بایگانی‌های دسته: Uncategorized

مخالفت دولت جدید ایتالیا با ادامه تحریم های روسیه

مخالفت دولت جدید ایتالیا

با ادامه تحریم های روسیه

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،095،734

اظهارات ماتئو سالوینی، وزیر کشور ایتالیا علیه تحریم روسیه،  که بخش عمده رسانه های اروپا آنرا نادیده گرفتند، برای » ینس استولتنبرگ» دبیر کل ناتو، زنگ خطر را به صدا در آورد. (زیرا اتخاذ تصمیم از سوی اتحادیه اروپا فقط در صورتی ممکن است که همه اعضاء بدون استثناء با آن موافق   باشند.م)  ولی امکان تحقق مخالفت ایتالیا با تحریم ها تا چه حد است؟

در حالی که اتحادیه اروپا خاموش است ناتو دخالت می کند. هنوز ده روز از آغاز کارش نگذشته ، دولت تازه کار ایتالیا نشان داد که تا چه حد از استقلال رای برخوردار است. اجلاس بعدی سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا  روز 23 ژوئن برپا خواهد شد. این اجلاسی است که در باره تمدید تحریم روسیه برای شش ماه دیگر تصمیم خواهد گرفت. این تحریم ها از سال 2014 آغاز شدند. پایان بخشیدن به همین تحریم ها در برنامه  دولت ائتلافی ایتالیا قراردارد. از قرار معلوم ینس اسلتوتنبرک قصد دارد  مانع اجرای این تصمیم گردد. چنان که مشهود است از منظر او استقلال ایتالیا  امری است ثانوی.

«جوزپه کونته»، نخست وزیر ایتالیا، پیشاپیش، در پنجم ماه ژوئن در نخستین نطق خود در برابر پارلمان ایتالیا خواستار تجدید نظر در تحریم ها علیه روسیه شد. بلافاصله، روزبعد، ششم ژوئن، استولتنبرگ  فرمان خود را به دولت تازه ایتالیا صادر کرد: «ماباید گفتگوی سیاسی با روسیه را ادامه دهیم، ولی تحریم ها ضروری  هستند».

گفت و گو  از طریق تحریم؟ یا للعجب!

از قرار معلوم  ناتو معتقد است که  شنونده خود باید این نوع منطق را درک کند (در فارسی  مثلی هست که می گوید:» شعر می گویم و معنی زخدا می طلبم» م.)

روز هفت ژوئن ضیافتی بزرگ در » ویلا آبا مِلِک» مقر سفارت روسیه در ایتالیا برپا شد. با حضور هزار مهمان گزیده، از جمله «انسو میلانسی» وزیرخارجه تازه ایتالیا، معاون نخست وزیر و وزیرکشور و ماتئو سالوینی رهبر حزب لِگا – نورد. بنا به گزارش روزنامه ایتالیائی » ایل جیورناله» سالوینی و سفیر روسیه 15 دقیقه پشت درهای بسته با یکدیگر گفتگو کردند. پس از آن سالوینی با آلساندرا بنیگجنتی، روزنامه نگار گفتگو کرد و  به او گفت: ما بعید نمی دانیم که ایتالیا – در اجلاس اتحادیه اروپا- از حق وتو استفاده کند.

البته انتظار سالوینی  از ناتو این نیز هست که   به خطرهائی که از سوی جنوب می آیند توجه کند : به مهاجرت انبوه و به  بی ثباتی در شمال افریقا و در جستجوی خطری در شرق نباشد که وجود ندارد یعنی: خطر روسیه.

روز 8 ژوئن » لوئیجی دی مائیو » معاون دیگر نخست وزیر و  وزیر کار و توسعه اقتصادی ایتالیا در پاسخ به رسانه رادیوئی » آنچیو فینگ دی مائی یو » با روشی دیپلماتیک گفت: در مورد استفاده از حق وتو نخست وزیر «کونته » تصمیم خواهد گرفت. لحن او حکایت از آمادگی برای کنار آمدن داشت: «من همیشه گفته ام که کشور ما به ناتو  نیاز دارد و باید در آن بماند». سخنانی که  در گوش  استولتنبرگ چون نوای موسیقی خوشایند است.

«دیمائیو» در دنبال سخنان خود گفت : تحریم ها علیه روسیه برای روستائیان ما زیانبارند. میلیاردها زیان به کشاورزی ما وارد آمده است. صادرات ما به  بازار روسیه بسیار زیاد بود و حالا  به دلیل تحریم روسیه  جلوی این صادرات گرفته شده است.

» دیمائیو» تاکید می کند که «ما هوادار ایتالیا هستیم نه هوادار روسیه» آنگاه لحنش تغییر می کند و دیگر چندان حاضر به مصالحه نیست: «دولت ما در مجامع  بین المللی شرکت می کند تا با همپیمان های خود راجع به چند مسئله گفتگو کند، مسائلی که دولت ما با آن ها موافق نیست».

دی مائیو  نظر خود را صریح تر بیان می کند: باید دوران بله قربان گوئی تمام شود و دوران تازه ای آغاز گردد، دورانی که ما  شروع کنیم در آن چند بار «نه» بگوئیم.

بالاخره بنظر می رسد که سالوینی و دی مائیو در این مورد مهم باتفاق نظر رسیده اند. آیا این توافق برای مقابله با مخالفان در ناتو کافی خواهد بود؟

«دکتر دانیله اسکاله آ» ، کارشناس ژئوپلیتیک  میگوید وتوی ایتالیا به تنهائی غیر ممکن است، زیرا کشورما در ارتباط با دیگر موضوعات مانند مهاجرت زیر فشار قرار دارد.»

ولی بنظر «دکتر اسکاله آ» دولت ایتالیا در مورد تحریم علیه روسیه موضع قاطعی دارد، موضعی که از دولت پیشین به ارث برده است با این تفاوت که آن دولت لفاظی های ضد پوتینی را نیز ادامه میداد.

بدگوئی هائی که سالوینی سخت مخالف آنست، از این رو انتظار می رود که این موضع  با تاکید و قوت بیتشر به کرسی نشانده شود.

در این میان استولتنبرگ روز دوشنبه 11 ژوئن  برای نخستین گفتگو با کونتی نخست وزیر ایتالیا به رم رفت . صحبت بر سر تدارک کنفرانس سران کشورهای عضو ناتو در بروکسل بود که در تاریخ 11تا 12 ژوئیه برپا خواهد شد.  والبته در باره موضع ایتالیا در مورد تمدید تحریم ها علیه روسیه.

پس از پایان کنفرانس مطبوعاتی، در همانشب، کونتی واژه تحریم علیه روسیه را حتی یک بار هم بر زبان نیاورد. او گفت » اقدمات محدود کننده ای که در ارتباط با روسیه بوجود آمده اند ، اقداماتی هستند که  نباید تبدیل به هدف شوند، بلکه باید ابزار بمانند.

اما این اقداماتی که بمثابه ابزار بکاربرده می شوند نیز به هیچ وجه نباید وسیله تحقیر جامعه شهروندی روسیه  شوند و مانع مراوده  میان جوامع ما گردند.

صرفنظر از فشار ناتو برای حفظ تحریم ها، ریاست آتی اتریش بر شورای اتحادیه اروپا که از اول ژوئیه اغاز می گردد و تا 31 دسامبر 2018 ادامه خواهد یافت، میتواند زمینه ای مناسب  برای بازنگری  یا لغو تحریم ها علیه روسیه باشد، زیرا دولت اتریش سیاستی ویژه خود برای تنش زدائی با فدراسیون روسیه  در پیش گرفته است.

تصادفی نیست که پوتین رئیس جمهور روسیه پس از پیروزی اخیر خود درانتخابات ریاست جمهوری در روسیه، نخستین شهری  را که برای سفر خود به خارج  انتخاب کرد وین پایتخت اتریش بود. از منظر پوتین، اینک  اتریش و دولت تازه آن ، نقش پل رابط را ایفا می کنند.

بنظر دکتر اسکاله آ  حتی اگر ایتالیا در نخستین گردهمائی سران دول عضو اتحادیه اروپا  بلافاصله از حق وتوی خود برای مخالفت با تمدید تحریم ها علیه روسیه استفاده نکند بدون تردید طی ماههای آینده به جست و جوی همپیمان هائی برای ایجاد بلوکی برای پایان دادن به این تحریم ها خواهد پرداخت.

 

 

https://deutsch.rt.com/europa/71434-salvini-arbeitet-systematisch-auf-ende/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

Advertisements

درباره رهبر کره شمالی حالا مطبوعات چه دارند که بگویند

درباره رهبر کره شمالی

حالا مطبوعات چه دارند که بگویند

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،092،330

از سنگاپور واژه ها و  الحانی شنیدیم  و رفتاری دیدیم که شگفت آور بودند. نخستین دیدار رهبران دو کشور امریکا و کره شمالی، ترامپ و کیم یونگ اون،  در دولت شهرسنگاپور  واقع در جنوب خاوری آسیا، همه کسانی را متعجب ساخت که می گفتند » کیم» آدمی است دمدمی مزاج که رفتارش قابل پیش بینی نیست، دیکتاتوری است خپل، بی نزاکت با لپ های های سرخ ورقلمبیده» ( این توصیف روزنامه آلمانی » کلنر اکسپرس »   از او  در همین اواخر بود). ارزیابی ترامپ از او  و دیدار با او چنین بود: «دیدار با او صادقانه، مستقیم وخلاق  بود. رئیس جمهور امریکا تضمین کرد که  » من ذره ای تردید ندارم که ما  روابطی  عالی خواهیم داشت».

یک بار دیگر صحت این ضرب المثل کره ای به اثبات رسید : «کسی که بر تشک می خوابد به اعماق سقوط نخواهد کرد».

«کیم یونگ اون» و » مون یه این» رهبران کره شمالی و جنوبی  واقعا موفق شدند  با تلاشهای خود از آغاز سال جاری، مرد صاحب قدرت در کاخ سفید را از عرش اعلیِ امپراتوری  فرود آورند و بر سر میز مذاکره بنشانند.

در بیانیه مشترکی که روز سه شنبه منتشر شده چنین آمده است: «پرزیدنت ترامپ و رئیس کیم یونگ اون  واقف بودند که دیدار سران دو کشور امریکا و جمهوری دموکراتیک خلق کره (DVRK) – نخستین دیدار در تاریخ – رویدادی است دورانساز و با اهمیت فوق العاده، برای چیره گشتن بر تنش ها و خصومت های  میان دو کشور که چندین دهه بطول انجامید، و آغاز آینده ایست نوین و متعهد می شوند مفاد این قرارداد مشترک را کاملا و بدون فوت وقت متحقق سازند.».

برندگان عبارتند از : مون، کیم ،  لی حسین لونگ، نخست وزیر سنگاپور، که این دیدار قابل تحسین را عملی ساختند.

بدون » مون» نخست وزیر کره جنوبی، که خود را موظف به اجرای «سیاست آفتاب رخشان» در برابر کره شمالی می دید،  بیانیه «پانمونیوم» مورخ 27 آوریل، چهارمین و آخرین دیدار دوجانبه برای نزدیکی میان شمال و جنوب پس از دیدار های 1972- 92 /1991- و 2000 صورت نمی گرفت.

و » کیم » در واقع موفق به کسب بیمه عمر هسته ای » شد – دست کم ، فعلا ، موفق شده در برابر سواره نظام امپریال بایستد. اگر این امر، با خوش بینی محتاطانه، تداوم یابد، بی تردید این دیدار دوجانبه دستیابی به قله ای بوده است که به دشواری می توان فراتر از آن رفت.

https://www.jungewelt.de/artikel/334056.kims-kür.html

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

در اجلاس هفت کشور- یونگه ولت ترجمه رضا نافعی علنی شدن استراتژی ترامپ برای شعار «امریکا اول»!

در اجلاس هفت کشور-

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

علنی شدن استراتژی ترامپ

برای شعار «امریکا اول»!

آمار سایت تا کنون4،087،664

والری ژیسکاردستن، رئیس جمهور اسبق فرانسه، هنوز زنده است، هلموت اشمید صدراعظم اسبق آلمان درگذشته است. قالب سیاسی «جی 7» را که رو به مرگ است، این دو نفر برای ایجاد هماهنگی غیر رسمی سیاسی برای کشورهای عضو «اختراع» کردند. (که در آغاز 6 کشور را در بر می گرفت تا سال 2014 که شد » جی8″ ). در دیدار امسال کار میان سران کشورهای هفتگانه: امریکا، ژاپن، آلمان، فرانسه، انگلستان، ایتالیا و همچنین کشور میزبان کانادا به اختلاف نظر علنی کشید: ترامپ پس از ترک محل کنفرانس که در «لامال بی» کانادا برگزار شد، دستور داد امضاء او را از پای بیانیه مشترک نهائی کنفرانس حذف کنند. این پدیده در تاریخ گروه «جی7» تازه بود و حاکی از وجود اختلاف عمیق میان کشورهایی که خود را معمولا «غرب» می دانند.

انگیزه آن چه بود؟

روز یکشنبه، پس از پایان اجلاس سران، ژوستین ترودو، نخست وزیر کانادا و مهماندار اجلاس در برابر رسانه های بین المللی قرار گرفت و اعلام کرد: «ما یک بیانیه پایانی داریم» این را گفت تا بر آن این نکته را بیفزاید: «که بیانیه توهین آمیز است» چون ترامپ می گوید انگیزه مقرر کردن تعرفه های تنبیهی علیه اتحادیه اروپا وکانادا علائق امنیتی ایالات متحده امریکاست. اینک کانادا واکنش نشان می دهد.

«ما دوست نداریم این کار را بکنیم، ولی  آن را بطور کامل انجام خواهیم داد، چون ما کانادائی ها مهربان و معقول هستیم ولی اجازه نمی دهیم ما را تحت فشار بگذارند».

البته آنچه او گفت جرئت می خواست  ولی دیپلماتیک نبود. رئیس جمهور امریکا  اظهارات نماینده کانادا را در کنفرانس رسانه ای وسیله ای ساخت  برای حمله متقابل  و بی اثر ساختن نمایش ژوستن ترودو،  و گفت چون کانادا گمرک سنگینی از دهقانان، کارگران و موسسات امریکائی می گیرد، من   هیئت نمایندگی امریکا را موظف کردم بیانیه نهائی را امضاء نکند» . ترودو در طول کنفرانس مطیع و  ملایم بود ولی در کنفرانس مطبوعاتی خود اظهارات نادرست کرد. ترامپ مهماندار را ناشایسته و ضعیف توصیف کرد.

ترامپ پیشنهاد کرد که کشور های عضو جی 7 بطور کلی از دریافت گمرک و پرداخت یارانه چشم پوشی کنند .

واکنش ها در برابر این پیشنهاد» سرد» بود، بخصوص با توجه به این که از همان آغاز مهر اختلاف میان امریکا از یک سو و پنج کشور از هفت کشور عضو جی هفت از سوی دیگر بر پیشانی مذاکرات نقش بسته بود.

چنین بنظر می رسد که فقط موضع جوزپه کونتی، نخست وزیر ایتالیا، با موضع پنج عضو دیگر جی 7  متفاوت است .

قبل از آغاز کنفرانس، ترامپ برای  اداره جهان مانعی جلوی پای شش شریک دیگر قرار داد که می بایستی از روی آن بپرند و آن این بود که گفت بنظر او روسیه هم که در سال 2014 از این گروه اخراج شده باید به آن باز گردد. ولی نه  تنها ژاپنی ها، انگلیسی ها، فرانسوی ها، کانادایی ها و  آلمانها هیچکدام حاضر به پریدن از روی این مانع نبودند،  بلکه برعکس بشدت با این فکر مخالفت کردند. تنها کسی که پیشنهاد را پسندید، کونتی، نخست وزیر ایتالیا بود – اما این  نظر کونتی ژان کلود یونکر و دونال توسک را بشدت عصبانی کرد (اتحادیه اروپا در کنفرانس جی7 وضعیت ناظر دارد) آنها با شتاب تمام اعلام کردند که اتحادیه اروپا متحدا مخالف این پیشنهاد است.

علت این در گیری که ترامپ آغاز کرده ، مبارزه برای تجدید تقسیم جهان است. هدف شعار » امریکا اول» براندازی سرمایه داری نیست، بلکه عکس آنست. آری بخشی از نخبگان امریکا  از نتایج حاصل شده  توسط جهانی گرایان نولیبرال در بیست سال گذشته ناراضی هستند .

ترامپ دینامیت ویرانگر را اینجا کاشته است. این که  آیا آیندگان این عمل را «گامی سازنده » ارزیابی خواهند کرد یا نه، نکته ایست که در آینده روشن خواهد شد. صدراعظم آلمان، روز یکشنبه هنگام بازگشت به برلین، سخت لب بسته بود، آنچه گفت این بود : » اختلاف نظر ها قابل مشاهده اند».

 

https://www.jungewelt.de/artikel/333894.trump-sprengt-die-g-7.html

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

امریکا آغوش گشوده برای سرمایه های فراری از اروپا

 

امریکا آغوش گشوده برای

سرمایه های فراری از اروپا

«اخبار اقتصادی آلمان»-  ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،083،325

 

منطقه یورو بزرگترین صادر کننده سرمایه در جهان است. بخش عمده  سرمایه  بسوی دو کشور امریکا و انگلستان که با کسربودجه روبروهستند، روان است. کانادا و استرالیا نیز از این انتقال سرمایه سود می برند. 75 در صد از مجموعه سرمایۀ پس انداز شده خالص جهان  که در اختیار منطقه یورو، چین و ژاپن است بسوی امریکا روان است.

از سال 2012 خروج سرمایه خالص از اروپا به امریکا در جریان است: در حال حاضر 3 در صد از تولید ناخالص ملی به خارج می رود. این امر در درجه اول از طریق سپرده های بانکی و اعتبارات صورت می گیرد : از سال 2012 تا 2014، فقط از این طریق ، 5 در  صد از سود ناخالص ملی  به خارج منتقل شده است.

این خروج سرمایه به  خاطر بازده مورد انتظار است. و این تفاوت میزان بهره رو به افزایش است: نرخ بهره در دراز مدت در ایالات متحده امریکا پیوسته از نرخ بهره اروپائی  دورتر می شود. در آوریل 2018 اختلاف میان بهره در امریکا و آلمان به 2،4 در صد ارتقاء یافت. آخرین بار  که اختلاف میزان بهره در دو کشور به این حد رسید سال 1989بود.

این که آیا بانک مرکزی اروپا قادر به افزایش نرخ بهره در آینده نزدیک خواهد بود یا نه  پرسشی است که پاسخ آن نمی تواند مثبت باشد. با بالابردن نرخ بهره  کشورهای بشدت مقروض اروپائی باید برای بدهی های خود  بهره بیشتری بپردازند. از سوی دیگر  افزیش نرخ بهره در امریکا سیر خروج سرمایه از اروپا را سریع تر خواهد ساخت.

از سال 2011 میزان اعتباری که آلمان به خارج می دهد بسرعت فزونی می یابد: از 23، 2 در صد در سال 2011 طی فقط 6 سال به قریب 60 در صد از تولید  ناخالص ملی  رشد یافته است. دلیل آن تفاوت نرخ بهره و فعالیت در درون کشور بمثابه محل سرمایه گذاری است.

سرمایه ای که به خارج می رود  برای سرمایه گذاری در آلمان یا منطقه یورو  اختصاص داده نمی شود.  سرمایه ای که از اروپا خارج می شود در اختیار امریکا و انگلستان قرار می گیرد. منطقه یورو  برای سرمایه گذاران اروپائی از جذابیت کافی برخوردار نیست.

بطور کلی  خروج سرمایه می تواند  بر اقتصاد کشوری دیگر تاثیرات مثبت داشته باشد. این درحالتی است که این  سرمایه  برای کارهای تولیدی مورد استفاده قرار گیرد – یعنی وقتی که سودی از تولید بدست آید. در این حالت است که باز گشت بازده سرمایه (یعنی سود) می تواند مورد مصرف قرار گیرد یا دوباره  سرمایه گذاری شود.

مازاد بازرگانی خارجی آلمان به این معنی است که تمام آنچه را که ما تولید می کنیم خود در داخل مصرف نمی کنیم، یعنی ما بیش از نیاز خود تولید می کنیم. مازاد بازرگانی در واقع بمعنی صدور سرمایه است. این سرمایه در اختیار کشورهائی گذاشته می شود که بتوانند هزینه واردات خود را بپردازند.

کشورهائی که کسر بودجه دارند مانند امریکا و انگلستان می توانند از  طریق جذب سرمایه  خارجی هزینه سنگین واردات خود را تامین کنند. از این رو عدم توازن در بازرگانی جهانی  در دراز مدت برجای خواهد ماند. در نتیجه خطر حمایت از صنایع داخلی فزونی خواهد یافت – یعنی آن چیزی که هم اکنون در امریکا مشاهده می شود.

سرمایه گذاری خارجی کلان می تواند منجر به بحران اقتصادی شود. گویا ترین مثال بحران وام مسکن است. سرمایه گذاری بانک های بین المللی در اوراق بهادار امریکا سبب شد تا بحران  امریکا   جهان گیر شود.  سرمایه گذاری سنگین بانک های اروپائی در امریکا نظام مالی اروپا و متعاقب آن اقتصاد تولیدی آن را متزلزل ساخت.

بر این اساس سرمایۀ  پس انداز شده ای که به خارج از منطقه تحت نفوذ اروپا  منتقل شده باشددبا خطر روبروست. با تغییر نرخ ارز یا افت بهای دارائی مستقر در خارج، سرمایه انتقال یافته به خارج نیز کاهش خواهد یافت.

 

https://deutsche-wirtschafts-nachrichten.de/2018/06/04/kapital-verlaesst-europa-geht-die-usa-und-nach-grossbritannien/

 

 

.https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

 

استفاده آلمان از اهرم چین برای عقب راندن ترامپ

استفاده آلمان از اهرم چین

برای عقب راندن ترامپ

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،078،173

یکی از موضوعات مهمی که صدر اعظم آلمان «مرکل» در دیدار امروز خود – پنجشنبه –  با «شی جیپینگ» رئیس جمهور چین در باره آن صحبت کرد مسلما قرار داد موسوم به برجام است.

پکن نیز چون برلین و اتحادیه اروپا  خواهان حفظ و نجات  قرار داد  مذکور با ایران است که دستگاه اداری ترامپ چند روز  پیش از آن خارج شد.  البته نجات قرارداد  مشروط بر آنست که ایران از لحاظ اقتصادی  منزوی نشود – بلکه همانطور که در قرارداد پیش بینی شده – شانس  دست یافتن به قرارداد های سودآوری را بدست آورد.

از این رو اتحادیه اروپا خواستار حفظ داد و ستد با ایران و سرمایه گذاری در آن کشور است. اما مسئله این است که طبق تحریم های تازه امریکا علیه ایران هر موسسه ای که  به فعالیت های   بازرگانی خود با ایران ادامه دهد یا در آن کشور سرمایه گذاری کند در امریکا با مشکل روبرو خواهد شد. گرچه اتحادیه اروپا  در پی  ایجاد تدابیری برای حمایت از این موسسات است، اما موفق شدن این تدابیر بشدت مورد تردید است.

در محافل دولتی آلمان گفته می شد که مرکل قصد دارد با رئیس جمهور چین در باره  یافتن راههای دیگر برای کمک به اقتصاد ایران گفتگو کند.

موسسه «مرکارتور برای مطالعات چینی» که موسسه مطلعی بشمار می رود حدس می زند که صدراعظم مرکل در صدد است رئیس جمهور چین را به سرمایه گذاری در ایران ترغیب کند.

ولی جمهوری خلق چین برای توسعه بازرگانی خود با ایران مشکلی ندارد: چین از مدت ها پیش  با فاصله زیاد بزرگترین کشور طرف معامله با ایران است  و در این اواخر به مهمترین کشور سرمایه گذار در ایران ارتقاء یافته است.

در همین تازگی ها  در ارتباط با طرح «جاده ابریشم نوین» یک خط آهن مستقیم از جمهوری چین به ایران افتتاح شد که وسیله ایست برای افزودن  بر حجم تجارت متقابل  دو کشور. آنچه قطعیت دارد این است که  آلمان در پی آن نیست که قرارداد برجام با ایران را  بدون کمک های اقتصادی چین نجات دهد.

آیا ممکن است که  همکاری آلمان- چین  در مورد ایران  به تحولی  عمیق در عرصه سیاست خارجی بیانجامد؟  برلین با تمام امکانات خود تلاش می کند تا  مانع پیدایش  چنین تصوراتی گردد.

در محافل دولتی آلمان گفته می شود باید نگاهی به  سرمایه گذاری های آلمان در چین افکند که به 76 میلیارد یورو بالغ می گردد و آن را با سرمایه گذاری المان در امریکا مقایسه کرد که 270 میلیارد یورو است .

بنا بر این روشن است که  کدام کفه  بر کفه دیگر می چربد . حتی هربرت لینهارد که رئیس کمسیون آسیا – پاسیفیک اقتصاد آلمان است، که کارش به پیش راندن بازرگانی آلمان با آسیاست هشدار می دهد که «من اصولا معتقد نیستم که آلمان و اتحادیه اروپا، با همکاری با چین  گام هائی بردارند که  با  منافع امریکا در تقابل باشد». زیرا بدلیل اهمیت زیاد بازرگانی با امریکا  برداشتن چنین گامی، در دراز مدت، گامی مدبرانه نیست».

https://www.jungewelt.de/loginFailed.php?ref=/artikel/332943.gemeinsam-f%C3%BCr-kooperation-mit-iran.html

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

چرا امریکا می کوشد جلوی اتحاد روسیه و آلمان را بگیرد؟

 

چرا امریکا می کوشد جلوی

اتحاد روسیه و آلمان را بگیرد؟

برگرفته از یوتیوب – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت نا کنون4،073،714

توجه ویژه برخی از خوانندگان و علاقمندان به ترجمه های چند روز اخیر من در » آینده ما» مرا بر آن داشت تا اطلاعات جامع تری در باره سیاست راهبردی، قدمت و اهمیت آن  از عهد باستان تا امروز و بویژه سیاست راهبردی امریکا از سال 1871 تا کنون   – که در عین حال کلیدی است برای درک سیاست کنونی امریکا در قبال آلمان و روسیه – در اختیار خوانندگان جویای » آینده ما » باز انتشار دهم.

» شیکاگو کانسل آن گلوبال آفرز» در سال1922 تاسیس شد. از سالهای 1940 بسیاری از رهبران و بزرگان جهان با دیدگاهای گوناگون در آن محفل سخن گفته اند. این سازمان  هم اکنون 30 هزار عضو دارد از جمله رهبران نظامی آمریکا، مدیران هجفوندزها ، سیاستمداران نامدار و کنسرن های بین المللی. کسانی که بین سال 1940 تا 1950 در این مجمع سخن گفته اند از جمله عبارتند از نخست وزیر هند،         النا روزولت همسر رئیس جمهور آمریکا، سناتور آمریکائی جان اف کندی و دیگران، درسالهای دهه های   60  و 70 کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل و هنری کیسینجر، در سالهای دهه 80 تا 90 هلموت کهل صدر اعظم آلمان، ایزاک شامیر نخست وزیر اسرائیل، حسنی مبارک رئیس جمهور مصر، ماگریت تاچر نخست وزیر انگلیس و کیم یونگ سام رئیس جمهور کره جنوبی،  از سال 2000 به بعد کسانی چون ویکتور یوش چنکو رئیس جمهور اوکرائین، کوندلیزا رایس وزیرخارجه آمریکا، تونی بلر نخست وزیر انگلستان و شخص باراک اوباما .

این فهرست بسیار کوتاه نشان می دهد که اعتبار سخنانی که در این مجمع رانده می شود از چه عیاربالائی برخوردار است.

جورج فریدمان، که اینک سخنان او را در این مجمع می شنوید رئیس اتاق فکر استارتفورد، یک تحلیلگر برجسته آمریکاست که در باره برنامه های آتی ژئوپلیتیک، مسائل امنیتی و چالش های جهانی تحلیل و خبر عرضه می کند.

از وقتی که هکر ها به شبکه همکاران جورج فریدمان راه پیدا کردند معلوم شد که او عامل سیا، سازمان اطلاعاتی آمریکاست. ویکیلیکس در حدود 150 پست الکترونیکی استارتفورد را، که فریدمان در سال 1996  تاسیس کرد، منتشر ساخت. ویکیلیکس اعلام کرد که 5 میلیون سند در اختیارش گذاشته شده که حامل رهنمودهائی است که جورج فریدمان داده است از جمله :

» در تاریخ 6 دسامبر 2011 او به زنی که از همکاران او در ونزوئلاست چنین توصیه می کند  وقتی که منبع با اهمیت است باید او را تحت کنترل درآوری. کنترل یعنی کنترل مالی، سکسوئل( جنسی) یا روانی. تا وقتی که منبع حاضر به پذیرفتن دستور ها شود».

همانطور که گفتیم او رئیس لو رفته سیا است. آنچه او در 4 فوریه 2015  بر زبان آورد، باور کردنی نبود  اگر به این صورت دیده و شنیده نمی شد».

اینک توجه کنید به آنچه که این منبع اتاق فکر در باره چالش اوکرائین می گوید. این ها سخنانی است که بسیاری از رسانه ها انگ » تئوری توطئه » به آن می زنند. ولی فریدمان با سخنانی که می گوید ناخواسته موضوع را روشن می کند. البته او فکر نمی کرد که روزی اظهاراتش علنی شوند و بگوش همگان برسد.

فریدمان – منطقه ای ( در جهان) نیست که بتواند برای همیشه آرام باشد. از جمله آمریکا، منظورم این است که جنگ با ما( آمریکا) همگام است، بعبارت دیگر به ما مربوط می شود. من حدس می زنم که اروپا هم به جنگ باز می گردد، و دوباره به وضع عادی انسانی بر می گردد» دورانِ جنکی خواهد داشت و زمان هایِ صلح خواهد داشت و زندگی خود را از دست خواهد داد. مثل جنگ گذشته صدمیلیون نفر نخواهد بود. ولی بنظر من اندیشه برتری اروپائی نقش خواهد داشت . در اروپا چالش هائی بوجود خواهد آمد، چالش هائی وجود داشت. در یوگوسلاوی چالش بود و حالا در اوکرائین هست. مناسبات ما با اروپا—- ما با باصطلاح اروپا مناسباتی نداریم. ما با رومانی مناسبات داریم،با فرانسه مناسبات داریم ولی آمریکا با اروپا مناسبات ندارد.

پرسش: آیا افراط گرائی اسلامی خطر اصلی برای آمریکاست، آیا حیات اسلامگرائی پایان خواهد یافت یا به حیات خود ادامه خواهد داد؟

فریدمان: افراطگرائی اسلامی برای آمریکا یک مسئله است ولی خطری نیست که موجودیت آمریکا را تهدید کند. باید در حدی که ضروری است به آن توجه داشت. سیاست خارجی ما علائق دیگری دارد.

علاقه اساسی سیاست خارجی آمریکا در صد سال گذشته، در جنگ های اول و دوم جهانی و در جنگ سرد، سیاست آلمان و روسیه بوده است، چون آنها یگانه قدرتی هستند که می توانند برای ماتهدیدی باشند. مهمترین اصل مورد علاقه ما این بود که مانع نزدیکی این دو کشور بیکدیگر شویمم. اگر شما اوکرائینی باشید نگاه می کنید ببینید کیست  تنها کسی که بتواند به شما کمک کند. این ایالات متحده آمریکاست. هفته گذشته یا حدودا ده روز پیش سرفرمانده نیروی نظامی آمریکا در اروپا، ژنرال «بن هاجس» برای دیدار به اوکرائین رفته بود. او در انجااعلام کرد که قرار است مشاوران نظامی آمریکا بزودی رسما به اوکرائین بیایند. او در واقع در آنجا به رزمجویان اوکرائینی مدال هائی داد که طبق مقررات آمریکا دادن چنین مدال هائی به خارجیان ممنوع است. ولی او این کار را کرد، چون می خواست نشان دهد که ارتش اوکرائین ارتش خودش است. بعد اور فت  . ایالات متحده آمریکا اسلحه، توپخانه و دیگر ابزار نظامی در اختیار کشورهای بالتیک رومانی، لهستان و بلغارستان گذاشت – این نکته بسیار جالبی است. و دیروز اعلام شد که  ایالات متحده آمریکا می خواهد اسلحه در اختیار اوکرائین بگذارد. این خبر تکذیب شد ولی آنها تسلیحات را ارسال می کنند. تمام این اقدامات ایالات متحده خارج از محدوده  ناتو صورت می گیرد. چون تصمیماتی که  در ناتو گرفته می شود باید به اتفاق آراء  به تصویب تمام اعضای ناتو برسد. نکته اینجاست که ایالات متحده آمریکا، گرداگرد روسیه  یک کمربند بهداشتی، یک کمربند امنیتی بر پا می سازد و روسیه این را می داند. روسیه فکر می کند که آمریکا می خواهد فدراسیون روسیه را منهدم کند. بنظر من ما نمیخواهیم روسیه را ازپا درآوریم، فقط می خواهیم مجروحش کنیم ، می خواهیم به آن صدمه بزنیم. به هر حال ما به بازی قدیمی بازگشته ایم . وقتی با  لهستانی ها،مجارستانی ها یا رومانی ها صحبت کنیم می بینیم که آنها بکلی در دنیای دیگری غیر از دنیای آلمانها زندگی میکنند و دنیای آلمانها با دنیای اسپانیائی ها تفاوت دارد، یعنی در اروپا وحدت وجود ندارد. اما این که اوکرائینی ها چه چیز را ترجیح می دهند، می توانم دقیقا بشما بگویم: آنها کوشش خواهند کرد، تلاش خواهند کرد تا آمریکا را به اوکرائین بیاورند. ایالات متحده آمریکابه پیروی از علائق بنیادین خود تمام اقیانوس های جهان را تحت کنترل خود دارد. هیچ قدرت دیگری در جهان، چنین کاری نکرده است. از این رو ما می توانیم وارد  خاک تمام کشورهای جهان بشویم ولی آنها نمی توانند به ما حمله کنند. این امریست بسیار دلپسند. قدرت ما متکی بر تسلط ما بر اقیانوس ها و بر فضاست. بهترین راه برای چیره شدن بر نیروی دریائی دشمن آنست که نگذاریم چنین نیروئی بوجود آید،  راه انگلستان برای پیشگیری از این که دیگر قدرت های اروپائی به قدرت دریائی دست یابند این بود که اروپائی ها  با یکدیگر بجنگند. سیاستی که من توصیه می کنم سیاستی است که رونالد ریگان در مورد ایران و عراق بکار بست. او از هر دو کشور حمایت می کرد( جنگ عراق و ایران/88   1980  (انها با یکدیگر می جنگیدند نه با ما.

 این کار بد جنسی بود، اخلاقی هم نبود ولی کارساز بود. و همین است که اهمیت دارد . ایالات متحده آمریکا در موقعیتی قرار ندارد که بتواند سراسر اروپا و آسیا را تسخیر کند. در آن لحظه که چکمه ما با خاک آنجا تماس پیدا کند، ما از حیث نفرات در اقلیت هستیم. مامی توانیم یک ارتش را نابود کنیم ولی قادر به تسخیر عراق نیستیم. اصلا این فکر که ارتش 130 هزار نفری آمریکا کشوری با 25 میلیون جمعیت را تسخیر کند…تعداد افراد پلیس نیویورک نسبت به جمعیت آن بیشتر است تا نسبت سربازان آمریکائی به مردم عراق. بنا بر این ما در موقعیتی قرار نداریم که همه جا دخالت نظامی کنیم، ولی در موقعیتی هستیم که اولا از قدرت هائی که با هم می جنگندحمایت کنیم تا آنها بتوانند  توجه خود را بر یکدیگر متمرکز کنند. حمایت یعنی حمایت سیاسی، مالی،نظامی، تسلیحاتی از آنها و فرستادن مشاور نظامی برای آنها. و در موارد ویژه مانند کاری که ما در ژاپن، نه در ویتنام، عراق و افغانستان کردیم، باضربه پیشگیرانه مداخله کردیم. هدف تاکتیک حمله  پیشگیرانه چیره شدن بر دشمن نیست، هدف برهم زدن تعلدل دشمن است. ما این تجربه را در هر جنگی کرده ایم مثلا در افغانستان تعادل القاعده را بر هم زدیم. مشکلی که ما داریم – وقتی جوان و نادان هستیم- این است که  وقتی تعادل دشمن را بر هم بزنیم   بجای آن که بگوئیم کارمان را خوب انجام دادیم، حالا به خانه باز گردیم، می گوئیم به به ، چه کار آسانی بود، بیا همین جا یک دموکراسی درست کنیم . این همان وقتی بود که ما گرفتار ضعف عقل شدیم. از این رو پاسخ ما این است که آمریکا نمی تواند همه جا در اروپا و آسیا مداخله نظامی کند. مداخله باید گزینشی باشد و تا جائی که ممکن باشد بندرت صورت گیرد. یک مداخله نظامی برای ما یک مورد استثنائی است. آخرین امکان است.. ما نمی توانیم در همان گام اول نیروی نظامی آمریکا را بفرستیم. ولی وقتی که ما نیروی نظامی آمریکا را بفرستیم، آنوقت – این  تجربه به روشنی به ما آموخته است که دخالت باید محدود باشد و نباید ابعاد عظیم پیدا کند. امید می رود که این بار این درک را کرده باشیم. معمولا مدتی طول می کشد تا بچه ها درس خود را یاد بگیرند. ولی حق کاملا با شماست، ما بعنوان امپراتوری نمی توانیم ( همه جا مداخله کنیم) . انگلیس ها در آن زمان   هندوستان را تسخیر نکردند. آنها فقط حکومت های هند را می گرفتند و آنها را به جنگ علیه یکدیگر برمی انگیختند. انها افسران انگلیسی را در ارتش هند بکار گمارده بودند.

بنا بر این امپراتوری هائی که تلاش می کنند تا در منطقه تسخیر شده حکومت کنند با شکست مواجه می شوند. نمونه آن امپراتوری نازی ها بود. چون هیچکس آنقدر قدرت ندارد که بتواند بطور مستقیم حکومت کند. باید با تدبیر پیش رفت. به هر حال این فعلا مسئله ما نیست. واقعیت این است که ما یک امپراتوری هستیم. ولی این به آن معنی نیست که ما خیالمان را راحت کنیم، به خانه برگردیم و دیگر بفکر چیزی نباشیم. ماتازه به فصل سوم کتاب رسیده ایم.

پرسش بعدی- آیا درست فهمیدم که پول اروپائی یورو قادر به ادامه حیات نخواهد بود؟

فریدمان- پرسشی که الان بر روی میز است این است که آیا اوکرائین بعنوان منطقه بی طرف بین روسیه و غرب باشد و دست کم بی طرف بماند یا این که غرب آنقدر در اوکرائین پیش خواهد رفت که غرب ( ناتو) فقط 100 کیلومتر تا استالینگراد و 500 کیلومتر تا  مسکو فاصله داشته باشد. وضعیت اوکرائین برای روسیه یک مسئله حیاتی است و روسها نمی توانند چشم خود را ببندند و آنرا نادیده بگیرند. موضع آمریکا این است که اگر روسیه بازهم به اوکرائین بچسبد ما جلوی روسیه را خواهیم گرفت. از این رو آمریکا دست به اقداماتی خواهد زد، نظیر آنچه که ژنرال هاجس اخیرا اظهار داشت، در باره نیروهای مهاجم در رومانی، بلغارستان، لهستان و کشورها بالتیک. این پایه استدلال برای » اینترماریوم» ( یعنی سرزمین های میان دو دریا) منطقه میان دریای سیاه و دریای بالتیک است، این طرح پیلسودسک Pilsudsk ( سیاستمدار و مارشال لهستانی (1867–1935) ) است که او در آرزویش بود. راه حل برای آمریکا نیز همین است.

 موضوعی که ما برای آن پاسخی نداریم این است که آلمان در این وضع چه سیاستی در پیش خواهد گرفت. عامل واقعی  و نامشخص در اروپا آلمان است، وقتی که آمریکا کمربند امنیتی برپا کند، نه در اوکرائین، بلکه درغرب، نفوذ روسیه در اوکرائین از بین خواهد رفت – ما نمی دانیم آلمان چه روشی درپیش خواهد گرفت. آلمان در وضعیت ویژه ای قرار دارد. گرهارد شرودر صدراعظم پیشین آلمان، عضو هیئت مدیره گاز پروم است. آلمانها مناسبات بسیار پیچیده ای با روسیه دارند. ولی آلمان خود نیز نمی داند که چه باید بکند. آلمان باید تولیدات خود را صادر کند، روسیه می تواند کالاهای روسیه را بخرد. از سوی دیگر آلمانها منطقه تجارت آزاد را از دست می دهند که برای چیزهای دیگر به آن نیاز دارند. نگرانی اصلی امریکا پیوند سرمایه و تکنولوژی روسیه، منظورم سرمایه و تکنولوژی آلمان است، پیوند سرمایه و تکنولوژی آلمان با مواد خام روسیه و نیروی کار روسیه، این دو ترکیبی بوجود می آورند که آمریکا از صد سال پیش در تلاش بوده تا مانع   ایجاد آن گردد. خب چگونه می توان مانع تحقق پیوند آلمان و روسیه شد؟ آمریکا حاضر است کارت خود را روی میز بگذارد که عبارتست از بکار گرفتن مسیر میان دریای بالتیک و دریای سیاه.

نظر روسیه روشن است. آنها خواستار این هستند که اوکراین یک کشور بیطرف بماند، نه طرفدار غرب. روسیه سفید مسئله دیگریست.

حال آنکس که بتواند به من پاسخی بدهد که آلمان درین موقعیت چه خواهد کرد او درعین حال می تواد بگوید که تاریخ بیست سال آینده چگونه خواهد بود. ولی متاسفانه همیشه  آلمانها باید تصمیم بگیرند. این مسئله همیشگی آلمان است. آلمان از لحاظ اقتصادی بسیار نیرومند است اما درعین حال از لحاظ ژئوپلیتیک بسیار شکننده . آنها هیچوقت نمی دانند کالاهای خود را به که و کجا بفروشند. از سال 1871 این همیشه مسئله آلمان بوده است و مسئله اروپا. در باره » مسئله آلمان » فکر کنید، این پرسشی است بار دیگر مطرح می شود. این مسئله بعدی است که ما باید طرح کنیم، یعنی کاری که نمی توانیم بکنیم، چون نمی دانیم آلمان چه خواهد کرد.

 

نزدیکی آلمان و روسیه خواب امریکا را آشفته کرده

 

 

نزدیکی آلمان و روسیه

خواب امریکا را آشفته کرده

 

راشیا تودی ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،070،784

بلافاصله پس از سفر صدر اعظم آلمان به روسیه و دیدار و مذاکره با رئیس جمهور آن کشور «پوتین» در واشنگتن گفته شد امریکا برای آن که بتواند روسیه را در قاره اروپا و آسیا در تنگنا قرار دهد به اروپا نیاز دارد. بگفته سناتور » جان مک کین» اتحادیه اروپا به شدت در جستجوی راهی برای سست کردن تحریم ها علیه روسیه است و آلمان امیدوار به بازگرداندن روابط سازنده با مسکو است.

» جان مک کین » سناتور جمهوریخواه که در عرصه سیاست خارجی از تندروان محسوب می گردد در گفتگو با آژانس خبری اسپوتنیک گفت کشورهای اتحادیه اروپا  واقعا خواستار ادامه سیاست تحریم امریکا نیستند: از آنجا که اروپا  وابسته به منابع انرژی روسیه است هیچگاه  در تحریمهای ترانس اتلانتیک جدی نبوده است و از ین پس هم نخواهد بود .»

مرکل صدراعظم آلمان در سخنانی که در کپنهاگ بیان کرد گفت که البته اروپا برای آن که  بتواند در چالش  اوکرائین واکنش نشان دهد به تحریم ها ادامه خواهد داد، اما با توجه به اوضاع دشوار اقتصادی امیدوار به برقراری  دوباره همکاری عاقلانه با روسیه است.

افزون براین صدراعظم اذعان کرد که  خواست  اوکرائین مبنی بر  پیوستن به جامعه ارزشهای اروپای غربی و انعقاد قرار داد همکاری با آن، که گویا متکی برخواست عمومی بوده، برای حکومت کیف هزینه سنگینی داشته است.

آنچه مشهود است این است که  در همان حال که اروپا  از سیاست تحریم های امریکا پیروی می کند با تمام نیرو در تلاش برای  یافتن توافقی با مسکو نیز بوده است. مرکل گفته است که مذاکرات بی وقفه ای  در جریان بوده تا  چالش با اوکرائین از طریق  دیپلماسی به نتیجه برسد.- برخلاف  امریکا که خواستار ارسال وسیع تسلیحات به اوکرائین است-.

https://deutsch.rt.com/18439/international/usa-bangen-um-sanktionen-ohne-deutschland-ist-konfrontationspolitik-gegen-russland-wirkungslos/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید