میان روسیه و آلمان یخ های جدائی آب می شوند!

میان روسیه و آلمان

یخ های جدائی آب می شوند!

راشا تودی  ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،232،525

 

مقاله

1074

 

کاربدستان اقتصاد آلمان مصمم هستند روسیه بعنوان رهبر اتحادیه اقتصادی اویرو آسیا را شریک  اتحادیه اروپا کنند.

ولفگانگ بوشهله رئیس کمسیون شرقی اقتصاد آلمان در سفر به مسکو با ولایمیر پوتین دیدار کرد و درباره طرح های نوین اقتصادی با وی گفتگو کرد.

این سفر نشان داد که چرخ های تجارت میان روسیه و آلمان سرانجام بر بحران چیره گشته و بگونه ای توقف ناپذیر برای دست یافتن به رکورد سال 2012 که 80 میلیارد دلار بود در حرکت است و در  سال جاری مرز 60 میلیارد دلار را پشت سر خواهد گذاشت.

«ولفگانگ بوشهله» رئیس کمسیون شرقی اقتصاد آلمان، در میز گرد رهبران اقتصادی روسیه و آلمان پس از سخنان کوتاه پوتین که در این میزگرد شرکت کرده بود ارقام بالا را ارائه داد.

بر سر میز گرد کرملین در بخش نمایندگان آلمان مدیران برجسته «نورد استریم»، «کناوف گیپس»، «فولکس واگن»، «مترو»، «زیمنس»، «BASF»، «اونیپر»و…  رویهم رفته نمایندگان 20 سازمان سنگین وزن اقتصاد آلمان دیده می شدند. در دست راست پوتین نیز نمایندگان روسیه نشسته بودند:  چند تن از وزیران و همچنین روسای «رزنفت» و «گاسپروم»، غولهای انرژی روسیه.

آنچه بر سر این میز گرد مشهود بود  فضای خوش بینانه حاکم بر آن بود، همان فضائی که در گذشته ، حتی در سالهای بحرانی 2014 به بعد بر گردهمآئی های اینچنینی حاکم بود.

دو طرف از رشد سرمایه گذاریها و مبادلات بازرگانی سخن گفتند و پوتین بویژه یاد آور شد که رشد اقتصادی روسیه 3 درصد ارتقاء یافته، در آمد روسیه از فروش محصولات کشاورزی خود حتی بیش از فروش صنایع سنتی اسلحه سازی شده است.

از سوی نمایندگان آلمان مطالبی کاملا نوین مطرح شد. مطالبی که در سالهای گذشته حتی تصور آن هم ممکن نبود. بعنوان مثال تاکید بر به پیش راندن همکاری میان اتحادیه اروپا و اتحلدیه اقتصادی اویرواسیا EAWU . و بر این تاکید شد که رشد اقتصادی در اتحادیه اروپا و اتحادیه اقتصادی اویرواسیا هدف واحدی است که  اتحادیه اروپا و روسیه هردوآن را  دنبال می کنند و از این رو گفتگو در باره یکسان کردن معیارها، مجوزها و ایجاد تسهیلات گمرکی و دادن ویزا ضروری است. «بوشهله» گفت که نخستین گام  برای ایجاد منطقه مشترک اقتصادی میان اتحادیه اروپا و اتحادیه اقتصادی اویرواسیا  یکسان سازی است.  او در این رابطه به سخنان وزیر اقتصاد آلمان «پتر آلتمایر» اشاره  کرد که یک ماه پیش در فوروم آلمان – روسیه  در مسکو گفته بود. آلتمایر در فوروم از ضرورت ایجاد » منطقه رفاه اروپائی» با همراهی و همکاری روسیه سخن گفته بود.

رئیس «کمسیون شرقی» آلمان تاکید کرد که علائق روسیه و اتحادیه اروپا در مورد » مسائل مهم مربوط به آینده» مشابه هستند، مانند تجارت جهانی مبتنی بر قانون، تقویت سازمان بازرگانی جهانی، امنیت اتمی، تامین امنیت مواد اولیه و بالاخره محیط زیست.

بوشهله گفت که همکاری نزدیک با روسیه برای کاستن از موانع بازرگانی، گسترش مبادلات بازرگانی و برای ایجاد یک منطقه اقتصادی مشترک در اروپا، بویژه در زمانی که «پروتکسیونیسم» ( حمایت از صنایع داخلی) رو به فزونی است، راهگشای نیرومندی است.

بوشهله  در همایش مذکور  پنج موضوع را مطرح ساخت:

  • توسعه همکاری در اقتصاد سلامتی.

  • بالابردن سطح بهره وری از صنایع و تولید صنعتی.

  • گسترش روابط مشترک در عرصه انرژی،

  • دیجیتالی کردن اقتصاد

  • همکاری در عرصه اقتصاد کشاورزی بویژه در بخش صنایع غذائی.

همکاری شرکت های » مدرن و نوآور از اتحادیه اروپا و روسیه در این عرصه های کلیدی سبب میگردد که آنها به راه حل های مشترکی دست یابند تا بتوانند در بازارهای اروپائی و بعدا در بازارهای  جهانی از عهده  رقابت برآیند»

ولفگانگ بوشهله گفت، اگر این کار با موفقیت روبرو گردد آنگاه» گامی بلند به جلو برداشته ایم»/

 این سخن بوشهله یاد آور سخن مائوتسه دونگ در سال  1958 است که   از»جهش بزرگ بسوی جلو» سخن گفت. این مقایسه با سخن مائو تصادفی نیست، زیرا اقتصاد آلمان قصد دارد همراه با روسیه عقب ماندگی از چین را جبران کند.

بوشهله گفت:  این راز پنهانی نیست که ما اروپائی ها باید هرچه زود تر عقب ماندگی خود را در عرصه موضوعاتی که بر جهان آینده حکم خواهند راند جبران کنیم . مانند تولید هوش مصنوعی، اتومبیل های بی سرنشین، فشار سه بعدی، سوپر کامپیوتر، بیوتکنولوژی. من در موسسه خود در این زمینه ها کار می کنم. پروژه های نوین برای ایجاد سامانه های مدرن و تولید چیپس ها عموما درچین و ایالات متحده امریکا تولید می شوند و بندرت در اروپا. چین درمسابقه جهانی در حال پیشی گرفتن از ما اروپائی هاست.

بوشهله در مورد تحریم ها نیز سخن گفت. بویژه در باره تحریم ها علیه اروپا که بر خلاف تحریم ها علیه روسیه نا محسوس و بی سر و صدا اجرا می شود و موسسات آلمانی  برخلاف میل خود تقریبا آن را پذیرفته اند.

بنا به گفنه بوشهله  تحریم هائی که امریکا بصورت قانون تصویب کرده شامل حال شرکتهای آلمانی که با روسیه همکاری می کنند نیز می گردد – که می تواند تاثیرات منفی روی اعتبارات  داشته باشد.

سخنگوی بلند مرتبه اقتصاد آلمان سخن خود را در کرملین با طرح  این تقاضا پایان رسانید:  اقتصاد آلمان و روسیه  میتوانستند وضعی بمراتب بهتر از وضع اکنون داشته باشند اگر مناسبات سیاسی بهبود اساسی می یافت و اکنون زمان آنست که ما روی به سیاست تنش زدائی بیآوردیم.

اشاره:

Ost-Ausschuss der Deutschen Wirtschaft

«اوست آوسشوس » چیست و کیست؟

این سازمان که در سال 1952 تاسیس شده  مجمع انجمن های برجسته اقتصاد آلمان است که وظیفه اش حفظ منافع موسسات تولیدی آلمان در اروپای شرقی است . اعضای این مجمع عبارتند از:

انجمن صنایع آلمان

انجمن بانک های آلمان

انجمن همگانی صنعت بیمه آلمان

انجمن تجارت خارجی خرده فروشی آلمان

انجمن مرکزی صنایه دستی آلمان

130 موسسه عضو این کمسیون هستند.

از ژانویه سال 2016″ ولفگانگ بوشه له» رئیس  هیئت مدیره این کمسیون است.

برای درک اهمیت این دیدار و تصمیمات متخذ از سوی آن به مقاله :» چرا امریکا می کوشد جلوی اتحاد روسیه و آلمان را بگیرد ؟ مراجعه کنید

 

https://deutsch.rt.com/inland/78698-mit-russen-im-boot-ost-ausschuss-deutschland-eu-zukunft/

 

Advertisements

چرا امریکا می کوشد جلوی اتحاد روسیه و آلمان را بگیرد؟ بدست aayande در مه 21, 2018 | بیان دیدگاه | ویرایش

چرا امریکا می کوشد جلوی

اتحاد روسیه و آلمان را بگیرد؟

برگرفته از یوتیوب – ترجمه رضا نافعی

باز انتشار

این مقاله نخستین بار در ماه مه 2018 منتشر شد برای شناخت ر ویدادهای اساسی امروز و تحول بنیادین در رابطه آلمان و روسیه آن را دوباره منتشر می کنم

منبع مطالب مندرج در مقاله این سند است که در یوتیوب منتشر شده است

توجه ویژه برخی از خوانندگان و علاقمندان به ترجمه های چند روز اخیر من در » آینده ما» مرا بر آن داشت تا اطلاعات جامع تری در باره سیاست راهبردی، قدمت و اهمیت آن  از عهد باستان تا امروز و بویژه سیاست راهبردی امریکا از سال 1871 تا کنون   – که در عین حال کلیدی است برای درک سیاست کنونی امریکا در قبال آلمان و روسیه – در اختیار خوانندگان جویای » آینده ما » باز انتشار دهم.

» شیکاگو کانسل آن گلوبال آفرز» در سال1922 تاسیس شد. از سالهای 1940 بسیاری از رهبران و بزرگان جهان با دیدگاهای گوناگون در آن محفل سخن گفته اند. این سازمان  هم اکنون 30 هزار عضو دارد از جمله رهبران نظامی آمریکا، مدیران هجفوندزها ، سیاستمداران نامدار و کنسرن های بین المللی. کسانی که بین سال 1940 تا 1950 در این مجمع سخن گفته اند از جمله عبارتند از نخست وزیر هند،         النا روزولت همسر رئیس جمهور آمریکا، سناتور آمریکائی جان اف کندی و دیگران، درسالهای دهه های   60  و 70 کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل و هنری کیسینجر، در سالهای دهه 80 تا 90 هلموت کهل صدر اعظم آلمان، ایزاک شامیر نخست وزیر اسرائیل، حسنی مبارک رئیس جمهور مصر، ماگریت تاچر نخست وزیر انگلیس و کیم یونگ سام رئیس جمهور کره جنوبی،  از سال 2000 به بعد کسانی چون ویکتور یوش چنکو رئیس جمهور اوکرائین، کوندلیزا رایس وزیرخارجه آمریکا، تونی بلر نخست وزیر انگلستان و شخص باراک اوباما .

این فهرست بسیار کوتاه نشان می دهد که اعتبار سخنانی که در این مجمع رانده می شود از چه عیاربالائی برخوردار است.

جورج فریدمان، که اینک سخنان او را در این مجمع می شنوید رئیس اتاق فکر استارتفورد، یک تحلیلگر برجسته آمریکاست که در باره برنامه های آتی ژئوپلیتیک، مسائل امنیتی و چالش های جهانی تحلیل و خبر عرضه می کند.

از وقتی که هکر ها به شبکه همکاران جورج فریدمان راه پیدا کردند معلوم شد که او عامل سیا، سازمان اطلاعاتی آمریکاست. ویکیلیکس در حدود 150 پست الکترونیکی استارتفورد را، که فریدمان در سال 1996  تاسیس کرد، منتشر ساخت. ویکیلیکس اعلام کرد که 5 میلیون سند در اختیارش گذاشته شده که حامل رهنمودهائی است که جورج فریدمان داده است از جمله :

» در تاریخ 6 دسامبر 2011 او به زنی که از همکاران او در ونزوئلاست چنین توصیه می کند  وقتی که منبع با اهمیت است باید او را تحت کنترل درآوری. کنترل یعنی کنترل مالی، سکسوئل( جنسی) یا روانی. تا وقتی که منبع حاضر به پذیرفتن دستور ها شود».

همانطور که گفتیم او رئیس لو رفته سیا است. آنچه او در 4 فوریه 2015  بر زبان آورد، باور کردنی نبود  اگر به این صورت دیده و شنیده نمی شد».

اینک توجه کنید به آنچه که این منبع اتاق فکر در باره چالش اوکرائین می گوید. این ها سخنانی است که بسیاری از رسانه ها انگ » تئوری توطئه » به آن می زنند. ولی فریدمان با سخنانی که می گوید ناخواسته موضوع را روشن می کند. البته او فکر نمی کرد که روزی اظهاراتش علنی شوند و بگوش همگان برسد.

فریدمان – منطقه ای ( در جهان) نیست که بتواند برای همیشه آرام باشد. از جمله آمریکا، منظورم این است که جنگ با ما( آمریکا) همگام است، بعبارت دیگر به ما مربوط می شود. من حدس می زنم که اروپا هم به جنگ باز می گردد، و دوباره به وضع عادی انسانی بر می گردد» دورانِ جنکی خواهد داشت و زمان هایِ صلح خواهد داشت و زندگی خود را از دست خواهد داد. مثل جنگ گذشته صدمیلیون نفر نخواهد بود. ولی بنظر من اندیشه برتری اروپائی نقش خواهد داشت . در اروپا چالش هائی بوجود خواهد آمد، چالش هائی وجود داشت. در یوگوسلاوی چالش بود و حالا در اوکرائین هست. مناسبات ما با اروپا—- ما با باصطلاح اروپا مناسباتی نداریم. ما با رومانی مناسبات داریم،با فرانسه مناسبات داریم ولی آمریکا با اروپا مناسبات ندارد.

پرسش: آیا افراط گرائی اسلامی خطر اصلی برای آمریکاست، آیا حیات اسلامگرائی پایان خواهد یافت یا به حیات خود ادامه خواهد داد؟

فریدمان: افراطگرائی اسلامی برای آمریکا یک مسئله است ولی خطری نیست که موجودیت آمریکا را تهدید کند. باید در حدی که ضروری است به آن توجه داشت. سیاست خارجی ما علائق دیگری دارد.

علاقه اساسی سیاست خارجی آمریکا در صد سال گذشته، در جنگ های اول و دوم جهانی و در جنگ سرد، سیاست آلمان و روسیه بوده است، چون آنها یگانه قدرتی هستند که می توانند برای ماتهدیدی باشند. مهمترین اصل مورد علاقه ما این بود که مانع نزدیکی این دو کشور بیکدیگر شویمم. اگر شما اوکرائینی باشید نگاه می کنید ببینید کیست  تنها کسی که بتواند به شما کمک کند. این ایالات متحده آمریکاست. هفته گذشته یا حدودا ده روز پیش سرفرمانده نیروی نظامی آمریکا در اروپا، ژنرال «بن هاجس» برای دیدار به اوکرائین رفته بود. او در انجااعلام کرد که قرار است مشاوران نظامی آمریکا بزودی رسما به اوکرائین بیایند. او در واقع در آنجا به رزمجویان اوکرائینی مدال هائی داد که طبق مقررات آمریکا دادن چنین مدال هائی به خارجیان ممنوع است. ولی او این کار را کرد، چون می خواست نشان دهد که ارتش اوکرائین ارتش خودش است. بعد اور فت  . ایالات متحده آمریکا اسلحه، توپخانه و دیگر ابزار نظامی در اختیار کشورهای بالتیک رومانی، لهستان و بلغارستان گذاشت – این نکته بسیار جالبی است. و دیروز اعلام شد که  ایالات متحده آمریکا می خواهد اسلحه در اختیار اوکرائین بگذارد. این خبر تکذیب شد ولی آنها تسلیحات را ارسال می کنند. تمام این اقدامات ایالات متحده خارج از محدوده  ناتو صورت می گیرد. چون تصمیماتی که  در ناتو گرفته می شود باید به اتفاق آراء  به تصویب تمام اعضای ناتو برسد. نکته اینجاست که ایالات متحده آمریکا، گرداگرد روسیه  یک کمربند بهداشتی، یک کمربند امنیتی بر پا می سازد و روسیه این را می داند. روسیه فکر می کند که آمریکا می خواهد فدراسیون روسیه را منهدم کند. بنظر من ما نمیخواهیم روسیه را ازپا درآوریم، فقط می خواهیم مجروحش کنیم ، می خواهیم به آن صدمه بزنیم. به هر حال ما به بازی قدیمی بازگشته ایم . وقتی با  لهستانی ها،مجارستانی ها یا رومانی ها صحبت کنیم می بینیم که آنها بکلی در دنیای دیگری غیر از دنیای آلمانها زندگی میکنند و دنیای آلمانها با دنیای اسپانیائی ها تفاوت دارد، یعنی در اروپا وحدت وجود ندارد. اما این که اوکرائینی ها چه چیز را ترجیح می دهند، می توانم دقیقا بشما بگویم: آنها کوشش خواهند کرد، تلاش خواهند کرد تا آمریکا را به اوکرائین بیاورند. ایالات متحده آمریکابه پیروی از علائق بنیادین خود تمام اقیانوس های جهان را تحت کنترل خود دارد. هیچ قدرت دیگری در جهان، چنین کاری نکرده است. از این رو ما می توانیم وارد  خاک تمام کشورهای جهان بشویم ولی آنها نمی توانند به ما حمله کنند. این امریست بسیار دلپسند. قدرت ما متکی بر تسلط ما بر اقیانوس ها و بر فضاست. بهترین راه برای چیره شدن بر نیروی دریائی دشمن آنست که نگذاریم چنین نیروئی بوجود آید،  راه انگلستان برای پیشگیری از این که دیگر قدرت های اروپائی به قدرت دریائی دست یابند این بود که اروپائی ها  با یکدیگر بجنگند. سیاستی که من توصیه می کنم سیاستی است که رونالد ریگان در مورد ایران و عراق بکار بست. او از هر دو کشور حمایت می کرد( جنگ عراق و ایران/88   1980  (انها با یکدیگر می جنگیدند نه با ما.

 این کار بد جنسی بود، اخلاقی هم نبود ولی کارساز بود. و همین است که اهمیت دارد . ایالات متحده آمریکا در موقعیتی قرار ندارد که بتواند سراسر اروپا و آسیا را تسخیر کند. در آن لحظه که چکمه ما با خاک آنجا تماس پیدا کند، ما از حیث نفرات در اقلیت هستیم. مامی توانیم یک ارتش را نابود کنیم ولی قادر به تسخیر عراق نیستیم. اصلا این فکر که ارتش 130 هزار نفری آمریکا کشوری با 25 میلیون جمعیت را تسخیر کند…تعداد افراد پلیس نیویورک نسبت به جمعیت آن بیشتر است تا نسبت سربازان آمریکائی به مردم عراق. بنا بر این ما در موقعیتی قرار نداریم که همه جا دخالت نظامی کنیم، ولی در موقعیتی هستیم که اولا از قدرت هائی که با هم می جنگندحمایت کنیم تا آنها بتوانند  توجه خود را بر یکدیگر متمرکز کنند. حمایت یعنی حمایت سیاسی، مالی،نظامی، تسلیحاتی از آنها و فرستادن مشاور نظامی برای آنها. و در موارد ویژه مانند کاری که ما در ژاپن، نه در ویتنام، عراق و افغانستان کردیم، باضربه پیشگیرانه مداخله کردیم. هدف تاکتیک حمله  پیشگیرانه چیره شدن بر دشمن نیست، هدف برهم زدن تعادل دشمن است. ما این تجربه را در هر جنگی کرده ایم مثلا در افغانستان تعادل القاعده را بر هم زدیم. مشکلی که ما داریم – وقتی جوان و نادان هستیم- این است که  وقتی تعادل دشمن را بر هم بزنیم   بجای آن که بگوئیم کارمان را خوب انجام دادیم، حالا به خانه باز گردیم، می گوئیم به به ، چه کار آسانی بود، بیا همین جا یک دموکراسی درست کنیم . این همان وقتی بود که ما گرفتار ضعف عقل شدیم. از این رو پاسخ ما این است که آمریکا نمی تواند همه جا در اروپا و آسیا مداخله نظامی کند. مداخله باید گزینشی باشد و تا جائی که ممکن باشد بندرت صورت گیرد. یک مداخله نظامی برای ما یک مورد استثنائی است. آخرین امکان است.. ما نمی توانیم در همان گام اول نیروی نظامی آمریکا را بفرستیم. ولی وقتی که ما نیروی نظامی آمریکا را بفرستیم، آنوقت – این  تجربه به روشنی به ما آموخته است که دخالت باید محدود باشد و نباید ابعاد عظیم پیدا کند. امید می رود که این بار این درک را کرده باشیم. معمولا مدتی طول می کشد تا بچه ها درس خود را یاد بگیرند. ولی حق کاملا با شماست، ما بعنوان امپراتوری نمی توانیم ( همه جا مداخله کنیم) . انگلیس ها در آن زمان   هندوستان را تسخیر نکردند. آنها فقط حکومت های هند را می گرفتند و آنها را به جنگ علیه یکدیگر برمی انگیختند. انها افسران انگلیسی را در ارتش هند بکار گمارده بودند.

بنا بر این امپراتوری هائی که تلاش می کنند تا در منطقه تسخیر شده حکومت کنند با شکست مواجه می شوند. نمونه آن امپراتوری نازی ها بود. چون هیچکس آنقدر قدرت ندارد که بتواند بطور مستقیم حکومت کند. باید با تدبیر پیش رفت. به هر حال این فعلا مسئله ما نیست. واقعیت این است که ما یک امپراتوری هستیم. ولی این به آن معنی نیست که ما خیالمان را راحت کنیم، به خانه برگردیم و دیگر بفکر چیزی نباشیم. ماتازه به فصل سوم کتاب رسیده ایم.

پرسش بعدی- آیا درست فهمیدم که پول اروپائی یورو قادر به ادامه حیات نخواهد بود؟

فریدمان- پرسشی که الان بر روی میز است این است که آیا اوکرائین بعنوان منطقه بی طرف بین روسیه و غرب باشد و دست کم بی طرف بماند یا این که غرب آنقدر در اوکرائین پیش خواهد رفت که غرب ( ناتو) فقط 100 کیلومتر تا استالینگراد و 500 کیلومتر تا  مسکو فاصله داشته باشد. وضعیت اوکرائین برای روسیه یک مسئله حیاتی است و روسها نمی توانند چشم خود را ببندند و آنرا نادیده بگیرند. موضع آمریکا این است که اگر روسیه بازهم به اوکرائین بچسبد ما جلوی روسیه را خواهیم گرفت. از این رو آمریکا دست به اقداماتی خواهد زد، نظیر آنچه که ژنرال هاجس اخیرا اظهار داشت، در باره نیروهای مهاجم در رومانی، بلغارستان، لهستان و کشورها بالتیک. این پایه استدلال برای » اینترماریوم» ( یعنی سرزمین های میان دو دریا) منطقه میان دریای سیاه و دریای بالتیک است، این طرح پیلسودسک Pilsudsk ( سیاستمدار و مارشال لهستانی (1867–1935) ) است که او در آرزویش بود. راه حل برای آمریکا نیز همین است.

 موضوعی که ما برای آن پاسخی نداریم این است که آلمان در این وضع چه سیاستی در پیش خواهد گرفت. عامل واقعی  و نامشخص در اروپا آلمان است، وقتی که آمریکا کمربند امنیتی برپا کند، نه در اوکرائین، بلکه درغرب، نفوذ روسیه در اوکرائین از بین خواهد رفت – ما نمی دانیم آلمان چه روشی درپیش خواهد گرفت. آلمان در وضعیت ویژه ای قرار دارد. گرهارد شرودر صدراعظم پیشین آلمان، عضو هیئت مدیره گاز پروم است. آلمانها مناسبات بسیار پیچیده ای با روسیه دارند. ولی آلمان خود نیز نمی داند که چه باید بکند. آلمان باید تولیدات خود را صادر کند، روسیه می تواند کالاهای روسیه را بخرد. از سوی دیگر آلمانها منطقه تجارت آزاد را از دست می دهند که برای چیزهای دیگر به آن نیاز دارند. نگرانی اصلی امریکا پیوند سرمایه و تکنولوژی روسیه، منظورم سرمایه و تکنولوژی آلمان است، پیوند سرمایه و تکنولوژی آلمان با مواد خام روسیه و نیروی کار روسیه، این دو ترکیبی بوجود می آورند که آمریکا از صد سال پیش در تلاش بوده تا مانع   ایجاد آن گردد. خب چگونه می توان مانع تحقق پیوند آلمان و روسیه شد؟ آمریکا حاضر است کارت خود را روی میز بگذارد که عبارتست از بکار گرفتن مسیر میان دریای بالتیک و دریای سیاه.

نظر روسیه روشن است. آنها خواستار این هستند که اوکراین یک کشور بیطرف بماند، نه طرفدار غرب. روسیه سفید مسئله دیگریست.

حال آنکس که بتواند به من پاسخی بدهد که آلمان درین موقعیت چه خواهد کرد او درعین حال می تواد بگوید که تاریخ بیست سال آینده چگونه خواهد بود. ولی متاسفانه همیشه  آلمانها باید تصمیم بگیرند. این مسئله همیشگی آلمان است. آلمان از لحاظ اقتصادی بسیار نیرومند است اما درعین حال از لحاظ ژئوپلیتیک بسیار شکننده . آنها هیچوقت نمی دانند کالاهای خود را به که و کجا بفروشند. از سال 1871 این همیشه مسئله آلمان بوده است و مسئله اروپا. در باره » مسئله آلمان » فکر کنید، این پرسشی است بار دیگر مطرح می شود. این مسئله بعدی است که ما باید طرح کنیم، یعنی کاری که نمی توانیم بکنیم، چون نمی دانیم آلمان چه خواهد کرد.

سفر 12 روزه رئیس جمهور جدید کوبا به 5 کشور متحد کوبا

سفر 12 روزه رئیس جمهور

جدید کوبا به 5 کشور متحد کوبا

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون 4،230،367

 مقاله

1073

پرزیدنت میگل دیاز- کانل، رئیس جمهور کوبا، روز جمعه سفر دوازده روزه خود را به کشورهای همپیمان با دیدار از ولادمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه آغاز خواهدکرد. او در این سفر از جمهوری دموکراتیک خلق  کره، جمهوری های خلق چین، ویتنام و لائوس دیدن خواهد کرد.

انگونه که کرملین اعلام کرده این سفر برای تعمیق همکاریهای راهبردی و موضعگیری مشترک دو کشور در عرصه بین المللی و منطقه ای در امریکای لاتین است. روسیه با حضور نیرومند خود در نمایشگاه بازرگانی هاوانا که تا روز جمعه ادامه دارد، توجه ویژه خود را به این همکاری نشان داد.

همزمان با برگزاری نمایشگاه، در هفته جاری، شانزدهمین دیدار کمسیون دو جانبه دو دولت نیز برپا شد. در این کمسیون مراحل پیشرفت پروژه های مشترک  در عرصه های اقتصادی و علمی مورد ارزیابی قرار گرفت.

 بنا به گزارش ACN، آژانس خبری کوبا، دیدار دور روزه اعضای کمسیون مشترک به سرپرستی ریکاردو کابریساس، وزیر اقتصاد و  معاون رئیس جمهور کوبا و همچنین یوری بوریسوف، معاون نخست وزیر روسیه برگزار شد.

بنا به گزارش روزنامه  روسی کومرسانت  مسکو موافقت کرده که برای تامین نیاز های کوبا به تجهیزات نظامی ،  اعتباری به مبلغ 50 میلیون دلار در اختیار آن کشور بگذارد.

کومر سانت  به نقل  از منبعی که نام نبرده ، گزارش داده که  قرار است یک سلسله توافق های دیگر نیز با وزارت دارائی روسیه به امضاء برسد، که منابع مالی آن متفاوت هستند.

البته دفتر بوریسوف  این خبر روزنامه کومرسانت را رسما تایید کرده که قرار است   در هاوانا برای سرمایه گذاری در 60 پروژه  در زمینه های تامین انرژی، ترابری، صنایع، رسانه ای، بهداشت و کشاورزی توافقنامه هائی به امضاء برسد.

میگل دیاز کانل از مسکو به  پیونگ یانگ خواهد رفت، در آنجا با کیم یونگ اون، رهبر کره شمالی و   مقامات برجسته حزب کار کره دیدار خواهد کرد.

خزوس سوتولونگو ، سفیر کوبا در کره شمالی به خبرگزاری پرسنا لاتینا گفت موضوع گفتگو ها عبارت خواهند بود از گسترش همکاری های سیاسی و اقتصادی میان دو کشور. در مرحله بعدی سفر    رئیس جمهور کوبا حضور در پکن   و دیدار   با شی جینگ پینگ  نیز در باره همین موضوعات  گفتگو خواهد شد.

آژانس خبری  Xinhua    روز پنجشنبه هفته گذشته از قول وانگ یی وزیر خارجه چین گزارش داد که » چین در آینده نیز کماکان  از کوبا حمایت خواهد کرد. چین علاقمند است در همه سطوح  همکاری خود را با کوبا گسترش دهد.

وزیر خارجه چین در پایان سفر پنج روزه  و تدارکاتی ریکاردو کابریساس، معاون رئیس جمهور کوبا ، به وی اظهار داشت که پرزیدنت شی جینگ پی خواستار همکاری دراز مدت با کوباست.

احتمال دارد که منظور او همکاری در باره پروژه » کمربند و جاده» باشد که به جاده ابریشم  شهرت دارد. » گرانما» ارگان مرکزی حزب کمونیست کوبا روز شنبه گذشته  مقاله ای مفصل در باره امکاناتی که این پروژه عظیم برای امریکای لاتین و کوبا نیز می تواند در بر داشته باشد، منتشر ساخت.  شرکت چین در گسترش بندر سانتیاگو دِ کوبا و تبدیل آن به دومین بندر بزرگ برای  پیاده کردن کانتی نر ها می تواند آغازی باشد برای دیگر برنامه های زیرساختاری در کوبا.

موضوع گفتگوی دیاز کانل در ویتنام و لائوس نیز بیش از فشردن دست و تبادل سخنان دلنشین خواهد بود.

در 20 سال گذشته رشد صادرات ویتنام  پنج بار بیش از حد متوسط صادرات کشورهائی بود که در آستانه صنعتی شدن قرار دارند و دو برابر رشد صادرات» قهرمان صادرات جهان»  چین بوده است.

آن کشور طی سالهای گذشته موفق شد تولید ناخالص ملی خود را – برغم بحران اقتصادی جهانی – سالی 7 تا 8 در صد  افزایش دهد.

https://www.jungewelt.de/artikel/342723.kuba-mehr-als-h%C3%A4ndesch%C3%BCtteln.html

 

https://mail.google.com/mail/u/0/ – m_1486286870780897997_top

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

پیامدهای مهم سیاسی قتل خاشقچی در استانبول!

پیامدهای مهم سیاسی

قتل خاشقچی در استانبول!

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،225،114

 

مقاله

1072

رد خونی گسترده و طویل نشان می دهد آنچه در باره ترویج تروریسم بین المللی توسط  نیروهائی از   عربستان سعودی  گفته می شود  بر حق است. نمونه های چشمگیر از این رفتار فراوانند. این که آیا ممکن است، زمانی کسی پرده از چگونگی  قتل در کنسولگری عربستان در استانبول بردارد، سخت ناممکن می نماید. ناگفته نماند این قتل از سوی کشوری صورت گرفته که ( در این عرصه)  خواه ناخواه صاحب شهرتی پا برجا ست،  که به توفان های بی دوام شن که   زود فرو نشیند و فراموش شود شباهت  ندارد.

بنا بر این میتوان به این نتیجه رسید که اگر آنها که در راس این کشورند، آشکار یا در پرده،  مسئول این جنایت هولناک شناخته شوند، آنچه بر سرشان آید حقشان است.

مطبوعات غرب ، چنان جوش آورده اند که گوئی می خواهند  این بار دهان باز کنند و  حق سعودی ها را کف دستشان بگذارند. در حالی که معمولا وقتی سبیلشان  چرب میشد، رضایت می دادند.

با این حال در این میان  چیزی مشکوک بنظر میرسد و آن مربوط می شود به  باصطلاح» متهم»،  که کلا همپیمان نزدیک غرب و بطور اخص همپبمان امریکا و اسرائیل است.

درست بموقع، یعنی قبل از انتخابات میان دوره ای در ایالات متحده که در 6 نوامبر صورت خواهد گرفت، قتل  در  » استانبول» به میان می آید.

همه چیز حکایت از آن دارد که دو سال  نفرت پراکنی  علیه پرزیدنت ترامپ، برای دموکرات ها و «کمیته برای  از بین بردن ترامپ»، ثمری ببار نخواهد آورد و پیامد های آن برای»گروه چهارنفره» – که عبارتند از اوباما، کلینتون، سوروس و مرکل – صدراعظم آلمان- نیز خوش نخواهد بود.

آنوقت است که   شبحی در ترانس اتلانتیکی به گشت و گذار در خواهد آمد بنام ترامپ  که  پس از گذراندن  دوره دوساله اول، در انتخابات میان دوره ای برای دوسال بعدی ، قطعا انتخاب خواهد شد . پس از این  روز انتخابات است که محور ترامپ- پوتین- نتانیاهو فعال خواهد شد. نشان آن  دیدار سران دو کشور است که از هم اکنون در نظر گرفته شده است. یکی از مسائل اساسی که در آن  دیدارمطرح خواهد شد گفتگو در باره خاور نزدیک و میانه خواهد بود.

اگر این دیدار بتواند با موفقیت همراه گردد آنوقت است که به شدت و هرچه سریع تر به  حضور » سعودی» ها نیاز خواهد افتاد. به  عربستانی که در پی محکومیت جهانی ،  در واقع  به کره ماه پرتابش کرده اند.

پرزیدنت اردوغان، در یک هم آهنگی نادر با پرزیدنت ترامپ، در اوج خشم عمومی، عناصری از قتل استانبول را مطرح کرد  که شک برانگیزند.

قتل در استانبول از بُعدی برخوردار است که می تواند فرصت صلح را برای نسل ها  از بین ببرد و خواهد برد، و آن در صورتی است که نتوان سعودی ها  را  در گفتگوهای صلح سهیم کرد. که با توجه به قتل هولناک در استانبول ، چنین نیز خواهد شد،- به هر حال از منظر( دربار عربستان) کسانی که روی سخن علنی و عمومی پرزیدنت اردوغان  مستقیما با آنان بود.

 

https://deutsch.rt.com/meinung/78299-willy-wimmer-mordfall-khashoggi-senkt/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

حتی اگر خاشقچی تمایل اخوانی هم داشته نباید کشته می شد

حتی اگر خاشقچی تمایل

اخوانی هم داشته نباید کشته می شد

 

نویه زوریخه سایتونگ – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون4،221،502

مقاله

1071

اشاره: ناظران سیاسی روزنامه «نوی زوریخه سایتونگ» را سخنگوی وزین سرمایه داری سنتی اروپای کهن می دانند. از این رو آنچه را که این تفسیر به آنها اشاره دارد باید از این منظر دید و ارزیابی کرد. م.

پس از کشتن جمال خاشقچی، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان دیگر قابل نگه داشتن نیست. او باید برود. و غرب باید در سیاست خود در برابر کشورهای خلیج ( فارس)  تجدید نظر اساسی  کند.

تنها در مورد خاشقچی  نیست که محمد بن سلمان رفتاری  ناپذیرفتنی از خود عرضه داشته است. او از مسئولان جنگ و فاجعه یمن و محاصره تا کنون ناموفق اقتصادی قطر نیز هست.  

خاشقچی روزنامه نگار عربستانی دیگر زنده نیست. ریاض پس از آن که بیش از دو هفته بر دروغی بیشرمانه پای فشرد، بالاخره به کشتن قاشقی اعتراف کرد. در آغاز که اتهام قتل را » بی اساس» خواند، و حالا دربار سلطنتی عربستان  سخن از مرگی می گوید که تعمدی نبوده و در حین زد و خورد با مشت  پیش آمده است.

البته این ادعا هم در بهترین حالت بیانگر نیمی از حقیقت است. ریاض برای فقط یک بازجوئی  ساده نیازی به اعزام  یک  تیم کماندوی 15 نفره با دو هواپیما به استانبول نداشته است. این گروه جسد خاشقچی را با ارۀ تکه تکه کرده اند، سند آن هم صدای ضبط شدۀ اره است.

این که قصد کشتن در میان نبوده قابل تردید است. حتی تجسم این که میان خاشقچی 59 ساله و  عوامل اطلاعاتی زورمند ریاض مشت زنی در گرفته، نامعقول است. ولی از این باور ناپذیرتر آنست که گویا محمد بن سلمان، ولیعهد،  در تمام این رویداد ها هیچ مسئولیتی نداشته است.

چند تن از افراد کماندوی 15 نفره از اطرافیان بسیار نزدیک او بوده اند. احمد اسیری، ژنرال اطلاعاتی، که حالا برکنار  شده  و همچنین سعود الکهتانی مشاور رسانه ای ولیعهد، از  معتمدان نزدیک او بوده اند.

این که آنها در نظام مستبد و گوش بفرمانی چون نظام عربستان،  بدون دستور ولیعهد مقتدر، سرخود، دست به چنین عمل پر مخاطره ای در استانبول  زده باشند، اصلا قابل تصور نیست.

حتی اگر قرار باشد که ولیعهد تحت تعقیب قانونی نیز قرار نگیرد او از لحاظ سیاسی دیگر قابل پذیرش نیست. درست است که غرب به قطرات سِرُم نفت عربستان و فروش اسلحه به آن کشور وابسته است ولی عربستان هم برای جنگ سرد خود علیه ایران و دعوی سرکردگی در جهان سنی عربی به پشتیبانی غرب وابسته است.

اخیرا در لندن، در  داونینگ استریت،- درکاخ سفید در واشنگتن و یا در سیلیکون والی  با  گستردن فرش قرمز از  شاهزاده سلمان استقبال صورت گرفت. مقامات برجسته سیاسی و نوابغ کار آفرینی چون بیل گیتس برای عکس گرفتن در کنار شاهزاده بلند پرواز سعودی ایستادند. ولی از این پس تکرار چنین صحنه هائی امکان پذیر نخواهد بود. بعید بنظر می رسد که  سلمان بتواند برای پروژه کلان خود، ایجاد شهر نئوم، کسی را پیدا کند که حاضر به سرمایه گذاری در پروژه او باشد.

تنها در مورد خاشقچی  نیست که محمد بن سلمان رفتاری  ناپذیرفتنی از خود عرضه داشته است. او از مسئولان جنگ و فاجعه یمن و محاصره تا کنون ناموفق اقتصادی قطر نیز هست.

سخت دشوار می نماید که ملک سلمان حاضر شود پسر محبوب خود را کنار بگذارد. فعلا که اینطور بنظر نمی رسد. سلمان روز شنبه ولیعهد را موظف ساخت که مدیریت سازمان اطلاعات عربستان را عوض کند.

خطربزرگی خانواده سلمان را تهدید می کند. اگر این خانواده بازنده گردد ، بیم آن می رود که گرفتار انتقام گیری شود. شاهزاده سلمان در مدت کوتاه ولیعهدی خود دشمنان فراوانی برای خود آفرید، بویژه پس از دستگیری نزدیک به 200  تن از افراد با نفوذ در هتل ریتس کارلتون که یک سال پیش رخ داد.

درحال حاضر در ریاض نبردی سخت در جریان است، نبرد بر سر کسب قدرت. صرفنظر از این که برنده  این  نبرد قدرت چه کسی خواهد بود، غرب باید در سیاست خود نسبت به دو قدرت سنگین وزن سنی در منطقه خلیج (فارس) تجدید نظر اساسی کند.

قتل جمال خاشقچی پیامد های بزرگتری دارد. صحبت بر سر ارزیابی از اخوان المسلمین است، که گرچه یک برنامه  اجرائی اسلامی دارد ولی حاضر است این برنامه را با شیوه دموکراتیک دنبال کند.

خانواده های سلطنتی در ریاض و ابوظبی و همچنین حکومت دیکتاتوری مصر این جنبش را برای قدرت خود خطرناک می بینند. از این رو مهر تروریستی بر پیشانی  اخوان المسلمین زده اند، هرچند که شعبات آن در کویت، اردن، تونس، یا مراکش در مجالس آن کشورها نماینده دارند و در برخی از آنها  در دولت و اداره کشور نیز سهیم هستند.

از زمان شورش های بهار عربی در بهار 2010 ریاض و  امارات عربی با شدت خاصی با اخوان المسلمین روبرو می شوند.

طبق پژوهش دقیقی که «بوزفید رشرش» کرده، آنها حتی  به سربازان مزدور امریکائی  ماموریت داده اند که رهبران برجسته اخوان المسلمین را بقتل برسانند.

پیام های ترغیب کننده ای که پرزیدنت دونالد ترامپ پس از آغاز بکار برای محمدبن سلمان، ولیعهد عربستان و همتای اماراتی او محمد بن زاید بن سلطان آل نهیان فرستاد، سبب شد تا آنها  در رفتار خود علیه اخوان المسلمین  و هرکس که در هاله آنها قراردارد تشویق شوند.

از این رو شگفت انگیز نیست که اینک  هواداران راستگرای ترامپ می کوشند تا با تاکید بر مناسبات خاشقچی با اخوان المسلمین او را  مردی مشکوک جلوه دهند. آنها با این رفتار خود را تبدیل به دستیاران رژیم های استبدادی ریاض و ابوظبی می سازند که  حتی   انتقادی ملایم را نیز  توطئه ای تروریستی  وانمود می سازند.

از این رو غرب باید تصریح کند که : حتی اگر خاشقچی تمایلی  به اخوان المسلمین داشته نیز حق آزادی اندیشه و کرامت انسانی او خدشه ناپذیر بوده است.

 

https://www.nzz.ch/meinung/saudiarabien-braucht-einen-neuen-kronprinzen-ld.1429784

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

شاهزاده جاه طلب عربستان ذوالفقار اسرائیل می شود؟

شاهزاده جاه طلب عربستان

ذوالفقار اسرائیل می شود؟

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون4،215،150

 

مقاله

1070

 شاهزاده خالد بن فرحان السعود از مردم عربستان خواست تا علیه  فرمان خانواده سلطنتی مقاوت کنند.  قتل احتمالی خاشقچی، روزنامه نگار عربستانی در استانبول سبب اعتراض  او علیه خانواده سلطنتی شده است….

محافل رسمی ترکیه مطمئن هستند که روزنامه نگار ربوده شده عربستان سعودی، جمال خاشقچی، بقتل رسیده است. یک دوست جمال خاشقچی معتقد است که او را قطعه قطعه کرده اند. خاشقچی هفته گذشته به کنسولگری عربستان سعودی در استانبول رفت. او قصد داشت برای ازدواج خود مدارک ضروری را تهیه کند، اما نامزد او که در بیرون از کنسولگری در انتظار او بود، دیگر هرگز او را ندید.

خاشقچی فعالیت عربستان سعودی را در یمن مورد انتقاد قرار داده و به امریکا رفته بود تا  اسیر عواقب اعتراض خود نشود. ناپدید شدن روزنامه نگار مذکور سبب اعتراضات فزاینده علیه خانواده سلطنتی عربستان شده است.

شاهزاده خالد بن فرحان که در تبعید بسر می برد روز دوشنبه از  طریق تویتر از هموطنان خود خواسته تا در برابر رهبری عربستان سعودی به مقاومت برخیزند:

«اگر قتل خاشقچی به اثبات برسد من از تمام اقشار و طبقات عربستان سعودی دعوت می کنم که دست در دست هم، از طریق توسل به اقدامات قانونی ، از  رژیم حاکم سرپیچی کنند و آن را تغییر دهند».

بن فرحان رئیس دولت جدید را نیز مطرح ساخته : او پیشنهاد کرده که بجای ولیعهد کنونی، برادر جوان تر  سلطان سلمان، که در حال حاضر در انگلستان در تبعید بسر می برد، در راس دولت جدید قرار گیرد.

این خویشاوند دور خانواده سلطنتی عربستان از سال 2013 دور از وطن خود بسر می برد. آلمان طی دو ماه به او پناهندگی سیاسی داد.  او در مصاحبه ای با میدل ایست مونیتور، عربستان را به  آتشفشانی تشبیه کرد که ممکن است  هر آن  منفجر گردد. ولی اگر میهن او دچار هرج و مرج گردد، عواقب جهانی وخیمی در پی خواهد داشت، زیرا در آن صورت عربستان سعودی مشوق تروریسم بین المللی خواهد شد.

فرحان در یک بیانیه رسمی تصریح کرد که  وفاداری خود را به خانوده سلطنتی ملغی اعلام می کند. اواعلام کرده که شخصا از خانواده سلطنتی که زمام قدرت در کشور  را در دست  دارد، تجارب تلخی دارد. او گفته که خود شاهد سرکوب های گسترده بوده است. از این رو از تمام جنبش های اصلاحاتی که به سود مردم باشد حمایت می کنم.

بن فرحان می گوید طبق اطلاعاتی که او از محافل خانوادگی سلطنتی بدست آورده شرط حفظ قدرت  ولیعهد » تسلیم بی قید و شرط» او  به ایالات متحده امریکا و اسرائیل است. ولیعهد عربستان فقط در صورتی می تواند پیش از درگذشت پدر جای او را بگیرد که  به دیگر شرائط  نیز جامه عمل بپوشاند. آن شرائط عبارتند از:

انتقال کلیه ساکنان نوار غزه به شمال سینا در مصر، بعنوان وطن ثانوی آنان، در این صورت عربستان سعودی و امارات متحده عربی پرداخت  کلیه هزینه های لازم را تقبل می کنند  و حماس و کلیه پشتیبانان آن را از سر بازخواهند کرد. برای کمک به اسرائیل و ممکن ساختن حمل و نقل دریائی بین المللی به ایلات ، خلیج عقبه بعنوان راه آبی بین المللی اعلام خواهد شد .

https://www.duden.de/suchen/dudenonline/rudiment%C3%A4r

 

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

 

 

سخنان تحریک آمیز ترامپ خطاب به حاکمان عربستان

سخنان تحریک آمیز ترامپ

خطاب به حاکمان عربستان

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون 4،210،779

مقاله

1069

« نظام سلطنتی عربستان طی دو هفته سقوط می کرد اگر از حمایت نظامی امریکا محروم می بود، ازحمایتی که   طی دهه های گذشته  پیوسته از آن برخوردارد بوده است.»

این ها سخنان دونالد ترامپ  در هفته جاری بود.

رئیس جمهور امریکا طی تظاهراتی که در هفته جاری صورت گرفت به دولت عربستان سعودی هشدار داد که  اگر امریکا از عربستان پشتیبانی نکند ، حتی دوهفته هم برپا نخواهد ماند.

ترامپ در ساوتاون، واقع در می سی سی پی، گفت ما از عربستان سعودی حمایت می کنیم» من  سلطان را ، سلطان سلمان را دوست دارم، ولی من گفتم :» سلطان ما از تو حمایت می کنیم،  بدون کمک ما  شاید دو هفته هم دوام نمی آوردی».

بنا بر این سعودی ها باید  هزینه این حمایت نظامی را بپردازند. امریکا در عربستان پایگاه نظامی ندارد، ولی   درقطر کشور همسایه عربستان یک پایگاه نظامی بزرگ دارد . پایگاه هوائی العدید واقع در جنوب غربی دوحه.

بحرین که در نزدیکی ریاض قرار دارد پایگاه ناوگان پنجم امریکاست، و کویت همسایه عربستان نیز محل استقرار نیروی های نظامی امریکاست. افزون بر همه این ها عربستان می تواند به حمایت نیروی نظامی امریکا در منطقه تکیه کند، مثلا در امارات متحده عربی، عراق، اردن و عمان.

رئیس جمهور امریکا و سلطان سلمان روز شنبه  در گفتگوئی تلفنی  در باره ذخائر نفتی سخن گفتند. سخنان ترامپ که بگونه ای نامتعارف سخت بودند بیانگر سرخوردگی امریکا از رفتار عربستان است  که  حاضر نشد  روزی دو میلیون بشکه بر تولید نفت خود بیفزاید.

پرزیدنت ترامپ اوپک را نیز مورد انتقاد قرار داد که بهای نفت را  افزایش  می دهد. ولی پرزیدنت پوتین رئیس جمهور روسیه نیز روز چهارشنبه ، در مجمع هفته انرژی  روسیه ، یاد آور شد که  منشاء افزایش جهانی قیمت  نفت را در کجا باید جست.

پوتین گفت ما (پوتین و ترامپ) در هلسینکی   دیدار بسیار خوبی داشتیم . ولی اگر ما در باره نفت صحبت می کردیم  به او می گفتم ، دونالد ، اگر می خواهی  بدانی  مقصر بالا بردن قیمت نفت کیست باید آئینه ای در دست بگیری تا او را ببینی.

اولین بار که قیمت نفت  به بشکه ای 85 دلار افزایش یافت در سال 2014 بود، که دلائل سیاسی داشت. مثلا تحریم ها علیه ایران  بر انتظارات بازار تاثیر گذاشت، و همچنین تولید نفت  در افریقای شمالی بدلائل سیاسی، مانند جنگ های داخلی،  رو به  کاهش است.

ببینید چه بر سر لیبی آمد، کشور متلاشی شد، این حاصل یک  سیاست فاقد  مسئولیت است» این ها سخنان پوتین بود.

رئیس جمهور روسیه  دلیل کاهش تولید در ونزوئلا را نیز سیاسی دانست، که ناشی از فاکتورهای سیاست داخلی  و تحمیل  محدودیت ها بر آن کشور است.

پوتین در دنبال سخنان خود گفت  بخشی از تحلیل ترامپ در مورد بهای نفت درست است، کار آفرینان روسیه  با بهای  65 تا 75 دلار برای هر بشکه نفت هم راضی بودند، روسیه می تواند در صورت لزوم 300 هزار بشکه بر تولید روزانه  خود بیفزاید. روسیه در ماه سپتامبر  تولید خود را به 11،36 میلیون بشکه در روز ارتقاء داد که  رکورد تازه ای  در تاریخ مدرن تولید نفت در روسیه بود.

 

https://deutsch.rt.com/international/77173-trump-droht-saudis-ohne-unsere-unterstuetzung-maximal-zwei-wochen/