تا حمله به کنگره امریکا مرگ خوب بود اما برای همسایه ها!

تا حمله به کنگره امریکا

مرگ خوب بود اما برای همسایه ها!

یونگه ولت

 ترجمه رضا نافعی

امار سایت تا کنون

4,670,540

ترجمه

1228

در حالی که رئیس جمهور کوبا میگوئل دیاز- کانِل پس از حمله طرفداران متعصب ترامپ به کاپیتول، اقدامات خشونت آمیز را به شدت محکوم کرد و بیش از همه ، برای از دست رفتن جان انسان ها ابراز تأسف کرد ، وال استریت ژورنال ،رسانه  نزدیک به جمهوری خواهان ، نگران «چهره دموکراتیک» ایالات متحده است. جیل دوگرتی ، روزنامه نگار سابق CNN در فیس بوک نوشت: «ایالات متحده دیگر هرگز قادر نخواهد بود به جهانیان بگوید که ما مظهر  و  نمونه تمام عیار دموکراسی هستیم.»

در مقابلِ، نمایندگانِ متحدانِ اروپایی ایالات متحده ، که مانند فرانک والتر اشتاین مایر ، رئیس جمهور آلمان  فدرال ، در درجه اول دونالد ترامپ را مسئول «حمله به قلب دموکراسی» می دانند ، سیاستمداران و رسانه های آمریکای لاتین آن را بحران نظام  ایالات متحده می شمارند. اتحاد کشورهای آمریکای لاتین موسوم به  ALBA-TCP ( اتحاد بولیواری برای خلق های آمریکای ما) اعلام کرد «شورش های خشونت آمیز بیانگر» بحران اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه ای است که با ظهور افراط گرایان نژادپرست و ایدئولوژی برتری طلبی سفیدپوستان روبروست»

روزنامۀ کوبائی  » یوونتود ربلده»  نیز به اظهار نظر مشابهی  پرداخته و نوشته است   : «نئوفاشیسم قبل از ترامپ نیز در آنجا بود ، ترامپ فقط آن را تشدید کرد و آن  را مورد استفاده قرار داد».

سیاستمداران کوبائی بین این سیاست و سیاستی که  بیش از 60 سال  از سوی ایالات متحده در برابر کوبا در پیش گرفته شده و هدفش تغییر نظام سیاسی در کوباست  تشابهاتی می بینند.

برونو رودریگز، وزیر امور خارجه کوبا ، در توئیتر خود نوشت: بی توجهی ترامپ به خواست رای دهندگان تنها «بازتاب عملکردهایی است که خود ایالات متحده علیه سایر نقاط جهان به کار برده است.نیکولاس مادورو ، رئیس جمهور ونزوئلا درباره وقایع کنونی در ایالات متحده گفته است این ها » در کشوری رخ داده که کودتاها و تهاجمات از آن جا بر می خیزد» او گفت:»اینها همان افرادی هستند که سعی کردند  در ونزوئلا عروسک خود را سر کار بگذارند و Evo Morales  را در بولیوی سرنگون کنند. این همان سیاست امپریالیستی است که کل جهان را تهدید می کند. «  مادورو از رئیس جمهور آینده آمریکا جوزف بایدن خواست تا به سلطه گری ، به قساوت ، به سیاست امپریالیستی و ​​برتری جوئی   پایان دهد و برای گفتگو ، صلح و تنوع تلاش کند».

«آندرس مانوئل لوپز اوبرادور» ، رئیس دولت مکزیک نیز از ایالات متحده درخواست کرد «همه درگیری های سیاسی خارجی و داخلی را با روش مسالمت آمیز حل کنمهمترین روزنامه روزانه این کشور ، لاجورنادا ، در سرمقاله خود اشاره کرد که «سیستم انتخاباتی آمریکا هیچگاه الگویی  برای دموکراسی،  آنطور  که طرفدارانش ترویج می کنند، نبوده است،   و بیش از یک قرن است که ایالات متحده امریکا با خودشیفتگی امپریالیستی سعی در تحمیل آن به بقیه ملتها داشته است».

فقط  خائر بولسونارو، رئیس جمهور فاشیست برزیل ، پس از حمله هواداران ترامپ به کاپیتول نیز استوار در کنار ترامپ ، طرفدار خود ، ایستاده است و  در گفتگو با روزنامه  راستگرای O Globo پیروزی  جو بایدن را کلاهبرداری آشکار توصیف کرد. بولسونارو همچنین اعلام کرد که «آنچه در ایالات متحده اتفاق افتاد ممکن است در انتخابات بعدی در برزیل اتفاق بیفتد.» رئیس جمهور سابق برزیل لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا از حزب چپ  کارگر چنین تهدیدهایی را جدی می گیرد. رئیس جمهور سابق برزیل، لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا،  از حزب چپ کارگری چنین تهدیدهایی را جدی می گیرد.  وی هشدار داد که دولت فعلی برزیل «یک مافیای شبه  پلیس دارد تا صحنه هایی مانند آنچه را که در کاپیتول در واشنگتن رخ داد، تکرار کند. «

https://www.jungewelt.de/artikel/393948.sturm-auf-kapitol-failed-state-usa.html

امریکا زیر دندان زمان همانگونه جویده می شود که رُم جویده شد

امریکا زیر دندان زمان

همانگونه جویده می شود

که رُم جویده شد

 

 

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4,667,455

ترجمه

1227

واقعیتی که نخبگان ایالات متحده با آن روبرو هستند  تا همین چند سال پیش غیر قابل تصور تلقی می شد: مظهر  قدرت در ایالات متحده، نه بدست  دشمنان خارجی ، بلکه توسط شهروندان خودش  به تصرف در می اید.

در واشنگتن دی سی تصویری تاریک از یک دموکراسی ناکارآمد  ترسیم شد که در آن رئیس جمهور از کاخ سفید طرفداران خود را به حرکت بسوی  کاپیتول دعوت کرد. جایی که اعضای کنگره قصد داشتند پایان کار این ریاست جمهوری را رسمیت بخشند.  این واقعیت که مردم در این روند کشته شدند، این که سیاستمداران مجبور به فرار از کاپیتول شدند  و این که آشکارا دیده شد که  ارگان های امنیتی نتوانستند به اندازه کافی از کاپیتول که مظهر قدرت دولت آمریکاست دفاع  کنند ، این تصویر تاریک را تاریک تر ساخت.

واکنشهای قدرت های مستقر در این سو و آنسوی اقیانوس اطلس، هم اینجا و هم آنجا، نگران کننده اند . هم اینجا و هم آنجا توضیح این امر دشوار است که چرا غرب باید تحت لوای امریکا  در جهان نمایندگی  فانوس راهنمای دموکراسی  را  بعهده بگیرد  و این که گویا غرب وظیفه دارد  در هر جای جهان که این ارزشهای غربی نتوانند خود را به کرسی بنشانند در آنجا دخالت کند و به پیروزی آن ارزش ها  کمک برساند.

رئیس   کمیسیون اتحادیه اروپا، «اورسولا فون در لاین»، تأکید کرد: «من به قدرت نهادهای ایالات متحده و دموکراسی اعتقاد دارم» ، درست مثل اینکه مقام خود او  و نهادی که او در راس آنست خود مظاهر بی کم و کاست دموکراسی هستند.  آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز  از مشاهده ناآرامی های واشنگتن » عصبانی و ناراحت شده است در حالی که او همیشه  ناآرامی هائی  که  در مینسک و جاهای دیگررخ داده بود بعنوان تصمیم گیری های دموکراتیک ارزیابی کرده بود.

جورج بوش ( پسر) رئیس جمهور اسبق امریکا که اگر در دنیا حساب و کتابی بود او می بایست سالها پیش در دادگاه جنگی محاکمه می شد، در باره رویداد های واشنگتن گفت  این شکل از اعتراض ویژۀ جمهوری های تولید کننده موز است – نه در جمهوری دموکراتیک ما . بگذریم از این که این دولتمرد بطور چشمگیری به عموم مردم جهان نشان داده است که آتش جنگ   در جمهوری های تولید کننده موز چگونه شعله ور می شود، خیلی ساده » با دروغ «.  جامعه جهانی هنوز هم با عواقب جنگ  شکست خورده ای که او آغاز کرد رو در روست ، یعنی «جنگ با ترور».

رسانه های برجسته غربی از «افراط گرایان راست» سخن میگویند  که به پایتخت حمله کردند .  خب بله ، ممکن است این طور باشد – حتی به احتمال زیاد افراط گرایان راست ، جنایتکاران و خشونت طلبان با دیگر معترضان درگیر شده اند، همانطور که در سایر تظاهرات نیز افراط گرایان چپ و جنایتکاران نیز همین کار را کرده اند . ولی اگر تمام شهروندان امریکا را که از انتخابات ناراضی هستند و  در برابر هیئت حاکمه قرار گرفته اند فله ای راستگرایان افراطی بدانیم  آنوقت  دیگر این تلاش رسانه ها که می کوشند چنین وانمود کنند که گویا امریکا مهد  حقوق بشر است، نمودار واقعیت نیست ، زیرا اینطور که مشاهده می شود  کم نیستند آن شهروندان امریکا که در کنار معترضان قرار دارند.

ولی  نه جست وجو برای یافتن چنین تفکراتی در رسانه ها راه به جائی می برد و نه جست و جوی تحقیقی دقیق و علمی برای یافتن عللی که به برخاستن توفان و حمله به کاپیتول انجامید.

زیرا آنچه چشمگیر است این است که نیروهای امنیتی از عهده دفاع از کاپیتول بر نیامدند در حالی که معمولا در عملیات معمولی و گشت های خیابانی  انگشتشان بسرعت اماده کشیدن ماشه است.

در اروپای غربی نیز تلاشی بیهوده برای دست یافتن به اعماق و یافتن علت واقعی رخ دادن این  وضع اسفبار  در «کشور خود خدا» صورت می گیرد. این  نکته را مدیون  روشنفکران  برجسته   ایالات متحده آمریکا مانند نویسنده فقید گور ویدال هستیم که در مصاحبه ای با FAZ در سال 2001 اظهار داشت:

«در کشور من ، یک درصد صاحب همه چیز است ، بیست درصد بسیار خوب زندگی می کند زیرا در کنگره و در «نیویورک تایمز » برای  آن یک  در صد کار می کنند. ولی 80 درصد مردم ، برخلاف دعاوی تبلیغاتی که آلمانها، اروپائی ها و خود امریکائی ها ان را میبلعند ، بسیار بد زندگی می کنند .  فقر شدیدی بر آمریکا حاکم است. همانطور که می دانید ، ما اصلا نظام  بهداشت عمومی نداریم ، هیچ نظام آموزشی ای وجود ندارد که شایسته  این نام باشد،  از ما مالیات سنگینی دریافت می شود ولی ما  از پول خود هیچ سودی  نمی بریم.  همه چیز نصیب ژنرال ها می شود.

به این پرسش که آیا امریکا به ته خط رسیده است بدشواری می توان پاسخ داد. امریکا هنوز یگانه قدرت نظامی است  که می تواند نیروی خود را طی 24 ساعت در هر نقطه جهان مستقر سازد. انرژی این ابرقدرت و پتانسیل مبارزه آن را برای خروج از بحران ها را  نباید دست کم گرفت ، همانطور که تأثیر جهانی آن را  از طریق رسانه ها ، برخرده فرهنگ ها ، موسیقی و ادبیات نمیتوان ناچیز شمرد. با این حال، از اوایل سال 2008، به عنوان بخشی از یک مطالعه، سرویس های مخفی آمریکا به این نتیجه رسیدند که ایالات متحده طی دو دهه آینده به طور محسوسی قدرت خود را از دست خواهد داد.

ایالات متحده احتمالاً هنوز به اتمام نرسیده است، اما شاید کیف پول واشنگتن رو به پایان، پایان باشد.  در این زمینه باید هشداری از دوران Imperium Romanum امپراتوری رم را   به خاطر سپرد که با نقل قول زیر منتقل شده است : «روم به دست دشمن فرو نمی افتد ، بلکه دندان  زمان است که آن را می جود.»  

https://de.rt.com/meinung/111479-sind-usa-am-ende-sturm/

دادگاه «جولیان آسانژ» بنیانگذارویکی لیکس» فردا برپا می شود

دادگاه «جولیان آسانژ»

بنیانگذار»ویکی لیکس» فردا برپا می شود

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4,664,920

ترجمه

1226

برای «جولیان آسانژ» بنیانگذار «ویکی لیکس» سال 2020 همانگونه به پایان رسید که آغاز شده بود : در سلول انفرادی، در انتظار صدور حکم انتقال او به ایالات متحده.

این  دادگاه  باید در 4 ژانویه (فردا) برگزار شود .  در صورت تأیید درخواست واشنگتن ، آنچه در انتظار آسانژ خواهد بود پرونده ایست  که   در ایالات متحده توسط هیأتی متشکل از اعضای «سرویس های امنیتی» ، دادگاه فدرال منطقه شرقی ویرجینیا ، که  به «دادگاه جاسوسی» نیز شهرت دارد مورد قضاوت قرار خواهد گرفت.  محکومیت در هر 18مورد مندرج در پرونده ، طبق قانون مجازات جاسوسی در ایالات متحده  که در سال  1917 مورد بررسی قرار گرفت،  به معنای آن است که  روزنامه نگار مذکور،  متولد استرالیا و برنده جایزه  افشاگری روزنامه نگاری،  محکوم به تحمل 175 زندان در سلول انفرادی در زندان  امنیتی ایالات متحده خواهد شد.  تنها «جرم» او انتشار تعداد زیادی از داده ها از جمله جنایات جنگی ایالات متحده امریکا در عراق و افغانستان است.

آنطور که وکیل آسانژ «جنیفر رابینسون» در ماه اکتبر اعلام کرد، در صورت لزوم، او به دیوان   دادگستری اروپا متوسل خواهد شد.

تلاش برای در هم شکستن  آسانژ معادل شکنجه روانی است، کاری  که نیلز ملزر ، ناظر ویژه سازمان ملل ، از تابستان گذشته تا کنون،  بارها آن  را محکوم کرده است .

از آغاز  زمستان  وسائل گرم کننده در زندان او  وجود ندارد، با کمک کتاب هائی که نامزد آسانژ در اختیار او گذاشته تا حدی جلوی نفوذ سرما از پنجره ها گرفته شده است. نامزد آسانژ  «استلا موریس»، از طریق توییتر این وضع را مستند ساخته است  و  این درحالی است که آسانژ مبتلا به بیماری مزمن ریوی است.  او ماه هاست که  در معرض  خطر ویروس کرونا قراردارد  که در سایربخش های زندان   بلمارش در حال گسترش است. در ابتدای ماه دسامبر گفته شد که تست کرونای 65  زندانی از 160 زندانی در بندی که آسانژ در آن زندانی است مثبت بوده است.

در عین حال ، فشار عمومی نیز افزایش یافته است.  پس از اینکه هشتگ «#PardonAssange» در توییتر منتشر گشت، نیلز ملزر نیز درخواست تجدید نظر خود را تمدید و رئیس جمهور ایالات متحده دونالد ترامپ را به بخشش آسانژ دعوت کرد. حتی سارا پالین ، از راستگریان حزب   جمهوری خواه و نامزد سابق معاون ریاست جمهوری ، اخیراً نظر خود را درباره این روزنامه نگار اصلاح کرد.  تولسی گابارد  از حزب دموکرات امریکا ، از مدتی پیش به جانبداری از  آسانژ پرداخته  و خواهان بخشش او و همچنین «ادوارد اسنودنِ» افشاگر شده است که در روسیه در تبعید به سر می برد.

در سطح پارلمان نیز امسال تحرکی بوجود آمده است. از جمله  درآلمان فدرال، اخیراً یک کار گروه مرکب از اعضای احزاب مختلف برای افزایش فشار جهت  آزادی آسانژ تشکیل شده است. علاوه بر این، سران کشورها، روسای جمهور سابق، سیاستمداران و وکلا در دادخواست ها و نامه های سرگشاده به حمایت از آسانژ برخاسته اند.

اما آنچه در انگلیس مورد نیاز است، یک دادگستری مستقل  است که بر اساس آنچه در قرارداد استرداد متقابل  بین لندن و واشنگتن وجود دارد ، بر این تکیه کند که استرداد متقابل در بر گیرنده مواردی که انگیزه سیاسی داشته باشند نیست.   

با این حال ، خانم  وانسا بارایتسر ، رئیس دادگاه ، هنگام بررسی  دادرسی تقاضای استرداد اثبات کرد که منظور بی طرفی  دولتِ خواستارِ اجرای  استردادِ  مورد نظر نیست .

اینک، فقط برای نمونه به چند مورد از مشکلاتی  که  در راه   نظارت بر فرآیند محاکمه  ایجاد کرده اند اشاره می شود، از جمله به  «گزارشگران بدون مرز» اجازه داده نشد  که بر جریان   دادرسی نظارت کنند . با جعل «مشکلات فنی» باعث شده اند تا روزنامه نگارانی که قادر و مجاز هستند، بتوانند از طریق  اینترنت ،  دفاعیات آسانژ و اظهارات شاهد ها را  دنبال کنند.  یا  این تصمیم که  به شهود دفاعیه فقط 30 دقیقه اجازه سوال کردن داده شود ، اما مدت زمان  برای افزایش بازجویی قضایی  تا چهار ساعت قابل ارتقاء باشد.

وکلای آمریکایی از این زمان فقط برای بی اعتبار کردن افرادی استفاده کرده اند که به عنوان متخصص در عرصه کارخود به اظهار نظر دعوت شده اند . حتی قبل از شروع مرحله حساسِ استماعِ کیفر خواست، طرف آمریکایی سعی کرده است با «کیفرخواست جایگزین»  استماع کیفر خواست ِ  دفاع را از دور خارج کند.

پرونده آسانژ نمونه ای است برای  معرفی  دولت هایی  که معتقدند بالاتر از قانون قرار دارند. اما چرا چنین است؟

انگلیس، سوئد و استرالیا: همه آنها اینجا یا آنجا، به این یا آن شکل در جنایات جنگی ایالات متحده سهیم هستند  اکوادور که آسانژ بیش از هفت سال در سفارت آن کشور در  لندن ، پناهندگی سیاسی پیدا کرده بود ، فقط به پولی نیاز داشت که صندوق بین المللی پول و بانک جهانی کمی قبل از دستگیری به آن کشور قول داده بودند. لنین مورنو ، رئیس جمهور اکوادور که از سال 2017   به طور فزاینده ای به راست گرایش پیدا کرده بود  ، اوایل سال 2019  داوطلبانه  آسانژ را تحویل داد.

https://www.jungewelt.de/artikel/393454.politische-justiz-unterdrückte-wahrheiten.html

بایدن می خواهد با پنبه سر چین را ببرد!

بایدن می خواهد با پنبه سر چین را ببرد!

 

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

امار سایت تا کنون

4,663,097

ترجمه

1225

ایالات متحده یک درگیری جدی و خطرناک را به جمهوری خلق چین تحمیل کرده است. به این  درگیری  عنوان «جنگ تجاری» داده شده است: واشنگتن برای آن که بتواند میزان دلاری را که به  ظرفیت تولید چین وارد می شود  بهتر کنترل کند  ، از پکن می خواهد بهای ارز خود را بالا ببرد: واقعیت این است که این یک جنگ تجاری است که رخ می دهد  و دلیل آن هم این است که ایالات متحده امریکا برتری علمی و فنی خود را از دست داده است.

برتری فنی

پیشرفت های فن آوری چین می تواند منجر به  پیشی گرفتن چین بر یک نسل در غرب شود . توسعه جمهوری خلق چین مبتنی بر  دو عامل است : 1-سرمایه گذاری در آموزش عالی 2- اتخاذ توانایی   فناوری از شرکت هایی است که برای تولید کالا به آن کشور آمده اند.

در سال 2018 ، برای اولین بار ، دانشمندان چینی مقالات علمی بیشتری نسبت به همتایان خود در ایالات متحده منتشر کردند و شرکت های چینی بیش از شرکت های آمریکایی ثبت اختراع کردند .شرکت های فناوری چینی اکنون محصولاتی   تولید می کنند که به نظر می رسد از محصولات  ایالات متحده ، اروپا و ژاپن پیشرفته تر هستند. نمونه هایی از این موارد    „G5“   سیستم ناوبری ماهواره ای «Beidou» ، قطارهای سریع السیر و روبات ها هستند.

تلاش های ایالات متحده برای حمله به کنسرن های مخابراتی چینی Huawei و ZTE ، کمتر به دلائل اقتصادی و بیشتر به دلائل سیاسی است ، بدلائل سیاسی است که ایالات متحده مانع فروش میکرو تراشه های شرکت های غربی به شرکت های چینی شده است و این سیاستی است که احتمالاً نتیجه معکوس خواهد داد.

دولت چین با تخصیص یک صندوق خصوصی و یک صندوق دولتی  با 14  میلیارد دلار سرمایه  بر  حمایت های خود از بخش فناوری ، افزوده  است.

عرضه اولیه عمومی سهام IPO ، شرکت بین المللی ساخت نیمه هادی ها  در شانگهای- پیشروترین شرکت تراشه سازی چین – 7.5 میلیارد دلار سرمایه گرد آورد.  در نتیجه چنین بودجه ای و پیشرفت های علمی خاص خود ، آشکار شده است که چین به زودی می تواند از شرکت های تراشه سازی ایالات متحده پیشی بگیرد.

تهدید های مکرر به جنگ

دولت ایالات متحده به جای رقابت در سطح اقتصادی ، سعی دارد با استفاده از توان دیپلماتیک و نظامی خود چین را منزوی سازد. این اصل درگیری است.  دولت ایالات متحده فشار نظامی خود را در مرزهای شرقی چین افزایش داده است.

این موارد شامل احیای گفتگوی امنیتی به اصطلاح چهار ضلعی («چهارگانه») بین استرالیا ، هند ، ژاپن و ایالات متحده آمریکا ، استراتژی هند و اقیانوس آرام ایالات متحده آمریکا (سند اصلی آن «بازیابی مزیت» است – به زبان آلمانی: دستیابی به برتری) و توسعه طیف وسیعی از سلاح های جدید ، از جمله سلاح های سایبری.

از جمله احیای گفتگوی امنیتی میان چهار کشور، که معروف به گفتگوی «چهار ضلعی» یا «چهار گانه » است. این کشورها عبارتند از استرالیا، هند، ژاپن و ایالات متحده آمریکا ( این استراتژی امریکا در برابر چین است که سند آن » بازیابی مزیت یا دستیابی به برتری  نام دارد)  که در عین حال شامل توسعه و تکامل بخشیدن به طیف وسیعی از سلاح های جدید از جمله سلاح های سایبری است.

گرانیگاه یا مرکز ثقل  این استراتژی عبارت است از : هنگ کنگ، سین کیانگ ،   تایوان  و  به تصویر کشیدن ویروس  بیماری همه گیر » کرونا» و آن را » ویروس – چین» نامیدن. البته آنچه فاقد اهمیت است ارائه شواهد، اسناد و مدارک است آنچه اهمیت دارد بکار گرفتن افکار مندرس نژاد پرستانه و ضد کمونیستی برای تخریب چهره چین است.

 شیوه ای که  امریکا درین جنگ در  پیش گرفته شیوه جنگ متعارف نیست ، بلکه یک جنگ ترکیبی است. در چنین جنگی الزاما  ضروری  نیست كه امریکا زرادخانه كامل ارتش خود را به کار گیرد تا اثر بخش باشد، جنگ ترکیبی  جنگی است كه از طریق كنترل اطلاعات و جریان های مالی و همچنین  بکار گرفتن وسایل غیرقانونی مانند خرابكاری انجام می شود . ما می بینیم که ایالات متحده از تکنیک های جنگ ترکیبی علیه ایران و ونزوئلا استفاده می کند ، اما نه تنها علیه این دو کشور بلکه  علیه حدود سی کشور دیگر در سراسر جهان  این شیوه را بکار گرفته است،   بخشی از این روش استفاده از تحریم های غیرقانونی و یک جانبه است.

کشتی های جنگی آمریکایی با تهدید کشتی های چینی و تبدیل یک پشه دیپلماتیک به یک فیل شبه جنگی ، گشت های خود را در دریای جنوبی افزایش داده اند.هر مسئله ای – هنگ کنگ یا  تایوان – به یک مسئله بالقوه خطرناک تبدیل شده ، دیپلمات ها خارج شده اند و موشک های مافوق صوت آزمایش شده اند.  به نظر می رسد در محافل دیپلماتیک و نظامی در ایالات متحده و چین امری عادی  شده است که هرگونه اشتباه  در دریای چین جنوبی می تواند منجر به برخوردی   خارج از کنترل  تبدیل گردد.

اروپا – از جمله آلمان – تا حد زیادی به ایالات متحده پیوسته است. هیچ بحث جدی مبنی بر این که  سرمایه گذاری چین و استعداد های مردم چین     سبب شده اند تا   سلطه فناوری ایالات متحده    تضعیف شود وجود ندارد  و  همچنین هیچ بحثی در مورد استفاده ایالات متحده از ارتش خود برای حل مشكلاتی  كه اساساً مشكل اقتصاد آن است نیز وجود ندارد.

آنچه از هم اکنون روشن است این است که  برخورد جوزف بایدن، رئیس جمهور بعدی امریکا، با چین آنقدر مبتذل نخواند بود که برخورد ترامپ  بود ولی  این هم روشن است که سیاست امریکا در برابر چین نیز تغییر نخواهد کرد.

مقابله با این جنگ ترکیبی که ایالات متحده به چین تحمیل می کند ، به عهده کشورهای جهان است.

درباره نویسنده مقاله:

ویجی پراشاد  Vijay Prashad

   – نویسنده این مقاله-  در تاریخ 9 ژانویه  2021ساعت 3:45 بعدازظهر در بیست و ششمین کنفرانس   روزا لوکزمبورگ در برلین حضور خواهد داشت و   در مورد وضعیت فعلی هند و درگیری بین ایالات متحده و چین  سخن خواهد گفت.

 او مدیربخش تحقیقات اجتماعی در موسسه سه قاره هند است. آ

 آخرین کتاب وی با عنوان » گلوله های واشنگتن» در   سال جاری با پیشگفتاری از ایوو مورالس رئیس جمهور بولیوی – که در 10 نوامبر 2019 مجبور به کناره گیری از مقام خود گشت-  منتشر شده است.

https://www.jungewelt.de/artikel/393394.konflikt-china-und-usa-mehr-als-ein-handelskrieg.html

آلمان چشمهایش را به روی

آلمان چشمهایش را به روی

یکه تازی اردوغان بسته است

یونگه ولت  ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،660،663

ترجمه

1224

در حالی که دولت رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه بدلیل بحران اقتصادی حاکم بر ترکیه بطور فزاینده ای تسلط  خود را بر کشور از دست می دهد، دادگستری ترکیه كه حامی كاخ ریاست جمهوری است قصد دارد صداهای انتقادی را با احکام قضائی وحشت زا  خاموش سازد.

روز دوشنبه، دادگاهی در دیاربکر، لیلا گوون، نماینده سابق مجلس و یکی از مشهورترین چهره های اپوزیسیون کرُد را به 22 سال زندان محکوم ساخت. این زن سیاستمدار نیز با صدور این حکم    توسط دولت به گروگان گرفته می شود، مانند صلاح الدین دمیرتاش رهبر سابق حزب چپ HDP ، که عمدتا از سوی  کرُدها حمایت می شود. بازداشت او که از چهار سال پیش در زندان بسر می برد، روز سه شنبه توسط دادگاه حقوق بشر اروپا مورد انتقاد قرار گرفت که آن را » نشانی ( سیگنالی )  خطرناک برای کل مردم» دانست که بحث و گفتگوهای آزاد و دموکراتیک را به میزان قابل توجهی محدود می سازد.

در حالی که رئیس جمهور اردوغان حکم استراسبورگ را رد کرد و آن را حکمی خواند که  «الزام آور نیست»،» جان دوندار»، روزنامه نگار ترک و سردبیر سابق   روزنامه جمهوریت روز چهارشنبه به جرم جاسوسی، در استانبول به بیش از 27 سال زندان محکوم شد . جرم او این بود که  در تاریخ ۲۵ نوامبر ۲۰۱۵ عکس‌هایی از تریلی‌های حامل اسلحه برای جهادگرایانِ مخالف سوریه  را منتشر کرده بود . البته  دولت آلمان دوست دارد خود را با حضور منتقد برجسته اردوغان که در این کشور و  در تبعید بسر می برد تزیین کند.  اما جان دوندار پس از حکم دادگاه آنکارا  ، به سختی می تواند از برلین انتظاری بیش از ابراز نگرانی داشته باشد .

سرکوب در داخل آینه سیاست تهاجمی ترکیه  در خارج است. ارتش ترکیه تازه حمله به شمال سوریه را آغاز کرده و در کشمکش بر سرمنابع دریائی گاز، نیروی دریایی ترکیه که توسط کارخانه های کشتی سازی آلمان تجهیز شده است ، مزاحم یونان و قبرس در آبهای دریائی شده است.

هایکو مااس وزیر امور خارجه آلمان فدرال ، روز سه شنبه درخواست آتن  را مبنی بر تحریم فروش تسلیحات به آنکارا رد کرد. سیاستمدار المانی از حزب سوسیال دمکرات آلمان گفت: «از نظر استراتژیک ، فکر نمی کنم این روش درستی باشد.» «زیرا ما قبلاً نیز قبلاً دیده بودیم كه ترکیه عضو ناتو ، چون دیگر از آمریكا موشك دریافت نمی كرد ، خیلی ساده از روسیه خریداری کرد.»

دولت آلمان با گرایش به سمت آنکارا در مسیرهای سنتی حرکت می کند. » آنچه اهمیت دارد «نگه داشتن تركيه در كنار خودمان است، حتی اگر ارمني ها نابود شوند» این  پاسخ، صدراعظم امپراتوری آلمان «تئوبالد فن بتمان هُلوگ»، در نخستین جنگ جهانی، به منتقدین  قتل عام ارامنه توسط  دولت عثمانی بود. عثمانی در جنگ جهانی اول هم پیمان آلمان بود. بیش از یک قرن از این الزام استراتژیک سیاست آلمان در قبال ترکیه که مبتنی بر منافع ژئوپلیتیکی و اقتصادی است گذشته، وهنوز بدون تغییر باقی می ماند، صرف نظر از این که باعث از بین رفتن کردها می شود یا اینکه تمامیت  یونان عضو اتحادیه اروپا با وضوح تمام زیر سوال می رود.

https://www.jungewelt.de/artikel/393020.kuscheln-mit-erdogan.html

«زنگ بیداری برای اروپا»

 

«زنگ بیداری برای اروپا»

جرمان فارن پالیسی

ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،656،153

ترجمه

1223

مشاوران دولت برلین خواستار «موضع متحد اتحادیه اروپا» در برابر «برنده بحران» کرونا،  یعنی جمهوری خلق چین هستند

برلین / پکن – مشاوران دولت برلین چین را به عنوان «برنده بحران» در بحران کرونا طبقه بندی می کنند و خواستار «موضع قوی و متحد اتحادیه اروپا» در قبال جمهوری خلق هستند. –

بنا بر تجزیه و تحلیل فعلی اندیشکده  «بنیاد علم و سیاست» (SWP)مشاور دولت آلمان  که در برلین مستقر است » مدیریت موثر بحران» کرونا موجب ارتقاء نفوذ اقتصادی و سیاسی پکن در جهان شده است.

بنظر اندیشمندان اندیشکده آلمانی» بنیاد علم و سیاست»   گرچه عرصه سیاست بین لمللی دیرگاهی میدان قدرت نمائی غرب بود، اما ازین پس غرب  باید ناظر حضور قدرتمندانه تر چین در این عرصه باشد. 

واقعیت این است که  ، جمهوری خلق   در درگیری با بیماری همه گیر Covid 19 در کشور خود و چیره شدن بر ان   زمینه را برای بهبود وضع اقتصادی خود فراهم آورده و اکنون وزن چین نسبت به اتحادیه اروپا و ایالات متحده  بیشترافزایش می یابد.

چین همچنین با تحویل واکسن Covid-19 می تواند موقعیت خود را در کشورهای مختلف آسیا ، آفریقا و آمریکای لاتین بهبود بخشد ، در حالی که قدرت های غربی که خود گرفتار بیماری   همه گیر کروناهستند ، کماکان آن کشورها را نادیده می گیرند. در عین حال ، توافق نامه RCEP  «مشارکت اقتصادی جامع منطقه ای» به انتقال تمرکز اقتصاد جهانی به آسیا کمک می کند. 

موفقیت در مبارزه با پاندمی

اندیشکده «بنیاد علم و سیاست»  (SWP)، که از دفتر صدارت عظمای آلمان حمایت مالی دریافت می دارد، در تحلیل فعلی خود به این نتیجه میرسد  که چین» بطور کلی هجوم پاندمی را پشت سر گذاشته است».

تعداد ابتلاء های  روزانه در چین در محدودۀ دو رقمی قرار دارند- که اکثرا کسانی هستند که از خارج به چین می آیند – و تعداد تلفات انگشت شمار گهگاهی  آنها در برابر ارقام پنج رقمی ابتلاء های روزانه و گاه تعداد تلفات چهار رقمی روزانه ، فقط در آلمان، قراردارند.

در حالی که تعطیلات پایان سال در جمهوری فدرال تحت الشعاع محدودیت های شدید قرار خواهد داشت ،  طبق گزارش های موجود    ، «صدها میلیون چینی در» هفته طلایی » هفته غیر فعال در ابتدای ماه اکتبر» به سراسر چین سفر می کردند «.در گزارش    SWP تصریح شده که این موفقیت مشهود از نظر مردم نیز پنهان نمانده واقداماتی» که پکن برای مقابله با بیماری همه گیر انجام داده است «با تأیید اکثریت مردم روبرو ست: طبق یک نظرسنجی که توسط پروژه جهانی سازی YouGov-Cambridge ، صورت گرفته  «88 درصد چینی ها به قدرت رهبری دولت خود در مقابله با بحران Covid-19 اطمینان دارند». می توان در چین شاهد » قدرتمند شدن سیاست داخلی بود».

تغییر در تعادل قدرت 

 اقتصاد چین نیز    در حال توسعه  و پیشرفت است ، طبق گفته SWP ، «بهبود اقتصادی که با علامت V  نشان داده می شود وبسیار مورد توجه  هم بوده است تقریبا در هیچ جا حاصل نشده است.

در واقع جمهوری خلق چین موفق شده است 6.8 درصد رکود اقتصادی در سه ماهه اول سال جاری را در قیاس با سال گذشته ، جبران کند و به رشد مجدد دست یابد. طبق آخرین پیش بینی های OECD ، چین تنها کشور G20 است که با تولید اقتصادی بالاتر از 2019 – با افزایش 1.8 درصدی ، سال بحران 2020 را پایان می دهد.

OECD  منفی سالانه ایالات متحده را 3.7 درصد ، آلمان را 5.5 درصد و منطقه یورو را 7.5 درصد ارزیابی می کند. د ر حالی که – باز هم طبق پیش بینی های OECD – سازمان اقتصادی و توسعه جمهوری فدرال تا سال 2022 به سطح اقتصادی خود قبل از بحران نخواهد رسید ، منطقه یورو احتمالاً حتی تا سال 2023 هم به حد پیشین بازنخواهد گشت ، چین قادر خواهد بود تولید اقتصادی خود را در سال 2022 با 15 درصد حیرت انگیز نسبت به سال 2019 افزایش دهد. اقتصاد ایالات متحده تنها 3 درصد بیش از سطح قبل از بحران خواهد بود. SWP خاطرنشان می کند که این امر «تعادل قدرت در اقتصاد جهانی را … به نفع [چین] تغییر می دهد».

مرکز جدید اقتصاد جهانی

 صرف نظر از بحران کرونا ، سال گذشته پکن موفق شد از نظر سیاست تجاری – با امضای توافق نامه تجارت آزاد      RCEp مشارکتِ جامعِ اقتصادیِ منطقه ای) در 15 نوامبر ، به یک موفقیت احتمالا طولانی مدت دست یابد.

این توافق نامه چین را با ده عضو اتحادیه جنوب شرقی آسیا ASEAN ، ژاپن ، کره جنوبی ، استرالیا و نیوزیلند مرتبط می سازد. ولی چندان جاه طلبانه تلقی نمی شود. به این معنی که طی سالهای متمادی ، فقط 90 درصد ازتعرفه های تجارت کالا را از بین می برد و آنچه در بخش خدمات به بار می آورد به مراتب کمتر از سایر توافق نامه ها در بخش خدمات است.

سایت اینده ما, [18.12.20 23:10]

از سوی دیگر ، تقریباً یک سوم جمعیت جهان را در بر می گیرد و 30 درصد از کل تولید اقتصادی جهان را ،  یعنی بیش از کشورهای عضو در  توافق نامه ایالات متحده ، مکزیک و کانادا (USMCA ، سابقا NAFTA  ) و به طور قابل توجهی بمراتب بیشتر از اتحادیه اروپا. مهمتر از همه ، این قرارداد برای اولین بار کشورهای منطقۀ رونق آسیا و اقیانوسیه را بدون دخالت مستقیم ترانس اتلانتیک غرب گرد هم آورده است.  این نکته با اهمیتی است زیرا از کارشناسان RCEP   بر می آید  که   با توجه به وزن کشورهای عضو این گروه ، در بلند مدت، استانداردهای متفاوت برای اقتصاد  جهانی   تنظیم کنند.

طبق تشخیص  BDI :  » پکن به عنوان یکی از عوامل اصلی تحرک در» مشارکت اقتصادی جامع منطقه ای   » بر نقش خود   به عنوان یک قدرت جهانی شکل دهنده تأکید میورزد « مشارکت اقتصادی جامع منطقه ای»     «برای اروپا  زنگ خطراست»

واکسن برای آنها که غربی نیستند

علاوه بر این ها ، دستاوردهای جدید چین که حاصل نقش فعال آن در مبارزه جهانی با بیماری همه گیر کروناست  نیز به گسترش نفوذ سیاسی چین در جهان می افزاید.

در حالی که کشورهای غربی – برخلاف اظهار نظرهای شفاهی شان – بیشترین مقدار واکسن Covid-19 موجود را برای خود ذخیره کرده اند و تلاش ناچیزی برای کمک  به کشورهای تنگدست انجام می دهند ، جمهوری خلق چین مدتهاست که اقدام به تحویل واکسن به کشورهای بیرون از جرگه کشورهای مرفه غربی   کرده  و مجوز ساخت واکسن چینی برای منطقه مربوطه را به شرکتها  و موسسات داروئی در اندونزی ، امارات متحده عربی و برزیل ، داده است.

موسسه چینی Cainiao، که به زیرمجموعه تدارکات گروه Alibaba (چینی) تعلق دارد، با همکاری شرکت هواپیمایی اتیوپی ، بزرگترین شرکت هواپیمایی قاره آفریقا ، زنجیرۀ ارتباطی لازم برای توزیع واکسن ها را ایجاد کرده است. خطوط هوایی اتیوپی پیش از این بیش از 3000 تن از تجهیزات کمکی Covid 19 را با همکاری بنیاد بنیانگذار Alibaba جک ما از چین به آفریقا ، آسیا و آمریکای لاتین منتقل کرده بود.  این واقعیت که جمهوری خلق چین از کشورهای  تنگدست تر  پشتیبانی می کند ، یعنی کشورهائی که     که غرب از کمک به آنها امتناع می کند ،البته بی نتیجه نخواهد بود.   

هم شریک و همکار و هم  رقیب و رقابت

«  اندیشکده آلمانی » بنیاد علم و سیاست » در پایان سال جاری    به دلیل کسب موفقیت در مدیریت بحران

» چین را    برندۀ بحران   سال 2020 معرفی کرد.

https://www.german-foreign-policy.com/news/detail/8474/

آگهی‌ها

ممکن است گاهی بازدیدکنندگانتان اینجا آگهی‌هایی را

مراکش هم روابط خود را با اسرائیل عادی کرد!

مراکش هم روابط خود را

با اسرائیل عادی کرد!

 

یونگه ولت- ترجمه نافعی

 

 

آمار سایت تا کنون

4،654،167

ترجمه

 

1222

ایالات متحده آمریکا «عادی سازی» روابط اسرائیل و مراکش را اعلام کرد و صحرای غربی را  به عنوان بخشی از کشور سلطنتی مراکش  برسمیت شناخت.

مراکش چهارمین کشور عربی است که در سال جدید مسیحی روابط خود را با اسرائیل  «عادی » می کند. ولی خبر آن را، طبق روالی که تازگی باب شده، نه آن ها که در تدارک مقدمات این کار سهیم بودند، بلکه دونالد ترامپ اعلام کرد.

رئیس جمهور آمریکا روز پنجشنبه در توئیتر،  که جای انتشار خبرهای کوتاه است، اعلام کرد که «دو دوست بزرگ ما» برای ایجاد روابط کامل دیپلماتیک با یکدیگر توافق کرده اند.

  ترامپ که فقط تا 20 ژانویه در این سمت فعالیت خواهد کرد ، اعلام کرد دولت وی ادعای مراکش در مورد منطقه مورد مناقشه صحرای غربی را که در گذشته مستعمره اسپانیا بوده  و امروز مستعمره دولت مراکش است برسمیت می شناسد .  امارات متحده عربی ، بحرین و سودان پیش از این در مسیر «عادی سازی» روابط خود با دولت صهیونیستی گام برداشته بودند ، که البته در این امر بازیگر اصلی   دولت ایالات متحده امریکا بود.

در ماه سپتامبر، ترامپ ادعا کرد که بین پنج تا 9 کشور عربی دیگر در آستانه برداشتن همان گام هستند. توجه بین المللی به ویژه به عربستان سعودی معطوف  است که به دلیل ثروت نفتی خود و نیز پرده داری خانه کعبه دارای موقعیت خاصی در جهان اسلام است و می تواند با تصمیم خود احتمالا واکنش زنجیره ای ایجاد کند.

تاکنون ریاض بر موضع خود پافشاری کرده است که درگیری اسرائیل و فلسطین ابتدا باید بر اساس راه حل دو کشور حل شود. روز پنجشنبه ، داماد ترامپ و مشاور ارشد او، جارد کوشنر، گفت که «عادی سازی» مناسبات بین عربستان سعودی و اسرائیل اجتناب ناپذیر است ، فقط باید چارچوب زمانی آن روشن شود .گفته می شود بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل اخیراً در ریاض همراه  با مایکل پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده گفتگوهای مخفیانه انجام داده است.  سعودی ها این موضوع را انکار می کنند ، ولی تل آویو از اظهار نظر در این باره خودداری می کند.

رواابط اسرائیل و مراکش نسبتاً نزدیک تلقی می شد ، زیرا قبلاً یک اقلیت بزرگ یهودی با چند قرن تاریخ در آنجا زندگی کرده بود. سالانه حدود 50،000 اسرائیلی از این کشور آفریقای شمالی بازدید می کنند. از دهه 1990 دو کشور با یکدیگر روابطی زیر سطح  سفارت داشتند، تا این که مراکش در سال 2002 به دلیل انتفاضه، دومین قیام مردم فلسطین ، روابط خود را با اسرائیل قطع کرد. اکنون انتظار می رود که این دفاتر به سرعت بازگشایی شوند و پروازهای مستقیم از اسرائیل به مراکش حتی با سرعت بیشتری از سر گرفته شوند.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، روز پنجشنبه اطمینان داد که علی رغم به رسمیت شناخته شدن  دعاوی مراکش توسط دولت آمریکا ، موضع سازمان ملل متحد در قبال درگیری صحرای غربی » تغییرنکرده است «. راه حل  مسئله هنوز هم بر مبنای  گفتگوها ی سالهای 1991 و 1992 و  بر اساس قطعنامه های مصوب شورای امنیت قراردارد .

آن مذاکرات و مصوبات  منجر به ایجاد یک منطقه حائل بین بخشی از صحرای غربی، اشغال شده توسط رباط و بخشی از صحرای غربی تحت کنترل سازمان آزادیبخش Frente Polisario شده بود، منطقه ای که اسپانیا،  قدرت استعماری پیشین،   در سال 1975 آن را تخلیه کرده بود. جمعیت این منطقه باید در همه پرسی سال 1992 بین استقلال و پیوستن به مراکش یکی را انتخاب می کردند.

این رای گیری  به دلیل مقاومت مراکش ، چندین بار به تعویق افتاد وسرانجام نیز  برگزار نشد.  جبهه پولیساریو پس از سالها مذاکره بی نتیجه ، در 13 نوامبر پایان آتش بس 1991 را اعلام کرد.

https://www.jungewelt.de/artikel/392372.diplomatie-der-nächste-kuhhandel.html