بایگانی‌های دسته: status

سی سال پس از فروپاشی خوشباوری های فروپاشیده

.

.                                        سی سال پس  ازفروپاشی               

خوش باوری ها فروپاشیده

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

4،587،492

ترجمه

 1198

سه دهه پس از تغییر بنیادین خط مشی سیاسی، امروز بسیاری از کشورهای اروپای مرکزی و شرقی  به نخبگان حاکم برخود ، به رسانه ها و به دموکراسی لیبرال ظنین هستند.

آیا این کشورها اینک به اشکال حاکمیتی اقتدارگراتر باز می گردند؟

بروکسل : ما با مشکلی روبرو هستیم!  30سال پس از فروپاشی اتحاد شوروی و دولت های سوسیالیستی شرق اروپا، به نظر می رسد اروپای شرقی اعتقاد به دموکراسی لیبرال را از دست می دهد.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در 1991 ، كشورهای پیمان ورشو سابق ستاره دموكراسی لیبرال را دیدند و راه رسیدن به آن را در پیش گرفتند.

به مردم امید داده می شد که تمام آن آزادی ها و حقوقی را که کمونیسم به آنها اعطا نکرد، ازین پس   درو خواهند کرد. البته ناگفته نماند افراد زیادی از توافق نامه های سیاسی جدید به  سودهای  قابل توجهی دست یاقتند.

اما بسیاری از شهروندان اروپای مرکزی و شرقی که به تجربه منحصر به فردی دست یافته اند که عبارتست ازتجربۀ زندگی کردن د دو نظلم کاملاً متفاوت ، اینک با مشکلات ذاتی «لیبرال دموکراسی» روبرو میشوند و می توانند آنها را بسیار آسانتر بشناسند.

در نظرسنجی GLOBSEC    ) اتاق فکری مستقر در اسلواکی با تمرکز بر «امنیت جهانی» )، برای سنجش نگرش عمومی در 10 کشور اروپای مرکزی و شرقی (کشورهای بالتیک، اتریش، لهستان، جمهوری چک، مجارستان، اسلواکی، بلغارستان و رومانی) در مورد درک آنها از وضعیت لیبرال دموکراسی در کشورهای مربوطه صورت گرفت، همه چیز دیده می شد جز ابراز شور و شعف.  

دموکراسی لیبرال و نارضایتی از آن

بعنوان نمونه نگاهی می افکنیم به ادراک عمومی  ازنهاد های دموکراتیک.

در حالی که اکثر پاسخ دهندگان اظهار داشتند که از  انتخابات و حضور احزاب متعدد در  نظام دموکراسی لیبرال حمایت می کنند ، تنها 40 درصد اظهار داشتند که از دموکراسی در کشور خود راضی هستند.

86 در صد از مردم در اتریش (تنها کشور حاضر در نظرسنجی که گذشته کمونیستی ندارد) از نظام حاکم بر کشور خود راضی بودند و این بالاترین مرتبه رضایت در نظر سنجی بود. اما در انتهای دیگر این طیف ، تنها 18 درصد از بلغارها از نظام حاکم ابراز رضایت کردند.  در 8 کشور باقیمانده، کمتر از 50 درصد از مردم از نظام حاکم راضی بودند.

آنچه در این نظر سنجی  بویژه جلب توجه می کرد وابستگی شدید بین دید گاه  پاسخ دهندگان  به دموکراسی لیبرال و دریافت آنها از خوشبختی شخصی بود .  به طور متوسط ​​، 83 درصد کسانی که از لیبرال دموکراسی حمایت می کنند از زندگی شخصی خود راضی هستند.

این می تواند نشان از آن باشد که افرادی که می توانند از تمام مزایای مادی یک سیستم لیبرال دموکراتیک مبتنی بر نظم اقتصادی سرمایه داری بهره مند شوند، احتمالاً کاستی های نظامی را که در آن زندگی می کنند ببخشند یا نبینند.

اما حتی پاسخ به سؤال اعتماد به احزاب سیاسی نیز ، تصویر چندان  دوستانه تری  عرضه نمی کند. به طور متوسط ​​، 72 درصد از پاسخ دهنگان از بدگمانی خود  به این ساختارها سخن گفته اند. و این روحیه با کاهش اشتیاق رأی دهندگان به احزاب سنتی در بخش های وسیعی از کشورهای اروپای مرکزی و شرقی مطابقت دارد. دلایل چنین نگرشی از کشور به کشور دیگر متفاوت است و ممکن است بازتاب اختلافات دیرینه با بروکسل باشد.

به عنوان مثال، حزب حاکم (حق وعدالت PiS)    در لهستان اخیراً با خشم  دادگاه  اتحادیه اروپا مواجه شد زیرا: دولت  در ورشو به دیوان عالی لهستان «اختیارات ویژه» داد تا بتواند قضات مخالف دولت را تحت پیگرد قانونی قرار دهد. از سوی دیگر در بروکسل اعلام شد که این تصمیم با اصول دموکراتیک مطابقت ندارد   پاسخ ورشو  به اختصاراین بود: «مواظب امور مربوط به خود باشید». دیوان عدالت اتحادیه اروپا مجاز به قضاوت در مورد ارگانهای قانون اساسی کشورهای عضو نیست ، چه رسد به تعلیق آنها . حکم امروز یک عمل غاصبانه ( تصرف عدوانی)  است که حاکمیت لهستان را نقض می کند. نمونه دیگر از چگونگی رفتار بروکسل در برابر اعضاء اتحادیه اروپا  و نشان دادن زورمندی قانونی خود به آنها برخوردش با مجارستان و تحریم مجارستان توسط پارلمان اروپا ست- به دلیل موضع گیری شدید آن علیه سازمان های غیردولتی و رسانه ها .

دولت نخست وزیر مجارستان ویکتور اوربان ، که نمادی از جناح راست حزب ناسیونالیست » فیدز» است که این حرکت بروکسل را «انتقام تنگ نظرانه» از تلاش های او برای جلوگیری از عبور مهاجران غیرقانونی از طریق قلمرو کشور خود در مسیر غرب اروپا توصیف کرد. در عین حال  ، کشورهای اتحادیه اروپا با پیروی از این شیوه  تعهد خود را نسبت به پروژه دموکراتیک «اتحادیه اروپا» ، پروژه ای که هر روز کمتر دمکراتیک به نظر می رسد ، زیر سوال می برند. اینگونه  درگیری های منظم باعث ایجاد تنش بین دو اردوگاه  طرفداران اروپا و اردوگاه بدگمان ها به اتحادیه اروپا می شود. در واقع ، درک منفی   از این نوع رفتار ، بسیاری از انگلیسی ها را بر آن داشت تا از Brexit حمایت کنند.

بحران مهاجرت باعث بی اعتمادی می شود

در اینجا باید تأکید شود که در واقع مهاجرت غیرقانونی برای بیشتر کشورهای اروپای مرکزی و شرقی  یک مشکل اساسی است و گرچه اتریش تنها کشوری بود که  بی واسطه با بحران مهاجران مواجه بود، اما از مواجه شدن با بحران مهاجران  کمتر دچار هراس شد تا کشورهائی که مرزهای خود را به روی مهاجران بستند. نویسندگان این نظرسنجی نتیجه گرفتند که دولتهای اروپای مرکزی و شرقی که دست به کارزارهای ضد مهاجرتی زده اند کشورهای خود را «بسته تر و رواداری ( تولرانس)» را محدود تر ساخته اند.

از قضا این نتیجه گیری به تثبیت بدبینی سیاسی که امروزه در بیشتر کشورهای اروپای شرقی رواج دارد ، کمک می کند. نویسندگان این تحقیق این اصل مهم را نادیده می گیرند که  کشورها باید در تعیین چگونگی برخورد خود با مهاجرت آزاد باشند، بدون اینکه خواسته یا ناخواسته  «کم تحمل » نامیده شوند . از این گذشته، همه کشورهای اروپای مرکزی و شرقی از منابع اتریش برای مقابله با هجوم مهاجران برخوردار نیستند

در بین کشورهایی که در این نظرسنجی قرار داشتند ، فقط در لتونی اکثریت پاسخ دهندگان گفتند که به رسانه های اصلی اعتماد دارند.  سایر پاسخ دهندگان به عاملان ایالتی و الیگارشی اشاره می کردند که در پشت صحنه مشغول  دستکاری در متن اخبار و اطلاعات هستند.

https://deutsch.rt.com/search?q=Meinung%3A+30+Jahre+nach+der+Wende+schwindet+in+Osteuropa+der+Glaube+an+liberale+Demokratie

سندی که راستگرایان داخلی آن را بازی در زمین امریکا میدانند!

سندی که راستگرایان داخلی آن را بازی در زمین امریکا میدانند!

نسخه ای از سند همکاری 25 ساله

چین و ایران

که به راه توده رسید

دبیرخانه سازوکار عالی مشارکت جامع راهبردی ایران و چین سند «ویرایش نهایی برنامه همکاری‌های جامع (25 ساله) ایران و چین» را منتشر کرد. نسخه‌‌ای از این سند بدست راه توده نیز رسیده است.  این ویرایش هنوز غیررسمی است، یعنی باید به امضای دو طرف برسد. این سند 18 صفحه‌‌ای دارای یک مقدمه و سه ضمیمه است که چارچوب کامل همکاری‌های ایران و چین را ترسیم کرده است.

دقت در محتوای این سند نشان می دهد که آنچه رسانه‌های خارجی درباره محتوای همکاری‌های ایران و چین منتشر کرده‌اند به کلی دروغ و بی محتواست. در واقع سند همکاری‌های ایران و چین با توجه به ظرفیت‌های چین در هر کشور دیگری اگر امضا شده بود بعنوان یک سند افتخار به مردم معرفی و از ظرفیت‌های آن برای رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی، ایجاد امید در جامعه و بهبود وضع مردم و کاهش فقر تبلیغ می شد. اما در ایران در کشاکش میان جناح‌های حکومت، در بی اعتمادی مطلق مردم، در فشار طرفداران غرب به جلوگیری از بهره گیری از ظرفیت‌های روابط ایران و چین، در فشارهای آمریکا و تحریم اقتصادی ایران و … به اینکه این سند بتواند با وضع کنونی حکومتی تاثیری در اوضاع کشور داشته باشند با دشواری بسیار روبروست. سیاست «نه شرقی، نه غربی»، چون شالوده آن نه بر ساختن که بر «نفی» استوار شده‌ بتدریج از نشان استقلال به نشانه از دست دادن هرگونه استقلال برای برقراری مناسبات دوستانه با جهان تبدیل شده است. کشورهای غربی که خود بیشترین روابط را با چین دارند و همه کالاهای خود را از چین وارد می کنند، از اینکه دیگر کشورها نیز با چین رابطه داشته باشند ناراضی هستند. آنها می خواهند موقعیت مناسبات انحصاری خود با چین از یکسو و مناسبات انحصاری با کشورهای توسعه نیافته را برای خود حفظ کنند. زیر فشاراین کشورها ایران حق ندارد برای توسعه خود از ظرفیت‌های مناسبات با چین بهره گیرد. نتیجه این می شود که مناسبات ایران و چین بطور غیررسمی و بدون برنامه ملی، در چارچوب منافع تنگ و خودخواهانه و زودگذر تجار ایرانی و چینی بدون هیچگونه چشم‌اندازی برای توسعه ملی قرار گرفته است.

انتشار غیررسمی سند در عین حال نشانه کوشش پایان دادن یا کاهش فشار مخالفان داخلی همکاری‌های ایران و چین است، مخالفانی که قصد زمین زدن دولت را دارند و می خواهند آن را وسیله چانه زنی و معامله با آمریکا قرار دهند یا چین ستیزی را بعنوان نماد تفاهم مشترک خود با آمریکا وانمود کنند.

در مقدمه سند همکاری‌های جامع پس از اشاره به اینکه ایران و چین دو تمدن کهن آسیایی و دو شریک نزدیک هستند، با تکیه بر مشترکات فرهنگی، چندجانبه گرایی، حمایت از حق ملت‌ها برای برخورداری از حق حاکمیت برابر و مدل توسعه بومی خود، و با اظهار امید از اینکه این سند «ترسیم کننده فصلی جدید در سپهر مناسبات دو تمدن بزرگ آسیایی چین و ایران» و … همکاری‌های دو جانبه در چارچوب ابتکار «کمربند – راه» باشد به تفاهمات طرفین اشاره می شود. این تفاهم شامل چند بند چشم‌انداز، ماموریت، اهداف اساسی، زمینه‌های همکاری، اقدامات اجرایی، مشارکت راهبردی چامع چین – ایران، مبتنی بر رویکرد برد- برد می باشد.

اهداف و چشم‌اندازها

در مقدمه این سند اهداف و زمینه‌های همکاری چنین توصیف می شود:

همکاری دوجانبه اقتصادی و تجاری، حوزه‌های فناوری، گردشگری، مبارزه با تروریسم و گسترش همکاری نظامی برای تقویت ظرفیت‌های دفاعی و راهبردی

انرژی، نفت، پتروشیمی، انرژی‌های تجدیدناپذیرو هسته‌‌ای غیرنظامی،

بزرگراه، خط اهن، اتصالات دریایی، همکاری‌های بانکی با تاکید بر استفاده از ارزهای ملی و مقابله با پولشویی،

گردشگری، علمی و اکادمیک و فن اوری،

ریشه کردن کردن فقر و بهبود وضعیت معیشت مردم،

نظارت و اجرا، همکاری در کشور ثالث،

نفی فشارهای خارجی.

در ضمیمه اول و دوم سند زمینه‌های همکاری و عناوین اصلی برنامه همکاری‌های جامع 25 ساله چنین ذکر می شود:

توسعه سرمایه گذاری در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اعم از نفت، پتروشیمی، صنایع سنگین، کشاورزی، سلامت، برق، شبکه‌های هوشمند و دانش بنیان، صنایع نوین مانند ارتباطات، خدمات و گردشگری، انتقال و توسعه فناوری‌های نوین اعم از انرژی‌های پاک و تجدیدپذیر، نیروگاه، فن آوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی،

پروژه‌های کلان صنعتی و معدنی

همکاری‌های گمرکی،

تولیدات کشاورزی و دارویی و بهداشتی،

تشویق سرمایه گذاری و توسعه منابع و زیرساخت‌های گردشگری،

خدمات فنی و مهندسی،

زیرساخت‌های دریایی و بندری،

احداث شهرهای جدید در ایران،

همکاری در ایجاد مراکز صنعتی محور، خدماتی محور و فناوری محور در بنادر و جزایر منتخب،

همکاری‌های علمی و فنی در حوزه فضای مجازی،

توسعه همکاری‌های نظامی، دفاعی، امنیتی در حوزه‌های اموزشی – پژوهشی، صنایع دفاعی و تعامل در موضوعات راهبردی، ایجاد مکانیز واردات پایدار نفت خام از ایران،

مشارکت در ایجاد و تجهیز مخازن ذخیره نفت، گار و محصولات پتروشیمی دو کشور،

انتقال دانش فنی چین در زمینه صنعت آب و برق،

مشارکت فعال در کرویدورهای بین المللی جنوب (بندر چابهار – آسیای مرکزی) و جنوب – غرب (چابهار و بندر عباس – ترکیه و جمهوری اذربایجان)

ساخت خط آهن پاکستان – ایران – عراق – سوریه و خط آهن شرق – غرب ایران،

توسعه سواحل مکران، بندر جاسک و ایجاد یک شهرک صنعتی در ایران، ایجاد شهرهای گردشگری و شهرهای هوشمند،

توسعه زیر ساخت‌های اطلاعاتی و توسعه نسل پنجم ارتباطات از راه دور، شامل مسیریاب ، جی پی اس، سرورها و ذخیره اطلاعات، تلفن همراه، تبلت، لب تاپ سیستم عامل رایانه، مرورگرها، آنتی ویروس‌ها، فناوری‌های هوشمند و هوش مصنوعی، استارت اپ‌ها،

همکاری‌های نظامی، دفاعی، حوزه‌های اموزش، تبادل استاد و دانشجو، رزمایش، تبادل تجربیات نظامی و دفاعی

در ضمیمه سوم که به «اقدامات اجرایی» اختصاص دارد بر موارد زیر تاکید دارد:

عرضه پایدار نفت به چین، مشارکت در توسعه صنعت نفت، توسعه ظرفیت خطوط انتقال انرژی،

افزایش صادرات محصولات پتروشیمی ایران به چین و همکاری درباره تولید برق و کود از زباله‌های شهری،

ساخت نیروگاه‌های برق آبی، تصفیه خانه‌های آب و فاضلاب، سد و شبکه‌های ابیاری زهکشی و تاسیسات اب شرین کن‌های بزرگ،

افزایش سهم انرژی تجدید پذیر و نیروگاه سیکل ترکیبی موجود،

تولید تجهیزات و فناوری‌های جدید،

ایجاد یک شرکت تجاری مشترک به منظور تسهیل تجارت کالا بین فعالان تجاری دو کشور،

گشایش شعبات بانک‌های ایرانی در مناطق اقتصادی ویژه چین و بانک مشترک چین – ایران و شعبات ان در سرزمین اصلی و مناطق ازاد تجاری حمل و نقل و زیر ساختها،

تشویق سرمایه گذاری در ساخت و توسعه فرودگاه‌ها، خرید محصولات هوایی تولید مشترک ایران و چین و توسعه زنجیره تامین هوایی متشکل از شرکت‌های ایرانی،

انتقال فناوری و مشارکت در توسعه فناوری‌های مورد نیاز در صنعت هوایی،

جلب سرمایه‌های چینی در برقی کردن خطوط اصلی راه اهن ایران و خط اهن سریع السیر اصفهان- شیراز، تهران- مشهد، تهران-تبریز، و مشارکت در ساخت آزاد راه‌ها،

ایجاد شهر‌های هوشمند و زیست بودم در مکران،

ساختمان‌های سبز و هوشمند،

بزرگراه‌های کویری،

حمل و نقل دریایی بین المللی،

توسعه شبکه لجستیکی بنادر،

استفاده از انواع تکنولوژی ساخت و ساز دارای قابلیت پیاده سازی در ایران و انتقال دانش به کشور،

طراحی شهرهای جدید نسل نوین و محله‌هایی با رویکرد شهر جدید هوشمند سازگار با محیط زیست به عنوان پایلوت،

اعطای بورس تحصیلی متقابل و تبادل استاد و دانشجو،

واگذاری بخش معین از سهام شرکت هوش مصنوعی چین به شرکت سرمایه گذاری خارجی ایران به گونه‌‌ای که حداقل یک سیت (سهم) از آن در اختیار شرکت قرار بگیرد،

تفاهم بر سر تغییرات آب و هوایی و همکاری پیرامون راه‌های مقابله و تثبیت گرد و غبار در ایران،

مشارکت در سرمایه گذاری برای تاسیس بورس بین المللی مناطق ازاد ایران و همکاری در راه‌اندازی مشترک فرامرزی در کشور ثالث،

گسترش تولید مشترک واگن‌های مترو،

طراحی شهرک صنعتی تولید خودرو و صنایع مرتبط با آن با تمرکز براستفاده از انرژی تجدید پذیرو تولید سلول خورشیدی،

تقویت همکاری برای مقابله با ویروس کرونا و دیگر ویروس‌های مشابه،

انتقال فناوری سلامت، نظام سلامت، تامین نیازهای دارویی و تجهیزات و ملزومات پزشکی، برگزاری منظم نشست کمیسیون مشترک هماری‌های صنایع دفاع ملی،

رزمایش‌های مشترک دریایی، زمینی و هوایی بصورت برنامه‌‌ای سرمایه گذاری و مشارکت طرف چینی در پروژه‌های مرتبط با مناطق نفت و گاز ایران در چارچوب قوانین ایران،

سرمایه گذاری در جاسک و ساخت بندر جاسک،

جذب سرمایه گذاری چینی در پروژه‌های شهرک پتروشیمی چابهار با برقراری تسهیلات،

راه‌اندازی فاز نهایی و همه جانبه شهرک صنعتی مشترک ویژه صنایع چین،

طراحی و ساخت پالایشگاه مشترک در چین مبتنی بر خصوصیات نفت ایران،

تامین مالی و استقرار فناوری‌های مدیریت پسماند،

مرمت و احیای بناها و بافتهای تاریخی و تقویت هماکری در زمینه حفظ اثار فرهنگی، ایجاد سیستم فراگیر بنل، مالی با استفاده از ظرفیت‌های چین.

اینها بخشی از مفاد سند برنامه جامع همکاری‌های ایران و چین بود که تنها آگاهی از مفاد این همکاری‌ها و فشار افکار عمومی می تواند به آغاز تحقق هر چه سریعتر آن یاری رساند.

مردم خشمگین ایتالیا میخواهند از اتحادیه اروپا جدا شوند!

مردم خشمگین ایتالیا میخواهند

از اتحادیه اروپا جدا شوند!

جرمان فارن پالیسی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،584،608

ترجمه

1197

یکی از اهداف «هایکو ماس»، وزیر خارجه آلمان، در سفر چند روز پیش خود به رُم تلاش برای پیشگیری از گسترش یک شعار در ایتالیا بود. اکثریتی از مردم ایتالیا خواستار خروج از اتحادیه اروپا و همکاری با چین هستند.

این واقعیت که آلمان و اتحادیه اروپا در سخت ترین مرحله  گسترش بیماری کرونا در آن کشور از رساندن هر نوع کمک به ایتالیا خود داری کردند، موجب خشم شدید مردم ایتالیا شد.

افزون بر این، مخالفت قاطع آلمان با پشتیبانی مالی اتحادیه اروپا از کشورهای مواجه با بحران کرونا از جمله ایتالیا بود. اقدامی که میتوانست مانع سقوط اقتصادی آن کشورها گردد. (توضیح: اگر اتحادیه اروپا مسئولیت بازپرداخت قرضه های دریافتی از بازار بین المللی پول را تضمین کند. کشورهائی که دارای اقتصاد ضعیف هستند – مانند ایتالیا-  می توانند با پرداخت بهره کمتر اعتبار بیشتر کسب کنند بدون آن که با خطر سقوط اقتصادی مواجه گردند. این روند «کرونا بوند» خوانده می شود.م)

در اواسط ماه آوریل نتیجه یک همه پرسی در ایتالیا حاکی از این بود که نیمی از مردم ایتالیا چین را «دوست» و آلمان را «دشمن» آن کشور می دانند. دولت آلمان در صدد برآمد با توسل به تبلیغات و اقدامات دلجویانه  با این گرایش مقابله کند، از جمله تعدادی از تخت های خالی بیمارستانهای آلمان را به بیماران ایتالیائی مبتلا  به کرونا واگذار کرد و وزرای هر دو کشور به شدت به ستایش از همبستگی کشورهای عضو اتحادیه اروپا پرداختند و گویا قرار است از صندوق «همبستگی » اتحادیه  اروپا    چند میلیارد در اختیار ایتالیا گذاشته شود. با این همه در حال حاضر اکثریتی از مردم ایتالیا خواستار خروج از اتحادیه اروپا هستند.

https://www.german-foreign-policy.com/news/detail/8313/

 

بهانه سازی های ایران باعث ماندن نظامی امریکا درعراق میشود؟

بهانه سازی های ایران باعث ماندن

نظامی امریکا درعراق میشود؟

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

979،582، 4

 

ترجمه

1196

 

ژنرال امریکائی «مک کنزی» نمی خواهد در برابر ایران به زانو در آید او گفت :هدایت » نردبان تشدید» اوضاع هنوز در دست نیروی نظامی امریکاست.

2

در ماه ژانویه مجلس عراق خواستار خروج همه نیروهای خارجی از عراق شد. نیروی نظامی امریکا   هنوز این خواست را اجرا نکرده است. همزماه با این کشاکش ایران دست به حملات موشکی   تحریک آمیز می زند. به گفته رسانه های آمریکایی، حملات موشکی اخیر به تاسیساتی که محل استقرار سربازان آمریکایی در عراق است از جمله کمپ تاجی و بغداد، از سوی شبه نظامیان مورد حمایت ایران از جمله این عملیات تحریک آمیز است. عملیاتی که تاثیری بر ادامه حضور نظامی امریکا نداشته است.

ژنرال کنت مک کنزی فرمانده (CENTCOM)  در مصاحبه ای  آنلاین  با شورای اتلانتیک با سرسختی گفت: ما اجازه نخواهیم داد ایران ما را از منطقه بیرون کند.

این جملات تنها چند روز پس از اعلامیه مشترک دولت عراق و واشنگتن برای کاهش نیروهای آمریکایی در این کشور بیان شد.

در آن اعلامیه که در 11 ژوئن از سوی وزارت خارجه ایالات متحده منتشر شد پیش بینی شده که جزئیات مذاکرات پس از جلسه ای که برای ماه ژوئیه در نظر گرفته شده ، منتشر خواهد شد.

ژنرال کنزی گفت: «گرچه  ممکن است ایران نردبان تشدید وخامت اوضاع را در اختیار داشته باشد ولی کنترل آخرین پله  نردبان تشدید وخامت اوضاع در اختیار امریکاست.»

بنا به گفته ژنرال امریکائی حملات ایران پس از حملات موشکی ماه مارس به اردوگاه تاجی عراق ،    که موجب زخمی  شدن پنج نفر از جمله سه آمریکایی شد، مدتی » متوقف» شده بود.

با این حال ، حملات شبه نظامیان و متحدان عراقیِ ایران می تواند نظامیان آمریکایی در عراق را از ماموریت مقابله با تروریست های داعش منحرف سازد.

کاگینز گفت این حملات قطعاً یک تهدید است ، ما آنها را بسیار جدی می گیریم. «

یک افسر ارشد نظامی که در گذشته در فرماندهی مرکزی ایالات متحده کار می کرده به نشریه   «تایمز نظامی» گفت که عدم پاسخگویی به حمله موشکی 8 ژانویه به پایگاه هوایی اسد ، ایرانیان را به ادامه حملات خود ترغیب کرده است.

https://deutsch.rt.com/international/103687-us-general-zu-raketenangriffen-im-irak/

جنگ سوم علیه کشورها را امریکا از سال 1945 آغاز کرد!

جنگ سوم علیه کشورها را

امریکا از سال 1945 آغاز کرد!

 

«دانیل گانزر» پژوهشگر صلح- ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

4،581،542

ترجمه

1195

خواننده ای که خود را ناشناس خوانده چند سطری برای  من (رضا نافعی) نوشته با دو پرسش و یک توصیه:

«هنوز هم نمیتوانم پی ببرم چرا تمام فعالیت صرف در زمینه ضدیت  با امریکا می شود و به تمجید از روسیه می پردازید؟ حاکمیت جمهوری اسلامی هم با ماشین سنگین تبلیغاتیش به این کار مشغول است. جای آن نیست که برای مسئله ایران و مردم وطنمان جائی هم باز کنید با ترجمه از منابع غربی؟»

به این دوست عزیز یادآوری می کنیم که از صبح تا شب تمام تلویزیون های فارسی زبان باضافه رادیوهای فارسی زبان فرات از «اندازه کافی» علیه چین و روسیه مطالب گمراه کننده منتشر و پخش می کنند. به خودمان اجازه بدهیم که گاهی از منابع دیگری هم مطالبی را در مورد سیاست های این دو کشور بخوانیم. بندرت نشریات غرب خبر و یا گزارش دُم بریده ای متفاوت با سیاست های همیشگی رسانه های غربی می نویسند که در آنها هم زهرپاشی هست اما کمتر. این که عده ای فکر می کنند چین و روسیه نمی گذارند جمهوری اسلامی یکشبه سقوط کند نیز خود یکی از همان شگردهای تبلیغاتی غرب برای گمراه کردن ایرانی هاست. مخالفت و حتی مبارزه با جمهوری اسلامی یک امر داخلی است و به خود ایرانی ها مربوط است و سیاست خارجی امری است برخاسته از منافع هر کشوری و سیاست های هر دولتی. نباید این دو را با هم مخلوط کرد. برای آگاهی بیشتر آن دوستی که برای من پیام نوشته اند و دیگر خوانندگان، بخش دیگری از کتاب امپراطوری ایالات متحده قدرت ستمگر جهانی را منتشر می کنم که این یکی هم در غرب منتشر شده و نویسنده اش امریکائی است.

 

«چرا هزاران نفر از کشورهائی بسیار متفاوت، ایالات متحده را بزرگترین خطر برای صلح جهانی می دانند؟ پاسخ روشن است: ایالات متحده یک امپراطوری است. و ارتقاء به مرحله فرمانروائی امپراطوری در طول تاریخ  همیشه با توسل به زور بوده است. اعتقاد به اِعمال خشونت را می توان در این حقیقت مشاهده کرد که، بر خلاف تقریبا سایر کشورهای غربی، مجازات اعدام هنوز در ایالات متحده اجرا می شود. اما آنچه باید مقدم بر هر چیز دیگر  دانست اینست که از سال 1945 تا کنون هیچ کشوری به اندازه ایالات متحده دیگر کشورها را بمباران نکرده است. از سال 1945تا کنون هیچ کشوری بقدر ایالات متحده دولت های دیگر کشورها را سرنگون نکرده است. از سال 1945 تا کنون هیچ کشوری چون ایالات متحده جنگ های پنهانی نکرده است. هیچ کشوری چون ایالات متحده در دیگر کشورها پایگاه نظامی نداشته است، پایگاه هائی که اغلب با مخالفت خود آن کشور روبروست. » کار به جائی رسیده که آمریکائی بودن شرم آور شده است». این سخن  Paul Craig Roberts  است که در دوران ریگان (رئیس جمهور اسبق امریکا) قائم مقام وزیر دارائی امریکا بود و پس از باز نشستگی به یکی از سرسخت ترین منتقدان کاخ سفید تبدیل شد. یکی از اظهارات او اینست «چهار رئیس جمهور تبهکار یکی پس از دیگری زمام کشور ما را دردست داشتند: کلینتون، بوش، اوباما و ترامپ.»

مورخ امریکائیGabriel Koko که در دانشگاه یورک درشهر تورونتو در کانادا تدریس می کند  بدرستی می گوید: ایالات متحده کشوری است که در نیمه  دوم سدۀ بیستم بیش از هر کشور دیگری جنگ کرده است».  به دلیل این استفاده مکرر و مداوم از خشونت است که ایالات متحده بزرگترین خطر برای صلح جهانی محسوب می شود. کسی که منابع تاریخی را مطالعه کند مشاهده می کند که ایالات متحده از سال 1945 به بعد علنا یا مخفیانه علیه این کشورها متوسل به خشونت شده است، البته باید در نظر داشت که انچه اینک عرضه می شود فهرست کامل کشورهائی نیست که مورد تعرض ایالات متحده امریکا قرار گرفته اند:

یونان 1946، کره 1950، ایران 1953، گواتمالا 1954، کنگو 1961، کوبا 1961، ویتنام 1964، اندونزی 1965، کامبوج 1969، لائوس1970 ، شیلی1973، گرنادا1983، نیکاراگوئه1981، پاناما1989، کویت1991، سودان1998، صربستان1999، افغانستان2001، پاکستان2001، عراق2003، سوریه2014، اوکرائین2014

حق با جیمی کارتر رئیس جمهور پیشین امریکاست که در سال 2019 با ابراز تاسف گفت: ایالات متحده امریکا « جنگ افروز ترین  کشور درتاریخ جهان است». کارتر 94 ساله در یک مراسم مذهبی در جورجیا زبان به انتقاد گشود و گفت ملت امریکا در تاریخ 242 ساله موجودیت خود فقط 16 سال را بدون جنگ گذرانده است.

«ایالات متحده» امپراطوری وحشت فرو می پاشد  

«ایالات متحده»

امپراطوری وحشت فرو می پاشد

 

 

 

 

َ ترجمه رضا نافعی

 

برگرفته ازکتاب:امپراتوری امریکا قدرت ستمگر جهانی

نوشته:  دانیل گانزر پژوهشگر صلح

آمار سایت تا کنون

4،578،540

ترجمه

1194

ایالات متحده امریکا  از سال 1945 یک امپراتوری است. کشوری  که در زمانی مشخص دارای نیرومندترین قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی باشد امپراتوری خوانده می شود. امریکا چاپ کننده دلار است، که در حال حاضر مهمترین ذخیره ارزی جهان است. ایالات متحده یک قدرت اتمی است، که دارای بالاترین هزینه نظامی، بزرگترین کنسرن های تسلیحاتی و بیشترین پایگاه نظامی را در کشورهای بیگانه است. امریکا کشوری است که در شورای امنیت سازمان ملل متحد حق وتو  دارد و اگر با زیر پاگذاشتن  قانون سازمان ملل که توسل  به قهر را ممنوع ساخته  کشور دیگری را بمباران کند می تواند با توسل به  حق وتو  مانع از آن گردد که از سوی سازمان ملل محکوم شود. افزون بر این، ایالات متحده امریکا بر ناتوتسلط دارد، که بزرگترین اتحادیه نظامی جهان با عضویت 29  کشور اروپائی و امریکای شمالی است.

کسی که علاقمند به سیاست، تاریخ و صلح باشد مجاز به نادیده گرفتن این امپراتوری نیست، زیرا ایالات متحده، مستقیم یا غیر مستقیم، برتمام چالش های بزرگ صد سال گذشته اثر گذار بوده و برجنگ های امروز  مُهر خود را می کوبد.

امروزه شناختن امپراتوری کار آسانی است، فقط باید تعداد ناوهای هواپیما بر آن را برشمرد. ایالات متحده بیش از هر کشور دیگر در جهان   ناو هواپیمابر دارد و هر 11 ناو هواپیما بر این کشور با سوخت اتمی حرکت می کنند.

بر روی جلد کتاب حاضر تصویر ناو هواپیما بر USS George Washingچاپ شده که نموداری است از تسلط نظامی ایالات متحده امریکا. تازه ترین ناوهواپیما بر امریکا USS  Gerald Ford در سال 2017 توسط دانالد ترامپ به راه انداخته شد، و از آنجا که با سوخت اتمی حرکت می کند می تواند بدون سوخت گیری مجدد دهها سال روی آب بمانند. هزینه  تولید  این ناو 13 میلیارد دلار بود و گرانقیمت ترین کشتی جنگی ساخته شده در جهان است. اما چین فقط دو ناو هواپیما بر، فرانسه ، انگلستان و روسیه هر یک فقط یک ناو هواپیما بر دارند.

امپراتوری ها نخست عروج می کنند و بعد فرو می پاشند. امپراتوری ها پدیده های ماندگار نیستند. امپراتوری های روم، اسپانیا، عثمانی، فرانسه و بریتانیا روزی بزرگ و هراس برانگیز بودند. ولی امروز فقط هستند. امپراتوری ایالات متحده نیز روزی فروخواهد پاشید و جای آن را ساختار دیگری از قدرت خواهد گرفت. کی و چگونه چنین خواهد شد فعلا مشخص نیست. پاول کندی تاریخ نگار انگلیسی هشدار می دهد و می گوید اگر ملت ها هزینه زیادی صرف تسلیحات کنند، » انوقت احتمالا بیش از حد بر خود فشار می آورند، آنوقت است که یک ملت شبیه مرد سالخورده ای خواهد شد که میخواهد دست به کاری زند که انجامش توان بیشتری از او می طلبد».

نظر پرسی موسسه گالوپ

«امروز کدام کشور منشاء بزرگترین خطر برای صلح جهانی است؟» این پرسش هیجان انگیز را گالوپ، موسسه نظر خواهی امریکائی که مقر آن شهر واشنگتن است، دریک نظر پرسی جهانی، در سال 2013 مطرح ساخت. گالوپ از سال 1977 هرسال یک نظر خواهی جهانی در مورد وضعیت جهان انجام داد. پس از آنکه شنوندگان یک فرستنده رادیوئی خواستار طرح این پرسش شدند، موسسه گالوپ هم در هزاره نو جرئت طرح این پرسش را پیدا کرد. در دوران زمامداری پرزیدنت اوباما، بین ماههای سپتامبر و دسامبر 2013 این پرسش برای بیش از 67 هزار نفر در 65 کشور جهان مطرح شد. بنا بر این پرسش درعرصه جهانی مطرح شد. و نتیجه آن نیز صراحت داشت.

24 درصد از پاسخ دهنگان یا یک چهارم از مردم جهان ایالات متحده امریکا را بزرگترین خطر برای صلح جهانی دانسته بودند. تفسیر بی بی سی این بود که » این برای امریکا خبر بدی است ولی کاملا نامنتظر هم نبود «. دومین کشور خطرناک کشور مسلمان و اتمی پاکستان بود که 8 در صد آن کشور را خطر بزرگ دانسته بودند که با فاصله ای زیاد بعد از امریکا قرار گرفته بود. سومین کشور خطرناک چین بود. پرجمعیت ترین کشور جهان برای 5 در صد خطرناک ترین کشور جهان بود. اسرائیل هم مانند کشور چین که کشوریست تحت کنترل حزب کمونیست  از سوی 5 در صد خطر بزرگ شناخته شده بود. کشورهای کره شمالی (5 در صد) افغانستان (5 درصد) و ایران هم ( 5 درصد)ی بودند. کشورهایی که برای صلح جهانی در مراحل بعدی خطر قرار داشتند عبارت بودند ازهند (4درصد) عراق( 4درصد) ژاپن(4درصد) سوریه(3درصد) روسیه (2درصد) استرالیا(1درصد)آلمان(1درصد)فلسطین(یک درصد) سومالی(1درصد)کره جنوبی(1 درصد) بریتانیای کبیر(1 درصد).

در پرسشنامه گالوپ این پرسش هم مطرح شده بود :» اگر مرزی وجود نمی داشت میل داشتید در کدام کشور زندگی کنید؟ 38 درصد یعنی اکثریتی روشن پاسخ داده بود بهترین جا همان کشوری است که هم اکنون ساکن آن است. اکثر مردم جهان خواستار مهاجرت نیستند، بلکه می خواهند با خانواده خود بمانند، تقریبا تمام انسان ها دوستدار فرهنگ، زبان، مناظر طبیعی و خوراک های میهن خود هستند. ولی برای  کسانی که میل به مهاجرت داشتند نخستین کشور مطلوب ایالات متحده بود (9 درصد) پس از آن استرالیا(7 درصد)، کانادا (7درصد)، سوئیس (6درصد)، فرانسه (4درصد)، آلمان (4درصد)، انگلستان(4درصد) و ایتالیا (3درصد) قرار داشتند.

          این که در سال 2013 ایالات متحده بعنوان بزرگترین خطر برای صلح جهانی شناخته شد  پدیده کاملا نوظهوری نبود. » بنظر من از منظراکثراروپائی ها، در حال حاضر بزرگترین خطر برای صلح جهانی امریکاست» این نظر آرنولد توین بی، تاریخ نگار انگلیسی است که در سال 1971 بیان کرد بی آن که  توانسته باشد  به نظر پرسی های  تحقیقی اتکاء کند. «توین بی» با توجه به پس زمینه جنگ ویتنام که در جریان بود می گوید پس از این که امریکا بی تردید تبدیل به قدرتمندترین کشور شد طی سی سال گذشته تصویرش تغییر کرد و تصویری وحشتناک شد. احتمالا  این تصویر برای اکثریت بزرگی از مردمی که نه اروپائی هستند و نه اهل امریکای شمالی بلکه اهل امریکای جنوبی، آسیائی یا افریقائی هستند هراسناک تر است.» زیرا ایالات متحده بارها و بارها با خشونتی بی رحمانه در امور داخلی  کشورهای دیگر دخالت کرده است. از این رو  بنا به گفته  توین بی ایالات متحده برای آنها » یک کابوس» است.

          پس از ژانویه 2017 که پرزیدنت دونالد ترامپ زمام امور را در دست گرفت نیز ایالات متحده به ارزیابی بهتری دست نیافت. موسسه نظر خواهی Pew  در ماه اگوست 2017 اعلام کرد » نگرانی از قدرت و نفوذ ایالات متحده در بسیاری از کشورهای جهان فزونی یافته است. Pew از مردم سی کشور جهان از امریکای شمالی، امریکای جنوبی، اروپا، افریقا، آسیا و استرالیا نظر خواهی کرده بود. این نظر خواهی جهانی نخستین بار در 2013، در زمان زمامداری پرزیدنت اوباما صورت گرفته  بود و یک بار دیگر در 2017، هنگام حضور پرزینت ترامپ در کاخ سفید تکرار شد. در همان زمان که پرزیدنت اوباما رئیس جمهور  بود، ایالات متحده در ارزیابی جهانی بزرگترین منبع خطر برای جهان شناخته شده بود ، ولی پس از حضور پرزیدنت ترامپ در کاخ سفید بی اعتمادی به کاخ سفید بازهم بیشتر شد.

         » در 21 کشور از 30 کشوری که در آنها از مردم نظر خواهی شده بود تعداد افرادی که امریکا را برای کشور خود خطر جدی تلقی میکردند فزونی گرفته بود» این نتیجه ای بود که موسسه Pkw در سال 2017 به آن دست یافته بود. مکزیک و کانادا،  دو همسایه امریکا این کشور را برای خود خطری بزرگتر ازچین یا روسیه دانسته بودند. درکشورهای انگلستان، آلمان، فرانسه و هلند نیز که عضو ناتو هم هستند پرسش شوندگان در سال 2017 امریکا    را خطرناک تر دانسته بودند تا در نظر خواهی سال 2013. نکته دیگری که Pkw کشف کرد این بود که زنان در استرالیا، کانادا، ژاپن، انگلستان و فرانسه امریکا را بیش از مردان آن کشورها خطرناک دانسته اند. نتیجه دیگری که از همه پرسی حاصل شد این بود : مردمی که به احزاب چپ رای می دهند، در انگلستان،سوئد، کره جنوبی  و استرالیا،  ایالات متحده را خطری بزرگتر می دانند تا کسانی که در همان کشورها به احزاب راستگرا رای می دهند.

         پژوهش های تازه در آلمان نیز تایید کننده این برخورد منتقدانه به ایالات متحده هستند. طبق پژوهشی که در سال 2018 از سوی موسسه » فورسا  برای تحقیقلات اجتماعی و تحلیل آمار» صورت گرفت، بنظر 79 در صد از مردم آلمان پرزیدنت دونالد ترامپ بزرگترین منشاء خطر برای صلح جهانیست. پوتین فقط از منظر 13 درصد منشاء خطر برای صلح جهانیست، برای 8 در صد هردو به یک اندازه  هراس برانگیز هستند». طی سالهای اخیر حیثیت امریکا در آلمان پیوسته رو به کاهش بوده است. » تفسیر » روزنامه آگسبورگر آلگماینه سایتونگ» از پژوهش فورسا چنین  بود:» طی سالهای اخیر حیثیت  ایالات متحده امریکا پیوسته رو به کاهش بوده است.

پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم امریکای فاتح که با شتابی حیرت انگیز   به مرتبه    کشوری تحسین برانگیز، محافظ آلمان و چه بسا ارجمند ومحترم ارتقاء یافت امروز با داوری های  منفی و دم افزون آلمانی ها روبروست. بنظر » مانفرد گولنر»  مدیر پژوهش ها، » نخستین گسل در داوری آلمانی ها در مورد امریکائی ها  با ورود جورج دابلیو بوش به کاخ سفید، در سال 2001 رخ داد. او،حداکثر پس از جنگ عراق ، جنگ افروزی بمراتب خطرناک تر از پوتین بود. المانی ها به بیل کلینتون که قبل از بوش رئیس جمهور بود هنوز اعتماد  داشتند.»

نظرپرسی های نو به نو مؤید این نظر هستند . بنا به  » گزارش ایمنی 2019″، گزارشی که از سال 2011 هرساله تجدید می شود، بنظر آلمانی ها بزرگترین خطری که صلح جهانی را تهدید می کند از امریکا بر می خیزد. پس از آن کشورهای خطر خیز به ترتیب عبارتند از کره شمالی،ترکیه و روسیه. » مرکز پژوهش برای استراتژی و مدیریت در سطوح بالا» که در شهر کلن مستقر است در یک نظرسنجی نمونه وار در آلمان از 1200 آلمانی مسن تر از 16 سال نظر خواهی کرد. قریب نیمی از پرسش شوندگان احساس می کردند که در زمانه ای ناامن زندگی می کنند.

» نظرخواهی 2019″ بوضوح نشان می دهد که آن عامل مرکزی که باعث نگرانی آلمانی ها می شود فقدان اطمینان است . و این عامل از منظر کلاوس شواینزبرگ ، مدیر پژوهش مورد نظر،  چیزی نیست جز امریکائی که تحت رهبری دونالد ترامپ است.

نتیجه نظر پرسی این بود که بیش از 56 درصد از آلمانی ها امریکا را بزرگترین خطر برای صلح جهانی می دانند. یک سال پیش از این،  درنظر خواهی سال 2018، تعداد کسانی که این نظر را داشتند 40 درصد بود. در آن زمان پاسخ ا کثر پرسش شوندگان این بود که بزرگرترین منشاء خطر کره شمالی است. » شواینزبرگر» رئیس گروه تحقیق، دستیابی امریکا را به مقام اول و پس راندن کره شمالی به مرتبه دوم ، «پیشرفتی غم انگیز» توصیف می کند. بنظر ناظران ، این روندی کاملا نامنتظر نبود. تفسیر «ار ت ال » چنین است: » در آلمان همواره نگاهی انتقادی به سیاست و جامعه آمریکا وجود داشته است. » فرهنگ آنجا اغلب فرهنگی سطحی تلقی می شود و سیاست خارجی ان خودخواهانه.» این برداشت  در شرق آلمان حتی شدیدتر است از غرب است».

 

 

 

زمین امریکا زیر پای نخبگان ثروت و قدرت می لرزد!

زمین امریکا زیر پای

نخبگان ثروت و قدرت می لرزد!

نوشته : دانیل گانزر- ترجمه: رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

4،575،793

ترجمه

1193

 

 

گزارش  رسانه انگلیسی بی بی سی در آوریل 2014  در ارتباط با پژوهش های صورت گرفته در  دانشگاه پرینستون حاکی از آن بود که َنظام حاکم  بر  ایالات متحده امریکا   «دیگر دموکراسی نیست بلکه یک الیگارشی است». این یکی از موارد نادری   بود که رسانه اروپائی بی بی سی نظام حاکم بر امریکا را به درستی » الیگارشی» نامید. گزارش درست بی بی سی چنین بود : «ایالات متحده امریکا تحت سلطه گروهی از نخبگان ثروتمند و قدرتمند است.» پژوهشگران پژوهش های صورت گرفته در پرینستون پرفسور مارتین گیلنس و بنیامین پیج  نام دارند که وضع ایالات متحده را بسیار دقیق  و روشمند مورد پژوهش قرار داده اند. مدت زمان تحقیقات آنها   دو دهه بود ( از 1981 تا 2002)   آنها در این مدت مجموعا با طرح 1779 پرسش در باره موضوعات مشخص  مورد تحقیق ، انتشار علنی پرسش ها، گردآوری و دسته بندی علمی پاسخ ها و مشخص ساختن این که آیا اکثر شهروندان  موافق  یا مخالف مسائل مطروحه بوده اند،  تنظیم کردند. افزون بر این، پژوهشگران میزان درامد پرسش شوندگان را نیز پرسیده و در پاسخ ها ذکر کرده بودند، یعنی تعلق طبقاتی آنها را نیز مشخص ساخته بودند. پژوهشگران  پس از مقایسه نتایج حاصله با تصمیمات متخذه از سوی سیاستمداران  به این نتیجه رسیدند که سیاستمداران به خواست ها و تمایلات آن توده گستردۀ عظیم که قشر زیرین جامعه امریکا هستند و نیزبه خواست ها و تمایلات طبقه متوسط این جامعه بی اعتنا هستند.

پژوهندگان پرینستون به این نتیجه رسیدند که » بنظر می رسد نقش خواست های امریکائیان نقشی است بسیار ناچیز، نقشی تقریبا برابر با صفر و از لحاظ اماری فاقد اهمیت اثر بخش بر سیاست». از این رو  گیلنس و پیچ  معتقدند که نمی توان حکومت امریکا  را حکومت مردم دانست و مینویسند » حاصل تحقیقات ما این است که  در ایالات متحده  اکثریت حکومت نمی کند – دست کم به این معنی که خواست اکثریت واقعا بر تصمیمات سیاسی اثر گذار باشد. وقتی نظر اکثریت مردم با نظر نخبگان اقتصادی یا لابی های سازمان یافته مغایرت داشته باشد معمولا نظری که بازنده است نظر مردم است«. آنها که در امریکا در عرصه سیاست تصمیم گیرنده هستند ابر ثروتمندان و لابی های آنها هستند. گیلنس و پیج می نویسند » حاصل پژوهش های ما این بود که اکثریت مردم امریکا تاثیری ناچیز بر تصمیمات متخده از سوی  دولت دارند. ما امریکائی ها از خصیصیه های زیادی برخورداریم که  از ویژگی های یک نظام دموکراتیک است از جمله انتخابات منظم، آزادی بیان ، آزادی تشکیل اجتماعات و حق شرکت در انتخابات». «ولی ما معتقدیم که وقتی سازمان های قدرتمند اقتصادی و اندک شماری از ابرثروتمندان برامریکائیان تسلط دارند آنوقت دعوی امریکا مبنی بر این که یک دموکراسی است نیز با خطر واقعی روبروست.»

از آنجا که در امریکا آزادی بیان حقی است تضمین شده، حتی ابرثروتمندان هم می توانند در سطح جامعه و درانظار عمومی مورد انتقاد منتقدین قرار گیرند و می گیرند،  اما نه از طریق رسانه های عمومی فراگیر و دور بُرد. چرا ؟ چون منتقدین برای بیان انتقاد خود مجاز به  استفاده از آن امکانات فراگیر و دور بُرد نیستند.

«اریک  زوسه»   مورخ امریکائی در گفت و گوئی با Counterpunch که  مجله  ای است کوچک   با صراحت تمام  لب به انتقاد می گشاید و می گوید برغم انکار های مکرر در مکرر کسانی که برما حکومت می کنند و رسانه هائی که در اختیار و کنترل خود دارند امریکا به یک الیگارشی تبدیل شده است  و با ابراز تاسف می گوید «دموکراسی امریکائی یک حقه بازی است، بعبارت دیگر امریکا در واقع شبیه روسیه  یا بسیاری دیگر از » دموکراسی های انتخاباتی» گمنام است. در گذشته این طور نبودیم ولی امروز یک الیگارشی هستیم».

فقط در امریکا نیست که اختلاف بین ثروتمندان و تهی دستان شدید است، در بسیاری از کشورهای دیگر هم این اختلاف هست، در چین هم هست. آیا در قرن بیست و یکم ایجاد  جهانی عادلانه تر ممکن خواهد شد؟ رسیدن به این هدف دست کم قابل تصور است، و بسیارند انسان هائی که برای رسیدن به این هدف کوشا هستند. – مردم مطابق آگاهی خود ، همزیستی را شکل می دهند.

نویسنده آلمانی اکهارت تُله معتقد است: «اگر حرص دیوانه وار خودپرستانی نبود که برای بیشتر  داشتن توازون   تقسیم و توزیع منابع را این چنین مختل سازند نیازهای اساسی همه مردم روی زمین برای مواد غذائی، آب، سرپناه و پوشاک براورده میشد «.

برگرفته از کتاب » ایالات متحده امپراتوری ستمکار»

 

خواننده گرامی
اگر آگهی در این قسمت منتشر شود از اختیارات و امتیازات ورد پرس است و مطلقا ارتباطی با آینده ما ندارد