونین ایفای نقش می کرد و تبدیل شد به سینی دوار جهادگرایان بین المللی.

در همین گیر و دار موج اعتراضات نخست در عراق  و در ماه اکتبر در لبنان فرصتی شد برای برخی از کشور ها که نمی توانند شکست خود را در سوریه هضم کنند تا با گسترش جنگ نیابتی به مناطقی دیگر با ایران درگیر شوند.

گرچه آنچه روی می دهد الزاما به این معنی نیست، و حتی بعید بنظر می رسد، که استراتژی بکار رفته در سوریه  دوباره بکار گرفته شود. با این حال ، در حال حاضر نشانه هایی به چشم می خورد حاکی از این تلاش که  اعتراضات را از مطالبات اصلی (فساد ، سوء مدیریت ، سوء استفاده از قدرت) منحرف سازد و آنها را به سنگرهای فرقه ای قدیمی – سنی ها علیه شیعیان – هدایت کند و ایران را به عنوان حامی شیعیان عراق در برابر سنی ها قرار دهد.

تهران به عنوان نیرویی به تصویر کشیده شده است که گویا کنترل کامل گروه های شیعه مانند حزب الله در لبنان ، حشد شعبی («بسیج مردمی») در عراق یا حوثی ها در یمن را در دست دارد.

طبق این منطق کسی که بخواهد ایران را تضعیف کند باید » نماینده » آن را تضعیف کند. این استدلال ساده یک ضعف اساسی  دارد : و آن این است که  با واقعیت ارتباطی ندارد و پویائی خاص کشور و تاریخ گروهبندی های مربوطه را نادیده می گیرد.   این بدان معنا نیست که ایران هیچ تاثیری ندارد ، اما این تأثیر با کنترل کامل یکسان نیست. در لبنان ، تقریباً تمام رسانه های غربی از توازن پیچیده قدرت بین سنی ها ، شیعیان ، دروزی ها و مسیحیان و همچنین سیستم پاتریارشال (پدر سالاری) حاکم بر سیاست غافل می شوند.

هر وزیری پایگاه قدرت کوچک خود و نیروهای امنیتی و حامیان مربوط به خود را دارد ، به همین دلیل است که این اعتراضات بی دلیل نیستند،  اعتراض ها از جمله علیه این ساختار است.

یک طرح اصلاحی برای بهبود بخشیدن به روند انتخابات که مورد حمایت رای دهندگان قرار گرفت ، در نهایت به دلیل مخالفت سمیرجعجع ، رئیس حزب راستگرای مسیحی «نیروهای لبنان» ، و پاتریارشال مارونی بشاره بطرس الراعی ، شکست خورد.

روند اصلاحات آغاز شده توسط نخست وزیر سعد حریری پس از شروع اعتراضات درست بود ، اما هم خیلی کم بود و هم خیلی دیر.

وزیر امور خارجه امریکا مایك پومپئو تأكید كرد كه آمریكا علاقه ای به تقویت پارلمان ندارد و خواستار تشکیل «فوری» دولت جدید است..

با این حال ، در خود لبنان ، دولتی که  تحت رهبری تکنوکراتی قراردارد که بطور  موقت از طرف پارلمان منصوب شده است ، انجام  انتخابات پیش از موقع مقرر را ترجیح داد .

حکومتی که مانند دولت مستعفی  سعد حریری ، کاملاً همراه با خط  مشی سیاسی   آمریکا و عربستان سعودی  و مخالف جدی رقیب سیاسی خود حزب الله باشد ، همان چیزی است که واشنگتن و ریاض در پی دست یافتن به آن هستند.

ولی برای رسیدن به این هدف ایران باید سپر بلا بشود تا  وقایع گوناگون در ارتباط با تظاهرات را به گردنش بگذارند.

پایگاه خبری  الحدیث متعلق به عربستان سعودی  نشان می دهد که چنین کاری چگونه میتواند عملی بشود. این پایگاه خبری  دختر تظاهر کننده را نشان می دهد که روی پرچمش نوشته است :» لبنان ، عراق و یمن عربی هستند، نه ایرانی». البته بعدا معلوم شد آن تصویر ساختگی و  تقلبی است. در عکس واقعی چنین مطلبی روی پرچم نوشته نشده بود.

همین مورد را می توان در عراق مشاهده کرد.  در آنجا نیز، اعتراضات ابتدا علیه فساد و ترکیب فرقه ای کابینه نخست وزیر عادل عبد المهدی انجام شد، تظاهرکنندگان او را به استعفا فراخواندند. در برخی از مناطق نیز تظاهراتی علیه ایران و نفوذی که ادعا می شود بر دولت بغداد دارد، صورت گرفت. مهدی قول داد دست به اصلاحات بزند و وزرای کابینه را از افراد بی طرف انتخاب کند.

روز های آینده روشن خواهند ساخت که آیا این ها کافی خواهند بود یا او نیز باید به همان راهی برود که همکارش در بیروت رفت.

در حالی که اعتراضات در لبنان تا کنون تا حد زیادی صلح آمیز باقی مانده است ، اما در عراق  از ابتدای اکتبر تا کنون  بیش از 250 نفر کشته شده اند.

بسیاری از آنها در اثر شلیک های هدفمند توسط تک تیراندازها و با گلوله های نیروهای امنیتی جان باخته اند.  با این حال ، دولت در بغداد انکار می کند که نیروهای امنیتی تحت کنترل دولت در این تیراندازی ها دست داشته اند.

به سرعت شایع شد که ممکن است این افراد مبارزان ایرانی سپاه قدس باشند.  فرمانده آنها ، سرلشکر قاسم سلیمانی ، در روز دوم اعتراضات در بغداد دیده شده بود. در شهر کربلا بنرهای زیادی دیده شد ، که علیه «بعثی ها» بودند

از زمانی که عراق توسط ایالات متحده اشغال شد، حزب بعث که صدام حسین در راس آن قرار داشت به زیر زمین رانده شد، از آنجا بود که آن حزب  راه را برای پیروزی نهایی  داعش هموار کرد . بسیاری از افسران ارشد سابق ارتش عراق هدایت حملات داعش را به عهده داشتند.

آنچه قابل توجه است  این است که در هر دو کشور – لبنان و عراق – از ایران و نفوذ آن نام برده می شود ، ولی  از نقش عربستان سعودی (به ویژه در لبنان) و ایالات متحده اصلا سخنی به میان نمی آید.   در عین حال  نیروهایی هستند که اشتیاق خاصی برای پخش این تفسیر دارند که چون ایران از تظاهرات بیشترین زیان را می بیند پس ممکن است تمایل به مداخله فعال داشته باشد.

در حالی که این ایران نیست که می تواند زیان بسیار ببیند. بیشترین زیان نصیب مردم عراق و لبنان میشود  که در واقع علیه فساد ، سوء مدیریت و نژادپرستی به خیابان ها رفته اند.

https://deutsch.rt.com/meinung/94240-im-libanon-und-im-irak-wird-der-syrienkrieg-fortgesetzt/

 

اروپای غیر متحد را کدام کشور رهبری خواهد کرد؟

اروپای غیر متحد را

کدام کشور رهبری خواهد کرد؟

 

 

راشا تو دی  ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،478،540

 

ترجمه1162

 

روز دوشنبه «فوروم سیاست امنیتی آلمان» برپا شد. این شکل از گردهمائی را » آکادمی امور امنیتی فدرال» در سال 2013 برای رایزنی و گفتگو در باره مسائل مورد نظر انتخاب کرد. پرسش مطروحه برای  مجمع کنونی این بود:

» در نظام نوین جهانی – جایگاه آلمان و جایگاه اروپا کجاست؟»

«اکهارد بروزه»، رئیس آکادمی فدرال، به دیپلمات های داخلی و خارجی، کارشناسان، آکادمیسین ها و روزنامه نگارانی که در اداره مطبوعات و اطلاعات دولت فدرال آلمان حضور یافته بودند خوش آمد گفت.

او به اختصار به چند موضوع مهم بین المللی اشاره کرد و گفت موضوع اصلی مطروحه در فوروم «توانائیِ آلمان برای عمل» است. او اشاره کرد که چین در شرق نیرو گرد می اورد و  در جهان میجوید.

پوتین رئیس جمهور روسیه و رجب طیب  اردوغان نخست وزیر ترکیه مردان نیرومند و نوین اروپا هستند.

 از منظر آلمان فدرال این تحولات تهدید آمیز هستند و پاسخی که سیاست آلمان به ان می دهد اینست که «اروپا» باید این تهدید را باید جدی بگیرد نه فقط اتحادیه اروپا. این دو از هم جدا هستند و نباید یکی گرفته شود.

 آنگاه » بروزه» رئیس آکادمی این پرسش را مطرح می سازد که آ یا حاصل این سیاست واقعا یک راهبرد ( استراتژی) قانع کننده است؟

رئیس آکادمی سخنران اصلی پیش از ظهر را معرفی می کند و رشته کلام را بدست او می سپارد:

Jean Asselborn ،  وزیر خارجه لوکزمبورگ، در سخنان خود  توضیحاتی داد مبنی بر این که آن اصولی که در عرصه حقوق بین المللی مدتی طولانی تضمین شده تلقی می شدند، بویژه توسط بازیگران خودکامه مورد سوء استفاده قرار می گیرند. ولی او ماهرانه این موضوع را مسکوت گذاشت  که در سال  های  1990 کشورهای غربی بودند که اصول حقوق بین الملل  را در یوگسلاوی بارها و بارها  زیر پا نهادند و در سال 2011 نیز( بازهم غربی ها) آن حقوق را مجددا لگد مال کردند.  این بار در لیبی.

البته هنوز از دورانی که در کودکی در کودکستان بودیم،  بیاد داریم که همیشه دیگرانند که مقصر هستند.

آسلبورن علیرغم دیدگاه نسبتاً یکطرفه خود از ارزیابی  وقایع پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، خواستار «چند جانبه گرایی» (مولتی لاترالیسم ) شد و گفت  اتحادیه اروپا نیز برای حل » مسائل جهانی » به راه حل های جمعی» نیاز مند است.

با این حال، این مرد محترم، برغم این روشن بینی کوتاه عمر که بیش از چند لحظه دوام نیاورد، بلافاصله در جلد شهسواری فرو رفت که باید  حافظ » ارزش های غربی» بماند  و گفت: » الگوی اروپائی بین الملل کشورهای حق مدار » جهان را منور کرده است.

صرف نظر از این که در حقوق بین الملل هیچ معادلی برای » انترناسیونال کشورهای حق مدار» وجود ندارد. بیان چنین  سخنانِ احساساتیِ بی پر و پایه نشان می دهد که برخی از نمایندگان غرب به چه روزی افتاده اند و چقدر از واقعیات پرت هستند.

کشورهای غربی، پس از قرن ها استثمار  و استعمار و فضل فروشی های ارزان، دیگرنزد کشورهای اسیا،افریقا،امریکای لاتین و همچنین در جنوب و شرق اروپا حیثیتی ندارند و روز به روز هم بی اعتبار تر می شوند.

واقعیات درست عکس این دعاوی را نشان می دهد، این کشورها برای توسعه خود با کششی فزاینده به الگو های دیگری روی آورده اند، مانند نمونه هایی که   جمهوری خلق چین دنبال کرده و عرضه می دارد،  جهان از این نظر نیز چند قطبی شده است.

در عین حال آسلبورن   فوراً روشن كرد كه منظور از آرمان »  بین الملل کشور های حق مدار» چیست و این آرمان   در خدمت کیست و چرا  اتحادیه اروپا از آن حمایت می كند  ( ناگفته نماند که احتمالا جلیقه زردها هم گفتنی های فراوان از چند و چون آن » آرمان » دارند) .

او گفت نباید اجازه داد این تصویر از درون اتحادیه اروپا خدشه دار شود .  این  سخن او بطور غیر مستقیم خطاب به  دو دولت مجارستان و لهستان بود.

وی یک بار دیگر بین «خودکامه ها» تمایز قائل شد: گروهی که  مستقیماً نظام سازمان ملل را زیر سوال می برند و گروهی   که به گفته وی مستقیماً علیه سازمان ملل عمل نمی کنند بلکه «پیشرفته ترین» آرمان های بین المللی را مسدود می سازند – خواننده منتقد می داند که این کشورها که مورد نظر آقای اسلبورن هستند  در کدام بخش  از کره زمین قرار دارند .

وزیر خارجه لوکزمبورگ گفت که نه جهان تک قطبی و نه جهان دوقطبی هیچکدام قادر به تحقق بخشیدن به  وعده های منشور سازمان ملل نیستند.

افزون بر این  وی با اشاره به اعتراض های خواستاران حفظ محیط زیست گفت  رشد نا محدود در سیاره ای با منابع محدود ممکن نیست.

 وی همچنین در مورد واکنش های «پوپولیستی» نسبت به موج مهاجرت اخیر هشدار داد.   بین این دو پدیده نیز تعامل  وجود دارد یعنی: تغییر اوضاع منجر به ایجاد موج جدید مهاجرت می شود که  آن نیز به نوبه خود مشکلات امنیتی  پدید می آورد.

 سیاستمدار بلند مرتبه لوکزمبورگی هشدار داد که اگر قرارداد   New-STARTتمدید نشود امنیت اروپا در خطر است. ولی این سیاستمدار والا مقام در منعکس کردن واقعیت دقت چندانی بکار نبرد و مدعی شد که گویا هم روسیه و هم امریکا از  قرارداد INFخارج شده اند. در حالی که واقعیت غیر از این است و کاملا روشن است  آن دولتی که یک طرفه از قرارداد INFخارج شدامریکا بود. در اکتبر سال پیش دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، اعلام کرد که قصد دارد از قرارداد خارج شود و 4 ماه بعد، در آغاز  فوریه سال جاری از قرارداد خارج شد. واشنگتن به پیشنهادهای مختلف روسیه برای انجام بازرسی های فنی برای رفع نگرانی های ایالات متحده در مورد برخی از سیستم های تسلیحاتی روسیه پاسخ نداد. در حالی که ایالات متحده با جدیت برای خروج از قرارداد INF  تلاش می کرد ، روسها سعی کردند قرارداد را نجات دهند.اینها هستند  واقعیت ها.

از آنجا که شرکای سهیم در  اتحادیه اروپا بگونه ای  فزاینده ای از چند جانبه گرایی دور می شوند ، «اروپایی ها» باید سرنوشت خود را خود به دست گیرند. اتحادیه اروپا باید فعالیت های سیاست خارجی خود را افزایش دهد. همچنین ، «همبستگی و وفاداری (!)» کشورهای عضو اتحادیه اروپا باید تضمین شود. این امر باعث می شود تا در آینده برای اتخاذ تصمیم  در باره  سیاست خارجی   دیگر به کسب اتفاق آراء نیاز نباشد، بلکه برای اتخاذ تصمیم فقط   کسب  اکثریت  آراء کافی باشد.

این اقدام برای کاستن از میزان نفوذ کشوری چون چین در اتحادیه اروپا ضروری بود. زیرا چین دست به سرمایه گذاری های بزرگی در کشورهای جنوبی و شرقی اروپا زده است.

وزیر خارجه لوکزامبورگ به صراحت اعلام کرد که  عملیات نظامی ترکیه در شمال سوریه ناقض قوانین بین المللی هستند و گفت که حمله ترکیه تجاوز به حقوق بین المللی است. ولی او این واقعیت را نیز مسکوت گذاشت که فرانسه و انگلستان، کشورهای عضو اتحادیه اروپا،  نیز مانند دیگر شرکای امریکا در اتحادیه نظامی ناتو  با فعالیت های نظامی خود  در سوریه حقوق بین الملل را نقض کرده اند.

پس از سخنرانی آسلبورن نخستین کسی که پشت میز خطابه قرارگرفت  خانم «دانیلا شوارتسر» مدیر شورای روابط خارجی آلمان» (DGAP) بود.

بنابه گفته او رشد اقتصادی و سیاسی آسیا در نهاد های بین المللی بازتاب شایسته نیافته است.

امروز در چین موسسات جدید و جایگزین ایجاد می شوند، مانند » بانک سرمایه گذاری زیر بنائی آسیا» (AIIB)  و موسسات قدیمی را زیر سوال می برند. تفاوت اساسی بین موسسات قدیمی که عمدتا غربی  هستند – سیستم برتون وودز (مانند بانک جهانی و صندوق پول جهانی)- با موسسات جدید چینی در این است که این موسسات چینی   دادن وام را مشروط به پذیرفتن شرائط ویژه از سوی وام گیرنده نمی سازند.

بنا به گفته مدیر DGAP «مدل چین با مدل غربی در تضادی آشکار» قراردارد. پکن در افریقا حضوری قدرتمند دارد و بر کشورهای عضو اتحادیه اروپا تاثیر می گذارد. با این وجود ، وابستگی متقابل با چین وجود دارد ، ودر  بعضی از موارد نیز وام  دهنده و وام گیرنده اشتراک منافع دارند.

اگر ظواهر را در نظر گیریم تاکید اتحادیه اروپا و چین بر چند جانبه گرائی، مثبت جلوه می کند. اما استانداردهای  چین با استاندارد های اتحادیه اروپا اساسا متفاوت است.

از طرف دیگر، گر چه تأکیدِ موازی چین و اروپا  بر چند جانبه گرایی  مثبت است ، اما چین اساساً استانداردهای متفاوتی نسبت به اتحادیه اروپا دارد. اما وضعیت هنگامی بویژه پیچیده می شود که میبینیم  ایالات متحده دربسیاری از مسائل مطروحه برای اروپا کنار گذاشته می شود. خانم شوارتسر بعدا در سخنان خود به این نکته اشاره کرد که لفاظی های  ماکرون رئیس جمهور فرانسه به هواداری از روسیه(  البته  بنظر نخبگان غربی چنین می آید) مسئله ساز است. او گفت در مورد سیاست برخورد با روسیه باید میان فرانسه و آلمان توافق وجود داشته باشد.   نمیتوان از دو خط مشی پیروی کرد. مدیر DGAP همچنین اظهار داشت كه جدا كردن اتحادیه اروپا از آمریكا واقعگرایانه نیست.

استقلال اتحادیه اروپا حداکثر به عنوان یک هدف بلند مدت قابل تصور است.

 فریتس فِلگنتروی، (Fritz Felgentreu) سخنگوی حزب سوسیال دموکرات المان در امور خارجه و سیاست های امنیتی ، در باره بسیاری از موضوعاتی که  خانم شوارتسر به آنها اشاره کرده بود سخن گفت.

او گفت قدرت اتحادیه اروپا باید گسترش یابد . به گفته «فلگنتروی»، دیگر کسی نمی تواند فقط به آمریکایی ها اعتماد کند ، افزون بر این بر اتحادیه اروپا وحدت نظر حاکم نیست. او یاد آور شد که در دهه های  هفتاد و هشتاد از شدت جنگ سرد کاسته شد.

با این حال ، دلیل این که تغییر وضع  به آن صورت ممکن شد این بود که غرب با قاطعیت به میدان   عمل آمده بود و قبلا  پایه های قدرت را محکم کرده بود.

«فلگن تروی» هنگام بحث گفت اتحادیه اروپا از منظر تئوری می تواند قطبی در جهان چند قطبی باشد، ولی برای   چنین کاری هم ضعیف است و هم نامتمرکز.

اتحادیه اروپا در موقعیتی قرارندارد که  بتواند در عرصه سیاست جهانی از خود چهره ای مستقل ارائه دهد، و بجای آن بیشتر  جانب ایالات متحده امریکا را نگاه می دارد.

 » مارکوس کربر» معاون وزارت کشور آلمان از پایان » جهان فوکویاما» سخن به میان آورد. او گفت نقش ایالات متحده تغییر می کند.

«عقب نشیی»  ایالات متخده از نقشی که در عرصه بین المللی ایفا می کرد از سال 1971 با باصطلاح شوک نیکسون آغاز شد، از آن  هنگام که پرزیدنت نیکسون ناگهان بخشی  از سیستم برتون وودز را که از پایان جنگ جهانی دوم وجود داشت رها و اعلام کرد از این پس دیگر دلار امریکا در عرصه بین المللی   مستقیما قابل تبدیل به طلا نخواهد بود.

البته نکته ای که از نظر  پرزیدنت نیکسون مکتوم ماند  و » عقب نشینی» ایالات متحده از نقش رهبری جهان را گامی خیرخواهانه نامید این بود که این اقدام در واقع تلاش چندین و چند باره نخبگان ایالات متحده برای حفظ  و تداوم  تسلط امریکا بر جهان  تحت شرائط تغییر یافتۀ  پس از جنگ بود.

موضوعی که  از سالها پیش مورد مداقه ، بحث و راهجوئی طراحان استراتژی امریکا قرار دارد این پرسش است که چگونه می توان مانع آن شد که دولتی دیگر جای ایالات متحده را به عنوان قدرتمندترین کشور بگیرد.

تعداد کسانی که طرفدار خروج واقعی امریکا  از سیاست بین الملل هستند اندک است. حتی دونالد ترامپ – با وجود لفاظی های که می کند – واقعاً قصد کاهش هژمونی آمریکا را ندارد. دلیل ان هم تمایل او به بر پا کردن جنگهای اقتصادی و تحریم  ها و مجازات کشورهای سرکش است. بویژه تلاش او برای تحت فشار قراردادن چین و صدمه زدن به آن چنان آشکار است که نیازی به اثبات ندارد..

تفاوت او با دیگران در این است که او برای حفظ هژمونی امریکا از ابزار دیگری استفاده می کند.

البته با توجه به اینکه در دهه های اخیر تعادل واقعی قدرت در سیاست بین المللی بگونه ای چشمگیر تغییر یافته ایالات متحده نیز بگونه ای فزاینده مجبور به تحمل شکست و قبول مصالحه شده است. کربر معتقد است از بحران بزرگ اقتصادی سال 2007 به اینسو در سیاست غربی تجدید نظر صورت گرفته است. اجماع نوین در جامعه سرمایه داری غرب این است که بازارها را باید تنظیم کرد در غیر اینصورت بیم آن میرود که دست به تخریب خود بزنند.

اتحادیه اروپا برای این که فعال بماند باید تن به رهبری  دو یا سه قدرت متنفذ و خیرخواه بدهد. ایجاد «ثبات» از مراکش تا ایران بسود اروپاست.

وقتی صحبت از روسیه شد ، بیشتر حاضران در فوروم  ، با روایت غربی ها موافق بودند که روس ها از جنگ ترکیبی استفاده می کنند و  کسانی را مامور می کنند که در کشورهای غربی دست به قتل های سیاسی بزنند.

بنظر می رسد نخبگان عرصۀ سیاست خارجی در اتحادیه اروپا  هنوز نتوانسته اند با خود برخوردی انتقادی کنند و خود را از اوراد گمراه سازندۀ لیبرال های غربی آزاد سازند، از اورادی  که چون مانتراهای بودائیان دائما بر زبان جاری می سازند.

این کمبود ، یعنی فقدان توانائی برای دیدن رویدادها به طور عینی ، یعنی دوری از تمرین انتقاد از خود و جدی گرفتن چشم اندازهای دیگران سبب می گردد  که نخبگان اروپائی  نتوانند با برخوردی واقعگرایانه به وضعیت تازه  درسیاست بین المللی نزدیک شوند، یعنی به وضعیتی که بازیگران آن، که پیوسته نقش مهمتری ایفا می کنند، غربی نیستند. این یک کمبود خود ساخته است.

  دانیلا شوارتسر مدیر شورای روابط خارجی  آلمان در تفسیری که قرائت کرد گفت روسیه مرزها را تغییر می دهد و با این عمل نظم  جهانی تثبیت شده پس از جنگ جهانی دوم را زیر سوال می برد. ولی مدیر  شورای روابط خارجی آلمان  نگفت انها که با تکه تکه کردن یوگسلاوی، با حمله به لیبی و پس از آن  روی آوردن به سوریه   زیر سوال بردن نظام تثبیت شده جهانی را آغاز کردند، خود ما غربی ها بودیم.

آرمین لاشت ، نخست وزیرایالت  نوردراین وستفالن  و عضو حزب دموکرات مسیحی، جلسه بعد از ظهر را افتتاح کرد.

او از وابستگی آلمان به صادرات سخن گفت و از وابستگی آلمان به مواد اولیه، و این که آنچه تامین کننده رفاه در این کشور است صدور تولیدات  بخش صنعتی بوده است.  از این رو برلین خواستار امنیت راههای بازرگانی است . از این روتحولاتی از قبیل استقرار «حوزه های نفوذ» در دریای چین جنوبی و دزدی دریایی به ویژه برای آلمان خطرناک است.

لاشت خاطرنشان كرد كه پس از سال 1990 ، اعتماد بنيادين اروپايي هاي غربي به آمريكا به تدريج كاهش يافت.

با این حال ، طبق گفته  این سیاستمدار حزب دموکرات مسیحی ، ایالات متحده نیرومند ترین قدرت در ناتوست  و از نظر اقتصادی و نظامی نیز  در دراز  مدت شماره یک باقی خواهد ماند.

نخست وزیر نورد راین- وستفالن  سخنانی حاکی از انتقاد از خود نیز مطرح ساخت .

او گفت در سوریه از همان آغاز در کنار معارضان غیر نظامیِ دولت گروههای جهاد ی نیز بوده اند.

روسها هشدار دادند و گفتند در میان جهادی ها افرادی هستند که از چچن به سوریه نقل مکان کرده اند.تجربه پانزده سال گذشته نشان می دهد که سیاست تغییر رژیم ناموفق بوده است و باید از آن فاصله گرفت. درعوض ، اتحادیه اروپا باید در جهت ایجاد ثبات در منطقه گام بردارد. زیرا هرج و مرج ناشی از تغییر رژیم می تواند  منجر به مهاجرت گسترده به کشورهای اتحادیه اروپا گردد. .

با توجه به چین ، وی اظهار داشت كه او  نگرانی های متداول در باره محدودیت تجارت آزاد و یافتن راه حل های چند جانبه برای مسائل بین المللی را تأیید می كند.

با این حال ، وی این  ادعا را که چینی ها در سایر کشورها نفوذ کرده اند نادرست دانست  و گفت اتحادیه اروپا  باید  با روسیه ، درمورد موضوعات مشترک مانند کاهش CO2 همکاری کند ، اما نباید با «تغییر مرز»  ها موافق باشد. او همچنین یادآور شد که   حل مسائل  سوریه    با همراهی روسیه امکانپذیراست.
طبق گفته لاشت نباید ارتباط  با ایالات متحده را رها کرد و ناتو را نابخردانه از دست داد. در پانل بعدی ، سخنرانان دیگر این درخواست ها را مورد بحث قرار دادند.

به طور کلی ،آنچه از موضوعات  مورد بحث مجمع  آشکار شد  این بود که برای  نخبگان اروپای غربی روشن نیست  نقش آتی آلمان در اروپا چگونه نقشی خواهد بود. پاسخ هائی قطعی  برای پرسش هائی که در آغاز مطرح گشت یافت نشد. بحث در باره جهت گیری آتی برلین با توجه به اولویت های جدید ژئوپلیتیکی ایالات متحده  و نقشی که کشورهای غیر اروپائی در عرصه سیاست بین المللی ایفا خواهند کرد، ادامه خواهد یافت.

https://deutsch.rt.com/international/93826-deutschland-in-neuen-weltordnung-aussenpolitische/

نبرد بزرگ دوران ما چین در میدان اختراعات امریکا را به زانو درآورده

نبرد بزرگ دوران ما

چین در میدان اختراعات

امریکا را به زانو در آورده

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،473،499

ترجمه 1161.

در نگاه اول ، سیاست خارجی آمریكا مغشوش و در هم  ریخته  به نظر می رسد: جنگ تجاری با چین، تحریم علیه روسیه، لغو بند «حد اکثر ارفاق»  برای هند  اما در واقع  این سیاست کاملاً تهاجمی امریکا، مبتنی است بر  محاسبه ای دقیق. سیاست تهاجمی که واشنگتن در پیش گرفته برای تسلط یافتن بر ثبت اختراعات و مواد خام در سراسر جهان است. اما طنز تاریخ می تواند سبب گردد که  ترامپ رئیس جمهور امریکا با سیاستی که در پیش گرفته آن کسی شود  که عامل افت علمی امریکا گردد.

وقتی در جهان موادی کشف شوند که می توانند تاثیرات آینده ساز داشته باشند، بی تردید این مواد در مجله علمی و حرفه ای سوئیسی موسوم به  Applied Scienc ثبت و معرفی می شوند.

آنچه امروز در مرحله پژوهش های بنیادین قراردارد فردا می تواند به عاملی دورانساز تبدیل گردد. بر این اساس، آنچه  در مجله آپلاید ساینس منتشر می شود  وزنی ویژه  دارد. مهمتر از همه این که، شرکتهای بزرگ تجاری و اندیشکده ها یا اتاق های جهانی فکر  آنچه را که نشریه حرفه ای و اینترنتی آپلاید ساینس، که از بازل – سوئیس، گزارش می دهد با دقت تمام دنبال می کنند. زیرا در خواب ماندن و راه نو شناخته را ندیدن به معنای از دست دادن تسلط بر صنایع کلیدی است، و چنین بنظر می رسد که این درست همان چیزی است که امروز در ایالات متحده در یک جبهه وسیع در حال رخ دادن است.

در حقیقت ، آنچه که دانشمندان چینی در 28 ژوئن 2019 در مجله آپلاید ساینس منتشر ساختند      چیزی بیش ازموضوعی  خشک  بود که فقط برای اهل فن جالب باشد.

در سال 2004 ماده ای حیرت انگیز کشف شد که  Graphenگرافن نام گرفت. این ماده ترکیبی است از کربن خالص، با ویژکی هائی شگفت انگیز.

محققان دانشگاه جیاوتونگ  Jiaotongواقع در جنوب غربی چین در چنگدو Chengdu گزارش کردند که در زمینه زیست پزشکی، بهترین و مؤثرترین اختراعات مربوط به این ماده را به ثبت رسانده اند. نگاهی به آمارهای صرف  نشان می دهد که در مورد گرافن چین بسیار فراتر از غرب است. فقط در سال 2018، چین 216 اختراع به ثبت رسانده است، پس از چین بافاصله ای زیاد امریکا قرار دارد (با ثبت 37 اختراع) و پس از آن با کویری خشک و خالی از نوآوری روبروهستیم. طبق گزارش آپلاید ساینس جای آلمان با ثبت 2( دو) اختراع یکی مانده به آخر است. ولی آیا ثبت انبوه  بمعنی ثبت اختراعات با کیفیت هم هست؟ و آیا هر ثبت اختراعی گامی است  در راستای تسلط ماندگار بر عرصه فناوری؟

اگر در پی یافتن  پاسخ برای  این پرسش ها هستیم ، ابتدا باید بدانیم که چرا مواد نویافته یا فناوری های جدید اینقدر اهمیت دارند. بعنوان نمونه همین گرافن را در نظر می گیریم که اتم های آن با اتم های  یک تکه الماس یا  یک تکه ذغال فرقی ندارد. گرافن نوع خاصی از کربن است که 200 بار سخت تر از فولاد است. یکی از خواص این ماده آنست که میتوان آن را بسیار نازک روی چیزی مالید و دیگر این که بسیار قابل انعطاف است. گرافن با این ویژگی ها میتواند منشاء معجزات فیزیکی شود.

بر این اساس روزی می توان بدون استفاده از کابل باتری را بکار انداخت، می توان باتری هائی با طول عمر بسیار زیاد تولید کرد، یا اتومبیل های برقی را فقط با راندن بر مسیری که با  گرافن پوشش یافته باشد دوباره شارژ کرد. در آینده گرافن می تواند در مغز آدمی با سلول های عصبی در تعامل قرار گیرد و بدون ایجاد عوارض جنبی این یا آن بیماری را درمان کرد. در عرصه نظامی میتوان با استفاده از گرافن هواپیماهای سبک وزن تر تولید کرد. گرافن برخلاف آلومینیوم از فولاد سخت تر است.

در تاریخ فناوری واقعا به ندرت پیش آمده که  اکتشاف ماده ای نو چون گرافن  پژوهشگران را چنین به شور و شوق در آورده و دامان تخیل آنها را چنین اوج و عمقی بخشیده باشد .

پژوهش های چینی ها نشان می دهد که افزون بر کثرت اختراعات  تازه به ثبت رسیده، بویژه فقط  در عرصه پزشکی، آنچه نقشی قاطع و تعیین کننده ایفا می کند، قدرت اقتصادی کسی است که اختراع را به ثبت می رساند.   زیرا فقط موسسات و شرکتهای بزرگ در موقعیتی قرار دارند  که قادرند حق ثبت اختراع را بپردازند  و از چنان قدرت اقتصادی برخوردار باشند که بتوانند پای اختراع خود بایستند و از آن در برابر رقبا  در بازار دفاع کنند تا جای خود را در بازار بازکند. در این عرصه نیز ، چینی ها بر دیگران توفق دارند.

البته امریکا شرکت هایی مانند لاکهید مارتین ، مبتکر تجاری و نظامی آمریکا را به میدان می فرستد،  همچنین ، دانشگاه کالیفرنیا را ،که تاکنون موتور نوآوری جهان بوده است ، و هم اکنون  نیز  در زمینه ثبت اختراعات مربوط به گرافن در میدان است.

برغم تمام این دشواری ها محققان در سراسر جهان از یک برنامه ویژه رایانه ای به نام Innography،  برای ارزیابی کارایی ثبت اختراع کمک میگیرند ، در این برنامه قدرت یک اختراع به شکل یک دایره تصویر می شود – و در اینجا هم باز، آکادمی علوم چین و دانشگاه های چین به وضوح بالاتر از آمریکایی ها قرار می گیرند.

در نبرد برای حق ثبت اختراعات آینده ، ایالات متحده آمریکا از مدتی پیش چنان از چین عقب افتاده  که حتی «فایننشال تایمزِ» بریتانیا ، که قطعا  یک چهرۀ دوستدار  فناوری پیشرفته چینی نیست، سعی می کند بنحوی به این  مسئله حساس اشاره کند.

اینکه انگیزه واقعی و پنهان دونالد ترامپ برای جنگ تجاری که در پیش گرفته دست یافتن به   ثبت اختراعات است، رازی است که دیگر هم درلندن از آن با خبر هستند هم  در واشنگتن، بنا بر این سخن گفتن در باره آن دیگر از فهرست موضوعات ممنوعه خارج شده است.

آنچه هنوز سخن گفتن در باره آن ممنوع است این است که غرب که روزی  تک تاز میدان نوآوری بود  امروز دچار چه وضع ناهنجاری شده است.

نه تنها چین بلکه سایر کشورهائی که در لیست جهانی دشمنان آمریکایی ها قراردارند نیز  به دنبال پیشرفت در عرصه نوآوری هستند. به عنوان مثال ، در رتبه بندی منتشر شده توسط بلومبرگ ، درفهرست نوآوری در ثبت اختراعات ، ایران در رتبه سیزدهم قرار دارد.

در زمینه  سرمایه گذاری در صنایع کلیدی هند سومین کشور جهان  است و در زمینه ثبت اختراعات در درجه دهم و  در عرصه ارائه نشریات علمی در جهان درمرتبه ششم  قرار دارد.

فدراسیون روسیه نیز از زمره نوآوران است. اخیرا دفتر ثبت اختراعات اروپا EPO یک موتور جستجو برای ثبت اختراعات روسیه معرفی کرده است که بعنوان مثال امکان جست وجوی رایگان بیش از 2،5 میلیون اختراع ثبت شده از اتحاد شوروی تا امروز را فراهم می کند. چنین انباشته های عظیمی از نوآوری های ثبت شده مهم هستند ، زیرا بدون آنها امروز امکان ثبت بسیاری  از اختراعات جدید ممکن نبود.

 هنگامی که صحبت از ارقام محضی بمیان می آید  که فقط نشان دهنده اختراعات به ثبت رسیده است یک گرافیکِ بانکِ جهانی بوضوح وضع اسفبار امروز امریکا را نشان می دهد ، کشوری که روزی پیشکسوت نوآوری در جهان بود: اکنون بیش از ده سال است که سخت از چین  عقب مانده، نشان میدهد که امروز امریکا  را فقط در میان گروه گسترده متوسط ها میتوان دید.

در آغاز دهه  1980 یک گروه موسیقی پانک  امریکائی موسوم به Dead Kennedys با  عرضه قطعه ای با نام تحریک آمیز «همه جا کالیفرنیا ست » به شهرت بین المللی رسید. امروز در سال 2019 نه تنها موسیقی  این گروه منسوخ شده بلکه  به نظر می رسد برتری نوآورانه آمریکایی ها ، که دو دهه پیش درخشش نوآوران کالیفرنیایی  نّماد آن بود نیز پایان یافته است.

جالب اینجاست که چینی ها در زمینه هوش مصنوعی و فن آوری های ارتباطی مانند» جی5″، پیشتازند و با در اختیار داشتن خاک های کمیاب قادر به ساختن تراشه ها و پردازنده های بسیار حساس هستند.

این فلزاتی که اگر نباشند و بکار گرفته نشوند باهیچ تلفن هوشمندی نمی توان با کسی ارتباطی برقرار کرد، بر خلاف نامشان که کمیاب خوانده می شوند به هیچ وجه کمیاب نیستند و نه تنها امریکا بلکه آلمان هم از این خاک های کمیاب دارد. اما بهره برداری از این معادن بسیار پیچیده است و به محیط زیست آسیب می رساند.

ناگفته نماند آنچه برشمردیم همه دلائل نیستند- به هر حال این مشکلات سبب شده اند که انحصار  بازار جهانی این خاک ها به چین  واگذار شود. پس نه ماده خامی برای فناوری آتی در اختیار هست و نه کسی میداند چگون می توان  راهی برای خروج از این بن بست یافت. بنا بر این بحران نوآوری غرب به رهبری امریکا را دیگر نمی توان پوشیده نگه داشت.  بنابراین می تواند سیاست ضد تجارت جهانی ترامپ ، که درعین حال چندین کشور و اتحادیه اروپا را نیز هدف قرار می دهد ، تلاشی باشد از روی ناچاری به این امید کننده که از این ستون به آن ستون فرج است، شاید دراین میان راهی پیدا شود.زیرا گشودن یک جبهه جهانی علیه کشورهائی چون هند، روسیه، چین و مجموع کشورهای عضو اتحادیه اروپا ، بویژه در مورد کشورهای غول آسائی که دارای اقتصاد دولتی هستند مانند چین، سبب می شود  که منابع آنها جذب عرصه های دیگر شوند، که اگر جذب این عرصه ها نمی گشتند  به خط لولۀ نوآوری ها سرازیر می شدند.

تحریم ها و لیست های سیاه در زمینه فن آوری به خودی خود مربوط به برنامه های ثبت اختراعات هستند – زیرا بسیاری از اختراعاتی که ثبت شده اند براساس پرداخت پیشا پیش حق ثبت اختراع  در خارج از کشور به ثبت رسیده اند، اما این ثبت اختراع فقط به معنی دریافت شناسنامه برای اختراع مورد نظر است. ولی داشتن پروانه یا  شناسنامه  به آن معنی نیست که به دارنده شناسنامه اجازه تولید و بکار بردن آن اختراع هم داده شده است. تا زمانی که اجازه بکار بردن آن اختراع داده نشده نمیتوان آن را بکار برد. جنگ تجاری، به شركتهای به تنگ نفس افتادۀ آمریكایی در عرصه مسابقه برای ثبت اختراعات فرصتی برای نفس تازه کردن می بخشد: گرچه این استراتژی راه  ورود چین، رقیب دیرین را، به میدان مسابقه  مسدود می کند، ولی خود آمریكا نیز از این طریق آسیب پذیر می گردد.

نگاهی به نمونه «هو آ وای» نشان می دهد که در پس جنگ تجاری، چه جنگ سختی بر سر ثبت اختراعات در جریان است.  دونالد ترامپ هوآ وای را در فهرست سیاه خود قرارداد. نتایج این اقدام می توانست چنین باشد که هواوای از آن لحظه به بعد دیگر اجازه خرید و فروش تلفن های هوشمند را نداشته باشد و تکنولوژی «جی 5» هواوای نیز دیگر قابل فروش نباشد، آن هم نه فقط در امریکا. تصور هوآوای این بود که تحریم ترامپ به این معنی است که هوآ وای دیگر اجازه استفاده از تکنولوژی «آندروئید » را که متعلق به گوگل است نخواهد داشت.

واکنش هوآوای، غول فنی چینی، سریع بود. هوآوای با گرز اختراعات ثبت شده به میدان آمد و از موسسه تولیدی» ورایزن» Verizon خواستار دریافت یک میلیارد دلار حق امتیاز برای استفاده آن موسسه از اختراعاتی شد که هوآوای مدعی مالکیت آنهاست و موسسه ورایزن بدون اجازه آن اختراعات را مورد استفاده قرارداده است. دعوا بر سر تقریبا 200 اختراع است.  پیدایش این زور ورزی ها ناشی از قراردادی است که در گذشته منعقد شده  و در آن زمان هدف آن قرارداد تسهیل همکاری های جهانی بود – تا زمانی که ترامپ سر کار نیامده بود.

در آن زمان هر دو کشور قانون سازمان تجارت جهانی WTO موسوم بهTrade-Related Aspects of Intellectual Property Agreement  را امضاء کرده بودند و بر این اساس اجازه داشتند اختراعات خود را در کشور دیگر نیز به ثبت برسانند.

آنچه در ابتدا به عنوان وسیله ای برای پیشگیری از تبعیض در نظر گرفته شده بود ، در جنگ های تجاری امروز می تواند به عنوان سلاحی بُرنده مورد استفاده قرار گیرد: به عنوان مثال ، یک شرکت چینی که در ایالات متحده حق ثبت اختراعات را دریافت کرده است ، می تواند با استفاده از این حق شرکت های امریکائی را مسدود سازد و از آنها خواستار دریافت حق امتیاز گردد و در صورت تخلف از آنها به دادگاه  شکایت کند.

اما آنچه مسئله را برای امریکائی ها غامض می کند جزئیات امر است. چون  کالیفرنیا،غول نوآوری های فناوری امریکا در عرصه  اطلاعات ،  مدتهاست که  از چینی ها عقب مانده است  و این چینی ها هستند که در بازار اختراعات ثبت شده بویژه در عرصه دیجیتالی دست بالا را دارند و حالا می توانند با استفاده از این اهرم  ماهرانه سیاست بازرگانی ترامپ را از لحاظ راهبردی بی اثر سازند.

محروم ساختن  هواوی از بازار ایالات متحده که احتمالاً می تواند هدف اصلی ترامپ باشد ، نمی تواند تحقق یابد.  زیرا بیش از 56000 اختراع ثبت شده  جهان متعلق به این گروه چینی است  – و در حوزه بسیار حساس  فن آوری  5G  هوآوای به تنهایی  بیش ازمجموع  شرکت های امریکائی و اروپائی    حق ثبت شده  در اختیار دارد.

فقط ارقامی که چینی ها از دست آوردهای خود عرضه می دارند شگفت انگیز نیستند، سرعت نوآوری چینی ها نیز حکایتی حیرت انگیزاست. در سال 2017 ، از مجموع   608 اختراع که در عرصه هوش مصنوعی در سراسر جهان ثبت شد 473 اختراع برخاسته از چین بود و فقط 65 اختراع منشاء آمریكائی داشت.

وضعیت در زنجیره بلوکی ( زنجیره بستگی  Blockchain )   نیز مشابه وضعی است که توصیف کردیم ، آنجا هم یک سوم تمام اختراعات ثبت شده از کشور چین است.  درست تمام آن عرصه هائی،  که کالیفرنیا زمانی با درۀ سیلیکونِ خود، به عنوان یک غول نوآوری،  در آنها تک تازی می کرد، اکنون کاملاً در دست چینی ها است.

با این حال، چنین بنظر می رسد که درک این مطلب ساده فراتر از مرز قابل درک برای  دونالد ترامپ و مشاورانش قراردارد: حق ثبت اختراع اول، حق ثبت اختراع بعدی  و ثبت اختراع پس از آن را تضمین می کند. به عبارت دیگر ، می توان گفت: هنگامی که کسی از دور رقابت فرو افتاد دیگر بالا آمدنی نیست..

https://deutsch.rt.com/wirtschaft/90352-california-uber-alles-warum-globale/

 

دولت عراق زیربار شورش مردم دوام خواهد آورد؟

دولت عراق زیر بار

شورش مردم دوام خواهد آورد؟

یونگه ولت  ترجمه رضا نافعی

امار وب نوشت تا کنون

4،470،436

 

ترجمه 1160

درعراق تظاهر کنندگان خواستار کناره گیری دولت هستند. دولت تصمیم به مبارزه با بیکاری و کمبود مسکن گرفته است.  بیش از 90 کشته و 4 هزار مجروح ترازنامه واکنش خشن دولت عراق به اعتراضات ضد فساد مردم است. تظاهراتی که از هفته گذشته تبدیل به شورش شده است.

در آخر هفته گذشته، مقتدا صدر یکی از روحانیون صاحب نفوذ شیعه که با رهبری جبهه «سائرون » برنده آخرین انتخابات پارلمانی شد، از نمایندگان این جبهه در  مجلس خواست که دولت را بایکوت کنند.

آیت الله سیستانی مرجع اول شیعیان نیز به حمایت از تظاهر کنندگان برخاست  و بار دیگر خواستار ایجاد کمیته ای از کارشناسان برای تهیه  طرحی راهبردی برای مبارزه با فساد شد.

در عین حال اجلاس پارلمان برای رسیدگی به بحران که قرار بود روز شنبه برپا گردد اندک زمانی  قبل از آغاز جلسه به بعد موکول شد. شنبه شب کابینه در یک جلسه فوق العاده تصمیمات ویژه ای اتخاذ کرد.

طبق این تصمیمات از جمله باید زمین های ساختمانی و محل اسکان در اختیار مردم کم درآمد گذاشته شود، به افراد شاغل، کسانی که شغلی ندارند و کشاورزان کمک های مالی داده شود، برنامه های آموزشی تدارک دیده شود و کسانی که بدست نیروهای انتظامی کشته شده اند «شهید » شناخته شوند.

این که آیا اتخاذ  این تصمیمات برای نجات دولت کفایت خواهد کرد یا نه، قطعی نیست. گرچه در آخر هفته  ممنوعیت خروج از خانه لغو شد ولی دسترسی به اینترنت در بخش های بزرگی از کشور ممکن نبود.

اکثر توده های تظاهر کنندگان امروز خود را ادامه دهندگان تظاهرات اعتراضی تابستان 2018 می دانند که به کمبود شدید برق و آب آشامیدنی، فساد و رشوه خواری گسترده در کشور، پارتی بازی وسیع و تقسیمات قومی و مذهبی کشور معترض هستند.

اصلاحات کوچک، جا به جا کردن مسئولان کشور و پس و پیش کردن مهره های  بازمانده از زمان تسلط امریکائی ها بر عراق  اقداماتی نیستند که بتوانند بحران اجتماعی – اقتصادی مسلط بر کشور را بگونه ای موثر و ماندگار برطرف سازند.

در حال حاضر بنظر نمی رسد که تغییر رژیم عراق علیه تهران خطری جدی باشد و بیم آن برود که  واشنگتن و همپیمانهایش بتوانند جنبش را بسود خود مصادره کنند. آنچه  در حال حاضر موجب نگرانی دستگاه اداری ایالات متحده است این است که واشنگتن نفوذ خود را بر بغداد در قیاس با ایران بیشتر از دست بدهد  و نفوذ ایران فزونی یابد.

از این رو ایالات متحده در سال گذشته تلاش هائی بکاربست تا شاید بتواند  واحد های بسیج مردمی معروف به «حشد الشعبی» که نقش مهمی در پیروزی بر داعش ایفا کرد را خلع سلاح کند.

این واحد ها بارها اعلام کرده اند اگر جنگی علیه ایران در گیرد در کنار نیروهای ایران خواهند جنگید. این موضعگیری آنها سبب شد تا برای تخریب حیثیت  » واحد های بسیج مردمی» تلاش هائی صورت گیرد و بر خلاف واقع چنین وانمود شود که این نیرو گوش بفرمان ایران است.

صحنه سازی برای تخریب موقعیت عبدالوهاب الاسدی که   معاون فرمانده نیروهای ضد ترور عراق بود و در جنگ با داعش اعتبار زیادی کسب کرد  یکی از انگیزهای اصلی اعتراضات جاری است .

خود نخست وزیر عراق نیز ، دست کم از زمان سفر به چین در اواخر ماه سپتامبر، مورد غضب واشنگتن قرار گرفته است..

او درپکن با شرکت در پروژه جاده جدید ابریشم  موافقت کرد و 8 قرارداد در زمینه مالی، بازرگانی، نوسازی عراق، امنیت، سیاست خارجی، آموزش، فرهنگ و ماموریت های دیپلماتیک با پکن امضاء کرد.

پکن هم اکنون مهمترین همکار بازرگانی عراق است، و عراق دومین فروشنده مهم نفت به چین است.

واشنگتن مصمم است تا بدون قید وشرط از گسترش روابط دو کشور جلوگیری کند.  حجم تجارت آنها در سال گذشته از 30 میلیارد دلار فراتر رفته است.

 

https://www.jungewelt.de/artikel/364228.proteste-im-irak-proteste-halten-an.html

 

 

 

» آینده ما » دهساله شد!

«آینده ما» دهساله شد!

آمار وب نوشت تا کنون

4،469،748

در سپتامبر 2009 روزی که » اینده ما » پای به عرصه انتشار نهاد، . بیست سالی از فرو ریختن دیوار برلن و 18 سال از فروپاشی اتحاد شوروی گذشته بود. گرچه  بهاری فرانرسیده بود اما دیگر یخ ها شکسته  بود. رکود اقتصادی سالهای 2007 – 2008 بگونه ای انکار ناپذیر نشان داد که  تاریخ به پایان نرسیده و نبرد کار و سرمایه همچنان مهمترین عامل تعیین کننده روند تاریخ است.

همزمان با این رویداد ها انقلاب رسانه ای  نیز جهانگیر شده بود و هرکس می توانست با استفاده از این  امکان به میدان آید و گوئی پرتاب کند.

«انسنسبرگر» نویسنده و متفکر آلمانی می گوید: » اسباب حکومت فقط سرمایه، کارخانه و اسلحه نیست، بلکه تسلط بر مغز هاست که مشخص می سازد برده کیست و برده دار کیست.»  او می گوید «ابزار تسلط بر مغز ها رسانه ها هستند. رسانه ها هستند که بر ذهنیت عمومی حکومت می کنند».

این سخن داهیانه انسنسبرگر برای من که بیش از چهار دهه در عرصه رسانه ای کار کرده  و روزانه با آگاهی و دقت ویژه  شگرد ها و فوت و فن های چگونگی تسلط بر مغزها را در سازمانهای رسانه ای غرب  دنبال کرده و آموخته بودم هم واقعیتی بود روشن تر از آفتاب و هم پاسخی بود به پرسش معروف و همیشگی :» چه باید کرد؟».

آنچه به ویژه مشوق آغازین من برای برداشتن این گام بود یاری های مشخص  و موثر دو تن از هم اندیشان با تجربۀ دیرینم  بود .

 وبلاگ » آینده ما» با این شعر که در عین حال می توانست معرف راه و رسم آن باشد آغاز به کار کرد:

«نه شبم نه شب پرستم» ،

نه اردم را بیخته

و نه  الکم را آویخته ام.

با گلی در دست

 و سرودی بر لب

به پذیرۀ داد می روم

که بی » داد»

جهان بیدادگاه است».

 راه » آینده ما» مشخص بود. در پی استقرار عدالت بودیم و هستیم: عدالت اجتماعی .

این تارنما در عین حال کارنامه تلاش های مستمری است برای شناساندن  غارتگران، زورمندان و زرسالاران جهان و بر ملا ساختن شیوه های امپریالیستی آنان برای تسلط بر جهان. شیوه ای که من برای روشنگری گزیدم  ترجمه نوشته های روزنامه نگاران پیشروغرب با گرایش به تحققِ جهانی ِعدالتِ اجتماعی و انعکاس نظرات آنها در باره رویدادهای جهانی با تکیه بر مسائل ایران و  مناطق پیرامون آن بود.

. این تارنما  در عین حال کارنامه پیکار رسانه ای من بود و هست در این سالها. من در این تارنما تا کنون بیش از هزار و صد  مقاله و تفسیر از رسانه های ضد امپریالیستی آلمانی زبان ترجمه و منتشر کرده ام  و تا کنون از پنج قاره و 24 کشور جهان، نزدیک به 5 میلیون بار به این تار نما مراجعه شده که بنا به آمارموسسه WordPress  مراجعه کنندگان به آن اکثرا از ایران بوده اند. از این رو از تایید دوستان، رفقا و همرزمانم سپاسگزارم که با تداوم دهساله  از تلاش و توان محدود من حمایت کردند و با مِهر و یاری های  خود درستی کارم را موردتایید قرار دادند. رضا نافعی

» هوش مصنوعی» به جنگ دروغگوئی رسانه ای می آید

«هوش مصنوعی»

 به جنگ دروغگوئی رسانه ای می آید

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

 امار سایت تا کنون 4،476،872

 

ترجمه

1159

 

کنفرانس رسانه ها » رکن چهارم : نقش رسانه ها در چالش های بین المللی »  در 2 اکتبر در مسکو برگزار شد.

 

روز 2 اکتبر راشا تودی کنفرانس رسانه ها » رکن چهارم : نقش رسانه ها در چالش های بین المللی » را بر پا کرد. دعوت شدگان به کنفرانس نمایندگان برجسته رسانه ها و روزنامه نگاران جنگی بودند. سردبیر راشیا تودی خانم مارگاریتا سیمونیان نیز در مجمع حضور داشت.

نمایندگان رسانه ها ی برجسته ، کارشناسان عرصه رسانه ای و روزنامه نگاران  رویداد های جنگی، از جمله روزنامه نگاران راشا تودی در مورد چگونگی تغییر روزنامه نگاری جنگی  کارشناسان صنعت و روزنامه نگاران جنگ ، از جمله روزنامه نگاران RT ، در مورد چگونگی تغییر روزنامه نگاری جنگ ، و اینکه آیا تحقق عینیت در گزارش های منعکس کننده  درگیری ها امکان پذیر است یا خیر ، سخن گفتند و نیز در باره این  که آیا هوش مصنوعی می تواند اخبار دروغین و سایر مشکلات رسانه های مدرن را برطرف ساز؟.

مارگاریتا سیمونیان سردبیر راشا تودی  دربخش بحث برانگیز : «مخاطرات و مسئولیت های روزنامه نگاری»  شرکت  و اظهار نظرکرد. او  در پاسخ به این پرسش که رسانه ها تا چه حد می توانند  در باره این یا آن رویداد گزارشی عینی عرضه کنند یا دیگر چالش ها را روشن سازند نمونه ای عرضه کرد و آن عبارت بود از جوانک سوریائی که » کلاه سفیدها» از او برای صحنه سازی استفاده کردند: تصویر این جوانک   که ظاهرا در میان آوار های یک ساختمان فروریخته نشسته است به همه جهان فرستاده شد. این تصویر تبدیل شد به مظهر مظالمی که اسد و ارتش او بر مردم خود بر مردم سوریه روا می دارند(….) ولی ما این جوان را پیدا کردیم. همکاران جوان ما – که گزارشگران اصیل و واقعی رویداد های جنگی هستند او و پدرش را یافتند.

پدر او از حامیان بشار اسد است و از اپوزیسیون سوریه نفرت دارد. پدر برای ما تعریف کرد که » کلاه سفید ها » از جائی پیدا شدند مقداری خاک وخل به سر و روی پسرش ریختند ، او را محاصره کردند  و نگذاشتند پدر و مادرش به او نزدیک شوند.

از جوانک عکس گرفتند و بلافاصله از محل دور شدند. این ها را پدر آن جوان به ما گفت . ما داستان را در سراسر جهان پخش کردیم . فکر می کنید غیر از راشا تودی رسانه دیگری هم آن را منتشر کرد؟ البته پاسخ منفی است. این ما بودیم که واقعه را به گوش تمام دنیا  رساندیم – فقط ما به تنهائی.

هیچ یک از فرستنده های تلویزیونی، هیچ روزنامه یا مجله ای، که آن عکس را روی جلد خود چاپ کردند و جوانک و خانواده او را بعنوان نمودارمقاومت خلق علیه اسد معرفی کردند، هیچکدام عذر خواهی نکردند و حتی نگفتند خبری که پخش کردیم نادرست بود. آب از آب تکان نخورد و هیچ کس صدایش در نیامد.

در پایان ، کنفرانس که به ابتکار  راشا تودی  برای بزرگداشت  بین المللی  خالد الخاطب روزنامه نگار سوریائی – خبرنگار رویدادهای جنگی – بنیاد نهاده شده است،    به  جمع بندی نظرات مطروحه پرداخت.

 

 

https://deutsch.rt.com/russland/93027-rt-veranstaltet-konferenz-zur-rolle/

مقاله لاوروف در » راشیا گلوبال افرز» وقت آن رسیده که ترکیب شورای امنیت سازمان ملل اصلاح شود

مقاله لاوروف در «راشیا گلوبال افرز»

وقت آن رسیده که ترکیب

شورای امنیت سازمان ملل اصلاح شود

 

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

ترجمه1158

کشورهای غربی  به خود می بالند که از حقوق بشر دفاع می کنند و نظام جهانی را سرپا نگه می دارند ، ولی  رفتار آنها در واقع اعتماد و صلح را سست می کند و سبب پیدایش هرج و مرج و رنج بیشتر است. لفاظی در باره  لیبرالیسم و دموکراسی پا به پای سیاست نابرابری، بی عدالتی، خود خواهی و اعتقاد به مکتب » وجود استثنائی من هستم و بس» گام بر میدارد.

این نکات را لاوروف در مقاله خود که در مجله » راشیا این گلوبال افرز» منتشر شده درج کرده است.

مقاله ، در حالی که مطابق با موازین دیپلماتیک است، در عین حال حاوی حکم قاطع محکومیت ریاکاری ویرانگری نیز هست  که در قالب یک قطبی گرائی بروز می کند . به گفته لاوروف این دعوی تک قطبی گرائی خیانت به آن اصولی است که ائتلاف ضد هیتلر در پایان جنگ جهانی دوم برجای نهاد و تأسیس سازمان ملل متحد تبلور توافق بر سر آن اصول بود ..

وزیر خارجه روسیه می نویسد حقوق و آزادی های فردی با تحریم و  محاصره اقتصادی و تهدید های آشکار نظامی علیه کوبا، ونزوئلا، کره شمالی، ایران و سوریه ناسازگارند. بمباران ها و کارزار تغییر رژیم در لیبی و عراق  آنها را نابود کرد و دهها هزار نفر به خاک هلاک افکند.  «

چگونه ممکن است که بمباران ملل مستقل و سیاست از بین بردن عمدی آنها با احکام چون پاسداری از حقوق بشر را در کنار هم نهاد ؟

این پرسشی است که سرامد دیپلماتهای روسیه مطرح می سازد؟

لاوروف می نویسد: ترفند دیگری که غالباً غربی ها از آن یاد می کنند «نظم مبتنی بر قانون» نام دارد.  این ها «قوانین»ی هستند که سیاستمداران غربی برای رسیدن به خواست های خود اختراع می کنند و برای غصب ( به زور گرفتن) اموال و ثروت های ملل دیگر  بکار می برند . نمونه اخیر این تاکتیک گمراه سازنده غرب گسترش بخشیدن چشمگیر به صلاحیت های  سازمان منع سلاح های شیمیائی (OPCW)  است.

کشورهای غربی برای آن که باصطلاح عامل بکار برنده گازهای شیمیائی را معرفی کنند بدون دخالت دادن شورای امنیت،  نخست سوریه را متهم ساختند.

لاوروف این عمل را «پدیده خطرناک تجدید نظرگرایی» خواند  که سازمان ملل را تضعیف می کند و راه را برای درگیری های  بیشتر هموار می سازد.

لاوروف نوشت  رفتار ایالات متحده امریکا مبنی بر خروج یک جانبه از معاهدات بین المللی برای کنترل تسلیحات نمونه دیگری است از رفتار پیمان شکنانه امریکا.

واشنگتن در سال 2002 از  قرارداد ABM خارج شد و و در آگوست سال جاری قرارداد  INF را ترک کرد. ایالات متحده موافقت نامه در مورد برنامه هسته ای ایران را که در سال 2015 پس از مذاکرات دقیق منعقد شده بود نیز ترک کرد.   ایالات متحده حتی اشاره کرده است که پیمان منع استفاده از سلاح ها در فضا را نیز ترک خواهد کرد.

لاوروف نوشت: جنگ ها و تحریم های تجاری ایالات متحده منجر به این می شود که واشنگتن به دنبال به دست آوردن «مزیت رقابتی» از طریق سیاست اقتصادی از خارج  باشد، این امر فقط باعث افزایش بی ثباتی رو به رشد و عدم اعتماد بین المللی خواهد شد.

لاوروف گفت جنگ بازرگانی امریکا و تحریم هائی که بکار می بندد  سبب می گردد که امریکا با بکار بستن شیوه های غیر اقتصادی به » مزیت های رقابتی»  دست یابد که این خود موجب افزایش بی ثباتی رو به رشد و از بین رفتن اعتماد بین المللی خواهد شد.

در برابر این روش پیشنهاد روسیه به کنار نهادن طرز تفکر امپریالیستی قرن نوزدهم و بیستم است که قدرت در دست تعداد انگشت شماری متمرکز بود.

لاوروف گفت دنیای امروز دنیائی چند محور است، بنابراین همه کشورها «باید بدون استثنا، رویکردها و نگرانی های همه کسانی را که در روابط بین الملل درگیر هستند در نظر بگیرند» فقط در این صورت است که .آینده ای با ثبات و امن تامین خواهد شد. بیشتر کشورها نمی خواهند گروگان محاسبات ژئوپلیتیکی دیگران شوند و مصمم هستند  سیاست داخلی و خارجی خود را بر اساس مصالح ملی خود استوار سازند. «

به گفته لاوروف، مسکو پیشنهاد می کند که از قالب G20 به بهترین شکل ممکن استفاده شود و شورای امنیت سازمان ملل که غرب در آن  بیش از وزن خود نماینده دارد اصلاح گردد. یک نهاد اصلاح شده بهتر می تواند منافع ملل آسیا ، آفریقا و آمریکای لاتین را در نظر بگیرد و «وسیع ترین اجماع» را در بین اعضای سازمان ملل حفظ کند.

لاوروف در پایان  مقاله خود متذکر می شود که  آنچه امروز در عرصه سیاسی حائز اهمیت تعیین کننده است تلاش برای دست یافتن به اجماع  و دیپلماسی است و مقاله خود را با نقل این جمله از آندره گرومیکو وزیرخارجه اتحاد جماهیر شوروی که سالها در راس سیاست خارجی شوروی بود خاتمه می دهد:» ده سال مذاکره بهتر از یک روز جنگ است .»

رئیس جمهور روسیه ، ولادیمیر پوتین نیز دیروز درباره موضوعی مشابه اظهار نظر کرد. در دیدار رهبران سازمان های اطلاعاتی کشورهای مشترک المنافع کشورهای مستقل (CIS) ، رئیس جمهور روسیه  اعلام کرد که مداخله خارجی در زندگی سیاسی و اجتماعی سایر کشورها در گیری های جهانی را در پی خواهد داشت. پوتین گفت : «صحبت بر سر اعمال نفوذ از خارج بر افکار عمومی و زندگی سیاسی هرکشوری است. این باعث درگیری های مختلف می شود و سنت ها و حافظه تاریخی را که در طول قرن ها شکل گرفته است متزلزل می سازد.  ایده حاکمیت فرهنگی و ایالتی را زیر سوال می برد. حق مردم را برای تعیین سرنوشت خود نقض می کند.

هدف مشترک CIS متوقف کردن تلاش های مداخله جویانه خارجی  برای تامین منافع جامعه و آزادیهای شهروندان است.

 

https://deutsch.rt.com/international/92666-lawrow-westen-predigt-liberalismus-aber/