بایگانی‌های دسته: status

فشار امریکا به سران ناتو برای ایجاد فرماندهی درعراق

فشار امریکا به سران ناتو

برای ایجاد فرماندهی درعراق

 

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

 4،024،623

براساس اطلاعات  بدست آمده از محافل دیپلماتیک، ایالات متحده با فشار  بر اعضای  ناتو از آنها می خواهد  با استقرار دراز مدت در عراق موافقت کنند.

مقامات ناتو اظهار داشتند که جیمز ماتیس وزیر دفاع امریکا در ماه ژانویه  طی نامه ای خطاب به اعضای ناتو  خواستار توافق اعضای ناتو با استقرار یک » فرماندهی دائمی»  در عراق برای آموزش نیروهای مسلح این کشور شده است.  امریکا مدعی است که هدفش از استقرار فرماندهی دائمی در عراق آنست که مطمئن شود نیروهای شکست خورده داعش دوباره باز نخواهند گشت.

انتظار می رود  وزرای دفاع کشورهای عضو ناتو  هفته آینده در  مورد پیشنهاد امریکا مشاوره کنند و  در ماه ژوئن سران کشورهای مذکور در نشست خود در باره آن تصمیم بگیرند.»

دیپلماتی که نخواست نامش فاش شود گفت امریکا  ناتو را بشدت تحت فشار گذاشته تا  با استقرار دراز مدت نیروهای خود در عراق  موافقت کند. این خواست بشدت مشکوک بنظر می رسد  و بیم آن میرود که عراق به افغانستان دوم  تبدیل شود.  فقط چند کشورعضو ناتو موافق اجرای این طرح هستند.

یک سخنگوی پنتاگون گفت دولت ایالات متحده  در حال بررسی این پرسش است که  متحدان امریکا  تا چه حد می توانند بر تلاش خود برای مبارزه با تروریسم بیافزایند . از منظر امریکا، پس از متواری شدن نیروهای داعش، ناتو با تجاربی که در افغانستان کسب کرده مناسب ترین گزینه برای دادن آموزش به نیروهای نظامی عراق است. ولی متحدان اروپائی بیم آن دارند که به عرصه یک ماموریت خارجی دیگر کشانده شوند.

ناگفته نماند که وزیر دفاع امریکا در ماه ژانویه در اردن اظهار داشت  برای او حائز اهمیت است که » آلمان اعلام کند: «ما  در مبارزه با داعش استواریم. و ما همچنین و  بویژه  برای ایجاد درازمدت ثبات در این منطقه قابل اعتماد هستیم».

در مذاکرات مربوط به  ائتلاف بزرگ (با شرکت حزب سوسیال دموکرات آلمان و دو حزب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی) در نظر گرفته شده که  آن قسمت از ارتش آلمان که موظف به مبارزه با داعش است باز سازی شود، ازین پس وظیفه آتی و دراز مدت آن ایجاد ثبات در منطقه خواهد بود.

https://www.jungewelt.de/artikel/326856.ein-weiteres-afghanistan.html

 

Advertisements

جهان خوفناکی که اکونومیست وعده آن را میدهد

جهان خوفناکی

که اکونومیست

وعده آن را میدهد

راشیا تودی ترجمه رضا نافعی

 

4،02،623آمار سایت تا کنون

بنظر می رسد» اکونومیست» مجله بانفوذ نخبگان، خبر از بلای تازه ای می دهد که در راه است. دیگر دم زدن از کلی بافی های معمول در باره آزادی به کنار می رود و  جای آن را ترس آفرینی با طرح سناریو های هراسناک و تهدیدات جنگی خواهد گرفت.

در حلبی آبادهای کلان شهرهای آینده ، زد و خورد های اجتماعی، «محله به محله»  خواهد بود.

سقوط آب و هوا، جنگسالاری، بدبختی و جنگ های مذهبی زمین را ویران خواهد کرد. اگر این ویرانی ها را بمب های اتمی بوجود می اوردند  دست کم  می توانست » قابل توجیه» باشد » .

در هر صورت جنگی  «با وسعت و شدتی که از جنک جهانی دوم به بعد دیده نشده «، می تواند اکنون پشت در باشد. »

آنچه خواندید نقل قولهائی از اخرین فیلم آخرالزمانی هالیوود نیست، بلکه سناریوهایی است که مجله انگلیسی «اکونومیست» وقوع آنها را ممکن میداند.

موضوع اصلی شماره اخیر این مجله که تحت عنوان «جنگ بعدی»  عرضه شده ، تصویریست بی اندازه بدبینانه  از جهان.

پس از خواندن این  درسنامه برخی از شهروندان به فکر افزایش ذخیره آب  در پناهگاههای خود می افتند و دولت ها به فکر پرکردن  زرادخانه های خود.

روسیه و چین بعنوان دو رقیب چنان تصویر می شوند که نباید به آنها اجازه داده شود «در منطقه نفوذخود» تبدیل به قدرت تعیین کننده شوند. چرا؟  پیام سرپوشیده و غیرمستقیم   تصویر این است: این جایگاهی است که برای امریکا رزرو شده است.

اگرجلوی روسیه و چین گرفته نشود و  آنها بتوانند از علائق خود در مناطق تحت تسلط خود دفاع کنند بیم  وقوع یک هلوکاست اتمی می رود.

طبیعی است که مسکو می خواهد اعتماد به موسسات غربی را از بین ببرد و به  جو پوپولیستی دامن بزند. برای رسیدن به این هدف  در انتخابات  نفوذ می کند  و با بکار بردن «Bot و ترول» در شبکه های اجتماعی بر خشم و پیشداوری دامن می زند.

نشریه مذکور بعنوان پاد زهر و برای «پیشگیری» از دستکاری در افکار عمومی  پیشنهاد می کند همکاری فنی با موسسات فنی و با ارتش نزدیکترشود. ابزار محدود ساختن امکانات حریف های جهانی افزایش شدید بودجه نظامی است.

«اکونومیست»  یک روزنامه معمولی نیست، این نشریه بیش ازصد سال است که  در زمره نشریات (واقعی) برای راهنمایی سرمایه داران غربی است. سرمشقی که دبیران این نشریه ارائه می کنند اندک زمانی بعد در بسیاری از روزنامه های غربی منعکس می شود. احتمالا باید در انتظار موجی از روزنامه نگاری آخرالزمانی باشیم.

هیستری نابودی و جنگ افروزی در جنگِ اطلاعاتیِ کنونی پدیده های تازه ای نیستند. با  این حال آنچه شگفتی برانگیز است رنگ های بشدت سیاهی است  که اکونومیست برای ترسیم آینده خود بکار گرفته است.

آنچه در این شمارۀ نشریه  بویژه جلب نظر می کند  چشمپوشی از بکاربردن «مثبت» قدرت ملایم است که در گذشته نزدیک  بیش ازحد مورد استفاده قرار می گرفت.

 اکونومیست بجای سخن گفتن از دموکراسی و حقوق بشر با توسل دور از عقل به هول و هراس ها  دست بدامن ترساندن و ایجاد وحشت می شود و به نظامیگری روی می آورد و خواستار ارعاب بیرحمانه سرسپردگان  بد عهد شده است. آنچه تازگی دارد بیان بی پرده و صریح همین سخن است. این لحن «صادقانه» ممکن است به این معنی باشد که کلی بافی های تکراری در باره آزادی در پروپاگاندای غربی چنان سوده و فرسوده شده اند که دیگر آن را کارآمد نمی دانند. دست کم، ریا کاری رسانه ای، و دفاع از» ارزش ها » به زور  بمب  و جهاد، می تواند ارام ارام به ته خط برسد.

حالا «اکونومیست» می خواهد خلاء موجود را که موجب فرار از مرکز برخی از متحدان ایالات متحده  شده است با تزریق داروی تازۀ خود پرکند، یعنی به پیروی از موعظه ماکیاول با توسل به تهدید صریح. ماکیاول گفته است: مخوف بودن خیلی بی خطرتر از محبوب بودن است. اگر آدمی مجبور به انتخاب یکی از این دو باشد، باید اولی را انتخاب کند.

در یک مورد میتوان به دبیران نشریه حق داد: آری، زمانه امن تر می بود اگر هیچ تغییری رخ نمی داد. اما غول از بطری بیرون آمده . تناسب قوا در جهان چنان پرقدرت به جنش در آمده که خواست اکونومیست که ایکاش جهانیان  بخاطر صلح عزیز هم که شده به پیروی از امریکا  ادامه بدهند، کمی شبیه است به «مه فشاند نور و سگ عو عو کند»: حاکی از سراسیمگی است.  در واقع هیچ فرمانروائی که  به جذابیت خود اطمینان تام دارد چنین مواضعی اتخاذ نمی کند . همین جنبه نیز به موضع گیری اکونومیست ویژگی خاصی می بخشد.

حتی دوران گذار کنونی به جهان چند قطبی که دورانی  پر خطر است نیز میتوان با  خویشتن داری و چه بسا با خوش بینی محتاطانه  سپری کرد. اما اکونومیست بجای انتخاب این شیوه ترجیح داده که ترس و وحشت مبهم نیز بر آن بیفزاید.

https://deutsch.rt.com/international/64585-

 

 

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

بازی پیچیده سیاسی – نظامی در مناطق کرُد نشین سوریه

بازی پیچیده سیاسی – نظامی
در مناطق کرُد نشین سوریه

راشا تو دی- ترجمه رضا نافعی

امار سایت تا کنون

4،017،036

رجب اردغان رئیس جمهور ترکیه تصمیم گرفت به امریکا درسی بدهد و به همپیمان کرُد آنها در سوریه حمله کرد- با تانک و پیاده نظام.
ایا این حمله بر علائق روسیه نیز تاثیر می گذارد؟ قطعا.
وضعیت حاکم بر مرز مشترک سوریه- ترکیه تا چه میزان به روسیه مربوط می شود؟
نخست آن که چون عفرین به سوریه تعلق دارد، طبعا بخشی از آن عرصه ایست که در حیطه مسئولیت سیاست خارجی مسکو قرار میگیرد. دست کم از سال 2015 که نیروی هوائی و فضائی روسیه بنا به دعوت دولت سوریه در آنجا وارد عمل شد.
دوم آن که کرملین قاطعانه مصمم به حفظ تمامیت ارضی کشوری است که با رهبری آن کشور همپیمان است. بالاخص از آن رو که ترکیه در عفرین رو در روی کردها ایستاده است.
در روزهای 29 و 30 ژانویه، کنگره گفتگوی ملی برای حل و فصل اختلافات سوریه در سوچی برگزار آغاز شد.افزون بر روسیه و ایران، ترکیه نیز از تضمین کنندگان گفتگوی ملی سوریه است. کردها این بار نیز به این گردهم آئی دعوت نشده اند.
بطور خلاصه برای آن که پروسه مذاکرات مورد سؤال قرار نگیرد روسیه نیازمند آنست که زد و خورد ها در سوریه کاملا متوقف گردند.
اما در اینجا یک مسئله مهم مطرح می شود: آیا امکان دستیابی به حفظ وحدت جمهوری عربی سوریه بدون استفاده از زور وجود دارد؟ بعنوان مثال آیا می توان النصره و داعش را به مذاکره دعوت کرد؟ این پرسشی است بی معنی.
کرد ها از داعش رنج و عذاب کشیده اند و اینک خواستار دریافت خسارت هستند
البته نمیتوان کردها را با داعش مقایسه کرد . افزون بر این کردها حاضر به شرکت در مذاکرات هستند.
اما باید درنظر داشت که هزاران نفر از کردهای سوریه و عراق بدست داعش کشته اند تا سرانجام بتوانند داعش را بزانو در آورند و اینک خواستار دریافت خساراتی هستند که به آنها وارد آمده است. خواستار دریافت بخشی از شیرینی پیروزی هستند : استقلال.
کیستند آنها که حامی تلاشهای کردها برای کسب استقلال هستند؟ امریکا و اسرائیل. انگیزه کردها برای کسب استقلال روشن است: یک خلق 40 میلیونی حق دارد که دست کم یک کشور داشته باشد. ولی کرد ها در سوریه بیشتر سخن از خودمختاری می گویند تا از استقلال.
برای امریکا یک کردستان مستقل وسیله مطلوبی است برای تضعیف ابرقدرت های محلی. در درجه اول ترکیه و ایران که حاضر به تمکین از امریکا و پذیرفتن قواعد بازی امریکا نیستند. در سالهای آغازین 2هزار، پنتاگون با کمک کردها، کشور متحد عراق را متلاشی کرد.
سقوط تدریجی ایالات متحده طبق قانون چرخه زندگی قدرتهای بزرگ همراه با نیرومند شدن ترکیه و ایران، نفوذ آمریکا را در خاورمیانه تضعیف می کند. اسرائیل نیز علاقمند به تضعیف کشورهای اسلامی است. تنها کشوری که در پائیز گذشته اعلامیه استقلال کردستان عراق را برسمیت شناخت اسرائیل بود.
گرچه کردهای سوریه در گفتگوی سیاسی که روسیه در سوچی برپا کرد می خواهند شرکت کنند ، ولی آنها از لحاظ نظامی در تیم ناتو هستند – بعنوان بخشی از نیروهای ائتلاف تحت رهبری امریکا ، که معلوم شد هدفشان نه مبارزه با تروریسم بلکه فروپاشاندن سوریه است. آخرین پیشنهاد امریکا که تاییدی است بر این نقشه این است که : باصطلاح» نیروهای امنیتی» (YPG) یگان های مدافع خلق را برای کنترل مرزهای سوریه و ترکیه و سوریه – عراق در آن مرزها مستقر سازد و به آنها آموزشهایی متناسب با این ماموریت بدهد.
یگان های مدافع خلق
یگانه های مدافع خلق با (PKK) حزب کارگران کردستان ارتباط دارد، با حزبی که متهم به ترور افراد غیر نظامی در ترکیه است. هدف ترکیه آنست که شمال سوریه را از کنترل یگان های خلق خارج سازد تا مانع از آن گردد که این نیروها اسلحه به حزب کارگران کردستان در بخش خاوری ترکیه برسانند. دست یافتن کردهای سوریه به استقلال برای حفظ تمامیت ترکیه خطرناک است. یگانهای خلق کرد تقریبا 30 در صد از خاک سوریه را به تصرف خود در آورده اند . آنها در طول سالهای جنگ مناطقی را نیز بتصرف خود در آوردند که پیش از آن نه هیچگاه منطقه کرد نشین بوده و نه یگان های خلق کرد در آنجا حضور داشته اند، مثلا مانند منطقه رقه .
واکنش روسیه
مسکو با بشار اسد رئیس جمهور سوریه همپیمان است. اسد پیشنهاد کرد که یگان های خلق کرد کنترل منطقه روج آفا را به دمشق واگذار کنند. کردها این پیشنهاد را رد کردند.
حال که ترکیه جنگ را آغاز کرده است، یگان ها ی مدافع خلق از اسد – و در واقع از روسیه- تقاضا ی کمک می کنند. در حالی که همین رزمندگان کرد که امروز مسکو را متهم به » خیانت » می کنند ، تا سال2017 مانع از پیشروی ارتش سوریه در «حمله به فرات» شدند و نگذاشتند ارتش سوریه در دیرالزور به جنگ با داعش ادامه دهد.
در پایان ماه نوامبر برخی از رسانه ها حدس می زدند که کردها تحت نظارت امریکا در استان الحسکه با داعش مذاکره کرده و بر سر نوعی وقفه به توافق رسیده اند. » یورگن تودن هوفر|» روزنامه نگار آلمانی در کتاب خود » 100 روز با داعش» با ذکر جزئیات گزارش داده است که ، همه شرکت کنندگان در جنگ، در سوریه و در عراق ، از جمله افراد داعش ، النصرت، و یگان های مدافع خلق، سلاحهای امریکائی و اروپائی به یکدیگر می فروختند.
بازگردیم به عملیات : » شاخه زیتون». حضور درازمدت ترک ها در عفرین با علائق روسیه هماهنگ نیست. و پس از پایان جنگ در سوریه روس ها برای خروج تمام نیروههای نظامی تلاش خواهند کرد.
ولی چنین بنظر می رسد که گویا مسکو قصد دارد، در این مرحله، به شبه نظامیان کرد که می کوشند تا به یک نیروی نظامی مشروع تبدیل گردند و بخش قابل توجهی از خاک سوریه را تحت کنترل خود در آورده اند، با کمک ترکیه درسی بدهد.

چراغ سبزی که ستاد ارتش روسیه برای عملیات نظامی به ترکیه نشان داد، سبب می گردد تا جاه طلبی های کردهای سوریه برای دست یابی به دولت مستقل خود، تعدیل گردد. همپیمان های روسیه، دمشق ، تهران و ترکیه هیچ یک خواستار دست یافتن کردها به استقلال نیستند. افزون بر این اقدامات انکارا موجب تشدید تنش میان امریکا و ترکیه خواهد شد، روندی که روسیه می تواند با رضایت خاطر به آن بنگرد.
به هر حال ترکیه نه تنها عفرین – که پنتاگون آن را در محدوده مسئولیت ائتلاف امریکا نمی شمارد، بلکه کانتون کردی کوبانی را نیز بمباران می کند. طبق منابع YPG، در شهر منبیج، که ترک ها ادعا کرده اند دست به حملات هوایی زده اند، نیروهای ویژه ایالات متحده و مربیان نظامی آن مستقر هستند.» بکر بوزداغ» معاون نخست وزیر ترکیه گفت کسانی که به یگان های مدافع خلق کمک کنند
بطور خود کار » هدف» ارتش ترکیه هستند. » Rhein Dillon» نماینده ائتلاف ایالات متحده امریکا گفت امریکا و متحدان آن درشرائط اضطراری از » حق دفاع از خود» استفاده خواهند کرد. بوی انشعاب از ناتو می آید.
امریکا از کرد ها در عفرین چشم نپوشیده است، بلکه تا کنون نتوانسته به آنها کمک کند. «میخیائیل آلکساندروف» ، کارشناس نظامی روسیه، این را سابقه ای ( آغازی) می داند برای درماندگی های آتی امریکا . او می گوید این وضعیت سبب خواهد شد تا روسیه و اسد در موقعیتی قرار گیرند که آن بخش از سوریه که تحت کنترل کردهاست، از جمله رقه به سوریه بازگردد. امریکا نمی تواند مانع این روند گردد زیرا آنجا ارتش جدی ندارد.
اگر روابط ایالات متحده و ترکیه همچنان بدتر شود، اردوغان از حمایت تام و تمام روسیه و ایران برخوردار خواهد شد.
در ارتباط با عراق باید در نظر داشت که امریکا تا کنون بارها متحدان خود را در تنگنا ها تنها گذاشته است. در اکتبر سال پیش که کردها تحت فشار ترکیه و ایران قرارداشتند، در برابر حمله ارتش عراق میدان را خالی کرده از منطقه نفخیز کرکوک گریختند و تلاش خود را برای کسب استقلال نیز تعطیل کردند.
کاخ سفید کاملا به جدی بودن وضعیت واقف است و می داند که ترکیه می تواند با حمایت روسیه و ایران دست به اقداماتی خلاف خواست متحدان خود در ناتو بزند. از این رو » هربرت مک ماستر» مشاور ترامپ در امور امنیت ملی ، روز 27 ژانویه اعلام کرد که امریکا دیگر برای «یگان های مدافع خلق» اسلحه نخواهد فرستاد. تحت شرائط فعلی، امریکا از هیچ تلاشی برای ایجاد تفرقه میان روسیه، ایران و ترکیه فروگذار نخواهد کرد. واشنگتن به حوادث تازه ای مانند سقوط هواپیمای„ Su24“ نیاز دارد.

https://deutsch.rt.com/meinung/64348-operation-olivenzweig-russland-zwischen-tuerkei-und-kurdischem-autonomiebestreben/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

با حمله ترکیه به «عفرین» عفریت جنگ درسوریه ماند!

با حمله ترکیه به «عفرین»

عفریت جنگ درسوریه ماند!

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

4،014،469 آمار سایت تا کنون

 

عملیات » شاخه زیتون» با جبهه های نامشخص که ترکیه از مدت ها پیش وقوع آن را اعلام کرده بود، نشان می دهد که جنگ سوریه به این زودیها تمام شدنی نیست.

حمله ارتش ترکیه به شمال سوریه نامنتظر نبود. عملیات موسوم به «شاخه زیتون» در ساعت های اولیه 19 ژانویه 2018 آغاز شد. هدف حمله  شهر کوچک «عفرین» و منطقه پیرامون آن است که در 40 کیلومتری شهر مهم حلب در شمال غربی سوریه قرار دارد.

نیروهای مسلح اپوزیسیون که تا کنون از سوی ترکیه و شرکای آن در خلیج فارس  و ناتو برای سرنگون ساختن رهبری سوریه  پشتیبانی می شدند، از جمله » ارتش آزاد سوریه» اینک  تحت حفاظت آتش تانک های » لئوپارد» ساخت آلمان بسوی عفرین در حرکت هستند. ترکیه وانمود می کند که به «دلیل دفاع از خود» حمله می کند.

ترکیه می گوید که مسلح کردن یگان های کرد سوریه (YPG / YPJ)  توسط امریکا، همپیمان ترکیه در ناتو، برای ترکیه  خطر ایجاد می کند. واشنگتن از سال 2014 جنگجویان کرد را به عنوان نیروی زمینی برای ائتلاف ضد داعش تحت رهبری امریکا آموزش داد و مجهز ساخت، آنکارا نیز عضو همین ائتلاف است. اینک ایالات متحده در حال حاضر که داعش به شدت سرکوب شده است قصد دارد از «نیروهای دموکراتیک سوریه» که  اکثرا کرد هستند ، یک نیروی 30 هزار نفری برای  حفاظت از مرز سوریه و ترکیه بسازد. ترکیه  میگوید آنها » ارتش تروریستی» اند و باید مانع  ایجاد آن شد و به ایالات متحده هشدار داه است که نیروهای ویژه خود را از سر راه  سربازان ترک دور سازد تا مانع پیشرفت آنها نشوند. رجب اردوغان رئیس جمهور ترکیه اعلام کرد که پس از عفرین نوبت به شهر منبج می رسد که در شرق  شهر حلب قرار دارد. «ما این تروریست های کثیف را که می خواهند به سرزمین ما رخنه کنند بتدریج  تار و مار خواهیم کرد . از غرب آغاز می کنیم  تا برسیم به مرز عراق.»

«فدراسیون دموکراتیک»

 

عفرین یک منطقه ایست با 360 روستا و دهکده که تقریبا همه آنها  مدرسه ابتدائی دارند. در عفرین بهترین روغن زیتون سوریه تولید می شود. در اینجا هم آب هست، هم انواع  میوه ها و سبزیجات، اماکن تاریخی از دوران اولیه بیزانس  از جاذبه های تاریخی برای گردشگران و باستان شناسان بوده است.

امروز اکثر ساکنان عفرین کرُد هستند. عرب ها و یزیدی ها هم هستند، اکثر مسیحیان این منطقه را ترک کرده و اغلب ساکن  حلب یا دیگر شهرهای سوریه هستند. «هوی  مصطفی» رئیس  دولت، در آغاز سال 2018 به من گفت که  در حال حاضر در حدود یک میلیون نفر ساکن این منطقه هستند که بمراتب بیشتر از تعداد جمعیت پیش از جنگ است. دلیل آن هجوم آوارگان از دیگر مناطق جنگ زده است. علاوه بر این در سالهای 2012 و 2013 کسانی که حلب را ترک می کردند به عفرین می آمدند.

کانتون از سال 2014، متعلق به «فدراسیون دموکراتیک شمال سوریه» است. این فدراسیون پایه و اساس حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) است که یک سازمان خواهر حزب کارگران کردستان (PKK) است. هر دو عبدالله اوجالان را رئیس جمهور کردها می دانند. بنیانگذار PKK از سال 1991 در ترکیه در جزیره Imrali در سلول انفرادی زندانی است و نمی تواند  از لحاظ سیاسی در تحولات جاری سهیم گردد.

در گذشته جاده اصلی از حلب تا عفرین از اعزاز در نزدیکی مرز سوریه و ترکیه می گذشت. این مکان در سال 2012 بارها میان جنگجویان  گوناگون اسلامی دست بدست گشت  و اکنون تحت کنترل ترکیه قرار دارد….

کردها در عفرین  یک دستگاه اداری دموکراتیک تاسیس کرده اند.  با15  وزیر مسئول، به ویژه برای فرهنگ و سلامت، امور داخلی ، امور خارجی و دفاع. آموزش نظامی برای همه اجباری است.

کردهائی از عفرین، در دمشق برای نگارنده تعریف کردند که پیوستن به نیروهای مسلح با استقبال  داوطلبان روبروست، چون مستمری خوبی به آنها پرداخت می شود. اما از پاسخ به این پرسش که اونیفورم ها ، سلاح ها و مهمات  از کجا بدست رزمندگان مدافع خلق  میرسد طفره می رفتند. اما می توان حدس زد که مقامات امریکائی تجهیزات لازم را با هواپیما و یا راههای زمینی از شمال عراق  ارسال می دارند.

احتمالا سلاح ها از طریق پایگاه هوائی منغ در جنوب اعزاز به عفرین رسیده اند. گروههای مسلح یک سال تمام از آگوست 2012 تا آگوست 2013 فرودگاه منغ را محاصره کرده بودند. و بالاخر این پایگاه توسط گروههای گوناگون اسلامی از جمله داعش اشغال شد. در فوریه 2016 مبارزان کرد و»نیروهای دموکراتیک سوریه» منطقه را با پشتیبانی نیروی هوائی روسیه فتح کردند.

 به گزارش اسپوتنیک نیوز از 20 ژانویه، وزارت دفاع روسیه به اختصار اعلام داشت که «تحویل غیرمجاز اسلحه های مدرن به نیروهای طرفدار آمریکا در شمال سوریه توسط پنتاگون، که براساس اطلاعات موجود از جمله شامل سیستم موشک های دوش پرتاب  زمین به هوا است، موجب بالاگرفتن  سریع جنگ درمنطقه شد  و به  عملیات نیروهای ویژه ترکیه منجر گشت» وزارت خارجه ترکیه به نوبه خود گفت که برای نفوذ در فضای هوایی عفرین قبلا  با روسیه و ایران توافق شده بود. بمباران فرودگاه منغ یکی از نخستین اهداف مورد نظر بود.

مفسر روزنامه حریت به زبان انگلیسی ادعا کرد که حمله به عفرین اجنتاب ناپذیر است.  این منطقه تحت کنترل «باند های PKK»ی ترکیه است، که از طریق عفرین مسلح می گردند و با در اختیار داشتن عفرین می توانند از Hatay تا Kilis  یعنی 65 درصد از مرز با ترکیه را تحت کنترل در اورند و هر زمان که بخواهند در آن نفوذ کنند. این نه تنها تمامیت ارضی و امنیت ترکیه  بلکه سوریه را نیز تهدید می کند.

محاسبات روسیه.

روسیه که در محدوده فرایند به اصطلاح «آستانه» همراه با ترکیه و ایران خواستار گفتگو میان  گروههای متخاصم در سوریه  و کاهش تنش میان آنان است در نزدیکی عفرین یک پایگاه نظامی دارد که در آغاز حمله ترکیه » برای تضمین ایمنی سربازان خود » آن را ترک کرد. روس ها یک پایگاه دیگر در شرق حلب میان الباب و منبج دایر کردند. این پایگاه ها از یک سو بعنوان واسطه بین کردها و ارتش دولت سوریه ایفای نقش می کنند و از سوی دیگر بعنوان منطقه حائل بین کردها و ترکیه عمل می کنند.

در مسکو کسی علاقه به درگیری با انکارا ندارد . بمنظور تضمین  خروج گروههای رزمنده ای چون جبهه فتح الشام یا احرار الشام بود که ترکیه  در فرایند توافق برای کاستن از چالش ها به شرکت در  کنفرانس  آستانه فراخوانده شد.

ترکیه میبایستی حومه شهر ادلب را کنترل کند و گروههای مسلح نامبرده را مجبور سازد دست به حمله نزنند و در گیری ها را متوقف سازند.  در واقع، ارتش ترکیه با شبه نظامیان اسلامگرا همکاری می کند و آنها را به   نیروهای امنیتی رسمی و بازیگران سیاسی ارتقا می دهد. دو نمونه آن عبارتند از «پلیس آزاد سوریه» یا » ارتش آزاد سوریه » که آلمان نیز به هر دو گروه کمک  مالی می کند. البته کمک به  گروه پلیس جدید بعدا متوقف شد زیرا کاشف بعمل آمده بود که بخشی از پولهای در یافتی  در اختیار  جهادگرایان گذاشته  می شود.

هدف مشخص روسیه و عملیات و تعهد  نظامی آن در سوریه  حفظ مرزهای سوریه و تضمین امنیت آنست. انتقاد از حضور ارتش امریکا در سوریه در هفته های اخیر شدیدتر شده است، زیرا این حضور     متکی بر قطعنامه سازمان ملل نیست و مبتنی بر دعوت دولت سوریه نیز نیست، بلکه اقدامی است   ناقض حقوق بین المللی . مسکو ارتش واشنگتن را متهم می سازد که یک ارتش اشغالگراست که خاک سوریه را اشغال کرده است.

اندک زمانی پس از آن که سخنگوی ارتش امریکا اعلام کرد ارتش امریکا یک نیروی نظامی 30 هزار نفره در شمال سوریه تشکیل داده است، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه  گفت: «واقعیت این است که نیروهای نظامی امریکا برخلاف تعهدات متعدد  خود از جمله در شورای امنیت سازمان ملل متحد، مبنی بر حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه، در بخش گسترده ای از خاک سوریه بگونه ای جدی درجهت ایجاد جایگزین برای دولت سوریه  فعال هستند. «

این سخن اشاره به آن برنامه وزارت خارجه امریکاست که در سال 2017 برای آماده سازی «بازگشت آوارگان»، تیم های ویژه ای به مناطق تحت کنترل کردستان، به ویژه به رقه، فرستاد. وظیفه آنها نظارت بر مین زدائی بود (در این رابطه  جمهوری فدرال آلمان  وعده داده که    10 میلیون یورو بپردازد) و همچنین ساخت نیروهای پلیس و ایجاد ساختارهای دولتی محلی ( شوراهای محلی) را بعهده گرفته است.  لاوروف گفت آمریکا ظاهر در پی اجرای برنامه ای برای تجزیه سوریه است. این ناقض قطعنامه های سازمان ملل است و مذاکرات صلح را در ژنو تضعیف می کند.

حمایت روسیه از دولت سوریه منحصر به حمایت نظامی نیست ، روسیه  همواره بعنوان میانجی  به میان آمده و خواستار حل چالش ها از طریق گفتگو بوده  و نیز از شرکت کردها در فرایند سیاسی حمایت است.

این که مسکو موفق شد ترکیه را برآن دارد تا بعنوان شریک روسیه و ایران در فرایند آستانه سهیم گردد، خود موفقیتی است بزرگ. طبق محاسبات مسکو چنین مشارکتی می تواند برنامه های امریکا ، اتحادیه اروپا و ناتو را، که می خواهند برای تامین منافع خود خاورمیانه را ازنو سازمان دهند،  با موفقیت نقش بر آب سازد.

نقشه های دور و دراز ترکیه

روسیه نمی خواست از حملۀ ترکیه به شمال غربی سوریه جلوگیری کند. احتمالا  به این دلیل است که این حمله بیانگر منافع متضاد کشورهای عضوناتو در منطقه است. آنکارا، از زمان پایان جنگ جهانی دوم به ستون جبهه شرقی ناتو ارتقا داده شد، و در سال 2011 از سوی ایالات متحده و اتحادیه اروپا ، به عنوان  الگویی برای کشورهای» انقلاب عربی» به کار گرفته شد. اما این ها رویدادهای روزگاری سپری شده است.

امروز، ترکیه  سرخورده از وعده های دروغین برای پذیرفته شدن در اتحادیه اروپا  و خشمگین از تصمیم امریکا –  که یکان های مدافع خلق کردها را  که  تحت تعقیب آنکارا هستند، تبدیل به نیروی زمینی » ائتلاف ضد داعش» کرده، و متناسب با این ماموریت اسلحه در اختیار آنها گذاشته و می گذارد، –  به قدرت های شرقی در منطقه روی آورده و به آنها، یعنی به  روسیه و ایران، پیوسته است.

اردوغان اعلام کرده است که   تا سال2023 که صدمین سال تاسیس جمهوری ترکیه است این کشور باید یکی از ده قدرت برتر اقتصاد جهانی شده باشد. برای رسیدن به این هدف فرصت زیادی باقی نمانده است.

درآغاز هدف ترکیه این بود که، با اتکاء به امکانات خود، جنگ در سوریه را تا جائی  گسترش دهد که در نهایت بتواند پیروان خود، اخوان المسلمین  را، در دمشق بر کرسی قدرت بنشاند و از این طریق بر وسعت دامنه نفوذ ترکیه در منطقه بیفزاید. اما امروز، پس از هفت سال جنگ، فقط اقتصاد سوریه  نیست که زمینگیر شده بلکه اقتصاد ترکیه نیز باید فکری برای جبران شکست های خود بکند. سرنگون ساختن یک هواپیمای جنگنده روسی در پایان سال 2015 سبب شد تا روسیه  دست به تنبیه اقتصادی ترکیه بزند که خسارات سنگینی به صنعت گردشگری  ترکیه و  صادرات آن کشور به روسیه وارد آورد. اردوغان کودتای شکست خورده ژوئیه 2016 را برکت الهی نامید، کودتائی که هنوز هم نه انگیزه های پس پرده آن بر ملا شده و نه بانیان آن شناخته شده اند.

اردوغان در روزها و هفته های پس از پیروزی بر کودتا دهها هزار نفر از منتقدان واقعی  یا  فرضی  سیاست خود را زندانی کرد و یا به خدمت آنها در دستگاه دولتی پایان داد.

به حزب دموکراتیک خلق ها HDP  که حزبی است نیرومند حمله برده شد، نمایندگان مجلس ، شهرداران و مدیرانی را که عضو آن حزب بودند بازداشت کردند. از میان امرای ارتش ، آنها را که خط مشی دولت را علیه سوریه مورد انتقاد قرار داده بودند، بکلی به کنار نهادند.

اردوغان تحت فشار اتحادیه های تجاری ترکیه سرانجام   به سرویس اطلاعات خارجی ترکیه  اجازه داد که دوباره با مسکو  تماس برقرارسازد.

روسیه نه تنها تحریم ها علیه ترکیه را لغو کرد بلکه  امکان انعقاد قرار دادهای تازه در عرصه فروش نفت و اسلحه به ترکیه را  نیز مطرح ساخت و سرانجام اردوغان  موافقت خود را اعلام کرد.

 ترکیه برغم عضویت در ناتو سامانه دفاع ضد موشکی روسی اس 400 را خرید و در جبهه سوریه  نیز امتیازاتی به روسیه داد. نبرد حلب در دسامبر 2016 به سود ارتش سوریه و متحدان آن (روسیه، ایران، حزب الله) پایان یافت و واحدهای رزمی تحت حمایت آنکارا به ادلب انتقال یافتند.

سربازان ترکیه نیز به جابلس، مرز سوریه منتقل شدند و در ماه های بعد منطقه بین جبل، الباب واعزاز را با سربازان خود و  یا  با مبارزان گروه های متحد با خود تصرف کردند.

هدف این عملیات محدود کردن نفوذ نیروی های کرد بود. هدف کردها  این بود که یک راهرو در امتداد مرز سوریه و ترکیه از کوبانی، منبیج، اعزاز تا عفرین برای گسترش منطقه «فدراسیون دموکراتیک شمال سوریه» تا مدیترانه ایجاد کنند.

اکنون ترکیه میخواهد در شمال غربی سوریه  یک منطقه حائل به عرض 30 کیلومتر  را جایگزین پروژه کرد ها سازد که از عفرین تا مرز عراق،  زیر  پرچم ترکیه،  ادامه داشته باشد.

سپس پناهندگان سوری می توانند به  این پناهگاه  که تحت حمایت و کنترل ترکیه  بوجود آمده منتقل گردند و در اختیار حکومت موقتی قرار گیرند که زیر سلطه اخوان المسلمین است.

با حضور «نیروهای امنیتی» مناسب در دروازه های حلب که تحت کنترل دولت سوریه است، تنش در سوریه برای مدتی طولانی باقی خواهد ماند. به جبران آن که اخوان المسلمین نه در دمشق بقدرت رسیدند و نه دوباره در حلب – مانند زمان امپراتوری عثمانی- اینک پرچم ترکیه  در این بخش از خاک سوریه به اهتزار در آمده است.

شمال سوریه در اشغال  امریکا

از آنجا که امریکا ایجاد پناهگاه برای پناهندگان را در شمال سوریه نادرست می دانست قبلا ترکیه را از وقوع عملیات نظامی  در عفرین  با خبر نساخت.  زیرا کنترل این مناطق باید در دست نظامیان امریکا یا  همپیمان های آن باشد. رکس تیلرسون وزیرخارجه امریکا  در ارتباط با طرح ایجاد ارتش مرزی گفت در این مورد سوءتفاهمات عدیده ای  پیش  آمده است. و برای آرام کردن ترکیه گفت طرح به این صورت نخواهد بود. او یک روز پیش از حمله ترکیه در سخنرانی خود در انستیتو هوور گفت  امریکا خواستار «یک سوریه مسالمت جو و مستقل » است. سوریه ای فاقد سلاحهای کشتار انبوه می تواند دوباره پذیرای میلیونها نفر آواره گردد. سوریه پس از رهبری اسد برای آن که موفق باشد باید یک  سوریه با ثبات، متحد و مستقل باشد» . تیلرسون گفت:»ادامه حضور نظامی در منطقه،  برای مبارزه با تروریستها و ممانعت از برپاخاستن دوباره  آنها » برای امریکا دارای  اهمیت حیاتی است«. واشنگتن » حضور نظامی خود را در سوریه حفظ خواهد کرد، از جمله برای ممانعت از قیام دوباره القاعده را  که در شمالغربی سوریه  حضوری قابل توجه و پایگاههای عملیاتی  دارد.»

دست کم آلمان و فرانسه  طرحی را که تیلرسون ارائه کرد پذیرفته و به آن پیوسته اند. آنها در هماهنگی با اسرائیل و عربستان سعودی  از سالها پیش برای تضعیف ایران کوشا هستند.

سوریه – از سال 1979″ برای گسترش تشیع » متحد استراتژیک ایران شده  است  که از منظر غرب  و شرکای آن باید آن را   بی ثبات  ساخت.

از آنجا که تلاش کردها برای ایجاد «فدراسیون دموکراتیک شمال سوریه » زمینه مناسبی برای  اهداف امریکا فراهم می آورد  مورد پشتیبانی نظامی، سیاسی و مالی قرار می گیرد.

احتمالا ممکن است امریکا و شرکای اروپائی اش  ادلب  یا عفرین – یا – هردو – را به ترکیه بدهند.  هم اکنون در ادلب ، گروهی  با کمک  «حکومت موقت سوریه» ، – عنوانی که  گروه موسوم به » شورای ملی سوریه »  خود برای خود انتخاب کرده  -،  متشکل ازمعارضان دولت سوریه – مستقر در استانبول-  کار ایجاد ساختارهای اداری خود را آغاز کرده است.

ایالات متحده و اتحادیه اروپا می خواهند کنترل استان های حلب، رقه و هاساکا را ، که کرد ها خواستار تملک آن هستند، خود بدست گیرند. اما از آنجا که این عمل ناقض حقوق بین المللی است، در واشنگتن، بروکسل، پاریس و برلین با اکراه بسیار علنا در باره آن سخن گفته می شود.

از سال 2014 دست کم 13 پایگاه نظامی در این منطقه ایجاد شده  که محل استقرار نیروهای امریکا و همپیمان های آنست. پایگاههای دیگری نیز در دست ایجاد هستند تا ارتش امریکا حضور خود را در آنجا تحکیم کند. » فدراسیون  دموکراتیک شمال سوریه» که دوفاکتو تحت اشغال قرار دارد، باید به منطقه شرق فرات اکتفا کند. آن منطقه نه تنها بدلیل حاصلخیزی   انبار غله سوریه محسوب می گردد، بلکه بخش بزرگتر منابع  نفت سوریه نیز  در آنجاست. افزون بر این از این منطقه  تامین آب شمال سوریه کنترل می شود. رویهم رفته 14 سد  روی رود فرات  و شعبات آن  مانند خبور دوفاکتو تحت کنترل کردها  و یا بعبارت دیگر تحت کنترل امریکاست.

از منظر امریکا و اتحادیه اروپا،  امروز سوریه در همان وضعیتی قراردارد که عراق در سال 1991 قرارداشت. در سال 1991 منطقه کرد نشین شمال عراق  وسیله ای بود  برای بی ثبات کردن حکومت مرکزی عراق . امروز یک  حکومت حائل (buffer state) باید دولت سوریه را تضعیف کند. طبق این نمونه تمام کشورهائی که کرد ها در آن زندگی می کنند می توانند در انتظار  ناآرامی های  مستمر باشند. از این روهرقدر هم که علائق ایران، عراق، سوریه و ترکیه  با یکدیگر متفاوت باشند ، این کشورها هرگز  تشکیل یک حکومت کرد را – با هیچ   شکلی و شمایلی – نخواهند پذیرفت.

در اکتبر 2017 در شمال عراق آشکار شد که کردها با تلاش های خود برای کسب حق تعیین سرنوشت و کسب استقلال فقط  بازیچه هستند. در آن زمان که  رفراندم برای کسب استقلال به اجرا درآمد، تهران و بغداد که مخالف آن بودند تمام امکانات خود را علیه آن بکار بستند. کرد ها میدان های نفتی کرکوک و کنترل گذرگاههای مرزی را از دست دادند، فرودگاهها تعطیل شدند و ایران دست به تحریم اقتصادی اربیل زد.  ترکیه  که سالها شریک نزدیک پرزیدنت بارزانی بود، تهدید کرد که دیگر از مناطق کرد نشین نفت نخواهد خرید و کلیه پرواز ها را به آنجا قطع خواهد کرد.

آنچه در مورد کردهای شمال عراق که از لحاظ سیاسی چندان انقلابی هم نیستناعمال می شود به طریق اولی شامل حال ((PYD حزب دموکراتیک کرد های سوریه  که  تحت تاثیر حزب کارگران کردستان (PKK) قرار دارد نیز خواهد شد. آنکارا می خواهد آنها را نابود کند. در کنار مرز دیوار کشیده است، درختان زیتون را در سرزمین دهقانان کرد  سوریه تخریب کرده و مرزها را برای تأمین منابع امدادی بسته است. تهاجم کنونی نیز مدت ها پیش اعلام شده بود و اینک با زیرپا نهادن حقوق بین المللی به اجرا در می آید، به پیروی از منطق حفظ علائق دولت ترکیه.

https://www.jungewelt.de/artikel/326128.neue-runde-im-gro%C3%9Fen-spiel.html

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

شب های بی خانمانی درمحلات ثروتمند امریکا

شب های بی خانمانی

درمحلات ثروتمند امریکا

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4,009,973

در پس ظاهر پرزرق و برق » سیلیکون ولی» در امریکاست. بحران مسکن بطور مداوم در حال افزایش است. اینجا هرسال مردم بیشتری بی خانمان می شوند. بحران مسکن بیشتر و بیشتر می شود و حتی در بسیاری از موارد گریبانگیر افراد  شاغل از طبقه متوسط نیز می گردد.

ناگفته نماند که بسیاری از کسانی که دچار بی خانمانی می گردند امریکائی هستند، امریکائی هائی که گرچه صاحب چند شغل نیز هستند معهذا قادر به پرداخت اجاره مسکن خود نیستند. این نوع تازه ای از خرده فرهنگ است که تا چند دهه پیش ناشناخته بود: با وجود  آن که کار داری،  سرپناه نداری.

مشکل رو به رشد بی خانمانی در ایالات متحده الزاما با «سیلیکون ولی» که یکی از مراکز تحقیق و توسعه پیشرو جهان است، ارتباط ندارد. طبق طبقه بندی موسسه فوربس از صد موسسه برجسته امریکا یک دوجین آن در همین » سیلیکون ولی» مستقرند از جمله » اپل» » آلفابت ( گوگل) «هیلوت پاکارد» و «اوراکل»، یک سوم از سرمایه گذاری های امریکا در»سیلیکون ولی» متمرکز است. با این همه، درست در این منطقه، بیخانمانی یک مسئله بزرگ است.

انسان متعجب می شود وقتی که می بیند فروشندگان، معلمان، کارگران تعمیر کار، لوله کش ها و بسیاری از کارکنان بخش خدمات، در حال حاضر باید در اتومبیل و کاروان خود در توقفگاههای عمومی اتومبیلها بسر برند چون از عهده پرداخت اجاره سرپناه خود بر نمی آیند.

خبرگزاری فرانسه اخیرا در رپوتاژی در باره این موضوع گزارش داد که : میانگین اجاره در منطقه مترو سن خوزه 3500 دلار در ماه است، اما میانگین حقوق ماهانه 12 دلار در ساعت در صنعت مهمان داری (رستوران داری و اغذیه فروشی و مشابهات آن) و 19 دلار در ساعت در بخش مراقبت های بهداشتی است. مبلغی که حتی هزینه های مسکن را پوشش نمی دهد «

این گزارش در توصیف وضع «آلن ترا» استاد 54 ساله دانشگاه ایالتی سن خوزه چنین می نویسد: او سالی 28 هزار دلار برای تدریس در  چهار کلاس انگلیسی دریافت می کند و باید 143 هزار دلار برای باز پرداخت وام دانشجوئی خود بپردازد. به اوراق تمرین شاگردها نمره می دهد و درسی را که باید فردا در Volvo بدهد آماده می سازد. شب در صندلی راننده خودرو به عقب تکیه می کند و خود را آماده خواب می سازد، با «هانک» یکی از دوسگی که در کنارش هستند. «جیم»، همسرش، بلند قد است و اتومبیلشان کوچک، ناچار باید شب رابیرون از اتوموبیل در چادری بسربرد ، همراه با » بادی» سگ دومشان.

در «ماونتن وی یو» (Mountain View)، شهری با 80 هزار جمعیت، 300 خودرو در شهر پراکنده اند،که فضائی تنگ برای زندگی افراد یا خانواده ها هستند.

با هجوم رو به رشد مردم بی خانمان، مقامات، زیرفشاری فزاینده قراردارند، و برای مقابله با این معضل تمام امکانات موجودرا، تا جائی که ممکن باشد، بکار می گیرند.

پس از دریافت یک سلسله شکایات از ساکنان منطقه Palo Alto که در همآن نزدیکی قرار دارد، مقامات مجبور شدند به صاحبان اتومبیل های کاروانی که در کنار خیابان پارک کرده بودند ضرب الاجل بدهند که طی 72  ساعت آن محل را ترک کنند.

بسیار پیش می آید که بی خانمان ها مورد سرزنش قرار می گیرند که مقصر خود آنها هستند که به این وضع دچار شده اند. با این استدلال که چرا با بار و بندیلشان به محل دیگری کوچ نمی کنند که ثروتمند نشین نباشد و قیمت ها سر به فلک نزده باشد. ولی کار به این آسانی نیست که گفته میشود، بخصوص برای چنین کسانی. بی خانمانی در تمام امریکا ، بویژه در کالیفرنیا  مسئله ای لاینحل بنظر می رسد. وزارت مسکن و توسعه شهری ایالات متحده امریکا چهار شهر( لس آنجلس، سان دیگو، سن فرانسیسکو و سن خوزه) را از میان ده شهر بر تر را مورد پژوهش قرار داد.

کمی بالاتر از ساحل غربی امریکا نیزمقاماتِ اداریِ دیگری، ، تلاش کردند تا راه حلی برای این مشکل بیابند:

«من بیکاری اقتصادی در شهر ندارم، ولی با هزاران نفر از مردم بی خانمان روبرو هستم که گرچه واقعا کار می کنند، خیلی صاف و ساده بگویم، قادر به پرداخت اجاره یک آپارتمان نیستند». این ها سخنان » مایک اُوبراین» (Mike O’Brien) شهردار شهر » سه آتل » است که در مصاحبه با واشنگتن پست بیان داشته و بدنبال آن گفته است:» این افراد  به هیچ جای دیگر هم نمی توانند نقل مکان کنند».

 

https://deutsch.rt.com/gesellschaft/63588-obdachlosigkeit-die-unbekannte-seite-des-silicon-valley

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

با شکست داعش در سوریه و عراق آلمانی های داعشی به کجا خواهند رفت؟

با شکست داعش در سوریه و عراق
آلمانی های داعشی به کجا خواهند رفت؟


یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی
4،008،106آمار سایت تا کنون
کارلسروهه- بر اساس اظهارات پیتر فرانک، دادستان آلمان فدرال، احتمالا هنوز حدود 600 آلمانی با شبه نظامیان تروریست داعش در سوریه یا عراق هستند. دادستانی آلمان باتفاق دیگر مقامات مسئول به چاره جوئی در باره این مسئله پرداخته اند که با این افراد چه باید کرد؟ فرانک در مصاحبه ای که روز دوشنبه » ابتکار تاریخ دموکراسی » آن را منتشر ساخت گفت که پرسش این است که آیا این افراد در سوریه و عراق خواهند ماند یا به المان بازخواهند گشت. برای یافتن پاسخ این پرسش در درجه اول باید از سازمانهای اطلاعاتی آلمان نظر خواهی کنیم. فرانک گفت که رویهم رفته تا کنون نزدیک به هزار نفر ( با این هدف) از آلمان خارج شده اند که تقریبا 300 نفر از آنان به آلمان بازگشته اند.
https://www.jungewelt.de/m/artikel/325384.noch-600-deutsche-k%C3%A4mpfer-beim-is.html
https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

ستون پنجم اسرائیل و امریکا در کنار حکومت ایران عمل می کند

ستون پنجم اسرائیل و امریکا

در کنار حکومت ایران عمل می کند

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،002،170

نویسنده این مقاله Rainer Rupp نام دارد. سالها در مرکز فرماندهی ناتو در اروپا کار می کرده و مدت ها پس از فروپاشی دیوار دو آلمان نیز ناشناس مانده بود تا این که بعنوان کسی که اخبار ناتو را به دولت وقت آلمان شرقی می رسانده شناخته شد. محاکمه و محکوم به 12 سال زندان محکوم شد. پس از گذراندن دوران محکومیت از زندان آزاد شد به حرفه روزنامه نگاری با نوشتن تحلیل های سیاسی روی آورد.

من مقاله او را ابتدا مقداری خلاصه و سپس برای انتشار جهت آگاهی فارسی زبانان ویرایش کردم. طبیعی است که با برخی برداشت ها و اصطلاحات او موافق نباشم اما نزد خود به این نتیجه رسیدم که آگاهی از یک تحلیل متفاوت بهتر از نداشتن آگاهی از آنست، ضمن آن که پذیرش هر آنچه او نوشته الزامی نیست.

«امریکا و اسرائیل، دو متجاوز بزرگ، دو دولت تروریست ، ایران را کشوری را که صد سال است به هیچ کشوری حمله نکرده متهم به تجاوز می کنند. این تجاوز کی و کجا رخ داده است؟

از قرار معلوم همین که  جمهوری اسلامی ایران تسلیم سلطه جوئی جهانی امریکا و سلطه جوئی منطقه ای اسرائیل نشده، و در برابر آن مقاومت کرده،  خود به معنی تجاوز است.

یک مقام ارشد امریکائی گفته است که نوع » بحث ها» در هفته ها و ماه های آینده ژرف تر خواهد شد. در واقع آنچه مورد نظر است بررسی چگونگی «استراتژی جامع پرزیدنت ترامپ برای مقابله با ایران» ، و فعالیت های ایران در سوریه است.

گزارش های دیگری که در روزهای نخست سال نو در رسانه های محلی و همچنین بزبان انگلیسی در» تایمز اف اسرائیل» منتشر شد حکایت از آن داشت که » مقابله با ایران» شامل قتل شخصیت های برجسته ایرانی نیز می گردد.

طبق این اخبار سازمان های اطلاعاتی امریکا  برای به قتل رساندن ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، به اسرائیل چراغ سبز داده اند.

ژنرال سلیمانی فرمانده سپاه قدس،  فعالیت های نظامی بین ایران و سوریه، عراق، حزب الله و حماس را هماهنگ می کند. او  از سال 1998(برابر با 1376شمسی) این سمت را دارد. اسرائیل در عین حال فراموش نکرده است  که حمایت ایران از حزب الله بود که نگذاشت ارتش ظفرنمون اسرائیل با تجاوز به جنوب لبنان  بر آن کشور مسلط شود.

در عین حال اسرائیلی ها افتخار می کنند که تا کنون چندین و چند تن از دانشمندان اتمی و طراحان موشکهای ایران را بقتل رسانده اند.

 اتاق های فکری که نزدیک به دولت  امریکا هستند یک سلسله تحلیل های جالب عرضه کرده اند. در اینجا دو مورد از این مطالعات برای تسلط بر ایران مورد بحث قرار می گیرد. برای پی بردن به طرز تفکر حکام واشنگتن باید تمام  سند را مطالعه کرد.

طرح نخست  از موسسه معروف » بروکینگز» است که آن را در سال 2009 منتشر کرده است با عنوان :» کدام راه به ایران»، گزینه هائی برای استراتژی جدید امریکا . طرح دوم را موسسه CATO Libertarian  دراکتبر سال 2017عرضه کرده است با عنوان «خطائی که تحمیلی نیست: خطرات مواجهه با ایران». گرچه تحقیق بروکینگز امروز نیز کتاب راهنما برای سرنگونی دولت ها در کشورهای دیگر است، اما طرح CATO Libertarian  در مورد ایران واقع بینانه تر است.

هر دو تحقیق نتیجه می گیرند که تجاوز بازهای آمریکا به ایران،  اعمم از این که حمله ای یکباره  و بسیار شدید باشد یا  حمله ای گسترده برای اشغال ایران باشد مانند حمله امریکا به عراق، هر دو    برای ایالات متحده گزینه های  بدی هستند. در عین حال که به رغم تحولات سال  2009 جنگ اقتصادی و تحریم علیه ایران، همراه با بی ثبات سازی داخلی، راه حلی مناسب برای دستیابی به هدف است، اما   CATO  در تحقیقات خود به این نتیجه می رسد که  واشنگتن گزینه ای برای تغییر رژیم در ایران ندارد.

در عوض، کاتو توصیه می کند که دولت ایالات متحده ایران را به همین صورت که هست  به عنوان یک کشور بپذیرد و با تهران بعنوان یک کشور برابر حقوق، از طریق دیپلماسی  نزدیک گردد.  اما به نظر می رسد که واشنگتن هیچ گونه آمادگی برای پذیرفتن این پیشنهاد ندارد. در عوض، پیشنهاد می شود که پیروی از راهنمایی بروکینگز برای تغییر رژیم ، که آزمون نیز شده است، ادامه داده شود.  سند Brookings به چهار فصل تقسیم می شود:

 فصل اول –   تهران را به تغییر نظر واداشتن: گزینه های دیپلماتیک (یعنی تحریم ها)

فصل دوم – خلع سلاح تهران: گزینه های نظامی. (تجاوز آشکار)

فصل سوم – تغییر رژیم (از طریق عملیات مخفی)

فصل  چهارم – ترساندن تهران: مهار کردن ایران

در فصل سوم، ما با دو حالت روبرو می شویم که در حال حاضر به ویژه در مورد ایران اهمیت دارد:

بخش 7: تحریک اقلیت های ایرانی.

بخش 8: کودتا و ایجاد » جنگ داخلی

بنظر می رسد آنچه که ما در حال حاضر در ایران می بینیم ترکیبی است از بخش های 8 و 7 طرح Brookings.

اگر ارگانهای امنیتی ناپختگی نشان دهند و عوامل ایجاد آشوب را با توده مردم تظاهر کننده یکی فرض کنند، آنوقت امریکا به مقصود خود رسیده است. اگر چند تن از آشوبگران به هر دو طرف تیراندازی کنند، یعنی هم به پلیس و هم به تظاهر کنندگان آرام، آنوقت وضعیت بسرعت از کنترل خارج می شود. ترکیبی مشابه این در لیبی، در آغاز حمله به سوریه  و همچنین در اوکرائین رخ داد.

نیویورک تایمز در یک مقاله مفصل که در تاریخ 2 ژوئن سال 2017 منتشر شد، گزارش داد که سازمان سیا یک سلول عملیاتی ویژه برای چنین اقدامااتی را در ایران راه اندازی کرده است.

این اقدام منعکس کننده تصمیم دولت ترامپ است برای تبدیل  جمهوری اسلامی  به یکی از اولویت ها در   اهداف  سرویس های اطلاعاتی آمریکاست، یعنی توسل به عملیات مخفی. از قرار معلوم  برای مجهز ساختن » مرکز ماموریت برای ایران»  صرفه جوئی نشده است. تحلیل گران، ماموران ویژه و «کارشناسان» یعنی همه کسانی که در کل » آژانس» وجود دارند باید در این مرکز گرد هم آورده شوند تا  بتوان طیف گسترده ای از توانائی های این آژانس تبهکار را به نمایش در آورده و به نتیجه رساد.

مایکل دآندره آ    Michael D’Andrea  رئیس این مرکز از زبده ترین افسران سیا است و در محافل اقدامات تبهکارانه  به » شاهزاده سیاه » شهرت دارد  و چون مسلمان شده است او را » آیت الله مایک» نیز می نامند . یک همکار سابق او در سازمان سیا در ستایش او با شور و شعف به نیویورک تایمز گفته است: «او می تواند یک برنامه بسیار تهاجمی را هدایت و در عین حال  بسیار هوشمندانه عمل کند.»

منظور او اشاره  به کار پیشین D’Andreas در آژانس بود که نخست به عنوان رئیس گروه ضد ترور و بعدها به عنوان رئیس ماموریت هواپیماهای بدون سرنشین سیا فعالیت می کرد که فقط بر اساس حدس و گمان، هزاران به ظاهرا اسلامگرا و احتمالا غیرنظامیان را به قتل رساند. او همچنین سرپرست گروه همکاری سیا با وهابی های اسلام بود که به ویژه در لیبی، عراق و سوریه  با بریدن سر افرادی که معتقد به ادیان دیگر بودند شهرت یافتند.

D’Andrea با بهره وری از سنگدلی و بی رحمی شدید خود  بی شک مهارت های مناسبی  برای نقش خود به عنوان رئیس «مرکز ماموریت ایران » که عنوانی  است بی ضرر، یدک می کشد.

در ماه ژوئن، ناظران، فراخواندن او برای تصدی کار جدید را سیگنالی (نشانه ای) تلقی کردند برای عملیات جاسوسی «عضلانی» و عملیات پنهانی علیه ایران  .

این انتخاب  با شیوه کار مایک پمپئو که ترامپ او را به  ریاست جدید سیا برگزید کاملا هماهنگ است. Pompeo به عنوان یک عضو جمهوریخواه کنگره، در هر موردی  موضع  گیری سخت تری علیه ایران  را تحمیل کرده است. بنظر می رسد که انتخاب دارندره آ  D’Andrea   برای این کار همان انتخاب کارامد است.

با همین پیش زمینه روز 30 دسامبر درحالیکه درایران تظاهرات مردم در شهرهای مختلف جریان داشت در جنوب غربی ایران نزدیک مرز عراق یک لوله نفت منفجر شد که بلافاصله نظرها متوجه «داندره. آ» شد.

برای این اقدام انفجاری نام یک گروه مشکوک نیز بلافاصله اعلام شد :»بریگادر شهدای اهواز» که گویا متعلق به » انصار الفرقان » است.

از زمان باستان بخشی از ساکنان منطقه اهواز از   اقوام عرب بوده اند. آنها یکی از اقلیت های کوچک و فراوانی هستند که  در ایران زندگی می کنند. این انفجار بخشی از همان طرح برپائی جنگ قومی درایران نبود؟

گروه » انصار الفرقان» گروهی است بازمانده از گروه تروریستی » جندالله» که در گذشته نیز از کمک های امریکا استفاده می کرده است.

این گروه متهم به اقدامات متعدد تروریستی در ایران است. رهبراین گروه در سال 2010 کشته شد و پس از آن بقیه اعضاء در» انصار الفرقان » و دیگر گروههای تروریستی به هم پیوستند.

«مارک پری»( Mark Perry) روزنامه نگار حقیقت جو، در سال 2012 با استناد به  سندی که از

 CIA-Memoranda  به او رسانده شده بود گزارش داد که «آژانس» و موساد سازمان اطلاعاتی  اسرائیل تروریست های جندالله را با  پرچمی دروغین برای اقدامات تروریستی و آسیب رساندن به تاسیسات ایران استخدام کرده است. آنها که  دانشمندان اتمی ایران را ترور کردند اعضای جندالله بودند که مستقیما با موساد اسرائیل ارتباط داشتند.

جای شگفتی نیست که  درست هنگامی که موساد و سیا مذاکرات خود را درباره » استراتژی مشترک علیه  اقدامات ایران در خاورمیانه» گسترده تر کردند یک گروه تروریستی از بازماندگان جندالله باردیگر در چارچوب استراتژی امریکا برای اقدامات انفجاری و تروریستی فعال شوند.»

https://deutsch.rt.com/meinung/63254-was-ist-los-im-iran-zweiter-teil/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید