بایگانی‌های دسته: Uncategorized

امریکا روی شانه های 20 میلیون برده افریقائی امریکا شد

امریکا

روی شانه های

20 میلیون

برده افریقائی

امریکا شد

در سال 2015جلوی مدخل اصلی سازمان ملل متحد در نیویورک از یادمان قربانیان تجارت برده پرده برداری شد

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،151،965

بدون کشتار انبوه افریقائی ها ایالات متحده امریکا و اروپا توسعه نمی یافتند. از زمانی که کریستف کلمب پای به خاک امریکا گذاشت (1492) تا پایان جنگ داخلی امریکا (1865) قریب 20 میلیون افریقائی از افریقا ربوده شدند و بعنوان برده در امریکا فروخته شدند.

از این تعداد نیم میلیون نفر به امریکای شمالی و قریب 11 میلیون به امریکا لاتین منتقل شدند.

آنها را که می مُردند- انسانها بیشماری در طول این انتقال مرگبار از افریقا به امریکا تلف شدند-  نمی شمردند بلکه از کشتی به دریا می افکندند.

بیماران، یا آنها  را که تاب تحمل شرائط  را نداشتند، یا آنقدر میزدند تا جان بسپارند و یا از کشتی به دریا می انداختند.

قدرت های اروپایی و در راس آنها امپراتوری انگلستان، بر پایه  این برده فروشی هولناک و ننگین و آدمکشی های دیوانه وار انقلاب صنعتی خود را که بسیار مورد ستایش قرار داده اند بنا نهادند و نظام مرکانتالیسی خود را مظهر خداگونه اقتصاد سرمایه سالاری ساختند.

حیرت انگیز نیست  وقتی که می بینیم کارل مارکس در کتاب خود» کاپیتال» می نویسد سرمایه داری اروپائی از «دامان خون آلود»برده داری افریقائی بر آمده است.

با نگاهی به کار اثربخش مارکس به عنوان فیلسوف، اقتصاددان و مورخ، روشن می گردد که او به درستی تشخیص داد که بردگی آفریقائیان در آمریکا یک نیروی اساسی برای رشد سرمایه داری است، نه تنها در جهان جدید بلکه همچنین در اروپا .

در اواخر دهه 1840 مارکس با  دور اندیشی  دریافت که برده داری برای پیدایش امپراتوری امریکا  شرط  مقدماتی  و ضروری است و نوشت :

«برده داری محور اصلی صنایع بورژوازی است ، همانند ماشین آلات و غیره. بدون برده داری  پنبه بدست نمی آید؛ بدون پنبه صنایع مدرن بوجود نمی آید. فقط  برده داری است که  کلنی ها را ارزشمند ساخته، کلنی ها بازرگانی جهانی را  بوجود آوردند و بازرگانی جهانی شرائط را برای پیدایش صنایع بزرگ فراهم ساخت.

بنا بر این بردگی یک مقوله اقتصادی است که دارای  حداکثر اهمیت است» ( مجموعه آثار کارل مارکس/  فریدرش انگلس، جلد 4 ، صفحه 131)

اریک ویلیامز در سال 1944 در کتاب خود» کاپیتالیسم و برده داری» آموزه های  تاریخ  اروپا  و   امریکا را که قطعی تلقی می شدند  افسانه دانست و آنها را زیر سوال برد.

ویلیامز که بعدا نخست وزیر ترینیداد و توباگو شد، مصرانه تاکید می ورزید که خرید و فروش بردگان افریقائی موجب بالا گرفتن کار اروپا و تبدیل آن به قدرت اقتصادی مسلط بر جهان شد و سود های هنگفت حاصل از برده فروشی به گسترش و تحکیم انقلاب صنعتی آن کمک کرد.

استدلال ویلیامز این بود که  بهره کشی از بردگان افریقائی که در امریکا  اسیر بودند پیش شرط لازم برای تسخیر کامل جهان باصطلاح نو بود.

ویلیامز پژوهش های خود در تاریخ این اقتصاد را  متمرکز بر برده فروشی انگلیس ها به جزائر کرائیب ساخت:» این تجارت سه ضلعی- افریقا، جزائر کارائیب، انگلستان – برای صنایع انگلیس انگیزه ای چندگانه داشت.

سود حاصل از آن یکی ازمنابع اصلی انباشت سرمایه در انگلستان بود که هزینه انقلاب صنعتی را تامین می کرد.

طبق تخمین سِر جوزیا چیلد Josiah Child حاصل کار هر انگلیسی همراه با ده سیاهپوست  در جزائر کارائیب، با محاسبه هزینه  خورد و خوراک، پوشاک  و دیگر مایحتاج  آنان،  ایجاد چهار محل اشتغال  برای مردان انگلیسی در انگلستان است.

طبق محاسبات Davenants  کار یک فرد شاغل در جزایر کارائیب، چه سیاه و چه سفید، هفت برابر سود آورتر از کسی بود که  در انگلستان کار می کرد.

انگلستان در قرون 17، 18و 19 در بازرگانی سه ضلعی ( افریقا، جزائر کارائیب، انگلستان) ، قدرت مسلط بود. ناوگانی نیرومند، همراه با سرمایه ای به ظاهر نا محدود، دوران پر رونقی برای تجارت برده داری انگلستان ببار آورد، برغم حضور رقبای نیرومندی، چون فرانسوی ها، پرتغالی ها، هلندی ها و امریکائی های ایالات متحده که آنها نیز در میدان بودند.

از این رو کارل مارکس معتقد بود که تمام جوامع سرمایه داری در ابتدای شکل گیری خود به این «انباشت اولیه سرمایه» نیاز داشتند. در نتیجه برده فروشی  برای ظهور اشکال اولیه سرمایه داری فرانسوی، هلندی، و انگلیسی    منبع اصلی و ضروری انباشت سرمایه بود.

—————————–

آنچه خواندید بخش هایی است از کتاب تازه «مومیا جمال» زندانی محکوم به حبس ابد در امریکا، موسوم به :

«Murder Incorporated: Dreaming of Empire. Book One»,

( آدمکشی، بخش جدائی ناپذیر از : رؤیای امپراتوری) کتاب نخست. این کتاب را خود او از رادیو زندان prisonradio.org  می خواند.

«مومیا جمال» روزنامه نگار و فعال برجسته حقوق سیاه‌پوستان در آمریکا و عضو سابق حزب چپ «پلنگ‌های سیاه» امریکاست.

https://www.jungewelt.de/artikel/337768.kapitalismus-und-sklaverei.html

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندیدش

Advertisements

تهران در انتظار پیشنهاد مشخص امریکا برای مذاکره

تهران در انتظار پیشنهاد

مشخص امریکا برای مذاکره

راشا تودی- تر جمه رضا نافعی

آمارسایت تا کنون 4،147،484

اگر صحبت بر سر موضوعات مشخص باشد، ایران مذاکره با امریکا را بکلی منتفی نمی داند. پرزیدنت ترامپ قبلا اعلام کرده بود، قصد دارد ایران را از لحاظ اقتصادی به زانو درآورد. در همین حال وزیر خارجه آلمان » ماس»  هشدار می دهد که ممکن است تمام منطقه بی ثبات گردد.

تحریم های امریکا علیه ایران دوباره به اجرا گاشته شدند. هدف  این اقدامات، بنا به گفته پرزیدنت ترامپ وارد آوردن  » حداکثر فشار اقتصادی» به کشوری است که مشکلات اقتصادی دارد.

و برای رسیدن به این مقصود، ترامپ به دیگر کشورها هشدار داد که با ایران  داد و ستد نکنند. ترامپ روز سه شنبه در تویتر نوشت «هرکس با ایران معامله کند، با امریکا خرید و فروشی نخواهد داشت».

رئیس جمهور ایران حسن روحانی، رئیس جمهور امریکا را متهم ساخت به این که «با ایران دست به جنگ روانی زده است».

امریکا قصد دارد با  احیاء تحریم ها علیه ایران  از جمله  مانع از آن گردد که ایران به دلار دست یابد و قادر به خرید برخی از فلزات، مواد خام ، نرم افزار های صنعتی نباشد.

از این پس دیگر نباید هواپیماهای مسافربری و قطعات یدکی برای هواپیما  فروخته شود. امریکا قصد دارد با وارد آوردن این فشار ها به جمهوری اسلامی ایران را مجبور سازد تا در عرصه سیاست خارجی و نظامی به امریکا امتیاز بدهد.

اتحادیه اروپا مخالف تحریم علیه ایران است. اتحادیه اروپا قصد دارد  قرارداد اتمی با ایران را نجات دهد. روحانی رئیس جمهور ایران نیز دوشنبه شب اعلام کرد که  ایران  بر سر حفظ قرارداد اتمی میایستد.

روحانی در تلویزیون دولتی ایران گفت برغم تحریم ها ما به جهان نشان خواهیم داد که بر سر حرف خود می ایستیم و قرارداد های بین المللی را اجرا می کنیم.

روحانی از رفتار اروپا تمجید کرد و از آنها خواست تا دست به اقدامات مشخص بزنند. وی  برسخنان خود چنین افزود که روسیه و چین    در فروش نفت به ایران کمک خواهند کرد.

مسکو اقدامات امریکا را مورد انتقاد قرارداد و آن را ناقض قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل دانست.

روز سه شنبه وزارت خارجه روسیه  در مسکو اعلام کرد که جامعه جهانی نباید اجازه دهد  قرارداد با ایران قربانی یک تسویه حساب سیاسی قدیمی واشنگتن  با تهران  گردد.

روسیه قصد دارد برای حفظ قرار داد با دیگر کشورهای امضاء کننده نیز گفتگو کند. افزون بر این اقداماتی نیز برای حمایت از دادو ستد با ایران  در دست تدارک هستند .

محمد جواد ظریف وزیرخارجه ایران  روز چهارشنبه گفت تهران گفتگو با امریکا را بکلی نفی نمی کند، اگر موضوع صحبت روشن و مشخص باشد. ما قصد نداریم این گونه مذاکرات را تحریم کنیم ولی  مذاکرات باید به نتیجه ای برسند و هدف اتلاف وقت نباشد.

ظریف در مصاحبه با  خبرگذاری ایسنا گفت ایران هیچ گاه گفتگو با امریکا را رد نکرده است. ولی تهران  همیشه  از قبل  خواستار برنامه ای مشخص برای رسیدن به نتایج روشن است. پرزیدنت ترامپ هفته گذشته گفت او » هر وقت» حاضر   به گفتگوی بی قید و شرط با  رهبری ایران است.

ولی بعدا، مایک پمپئو، وزیر خارجه او، اظهارات ترامپ را برای ملاقات مشروط کرد.

بنا بر گفته ظریف دقیقا همین رویداد نشان می دهد که  سیاست خارجی امریکا تا چه حد درهم بر هم است.

ایران باید مطمئن باشد که  ترامپ  باز دچار پریشان گوئی نمی شود و پیشنهادش برای گفتگو فقط برای صحنه سازی نیست. ما می خواهیم  همه چیز را دقیقا مطالعه کنیم و بر اساس منافع ملی خود، متکی بر خرد تصمیم بگیریم.

برای ظریف و همچنین پرزیدنت روحانی ، بازگشت ترامپ به قرار داد وین ، منعقده در سال 2015، شرط  آغاز مذاکرات تازه است.

بنظر ظریف و روحانی، اگر امریکا به قراردادی که خود آن را امضاء کرده اند ، پایبند نمانند،  نتایج حاصل از دور تازه مذاکرات  را نیز به همان سرعت نادیده بگیرند.

ترامپ در ماه مه، قرارداد بین المللی  با ایران را یک جانبه لغو کرد.   قراردادی که در سال 2015 منعقد شد  می بایستی مانع از آن گردد که ایران به بمب اتمی دست یابد. متقابلا غرب متعهد شده که ترحیم ها علیه ایران را لغو کند تا ، از جمله، سرمایه گذاری در ایران ممکن گردد.

هایکو ماس  وزیر خارجه المان ، امروز نسبت به  تشدید چالش و آشوبی که می تواند در منطقه بحران زده ببار آورد،هشدار داد..

او امروز به روزنامه Passauer Neuen Presse  گفت ما به کنار نهادن قرارداد اتمی منعقده با ایران را  کماکان  خطا می دانیم . گرچه، آن قرارداد بی عیب نیست، ولی به هرحال بهتر از آنست که هیچ قراردادی در دست نباشد.

ما   برای حفظ قرارداد مبارزه می کنیم زیرا به سود امنیت ما نیز هست و در منطقه امنیت و شفافیت بوجود می آورد.به هر حال  ، گرچه کمی دور تر ولی، ایران همسایه اروپاست.

هر کسی که امیدوار به » تغییر رژیم» در ایران باشد، نباید فراموش کند که، درهر حالتی که  پیش آید، میتواند برای ما مشکلاتی بمراتب بزرگتر ببار آورد. منزوی کردن ایران، می تواند، درست، بادی در بادبان  نیروهای اصولگرا( فاندا منتالیست) و تند رو، شود.

 

https://deutsch.rt.com/international/74197-us-sanktionen-gegen-iran-teheran-gespraeche/

 

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندیدش

در ارتباط با تحریم ها علیه ایران شرکت های اروپائی تابع دولتها نیستند، تابع سود هستند

در ارتباط با تحریم ها علیه ایران

شرکت های اروپائی تابع

دولتها نیستند، تابع سود هستند

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،146،222

تحریم هائ وضع شده علیه ایران که از 14 ژوئیه 2015  بدنبال انعقاد قرار وین لغو شده بودند، از روز دوشنبه 6 آگوست 2018 دوباره به اجرا گذاشته شدند. بقیه اقداماتی که دونالد ترامپ روز هشتم ماه مه مقرر کرد باید از 4 نوامبر سال جاری به اجرا گذاشته شوند. به این صورت وضعیتی که قبل از 16 ژانویه 2016 حاکم بود دوباره برقرار خواهد شد.

اقدامات ایذائی که قرار است دوباره به اجرا درآیند از جمله عبارتند از : خرید دلار توسط  دولت ایران و بانک های دولتی، فروش طلا و دیگر فلزات نجیب، فولاد و آلومینیوم، گرافیت و ذغال و همچنین نرم افزار برای روند های صنعتی و معاملات بین المللی با ریال، واحد پول ایران. این تحریم ها شامل همکاران بازرگانی ایران که مقیم  امریکا نیستند هم می شود. هرگاه این  موسسات   تحریم ها  را رعایت نکنند با شدیدترین تنبیهات در بازار کالا و بازار مالی امریکا مواجه خواهند شد.

افزون بر این مجوزهای ویژه ای که برای واردات فرش و پسته  و مواد غذائی  از ایران به موسسات امریکائی داده شده بود، از روز دوشنبه دیگر اعتبار ندارند.

دشواری های ایجاد شده برای خرید وفروش با ایران از هم اکنون مانع صدور نفت ایران شده است.

هدفِ تحریم هایی که قرار است از 4 نوامبر از نو به اجرا گذاشته شوند، این است که فروش نفت ایران در بازار بین المللی » به صفر» برسد.

اقدامات تنبیهی که از تاریخ مذکور دوباره به اجرا درخواهند آمد شامل بنادرایران، صنعت  کشتی سازی و حمل ونقل، شامل موسسات بیمه و کل صنعت انرژی ایران خواهد بود.

ایران در حال حاضر، تقریبا روزی 2،4 میلیون بشکه نفت صادر می کند که تقریبا برابر است با مقدار صدور نفت پیش از تحریم های امریکا و اروپا در سال 2012 .

در اثر آن تحریم ها، قبل از انعقاد قرارداد وین در سال 2015 ، صدور نفت ایران به یک میلیون بشکه در روز کاهش یافته بود.

تخمین دقیق عواقب تحریم مجدد امریکا، که از 4 نوامبر دوباره اجرا خواهد شد، هنوز ممکن نیست.

نفتی که اروپا در سال2017 از ایران میخرید، بالغ بر 38 در صد از صادرات نفت ایران می شد. این مقدار، از زمان خروج ترامپ از قرار داد وین، روبه کاهش است، هرچند که اروپا ظاهرا تلاش می کند تا در برابر این گرایش بایستد.

چین که بزرگترین خریدار نفت ایران است اعلام کرد که برغم فشار امریکا از واردات نفتی خود از ایران نخواهد کاست.

هند که دومین خریدار بزرگ نفت ایران است، در ماه ژوئیه بر میزان واردات نفتی خود از ایران افزود، بطوری که امروز 85 درصد بیش از ژوئیه 2017 است.

این  اقدام احتمالا می تواندبه این معنی نیز باشد که هند در نظر دارد پس از 4 نوامبر بشدت از  میزان  واردات خود از ایران بکاهد، و قصدش از این افزایش کنونی  واردات استفاده از مزایائی است که ایران برای هند قائل شده است. تخمین زده می شود که رویهم رفته ممکن است صادرات نفت ایران بدلیل احیاء تحریم ها روزی 500 هزار تا یک میلیون بشکه کاهش یابد.

برغم مذاکرات دامنه دار  با مقامات اروپائی، تهران تا کنون نتوانسته است تعهدات مشخصی از ااتحادیه اروپا دریافت دارد که متضمن واکنش مشترک کشورهای اروپائی در برابر اقدامات تنبیهی ایالات متحده امریکا باشد.

گرچه دولت ایران میل  داشت تا قبل از فرارسیدن 6 آگوست این مذاکرات را به نتیجه برساند، ولی موفق به انجام این کار نشد. بنا براین 4 نوامبر مقصد بعدی خواهد بود.

ایران تلاش می کند تا   اتحادیه اروپا را بر آن دارد تا خساراتی را که در پی خروج امریکا از قرار داد به ایران وارد میشود جبران کند، انتظاری که از واقع بینی سخت به دور است.

در این میان بسیاری از موسسات بزرگ اروپائی ، حتی قبل از فرارسیدن 6 آگوست، معامله با ایران را قطع کردند.

عدم اطمینان در میان مردم ایران گسترش می یابد که  بویژه در خرید و فروش غیرقانونی دلار و طلا  ظاهر می شود. ارزش واقعی ریال در برابر دلار از بهار تا کنون بشدت تنزل کرده است، که موجب گرانی شده است.

 

https://www.jungewelt.de/artikel/337426.usa-gegen-iran-strafen-erneuert.html

 

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندیدش

 

طالبان افغانستان گزینه ای برای مذاکرات صلح

طالبان افغانستان

گزینه ای برای مذاکرات صلح

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،144،963

همزمان با پیشرفت طالبان در منطقۀ تحت تسلط  دولت افغانستان که مورد حمایت امریکاست، روشن شده که امریکا در مدت زمانی کمتر از 10 سال بیش از 15 میلیارد دلار در افغانستان هزینه کرده است. در عین حال در همین مدت فساد، تولید و فروش موادمخدر نیز گسترش یافته است.

در پاسخ  پرسش سه نماینده کنگره  از» مقامات دولتی امریکا برای نظارت بر عمران دوباره افغانستان» روشن شد که امریکا طی مدت زمانی کمتر از دهسال 15،5 میلیارد دلار هزینه کرده است.

نمایندگان مذکور در آغاز سال 2017 این پرسش را مطرح کرده بودند و پاسخی که پس از 10 ماه دریافت داشتند چنین بود :   از زمان تاسیس SIGAR (مخفف سازمان نوسازی افغانستان )در سال 2008 تا 31 دسامبر 2017 ، تاریخ طرح سوال، بیش از 15،5 میلیارد پرداخت شده است. افزون بر این، مقامات مذکور یادآور شده اند که این تخمین احتمالا بسیار کمتر از رقم واقعی است.

بازرس کل «جان سوپکو» گفت که 15.5 میلیارد دلار: احتمالا  تنها بخشی از کل مبالغ  اتلاف شده از بودجه ، تقلب ها، سوء استفاده ها و تلاش های ناکام است. او هشدار داد که 4 میلیارد دلاری که به برنامه ایجاد ثبات اختصاص داده شده بود احتمالا صرف پرداخت رشوه به شورشیان و به مصرف  حمایت و پشتیبانی از آنها رسیده است.

 سوپکو افزود که در تلاش برای متوقف کردن قاچاق مواد مخدر در افغانستان، 7،3 میلیارد دلار  هزینه شده است. و این سرمایه گذاری نه تنها اثر «بسیار کمی» داشته، بلکه تولید تریاک افغانستان  از سال 2002 تا کنون  به بالاترین سطح  رسیده است.

والتر جونز، یکی از سه نماینده   کنگره  که درخواست   محاسبه کرده بودند،  افغانستان را برای پول مالیات دهندگان «سیاهچاله» نامید.

جونز گفت،  حق مردم آمریکا ست که  پولشان به مصارفی برسد که برای آن تفاهم بیشتری داشته باشند

17 سال است که نیروی های نظامی ایالات متحده در افغانستان هستند. پرزیدنت دونالد ترامپ  بارها گفته است که بیش از این از حضور آنها  درافغانستان حمایت نمی کند.

«استیو بانون» رئیس مشاورات راهبردی ترامپ در گذشته،  در مورد مسئله افغانستان پیشنهاد کرد بجای نیروهای نظامی امریکا  افراد مزدور، از سازمانهای خصوصی، به کار گرفته شوند. » اریک پرینس» که زمانی  پایه گذار موسسه مورد مناقشه » بلاک واتر» بود نیز از این پیشنهاد حمایت کرد. » خواهر » پرینس» » بتسی دِ فوس»، در کابینه ترامپ وزیر اموزش است.

فرماندهان و دیپلمات های آمریکا در حال حاضر به دنبال مذاکرات صلح هستند.

با این حال، اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان، که  برنامه های صلح خود را در نیویورک تایمز نیز توصیف کرد، خود را در پایان ماه رمضان آتش بس کوتاه مدت را به پایان رساند.

بنا به نوشته  روزنامه نگار افغانی تبار، عمران فروز ، در مجله » Heise »  یکی از خواست های اصلی طالبان خروج کامل سربازان خارجی از افغانستان است.

از یک سو، دولت غنی، در این مورد اختیار تصمیم گیری ندارد، از سوی دیگر خروج نیروهای خارجی به سود آن نیست. حکومت فاسدی که در پایان سال 2001 با کمک غرب بر سر کار آمد فقط با کمک همان ها نیزمی تواند برسر پا بایستد».

 

https://deutsch.rt.com/international/73819-korruption-drogen-staerkung-aufstandischen-milliarden-us-dollar/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندیدش

 

.

 

 

 

غربی ها نه با ترکیه صادق هستند و نه با روسیه

غربی ها نه با ترکیه

صادق هستند

و نه با روسیه

.

 

راشا تودی – گزینش و ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،142،875

گرچه گزارش های اقتصادی رسانه های غربی در باره ترکیه معمولا بین انتقادی تا منفی در نوسان است، اما واقعیات تصویری بکلی متفاوت عرضه می کنند. ترکیه پویاست و بلند پرواز و درست به همین دلیل در غرب به چشم رقیبی آزار دهنده به آن نگریسته می شود.

راشا تودی با پرفسور دکتر سرکان دیلک گفتگو کرد. او بعنوان  استاد اقتصاد در دانشگاه کاستامونو در چنوب ترکیه تدریس می کند.

 

پرسش: ترکیه از سالها پیش  بگونه ای مشهود رشد می کند. رسانه های غربی ادعا می کنند که این رشد اقتصادی پایدار نیست. نظر شما در باره این ارزیابی چیست و داوری شما در باره اقتصاد ترکیه چگونه است؟

پاسخ: ترکیه  در سال 2017 با  دست یافتن به 7،4 در صد رشد به موفقیت قابل توجهی دست یافت. این  موفقیت  برغم حملات تروریستی، بحران سوریه، و عواقب بعدی، پس از تلاش ناکام کوتادی 15 ژوئیه 2016 بدست آمد. این موفقیت حاصل بخت و اقبال نبود بلکه نتیجه سیاست اقتصادی موثر دولت AKP و پرزیدنت ادروغان بود..

اگر سالهای پس از 2002 را درنظر گیریم ، رشد اقتصادی ترکیه بطور متوسط سالی %5 بوده است . رسانه های غربی دلیل این موفقیت را درک نمی کنند. پیش از سال 2002استخراج معادن و  بهره برداری های اقتصادی در اختیار نخبگانی بود که از لحاظ سیاسی  مورد حمایت بودند. از منظر نخبگانی که  در آن زمان قدرت را دردست داشتند ، نخستین وظیفه آنها این بود که  به پیروان خود امتیازهای اقتصادی بدهند. موسسات دولتی امکانی برای توسعه در اختیار  مردم اناتولی قرار نمیدادند. تقریبا تمام منابع اقتصادی تحت کنترل گروهی قرارداشت که حتی کمتراز بیست درصد جامعه بود. اگر کل روند امور را  در نظر گیریم ، در واقع مجموعه مردم مشتغل برای تامین رفاه قشر ممتازی زحمت می کشیدند که در عین حال بدلیل امتیازاتی که به غرب میداد مورد حمایت سیاسی آن نیز قرار می گرفت. پس از آن که حزب عدالت و توسعه  قدرت را بدست گرفت مردم آناتولی آموختند که نواوری ها را دنبال کنند یا دست به سرمایه گذاری های مستقل بزنند. بویژه ترکیبات گسترده تر اقتصاد به ترکیه امکان داد تابه  دست آوردهای اقتصادی خود  طی سالهای متمادی تداوم بخشد. اگر ثبات سیاسی ادامه یابد رشد اقتصادی ترکیه نیز تداوم خواهد یافت.

پرسش: شما گفتید که رشد اقتصادی ترکیه دلائل نهادی دارد . ولی تنی چند از کارشناسان اروپائی ادعا می کنند که ترک ها ، عمدتا، هزینه مصرف خود را از طریق گرفتن وام تامین می کنند. با این روش مردم زیر بار قرض می روند .  منتقدین دولت اردوغان  را مسئول این امر می دانند.  

پاسخ: کارشناسان غربی در این مورد صادق نیستند. ترکیه از جمله کشورهای بدهکار نیست. ارقام و آماری که ارائه داده می شوند، بدلائل سیاسی، مورد تفسیر تازه قرار می گیرند.  .

، واقعیت این است که نسبت بدهی ترکیه نسبت به کشورهای غربی مانند بلژیک، هلند، آلمان و فرانسه  پائین تر است..

نسبت بدهی عمومی ترکیه تنها 28 درصد است، در حالی که نسبت بدهی عمومی بسیاری از کشورهای اروپایی بیش از 100 درصد است. براساس گزارش شرکت مشاوره بین المللی McKinsey & Company، ترکیه یکی از کشورهای با کمترین نسبت بدهی در سراسر جهان است. در میان 47 کشور بدهکار جهان ترکیه در مرتبه 28 قراردارد.

پرسش: اخیرا آژانس Fitch 24 رتبه بندی بانک ترکیه را کاهش داد. احتمال پیدایش بحران بانکی نظیر آنچه که در سال 2001 رخ داد چقدر است؟

پاسخ: من هیچ خطر بحران اقتصادی ترکیه را نمی بینم. بخش بانکی و دولت ترکیه بسیار از بحران سال 2001 مطلع شد که در آن زمان ترکیه را تکان داد.

من برای اقتصاد ترکیه هیچ خطر بحرانی نمی بینم ، بخش بانکی و دولت ترکیه از بحران سال 2001 که  ترکیه را تکان داد، بسیار آموختند. مدت هاست که این ها دیگر تن به ریسک های غیر ضروری نمی دهند. بخش بانکی ترکیه برای سرپا ایستادن به حد کافی نیرومند است. بنظر می رسد، همانطور که چند روز پیش آژانس رتبه دهی ژاپونی JCR در بیانیه ای تایید کرد، کفایت سرمایه، گزارش ترازنامه و بدهی مشکلی ندارند.

پرسش: ترکیه از کسری  تجاری مزمن در رنج است، مشکل ناشی از چیست؟..

پاسخ: مشکل کسری بازرگانی مشکل تازه ای برای ترکیه نیست. اگر مشکل را ازمنظر تاریخی بنگریم ترکیه از جنگ جهانی دوم به اینسو با کسری بازرگانی روبروست. ترکیه این کسری را ازطریق درآمد حاصله از توریسم و سرمایه گذاری مستقیم خارجی جبران می کند.  کسری بازرگانی ترکیه دو علت مهم  دارد. علت  اول آنست که تولیدات صادراتی ترکیه از مواد خامی ساخته می شوند که از خارج می آیند. این امر از جمله موجب بالارفتن میزان واردات می گردد. دوم آن که تولیدات ترکیه اغلب از تکنولوژی پیچیده برخوردار نیستند  و ارزش افزوده اندکی دارند. .

پرسش: چرا دولت ترکیه موفق به رفع این کسری بازرگانی نمی شود؟.

پاسخ: اخیرا دولت ترکیه در صدد برآمده است تا این مسئله را حل کند، به این صورت که هدفمند بر سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه بیافزاید..

پرسش: اغلب گفته می شود که اردوغان اجازه نمی دهد . بانک مرکزی ترکیه آزادانه عمل کند. وضعیت موسسه مالی مذکور را چگونه ارزیابی می کنید؟.

پاسخ: ساده بگویم، کارشناسان غربی وقتی از سیاست اقتصادی ترکیه انتقاد می کنند، نه صادق هستند و نه شفاف سخن می گویند. برای کسب موفقیت در اقتصاد ، سیاست مالی و پولی باید هماهنگ شوند. از این رو مذاکرات سخت میان بانک مرکزی و دولت  امری است معمولی. جامعه دولت را انتخاب می کند و دولت مسئول موفقیت اقتصاد برای مردم است. ولی مقامات بانک مرکزی برای مدت پنج سال منصوب می شوند و هیچ نوع  مسدولیت مستقیمی در برابر مردم ندارند. برای تامین هماهنگی  ، دولت باید با بانک مرکزی تبادل نظر کند . وظیفه بانک مرکزی محدود به اندیشیدن در باره ثبات قیمت ها نیست  بلکه باید در باره  دیگر اهداف  بزرگ اقتصادی، مانند رشد اقتصادی، نیز اندیشه کند.

پرسش: ترکیه در سال های اخیر با کشورهای غربی مانند آلمان و ایالات متحده تنش های شدید سیاسی را تجربه کرده است. آیا ترکیه می تواند غرب را ترک کند؟

پاسخ: مثل مناسبی در زبان ترکی داریم که می گوید :» گورستان ها پر است از کسانی که  فکر می کردند اگر آنها نباشند همه کارها می خوابد. من با صراحت و روشنی می گویم : کشورهای غربی نه  با ترکیه صادق هستند نه با روسیه .

پرزیدنت اردوغان یکی از بزرگترین  رهبران تاریخ ترکیه است. کشورهای غربی فکر می کردند بازی با آنکارا کار ساده ایست ، چون  فکر می کردند ترکیه وابسته به غرب است و جز این هم چاره ندارد. ولی امروز باصطلاح ترکیه نوین، تحت رهبری پرزیدنت اردوغان ، بازی را برای غرب  چندان ساده نکرده است.

پرسش : مناسبات اقتصادی با روسیه تا چه حد برای ترکیه اهمیت دارد؟.

پاسخ: در سوریه رفتار غرب با ترکیه و روسیه  به یک نسبت تهاجمی بود. ولی این سیاست سبب نزدیکی ترکیه و روسیه به یکدیگرشد. صادرات ترکیه به روسیه در حدود سه میلیارد دلار است و وارداتش 19 و نیم میلیارد دلار. بسیاری از روس ها ترجیح می دهند بعنوان توریست به ترکیه بیایند. این نزدیکی اقتصادی و سیاسی بین دو کشور مورد علاقه ویژه هر دو کشور است.

پرسش: شما گفتید غرب از گروههای تروریستی علیه ترکیه حمایت می کند. مذاکرات برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا نیز پیش نمی رود. آیا بدیلی چون اتحادیه اقتصادی اوروآسیا ، در آنکار مورد بحث قرار می گیرد؟

پاسخ: حضور دو شخصیت سیاسی چون اردوغان و پوتین را باید شانسی تاریخی برای هردو کشور دانست. سالها بود  که ترکیه و روسیه رهبرانی چنین قدرتمند و  موفق  به خود ندیده بودند. در همان حال که انکارا و مسکو توافق کردند که در آینده با یکدیگر همکاری کنند ، اتحادیه اروپا به این نتیجه رسید که  حق دارد از هر امکان ژئو پلیتیک علیه ترکیه  استفاده کند. مثلا اعضای برجسته  جنبش تروریستی FETÖ( هواداران گولن) بدون کمترین مزاحمتی، آزادانه  در یونان و آلمان در رفت و آمد هستند.  افزون بر این بروکسل دهها سال است که با دادن این  قول که ترکیه به عضویت در اتحادیه اروپا  پذیرفته خواهد شد، ترکیه را در انتظار نگاه داشته است. این امر نمی تواند به این صورت ادامه یابد. اگر آنها در برابر ترکیه کماکان بی صداقتی کنند، یک جهان چند قطبی بوجود خواهد آمد . ترکیه در این نظام نوین جهانی جای خود را خواهد داشت..

پرسش: اردوغان سال ها پیش اعلام کرد که ترکیه را تا سال 2023 به یکی از ده قدرت بزرگ اقتصادی تبدیل خواهد کرد. آیا این  هدف واقع بینانه است؟.

پاسخ: یک نکته روشن است و آن این است که  در درجه اول اقتصاد های بزرگ جهان غرب هستند که از نقشه های بلند پروازانه  اردوغان ناراضی هستند. آنها از این می ترسند که مزایای خود را از دست بدهند. با توجه به وسعت خاک ترکیه و جمعیت پویای آن،اروپا و امریکا نمی توانند مانع از آن گردند که ترکیه در کنار آنان قرار گیرد. من مطمئنم که رشد اقتصادی ترکیه تا این حد کاملا ممکن است. ترکیه باید برای رسیدن به این هدف به برخی از اقدامات اقتصادی پایبند بماند. آنکارا باید کماکان در سه بخش اساسی  سرمایه گذاری کند، سه بخشی که تضمین کننده رشد و تداوم آن هستند. این سه بخش عبارتند از : فنآوری، آموزش و  بهداشت.

پرسش: تورم در ترکیه به 15 در صد رسیده است. منشا این تورم فزاینده کجاست ، و این تا کجا بر زندگی مردم تاثیر می گذارد؟

پاسخ: منشاء  اصلی تورم در ترکیه ، کاهش ارزش لیر ترکیه است. استهلاک  هزینه  های تولید را افزایش داد، زیرا تولید در ترکیه بشدت به واردات وابسته است. بعنوان مثال نفت و دیگر منابع انرژی مهمترین اقلام واردات ترکیه هستند.

در این رابطه میل دارم تاکید کنم که سیاست و اقتصاد از یکدیگرجدائی ناپذیرند. ما این را در نوسانات بازار ارز در ترکیه مشاهده می کنیم.

مقامات غربی می کوشند تا ترکیه را قانع سازند . – یا به بیان دیگر مجبور سازند- که عمدتا در محدودۀ سیاست مالی غرب  و هماهنگ با علائق آنها حرکت کند.

در این زمینه آژانس های رتبه بندی معمول، سرمایه گذاران بزرگ و موسسات مالی را به عنوان ابزار بکار می گیرند تا کشورهائی چون روسیه و ترکیه را «متقاعد سازند» که  راه  وشرائط اقتصادی که آنها پیشنهاد کرده اند درست است..

.برغم فشار اقتصادی شدیدی که از این نوع بگو مگو های مالی برمی خیزد مردم ترکیه  در انتخابات 24 ژوئن، با 53 از کل آراء در کنار اردوغان ایستادند.

.

https://deutsch.rt.com/der-nahe-osten/73675-wirtschaftsprofessor-tuerkei-wird-platz-in-multipolarer-weltordnung-finden/

 

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندیدش

 

مخالفان ترامپ در امریکا استراتژی او را درک نمی کنند

 

مخالفان ترامپ در امریکا

استراتژی او را درک نمی کنند

راشا تودی – گزینش و ترجه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،140،004

آیا ترامپ صرفا یک موج سوار ناشی در اقیانوس سیاست خارجی امریکاست؟ و یا دارای اندیشه و استراتژی استواری است که ریشه های قدیمی دارد؟ مخالفان او در خود امریکا با شخص او دشمن هستند و یا با استراتژی او مخالفند؟ آنچه پایه استراتژی ترامپ را تشکیل میدهند در حقیقت همان تز معروف کیسینجر برای ایجاد اختلاف و جدائی میان چین و روسیه است و امروز ترامپ می کوشد آن اختلاف را زنده کند، بویژه که اتحاد آنها یک کابوس هولناک است. امریکا بزرگترین بدهکار به چین است و روسیه قوی ترین قدرت نظامی همطراز با امریکا و این همان دو نکته ایست که ترامپ آن را میداند و مخالفانش آن را دست کم می گیرند. بازگشت قدرت اقتصادی امریکا در گرو همین اختلافی است که ترامپ سعی در ایجاد آن دارد. ترامپ سخنران خوبی نیست و لغاتی که به کار می برد محدود است، اما در همان جملات ناقص و غیر دیپلماتیکی که به کار می برد میتوان استراتژی او را تشخیص داد. او برای موفقیت نیازمند حمایت اسرائیل و پنتاگون است و اسرائیل نیازمند تضمین امنیت خود در منطقه. در اینجاست که سیاست های شعاری و تحریک آمیز جمهوری اسلامی آب به آسیاب ترامپ و اسرائیل می ریزد.

بقیه اش را از راشاتودی بخوانید:

دوسال است که یک گروه ویژه، که قدرتش را از دست داده،  تلاش می کند تا افسانه ای برای از دست دادن قدرت خود اختراع کند. یا بهتر بگوئیم برای از دست دادن ریاست جمهوری دلیلی بتراشد، چون هنوز هم  برتری خود را در دستگاه دیوانی ایالات متحده حفظ کرده است.

واقعیت شناخته شده این است که رسانه های جریان اصلی  راه و روشی گله وار دارند. به این معنی که وقتی یکی از صخره پرید دیگران هم بدنبال او می پرند. و همان حرف ها را تکرار می کنند.  این امر بویژه، در مورد تحلیلگران و روزنامه نگارانی صادق است که اینک اسیر داستانی شده اند که خودشان هم در آغاز کار آن را جدی نمی گرفتند. «ترامپ، رئیس جمهوری امریکا، منتخب پوتین است . «

ترامپ سخنور چیره دستی نیست و هنگام سخن گفتن  با یک گنجینه لغوی محدود و واژه های تکراری  ادای مقصود می کند. اما آنچه که او در کنفرانس مطبوعاتی هلسینکی گفت صادقانه و حتی شجاعانه بود. در حالی که دشمنانش، خود را  برای لت و پار کردن او  آماده کرده بودند ، او  به درستی حاضر نشد صحت «مدارک» سازمانهای اطلاعاتی امریکا را تایید کند.  یعنی، در واقع ، 14 سال پس از آن که همین سازمانها «کشف کردند» که عراق غرق در سلاحهای کشتار انبوه  است و کسی جرئت نکرد در درستی آن اطلاعات تردید کند.

اما از منظر رسانه های اصلی در کنفرانس هلسینکی فقط » یک داستان» قابل گزارش بود و آن واکنش ترامپ در برابر اتهام ساختگی دخالت روسیه در دموکراسی امریکا بود. آیا تو فقط به دلیل دخالت هکر های روسی   در انتخابات برنده شدی؟

البته پاسخی که آنها انتظار داشتند در یک واژه خلاصه می شد آری – یا – نه. و چون پاسخ نمی توانست » آری» باشد، آنها، از قبل ، باخیال راحت  می توانستند گزارش خود را بنویسند.

کسی که با روزنامه نگاری جریان اصلی سر و کار دارد و آن را می شناسد، بویژه با آنها که «داستانهای » مفصل در باره رویدادهای بین المللی می نویسند، می داند که دنباله روی آنها الزامی است. استثنا ها اندک شمارند. برای دست یافتن به این شغل باید  به «منابع» مهم دسترسی داشت.

این منابع مهم  سخنگویان دولت هستند، که حاضرند بگویند «داستان» چگونه باید باشد – اکثرا بدون آن که بعدا قابل شناخت باشند. بمحض آن که شما  » داستان» را شناختید، مسابقه آغاز می شود: مسابقه در باره این که چه کسی بهتر می تواند داستان را بپرورد.

این امر موجب کثرت اظهار نظرهای لفظی و سطحی در باره موضوع می گردد: »  پرزیدنت، بخاطر دشمن ما  روسیه ، کشور باشکوه ما را فریب داد. خیانت!».

این داد و فریاد دیوانه وار در باره » هک کردن روسها» سبب می گردد تا  رسانه های جریان اصلی از انجام کار واقعی خود باز مانند.

به همین دلیل آنها در باره موضوع اصلی کنفرانس سران حتی گزارشی هم ندادند، تاچه رسد به تحلیل آن. تجزیه وتحلیل رویدادهای کنفرانس را میتوان، دور از اخبار رسمی و جعلی، در گزارش های مستقل منابع آنلاین یافت.  بعنوان نمونه در سایت اینترنتی » مون آو آلاباما»  Moon of Alabama  می توان به تحلیلی هوشمندانه از استراتژی ترامپ دست یافت که به مراتب منطقی تر بنظر می رسد تا آن » داستانهای تبلیغاتی».

طبق این تحلیل ترامپ می کوشد تا روسیه را از چین دور کند، یعنی همان نسخه استراتژیکی که کیسینجر 40 سال پیش، برای دور کردن چین و روسیه از یکدیگر به اجرا گذاشت ، تا مانع پیدایش اتحاد قاره آسیا علیه  امریکا شود.

البته این نسخه عملی نخواهد شد. سوابق ایالات متحده امریکا  نشان داده که انقدر قابل اعتماد نیست که روسیه محتاط  از اتحاد  خود با چین چشم بپوشد، به این امید واهی که بعدا  به  چند «آهوی ناگرفته در دشت» دست یابد.  طبق این استراتژی سیاست ترامپ کاملا روشن است، برخلاف هیاهوی سناتورها و صحنه گردان های تلویزیون CNN.

بنظر می رسد که این ها واقعا نمی دانند دیپلماسی چیست. آنها از توافق های دوجانبه برای سود متقابل سر در نمی اورند. بازی برای آنها بازی بر سر همه چیز یا هیچ است. همه چیز مال  برنده است. اگر آنها برنده شوند ما بازنده ایم و برعکس.

آنها از زیان دوطرفه نیز  تصوری ندارند. آنها نه پروژه دارند ، نه استراتژی. Just hate Trum.( فقط از ترامپ نفرت داشه باشید.).

بنظر می رسد که ترامپ کاملا تنها شده است. هر روز صبح به اخبار نگاه می کنم  تا بدانم که هنوز  به قتل نرسیده است…

برای این قوم برگزیدۀ اخلاق گرا قابل تصور نیست  که پوتین هم می تواند  در روسیه مورد حمله قرار گیرد. چرا؟ چون رئیس جمهور امریکا را بخاطر زیرپانهادن مکرر حقوق بشر، سرزنش نکرد. مثلا  در گوانتانامو ، مثلا برای حملات جنایتکارانه با پهباد ها به مردم بی پناه خاور میانه و نزدیک، مثلا برای دخالت در انتخابات بسیاری از کشورها با بمیدان آوردن » سازمانهای غیر دولتی»  (The National Endowment for Democracy)

مثلا برای جاسوسی الکترونیک در سراسر جهان، مثلا برای حمله به عراق و افغانستان.

آنچه بر این ها افزوده می شود این است که  هیچ کشوری در جهان به اندازه امریکا زندانی ندارد. زندانیانی که همه اتباع امریکا هستند. وحشت انگیز،  کشتارهای وحشیانه و مرتب حتی در مدارس امریکاست. ولی با این همه، روسهای دیپلمات، می توانند ادب را رعایت کنند.

البته اگر ترامپ » معامله» („Deal“) کند، کسانی غیر از امریکائی ها و روس ها بازنده خواهند بود.

گاهی از اوقات، وقتی دو قدرت بزرگ به توافق برسند، باید هزینه اش را دیگران بپردازند.

آنچه پوتین می خواهد فقط داشتن روابط عادی با غرب است، که می تواند یک وضعیت برد- برد باشد.

اولین کاندیدای باخت که باید هزینه سنگینی بپردازند  فلسطینی ها هستند، شاید هم ، در حاشیه، ایران.

هنگامی که در کنفرانس مطبوعاتی از ترامپ سوال شد که میدان احتمالی توافق میان دو  قدرت اتمی  کدام میدان می تواند باشد، گفت کمک به اسرائیل.

ما هر دو با نتان یاهو صحبت کرده ایم  تا در سوریه  دست  به برخی اقدامات بزنیم  که با امنیت اسرائیل در ارتباط باشد. در این مورد  ما هر دو با علاقه  تمام  برای کمک به اسرائیل همکاری خواهیم کرد. اسرائیل با ما همکاری خواهد کرد. به این صورت است که هر دو کشور بایکدیگر همکاری خواهند کرد.

ترامپ می داند قدرت سیاسی در دست کیست و امیدوار است  که نفوذ لابی هوادار اسرائیل موجب نجات او  از امپریالیست های لیبرال گردد.

البته لابی هوادار اسرائیل خبر از شکست در سوریه و نفوذ فزاینده روسیه دارد. البته این شرط بندی جسورانه ایست ، ولی امکان انتخاب ترامپ  زیاد نیست.

 ترامپ درمورد موضوعی دیگر گفت » نظامیان ما» «بهتر از سیاستمداران ما»  با روسها کنار می آیند. این هم یک شرط بندی جسورانه دیگر است، در مورد واقعیت های نظامی. خلاصه آن که تنها شانس برای پایان دادن به خطر جنگ اتمی می تواند بستگی به آن داشته باشد که   اسرائیل و   پنتاگون هر دو از ترامپ حمایت کنند.

بنظر می رسد که هیستری جهانی گرایان نئولیبرال هر امکان دیگری را از بین برده است – و حتی شاید این آخرین امکان را هم.

ترامپ گفت: «یک گفتگوی سازنده بین ایالات متحده و روسیه باعث می شود که فرصت های جدیدی برای صلح و ثبات در جهان فراهم شود.»

«من برای دستیابی به صلح  ترجیح می دهم خود در معرض خطر سیاسی قرار بگیرم تا صلح را برای دستیابی به اهداف سیاسی به خطر اندازم».

این سخن بیش از آنست که دشمنان سیاسی او بتوانند دعوی آن را داشته باشند.

 

https://deutsch.rt.com/meinung/73556-massenpsychose-im-westlichen-establishment/

 

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندیدش

 

 

کره شمالی،عقب نشینی موشکی خود را آغاز کرد

کره شمالی،عقب نشینی

موشکی  خود را آغاز کرد

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،137،743

بنا به گفته کارشناسان، کره شمالی در» سوهائه » واقع در سواحل غربی کشور برچیدن پایگاه پرتاب موشک را آغاز کرده است. سایت خبری «38 شمال» که متعلق به موسسه امریکائی  برای نظارت ماهواره ای بر کره شمالی است در روزهای گذشته چند عکس ماهواره ای برای اثبات خبر خود منتشر کرده است.

روز دوشنبه نشریه اینترنتی » 38 شمال » تحلیلی همراه با عکس هائی منتشر کرد  تا نشان دهد «کیم جونگ اون» رهبر کره شمالی نخستین گام ها را برای تحقق قراردادی که شش هفته پیش در سنگاپور با ترامپ منعقد شد، برداشته است. چنانکه مشهود است این کار » اقدامی مهم برای اعتماد سازی » محسوب می گردد.

کیم در دیدار خود با دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا در 12 ژوئن آمادگی خود را گذشت های اتمی تاکید کرد. آنچه ناروشن باقی ماند این بود که این خلع سلاح در چه زمانی باید صورت گیرد. از سوی دیگر ترامپ نیز،  از جمله، «امنیت کره شمالی» را تضمین کرد.

کره شمالی در سالهای گذشته بارها از » سوهائه» موشک  به فضا پرتاب کرده بود. این موشک ها حامل ماهواره  هائی رای قرار گرفتن در فضا بودند.  ولی تصور جامعه جهانی این بود که این ها آزمایش هایی سرپوشیده برای موشک های بالستیک دور پرواز برای حمل بمب های اتمی هستند.

دونالد ترامپ روز دوشنبه تاکید کرد که کره شمالی از 9 ماه پیش دیگر موشکی پرتاب نکرده است، افزون بر این آزمایش اتمی هم نکرده است. ترامپ در توئیتر نوشت» ژاپن  خوشحال است، آسیا خوشحال است و من هم  «بسیارخوشحال است».

https://deutsch.rt.com/newsticker/73408-nordkorea-satelliten-aufnahmen-enthullen-abbau/

 

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید