بایگانی‌های دسته: Uncategorized

پوتین در «رامی» مذاکرات مسکو، اردوغان را زنده گرفت!

پوتین در «رامی» مذاکرات

مسکو، اردوغان را زنده گرفت!

 

 

 

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،539،090

 

ترجمه

1181

 

پنجشنبه گذشته روسای جمهور دو کشور روسیه و ترکیه در مسکو با یکدیگر ملاقات کردند تا در باره اوضاع ادلیب با یکدیگر مشاوره کنند. پس از 6 ساعت گفتگو اعلام شد که بین طرفین  قراردادی برای آتش بس به امضاء رسیده است، که با هیچ یک از انتظارات غرب هماهنگ نیست. صدراعظم آلمان مرکل در آخرین اجلاس گروه پارلمانی  دو حزب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی در بوندستاگ – مجلس آلمان – بانومیدی خاطر نشان ساخت که در سوریه » تغییر رژیم» از خارج امکان پذیر نیست. او با   تصریح  این واقعیت تایید کرد که دلیل اصلی برای برافروختن آتش یکی از وحشیانه ترین جنگ ها پس از جنگ جهانی دوم که 9 سال بطول انجامیده چه بوده است. مرکل زیرکانه مسکوت گذاشت که آلمان نیز از آغاز در این پروژه سهیم بوده است.

این که صدراعظم آلمان و امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه برای مذاکره با اردوغان به مسکو دعوت نشدند حاکی از فقدان اهمیت آنها در جنگی است که شرکت در آن پیوسته به اروپا تحمیل شده بود. نه پخش برنامه های سیاسی رسانه ای آلمان و نه طرح دوباره این خواست که در ادلب باید یک  منطقه امن ایجاد شود هیچ   چیزی را تغییر نمی داد.

رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین در سخنرانی آغازین خود این موضوع را روشن کرد و گفت : اوضاع منطقه ادلب در سوریه به حدی رو به وخامت گذاشته است که باید یک بحث مستقیم و شخصی داشته باشیم.

در واقع ، بعد از آنكه آنكارا هزاران سرباز خود را به ادلب اعزام كرد تا در كنار جهادی ها و تروریست ها جنگ كنند، بیم آن می رفت که درگیری مستقیم بین ترکیه و روسیه به وجود آید، در نتیجه ، اردوغان بیشتر و بیشتر گرفتار آشفتگی های جنگ شد و در دو  عرصه ملی  و بین المللی چنان تحت فشار قرار گرفت که دیگر قادر به آزاد کردن خود نبود. اینک توافق نامه برای  آتش بسی که تازه امضا شده به رئیس جمهور ترکیه فرصتی برای خروج از این دام می دهد.

در قرارداد بار دیگر تأکید شد که «باهمه اشکال تروریسم مبارزه می شود و همه گروه های تروریستی در سوریه از بین می روند»  گروه هائی  که شورای امنیت سازمان ملل متحد بعنوان تروریست طبقه بندی کرده است. از جمله  همه گروه های تروریستی که ترکیه تاکنون از آنها حمایت کرده مشمول این تعریف می شوند. اگر آنکارا بخواهد خود را از این صفت مبرا سازد که  شریک  تروریست هاست اینک (باردیگر) کلید رهائی را بدست آورده است.

اما این چیز تازه ای نیست. قبلا در قطعنامه 2254 شورای امنیت سازمان ملل نیز بتصویب رسیده بود، در قرارداد آستانه و سوچی هم بتصویب رسیده بود. ولی ترکیه تا کنون ترجیح می داد بجای آن که این افراد را خلع سلاح کند و از ادلب براند،  در جنگ سوریه  از آنها  بعنوان نیروهای نیابتی خود استفاده کند.

نکته دیگر تأکید مجدد بر «حاکمیت ، استقلال ، وحدت و تمامیت ارضی جمهوری عرب سوریه» است که به صورت کتبی ثبت شد. این تصریح بمعنی طرد هرگونه جاه طلبی است، که هدف آن ایجاد تحت الحمایه ای برای ترکیه در خاک سوریه باشد. اینکه آیا ترکیه به این تعهدات پایبند خواهد ماند یا نه؟ مسأله دیگری است. تروریست ها  پس از امضای توافقنامه اعلام کردند که به آتش بس نخواهند پیوست. اما آنچه حائز اهمیت است این است که این نکات در قراردادی کتبی ثبت شده  و دولت ترکیه آن را امضاء کرده است و این ها می توانند مبنای مذاکرات بعدی قرار گیرند.

بزرگترین شکست تاکتیکی برای اردوغان ایجاد منطقه بافر است که دست آوردهای ارتش سوریه و همپیمان هایش را در هفته های اخیر مبنای مذاکرات قرار داد.  این کاملاً بر خلاف «خط قرمز» رئیس جمهور ترکیه بود، که می خواست نیروهای سوریه تا پایان ماه فوریه به آن مناطقی عقب بنشینند که هنگام امضای قرارداد سوچی در آن مستقر بودند.

هدف استراتژیک دمشق در عملیات ادلب پیوسته این بود که بزرگراه های M4) از لاذقیه تا ساراقیب)  و , M5 )از حلب به دمشق)  را آزاد سازد که هم اکنون با منطقه بافری که اینک مورد توافق قرار گرفته و در قرارداد نیز کتبا تثبیت شده، تامین گشته است. درست است که حالا افسران نظامی روسیه و ترکیه باید در امتداد بزرگراه M4 به اتفاق گشت زنی کنند  اما این  امر  به هیچ وجه موفقیت استراتژیک سوریه را کاهش نمی دهد.

همانطور که قبلا اشاره شد باید دید که آیا آتش بس اصلا اجرا خواهد شد یا نه و اگر بشود تا چه مدت دوام خواهد داشت. باحتمال بسیار زیاد اگر هم تحقق یابد چند روزی بیش دوام نخواهد آورد.

حتما هر دو رئیس جمهور در نشست مسکو بر این امر واقف بوده اند و نباید فرض کرد که رسیدن به این نتیجه هدف  نهائی آنها بوده است.

 آنچه در این گفت و گو در درجه اول اهمیت قرار داشت روابط روسیه و ترکیه بود که پس از رویداد های هفته های گذشته بیم آن می رفت که به بیراهه فرو غلطد. پوتین مطلب را چنین بیان کرد: ما باید همه چیز را مورد بحث قرار دهیم و تحولات فعلی را تجزیه و تحلیل کنیم تا اولا ، دیگرچیزی تکرار نشود (اشاره ایست به حمله هوایی ترکیه در 27 فوریه) و ثانیاً به روابط روسیه و ترکیه که شما و من آن را ارج می نهیم، آسیبی وارد نیاید.

کمتر از دوازده ساعت بعد ، اردوغان نشان داد که مسکو او را قادر ساخته است تا خود را از دام ادلب نجات بخشد. رئیس جمهور ترکیه روز جمعه گفت سیستم ضد هوایی،S-400  خریداری شده از روسیه، در ماه آوریل به بهره برداری می رسد. اردوغان با اعلام این خبر امید خانم «کی بیلی هاچیسون»     Kay Bailey Hutchison  سفیر ایالات متحده در ناتو را نقش بر آب کرد. هاچیسون قبلا ابراز امید واری کرده بود آنکارا به دلیل آنچه که در ادلیب رخ داده از  راه اندازی  S-400   خودداری خواهد کرد.

https://deutsch.rt.com/meinung/98942-idlib-abkommen-von-moskau-bietet-erdogan-ausweg-aus-terroristenfalle/

 

 

 

فرخنده باد هشتم مارس بر زنان و دوستداران زنان

فرخنده باد هشتم مارس بر زنان و دوستداران زنان

به گفتارش دل بسپرید که چنین گفت:

مریم فیروز

 

می شنوی؟ صدای این سپید موی گردنفراز را؟ ، با این نگاه سربلند و آن لبخند پیروز مند که بی پروا چشم در چشم من و تو ، روزگار ما و نیکان و بدان تاریخ، دوخته چه می گوید؟ می شنوی؟ شاهزاده خانمی که جاه شاهزادگی و منصب اشرافیت را زیر پا افکند و تا آخرین دم استوار در کنار زنان و دیگر ستمکشان ایستاد و از دل و جان در رفتار و گفتار با ستم و سیاهکاری زورمندان و زرمندان عیار وار رزمید می گوید :» گرمی دست هائی را که تا به امروز مرا یاری کرده اند بر شانه و سر و روی خود احساس می کنم، باز بلند می شوم و راه می افتم، نه! به این مفتی هم از پا در نخواهم آمد. توشه زیادی از خنده و دلنوازی، از گذشت و مهروزی همراه خود دارم و باز می روم.
راستی از چه دست بردارم؟

به گفتارش دل بسپرید که چنین گفت:

فردای آن روز که آن صحنه را چیدند و به شاه تیر انداختند، یعنی روز 15 بهمن 1327، آن روزها که ترس همه جا را گرفته بود و آتیه تاریک در جلوی ما بود، دختر جوانی صبح زود در خانه مرا کوبید. این دختر از حزب و جریان کنار رفته بود. از دیدن او یکه خوردم. او تند گفت: «امروز روزی نیست که من کنار بمانم، امروز حزب به همه ما نیازمند است. این است که آمده ام هر چه دستور دهند هر چه از من به خواهند آماده انجام می‌باشم

با شگفتی او را نگاه می‌کردم. در آن روزها فراریان از حزب بیشتر بودند تا کسانی که رو به آن بیایند. او آمده بود، کوچک و لاغر، اما نیرومند و با اراده و می‌خواست کار کند، خدمت نماید و از آن روز هر چه از او خواسته شد انجام داد. خانه او یکی از پناهگاه‌‌های ما بود و هر گاه که به سراغ او می‌رفتیم، چه شب و چه روز، او خندان آماده کار بود.

زن جوانی بود که از روز آغاز پی ریزی سازمان زنان جزو پایه گذاران آن بود و مادر دو بچه. از همان روز نخست که حزبی‌‌ها در به در شدند او وقت را از دست نداد، به تک و پو افتاد و فراریانی را که جا و پناه نداشتند پیدا کرد و به خانه کسان خود برد، از آن‌‌ها پذیرائی کرد، می‌رفت و می‌آمد، پیک بود و از همه جا خبر می‌آورد و جزو نخستین کسانی بود که برای پایه ریزی از نو سازمان آمادگی نشان داد و با وجود داشتن دو بچه و گرفتاری‌‌های خانوادگی دست به کار شد. از هیچ ماموریتی روی گردان نبود، خندان و نیرومند، از بام تا شام کار می‌کرد. برای باز کردن گره‌‌ها و گذشتن از سختی‌‌ها راه‌‌های بسیار ساده پیدا می‌کرد. برای تامین زندگی خود و بچه هایش ناگزیر شد به دانشگاه برود. این کار را هم با موفقیت به پایان رساند و هرگز ندیدم که لب به شکوه و شکایت به گشاید. با سختی‌‌ها با روی گشاده رو به رو می‌گردید و بار سنگین زندگی را با خوشروئی می‌کشید و همیشه هر جا که بود و اگر خود لانه و آشیانه‌ای پیدا می‌کرد بدون برو برگرد یکی دو نفر هم از آن لانه آشیانه بهره مند می‌شدند.

جای شگفتی است. اکنون که دارم این یادها را زیرو رو می‌کنم همه این زنان با من می‌باشند. چه زیاد هستند و چه زیبا و خوب هستند این زنان که در آن روزهای سخت با چادر و یا خود را آراسته نخستین روزنامه نهانی حزب را به هر گوشه‌ای می‌رساندند و یا رفیق مسئولی را از این خانه به خانه دیگر همراه می‌بردند و یا پیک بودند و دانسته و آگاه رابطه حزبی را میان همه برقرار می‌کردند و نگاه می‌داشتند و یا آرام گوش به زنگ در خانه خود کشیک می‌دادند و با چشمانی باز و بیدار همه جا را می‌پائیدند، زیرا در خانه آن‌‌ها جرگه حزبی برپا بود و یا محکومی در آن آرمیده بود. همین زن‌‌ها بودند که سکوت تهران را پس از بهمن 1327 شکسته و برای آزادی زندانیان و برگرداندن آن‌‌ها از شهرهای دوردست به خیابان‌‌ها ریخته، کتک خوردند، توهین شدند، اما ایستادگی کردند. آیا این‌‌ها دست کمی از زنان افسانه‌ای داستان هائی چون سمک عیار دارند؟ آیا این‌‌ها دختران سربلند آن مادرانی که فرودسی سروده نیستند؟

عیاری و جوانمردی چه چیز است؟ آیا آن زن جوان زیبائی که خود را آراسته و در جیپ با شوهرش می‌نشست و خنده و روی زیبای او نمونه‌ای از زندگی آرام و خوش برای بینندگان بود جوانمردانه جان خود را به خطر نمی‌انداخت؟ چرا، زیر او می‌دانست که در جیپی که سوار می‌شود محکوم به اعدامی هم نشسته است، اما او نه یک بار، بلکه بارها در هفته این کار را می‌کرد و خم به ابرو نمی‌آورد. خندان و زیبا سوار می‌شد و می‌رفت و خندان و آرام تر بر می‌گشت، زیرا بار خود را به مقصد رسانده بودند. عیاران مگر چه می‌کردند؟

«عیاران سوگند یاد می‌کردند که باهم یار باشند و دوستی کنند و به جان از هم باز نگردند و مکر و غدر و خیانت نکنند و با دوستان هم دوست باشند و با دشمنان هم دشمن

آن زن جوان زیبائی که تنها خود او از همه خانواده به حزب روی آورده بود و با همه بندهای خانوادگی و گرفتاری‌‌های دیگر که داشت شب‌‌ها با محکومی که جانش در خطر بود و برای به دست آوردن او گروه هان گروهان سرباز بسیج می‌کردند، در خیابان‌‌ها به راه می‌افتاد و در همه جا او را همراهی می‌کرد و با بودن خود توجه را از او دور می‌نمود، این آئین عیاری را آگاهانه و به درستی به کار می‌بست و هر شب خود با خطر رو به رو می‌شد و این کار را خیلی طبیعی می‌دانست زیرا می‌بایستی از جان دیگری پاسداری نماید و نه کسی از او در این باره چیزی شنید و نه در جائی به این از جان گذشتگی اشاره‌ای کرد، فروتن و از خود گذشته این زن جوان برازنده نام «سربازی» بوده و هست.

آن دخترانی که به نام نامزد به دیدار زندانیان محکوم به اعدام می‌رفتند و برای او پیام حزبی می‌بردند و از او و دیگر زندانیان جویا می‌شدند و سازمان‌‌های حزبی را از پیش آمدهای درون زندان آگاه می‌کردند مگر نه این است که این‌‌ها‌‌‌‌ بی باک بودند و از خود گذشته؟ این‌‌ها خود را هر بار به چنگ خونخوارترین دشمنان می‌انداختند ولی خونسردی خود را نگاه می‌داشتند. خنده از روی آن‌‌ها دور نمی‌شد می‌رفتند و بر می‌گشتند و شاد بودند که وظیفه خود را انجام داده اند و از زندانیان عزیز پیام آورده اند.

مادرانی با این که چند فرزند داشتند با بزرگواری و گذشت ماه‌‌ها و گاه سال‌‌ها محکومین و در به در شده‌‌ها را در خانه خود می‌پذیرفتند و آن‌‌ها را چون فردی از خانواده عزیز می‌داشتند و شب و روز بیدار و آگاه به هر صدائی گوش می‌دادند و گوش به زنگ هر گفته‌ای در میان همسایگان بودند تا بهتر بتوانند از مهمان بسیار با ارزش خود پاسداری نمایند. این‌‌ها پا را از آئین عیاری فراتر گذاشتند زیرا تنها برای بچه‌‌های خود مادر نبودند، بلکه برای مردمی که تا دیروز برای آن‌‌ها ناشناس بودند مادری می‌کردند.

چگونه می‌توان از یاد برد آن زن جوانی را که به اندازه‌ای کوچک و ریز بود که گوئی بچه‌ای در جنب و جوش است،‌‌‌‌ بی چادر و یا با چادر، او همه جا بود، هرگاه که خطر تازه‌ای روی می‌آورد پیدایش می‌شد. چشمان نگران او جویا بودند و با علاقه فراوان به هرجا که باید برود می‌رفت و هر کاری را که باید بکند می‌کرد. خانه او تا روزی که خانه داشت جای دربدران بود و هرگز نشنیدم که ناله کند و یا درخواستی داشته باشد. دست و دلباز و از خود گذشته برای نهضت زندگی می‌کرد. در روز مسئول سازمانی و در تاریکی شب پیک و روزنامه رسان بود. (این زن عزیز و رفیق ارجمند دیگر در میان ما نیست. بیماری هولناک و کوتاهی رفیق هما هوشمند راد را از میان ما برد) یاد او برای یارانش زنده و نام او در نهضت زن کشور ما پایدار است.

بدبختانه در این صفحات جای آن نیست که از نهضت زنان ایران سخن رانده شود. از آن راد زنانی که برای نخستین بار برپا خاسته و برای زن و مادر ایرانی پا به میدان گذاشتند.

آن روزها آنان برای به دور انداختن چادر قیام کردند و در آن دوران سخت با آخوند و مذهبی در افتادند. نوشتند، روزنامه داشتند، تاتر درست کردند و به روی صحنه آمدند و هدف‌‌های خود را به گوش مردم رساندند.

در باره این زنان و نهضت زن در ایران باید جویا شد، پژوهش کرد و به راستی کتابی درخور آن‌‌ها و جانبازی‌‌ها و گذشت آن‌‌ها نوشت.

در اینجا از آنهائی می‌گویم که هر روز و هر شب در سال‌‌های اخیر در نبرد بودند و من خود آن‌‌ها را از نزدیک دیده و شناخته ام. بله، این زنان و دختران بدون این که سینه سپر نمایند و یا از رازهای بزرگی که به دست آن‌‌ها سپرده شده بود پرده دری نمایند، دشوارترین کارها را کردند و آئین جوانمردی و عیاری را بدون هیچ گونه خودنمائی همان طور که قانون جوانمردی است به کار بستند.

برگفته از :» چهره های درخشان» نوشته مریم فیروز

 

نان از دهان 38 میلیون امریکائی ربوده می شود!

نان از دهان 38 میلیون

امریکائی ربوده می شود!

 

 

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

 

4،535،789

ترجمه

1180

 

 

وعده ای که پرزیدنت ترامپ داد این بود «امریکا اول» . گرچه این وعده  بخش هایی از صنعت داخلی امریکا را خوشحال می کند اما برای بسیاری از هموطنان او کمر شکن  است. به روایت ترامپ  اقتصاد ایالات متحده  که او  قدرت سابق را به آن بازگردانده است،  بازنده ای ندارد.

اما در واقع ترامپ خود بوجود آورنده فقر انبوه است. فقط از اول ماه آوریل همین سال جاری صدها هزار نفر بیم آن دارند که از دریافت کمک های غذائی محروم شوند زیرا شرائط سخت تازه ای که برای دریافت غذای رایگان به اجرا گذاشته خواهد شد، شامل حال آنها نخواهد شد.

با اجرائی شدن دو قانونی که هنوز در مرحله تدارک است میلیون ها نفر از نیازمندان حق استفاده ازکوپن های غذایی از دست می دهند.

در حال حاضر حدود 38 میلیون نفر در ایالات متحده وابسته به دریافت  کمک های «تغذیه تکمیلی» هستند.-  ( Supplemental Nutrition Assistance Program (SNAP»   –

این خدمت اجتماعی بسیاری از افراد را به معنی واقعی کلمه از گرسنگی نجات می دهد. از آنجا که دریافت منظم کمک هزینه بیکاری در اکثر ایالات امریکا پس از حداکثر 26 هفته منقضی خواهد شد دریافت کوپن های SNAP یا «ژتون غذا» برایِ بیکارانِ درازمدت اهمیت حیاتی دارد. در سال 2018 افراد مستمند به طور متوسط 126 دلار در ماه به صورت کوپن دریافت می کردند تا بتوانند در سوپر مارکت ها با آنها خرید کنند. با این حال ، کمک بی قید و شرط به بزرگسالان سالم و فاقد فرزندان خرد سال وجود ندارد. کسی که طی سه ماه حداقل 20 ساعت  کار نکرده باشد یا دوره ای  برای اموزش تکمیلی را دنبال نکرده باشد پس از سه ماه از دریافت کمک هزینه بیکاری  محروم خواهد گشت.

با اینحال مقامات تا کنون توانسته اند  با توسل به مصوبه ای ویژه بنام چشمپوشی   قانون فدرال را اجرا نکنند .بویژه ایالاتی که از لحاظ اقتصادی ضعیف تر و بیشتر روستائی هستند از این گزینه استفاده گسترده ای کرده اند. این امکان بزودی تمام خواهد شد. با توجه به «اصلاحات» مصوب وزارت كشاورزی آمریكا در ماه دسامبر ، فقط ایالاتی که نرخ بیكاری در آنها  حداقل شش درصد است مُجاز به استفاده از این امکان هستند. بطور رسمی این نرخ، از جمله با بکاربستن انواع ترفندهای آماری، کمتر از 4 در صد در سطح کشور نشان داده می شود و درحال حاضر ایالت الاسکا تنها ایالتی است که فوقِ حد نصابِ شش در صد قراردارد.

ترامپ اخیراً در سخنرانی خود در «مجمع جهانی اقتصاد» در داووس با افتخار اعلام کرد: «میلیون ها نفر دیگر نیازی به ژتون غذا ندارند.» همه آنها کار دارند ، «وضعشان خوب است».

«جورج » سونی» پردو» وزیر کشاورزی ایالات متحده در توجیه حذف این باصطلاح یارانه ها  گفت این کار برای پیشگیری از تنبلی و فرار از کار صورت گرفته است. برنامه فدرال برای بسیاری از امریکائی ها تبدیل به » راه و رسم زندگی» شده است. بخش دولتی نمی تواند » تا دنیا دنیاست فقط  به این ها کمک برساند». وزیر مذکور  در یک بیانیه مطبوعاتی که در اوایل دسامبر منتشر شد ، در پی سخنان خود گفت : «دولت می تواند نیرویی قدرتمند برای خیر باشد، اما رؤیای آمریکائی هیچگاه بمعنای وابستگی به دولت نبوده است».

تخمین زده می شود که در ماه آوریل تا 700 هزار نفر با اجرای قانون جدید   حق  دریافت ژتون مواد غذایی را از دست بدهند. این ها  مردمی هستند که به منجلاب فقری تلخ سقوط خواهند کرد. در سال 2018 ، متوسط درآمد ناخالص تمام خانوارهای دریافت  کننده ژتون برای  غذا  844 دلار در ماه بود. 38 درصد از این  افراد مجبور بودند حداکثر با نیمی ازین مبلغ  که برابر با خط فقر در ایالات متحده امریکاست زندگی کنند.

با این همه ، ازین پس سختی های بیشتری نیز در راه است.  طبق برنامه های Perdue ، چهار میلیون نفر دیگر از نیازمندان که تحت حمایت برنامه SNAP    – ژتون برای غذا- قرار دارند نیز از دریافت  این کمک ها محروم خواهند گشت.

تا به امروز بخشی از گیرندگان کمک های اجتماعی بطور خودکار  ژتون  غذا نیز دریافت می کردند. ازین پس با لغو مقررات پیشین، در درجه اول،  مشکلات خانواده ها افزایش می یابد و می تواند منجر به این  هم بشود که کودکان  نیزاز حق دریافت غذای رایگان در مدرسه محروم گردند.

براساس گزارش شبکه CBS ، مجموعا 5.3 میلیون خانوار همۀ  یا بخشی ازحقوق خود را برای دریافت کمک از دست خواهند داد. در عوض ، دولت آمریكا احتمالا  پس از 5 سال 5/5 میلیارد یورو پس انداز خواهد کرد.

پرتال سوئیسی «اینفوس پربر» در هفته گذشته با استناد به  رسانه های امریکائی گزارش داد افراد خیر و آشپزخانه هایی که  به مستمندان غذای رایگان می دهند  خود را برای مواجه شدن با یورش  توده کثیری از مستمندان  آماده می سازند. علاوه بر این ، بیش از نیمی از ایالت ها نگران آن هستند که   این کاستن ها  صدمات ماندگار  به اقتصاد ایالات متحده وارد آورد. بویژه  خرده فروشی در مناطق روستایی در معرض آسیب شدید قرار گیرد. در این مناطقِ روستائی بعضی اوقات مغازه ها   80 در صد از فروش  خود را با دریافت کوپن های سازمان  SNAP  تامین می کنند.

https://www.jungewelt.de/artikel/373348.sozialkürzungen-in-den-usa-zu-wenig-zum-leben.html

paypalیاری با آینده ما از طریق paypal

.paypal.me/aayandema

.

 

 

فرانسه پرچم رهبری را در اروپا بدست می گیرد

فرانسه پرچم رهبری را

در اروپا بدست می گیرد

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،532،626

ترجمه

1179

مکرون ، رئیس جمهور فرانسه، بالاخره روز جمعه گذشته طی نطقی نظرات خود را  در باره استراتژی دفاعی و نیز استراتژی بازدارندگی فرانسه اعلام کرد. نظراتی که  ناظران سیاسی با اشتیاق در انتظار شنیدن آن بودند. مکرون در این نطق خواستار آن شد که اختلاف سطح در بودجه دفاعی کشورهای عضو اتحادیه اروپا برطرف گردد و همه همطراز گردند.

پس از شارل دوگل، مکرون نخستین رئیس جمهور فرانسه است که در نطقی که روز جمعه در دانشکده افسری فرانسه ایراد کرد در باره دفاع و بازدارندگی سخن گفت.

رئیس جمهور فرانسه در نطق خود که چندین بار به تعویق افتاده بود و ناظران سیاسی سخت در انتظارش بودند، بعنوان رئیس جمهور تاکید کرد که فرانسه یک قدرت اتمی است. فرانسه خواستار صلح پایدار است و می خواهد دو مؤلفه هسته ای برای بازدارندگی را حفظ کند. این دو مولفه به طور سنتی عبارتند از زیر دریائی و هواپیما.

ماکرون گفت » گرچه چالش های جهانی که کره زمین با آن روبروست، ما را بر آن می دارد تا با همکاری و همبستگی نوین با آن روبرو شویم،ولی ما  شاهد تجزیه شتابان  نظام حقوقی بین المللی و نهاد هائی هستیم که مناسبات مسالمت آمیز بین کشورها را سامان می بخشند».

نخستین تغییر پارادایمی که توسط رئیس جمهور فرانسه در این زمینه مطرح شد، پارادایمی است  استراتژیک. در این پارادایم سلسله مراتب جدیدی از قدرت ترسیم شده که می تواند موجب رقابت استراتژیک بی پروائی در جهان گردد و خطر بروز حوادث و برخوردهای نظامی کنترل نشده ای را در پی داشته باشد. فرمانده کل نیروهای نظامی فرانسه گفت: «چندین گرایش دراز مدت و قابل پیش بینی در حال پیدایش هستند «.

افزون بر این ماکرون که مدت هاست خواستار استقلال اروپا در برابر قدرت ایالات متحده امریکاست در این سخنرانی نیز بار دیگر آن را مطرح ساخت و در عین حال تلاش کرد تا روشن سازد که هدف او پایان بخشیدن کلی به همکاری با  واشنگتن نیست: ماکرون تصریح کرد که «فرانسه یقین دارد امنیت دراز مدت اروپا مبتنی بر اتحاد نیرومند با ایالات متحده است».

گواهی رئیس جمهور 42 ساله فرانسه در اواخر سال گذشته مبنی بر این که  ناتو به «مرگ مغزی»  دچار شده است موجب اعتراضاتی در حوزه ترانس اتلانتیک شد.

ماکرون طی سخنرانی اخیر خود که بسیاری مشتاقانه در انتظار شنیدن آن بودند ، بار دیگر خواستار  شرکت دادن اروپایی ها در مذاکرات مربوط به معاهده آتی در باره INF   پیمان منع موشک  های میانبرد هسته ای شد و گفت با توجه به  امر کنترل تسلیحات، اروپا نمی تواند تنها به داشتن «نقش تماشاچی» اکتفا کند. بنا براین کنترل تسلیحات نیازمند داشتن استراتژی مشترک است.

افزون بر این، رئیس جمهور فرانسه خواستار این نیز شد که برای دفاع از اتحادیه اروپا و امور امنیتی بجای درگیر شدن در بحث های پیچیده  باید پول بیشتر در دست گرفت و به میدان آمد: آیا دلیل این وضع  این است که امر دفاع موضوعی فرعی است یا (به این  دلیل است) که دفاع کاری است که دیگران باید برای ما انجام دهند؟

مکرون، فرمانروای کاخ الیزه،  در گفتارخود در باره » گفتگوی استراتژیک» به شرکای اروپائی پیشنهاد کرد در باره » پتانسیال بازدارنده هسته ای فرانسه» گفتگو کنند و بر سخنان پیشین خود چنین افزود:

«همبستگی پایدار فرانسه با متحدانش به این معنی است که اینک منافع حیاتی فرانسه یک بعد اروپایی دارد. «

یوهان وادفول، معاون فراکسیون حزب دموکرات مسیحی در بوندستاگ، مجلس آلمان ، از اعضای اتحادیه اروپا خواست تا پیشنهاد فرانسه را بدون فوت وقت  دنبال کنند.

پیشنهاد گفتگو باید اولین گام برای ادغام نیروی بازدارنده هسته ای فرانسه در دفاع از اروپا باشد.

وادفول در اوایل هفته این موضوع را مطرح كرده بود.

https://deutsch.rt.com/europa/97820-macron-ungehemmter-globaler-wettbewerb-erfordert/

 

 

 

یاری با آینده ما از طریق

paypalیاری با آینده ما از طریق paypal

.paypal.me/aayandema

.

 

رئیس کنفرانس امنیت مونیخ :همه از پای در می آئیم اگر قدرت نظامی آلمان وارد عمل نشود

رئیس کنفرانس امنیت مونیخ:

همه از پای در می آئیم

اگر قدرت نظامی آلمان وارد عمل نشود

یونگه ولت

ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،530،128

ترجمه

 1178

َ

امسال در حدود 40 رهبر و رئیس دولت،  حدود 100 وزیر امور خارجه و دفاع و صدها تن ازمقامات تأثیرگذار بر عرصه های  سیاسی ، تجاری، علمی و سازمان های به اصطلاح غیردولتی: حدود 500 نفر از مقامات  عالی رتبه، در کنفرانس امنیت مونیخ که برای پنجاه و ششمین بار در این شهر آلمان که به پایتخت ایالت باویر آلمان معروف است برپا شد.

افرادی که برای نخستین بار در این کنفرانس حضور یافتند، از جمله عبارت بودند از: امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه، مایک پمپئو وزیر خارجه امریکا،سرگئی لاوروف  و وانگ یی وزرای خارجه روسیه و چین و همچنین محمد جواد ظریف وزیرخارجه ایران.

مارک زاکربرگ  Mark Zuckerberg رئیس » فیسبوک» نیز در مونیخ  حاضر شد. او پیش از حضور در کنفرانس به تبلیغ در باره » فیسبوک و اهمیت سیاسی حضور خود در کنفرانس پرداخته بود. البته باید به این واقعیت  توجه داشت که  به هرحال اطلاعات و ویژگی های گوناگون بیش از 2 میلیارد نفر در فیسبوک  ثبت شده است.

حتی پیش از این کنفرانس، سیاستمداران متنفذ  آلمانی به» بوندس ور» (ارتش آلمان) فشار می آوردند که  دامنه عملیات خود را گسترش دهد و پیوسته به توصیه های کنفرانس امنیتی مونیخ در سال 2014 ارجاع داده میشد که   رئیس جمهور آلمان در آن زمان و چند وزیر دیگر گفته بودند اینک هنگام آن فرا رسیده که ارتش آلمان «مسئولیت» های بزرگتر جهانی برعهده بگیرد. بعبارت دیگر باید در عرصه سیاست جهانی شیوه ای تهاجمی در پیش گیرد و بیشتر به میدان فرستاده شود.

ولفگانگ ایشینگر، رئیس کنفرانس در ابتدای هفته گذشته  گله کرده بود که گرچه برلین فعالیتهای سیاسی جهانی خود را تشدید کرده است، اما «نه این اندازه از تشدید کافی است و نه این سرعت سرعتی مطلوب. بیم آن می رود که  صحبت از «مسئولیت بیشتر»   به یک عبارت توخالی تبدیل شود. وزیر دفاع آلمان، آنگرت کرمپ کارنباوئر، نیز  روز پنجشنبه به او پیوست و گفت فوریت  این ضرورت اینک تشدید هم شده است.

ایشینگر، رئیس کنفرانس، بشدت در پی آنست که هر طور شده  اتحادیه اروپا را هم  به عرصه سیاست جهانی که سخت مطلوب اوست وارد کند. اما نخستین مانع دست یافتن به این هدف آنست که تصمیمات متخذه از سوی اتحادیه اروپا باید مورد تایید هر 29 عضو اتحاد اروپا قرار گیرد و اگر یک کشور با طرحی مخالف باشد آن طرح نمی تواند به مرحله اجرا در آیداز این رو او در آغاز هفته گفت : «تا زمانی که ما با 29 عضوی روبرو هستیم که هر یک از آنها در تصمیمات مربوط به سیاست خارجی دارای حق وتو است ما راه به جائی نخواهیم برد. ما باید سرانجام موفق شویم که کارها را سریعتر، روشن تر و متهورانه تر پیش ببریم و به نتیجه برسیم»

افزون بر این، ایشینگر خواستار آن شد که اتحادیه اروپا مرجعی مستقل و فوق العاده برای رسیدگی سریع به نقاط بحرانی بین المللی ایجاد کند که وظیفه اش رسیدگی بی وقفه به بحران گاههای بین المللی باشد. برای انجام این وظیفه باید شخصیت محترم و پذیرفته شده ای در نظر گرفته شود که حتی الامکان در گذشته رهبر یا نخست وزیر بوده باشد تا بتواند به جهانیان  و منطقه مورد نظر نشان دهد «اروپا می تواند و می خواهد با یک صدا» سخن بگوید و حرفی برای گفتن دارد.

یکی از دلایلی اصرار Ischinger در این باره گزارش امنیتی مونیخ است که هر سال همزمان با کنفرانس امنیتی منتشر می شود.  موضوع مرکزی گزارش امسال آغاز غروب غرب است.

به عنوان مثال ، از رئیس جمهور فرانسه ، امانوئل ماکرون نقل شده است «ما از قرن 18 میلادی به یک نظم بین المللی  عادت کرده بودیم که برپایه هژمونی غربی استوار بود. اوضاع در حال تغییر است. «اصرار ایشینگر برای نجات نخبگان آلمان و اتحادیه اروپا از زوال جهانی برای کمک به آنها ست، برای دستیابی به آنچیزی است  همیشه خواستار دست یافتن به آن بودند: مکانی در آفتاب سیاست جهانی.

»ایشینگردر کنفرانس های مطبوعاتی خود در برلین و مونیخ، شکوه کرد  و گفت پس از آن که «ایالات متحده آمریکا نقش خود را به عنوان پلیس جهانی کنار نهاد. از غربی شدن جهان کاسته شده  و»تسلط غرب بر صحنه جهانی رو به کاهش است. اکنون اروپایی ها باید شکاف «فقدان غرب» را پر کنند. (…)

ایشیگر با اشاره به سخنان رئیس جمهور وقت آلمان «یواخیم گاوك» درکنفرانس امنیت مونیخ در سال 2014  گفت كه آلمان باید » نقش محكمی در جهان داشته باشد. هدف باید این باشد که «بدون هیچ اگر و مگری  قدرت آلمان ، نه تنها قدرت اقتصادی بلکه قدرت نظامی  نیز، در خدمت اتحادیه اروپا و ناتو گذاشته شود.

آلمان مجبور بود «از نظر سیاست خارجی ، توسعه ارتش و اسلحه» با فرانسه بیشتر همکاری کند. ما باید کاری کنیم که اروپا بیشتر قادر به عمل باشد، تا اتحادیه اروپا بتواند منافع اروپایی معتبر را، سریعتر و مصمم تر  تصویب کند ، در غیر این صورت ما همه با هم از پای در خواهیم آمد.

ما می گوییم: ما همه با هم به زانو در میائیم،  با جنگهای بیشتر و  با هزینه های تسلیحاتی بیشتر.

همین امروز ، هزینه های نظامی کشورهای ناتو بیش از 1000 میلیارد دلار ، 16.5 برابر بیشتر از هزینه های نظامی روسیه و چهار برابر بیشتر از چین است. فقط بخش اندکی از این مبلغ کافیست برای تأمین اعتبارهای ضروری برای کلیه اقدامات لازم برای جلوگیری از فاجعه آب و هوا. کنفرانس مونیخ  برای حل مسالمت آمیز مناقشات یا تامین امنیت  مردم در سرتاسر جهان نیست. (…) این کنفرانس برای حفظ تسلط نظامی «غرب» است.

عنوان مضحک «کنفرانس امنیتی» کلاهبرداری است. برچسب قلابی است. کنفرانس امنیت مونیخ  اتحاد طبقاتی ناتو است،  انجمنی است تبلیغاتی برای توجیه افزایش هزینه تسلیحات و توجیه عملیات جنگی در سراسر جهان.

.شرکت کنندگان شامل کلیه وزرای نظامی کشورهای ناتو ، ژنرال های بلند رتبه و کارفرمایان بیشمار از بزرگترین شرکتهای تسلیحاتی جهان هستند. کنفرانس امنیت اسم بی مسمی است.

 

https://www.jungewelt.de/artikel/372612.sicherheitskonferenz-in-münchen-in-die-offensive-gehen.html

 

یاری با آینده ما از طریق

paypalیاری با آینده ما از طریق paypal

.paypal.me/aayandema

.

 

فیلیپین گام به گام از روابط نظامی با امریکا فاصله می گیرد

فیلیپین گام به گام از روابط

نظامی با امریکا فاصله می گیرد

راشا تودی-  ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،528،582

ترجمه

1177

پس از اینکه ایالات متحده یک ماه پیش به یکی از افراد مورد اعتماد  رئیس جمهور فیلیپین اجازه ورود به خاک آن کشور را نداد،  رئیس جمهور فیلیپین تهدید کرد که توافق نظامی با واشنگتن را فسخ خواهد کرد، کاری که بعدا به آن  تحقق بخشید. مانیل روز سه شنبه  با ارسال یک اطلاعیه رسمی به سفارت آن کشور در فیلیپین لغو قرارداد مذکور را اعلام کرد.

قرارداد مذکور که در سال 1998 منعقد گردید ورود کشتی های جنگی، هواپیماها و سربازان  امریکا را به فیلیپین  مجاز و تنطیم می کرد. افزون بر این، طبق  قرارداد مذکور هرگاه اعضای ارتش امریکا در خاک فیلیپین مرتکب جرمی می شدند دادگستری فیلیپین مجاز نبود متهم را تحت قضائی قراردهد.  براساس گفته سخنگوی رئیس جمهور فیلیپین، دلیل لغو قرار داد آنست که فیلیپین می خواهد در عرصه امور نظامی  از واشنگتن مستقل گردد. ( این قانون در ایران بنام » کاپیتولاسیون» شناخته می شود. مقررات کاپیتولاسیون از دوران قاجار به صورت نانوشته در مورد بازرگانان و شهروندان اروپایی رعایت می‌شد. مترجم).

سالوادور پانلو سخنگوی وزارت خارجه فیلیپین گفت  اینک هنگام آن فرارسیده است که ما به خود متکی گردیم ، بر قدرت دفاعی خود بیافزائیم و به کشوری دیگر اعتماد نکنیم.

سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین گفت كه كشور وی مایل به امضای توافقنامه های مشابه با دیگر كشورهاست مشروط بر  این که توافقنامه   یك طرفه نباشد و «برای هردو کشور مفید باشد»

ماه گذشته امریکا ویزای رونالد دلا روزا، رئیس سابق پلیس فیلیپین را برای ورود به امریکا لغو کرد.

دیده بان حقوق بشر سناتور دلاروزا را متهم کرده بود که هنگام  اجرای پروژه  رئیس جمهور  بنام «جنگ با مواد مخدر» فراسوی قوانین  مرتکب قتل » شده است.

رئیس جمهور فیلیپین سپس تهدید کرد که اگر لغو ویزا تصحیح نشود،  موافقتنامه نظامی با آمریکا را خاتمه خواهد داد.

بنا به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس «دوئرته» رئیس جمهور روز23 ژانویه گفت: «من به شما هشدار می دهم اگر تصحیح صورت نگیرد، من موافقنامه استقرار نیروهای نظامی امریکا را لغو خواهم کرد. من این حرامزاده را از میان برخواهم داشت».

ایالات متحده و فیلیپین  دیرگاهی است که در حوزه آسیائی اقیانوس آرام شریک راهبردی یکدیگر هستند. در درگیری های دیپلماتیک مانیل با پکن، بر سر اختلافات ارضی در دریای چین جنوبی،  واشنگتن از مانیل حمایت کرد. اما از سال 2016 که دوترته زمام امور کشور را در فیلیپین بدست گرفت ، روابط دوکشور تیره شد.

مقامات آمریکایی اقدامات وی را علیه کارتل های قدرتمند مواد مخدر مورد انتقاد قرار می دهند و او را به نقض حقوق بشر متهم می سازند.

رئیس جمهور فیلیپین ادعای بد رفتاری را رد می کند. استدلال او این است که برای ریشه کن کردن جنایات سازمان یافته  ای که با مواد مخدر در ارتباط هستند، باید شدت عمل به خرج داد.

 

https://deutsch.rt.com/asien/97871-ich-mache-hurensohn-ende-philippinischer/

 

یاری با آینده ما از طریق

paypalیاری با آینده ما از طریق paypal

.paypal.me/aayandema

.

.

 

 

 

 

 

 

امریکا پایگاه های تازه نظامی در مرز ایران و عراق ایجاد می کند

امریکا پایگاه های تازه نظامی

در مرز ایران و عراق ایجاد می کند

.راشا تودی ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،526،432

 ترجمه

1176

 

بجای تدارک ترک  خاک عراق که به تصویب پارلمان عراق رسید، نیروهای نظامی امریکا مناطق تازه ای از خاک عراق را در نزدیکی مرز ایران اشغال کردند. اسرائیل  و عربستان سعودی از این اقدام حمایت می کنند.

دست کم سه پایگاه نظامی امریکائی در بخش کرد نشین عراق، نزدیک به مرز ایران ایجاد می گردد.

  منابع اسرائیلی  این خبر رامنتشر کرده اند . اسرائیل از سال 1950 فعالیت گسترده در کردستان عراق دارد.

 آغاز حضور اسرائیل در  کردستان زمانی است که سازمان اطلاعاتی  اسرائیل موساد عملیات   «عزرا و نئیمیا»  را برای  انتقال صدها یهودی کُرد به  اسرائیلِ تازه تاسیس  شروع کرد.

در قیام کردها علیه دولت مرکزی عراق که از سال 1961 تا 1975 بطول انجامید ، اسرائیل اسلحه و پول در اختیار پیشمرگان کرد می گذاشت.

ایران و کرد ها نیز برای مبارزه با بغداد به پیشمرگان آموزش نظامی می دادند، تا این که تهران و بغداد در مذاکرات الجزایر به توافق رسیدند و از آن زمان شاه  همکاری با کرد ها را پایان داد. اسرائیل از آن زمان تاکنون در منطقه کردنشین عراق  فعال بوده است. ابتدا در نبرد با صدام حسین ، تا حمله امریکا به عراق  در2003 و پس از سقوط  صدام تا کنون   علیه ایران.

این واقعیت که این منطقه در مرز ایران و مناطق کرد نشین عراق قرارداد این منطقه را برای پنتاگون بویژه جالب کرده است.

این که نیروهای نظامی امریکا  خاک عراق را  برغم سخنان قبلی پرزیدنت ترامپ و    مصوبه روشن پارلمان عراق ترک نمی کنند پرفسور اوزی رابی Uzi Rabi را اصلا متعجب نمی سازد.

این اندیشمند اسرائیلی که رئیس اتاق فکر موشه دایان برای تحقیقات خاور میانه و افریقاست در تل آویو به Breaking Defense گفت  

آمریکایی ها متوجه شده اند که با وجود اظهارات رئیس جمهورترامپ ، آنها به حضور واقعی در منطقه نیاز دارند. و این کار را با ایجاد پایگاه هایی در مناطق کرد انجام می دهند. تمام کسانی هم که واقعا اطلاعی از نیروهای نظامی در این منطقه استراتژیک  دارند جز این انتظاری نداشتند.

بنا بر این روشن است که خواست پارلمان عراق و اکثریت مردم این کشور بی اهمیت است.  آنچه هنوز مشخص نیست  این است که آیا ایجاد پایگاه های جدید آمریکایی با دولت در بغداد مورد بحث قرار گرفته است یا خیر. اگر توافقی صورت نگرفته باشد ایالات متحده بار دیگر سرزمین عراق را اشغال خواهد کرد البته به مقیاس محدود. آنچه قطعی است این است که اسرائیل و عربستان  در هر حال از  واشنگتن حمایت خواهند کرد.

در همین دوشنبه گذشته شاهزاده فیصل السعود  ، وزیر امور خارجه عربستان سعودی در مصاحبه با سی ان ان گفت: کشور سلطنتی عربستان  نمی خواهد که ایالات متحده نیروهای خود را از عراق خارج سازد. دلیلی که او برای این خواست بیان کرد خطری است که کماکان از  داعش بر می خیزد   گرچه  داعش از لحاظ جغرافیائی شکست خورده است». اما آنچه در سر بسیاری از مردم به حیات خود ادامه می دهد ایده ئولوژی داعش است که از قضا از وهابیگری نشئت گرفته است.

https://deutsch.rt.com/der-nahe-osten/97468-kein-abzug-in-sicht-usa-bauen-neue-stutzpunkte-im-irak/