استراتژی امنیت ملی ترامپ امنیت برای امریکا تنش در حیاط خلوت روسیه

استراتژی امنیت ملی ترامپ

امنیت برای امریکا

تنش در حیاط خلوت روسیه

راشیا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون3،986،024

منتقدین او در امریکا نگرانند که رئیس جمهور امریکا  کاری کند که دیگر قدرت های جهان بیشتر به هم نزدیک شوند. افزون بر این سیاست خارجی  دولت او به مهمترین منبع موفقیت بی توجه است، به : قدرت نرم ( قدرت مخملی).

پرزیدنت ترامپ قصد دارد روز دوشنبه ( 18.12.2017) استراتژی امنیت ملی خود را اعلام کند. این نوع اسناد کلیه مقامات  امریکائی را موظف می سازد که اهداف مندرج در آن را دنبال کنند. آخرین سند از این نوع را باراک اوباما در سال 2015 ارائه کرد. در آن سند  مخاطرات ناشی از فاجعه زیست محیطی مهم تر  از  مسائل نظامی دانسته شده بود. اوباما بر اهمیت مرکزی متحدان امریکا اشاره کرد، فقط در آن سند 20 بار سخن از اروپا رفته بود. از اشارات پیشین «هربرت مک مایستر» مشاور همیشه در صحنه  رئیس جمهور در امور امنیت ملی  روشن بود که نظرات ترامپ با ارزیابی های اوباما متفاوت خواهد بود. در واقع  عنوان مشترک  کلیه اسناد  مربوط به امنیت ملی  در دهه های گذشته، که مسیر مباحاث  را مشخص  ساخته اند می توانست چنین باشد: «هدف استراتژیک عالی همه بحث ها در امریکا، نه تنها در زمینه سیاست خارجی و امنیت ملی، حفظ و گسترش » برتری امریکا در جهان» است. سخن مک مایستر که چندان نامنتظر هم نبود حاکی از این بود که استراتژی تازه ترامپ  تداوم دعوی امریکا برای حفظ برتری جهانی امریکا خواهد بود. او گفت دونالد ترامپ تصورات خود را در باره این که  برای حفظ میهن و مردم امریکا چه در پیش دارد و برای افزودن رفاه در امریکا چه می اندیشد، ارائه خواهد کرد. مشاور ترامپ در امور امنیت ملی گفت که او  «با تکیه برقدرت صلح را حفظ »  و «نفوذ امریکا» را در جهان  گسترش خواهد داد.

البته کسانی که خارج از امریکا زندگی می کنند بیشتر علاقمند به کسب اطلاع در باره  نکات آخر هستند. رئیس جمهور جدید در نخستین سال  خدمت خود غالبا این تصور را القاء می کرد که گویا می تواند خودسرانه تصمیماتی اتخاذ کند… مک مایستر قبلا گفته بود که امریکا بیشتر به «قدرت های تجدید نظر طلب» (یعنی قدرت هائی که قصد دارند جهانی چند قطبی را جایگزین جهان تک قطبی سازند که امریکا رهبر آن باشد) از جمله چین و روسیه  توجه خواهد کرد. بنظر او این  امر «نظم بین المللی و ثبات را تضعیف می کند و حاکمیت قانون را نادیده می گیرد».

دوباره ، همانند  زمان جورج بوش،  اصطلاح «رژیم خبیث» بکار گرفته شده است، این بار  برای اطلاق به کره شمالی و ایران.  ادعا می شود که این کشورها به احتمال زیاد، از تروریسم حمایت می کنند و به دنبال دست یافتن به سلاح های کشتار جمعی هستند. سرانجام، «سازمان های تروریستی فراملیتی» مورد بحث قرار می گیرند، از جمله گروه های اسلام گرای رادیکال  که «دائما به دنبال راه های جدید برای حمله به ایالات متحده هستند».

این نکات بسیار شبیه به سخنان جورج بوش جوان و رونالد ریگان هستند. در واقع سخنان مک مایسترحکایت از آن دارد که استراتژی جدید مخلوطی است از جنگ سرد ریگان و جنگ با تروریسم بوش. ادعا میشود که  روسیه امریکا را با » جنگ نسل جدید» تهدید می کند. چین روی به جنگ اقتصادی آورده و » نظم اقتصادی مبتنی بر قانون » را مورد بحث قرار داده است. امریکا در آینده  به «رقابت همزمان » با این دو کشور خواهد پرداخت. مک مایستر می گوید ژئو پلیتیک ، که ما آن را در دوران پس از جنگ سرد به مرخصی فرستاده بودیم ، باز گشته است، آن هم چه بازگشت پرقدرتی.

تعادل فراساحلی: استراتژی جهانی در دوران اوباما

استراتژی جهانی یک دولت، «استراتژی بزرگ»، که دولت در بحث سیاسی  مطرح می کند، مهمترین اقدامات اقتصادی، سیاسی و نظامی دولت را به گونه ای ترکیب می کند که تا حد امکان یک هدف واحد را پشتیبانی  کند.

«بیسل لیدل هارت» مورخ و استراتژیست انگلیسی توضیح می دهد که » استراتژی بزرگ» تمام منابع یک ملت را برای رسیدن به یک هدف سیاسی چنان تنظیم می کند که همه در خدمت تحقق آن » سیاست اساسی » تعریف شده قرار گیرند

هنگامی که دونالد ترامپ استراتژی امنیت ملی خود را ارائه می دهد، باید مشخص شود که این سیاست اساسی چگونه پیش خواهد رفت .

یکی از ویژگی های کلیدی استراتژی دولت اوباما این بود که چنان وانمود سازد که گویا دولت او استراتژی ندارد. اوباما به ندرت در باره سیاست خارجی سخن می گفت و اگر گاهی  در این زمینه حرفی میزد مربوط به یک جنبه مشخص بود.

با این حال دولت او در عمل همواره در پی اجرای استراتژی  تعادل فرا ساحلی بود، یعنی با به میدان آوردن حداقل نیروی نظامی  حداکثر ناامنی را بوجود آوردن.

با این حال، اوباما همیشه تأکید میکرد که دولت ایالات متحده اقدامات خود را با همۀ کشورهای مختلف هماهنگ می کند؛ اوباما موکدا  رویکردی چند جانبه  را دنبال می کرد. نقش امریکا «رهبری ناپیدا از پس پرده» بود. دولت وی دائما سعی می کرد با کمک موافقتنامه های تجارت آزاد TPPو TTIP کشورهای کوچک را از حاشیه قدرت های منطقه ای خارج سازد و آنها را به  مدار سیاست خارجی ایالات متحده بکشد:

او خواستار «روی آوردن  به آسیا» شد و نیروهای زیادی را به آسیا انتقال داد تا چین را  مهار کند.

او نزاع میان اتحادیه اروپا و فدراسیون روسیه را دامن زد و کشورهائی چون گرجستان و کشورهای عضو اتحادیه اروپا در اروپای شرقی را تحریک به اتخاذ سیاستی خصمانه علیه روسیه کرد. سیاست خارجی امریکا، در منطقه پیرامونی اتحادیه اروپا، با تلاشی نسبتا اندک، عراق، لیبی و سوریه را ویرا ن کرد.

 چالش اساسی سیاست خارجی آمریکا، همانگونه که زبیگنیو برژینسکی آن را توصیف کرده است، این است که کشورهای عضو اتحادیه اروپا، به روسیه و چین – «مراکز قدرت قاره اوراسیا متصل نگردند».

ازمنظر پرفسور » جان میرسهایمر» که باراک اوباما چندین سال در موسسه او، حقوق بین الملل تدریس می کرد،   اروپا، شمالشرقی آسیا و خلیج فارس   سه منطقه استراتژیکی  هستند که برای امریکا حائز اهمیت هستند.

 هدف اصلی باید این باشد که هیچک از کشورهای  این سه منطقه نتواند با دیگر کشورهای منطقه آن چنان رفتاری داشته باشد که ایالات متحده امریکا  با دیگر کشورهای امریکا ( مرکزی و جنوبی)  دارد.   پرفسور مرسهایمر معتقد است   این هدف تنها در یک صورت می تواند تحقق پیدا کند و آن هم این است که  سیاست خارجی امریکا  بتواند «رقبای بالقوه امریکا » مانند روسیه و   چین   را به حل مسائلی مشغول دارد که در حیاط خلوت خود آنها روی می دهد. از این رو باید قدرت های محلی را تشویق کرد تا برای» رقبای بالقوه امریکا» گرفتاری ایجاد کنند.

بعبارت دیگر : مهمترین وظیفه سیاست خارجی امریکا این است که قدرت کشورهای پیرامون روسیه، چین و اتحادیه اروپا را چنان ارتقاء دهد که قادر باشند   رقبای امریکا را در گیر چنان  چالش های نفس گیری سازند که   به ضعف آنها بیانجامد.

او ابتدا موفق به بیرون کشیدن ویتنام، فیلیپین و میانمار از مدار چین شد. گرجستان و اوکراین دولت روسیه را گرفتار چالشی کرده اند، که گرچه خفیف،   اما پایدار است.  اتحادیه اروپا به خود اجازه نمی دهد که در عرصه سیاست خارجی به روسیه نزدیک شود   زیرا  گوش بفرمان همپیمانی است که  با رفتار به ظاهر غیر سیستماتیک خود  کل کشورهای پیرامونی اروپا را به آتش کشیده است.

متحد در مخالفت: ترامپ رقبای امریکا را بسوی اتحادی نوین می راند

نخستین اصل در استراتژی جهانی دولت ها در امریکا اصل تداوم است: صرفنظر از این که چه فردی رئیس شده جمهور است، اهداف اساسی در چند دوره قانونگذاری آنقدردنبال میشوند تا سرانجام به نتیجه مطلوب رسمی که قبلا مشخص شده است برسند.

به همین ترتیب اهداف کلیدی که باراک اوباما قبلا اعلام کرده بود، مانند مهارکردن چین و روسیه یا گسترش تولید نفت و گاز داخلی   در اسناد 70 صفحه ای که ترامپ امروز  از آنها نام خواهد برد، نیز درج شده اند.

با این حال در روش اجرای برنامه  تفاوت های اشکار به چشم می خورد: شعار رئیس جمهور کنونی در انتخابات سال گذشته » اول امریکا » بود که با صراحت سیاست پیروی از یکجانبه گرائی را اعلام می کرد.

در حالی که اوباما کاملا مراقب بود  تا تمام تصمیماتش در عرصه سیاست خارجی هماهنگ   با معاهدات بین المللی و متکی بر مشاوره با شرکای سنتی باشد، شیوه کار دولت ترامپ  مطلقا متکی بر توافق های دو جانبه است.

او مذاکرات در مورد توافقنامه تجارت آزاد را معلق ساخت و اعلام کرد که امریکا از قرارداد اقلیمی پاریس  و عضویت در یونسکو خارج می شود.

در حالی که اوباما و حتی جورج بوش برای ارزش های غربی، که خوشنام هم نیست،   اولویتی ویژه قائل بودند، دونالد ترامپ بگونه ای چشمگیر به » قدرت مخملی» غرب بی اعتناست. » ژزف ساموئل نی» طراح بزرگ استراتژی امریکا در سال گذشته بکرات هشدار داد که دونالد ترامپ با متمرکز کردن خود بر فن آوری سنگین نظامی  و با شیوه یکجانبه گرائی خود  بگونه ای خطرناک به مهمترین منبع – یعنی قدرت فرهنگی، دانش فنی و فکری امریکا بی اعتناست .

پیروزی امریکا در جنگ سرد ناشی از اتکاء به  ترکیب دو قدرت سخت و  نرم بود. دیوار برلین با آتش توپخانه از بین نرفت . بلکه با کلنگ و بولدزر  مردمی فروریخت که  اذهان آنها تحت تاثیر ایده های امریکائی قرار داشت، بخشی تحت تاثیر هالیود و دانشگاهها بودند و بخشی تحت تاثیر دیپلماسی  عمومی  یا بورس های تحصیلی  و تبادل دانشجو.»

» استفان والت » استاد کرسی سیاست بین المللی در دانشگاه هاروارد و یکی دیگر از پیشکسوتان سیاست خارجی امریکا، موکدا هشدار می دهد که دولت ترامپ به مهمترین  شیوه سیاسی امریکا بی توجه است و می گوید  : » امریکا دیگر در پی متعادل کردن قدرت های رو به رشد نیست. این ها بجای این که از خود بپرسند  چرا روسیه و چین با یکدیگر همکاری می کنند یا بپرسند  چه چیز موجب شده  که ایران و شرکای متفاوت آن   در خاور میانه  گرد هم آیند؟ بنا  را بر این می گذارند که چون همه آنها    اقتدار گرا هستند، به هم نزدیک شده اند.  یا می گویند که این یک واکنش شرطی است و منعکس کننده ضد امریکائی بودن آنهاست  یا شکل دیگری از همبستگی ایده ئولوژیک است.»

والت نگران است و می گوید «سیاست اشکارا خود محور امریکا که در پی تامین منافع خود است بجای آن که مخالفان امریکا از هم دور سازد آنها را به هم نزدیک می کند.

رفتار و گفتار ایالات متحده امریکا اغلب طوری است که   به جای   دور کردن مخالفان از هم آنها را به یکدیگر نزدیک می سازد. بجای آن که مخالفان امریکا  را از هم دور کند و بین آنها تفرقه بیاندازد آنها را به هم نزدیک تر می سازد. جهت گیری خصمانه امریکا علیه روسیه، چین و ایران بهترین دلیل است برای این  که دشمنان ما  متقابلا به یکدیگر کمک کنند. «

https://deutsch.rt.com/international/62346-geopolitik-ist-zuruck-trump-nss/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

Advertisements

پس از شکست در سوریه، طرح «اورشلیم» پایتخت را پیش انداختند

پس از شکست در سوریه، طرح

«اورشلیم» پایتخت را پیش انداختند


.unsere-zeit – ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون3،981،642

افزون بر کرانه باختری رود اردن که منطقه ای است اشغال شده، در بیروت و جاکارتا نیز دهها هزار نفر برای اعتراض به تصمیم ترامپ به خیابانها ریختند. در اروپا نیز تظاهرات اعتراضی رخ داد. در همین احوال پس از آن که نیروهای اسرائیلی باشلیک گلوله های لاستیکی، گاز اشک آور و ماشین های آبپاش با  معترضان روبروشدند و حتی گلوله های آتشین بکار بردند کار تظاهرات در غزه بالا گرفت.  روز سه شنبه چهار نفر از فلسطینی های معترض کشته و بیش از 500 نفر مجروح شدند. در شبانگاه شنبه به یکشنبه اسرائیل در غزه مناطقی را که  گویا پایگاههای حماس بوده اند بمباران کرد که طی آن نیز دست کم دو نفر کشته شدند. بنا به ادعای اسرائیل قبلا از مناطق اشغالی موشک هائی پرتاب شده بود که صدمات انسانی نداشته است.

بنیامین نتان یاهو می تواند راضی باشد. دونالد ترامپ علیرغم تصمیمات سازمان ملل متحد و حقوق تاریخی فلسطینی ها دست به کاری زد که روسای جمهور امریکا پیش از او  از آن اجتناب کرده بودند. امریکا و اسرائیل با این دیدگاه خود در عرصه بین المللی کاملا منزوی هستند. حمایت ترامپ از توسعه طلبی اسرائیل بگونه ای حیرت انگیز پرده از چهره پنهان تاکتیکی بر میدارد که احترام به حق تمامیت ارضی خوانده می شود. از اعتراضات نومیدانه فلسطینی ها که بگذریم در واقع هیچ چیز تغییر نمی کند. نه دولت های اسرائیل هیچگاه قصد خروج از بیت المقدس را داشته و نه امریکا اعتراضی به این تصمیم آنها داشته است.

پارلمان اسرائیل در سال 1980 بیت المقدس را «پایتخت ابدی و تفکیک ناپذیر اسرائیل» اعلام کرد.

مشروعیت این تصمیم ناشی از قدرت آتش نیروی نظامی اسرائیل و ناوگان ششم ایالات متحده امریکاست. روشن است که  تظاهر کنندگان انتفاضه  با سنگ افکنی های خود به این نیروها راه بجائی نمی برند. گرچه منشور سازمان ملل ( بند 51) » حق طبیعی دفاع شخصی یا جمعی» علیه اشغالگران را به آنها داده است. اما شورای امنیت  سازمان ملل از امکانات لازم برای  حفظ صلح و امنیت جهانی برخوردار نیست.

توضیحات ترامپ سبب شد که یک عامل تبلیغاتی از صحنه حذف شود. توضیح او این است: «ایالات متحده امریکا ، » غرب» ، واسطه های منصفی هستند برای  هر دو  طرف». دو طرف  خواستار یک نتیجه منصفانه هستند که حق هر دو را  تامین کند، راه حل دو دولت ، تقریبا در سنت طرح جدا سازی  سازمان ملل از سال 1947.

حتی آن طرح هم نه منصفانه بود، نه درست. در محاسبات ژئوپلیتیک امپریالیسم برای تسلط بر منطقه، برای پس راندن پان عربیسم و همچنین سوسیالیسم، اسرائیل و عربستان سعودی ، هر دو نقش مرکزی داشتند.

دستکم از زمان بحران سوئز، که طی آن امپراتوری انگلیس  ورشکستگی خود را  اعلام کرد و نهایتا از زمان جنگ شش روزه، کشوری که تئودورهرتسل، پایه گذار صهیونیسم آن را» پایگاه فرهنگ در برابر بربرهای آسیائی» می نامید. (ما در آنجا ( فلسطین) بخشی از باروئ    فرهنگ ( اروپا )  در برابر بربرهای آسیائی خواهیم بود.)

طبق محاسبه  Thomas Stauffer اقتصاد دان دانشگاه هاروارد هزینه حمایت از اسرائیل  برای امریکا از سال 1973 به بعد  3 بیلیون دلار بوده است. از زمان کمپ ویوید واسطه منصف، وسیله ای شده است برای آرام ساختن و دلداری دادن.

صهیونیست های  بیت المقدس هیچوقت  حاضر به پذیرفتن کشور فلسطین نبوده اند.

جنگ های آنها و مهاجران حمایت شده از سوی ارتش اسرائیل ایجاد کننده «فاکت» بوده اند. که از نظر  طراحان ژئو استراتژی  در واشنگتن اشکالی نداشته است.

اما در دراز مدت راه حل ایجاد یک کشور برای صهیونیست ها مسئله ای خواهد آفرید. مسئلله این است که رشد جمعیت فلسطینی سبب خواهد شد که یهودیان در کشور خود در اقلیت قرار گیرند.

در بازداشتگاه بزرگ با  تبعیض نژادی؟.

پرسش این است: چرا حالا نقاب از چهره برداشته می شود؟ پس از آن که تغییر رژیم در سوریه با شکست روبرو شد، اینک واشنگتن، اورشلیم و عربستان سعودی در پی ایجاد یک جبهه گسترده علیه دشمن مشترک و دیرین  یعنی ایران شیعی هستند.  جنگ هوائی و بستن راههای دستیابی مردم یمن  به  مواد غذائی  مقدمه هستند. قابل قبول کردن این امر کار آسانی نیست.

دولت ترامپ کماکان زیر فشارشدید داخلی قرار دارد. ترامپ در سال 2016 به آیپاک سازمان نیرومند صهیونیست ها قول برسمیت شناختن بیت الوقدس را بعنوان پایتخت اسرائیل داد. این که آیا این اجرای قول سبب خواهد شد که فشا رها واقعا کاهش یابد، خود موضوع دیگری است.

واقعیت سخت و سنگین وضعیت مردم فلسطین است . اما مسئله مردم برای قدرت طلبان امپراتوری ها هیچگاه مسئله نبوده است.

وقتی خبرنگار CBS در مصاحبه با مادلن اوالبرایت وزیرخارجه اسبق امریکا از او پرسید در اثر محاصره اقتصادی عراق 500 هزار کودک عراقی از بی غذایی جان  سپردند، آیا محاصره ارزش آن را داشت؟ پاسخ اولبرایت این بود: «ارزشش را داشت» تنها او نبود که اینطور فکر می کرد.

 

https://www.unsere-zeit.de/de/4950/internationale_politik/7249/Die-Selbstdemaskierung.htm

 

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

اروپائی ها، پشت به امریکا چشم به ایران دوخته اند!

اروپائی ها، پشت به امریکا

چشم به ایران دوخته اند!

راشیا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون3،977،920

با وجود اتحاد گسترده ای که  در رابطه با روسیه، سوریه، کره شمالی و ترکیه، بین ایالات متحده و اتحادیه اروپا وجود دارد معهذا این همبستگی آتلانتیکی با محدودیت هائی نیز روبروست.  بویژه هنگامی که قرارداداتمی با ایران (برجام) مطرح باشد، که گرچه ناشی از ابتکار امریکا بود ولی   اتحادیه اروپا امیدوار بود که از طریق آن به سودهای کلان دست یابد.

در اجلاس دیپلمات های برجسته اروپائی و امریکائی که در بروکسل برپا گشت یک بار دیگر عیان شد که مواضع امریکا و اروپا تا چه حد دور از هم و ناسازگار با یکدیگرند. روز 5 دسامبر، فردریک موگرینی  نماینده عالی اروپا ، در حضور رکس تیلرسون  وزیرخارجه امریکا، گفت معامله هسته ای با ایران برای امنیت اروپا حائز اولویت استراتژیک، منطقه ای و جهانی است» . در واقع موگرینی تلویحا به تیلرسون نشان داد که  خط سرخ اتحادیه اروپا کجاست..

وزیر خارجه امریکا نیز در اصل به ضرورت احترام به قرارداد معترف است، اما برخلاف بروکسل معتقد است که تهران قرارداد را نقض کرده و ضرورت ایجاب می کند که تهران به اجرای پیمان مجبور گردد.

در نگاه نخست بنظر می رسد که  تلقی تیلرسون ملایم تر از برخورد دونالد ترامپ است. پرزیدنت ترامپ دو ماه پیش از  کنگره تقاضا کرد که امریکا موافقت خود با برجام را پس بگیرد.

کنسرن های نفتی اروپا راهی تهران شده اند

اما استدلال ترامپ که تیلرسون آن را در بروکسل تکرار کرد این است که  جمهوری اسلامی ایران آگاهانه نقض پیمان می کند. ایران باید برای اقدامات «ثبات شکن» خود در خاور میانه متحمل هزینه گردد. موارد مشخصی که تیلرسون مطرح ساخت عبارت بودند از برنامه موشکی ایران و حمایت از جنبش حوثی ها، از سوریه و از حزب الله که همه همپیمان های امریکا در منطقه، یعنی عربستان سعودی و اسرائیل را تهدید می کنند.

باید گفت که موضوع ایران یکی از موارد نادر ایستادگی بروکسل در برابر واشنگتن است، که حتی صریح تر از مقابله بروکسل  با  واشنگتن در مورد چالش فلسطین است.

با توجه به خصومت رئیس جمهور غیر متعارف  امریکا که حتی قبلا، در زمان مبارزات انتخاباتی، نیز همبستگی اروپائی اتلانتیکی را زیر سوال برده بود، این موضعگیری امریکا ناشی از نفرت و بیزاری شخصی او نیست.

«راه حل» یکی از مهم ترین مسائل سیاست خارجی اتحادیه اروپا در ایران است. یعنی: تامین امنیت انرژی. کافیست بیاد آوریم که پس از لغو تحریم علیه ایران، روز اول ژانویه 2016، دو کنسرن   نفتی اروپائی توتال و انی با چه شتابی خود را برای انعقاد قرار دادهای چند میلیارد دلاری به تهران رساندند. برخلاف امریکا که علاقمند به تضعیف ایران است، کشوری که از سال 2003 تقویت شده است، اتحادیه اروپا هیچگونه سیاست فعالی در خاورمیانه ندارد. اتحادیه اروپا  نیازمند ثبات در منطقه است که تضمین کننده امنیت سرمایه گذاری باشد.

انگلستان، همپیمان سنتی امریکا نیز موضع اتحادیه اروپا را تایید می کند. بوریس جانسون رئیس دفتر وزارت خارجه  که یک ماه پیش در راس هیات قابل توجهی  از بروکسل به واشنگتن رفت، تلاش کرد تا کنگره امریکا را متقاعد سازد که پس از انعقاد پیمان برجام با ایران «جهان مکان امن تری» شده است.

اما  واشنگتن برخلاف بروکسل فعالانه در پی بی ثبات ساختن منطقه است. به این صورت که  از عربستان و قطر حمایت می کند و می کوشد تا عناصر هوادار ایران را  با توسل به قهر از یمن، با اسلحه و پول از  سوریه، با ترفند های دیپلماتیک از لبنان به در کند.

به این معنا برنامه موشکی ایران که ترامپ آن را به  برجام متصل می سازد، تهدیدی است برای فعالیت نیروهای نزدیک به عربستان سعودی یعنی نیروهای » سنی محور» هوادار  امریکا .  در پس کاهش نفوذ  پادشاهان سنی تضعیف  نفوذ امریکا قرار دارد.

 

بازرگانی 60 میلیارد دلاری چین با ایران

 

از سوی دیگر اتحادیه اروپا از آن وحشت دارد که قربانی اپورتونیسم ژئوپلیتیک امریکا گردد. موگرینی به ترامپ استدلالی مشخص ارائه می دهد و می گوید «معامله بخشی از نظام سازمان ملل است».   از این رو پا پس کشیدن امریکا از قرارداد منعقده، از منظر اروپا ناقض قوانین بین المللی است. کاخ سفید  تا کنون با چنین اتهامی از سوی بروکسل مواجه نشده بود.

منافع تجاری معمولا تحت پوشش حقوق بین الملل پنهان می شوند. خروج از توافق هسته ای مانعی جدی برای تجارت اروپا با ایران می شود که به نوبه خود با ایالات متحده ارتباط دارد.

شرکت های ایتالیایی مانند Cassa Depositi و Prestiti، Ferrovie dello Stato و Ansaldo Energia در مصاحبه با رویتر نگرانی های خود را بیان کرده اند و گفته اند که بخش بزرگی از سهام آنها در دست آمریکایی ها است. اگر کنگره امریکا موضع ترامپ را تایید کند     ممکن است سهامداران آمریکایی مجبور به فروش اوراق قرضه خود  در ایران به شرکت های فعال اروپایی گردند.

یکی از  استدلال های اقتصادی برای ایجاد روابط نزدیک با ایران رقابت با چین است. جمهوری خلق چین حجم مبادلات بازرگانی خود را با ایران به 60 میلیارد دلار ارتقاء داده است که تقریبا 4 برابر حجم مبادلات بازرگانی  اروپا  با ایران است .

اروپایی ها از هیچ تلاشی برای پر کردن این شکاف فرو گذار نمی کنند . از ژانویه تا اوت 2017، تجارت اتحادیه اروپا با ایران به 13 میلیارد یورو رسید که 2.4 برابر بیشتر  از مدت مشابه در سال قبل است.

مستوفی، رئیس کمیسیون تجارت و سرمایه گذاری ایران، در حاشیه نشست سرمایه گذاری ایتالیا و ایران، به شرکت های اروپایی هشدار داد که:

«آنها باید عجله کنند، در غیر این صورت چین در ایران غلبه خواهد یافت».

سرمایه گذاری برای تحقق پروژه «جاده ابریشم نو» تخمیننا  به 124 میلیارد دلار بالغ می گردد. بانک توسعه چین و گروه CITIC-Gruppe در نظر دارند  10 تا 15 میلیارد دلار اعتبار در اختیار ایران بگذارند . این اعتبار باید به مصرف پروژه هائی  برای تامین آب، انرژی، محیط زیست و ترابری برسد.

همکاری نکردن کنونی بروکسل با کاخ سفید که به نومیدی آن انجامید سبب شد تا کاخ سفید در صدد یافتن همپیمان های تازه بر آید. قابل توجه آن که ترامپ  حتی در بعضی موارد موفق نیز  شده است.

امانوئل مکرن، رئیس جمهور فرانسه، با استفاده از بحران سیاسی در آلمان، تصمیم گرفت که رهبری  سیاست خارجی اروپا را به دست گیرد.

فراونسوا اولاند، رئیس جمهور پیشین فرانسه، در سپتامبر 2013 به اروپا پیشنهاد کرد بشار اسد رئیس جمهور سوریه را ساقط کند، اینک مکرون به پیروی از او بعنوان پاسخ به آزمایش های موشکی ایران خواستار تحریم های تازه علیه ایران شده است. به نظر می رسد«جاه طلبی های هژمونیک» ایران در لبنان و سوریه نه تنها آمریکا و اسرائیل را تهدید می کند، بلکه ژان ایو لو دیزاین، وزیر امور خارجه فرانسه را نیز نگران کرده است. فرانسه  در قرن گذشته برمنطقه  لوانت (مجموعه کشورهای فلسطین، لبنان، سوریه و اردن) حکومت می کرد. همبستگی مکرون برای ترامپ از این نظر ارزشمند است که فرانسه یکی از تضمین کنندگان قرارداد 5+1( برجام) است.

ترامپ خواستار جلب همکاری دیگر همپیمان های اروپایی نیز هست  اما نه با عرضه کلوچه و شلاق بلکه فقط با نشان دادن شلاق. هنگامی که تیلرسون ترکیه را تحت فشار گذاشت که برای امنیت اولویت قائل شود، یعنی مشترکا علیه ایران به میدان آید، در امریکا محاکمه رضا ضراب بازرگان ترک –  ایرانی  آغاز شد. رضا ضراب که متهم است به نقض تحریم علیه ایران  اظهار داشته که به وزیر کشور و وزیر اقتصاد پیشین ترکیه رشوه داده است.

 

محاکمه ضراب پیامی است برای ترکیه

با توجه به رویکرد ترکیه به ایران به عنوان بخشی از روند مذاکرات آستانه، پرونده ضراب می تواند اقتدار اردوغان را تضعیف کند. بسیاری از مردم ترکیه اینک رسوائی فساد در سال 2013 را بیاد می آورند که طی آن نام پسر اردوغان نیز به میان آمد ولی در پی دخالت رئیس جمهور جریان دنبال نشد. در آن زمان اردوغان ادامه تحقیق در مورد فساد را متوقف ساخت و آن را توطئه جنبش گولان در دستگاه اداری و تلاش برای کودتا دانست و بر اساس آن دست به تصفیه ای عمیق در دادگستری و دستگاه اداری ترکیه زد.

محاکمه ضراب در امریکا می تواند انگیزه ای نیرومند برای راندن ترکیه بسوی واشنگتن گردد. بر خلاف مکرون انتظار ابراز لطف از سوی اردوغان انتظار بی جائی است. اردوغان امریکا را متهم می کند به این که بر کودتای سازمان یافته در ترکیه سرپوش می گذارد و از آن حمایت می کند، و همچنین از شبه نظامیان کرد نیز پشتیبانی می کند.

ترامپ با اقدامات خود علیه ایران و تصمیم اخیر خود مبنی بر انتقال سفارت امریکا به بیت المقدس فشار بیشتری بر همبستگی اروپائی اتلانتیکی وارد می آورد. برای اتحادیه اروپا حفظ قرارداد با ایران و حل مسئله فلسطین بر اساس ایجاد دوکشور اولویت دارد.

با این حال، تجربه نشان داده است که اروپایی ها، تنها با دیپلماسی، به سختی می توانند مانع Trump شوند.

 

https://deutsch.rt.com/meinung/62230-iran-stellt-transatlantische-solidaritat-auf/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

روسیه و مصر در مسیر قرار دادهای نظامی

روسیه و مصر

در مسیر قرار دادهای نظامی

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

3.973.718 آمار سایت تا کنون

دولت روسیه  پیش نویس قرارداد همکاری نظامی با مصر را مورد تایید قرار داد.

این طرح مورد تایید دیمیتری مدودیف، نخست وزیر روسیه قرار گرفت. طرح مذکور را  وزارت دفاع و وزارت خارجه روسیه قبلا تهیه کرده بودند.

نخست وزیر روسیه به دو وزارتخانه پیشگفته ماموریت داده بود تا متن قرار داد را با همتایان مصری خود تدارک دیده و به امضاء برسانند.

طبق این قرارداد هواپیماهای جنگی، بمب افکن ها و هواپیماهای باری نظامی حامل محمولات خطرناک، از هر دو کشورمی توانند از آسمان کشور دیگر استفاده کنند. مدت اعتبار این قرارداد 5 سال است، تمدید مدت اعتبار آن ممکن است.

یک مقام نظامی مصر وجود پیش نویس قرارداد را تایید کرد . بر اساس  گزارش روزنامه نیویورک تایمز امضاء قرارداد به معنی گسترش وسیع نفوذ روسیه در خاور میانه است که در این مورد مشخص از طریق همکاری با یکی از نزدیکترین همپیمانهای عرب امریکا ممکن شده است.

این خبر پس از دیدار سرگئی شویگو وزیر دفاع روسیه از قاهره منتشر شد. در این اواخر دولت مصر مناسبات دفاعی خود را با مسکو گسترش داده است. دو دولت  روسیه و مصر در ماههای اخیر چندین قرارداد تسلیحاتی برای خرید هواپیمای جنگی میگ 29 ، بالگردان کا 52 و سلاحهای دیگر با یکدیگر منعقد کردند.

بنا به نوشته نیویورک تایمز، بنظر  منتقدین این تازه ترین نشان کاهش یافتن نفوذ بین المللی امریکاست.

مصر از سال 1980 سالی 1،3 میلیارد دلار کمک نظامی از امریکا دریافت می دارد. در آغاز سال جاری دستگاه اداری ترامپ 291 میلیون دلار از کمک امریکا به مصر کاست و یا پرداخت آن را متوقف ساخت. دلیل آن نارسائی کارنامه  حقوق بشری پرزیدنت عبد الفتح السیسی و روابط ادعائی او با کره شمالی است. سامح شکری وزیر خارجه مصر این گام امریکا را » اشتباه محاسبه » نامید. همچنین در باره لیبی، روسیه پس از سرنگونی خشونت آمیز رهبر لیبی، معمر قذافی، در سال 2011 به دولت خلیفه حفتر حسن نظر دارد در حالی که امریکا از حکومت رقیب او که در تریپولی مستقر است حمایت می کند.

https://deutsch.rt.com/der-nahe-osten/61562-usa-im-nahost-abgehangt-russland-agypten-libyen/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

اسرائیل روی داعش علیه ایران حساب باز کرده!

راشیا تودی- ترجمه رضا نافعی

اسرائیل روی داعش

علیه ایران حساب باز کرده!

امار سایت تا کنون3،971،491

بر اساس پژوهش تازه ای که صورت گرفته داعش یکی از راههای معدودی است که برای پس راندن عرصه نفوذ ایران  باقی مانده است. این پژوهش توسط یک اتاق فکر اسرائیلی صورت گرفته که با سازمان های اطلاعاتی اسرائیل بسیار نزدیک است و در واقع  سخنگوی غیر رسمی آنهاست.

ظاهرا «مرکز اطلاعات برای اخبار و تروریسم»(ITIC) سازمانی است غیر دولتی، اما در واقع بخشی از هزینه این سازمان را دولت اسرائیل تامین می کند. افزون بر این، دفتری هم در وزارت خارجه اسرائیل دارد و  سخنگوی غیر رسمی سازمان های اطلاعاتی اسرائیل است.

اکثر همکاران این سازمان از جمله بنیانگذار آن اعضای سابق سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل هستند.

«ایران که قبلا با مهارت از هر امکانی برای تقویت موضع خود در منطقه بهره برداری کرد، می خواهد خلائی را که پس از فروپاشی داعش در سوریه و عراق بوجود آمده است را پرکند تا از این طریق اهداف خود را در منطقه به پیش راند و پس از داعش نقشی مرکزی در طراحی خاور میانه ایفا کند».

این نظر که در گیومه نقل شد در گزارش 37 صفحه ای » مرکز اطلاعات برای سازمان های اطلاعاتی و تروریسم » درج شده است.

بنا به گفته نویسنده اصلی این گزارش محقق برجسته ایرانی «راز زیمت»، تهران می کوشد دولت بشار اسد در سوریه  و دولت شیعی عراق را تثبیت کند، کاری که به ایران کمک خواهد کرد تا «امریکا را از منطقه براند» و » بر تهدید اسرائیل بیفزاید و در عین حال وضعی باز دارنده ایجاد کند».

ایران بویژه با استفاده از کریدور زمینی از خاک خود تا لبنان خواهد کوشید تا توانائی حزب الله  را گسترش دهد، بر توانائی حزب الهه برای ساختن اسلحه بیفزاید و برای ایجاد یک جبهه تازه علیه اسرائیل، شبکه های ترور در ارتفاعات جولان برپا سازد.

داعش بمثابه نجات دهنده اسرائیل

اما دولت اسرائیل امیدوار است که اتحاد سنی ها، تروریست های اسلامی، و قدرت های بزرگ، همراه با هرج و مرج حاکم بر منطقه مانع پیدایش خطرناک ترین سناریو  یعنی تقویت عامل ایران گردد.

در گزارش چنین آمده که :» دخالت ایران در سوریه موجب تداوم چالش با داعش خواهد شد، که حتی پس از فروپاشی نیز مناطق تحت تسلط آن همچنان دارای  قابلیت های قابل توجه عملیاتی است». پس از آن که مبارزه با داعش در عراق فروکش کند، » احتمالا داعش الگوی نبرد خود را تغییر خواهد داد و به  تاکتیک های چریکی و تروریسم (به ویژه در برابر اهداف ایرانی) باز خواهد گشت.

گزارش، برای نشان دادن تاثیرات رو در روئی میان ایران و داعش بر امنیت داخلی ایران اشاره می کند و بعنوان مثال حمله ماه ژوئن داعش را در تهران مطرح می سازد که طی آن 17 نفر غیر نظامی کشته شدند.

سیاست خارجی چند جانبه و گسترش یابندی بغداد و برخوردهای سست آن با مناطق سنی نشین و کرد نشین کریدور شیعی یکپارچه، از ایران تا لبنان را با خطر مواجه می سازد. ایران نگران آنست که منطقه کرد نشین عراق دفاکتو به یک کشور مستقل تبدیل گردد.

 گزارش می نویسد: «از منظر ایران این امر می تواند وحدت ارضی عراق را با خطر مواجه سازد، به تلاشهای ایران برای تثبیت نفوذ خود در عراق لطمه بزند و مشوقی باشد برای  اقلیتِ جدائی طلبِ کرد در ایران» و به این نتیجه می رسد که برسمیت شناخته نشدن نتیجه رفراندم برای استقلال کردستان و تلاش های دولت عراق برای بازگردانیدن مناطقی که تحت تسلط کردها در آمده بود، کرد ها را با ناکامی مواجه ساخت.

موانع اساسی

ایران نیز با » تلاش برای تثبیت خود بعنوان بازیگری مقتدر در منطقه عرب نشین خاورمیانه با موانعی اساسی روبروست».

نخست آن که ایران کشوری است که اکثر ساکنان آن فارس هستند، کشوری که در جهان عرب، حتی نزد همپیمان های خود بمثابه بازیگری خارجی شناخته می شود، که گاهی اوقات با همسایگان عرب خود رفتاری پرنخوت، حتی نژادپرستانه دارد.

بنظر نویسنده مسئله دومی که ایران شیعی مذهب با آن روبروست این است که میکوشد تا  در عرصه ای که اکثر مردم آن سنی هستند به هژمونی دست یابد، نویسنده به این نتیجه می رسد که  ایران می کوشد تا گسترش قدرت خود را با سپردن کار بدست  نیابت گران پنهان کند.

افزون بر این، نویسنده گزارش، ترکیه، روسیه و امریکا را قدرت های خارجی می داند که یا هم اکنون در منطقه صاحب نفوذند یا دشمنان مستقیم ایران هستند.

تلاش های ایران برای کسب نفوذ در منطقه ممکن است به در گیری با ایالات متحده امریکا بیانجامد، بویژه در حال حاضر که ترامپ رئیس جمهور امریکاست .

زیمت می نویسد: ایران نگران اقدامات امریکا علیه دولت سوریه است و آن را مرحله تازه ای از مبارزه برای شکل دادن به سوریه پس از فروپاشی داعش می داند، بعنوان «یک اقدام امریکائی » که هدفش کاستن از نفوذ ایران است.

احتمالا عربستان سعودی رقیب مستقیم ایران خواهد ماند که افزون بر مداخلات خود، 40 کشور را که اکثر آنها عضو  اتحادیه عرب هستند، علیه ایران بسیج کرده و «ائتلاف ضد تروریستی» را بوجود آورده است که بنظر می رسد  هدف آن در درجه اول  ایران است.

نویسنده در پایان گزارش خود به این نتیجه می رسد که  موفقیت ایران تنها به ابتکارات خود آن  کشور بستگی ندارد «بلکه سیاست دولتی و غیردولتی و تصمیمات دیگر بازیگرانی که در منطقه فعال هستند نیز درموفقیت یا عدم موفقیت ایران موثر است، به این معنی که آیا آنها از جاه طلبی های ایران پشتیبانی خواهند کرد یا تلاشهای ایران را زیر سوال خواهند برد و این نشان از آن دارد که خاورمیانه وارد مرحله تازه ای از رقابت و نوسانات خواهد شد.

 

https://deutsch.rt.com/der-nahe-osten/61392-israelische-denkfabrik-israel-konnte-sich-auf-is-stutzen/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

اسناد ارتباط امریکا با داعش در سوریه!

اسناد ارتباط

امریکا با داعش

در سوریه!

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 3،968،497

سند ارتباط » نیروهای دموکرات سوریه» و » داعش» لو رفت. کارشناسان  امور خاورمیانه  اسناد به بیرون نشت یافته را معتبر می دانند  و به دستور امریکا در پس این  معامله اشاره می کنند : » با  تداوم موجودیت داعش امریکا دلیلی برای ماندن در سوریه دارد».

این آتش بس در 28 نوامبر آغاز می شود و تا 28 دسامبر ادامه خواهد یافت. شرائط مندرج در قرارداد به تروریست های داعش  امکان می دهد که در قلمرو باصطلاح نیروهای دموکرات سوریه (SDF) تحرک داشته باشند.

بنا به گزارش خبرگزاری Qasioun  از سوریه که به معارضان دولت نزدیک است و همچنین  پورتال اینترنتی Portal «Special Monitoring Mission to Syria»(  SMMS) امکاناتی که در اختیار داعش قرار می گیرد از جمله عبارتند از مراجعه به مراکز پزشکی برای معالجه و همچنین دست زدن به عملیات نظامی علیه نیروهائی که  مشمول مواد قرار داد نیستند.

«حسن حسن» مفسر معروف رویدادهای خاورمیانه از موسسه تحریر در واشنگتن در تویتر نوشت که سند لو رفته «کاملا معتبر بنظر می رسد» و به تایید «واسیم نصر»کارشناس  تلویزیون خارجی فرانسه 24 اشاره می کند.

تفسیر حسن حسن این است که طبق این قرار داد عملیات خصمانه میان نیروهای دموکرات سوریه و داعش متوقف می شوند، از جمله اقدامات امنیتی در «هاساکا» ولی بر اساس سند لو رفته داعش می تواند علیه نیروهائی که قرار داد شامل آنها نمی شود دست به حمله بزند (یعنی نیروهای دولتی سوریه را مورد حمله قرار دهد).

درست به معنی «دشمن دشمن من دوست من است» این امر برای ارتش سوریه  به  این معناست که نیروهای امریکا که در سوریه هستند تروریست های داعش را بعنوان عنصر مفید در برابر نیروهای سوریه در شرق سوریه قرار می دهند. گرچه داعش از کلیه شهرهای منطقه دیرالزور رانده شده اما میدان های نفتی عدیده ای در غرب و بویژه شرق فرات را در اختیار دارد.

خط تلفن ویژه

ایمن جواد التمیمی پژوهشگر جهادگرائی در فوروم خاورمیانه در تویتر توضیح داد که این توافقنامه یک توافق جامع با داعش است:

یکی از شرائط آتش بس این است که : منابع نفتی که هنوز هم تحت کنترل داعش هستند، تحت کنترل داعش می مانند، افراد داعش می توانند برای معالجه بروند، هیچ مانعی برای ورود و خروج کالا در قلمرو هر دو طرف وجود ندار.  یک خط تلفن هماهنگی آتش بس برای به حداقل رساندن خطر خطا نیز ] بر قرار شده است[

ابو عماد النیرابی ، یک فعال رسانه ای هوادار داعش، تایید کرد که واقعا، توافقی برای یک آتش بس یک ماهه وجود دارد. التمیمی در بلاگ خود نوشت یکی دیگر از روستائیان ساکن الاسحارا واقع در استان دیرالزور نیزتایید کرد که یک توافق آتش بس وجود دارد.

همچنین یک منبع داخلی از اطرافیان جبهه ثوار الرقه، در برابر نماینده راشا تودی تایید کرد که قرار دادی برای آتش بس وجود دارد. این منبع اشاره کرد که این سند احتمالا از صفوف نیروهای دموکرات سوریه به بیرون نشت کرده است.

امکان تمدید

راشا تودی با «نوار اولیور» تحلیگر نظامی سوریه از مرکز نور ثورن نیز گفتگو کرد . این کارشناس گفت در حال حاضر میان رهبران کرد در مورد آینده » نیروهای دموکرات سوریه» تنش های جدی وجود دارد.

امریکا و نیروهای دموکرات سوریه نیز چند حرکت هوشمندانه و موذیانه کردند. آنها بجای آن که تا پایان با داعش مبارزه کنند به آنها امنیت عبور و مرور دادند و موجب شدند که منطقه  تا مدتی دراز  بی ثبات بماند.

https://deutsch.rt.com/der-nahe-osten/61321-rt-exklusiv-leak-beweist-kooperation/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

«ناتوی اسلامی» علیه ایران شکل می گیرد؟

«ناتوی اسلامی»

علیه ایران شکل می گیرد؟

راشیا تودی- ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون3،964،209

بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، سوگند یاد کرد که تروریست ها را از صفحه گیتی محو کند. او قصد دارد برای انجام این کار منابع اتحادیه نظامی – اسلامی، که  نوعی  » ناتو عربی » است را به کار بگیرد. اما آنچه سلمان نشانه گرفته داعش نیست، ایران است.

میدان عمل این » اتحادیه نظامی- اسلامی » (IMA) که محمد بن سلمان، ولیعهد و وزیر دفاع عربستان در سال 2015 تاسیس کرد تا کنون فقط  صفحات کاغذ بوده است.

ولیعهد اینک تصمیم گرفته به طرح خود بیشتر جامه عمل بپوشاند. از این رو در جلسه سران اتحادیه که روز یکشنبه برپا شد اعلام جنگ کرد «جنگ تمام عیار با تروریسم «.  (IMA) را «ائتلاف  نظامی اسلامی ضد ترور» (IMATK) یا » ناتو عربی» نیز می خوانند.

«ما امروز تعقیب تروریسم را آغاز می کنیم، ما شاهد شکست آن  در سراسر جهان هستیم، بویژه در میان کشورهای اسلامی ….ما آنقدر به نبرد خود ادامه خواهیم داد تا شاهد به خاک افتادنش گردیم». این ها اظهارات شاهزاده محمد بن سلمان در برابر  وزرای دفاع نزدیک به 40 کشور که در اجلاس ائتلاف نظامی کشور های اسلامی، که ساکنان آنها  اکثرا مسلمان هستند، گرد هم آمده بودند.

بن سلمان به سخن خود چنین ادامه داد «تروریسم، در سالهای گذشته، در کشورهای همه ما فعال بود. از امروز،  با تشکیل این اتحادیه، این وضع  تغییر می کند».

«اتحادیه اسلامی»   رسما 41 کشور عضو دارد، البته آن کشورهایی که اکثر ساکنان آن  شیعی مذهب هستند، مانند ایران، عراق و سوریه عضو آن نیستند. قطر نیز به دلیل تحریم اقتصادی و سیاسی آن از سوی عربستان در آنجا نماینده ای نداشت.

جبهه پان اسلامی که اتباع آن اکثرا سنی هستند دو سال پیش اعلام داشت که قصد دارد با این دعوی تروریست ها که خود را  مسلمان  می خوانند مبارزه کند. در اجلاس روز یکشنبه،  کشورهای عضو بار دیگر بر این نظر پای فشردند. «راحل شریف» که یک ژنرال چهار ستارۀ بازنشستۀ پاکستانی است بعنوان فرمانده کل اتحادیه نظامی منصوب  شد تا  فرماندهی مبارزه با افراطگرایانی را که  کماکان اسلام را » لکه دار» می سازند، بدست گیرد.

ولیعهد اعلام کرد که بزرگترین خطر ناشی از تروریسم و افراطگرائی منحصر به این نیست که انسان های  بیگناه را می کشد و نفرت می پراکند، بلکه در این نیز هست که  دین ما را آلوده می سازد و اعتقاد ما را تحریف می کند. در ماه مه، در اجلاس سران کشورهای عربی- اسلامی امریکائی، که در ریاض تشکیل شد، کشورهای عربی توافق کردند برای مبارزه بالقوه   با تروریسم در عراق و سوریه 34 هزار سرباز  در اختیار بگذارند.

ولی در این دو کشور نبردهای اساسی و تعیین کننده علیه تروریسم تقریبا پایان یافته است زیرا  نظامیان عراق و همچنین  سوریه   در آستانه در هم کوبیدن نهائی گروههای تروریستی هستند.

ولی اتحادیه نظامی اسلامی  نظر دیگری دارد و ادعا می کند  که» تروریسم  برای امنیت منطقه و امنیت بین المللی یک مسئله دائمی و رشد یابنده است».

گرچه ژنرال راحل شریف ادعا کرد که هدف اتحادیه مبارزه با » کشور و یا فرقه ای» نیست، بلکه «علیه دشمنانی بی چهره با اعتقاداتی افراطی» است، ولی عربستان سعودی که مهمترین عضو اتحادیه است، در همین اواخر با صراحت ایران را مهم ترین حامی دولتی تروریسم نامید.

پس از حمله ای موشکی به پایگاه نظامی عربستان در یمن، ولیعهد تا آنجا پیش رفت که  آیت الله خامنه ای رهبر ایران را » هیتلر جدید خاور میانه» خطاب کرد. عربستان ایران را متهم می سازد به این که از شورشیان حوثی  در یمن پشتیبانی می کند.

چالش یمن که کماکان به آن به چشم جنگ نیابتی میان عربستان و ایران می نگرند، در سال 2014 با تصرف صنعا پایتخت آن کشور توسط  شورشیان و مجبور ساختن دولت به فرار، آغاز شد.

متعاقب آن دولت یمن از عربستان سعودی تقاضای حمایت نظامی کرد. ولی دخالت نظامی  که تحت رهبری عربستان صورت می گیرد تا کنون نتوانسته است رئیس جمهور را که از یمن فراری داده شد، به آنجا باز گرداند. با این همه، عملیات مسلحانه ای  که صورت گرفته سبب کشته شدن هزاران تن از مردم غیر نظامی  و یک فاجعه عظیم انسانی شده که مورد اعتراض سازمانهای انساندوست در سراسر جهان قرار گرفته است.

کشورهای عربی حاضرند در عرصه ارتباطات  با تروریسم بجنگند. به این معنی که  با تبلیغات افراط گرایان و نیز در عرصه مالی  با آنها مقابله کنند  و منابع آن کمک را کشف و بر ملا سازند.

ژنرال سابق ارتش پاکستان می گوید چشم انداز مطلوب ائتلاف ضد تروریسم نظامی اسلامی، ایجاد یک واکنش جمعی علیه تروریسم است که قادر به هدایت و هماهنگ کردن تلاش های کشورهای عضو با کارایی و اثر بخشی  بالا باشد.  در سالهای گذشته در منطقه در حدود 70 هزار عملیات تروریستی صورت گرفته  که بیش از 200 هزار نفر قربانی برجای گذاشته است.

در پایان اجلاس، کشورهای شرکت کننده در آن توافق کردند که  تلاش های نظامی خود را هماهنگ  و یکپارچه سازند، با یکدیگر مبادله اطلاعات کنند، دوره های آموزشی  و تمرین های مشترک بگذارند .

در بیانیه پایانی ریاض  همچنین تصریح شده است که   شرکت  نظامی کشورهای عضو ائتلاف  باید هماهنگ با توانائی ها و منابع  هر کشورباشد و همچنین شرکت نظامی آنها در عملیات باید محدودبماند.

 

 

https://deutsch.rt.com/der-nahe-osten/61264-islamische-militarallianz-saudi-arabien-erklart/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

.