بایگانی‌های دسته: Uncategorized

آلمان هنوز از فضای جنگی با روسیه خارج نشده است

.

 

آلمان هنوز از فضای جنگی

با روسیه خارج نشده است

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،447،744

ترجمه 1151

روز چهارشنبه ( هفته گذشته) هایکو ماس وزیرخارجه آلمان برای یک دیدار دو روزه با یک هواپیمای ویژه حمل نفرات نظامی به مسکو پرواز کرد. هواپیمای ایر باس» آ340″  که قبلا برای این کار در نظر گرفته شده بود با مشکلات فنی روبرو شده بود .

وزیر امور خارجه در نخستین جمله از بیانیه ای که قبل از پرواز او منتشر شد، روابط آلمان و روسیه را متناسب با هواپیماهای نظامی حامل خود به مسکو چنین توصیف کرد: «ما در حال حاضر با روسیه در بسیاری از زمینه ها اختلاف نظر اساسی داریم.»

این پنجمین دیدار ماس با سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه در سال جاری است .

احتمالاً دلیل اصلی افزایش فعالیت های دیپلماتیک این است که سیاست رویارویی و مقابله ای که غرب در پیش گرفته با  خطر درگیری بزرگ  به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. افزون بر این اکثر مردم آلمان این سیاست  را که رسانه ها آلمانی از سالها پیش در پیش  گرفته و بطور سیستماتیک  بر طبل نفاق  با روسیه  میکوبند ومناسبات دو کشور را بد  توصیف می کنند، نپذیرفته اند.

آژانس مطبوعاتی آلمان روز چهارشنبه گزارش داد، طبق همه پرسی تازه موسسه یوگوف     Yougov  کمتراز 24 در صد از مردم آلمان  از  «تحریم های اتحادیه اروپا  علیه روسیه حمایت می کنند.»

بیش از نیمی از پرسش شوندگان خواستار پایان دادن فوری به تحریم ها، یا کاستن تدریجی  از آنها  شده اند. 24 در صد هم اظهار نظر نکرده اند.

در برابر این پیش زمینه، ماس در بیانیه خود که در و بسایت وزارت خارجه آلمان منتشر شده اظهار داشته است که  «گفتگوی مستقیم و سخن صریح» با روسیه ضروری است.

طبق اظهارات او سخن بر سر وضعیت   سوریه،   ایران و کنترل بین المللی تسلیحات است. و: «ما به همکاری سازنده روسیه ، به ویژه در شرق اوکراین» ، «جایی که» بالاخره  امید به پیدایش نور در انتهای تونل بوجود آمده است، نیاز داریم.  در آنجا «همه طرف ها باید تمایل  خود را به مشاركت در گفتگو و عمل نشان دهند».

این ها در واقعیاتی که ناتو و اتحادیه اروپا بوجود آورده اند تغییری ایجاد نمی کند.

به گزارش ریانوستی سرگئی شویگو وزیر دفاع روسیه روز چهارشنبه در مسکو با اشاره به اوضاع نظامی و سیاسی  مرزهای غربی روسیه آن را «بحرانی » دانسته است :

«این وضعیت با تقویت حضور نظامی ناتو در اروپای شرقی، استقرار سامانه های دفاع موشکی ایالات متحده در لهستان و رومانی و گسترش همکاری های نظامی با فنلاند و سوئد مشخص می شود. مسکو برای خنثی سازی تهدید های پدید آمده ازاین وضعیت دست به اجرای سلسله اقداماتی زده است».

نه تنها هیچ نشانی حاکی از آن که  دولت آلمان می خواهد به ماجراجوئی نظامی در اروپای شرقی پایان دهد به چشم نمی خورد، بلکه برعکس،  نشانک ها معکوس هستند:

بعنوان مثال روز چهارشنبه،  اشتفان زایبرت، سخنگوی دولت گفت کابینه در مورد  پذیرش دوباره روسیه به گروه جی 8  بشدت با  تردید روبروست. استدلال ترامپ برای طرح پیشنهاد پذیرش دوباره روسیه به گروه مذکور این بود که :» بسیاری از آنچه ما در باره ان سخن می گوئیم با روسیه مرتبط است.»

برنامه دیدار ماس در نخستین روز حضورش در مسکو کمتر برای گفتگو و بیشتر برای  مداخله در امور داخلی روسیه است . او از جمله با باصطلاح  جامعه غیر نظامی گفتگو می کند که در غرب آن را » منتقدان کرملین » می خوانند.

https://www.jungewelt.de/artikel/361247.deutsch-russische-beziehungen-maas-macht-mobil.html

 

 

Advertisements

کودتای 28 مرداد

کودتای 28 مرداد

 

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

باز انتشار

امار سایت تا کنون

4،447،271

65 سال پیش محمد مصدق، نخست وزیر ایران، با یک کودتای نظامی تحت رهبری ایالات متحده و بریتانیا سرنگون شد

روز 19 اوت   1953 محمد مصدق ، نخست وزیر ایران ، در پی جنجال خشونتبار اوباش خریده  شده، همراه با یک کودتای نظامی از قدرت ساقط شد.

در پس این رویدادها اینتلیجنت سرویس انگلستان و CIA، سازمان اطلاعاتی امریکا قرار داشتند. این دو سازمان نقشه ساقط کردن سیاستمدار مردمی ایران محمد مصدق را در سال 1952 طرح کردند و در سال 1953به تدارک مقدمات انجام  این نقشه  که  نام  سری آن » عملیات آجاکس» بود پرداختند..

نیروی محرکه دولت انگلستان بود  که می دید با موفقیت سیاست مصدق  نه تنها  در آمد ناشی از فروش نفت در اختیار ایران قرار می گیرد بلکه منافع ژئو استراتژیک انگلستان   در خاور نزدیک و میانه با خطر مواجه می گردد.

ملی شدن نفت

مصدق که در آن زمان 68 سال داشت، روز 29 آوریل 1951 از سوی شاه به نخست وزیری منصوب شد و روز 6 ماه مه مجلش شورای ملی با 99 رای موافق و 3 رای ممتنع نخست وزیری او را تایید کرد.

قبل از آن، در 15 ماه مارس، مجلس قانون ملی شدن صنایع شرکت نفت انگلیس و ایران  Anglo-Iranian Oil Company (AIOC)  را که تا آن زمان  در مالکیت انگلستان قرار داشت، تصویب کرده بود.

 وظیفه مصدق مذاکره با انگلستان در باره نحوه انجام قانون ملی شدن نفت ایران بود. یکی از موضوعات مرکزی و مورد مناقشۀ مذاکرات میزان خسارتی بود که انگلستان خواستار دریافت آن بود.

در آن زمان در آمد ایران از فروش نفت بین 20 تا 25 در صد از سود AIOC – شرکت نفت انگلیس و ایران- بود. ایران خواستار دریافت 50 در صد از سود بود.

آنچه مشوق ایران برای دریافت سود بیشتر بود، قراردادی بود که کمپانی آرامکو

Arabian-American Oil Company (Aramco) روز 30 دسامبر 1950 با خانواده سلطنتی سعودی منعقد ساخته بود.

امتناع انگلستان از  توافق با ایران بر این اساس، سبب تظاهرات وسیع مردم در تهران برای ملی کردن «شرکت نفت انگلیس و ایران» شد که مورد تایید روحانیون نیز قرار گرفت.

علی رزم آرا که از تابستان 1950 نخست وزیر ایران بود با طرح این خواست یعنی در یافت سود بیشتر از انگلستان مخالفت کرد، با این استدلال که طرح این خواست می تواند انتقامجوئی انگلستان را در پی داشته باشد- روز 7 مارس 1951 رزم آرا در مسجد سپهسالار تهران بضرب گلوله فردی از پای در آمد.

در پی ترور رزم آرا، در 15 مارس قانون ملی شدن نفت به تصویب رسید،  مصدق در 29 آوریل  به نخست وزیری منصوب گشت و شاه  روز اول ماه مه  با ایجاد شرکت ملی نفت ایران موافقت کرد.

کار اختلاف میان  ایران و شرکت نفت انگلیس بالا گرفت. در آن زمان تاسیسات نفت   آبادان بزرگترین مجتمع تصفیه نفت در جهان بود..

در بحبوحه مجادلات، در سپتامبر 1951، 4500 تکنیسین انگلیسی AIOCبدستور مدیران سازمان مذکور، ایران را ترک کردند.

در پی خروج تکنیسین های انگلیسی از ایران، تولید نفت ایران موقتا تعطیل شد.

افزون بر این انگلستان با اعزام کشتی های جنگی به خلیج فارس دست به محاصره دریائی ایران زد  تا بطور کلی مانع  صدور نفت از ایران گردد.

این رفتار تهاجمی انگلستان همراه بود با تصرف حساب های بانکی ایران در انگلستان ، تحریم ایران  ازجمله منع صدور فولاد به ایران.

مجموعه این اقدامات سبب گشتند تا ایران از لحاظ اقتصادی  بشدت  در مضیقه قرار گیرد و در پی آن محافل ذی نفوذ در کشور کمر به مخالفت با مصدق بستند.

وینستون چرچیل، سیاستمدار محافظه کار انگلیسی، که از 1940 تا 1945 نخست وزیر انگلستان بود،در 26 اکتبر 1951 بار دیگر  نخست وزیر  انگلستان شد. با روی کار آمدن او انگلستان در گیری با ایران را تشدیدکرد.

از 20 ژانویه 1953 ایزنهاور، رئیس جمهور امریکا از حزب جمهوریخواه ، در کنار چرچیل قرار گرفت.

با آن که آیزنهاور در آغاز  در مورد موفقیت این فکر که امریکا در ایران دست به کودتا بزند، تردید داشت، ولی بالاخر چند تن از مشاورانش، او را در ماه مارس متقاعد کردند که  ایران در آستانه  سقوط قراردارد و تا زمانی که مصدق قدرت را در دست دارد نمی توان این روند را گرفت.

روز 4 آوریل 1953یک میلیون دلار در اختیار  دفتر CIA در تهران قرار گرفت  تا آن را به  ویژه برای عملیات تبلیغاتی و گرم نگه داشتن روابط خصوصی با اشخاص،   با هدف  ساقط کردن نخست وزیر ایران، به مصرف برساند.

کودتا

مباحثات  اساسی  میان مسئولان و عوامل انتلیجنت سرویس انگلستان و  CIA امریکا، در باره سیر رویداد ها  و چگونگی انجام مراحل کودتا، از 13 تا 30 ماه مه در نیکوزیا واقع در قبرس  و از 9 تا 14 ژوئن 1953 در بیروت، پایتخت لبنان، صورت گرفت.

قرار بر این   شد که سرلشگر زاهدی که مدتی وزیرکشور مصدق بود جانشین او گردد.روز اول ژوئیه چرچیل موافقت خود را با این طرح اعلام   کرد و  روز 11 ژوئیه نیز آیزنهاور  نقشه عملیات را تایید کرد.  ولی اجرای طرح در 15 اوت نخست با موفقیت روبرو نشد.

مصدق از نقشه مطلع شد و دستور داد تا کسانی را که مامور اجرای کودتا بودند، توسط یک واحد نظامی که از قبل آماده بودند، دستگیر کنند.

روزهای 16 و 17 اوت  نیروهای وفدار به مصدق بر خیابانهای تهران مسلط بودند و صدها هزار نفر به هواداری از مصدق تظاهرات می کردند و  شاه را به عنوان » خائن» محکوم می کردند.  شاه  وحشت زده از کشور فرار کرد.

روز 19 اوت بود که ورق برگشت. مصدق با اعتماد به قول  سفیر امریکا، به نیروهای نظامی دستور داد» خیابان را از وجود تظاهر کنندگان پاک سازند» از وجود کسانی که  فعالان حزب  ممنوعه توده، در میان آنها نقش  مهمی ایفا می کردند، و برغم   ممنوعیت، از سوی دولت تحمل می شدند.

پس از آن بود که اوباش خریده شده و هواداران شاه بر خیابانها مسلط شدند و با کمک دیگر نیروهای نظامی، مردم  هوادار مصدق را پس راندند. این نیز برای موقعیت مصدق تاثیر منفی داشت که برخی از مقامات موثر مذهبی که در آغاز از او حمایت میکردند، اینک بدلیل سیاست فرهنگی سکولار او، با او به مبارزه برخاسته بودند.  .

پس از 9 ساعت نبرد سخت که برای تسخیر خانه مصدق رخ داد،سرانجام نخست وزیر دستگیر شد.

او روز 21 دسامبر 1953به سه سال حبس مجرد محکوم شد. پس از گذراندن این مدت و آزاد شدن از زندان در دسامبر 1965 تا پایان عمر – 5 مارس 1967، در دهکده احمد آباد ، در حبس خانگی بسر برد.

پس از مرگ مراسم معمول تدفین برای او انجام نشد. او   در کف همان اتاقی  که  سال های پایانی عمرش را  در آن بسر برده بود به خاک سپرده شد.

پس از کودتا، بسیاری از همراهان و همرزمان سیاسی او ، از جمله حسین فاطمی، وزیر خارجه او، اعدام شدند.

در ماههای پس از کودتا ، صدها، بلکه ، هزاران نفر از اعضای حزب توده ایران ، دستگیر، زندانی و شکنجه شدند و بسیاری از آنان  را به قتل رساندند.

سیا پس از 60 سال، در سال  2013 ، سرانجام  به مسئولیت خود در این کودتا  اعتراف کرد و 4 سال پس از این اعتراف، در سال ،2017 اسناد پر شماری  از  این کودتا را منتشر ساخت.

مقدمۀ لندن برای  طرح   عملیات «آجاکس » چنین است

سیاست دول ایالات متحده امریکا و کشور متحده سلطنتی ایجاب می کرد، که  بعنوان بدیل در برابر فروپاشی اقتصادی ایران که حتمی است و  برای پیشگیری احتمالی از دست رفتن  این منطقه  و پیوستن آن به عرصه قدرت شوروی، مصدق برکنار شود.

فقط   تغییر طبق نقشه و کنترل شده می تواند تضمین کننده تمامیت و استقلال کشور باشد.

در ایران ژنرال زاهدی تنها شخصیتی است، که در حال حاضر می تواند قادر باشد، در راس دولت جدیدی قرار گیرد، که بتوان به او مطمئن بود   که جلوی نفوذ شوروی کمونیستی را بگیرد و  دست به اصلاحات اساسی بزند.

طرح زیر شامل سه مرحله متوالی است. دو مرحله آغازین پیش از مرحله نهائی که خصلت نظامی دارد روی می دهد. آن سه مرحله  شامل دوره تدارکی حمایتی کنونی  و کارزار وسیع تبلیغاتی است.

این مراحل که موقعیت مصدق را به طور فزاینده  آسیب پذیر و بی ثبات می سازند  برای علائق ایالات متحده امریکا و کشور متحده سلطنتی حائز ارزشی واقعی هستند.

هزینه  انجام این نقشه مجموعا به 285 هزار دلار تخمین زده می شود. 147هزار و 500 دلار آن را مقامات ایالات متحده امریکا و 137 هزار و پانصد دلار آن را امپراتوری سلطنتی متحده در اختیار می گذارد.

منبع مجموعه اسناد منتشر شده سیا اینجاست

https://nsarchive2.gwu.edu/NSAEBB/NSAEBB28/appendix%20B.pdf

https://www.jungewelt.de/artikel/338155.iran-von-außen-gesteuert.html

 

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندیدش

 

ترکیه بار دیگر می خواهد بخت خود را علیه کردها امتحان کند

ترکیه بار دیگر می خواهد

بخت خود راعلیه کردها امتحان کند

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،446،449

ترجمه 1150

نیروهای های نظامی ترکیه  در مرزهای سوریه  به حرکت در آمده اند. هدف نابود کردن «کنفدراسیون دموکراتیک شمال و شرق سوریه » است که در آن احزاب کرد نقشی اساسی دارند.

مانند همان رخداد آغاز  سال 2018 که نیروهای ترکیه به عفرین، یکی از استانهای این کنفدراسیون، حمله  و آن را اشغال کردند.

برای آن که بدانیم اگر نیروی نظامی انکارا شمال سوریه را اشغال کند چه روی خواهد داد کافیست نگاهی به عفرین و رویدادهای پس از اشغال آن بیافکنیم: صدها هزار نفر از ساکنان آن استان که عمدتا کرد بودند آواره شدند و  جای آنها را داوطلبان جهادی گرفتند. از آن زمان  در آنجا تبعید، اعدام و شکنجه امری عادی و روزمره است و اتومبیل هایی که نشان داعش دارند با آن نام و نشان    در خیابان های شهرگشت می زنند.

استقرار نیروهای نظامی ترکیه در مرز سوریه فقط محدود به این منطقه نیست. ترکیه، در جنگ علیه جنبش رهائی بخش کردها ، در حال حاضر در قلمرو سه کشور فعال است: در قلمرو سوریه: در استان عفرین، در قلمرو خود اکثرا در جنوب شرقی کردستان، و در بستر یک حمله بزرگ در مناطق خود مختار کردستان در شمال عراق.

از ماه مه سال جاری جنگی میان نیروهای ترکیه و کرد در جریان است که ترک ها آن را عملیات چنگال می نامند. در این جنگ که رسانه های غربی آن را نادیده می گیرند لطمات سختی به نیروهای ترک وارد آمده است. هدف اعلام شده » عملیات چنگال»منهدم کردن غارها و مناطقی است که میان خاک ترکیه و عراق قرار دارد و کردها برای عقب نشینی مورد استفاده قرار میدهند. در عین حال هدف دیگر عملیات ترکیه که گویا برای تامین امنیت نیروهای ترک صورت می گیرد آنست که حضور نظامی خود را در منطقه گسترش دهد و جای پای خود را برای مدت های دراز محکم کند.  دولت اردوغان طی سالهای اخیر بارها  نسبت به  سرزمین های قبلی امپراتوری عثمانی  ادعاهای ارضی  مطرح کرده است ، از جمله در مورد همین مناطقی که اکنون در سوریه  و   در شمال عراق مورد تهدید نظامی قرار گرفته اند.  اما تا زمانی که جنبش رهایی بخش کردستان پایگاههای خود را در آنجا حفظ کند ، تلاشهای دولت ترکیه برای ملحق ساختن این مناطق به قلمرو خود موفق نمی شود.

ترکیه قصد دارد  کردهای ساکن منطقه را که هم  در شمال عراق  ستون  فقرات حزب کار کردستان هستند و هم  در سوریه پشت و پناه یکان های دفاعی خلق و زنان کرد، از منطقه براند . اما این کارآسانی نیست. دشواری این کار فقط به دلیل وجود سنگلاخ های نظامی نیست.

در این   عرصه  منافع روسیه، ایران، دولت سوریه  در دمشق و امریکا شریک  ترکیه در- ناتو  نیز مطرح است و ترکیه باید میان منافع این چند کشور مانور کند.

سالهاست که واشنگتن چراغ سبز  به آنکارا داده است تا در شمال عراق  هم در حریم هوایی و هم با نیروهای زمینی هر طور که می خواهد  عمل کند. اما بنظر می رسد که هنوز نمی خواهند به اردوغان اجازه پیشروی بیشتر در سوریه را بدهند.

بعنوان نمونه، مولوت چاووش اوغلو، وزیرخارجه ترکیه، که روز چهارشنبه  با جیمز جفری نماینده ویژه امریکا برای سوریه دیدار  داشت گفت دیدارش «رضایت بخش نبوده است». فروختن جنبش كرد در شمال سوریه به اردوغان كارت برنده بزرگی است كه آنها می خواهند آن را  برای فرصت ویژه ای حفظ کنند.

اما  قمار رژیم حزب عدالت و توسعه ترکیه  نیز قماری سنگین است : خرید سیستم های ضد هوایی روسی «S-400» روسی نیز برای محافل ناتو خطری جدی  تلقی شده است.  در این میان اردوغان  تهدید کرده است که از پیمان نظامی آتلانتیک خارج خواهد شد.

خبرگزاری دولتی  ترکیه  Anadolu     نقل کرده است که چاووش اغلو هنگام گفتگو با جفری کنترل خود را از دست داده  به او گفته است:» دیگر صبر و تحمل ما به سر آمده است».

 دشوار است پیش بینی اینکه آیا ایالات متحده  «ویار» آنکارا برای جنگ را تایید خواهد کرد و یا  روسیه از سوریه توقع خواهد داشت که به اشغال  بخش دیگری از خاک خود توسط ترکیه تن در دهد.

با این وجود ، بنظر می رسد که حداقل در «کنفدراسیون دموکراتیک شمال و شرق سوریه» ، تهدیدها جدی گرفته می شود.  واحدهای نظامی نیروهای دموکراتیک سوریه (SDK) بسیج شده اند ، غیر نظامیان به تظاهراتی گسترده علیه جنگ روی آورده اند.

شنبه گذشته ، مظلوم کوبانی ، فرمانده کل SDK به روزنامه «ینی ازگور پولیتیکا» گفت اگر حمله ای صورت گیرد ، آنها دوباره در سرتاسر مرز سوریه و ترکیه خواهند جنگید: «مهم نیست کجا باشد، اگر ترکیه حمله کند ، ، جنگی بزرگ رخ خواهد داد.»

 

https://www.jungewelt.de/artikel/359462.osmanische-träume-vor-dem-großen-krieg.html

 

.

دیپلماسی فرمانروائی ترامپ می خواهد ایران را گروگان بگیرد !

دیپلماسی فرمانروائی ترامپ

می خواهد ایران را گروگان بگیرد!

 

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

4،442،833

 

 

ترجمه

1149

یک بار دونالد  ترامپ  گفت وقتی او  ایرانی ها  را به » مذاکرات بدون قید و شرط دعوت می کند در واقع از آنها فقط یک چیز می خواهد و آن این است که سلاح های اتمی نسازند.

این حرف دروغ  محض است . خانم مورگان اوتاگوس،  سخنگوی وزارت خارجه امریکا، روز 16 ژوئیه، ضمن کنفرانس مطبوعاتی معمولی خود یاد آور شد که در ارتباط با  تمام مذاکرات » آن 12 گامی که وزیر خارجه بیش از یکسال پیش مشخص کرد» روی میز خواهند بود.

آن  12 پیش شرط  برای مذاکره را مایکل پمپئو روز 21 ماه مه 2018 طی یک سخنرانی در بنیاد هریتیج- Heritage Foundation-  اعلام کرد به قوت خود باقی است.

اندک زمانی کمتر از دوهفته بعد، روز 8 ماه مه، ترامپ خروج امریکا را از پیمان (JCPOA) ”برجام» که در وین منعقد شده بود، اعلام کرد. کلیه مجازات های تعلیقی در این زمینه باید در دو مرحله ، آغاز اوت و آغاز نوامبر 2018 دوباره فعال شوند.

عنوان سخنرانی پمپئو در بنیاد هریتیج  این بود: «پس از معامله استراتژی جدید ایران».

این نخستین سخنرانی مهم رئیس پیشین سیا پس از به دست گرفتن رهبری وزارت امور خارجه در 26 آوریل 2018 بود.

در این باره ، وی قبلاً در همان مکان صحبت کرده بود ، در آن زمان، 9 سپتامبر 2015، که هنوز به عنوان نماینده کنگره صحبت می کرد، عنوان سخنرانی او این بود: «راهی به جلو: بدیلی برای توافق هسته ای معیوب».

پومپئو در باره امضای توافق وین، در 14 ژوئیه 2015 اظهار داشت که «این امر پیامدهای منفی چشمگیری برای نسل های آینده و امنیت ملی ما به همراه خواهد داشت» واین «, سیاست خارجی  نیست  سیاست تسلیم » است.

توصیف برنامه » بنیاد هریتیج » با صفاتی چون «محافظه کار» یا «نو محافظه کار» توصیفی نارساست. این برنامه از لحاظ محتوا در درجه اول بیانگر یک سیاست خارجی اشکارا ستیزه جو و جنگ طلب است. ویژگی خاص این موسسه،  در قیاس با سایر نهاد ها، توصیه های کاملا مشخص و مختصر آن به سیاستمداران است.

نقشه ها و توجیهات  برای اقدامات  نظامی ایالات متحده  امریکا علیه افغانستان ( از اکتبر2001) و عراق ( از مارس 2003) از تولیدات این اندیشکده بود. ترامپ  تهیه  برنامه مبارزه انتخاباتی خود را برای ریاست جمهوری ، و نیز تهیه طرح افزایش تسلیحات نظامی و نوسازی نیروهای نظامی را به این بنیاد سپرد.

حرف های بزرگ

سه مورد از دوازده شرط دولت ایالات متحده به برنامه هسته ای ایران اشاره دارد.

یکم-  ایران باید به مقامات بین المللی انرژی اتمی مستقر در وین در باره ابعاد  نظامی برنامه سابق اتمی خود  بطور کامل حساب پس بدهد » و در آینده نیز این نوع فعالیت ها را برای همیشه بگونه ای قابل کنترل به کنار نهد».

دوم – کشور باید  به غنی سازی اورانیوم  پایان بخشد ، دیگر هیچگاه نباید در صدد پردازش مجدد  پلوتونیوم برآید  و باید راکتور آب سنگین اراک  را که در دست ساخت است  تعطیل کند.

سوم – ایران موظف است به آژانس بین المللی هسته ای  اجازه دسترسی کامل  به تمام اماکن هسته ای  را در سراسر کشور  بدهد».

تاریخچه برنامه هسته ای ایران با توجه به «ابعاد نظامی» فرض شده اش، سالها موضوع تحقیقات گسترده آژانس بین المللی انرژی هسته ای   بود. آژانس  این فصل را بدون یافتن شواهدی که حاکی  از کار سیستماتیک ایران در زمینه تولید سلاح های هسته ای باشد به پایان رساند. حتی سازمان های  اطلاعاتی آمریكا در سندی که پیام های کلیدی آن در 3 دسامبر 2007 رسما منتشر شد به این نتیجه رسیدند که ایران تمام تحقیقات در این زمینه را در پائیز 2003 متوقف کرده است.در این زمان دانشمندان ایرانی حتی غنی سازی اورانیوم را نیز  شروع نکرده بودند. اساسا ، معاهده بین المللی منع گسترش سلاح های هسته ای (NPT) ، که در سال 1968 توسط ایران امضا شد و در سال 1970 به تصویب رسید ، فقط تولید یا دستیابی به سلاح های هسته ای را ممنوع می کند ، اما مانع تحقیق در این زمینه نمی شود.

نه قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی NPT و نه هیچ توافق جهانی دیگری غنی سازی اورانیوم را محدود نمی سازد. با این حال ، ایران در توافقنامه وین متعهد شد كه ظرف 15 سال بعد – یعنی تا سال 2030 –  غنی سازی را به حداكثر 3.67 درصد محدود سازد و بیش از 300 كیلوگرم از این اورانیوم غنی شده را در كشور ذخیره نكند.

تقاضای دولت ایالات متحده که خواستار ممنوعیت کامل غنی سازی برای ایران شده است فاقد هر گونه  پایه و اساس حقوقی است. همچنین طبق مفاد پیمان NPT، بازیابی پلوتونیوم با بازفرآوری  میله های مصرف شده سوختِ هسته ای  ممنوع نیست. با این حال ایران قبل از  JCPOA (برجام ) داوطلبانه از این امر چشم پوشی کرده بود.

تقاضای ایالات متحده برای «دسترسی کامل» بازرسان آژانس بین المللی انرژی  اتمی به «همه مکان ها» در سراسر ایران نیز متکی بر هیچ پایه حقوقی نیست. خود سازمان بین المللی انرژی اتمی نیز خواستار چنین چیزی نیست.

اجرای این خواست را میتوان با شرایط سختی که در سال 1991 پس از شکست عراق در جنگ کویت به عراق تحمیل شد، مقایسه کرد، اما حتی در آن مورد نیز تا این حد گسترده نبود. سیا و سایر سازمانهای اطلاعاتی غربی از آن فرصت برای جاسوسی از اهداف نظامی و غیرنظامی استفاده کردند.

تقاضای چهارم پومپئو مرکب است از چند خواست:

1- امتناع ایران  از تحویل موشك  به متحدان خود.

2- متوقف ساختن پرتاب موشک های آزمایشی و متوقف ساختن توسعه سیستم های موشكی که «دارای قابلیت حمل کلاهک های اتمی باشند».

ایران این دعوی را که راکتی  از راکت های آن قادر  به حمل کلاهک  اتمی باشد رد می کند. روسیه و چین نیز این نظر ایران را تایید می کنند.

نکته پنجم در فهرست پومپئو «آزادی همه شهروندان آمریکایی و همچنین شهروندان شرکا و متحدین امریکا» است که اغلب به اتهام جاسوسی در ایران زندانی می شوند.

در مقابل ، ایرانیان خاطرنشان می کنند که تعداد بسیار بیشتری از شهروندان ایران در آمریکا زندانی هستند ، برخی حتی بیش از ده سال.  بسیاری از آنها توسط نیروهای آمریکایی در عراق دستگیر شده اند ، برخی دیگر نیز به جرم نقض مجازات های اقتصادی دستگیر و محکوم شده اند. دولت ایران احتمالاً با مبادله موافقت خواهد کرد  ولی   اقدام یک طرفه راحتما نخواهد پذیرفت.

 موارد شش تا یازده مربوط به همکاری نظامی و امنیتی ایران با نیروهای متحد خود در منطقه است.

آنچه خواسته می شود «قطع حمایت از گروه های تروریستی از جمله حزب الله لبنان ، حماس و جهاد اسلامی فلسطین» ، انصارالله («حوثی ها») در یمن و حتی طالبان افغانستان است. البته  مدرکی مبنی بر حمایت ایران از طالبان هم وجود ندارد.

ولی   آنچه که علنی و رسمی وجود دارد این است که امریکا خود برای انعقاد صلح با طالبان تلاش می ورزد و در حال مذاکره  با آنها ست . همچنین خواسته شده است كه ایران «همه نیروهای تحت فرمان خود» را از سرتاسر سوریه بیرون بكشد و در «خلع سلاح شبه نظامیان شیعه عراقی، خارج ساختن آنها از فعالیت های نظامی و همکاری برای ادغام آنها در ارتش عراق است.

امریکا در نکته دوازدهم خواستار آن است که ایران «به رفتارهای تهدیدآمیز علیه همسایگان خود پایان دهد».

این تاکید شامل تهدید ایران برای نابودی اسرائیل و پرتاب موشک علیه عربستان سعودی و امارات متحده عربی است  و همچنین شامل تهدیدهای مربوط به حمل و نقل بین المللی و حملات سایبری مخرب. «

این دیپلماسی نیست فرمانروائی است 

ایران حتی اگر می خواست فقط جزئی از این خواست ها را هم به اجرا در آورد می بایست تن به پذیرش این شیوه نگرش خاص و بسیار مغرضانه دولت امریکا در مورد منطقه خاورمیانه می داد. چنین برنامه ای را تنها  بوسیله  محاصره شدید اقتصادی نمیتوان به اجرا در آورد.

دیکته کردن چنین برنامه ای به یک ملت فقط در صورتی می توانست ممکن گردد که آن ملت از لحاظ نظامی بر خاک افتاده  باشد.  با وجود این  دستگاه اداری ترامپ ادعا می کند که می خواهد ( و می تواند) از طریق دیپلماسی به این هدف برسد.

فقط یک بند از سخنرانی طولانی که پومپئو در تاریخ 21 مه سال گذشته در  بنیاد هریتیج ارائه کرد ، بگونه ای سطحی اشاره  داشت  به  آن مزیت های  ادعائی که گویا بعنوان پاداش نصیب ایرانیان می شد اگر  ایرانیان  لیست مطالبات آمریکا را می پذیرفتند: امریکا دارای این آمادگی هست که  «به مؤلفه های اصلی همه تحریم های خود علیه رژیم پایان دهد .»  یعنی افزون بر  آنچه که دولت قبل از ترامپ در سال 2015 در وین وعده داده بود. ایالات متحده «بار دیگر( با ایران) مناسبات کامل سیاسی برقرار خواهد کرد».. به ایران » اجازه داده خواهد شد که  به فن آوری مدرن دست  یابد» و( امریکا) آماده است» از بازگشت ایران به سیستم بین المللی اقتصادی حمایت کند».

در زبان کودکانه ترامپ تمام این حرف ها از این هم  بی اعتبار تر جلوه می کند وقتی او می گوید «اگر با تمام این ها  موافقت کنید کشور ثروتمندی خواهید شد. شما خیلی خوشوقت خواهید شد و من بهترین دوست شما خواهم بود» (22 ژوئن 2019).

تفاوت با پیمان 2015 که در وین منعقد شد  تنها در گسترش تعهداتی نیست که ایران باید بپذیرد، بلکه افزون بر آن آنچه ناممکن است این است که همه کشور ها حاضر به تصویب آن گردند.

فقط ارزیابی چالش های منطقه – که امریکا و سه کشور اروپائی در یک سو و ایران در آنسوی آن – قرار دارد بکلی متفاوت و جمع ناپذیرند .

بسیاری از اتهامات علیه تهران که در خواسته های پمپئو مطرح شده است ، یا فقط ناشی از دعاوی جانبدارانه دولت های غربی است یا طبیعتاً غیرقابل اثبات هستند.

بعنوان مثال تشخیص این که رفتار ایران  علیه همسایگانش واقعا تهدید آمیز است یا ایران حملات سایبری مخرب انجام داده با کیست؟ و اگر ترامپ یا جانشین وی از انجام  تعهدات ایالات متحده طبق توافق جدید امتناع كنند ، چه ابزار عملی و مؤثری در اختیار ایران  خواهد بود؟

در ارتباط با این موضوع  ، باید به رفتار کشورهای سه گانه اروپائی نیز توجه داشت. . پومپئو در 21 ماه مه 2018  تصورات 12 گانه خود را با این جمله پایان داد : » من از مکالمات با دوستان اروپایی  می دانم که بطور کلی آنها نظر ما را  در مورد آنچه رژیم ایران  برای پذیرفته شدن در عرصه بین المللی باید انجام دهد تایید می کنند.»  این یک ادعای بی اساس برای رسیدن به هدفی خاص نیست، بلکه اظهارات متعدد سیاستمداران آلمانی، فرانسوی و انگلیسی مؤید آنست. عقیده مشترک آنها این است که آنها همان اهداف ایالات متحده را دنبال می کنند ، فقط در انتخاب وسیله با امریکا  تفاوت دارند.

در تاریخ 16 مارس 2018 ، رویترز خبر از  نوشته ای  مشترک از دولت های  سه گانه اتحادیه اروپا   داد  که برای دولت های همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا ارسال شده است.

در آن زمان ، «سه دولت بزرگ» می خواستند تحریم های جدید اتحادیه اروپا علیه ایران را به دلیل توسعه فعالیت های موشکی آن و به دلیل «نقش خود در سوریه» به تصویب اتحادیه اروپا برسانند.

در آن سندی که گویا در اختیار آژانس خبری قرارداشته، اعلام شده است که در روزهای آینده فهرستی  از نام  افراد و موسسات ایرانی منتشر خواهد شد که ممکن است به دلیل نقش اجتماعی شان مورد تحریم قرار گیرند.

رویترز این جمله را نیز از نامه مورد نظر نقل کرده بود: » فشار بر اعصاب ما پیوسته رو به فزونی است. ما 18 ماه است که با شما در مذاکره هستیم و گامی به حل مسائل نزدیک نشده ایم».

بر این اساس ، فرانسه ، آلمان و انگلیس از پاییز سال 2016 ، حتی قبل از پیروزی انتخاباتی ترامپ در آمریکا ،در پی آن بودند  تا از ایران در این مناطق امتیازات بیشتری طلب کنند ، که در مذاکرات وین به طور رسمی مورد بحث قرار نگرفته بودند.

ولی آنها از مارس 2018 به بعد دیگر علنا حرکت خود بسوی تحریم های جدید اروپا علیه ایران را دنبال نکردند. بنا به گزارش رسانه ها دلیل عمده متوقف ساختن آن فعالیت ها مخالفت ایتالیا و یونان با تحریم های بیشتر بوده است. چون تصمیمات اتحادیه اروپا وقتی به اجرا در می آید که هر 28 کشور عضو با آن اجرای موافق باشند. معهذا تعقیب این هدف در دستورکار  دولت های سه گانه اروپا باقی ماند.  به عنوان نمونه ، Heiko Maas ، وزیر امور خارجه آلمان در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با پومپئو در تاریخ 31 ماه مه نقل کرد:

سوالات راهبردی در مورد ایران باید حل شود. به هر حال ، ما برای دستیابی به یک هدف تلاش می کنیم : ما می خواهیم مطمئن شویم که ایران سلاح هسته ای ندارد. ما همچنین می خواهیم اطمینان حاصل کنیم که ایران با این دعوی ما که در منطقه نقشی منفی  دارد روبرو است.  و همچنین می خواهیم در مورد برنامه موشکی ایران صحبت کنیم. ما رویکردهای متفاوتی برای برخورد با این هدف داریم ، اما هدف به جای خود باقی  است. «

ماس وزیرخارجه آلمان روز 15 ماه مه – دوروز پس از کنفرانس مشترک با پمپئو در بروکسل –  در بوندس تاگ مجلس آلمان گفت: » آری ما هدف های مشترکی را دنبال می کنیم . ما می خواهیم که ایران به نقش تخریبی خود در منطقه، در سوریه، در یمن، یا در لبنان پایان دهد. و ما می خواهیم که ایران برنامه موشک های بالستیک خود را به کنار نهد و  تهدید های خود را علیه اسرائیل  متوقف سازد.»

رئیس جمهور فرانسه امانوئل ماکرون در کنفرانس مطبوعاتی با ترامپ در تاریخ 6 ژوئن همین موضوع را چنین بیان کرد: «من فکر می کنم ما در برابر ایران اهداف مشابهی را دنبال می کنیم. ما می خواهیم چه کنیم؟ در درجه اول می خواهیم مطمئن شویم که آنها به سلاح اتمی دست نخواهند یافت.  منظورم این است که ما تا سال 2025 وسیله ای در دست داریم ( اشاره از یونگه ولت: ماکرون اشتباه می کند. محدودیتی که ایران پذیرفته است تا سال 2030 معتبر است). ما می خواهیم  از آن فراتر برویم و در دراز مدت اطمینان کامل داشته باشیم. دوم ما می خواهیم  که آنها فعالیت خود را در عرصه  تولید موشک کاهش دهند. و سوم آن که ما می خواهیم فعالیت های منطقه ای آنها را محدود سازیم. چهارمین هدفی که ماکرون بر این اهداف افزود » صلح در منطقه» بود. برای رسیدن به تمام این اهداف باید دور تازه ای از مذاکرات آغاز گردد.

سنجش انتقادی در کار نیست

واکنش ایران نسبت به این اشاره رئیس جمهور فرانسه بسیار منفی بود. عباس موسوی سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت: در شرائط فعلی طرح موضوعات بی ارتباط با برجام نه تنها  به نجات برجام کمک نمی کند بلکه  زمینه ای  برای گسترش  بی اعتمادی میان آن شرکت کنندگانی نیز می گردد که خواستار حفظ این پیمان هستند»

آنچه کلا می توان گفت این است که دولت های سه گانه اروپائی خواست های خود را از ایران، بطور کامل و دقیق مطرح نمی کنند. برخلاف  وزیر خارجه امریکا که خواست های  مشخص و 12 گانه خود را روی میز گذاشت.

اختلاف روش در بیان درخواست ها به این معنی نیست که اروپائی ها با حسن نیت تر از امریکائی ها هستند، چنین برداشت خوش خیالانه ای فاقد  هر گونه پایه منطقی است. نخست آن که  سیاستمداران سه کشور اروپایی مدام بر توافق کامل خود با اهداف دولت ترامپ در مورد ایران تأکید می ورزند. ثانیا ، هیچ تلاشی از سوی اروپائی ها برای انتقاد از هیچ یک از  درخواست های دوازده گانه امریکا صورت نگرفته  و یا حتی اعلام نکرده اند که  با بخشی از خواست ها همراهی نمی کنند .

از همه مهمتر این است که به نظر می رسد سه عضو  اتحادیه اروپا   دیدگاه مغرضانه دولت ایالات متحده را در مورد درگیری ها در خاورمیانه تایید می کنند: هر کاری که ایران برای محافظت از منافع امنیتی خود انجام دهد و از متحدانش حمایت کند ، به عنوان مخدوش و «بی ثبات کننده» تلقی می شود. یعنی باید محدود شود و چه بهتر که بکلی قطع گردد.  همه مخالفان ایران به طور خودکار متحدین غرب تلقی می شوند و در واقع هم  ده ها سال بوده اند .در طرح مطروحه و بعضا عجیب و حیرت انگیز   وزارت خارجه آلمان عربستان سعودی  » لنگر ثبات» خوانده میشود و به همین دلیل است که هدف مذاکره کنندگان اتحادیه غرب تغییر دادن رفتار » بدخواهانه» ایران است و نه ایجاد تغییر اساسی در رفتار همه کشورهای منطقه بزرگ از جمله اسرائیل.

وارد آوردن شدیدترین فشار

تولیدكنندگان سلاح های اتحادیه اروپا با فروش اسلحه به عربستان سعودی و امارات متحده عربی ، نه تنها سود قابل اعتمادی در دراز مدت  به دست می آورند ، بلكه به ساخت زرادخانه نظامی یك جنگ منطقه ای کمک می کنند كه توسط سیاستمداران اتحادیه اروپا ظاهراً می خواستند از طریق «دیپلماسی» ازوقوع آن جلوگیری کنند.

در این ارتباط باید به یاد داشته باشیم که مباحثات عملا بی نتیجه در دولت فدرال مبنی بر محدودیت صادرات اسلحه آلمان به عربستان سعودی با استدلال های حقوق بشری صورت گرفت ، اما هرگز از جنبه جنگ عربستان سعودی علیه ایران مورد بحث قرار نگرفت.

و آیا تفاوت ادعایی بین دولت آمریکا و دولت های سه گانه اتحادیه اروپا از نظر وسایل و روش هایی که برای دستیابی به اهداف حداکثری که اهداف مشترک هستند ، مورد استفاده قرار می گیرد؟

آیا تفاوتی که ادعا می شود بین روش هایی  امریکایی و روش های کشورهای سه گانه اروپائی  هست و هچنین تفاوت هایی که بین  وسائلی که آنها بکار می برند وجود دارد؟

ادعا می شود که گویا امریکا و کشورهای سه گانه اروپائی می خواهند با بکار بردن شیوه ها و وسائل متفاوت از یکدیگر به اهداف حداکثری مشترک دست یابند. آیا تفاوتی که ادعا میشود بین روش های امریکائی و روش های کشورهای سه گانه اروپائی واقعا وجود دارد؟ آیا وسائلی که برای رسیدن به اهداف حداکثری میبرند واقعا متفاوتند؟

سیاستمداران سه گانه اروپائی اعلام می کنند که آنها استراتژی بکاربردن حداکثر فشار، بالا بردن پیوسته فشار اقتصادی و نظامی را که پمپئو و ترامپ صریحا بیان کرده و در پیش گرفته اند نه تنها مفید و مثمرثمر نمی دانند، بلکه برعکس زیانبار میدانند .

اما این دعوی تا چه حد باور پذیر است؟

نخست آن که :  فشار عظیم تحریم های ایالات متحده بر مردم ایران و اقتصاد این کشور با تعهدات لفظی  اتحادیه اروپا مبنی بر پایبندی به توافق های وین کاهش نمی یابد.

این توافق، حتی برغم ادعای ماس در 15 ماه مه در بوندس تاگ ، نمی تواند   «بدون ایالات متحده کار کند».  موضع جهانی آمریكا هنوز چنان قوی است كه تصمیمات رئیس جمهور این كشور 90 درصد از مزایایی را كه همه ایرانیان امیدوار بودند با امضای توافقنامه وین بدست آورند ، از بین می برد.

ثانیا ، .کشورهای  سه گانه اتحادیه اروپا که   استراتژی باج خواهی بزرگترین و مهمترین متحد خود را نادرست می دانند و رد می کنند  نمی گویند   با کدام وسیله و با چه روش هائی  می خواهند خواسته های مشترک  خود را به ایران بقبولانند. پذیرفتن  این خواست یعنی پذیرفتن دخالت عمیق در سیاست خارجی و نظامی کشور و در نهایت ختم استقلال ایران.  چرا ایرانی ها باید   تسلیم این  دعاوی یک جانبه ایالات متحده امریکا، کشورهای سه گانه  اتحادیه اروپا، اسرائیل و  سلطنت های نفتی عربی شوند وبخاک افتند؟ با توجه به این پسزمینه ترامپ لااقل واقع بین تر است، سیاستمداران کشورهای سه گانه اروپائی، آلمان ها، فرانسوی ها و انگلیس ها مزور و دغلکارند. کسی که فکر کند در ایران کسی متوجه این تزویر نمی شود، سخت در اشتباه است.

https://www.jungewelt.de/artikel/359990.iran-bigott-und-trump.html

.

.

آۀمان و فرانسه زیر فشارامریکا برای حضور نظامی در خلیج فارس

آلمان و فرانسه زیر فشار امریکا

برای حضور نظامی در خلیج فارس

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،441،166

ترجمه 1148

 

«هایکو ماس ، وزیر خارجه آلمان شرکت مستقیم آلمان در یک ماموریت نظامی در تنگه هرمز به رهبری امریکا را با وضوح تمام رد کرد. دولت آلمان استراتژی دولت امریکا مبنی بر وارد آوردن «حداکثر فشار» بر ایران را غلط می داند.»

وزیر خارجه  آلمان که برای حضور در مراسم بزرگداشت 75 سالگی قیام ورشو در آنجا حضور دارد روز چهارشنبه در ورشو گفت آلمان و  فرانسه  در این مورد با هم اتفاق نظر کامل دارند.

واشنگتن رسما از آلمان تقاضا کرده است که برای تضمین امنیت  راه بازرگانی تنگه هرمز پیشنهاد آن کشور برای یک نیروی نظامی حافظ رفت و آمد نفتکش ها در خلیج فارس وتنگه هرمز بپذیرد اما آلمان این پیشنهاد را رد کرد.

روز سه شنبه  یک سخنگوی سفارت امریکا در برلین به آژانس خبری آلمان (dpa) گفت ما رسما از آلمان خواستیم  باتفاق فرانسه و انگلستان برای تضمین امنیت تنگه کمک کند تا با تجاوز ایران مبارزه کنیم.

ماس در مورد این که چرا آلمان خواست امریکا را رد کرده است گفت دولت آلمان خواستار  تشدید عملیات نظامی نیست و کماکان از دیپلماسی  حمایت می کند.

https://deutsch.rt.com/international/90757-maas-deutschland-beteiligt-sich-nicht

آلمان با پای لنگ و لغزان

آلمان با پای لنگ و لغزان

دراطراف خلیج فارس پرسه میزند

 

 

 

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،439،299

 

 

ترجمه 1147

یکی از مسائل مهم هفته ای که گذشت ایران بود. میتوان جوسازی کنونی علیه ایران را نمونه بارز و مثال زدنی برای  ایجاد یک همصدائی ضد ایرانی بمنظور تدارک احتمالی جنگ علیه ایران دانست: ارائه » مدرک ویدئوئی» از حمله های ایران، ساقط شدن یک پهباد امریکائی و کشمکش تبلیغاتی بر سر نفتکش .

از سوی دیگر این جنگ تبلیغاتی هفته می توانست شانسی برای روزنامه نگاران  جوان باشد  تا  نشان بدهند که  اخلاق روزنامه نگاری چیست. یعنی ، چگونه یک روزنامه نگار می تواند شخصیت استوار خود  را در عرصه روزنامه نگاری محک بزند.

آنها با توجه به تحریک صریح و بی پرده ای که  در هفته گذشته برای جنگ علیه ایران در جریان بود، میتوانستند و در واقع  لحظه ای بود که می بایست بعنوان روزنامه نگاران منتقد و  تحلیل گران با جرئت و توانا به میدان می آمدند.

چگونه میتوان آن » مدرک ویدیوئی » را که امریکا می خواست با کمک آن اتهامات سنگین خود را علیه ایران ثابت کند، جدی گرفت؟ ارائه کردن آن در واقع فرصت بسیار مناسبی بود برای به تمسخر گرفتن مبتکران و مبلغان آن . تنها  همین تلاش که  می خواستند با کمک ان  ویدئو جنگی بزرگ برپاکنند  توهینی بود به شعور انسانها.

همدستی بسیاری از سردبیران مطبوعات با اقدامات مداوم علیه ایران حتی سنگین تر هم می شود وقتی که می بینیم جو سازی کنونی شبیه نمونه های تاریخی جنگ افروزی های پیشین است و براحتی  می توان آن را تشخیص داد و بازشناخت.

بعنوان نمونه  می توان از «حمله» به فرستنده رادیوئی » گلایویتس » در سال 1939 نام برد.

(توضیح: عملیات گلایویتس نام عملیاتی بود که در ۳۱ اوت ۱۹۳۹ با حمله تعدادی از نیروهای آلمان هیتلری ملبس به لباس نظامیان لهستانی به ایستگاه رادیویی گلایویتس در مرز میان آلمان و لهستان انجام شد. آلمان با انجام این عملیات فریبکارانه بهانه لازم برای حمله به لهستان و شروع جنگ دوم جهانی را فراهم کرد..مترجم )

هیتلر در 22 آگوست 1939  در یک سخنرانی خطاب  به فرماندهان » ورماخت» ( ارتش آلمان) گفت «در گیری پس از پروپاگاندای مناسب به راه انداخته  می شود. باور پذیری (دعاوی) بی اهمیت است، حق با پیروز است»(ویکیپدیا.)

گفتیم که جعلی بودن این حوادث  ساختگی از  همان لحظه که روانه بازار پروپاگاندا شدند آشکار بود. رسانه های بزرگ بارها و بارها قبل از آغاز جنگ ها ، از عهده کاری که  باید بکنند برنیامده اند. به این معنی که یا دروغ های مطرح شده را چنانکه باید بر ملا نکردند و یا  حتی به حمایت از آن  دروغ ها برخاستند.

این جمله که » معما چو حل گشت آسان شود» در مورد هیچ یک از موارد یاد شده صادق نیست. این «معما» آنقدر تکرار شده  است که  در همان نگاه اول میتوان آن را باز شناخت.

اما این انتظار که  در میان رسانه  های  با اسم و رسم  آلمان  یک روزنامه نگار اصیل پای به میدان بگذارد تا حد زیادی بی ثمر است، از جمله در حال حاضر در مورد ایران . اما برغم تمام این احوال روزنامه «لایپزیگر فولکس سا یتونگ» زبان به شکوه گشوده که :»برغم ساقط کردن پهباد ها، انتشار یک ویدئوی مبهم تاریک از عملیات خرابکاری، توقیف کشتی نفتکش وتهدیدهای متقابل: گویا هیچ کس خواستار جنگ در خلیج فارس نیست ولی بنظر نمی رسد که کسی هم بخواهد جلوی آن را بگیرد». این روزنامه با فلوریان زولمان گفتگو می کند که در مورد گزارش دهی  در باره چالش  با استاندارد دوگانه تحقیق می کند.  او می گوید: آنچه من میبینم این است که در اخبار رسانه های مهم غرب نظرها و  الگوهای توضیحی رسانه های عمده به شدت دست بالا را دارند. نتیجه آن این می شود که  صحنه تهدید آمیزی که دولت امریکا ایجاد کرده در رسانه ها بیش از اندازه کسب اعتبار می کند افزون بر این رسانه ها  مواضع ایده ئولوژیک را نیز نشر می دهند (در واقع تبلیغ می کنند). مثلا نشریه عمده ای چون اشپیگل  از » چالش امریکا- ایران » سخن می گوید. واژه چالش نشان دهنده «دوجانبه » بودن دعواست. در حالی که کشورهای امضا کننده قرار دادی که در سال 2015 منعقد شد همه با ایران هم نظر بودند. یک سال پیش دولت دونالد ترامپ بطور یک جانبه از قرارداد خارج شده است. بنا برای با توجه به فاکت های موجود و مشهود باید دولت ترامپ را  متجاوز اعلام کرد. (ولی این همان کاری که مجله اشپیگل نمی کند. م) .

یکی از نمونه های  استاندارد دوگانه  را فرانکفورتر آلگماینه ( یکی از سنخگویان سرمایه داری بزرگ آلمان.م) ارائه می کند. این روزنامه افزون بر جو سازی علیه ایران، با صراحت یکی از ادعاهای از مد افتاده سلطه غرب  را مطرح می کند و می نویسد:

امریکا و اروپا  به دلیل علائق خود نمیتوانند منطقه خلیج ( فارس) را به دیگر بازیگران واگذار کنند – نه یک قدرت بیرونی، مثلا روسیه ، و از آن کمتر به جمهوری  اسلامی ایران، زیرا » پاکس ایرانیکا»( صلح ایرانی) نظام کنونی در منطقه را ، منطقه ای که نیمی از منابع شناخته شده نفت در آن قراردارد ، باخطر مواجه خواهد ساخت. در این نظام ایران مزاحم است.

زیرا جمهوری اسلامی نفوذ خود را در خاور میانه و نزدیک  به زیان کشورهائی گسترش می دهد که همپیمان غرب هستند و نیروی اتمی ایران می تواند تناسب قدرت  در این منطقه را بگونه ای پایدار تغییر دهد.

تا کنون همه بازیگران این بحران  رفتاری عاقلانه داشته اند و فقط با گامها  و تحریکات کوچک واکنش طرف مقابل را محک زده اند. ولی ایران باید بداند : اگر  علائق غرب را  در منطقه خلیج (فارس) با خطر مواجه سازد، فقط به زیان خود گام برداشته است.

با این دعاوی ما توجه خود را به موضوع بعدی منعطف می سازیم: به وزیر جدید دفاع آلمان و به کارزاری که برای افزایش تسلیحات در ناتو آغاز شده است. زیرا آن کشوری  که در هر حال به خود آسیب خواهد رساند ، اگر وارد چالش بر سر ایران شود، آلمان است. متاسفانه برای  وزیر دفاع  کاملا تازه آلمان وضعیت به این روشنی نیست. بنا به گزارش های رسانه ها ، خانم » آنگرت کرامپ- کارنباوئر»  از حزب دموکرات مسیحی، دخالت ارتش آلمان درسواحل ایران را غیر ممکن نمی داند.

https://deutsch.rt.com/der-nahe-osten/90586-medienberichte-bundesregierung-fur-bundeswehr-einsatz/.

 

خلع سلاح اتمی را فراموش کنیدبمبهای اتمی را چگونه باید بکار برد

خلع سلاح اتمی را فراموش کنید

بمب های اتمی را چگونه باید بکار برد

 

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

4،435،713آمار سایت تا کنون

ترجمه 1146

ژنرال میلی، کاندیدای مورد علاقه ترامپ بعنوان مشاور عالی نظامی رئیس جمهور، هنگام حضور در برابر کمیته نیروهای مسلح مجلس سنا، نیازهای الزامی نیروهای امریکائی در آینده قابل پیش بینی را مشخص کرد. روسیه  نیز از انگیزه های تسلیحات است.

چالش های پیش روی نیروهای مسلح ایالات متحده همیشه دور از مرزهای ملی آن بوده و احتمالا در آینده  نیز برای حفظ هژمونی ایالات متحده چنین خواهد ماند.

هفته گذشته، مارک الکساندر می لی، سرلشکر ارتش ایالات متحده،  هدف حفظ «صلح قدرت بزرگ» را مشخص ساخت  و سه مسئله اصلی مربوط به آن را  برای آینده  اعلام کرد:

1- سلاح های هسته ای آمریکا باید مدرنیزه شوند،

2- فضا تبدیل به عرصه مهم جنگ خواهد شد.

3- چین دشمن اصلی است.

ژنرال مارک ا. می لی که تجربه جنگی خود را در افغانستان و عراق به دست آورده است، در حال حاضر رئیس ستاد نیروی نظامی  و کاندیدای مورد علاقه دونالد ترومپ است  برای قرار گرفتن در راُس  ستاد مشترک ارتش امریکا. یعنی قرار گرفتن در جای ژزف دانفورد  که در حال حاضر این مسئولیت را دارد  و مهم ترین مشاور نظامی ترامپ محسوب می گردد..

ترامپ در دسامبر سال پیش می لی را بعنوان رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا منصوب کرد. پس از آن که  می لی در 2015 رئیس ستاد ارتش شد  و آنطور که CNN می گوید » کمک » کرد تا ارتش از نبردهای  بزرگ ضد شورش در مناطقی چون عراق و افغانستان چشم بپوشد و در عوض خود را برای چالش های روسیه و چین آماده سازد».

از قول این ژنرال 4 ستاره  که خواستار هزینه های کلان نظامی است  نقل شده است که » اگر امریکا ضعیف شود باید صورتحساب قصاب را با خون بپردازد».

جاده جدید ابریشم خشم برانگیز است.

سناتور جمهوریخواه، جیمز اینهوفر از او پرسید  در مورد رویا روئی  امریکا با چین و روسیه  چه چیز او را  بیشتر از هر چیز دیگر نگران می سازد؟ پاسخ میل لی این بود:

بالاترین اولویت برای من و بالاترین اولویتی که برای وزارت دفاع قائل هستم مدرن کردن و تجدید سرمایه گذاری در سه گانه اتمی کشور است. بنظر من این امر تعیین کننده است. بنظر من آنچه در اولویت دوم  قراردارد کهکشان است. این یک  عرصه تازه برای عملیات نظامی است «.

 » سه گانه » اتمی  عبارتست از

1- راکت های بالستیک میان قاره ای.

2- بمب های استراتژیک.

3- زیر دریائی های مجهز به  سلاح اتمی

من فکر می کنم چین بزرگترین چالش برای امنیت ملی ایالات متحده در 50 تا 100 سال آینده است. «

چین  از عملیات جنگی امریکا در خاورمیانه  بسیار آموخت و اینک  از این مشاهدات برای پیش بردن اهداف نظامی خود استفاده می کند.

می لی در پاسخ » تیم کاین» سناتور دموکرات از ایالت ویرجینیا گفت:چین از طریق ما به مدرسه رفت.

آنها در جنگ اول خلیج (فارس) ، در  جنگ دوم خلیج (فارس) با دقت تمام ما را زیر نظر گرفتند. آنها

مهارت های ما را دیدند. و آنچه را دیدند، از بسیاری جهات سرمشق قرار دادند و بسیاری از اصول و سازمان ها را اخذ کردند.

. پکن  » از  خرید و فروش  بعنوان وسیله فشار برای دست یافتن  به امنیت ملی خود استفاده می کند (….) و برنامه  یک کمربند یک جاده بخشی از آن است. او گفت پکن در درجه اول برای دستیابی به منابع رقابت می کند تا هزینه نظامی خود را تامین کند و به آن بهبود بخشد و همچنین اقتصاد خود را گسترش دهد .

می لی ساختار قدرت نظامی امریکا را در منطقه ای که پنتاگون آن را منطقه ایندو پاسیفیک می نامد توصیف کرد. ژنرال امریکائی  نیروی نظامی امریکا در این منطقه  را که میدان اصلی مقابله با چین باید باشد چنین توصیف کرد: 370هزار نفر نیروی نظامی، 2000 فروندهواپیمای جنگی  و 200 کشتی.

پیمان منع موشک های هسته ای میان برد به تاریخ پیوست.

از می لی سؤال شد که آیا بنظر او استقرار  موشک های  معمولی میان برد زمین به هوا در منطقه  » کمکی هست» برای بازداشتن چین از تعقیب اهدافش؟ پاسخ او  صریح و مثبت بود : آری .

با امضاء قرارداد   INF ( منع موشک های هسته ای میان برد )    که در سال  1987 میان واشنگتن و مسکو منعقد گشت این سلاح ها به کنار نهاده شدند. ولی در آغاز سال جاری  دستگاه اداری ترامپ با توسل به این بهانه که گویا روسیه  مقررات را نقض کرده است، اجرای  قرارداد را به کنار نهاد.

اما دستگاه اداری ترامپ  نه مدرکی برای اثبات دعوی خود ارائه ی کرد و نه دعوت مسکو را برای دیدن مدارک مسکو که عکس دعوی واشنگتن را اثبات می کرد پذیرفت.

در همان زمان که واشنگتن برای ترک قرار داد مشغول گفتگو بود روشن شد که هدف  واشنگتن در واقع پکن  است . چون پکن   پیمان منع موشک های هسته ای میان برد  را  امضاء نکرده است  و در عین حال در عرصه تولید موشک های نظامی در منطقه  با امریکا هماوردی می کند.

آنچه بویژه موجب نگرانی  ژنرال می شود این است که  پیشرفت چین   در عرصه نظامی پرشتاب است. او هنگام حضور در سنا با صراحت گفت: چین نیروی نظامی خود را بسیار بسیار سریع بهبود می بخشد. این  موضوعی  بی اهمیت نیست . پیشروی آنها  چه در عرصه تحقیقات  و  چه در زمینه تولید و توسعه  از ما سریع تر است.

چین در حال حاضر » رقیب» محسوب می شود ولی » دشمن» نیست. در عرصه نظامی  این دو  مقوله با هم یکی نیستند. » دشمن » به گروهی اطلاق می شود که مسلحانه در جنگ فعال است.

واشنگتن به بهانه خطر روسیه که امریکا را تهدید می کند خود دست به تولید کلاهک های اتمی زد که از زیر دریائی پرتاب می شود. می لی  با اشاره به این کلاهک های  اتمی  گفت  این مهمترین سلاحی است  که ما باید در زرادخانه خود داشته باشیم تا  بر هر دشمن بالقوه  چیره گردیم.

تقریبا یک ماه پیش ،  سندی در 60 صفحه از سوی پنتاگون منتشر شد که در آن توضیح داده می شود که در آینده امریکا بمب های اتمی را چگونه باید بکار برد. طبق این سند برخلاف آنچه در جنگ سرد خواسته میشد دیگر نباید هر دو طرف از بین بروند، بلکه هدف  بازسازی » ثبات استراتژیک » است.

در سند پنتاگون فرض بر این است که «استفاده از سلاح های هسته ای بطور اساسی دامنه نبرد را تغییر می دهد و منجر به شرایطی می شود که فرماندهان باید برنده شوند».

استفاده از سلاح های هسته ای می تواند به طور اساسی روند مبارزات را عوض کند ،آن راتغییر دهد  یا به آن سرعت بخشد  و  هنگامی می تواند بکارگفته شود که نبرد با  شیوه متداول و معمولی با شکست مواجه شده باشد.

» می لی»در ماه آوریل روسیه را » خطری برای موجودیت» واشنگتن نامید.

رئیس ستاد ارتش در کمیته مالی ارتش امریکا گفت «روسیه به دلیل توانائی های هسته ای که دارد تنها کشور جهان است که قادر به از بین بردن ایالات متحده است». او در ادامه سخن خود گفت داشتن این توانائی ها به آن معنی نیست که روسیه در حال حاضر مشغول طرح نقشه برای بکار بستن این توانائی است.

می لی هشدار داد و گفت طی بیست سال آینده  اگر روسیه در صدد برآید مناطق نفوذ تاریخی خود در گذشته را دوباره بدست آورد و  ساختار اقتصادی و امنیتی اروپا را به سود خود تغییر دهد، علائق ما را تهدید خواهد کرد..

استدلالی که می لی برای ضروری بودن بودجه 780 میلیارد دلاری برای پنتاگون در سال 2020  ارائه کرد این بود که  کشورهائی چون چین و روسیه به شدیدترین شیوه در راه تحقق برنامه خود برای مدرن کردن نیروی های نظامی خود هستند تا برتری نظامی ایالات متحده امریکا را متزلزل سازند.

از همان سال 2015 که می لی رئیس ستاد ارتش امریکا شد روسیه را تهدیدی برای موجودیت امریکا نامید.

ژنرال می لی با توجه به تنش های موجود با ایران و بیرون رفتن امریکا در سال 2015  از پیمان برجام اذعان کرد که در حال حاضر ایجاد یک ائتلاف  علیه ایران برای واشنگتن  دشوار است. ولی او در انتظار جنگ با ایران نیز نیست.

ژنرال میلی از خواست پنتاگون حمایت کرد که مخالف  دادن هواپیماهای اف 35 امریکا به ترکیه است که  سامانه دفاعی اس 400 را از روسیه  خریداری می کند.

ژنرال می لی ابراز اطمینان کرد که سامانه دفاعی اس 400 روسی برای سرنگون ساختن جت های اف 35 امریکائی ساخته شده است.

https://deutsch.rt.com/nordamerika/90367-weltall-china-als-gegner-und/