بایگانی‌های ماهانه: ژوئن 2011

بوی الرحمان » یورو » در خانه اتحادیه اروپا پیچیده

گزارش اشپیگل 25 از پایان عمر «یورو»– ترجمه رضانافعی

بوی الرحمان «یورو»

در خانه اتحادیه اروپا پیچیده

از چهارده ماه پیش سیاستگران کشورهای اتحادیه اروپا  پشت سر هم بسته های نجات تهیه می کنند. سران با هم ملاقات های مکرر و شتابزده دارند و با هم سازش هائی می کنند که نادرستند و کوهی می سازند از مخاطرات، با ابعادی غول آسا.

با این کار ها تاکنون  تشخیص درست را به عقب انداخته اند و نمی گویند که : این طور نمی تواند ادامه یابد. یوروی امروز دیگر آن یوروی  نخستین نیست  که قرار بود باشد، آن یورو دیگر وجود ندارد، اتحادیه مالی اروپا دیگر عمل نمی کند. ما نیاز به نقشه دوم داریم.

مقامات مسئول با شرکت در جلسات مدیریت بحران وقت تلف می کنند. دلداری می دهند و وضع را بی خطر جلوه می دهند. می گویند فقط چند کشور اروپائی بدهکاری دارند ولی این بحران یورو نیست. نشان آن هم این که پول اروپائی  در خارج و از جمله در قیاس با دلار با ثبات است.

بدهی یونان، بدون یورو، مسئله ای جدا  بود که یونان را در موقعیت دشواری قرار می دهد ولی این وضع برای اروپا مسئله ساده ای است که به آسانی از عهده حل آن بر می آید. مشکل اینجاست که چون پای یورو در میان است بدهی آتن مسئله همه اعضاء اتحادیه اروپاست ــ  یعنی خطری محسوب می شود برای پول مشترک همه آنها.

اگراین کشور ها یونان را به خود رها می کردند، احتمالا بحران بگونه ای مهار گسیخته از یک کشور ضعیف به کشور دیگر سرایت  می کرد. سرمایه گذاران  می بایستی نگران می شدند که اروپا احتمالا  از پرتغال و ایرلند هم حمایت نخواهد کرد. و می گفتند پس بهتر است اوراق قرضه ای که خریده ایم از سر باز کنیم. در نتیجه قیمت این اوراق سقوط می کرد و اگر این کشور ها می خواستند اوراق قرضه خود را بفروشند چون ریسک آنها بالا بود. باید بهره بیشتری بپردازند و با این پرداخت  مشکلات مالیشان بیشتر هم می شد. شاید هم اصلا کسی حاضر به خرید اوراق آنها نمی شد و آنوقت ورشکستگی  آنها قطعی بود.

اما اگر کار به همین منوال که تاکنون بوده ادامه یابد اتحادیه پولی تبدیل می شود به اتحادیه ای برای پرداخت های بی بازگشت ـ یعنی کار بجائی می رسد که   طراحان پول واحد یورو به هیچ وجه خواستار آن نبوده اند.

بحرانی از این نوع را پایه گذاران یورو در نظر نگرفته بودند و در نظامنامه اتحادیه پولی اروپا پیش بینی نشده است. یورو  کشورهای ضعیف و قوی را چنان به یکدیگر جوش می دهد که در مرگ و زندگی از هم جدائی ناپذیرند. نه در خروجی احتیاط وجود دارد و نه قاعده و قانونی  که در وقت ضرورت مورد استفاده قرار گیرد. فقط امید به آنست که در نهایت همه چیز به خیر خواهد گذشت. از این رو بحران  یورو در برخی از کشورهای عضو بحران همه کشورهای عضو است. بحران اروپا، دولت ها و بنیاد های آنست و به همین دلیل این بحران ناگهانی بحرانی نا منتظر  نبود  و انتظارش می رفت،در عین حال، این بحران ، بحران پروژه اروپا هم هست، یعنی هم  بحران آینده آن و بحران حفظ همبستگی آن.

حالا مشکل بزرگ برای مدیریت مشترک بحران مشروعیت دموکراتیک آنست که ناقص است. گذشت آن دوران بحث های ظریف و دقیق در بارۀ این که آیا مردم اروپا بطور عادلانه و نسبی در پارلمان اروپا سهیم هستند یا نه  و این که آیا در تصمیماتی که شورای اروپا و کمسیون ها می گیرند این تناسب رعایت می شود یا نمی شود. وقتی که مثل حالا قرار است تصمیمات مهمی گرفته شود، تصمیم گیرندگان دیگر ارگانهای اتحادیه اروپا نیستند که از  مشروعیتی نسبی برخوردارند، بلکه سران چند کشور در نشست های کم و بیش مخفی خود تصمیم می گیرند.

طیقدم زدن های بی سر و صدای صدراعظم مرکل و رئیس جمهور فرانسه، در ارگانهای محرمانه بانک های مرکزی: در آنجاهاست که سیاست شکل می گیرد، نمایندگان پارلمانها، در بهترین حالت، بعدا  می توانند با تصمیمات اتخاذ شده موافقت کنند، هر چند که تقریبا هیچ کدام از آنها از آن سر در نمی آورند.

تصمیمات میلیاردی که برای همبستگی  از سوی بزرگان گرفته می شود فقط  به هستی مردم کشورهای  زیر فشار مربوط نمی شود، بلکه آنها باید نگران امنیت اجتماعی، مشاغل و ثروت خود نیز باشند.

تصمیمات سیاستگران اروپائی برای شهروندان کشورهائی ـ چون آلمان  ـ که در بخش آفتابی اتحادیه بسر می برند نیز هراس انگیزند: آنها هم نگران هستند که کشورشان  تا آینده ای بسیار بسیار دور که پایان آن معلوم نیست مقروض بماند….

بحران بدهی اروپائی تاکنون دو دولت را در ایرلند و پرتغال از گردونه خارج کرده است و احتمال آن هست که دولت های اسپانیا و یونان هم بزودی به آنها بپیوندند و برای دولت  آلمان  نیز عرصه تنگ می شود: بعید نیست که  صدر اعظم مرکل نیز در رای گیری پارلمانی در باره اقدامات نجاتی اکثریت را از دست بدهد .

شکافی اروپا را از هم جدا می کند. در یک سوی آن کشورهائی هستند که دائم به پول نیاز دارند و در سوی دیگر آنها که باید پول ها را بپردازند. یونانی ها با احساس  تلخکامی از  آلمانها در خشمند و آلمانها  از یونانی ها،اسپانیائی ها و ایتالیائی ها خشمناکند، بیم آن می رود که پروژه سیاسی وحدت اروپا به دعوای اقتصادی خلق ها ختم شود.

در کشور های وامدار مقاومت در برابر برنامه های  نو به نو ریاضت اقتصادی رشد می کند و در کشورهای وام دهنده ناخرسندی از  کمک های میلیاردی تازه به تازه. «مردم خشمناک» در مادرید و آتن  خیابان ها را به تصرف خود در می آورند و » فنلاندی های اصیل» پارلمان فنلاند را. 60 در صد آلمانها مخالف دادان یک بسته کمکی دیگر به یونانی ها هستند، یونانی ها هم،  دست کم  در همین حد و شاید هم بیشتر مخالف  فشار دولت یونان بر خود هستند و حاضر به  تحمیل  صرفه  جوئی های بیشتر نیستند.

هزاران یونانی با دست زدن به یک اعتصاب عمومی  در روز چهارشنبه گذشته کوشیدند با بستن راه ورود نمایندگان به مجلس، مانع  تصویب قرار داد مربوطه گردند. اتومبیل پاپاندرئو زیر رگبار پرتقال هائی قرار گرفت که مردم معترض بسوی آن پرتاب می کردند، در جاهای دیگر سنگ پرتاب می کردند. پلیس با به کار بردن گاز اشک آور نمایندگان را از تعرض مردم حفظ کرد.

پاپاندرئو می خواهد تا پایان ماه جاری مقدمات گرفتن  یک وام 6،5 میلیاردی دیگر  برای سال 2011 را فراهم آورد. مردم معترض در برابر پارلمان نمی خواستند این تصمیم را بپذیرند و فریاد می زندند: «دزد ها، خائنین، پول ما کجاست؟».

مردم یونان، ایرلند و اسپانیا تا کی حاضرند تن به  ریاضت بدهند؟ و رای دهندگان در کشورهای وام دهنده تا کی حاضر به تحمل ریسک های دائما فزاینده دولت های خود برای نجات یورو خواهند بود؟

فنلاند  کشوری است که اتحادیه اروپا  بعنوان نمونه یک کشور موفق  در اتحادیه به  آن می بالید، ولی  پس از انتخابات ماه آوریل که حزب راستگرا و مردم فریب (پوپولیست) » فنلاندی های اصیل » تقریبا  بیست درصد رای آورد، دستگاه سیاسی در بروکسل دچار وحشت شد. در سراسر اتحادیه اروپا باد در بادبان بدبینان است. حتی در کشورهای بنیادگذار اتحادیه مانند فرانسه و آلمان جو ضد اروپائی رو به رشد است.

یورو که قرار بود ضامن وحدت همیشگی اروپا گردد تبدیل به بزرگترین خطر برای آینده این قاره شده است. فروپاشیدن اتحادیه مالی اروپا را دهها  سال به عقب خواهد انداخت، شاید هم  بعد از این ضربه دیگر هرگز نتواند قد راست کند. با پیدایش قدرت های اقتصادی آسیا موقعیت اروپا خواه نا خواه در خطر قرار گرفته است. یک اروپای نیمه کاره چطور باید از عهده این رقابت بر آید؟

با توجه به این نکات سیاستگران اروپائی می خواهند به هر قیمت  که هست  از یورو دفاع کنند و به همین دلیل پشت سر هم با بسته های کمکی موافقت می کنند. آنها می خواهند وقت بخرند. امیدوارند بازار ها آرام شوند و اصلاحات به نتیجه برسند.

اقتصاد از آنها پشتیبانی می کند. مدیران برجسته سازمان های مهم اقتصادی مانند تیسن کروپ، زیمنس، دایملر بنز، با کارزار بزرگ تبلیعاتی  و دادن آگهی های مکرر در رسانه ها اعلام می کنند که  «یورو ضروری است» و مشترکا می نویسند باید به کشورهای عضو اتحادیه که گرفتاری مالی دارند کمک شود، حفظ پول مشترک » کاملا ارزش  این اقدامات را دارد».

ولی دلائل بحران یورو عمیق تر از این هاست. ساختار اتحادیه مالی مناسب روزهای آفتابی است.  فراوان بودند اقتصاد دان هائی که از همان آغاز این را گفتند. یکی از کسانی که گفت یورو از نخستین بحران بزرگی که با آن روبرو شود جان سالم به در نخواهد برد، دانشمند آمریکائی در عرصه اقتصاد، میلتون فریدمان، بود. او بعدا، در سال 2002 گفته پیشین خود را تکمیل کرد و گفت » سرزمین یورو 5 تا 15 سال دیگر از هم خواهد پاشید».

 بحران ناگهان پدید آمد، بحرانی که انتظارش می رفت. کسی گوش به هشدار ها نداد، هشدار ها اسباب زحمت بودند. یورو در درجه اول  یک پروژه سیاسی بود. خواستاران آن  و پیشاپیش همه هلموت کهل( صدر اعظم اسبق آلمان) و  پرزیدنت میتران ( رئیس جمهور متوفای فرانسه) می خواستند دو کشور اصلی قاره را  برای همیشه به یکدیگر وابسته سازند و آلمان را که بعد از وحدت، در چشم همسایگان خطرناک جلوه می کرد در اتحادیه اروپا چهار میخه کنند.

سیاستگران امیدوار بودند از طریق پول واحد مسئله اساسی ساختار اروپا خود بخود حل شود، یعنی رشد اقتصادی کشورهای عضو اتحادیه خود بخود با هم برابر شود.

این امیدی بود فریبا و نابجا. تنها  چیزی که در همه کشورها برابر شد  ربح پول بود، چون بانک مرکزی برای تمام کشورهای عضو، چه قوی و چه ضعیف، یک ربح واحد تعیین کرد. در نتیجه پول فراوانی بسوی اسپانیا و ایرلند سرازیر شد که حاصل آن پیدایش  یک بادکنک بساز  بفروشی بود و یونانی ها و اسپانیائی ها هم بی محابا دست  به بریز و بپاش زدند.  وارداتشان بیش از صادراتشان شد و برای آن که بتوانند مخارج مصرف خود را تامین کنند وام گرفتند.

تا پیدایش بحران مالی این جریان ادامه یافت. ناگهان پول کم شد. بادکنک های ایرلند و اسپانیا ترکیدند، اقتصاد در منطقه یورو فروریخت، یونانی ها اعتراف کردند که بدهی آنها بسیار بیشتر از آن بوده که اعلام کرده بودند و در واقع از همان آغاز اجازه ورود به اتحادیه پولی را نداشته اند.

از آن زمان اتحادیه پولی  باشکست روبر شده است: اقتصاد اروپا نه تنها  رشد موزون نکرد بلکه فاصله ها بیشتر هم شد. بخت این که یورو بتواند در شکل کنونی به حیات خود ادامه دهد، امروز کمتر از هر زمان دیگر است. سیاست نمی تواند همیشه قوانین اقتصادی را نادیده بگیرد و مجازات نشود.

اگر هنوز هم  پول ملی وجود  می داشت کشورهائی چون یونان و پرتغال یک راه حل آزمون شده  برای مقابله با ناتوانی در رقابت در دست داشتند. آنها فقط می بایستی ارزش دراخمه یا اسکودوی خود را پائین بیاورند، آنوقت قانون عرضه و تقاضا سبب می شد که مسیر حرکت کالا تغییر کند.

تولیدات یونان یا پرتغال ارزانتر می شدند  و در نتیجه در بازار خارجی راحت تر بفروش می رفتند.  در عین حال  چون ارزش پول آتن و لیسبون کم شده بود شهروندان نمی توانستند اجناس وارداتی بخرند. نتیجه سلامت بخش آن این بود که صادرات توسعه می یافت و ارز وارد کشور می شد و آنها می توانستند قرض های خود را بپردازند.

ولی در یک اتحادیه پولی قیمت پول یکسان است و یک کشور نمی تواند آن را  به میل خود پائین و بالا برد. در اینجا کشورهای عضو باید قدرت رقابت خود را  از راههای دیگر بدست آورند : از طریق ریاضت اقتصادی، کم کردن دستمزد ها و قیمت ها.  در سیستم اتحادیه پولی دولت ها عامل اجرا و تحمیل ریاضت اقتصادی هستند، کاری که در سیستم ملی بوسیله نوسان قیمت ها صورت می گرفت. در نهایت کشوری که با کمبود روبروست فقط سه راه دارد:

با اعلام ورشکستگی و پرداخت بخشی از بدهی ، از نو شروع کند. از اتحادیه ملی خارج شود و دوباره پول ملی خود را بکار اندازد؛ یا کاری کند که کشورهای بستانکار به آن اعتبار های تازه بدهند و مخارج آن کشور را پیوسته تامین کنند.

 بیش از یکسال است که دولت ها مشغول آزمودن راه چهارمی هستند :  سرهم بندی کردن.

در این مدت دولت ها اطمینان می دهند که این راه بی بدیل است. و در نهایت خرجی روی دست  مردم مالیات دهنده نمی گذارد، چون کشورهای مسئله دار وامی را که می گیرند با بهره  و بهره بربهره پس می دهند و این برای   کشور وام دهنده  معامله سود آوری هم هست.

اما در واقع دولت ها و کسانی که موظف به حفظ ارزش پول هستند، برغم ادعاهائی که می کنند، پیوسته اقدامات نجات دهنده خود را گسترش داده اند و خطرات عظمیمی را روی هم انباشته اند. خطراتی که  می توانند بار سنگینی بر دوش نسل های بعدی بگذارد. اینها  هم قراردادهای اروپائی را نقض کرده اند و هم قوانین سفت و سخت بانک مرکزی اروپا را زیر پا گذاشته اند.

تا اینجا داستان یورو، داستانی موفقیت آمیز  نیست. بلکه داستان اشتباهات  وقول های شکسته شده است…..

همه گونه ادعا پشت دروازه های بسته سوریه

 

 

همه گونه ادعا

پشت دروازه های بسته سوریه

یونگه ولت ـ گزینش و ترجمه رضا نافعی

 

هالیوود می خواهد نشان بدهد که می تواند مشکلات جهانی را حل کند. «آنجلینا جولی» هنرپیشه آمریکائی، با همین هدف روز جمعه وارد ترکیه شد،  تا از اردوگاه پناهجویان در مرز سوریه بازدید کند. آنگونه که رسانه ها گزارش می دهند، نزدیک به 10 هزار نفر از مردم، از ترس جنگ در میهنشان، به آنجا پناه آورده اند. ولی معلوم است پناهجویان آنقدر مسئله دارند که به فکر عکس گرفتن با آنجلینا جولی نیستند. خبرگزاری فرانسه گزارش داد که چند نفر از ساکنان اردوگاه اعتصاب غذا کرده اند، تا با این کار به دولت ترکیه اعتراض کنند که آنها را محاصره کرده و امکان تماس با آنها را با خارج قطع کرده است.

خبرهای رسیده از خود سوریه حکایت از زد و خورد میان تظاهر کنندگان و نیروهای انتظامی دارد. این خبر را خبرگزاری فرانسه از قول «رامی عبد الرحمان» نقل می کند که دز لندن اقامت دارد و رئیس سازمان نظارت بر حقوق بشر در سوریه است. طبق اظهارات او، نیروهای انتظامی سوریه، پس از مراسم نماز جمعه در «بنیاس» به تظاهر کنندگان تیراندازی کرده و در نتیجه چند نفر، که تعدادشان مشخص نیست کشته شده اند. در دیگر شهرها نیز مردم باز برای اعتراض به رهبری پرزیدنت اسد به خیابان ها آمده اند. ولی دولت سوریه کماکان حمله به تظاهرات آرام را تکذیب می کند و سخن از» گروههای  ترور و مسلح » می گوید که نیروهای انتظامی با آنها مقابله می کنند.

روزنامه نگاران ترک که روز پنجشنبه از شهر مرزی «جسر الشغور» بازدید کردند دیدند که اوضاع آن شهر با آنچه گروههای سوریائی مخالف دولت و رسانه های خارجی گزارش می دهند بکلی متفاوت است.  خبرگزاری اسپانیا EFE از قول یک خبرنگار تلویزیون ترکیه گزارش داد : «آنچه ما در «جسر الشغور» دیدیم  با بیشتر داستانهائی که شنیده ایم در تضاد است». در واقع این شهر سه روز در اشغال شورشیان مسلحی بود که 72  سرباز را تکه تکه کردند. با زنان و بچه ها رفتار ناشایست داشته اند، کلیه ساختمان های عمومی مانند اداره پست، بیمارستانها و ادارات دولتی را ویران کرده اند. خبرگزاری EFE » از قول خبرنگاران خبرگزاری نیمه رسمی ترکیه  آنادولو می نویسد: «برای ما نامنتظر بود که می دیدیم  چگونه هزاران نفر از مردم از سربازان استقبال می کنند»

آنچه کمونیست های سوریه در این زد و خورد ها می بینند در درجه اول » دخالت امپریالیستی فرانسه وآمریکا، صهیونیسم و رژیم های واپسگرای عرب، علیه دمشق است. بنا به گزارش رادیو «صدای مردم» که نزدیک به حزب کمونیست است، تظاهر کنندگان، از جمله هواداران حزب کمونیست، در روزهای گذشته علیه دخالت های خارجی  دست به تظاهرات زده و بویژه فرانسه را مورد حمله قرار داده اند که می خواهد سوریه را دوباره به وضع قبل از 1946 در آورد و آنرا مستعمره خود سازد.  کمونیست ها اظهارات واشنگتن را تاییدی بر نظر و تحلیل خود می دانند. خانم ویکتوریا نولاندريا، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، روز پنجشنبه (بوقت محلی) تایید کرد که سفارت آمریکا در سوریه و نیز دیگر نمایندگی های آمریکا در سوریه و خارج از آن  با شورشیان در تماس هستند. او اضافه کرد که بشار الاسد می توانست میان اصلاحات و یا پایان حکومت خود یکی را انتخاب کند و «او تصمیم خود را گرفت». اتحادیه اروپا نیز قصد دارد با  گسترش تحریم ها بر فشار خود بر دمشق بیافزاید.

 http://www.jungewelt.de/2011/06-18/013.php

       

 

 

جنبش » خشم مردم » سرنوشت یونان را بدست گرفت !

 

جنش «خشم مردم»

سرنوشت یونان را بدست گرفت!

فرایتاگ ـ گزینش و ترجمه رضا نافعی

چه استاد دانشگاه، چه یک بیکار، در میدان «سینتاگما» هر کس حق صحبت دارد. دموکراسی  تا این حد مدت هاست که در هیچ کجای اروپا دیده نمی شود.

هنگامی که «استفان هسل» در نوشتار اعتراضی خود با عنوان  «به خشم آئید» نوشت که خشم از بی عدالتی باید به یک شورش مسالمت آمیز بینجامد، احتمالا انتظار نداشت که جنبش «خشم» در اسپانیا و  در یونان  توصیه او را با شتاب و چنین حیرت انگیز بگوش جان بشنوند و بکار بندند. به خواندن ادامه دهید →

شیوع تب و لرز تحولات درکاخ پادشاه عربستان

شیوع تب و لرز تحولات

در کاخ پادشاه عربستان

اشپیگل شماره 24  گزینش و ترجمه رضا نافعی

انگیزه من برای گزینش و ترجمه این مقاله صرفا انتقال شناختی محدود از برخی جوانب  زندگی اجتماعی ـ سیاسی حاکم بر عربستان است.

شاهزادگان نفت در ریاض ( پایتخت عربستان سعودی) می خواهند با تمام  نیرو جلوی سیر و سیل تاریخ را بگیرند. ثروتمند ترین کشور جهان عرب خواستار آرامش و ثبات در کشورهای همسایه خود است. ولی خود این کشور هم مصون از ناآرامی های منطقه نیست. به خواندن ادامه دهید →

ترکیه قدرتمند و ایران نیازمند

ترکیه قدرتمند و ایران نیازمند

نجات از شر نظامی ها

افتادن به کمین سپاهی ها

دیروز پیام های بسیاری از خواننده این وجیزه اینترنتی دریافت کردم که یا انتقاد داشتند و یا پرسش، درباره عنوانی که برای مقاله اشپیگل انتخاب کرده بودم. «ایران حیاط خلوت شیخ نشین ها- ترکیه «چین اروپا» به همین دلیل فکر کردم این توضیح را بنویسم:

 

عنوان مقاله اشپیگل این است :» سلطان استانبول»

اشپیگل که سیاست بخشی از حاکمیت آلمان و اتحادیه اروپا را بازتاب می دهد، با انتخاب این عنوان، درست در آستانه انتخابات پارلمانی ترکیه، علیرغم اذعان به واقعیات مربوط به پیشرفت های اقتصادی و حتی دمکراسی در ترکیه، نه تنها می خواست بگوید، بلکه در متن مقاله اش نیز با زهر و نیش مار نوشت:

اردوغان دموکرات نیست و مستبد است.علاوه بر این در ترکیه دموکراسی نیست. حقوق بشر رعایت نمی شود، روزنامه نگاران  در زندانند و زنان سنگسار می شوند.

نتیجه : ترکیه صلاحیت ورد به اتحادیه اروپا را ندارد.

اینها ظاهر قضیه است.

واقعیت پنهان در پشت این ارزیابی اشپیگل اینست که ترکیه از نظر اقتصادی قدرتمند شده و دارای وسعت خاک و جمعیت است.

یعنی علاوه بر آنچه هست، دارای امکانات  بالقوه  ای نیز هست  که اگر بیاید به خانه اروپا تناسب کنونی قوا را در اروپا بر هم می زند. و چون  ترکیه عضو ناتو هم هست و با غرب هم همپیمان است، همه شرایط لازم برای  برکشیدن خود تا سطح قرار گرفتن در جمع رهبری اتحادیه اروپا را دارد و این کار نباید صورت گیرد.

چگونه؟

به همان دلائلی که بر شمردیم، حقوق بشر و غیره.

ایرادات حقوق بشری به اشکال گوناگون به بسیاری از دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا – بویژه اعضای جدید که از اروپای شرقی آمده اند- نیز وارد است ولی مانع عضویت آنها نشده است و من فعلا نمی خواهیم به آنها بپردازیم چون از موضوع دور می شویم.

مطالبی که من در وبلاگم منتشر می کنم ترجمه هستند. گزینش من هستند بدون تفسیر. انگیزه من در گزینش نیز ارتباط  مستقیم یا غیر مستقیم  موضوعات با ایران است، که  بزعم من می تواند برای خواننده علاقمند تامل انگیز باشد. یگانه امکان مانور من برای رساندن نظرم انتخاب عنوان است، زیرا در متن ترجمه دخل و تصرف نمی کنم. انتخاب عنوان نیز در عرصه روزنامه نگاری کاریست متداول  و مشروع . انتخاب عنوانی که توجه و کنجکاوی خواننده را جلب کند.

اما بازگردیم به پرسش برخی خوانندگان :

پرسیده اند چرا نوشته ام » ایران حیات خلوت شیخ نشین ها»؟.

این که ترکیه و اروپا چه مناسباتی با هم دارند برای ما ایرانی ها از اهمیت درجه اول بر خوردار نیست. اما این بدان معنا نیست که از خود نپرسیم چرا ترکیه توانست طی ده سال به اینجا برسد و ایران با وجود داشتن منابع عظیم نفت وگاز و میلیارد ها دلار در آمد نفتی طی همین چند سال اخیر، که می گویند بالغ بر 460 میلیارد دلار بوده امروز هشتش در گرو نهش است؟ چرا گوشت و سبزی و میوه و خواروبار تولید ترکیه ای که نفت هم ندارد اروپا را تسخیر کرده و ایران حتی برای چهارپایان جو و یونجه وارد می کند؟ چرا راکتور اتمی ترکیه بی سر و صدا و بدون جنجال سازی دولتش در حال اتمام است و ما هنوز پس از نزدیک به 40 سال در راه اندازی نیروگاه بوشهر عاجز مانده ایم؟ این ها برای شما سئوال نیست؟ میدانم که بسیاری از شما نیز همین سئوال را دارید. من درعنوانی که انتخاب کردم خواستم تامل و تفکر بیشتری را در مقایسه دو کشور ترکیه و ایران دامن بزنم.

امروز شیخ نشین های قطر، ابو ظبی، شارجه، دوبی، و خلاصه همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس که سر جمع آنها باندازه یک استان ایران هم وسعت خاک و جمعیت ندارند از برکت تبدیل شدن به دروازه واردات به ایران آباد شده اند. صدها شرکت عظیم صادراتی دراین شیخ نشین ها فعال اند و در آن دفتر و دستک در برج ها دارند و یا اگر مرکزشان در ایران و تهران است، در این شیخ نشین ها نمایندگی و کیا و بیا دارند. چرا؟

زیرا در طول سال به اعتراف خود آقایان حداقل 64 میلیارد دلار پول نفت هزینه واردات رسمی و زیر 10 میلیارد دلار هم هزینه واردات قاچاق به کشور می شود و همین شیخ نشین ها از کنار این تجارت عظیم تبدیل به قدرت اقتصادی در خلیج فارس شده اند. باز هم تعجب می کنید که ایران تبدیل به حیاط خلوت این کشورها در خلیج فارس شده؟ این فاجعه را به فاجعه تبدیل کشور به جاده ترانزیت مواد مخدر از افغانستان به اقصی نقاط جهان و غرق شدن کشور در نکبت اعتیاد و فحشی و بیکاری کنید.

برخلاف تصور رهبر جمهوری اسلامی، امروز کسی به  نفرات و تجهیزات نظامی و توپ و تانک و مانورهای نظامی اهمیت نمی دهد، زیرا از راه دور (موشک کروز) و بمباران با هواپیماهای بی سرنشین می توانند در عرض چند هفته همه آنها را باد هوا کنند. چنان که در لیبی شاهدیم کردند. بلکه به قدرت اقتصادی است که اهمیت میدهند. یعنی برخلاف دورانی که قدرت از لوله تفنگ بیرون می آمد، امروز قدرت از ذخیره ارزی دولت و سفره پر مردم و گردش چرخ تولید و زمین های بارور از گندم و ذرت و صیفی جات و باغ های آباد مرکبات و میوه و زمین های زیر کشت چای و توتون و پنبه بیرون می آید. به همین چین نگاه کنید که چگونه شکم جمعیت بالای یک و نیم میلیاردی اش را سیر کرده و بازار اروپا و آسیا و از جمله ایران ضربه فنی شده را تسخیر کرده و پنبجه بر گلوی امریکا انداخته است!

ترکیه اگر طی 10 سال اخیر به قدرتی مطرح در اروپا و منطقه تبدیل شده نه بخاطر ارتش و قدرت نظامی اش، بلکه به دلیل قدرت اقتصادی و بیرون کشیدن خود از زیر بار آن بحران اقتصادی است که چند ده سال حکومت ژنرال های ترک بر این کشور تحمیل کرده و خود از قِبَل آن پروار شده بودند. حزب نخست وزیر گرجی تبارش «اردوغان» نیز اگر نبود رضایت و حمایت مردم در انتخابات یکشنبه پیروز نمی شد.

اگر نبود استبداد و خودکامگی و غارت منابع ملی و سقوط تاریخی پول ملی، و اگر نبود چنین سیل عظیم واردات به ایران که از شورت زنانه تا کفن کربلا و مکه و پرده بکارت و پارچه عبا و عمامه را هم شامل شده، و اگر بود قدرت اقتصادی ایران و صادرات تولیدات غیر نفتی اش، شیخ نشین های خلیج فارس امروز محلی از اعراب داشتند؟

من در آن عنوان انتخابی همین را خواستم بگویم.  بی جا گفته ام؟

این ها یک روی سکه است. زوی دیگر آنرا می توان در کامنت قابل تعمق  » پور «خواننده گرامی » آینده ما»  دید.

ترکیه » چین اروپا » می شود ایران حیاط خلوت شیخ نشین ها

گزارش اشپیگل از ترکیه نوین

در آستانه انتخاباتی که دیروز در آن کشور برگزار شد

ترکیه «چین اروپا» می شود

ایران حیاط خلوت شیخ نشین ها

اشپیگل شماره 23 ـ گزینش و ترجمه رضا نافعی

 

انتخابات پارلمانی در ترکیه شب گذشته پایان یافت  حزب عدالت که «اردوغان» رهبری آن را در دست دارد به پیروزی رسید. با توجه به این انتخابات و نتیجه آن، تفسیر اشپیگل شماره 23 که در آستانه این انتخابات انتشار یافت خواندنی است.

«در حالی که اروپا برای تامین آینده خود سخت در تکاپوست، ترکیه اوج گرفت و خود را تبدیل به یک قدرت منطقه ای کرد. اینک اردوغان سومین پیروزی انتخاباتی خود را تدارک می بیند  وقصد دارد قانون اساسی تازه برای ترکیه وضع کند.   به  اروپا   دیگر اعتنائی ندارد.

دست آوردهای اردوغان زیاد است.  او دل و جرئت را از ژنرال ها گرفت، سکولارها را خاکسار کرد، پر وبال سلاطین پنبه و بتون ـ تیکونس را چید، که زمانی کشور را بین خود و ژنرال ها  تقسیم کرده بودند. ترکیه را از یک کشور بحرانی و کودتا زده به یک قدرت منطقه ای تبدیل کرد. اردوغان در لندن و واشنگتن چون عربستان و چین، طرف مذاکره جدی تلقی می شود. حتی اسرائیل که اردوغان با آن شاخ به شاخ شد و بهمین دلیل مورد ستایش اعراب قرار گرفت، نیز با دقت اقدامات او را دنبال می کند. حتی آنها که از او خوششان نمی آید نیزاعتراف می کنند که او به ترکیه اعتماد بنفسی داده که قبل از آن نداشت.

امپراتوری عثمانی کشوری بیمار بود ولی ترکیه امروز سالم و شاداب است. ترکیه پس از 8 سال حکومت اردوغان بسیار ثروتمند و مدرن تر از بیست سال پیش شده است، زمانی که بعنوان کشوری فقیر تقاضای عضویت در اتحادیه اروپا را کرد. امروز رشد اقتصاد ترکیه سه برابر بیشتر از دیگر کشورهای اروپاست.

در عین حال امروز اسلامگرایان مخالفان خود را با همان شدتی تعقیب می کنند که  روزی خود تحت تعقیب بودند، به هنرمندان و مشاهیری که با آنها هم عقیده نباشند آزار می رسانند. موسسات رسانه ای را که  مطبوعاتشان از دولت انتقاد کنند خاموش می سازند و روزنامه نگاران را به اتهامات مضحک به زندان می افکنند.

هنگام آن رسیده که اروپا یک بار دیگر در باره این همسایه ستبر بازو  و بد قلق بیندیشد که با او چه باید بکند: آیا باید او را جدی گرفت و به خود وابسته ساخت؟ یا یکبار دیگر او را بیست سال معطل کرد  ـ یا این که گفت ترکیه در اروپای  مسیحی مغرب زمینی جائی ندارد. اینک وقت سنجش است، زیرا مقدمات اولیه پیشین که   یکی از دشوار ترین و  وقت گیرترین مباحثات چند سال گذشته  را به دنبال خود داشت، امروز  بکلی تغییر کرده است.

غازیانتپ، یکی از مراکز صنعتی  ترکیه تقریبا در هزار کیلومتری جنوب شرقی استانبول قرار دارد. در حاشیه جاده کارخانه ها ردیف شده اند. یکی پس از دیگری. جاده پر است از اتوبوس ها و اتوموبیل های باری که لحظه ای  صدای  آمد و رفتشان قطع نمی شود. کسی که بخواهد صعود ترکیه را به هفدهمین قدرت اقتصادی جهان مشاهده کند، باید به اینجا بیاید. غازیانتپ که در گذشته شهرتش را مدیون کباب بادمجان و پسته اش بود امروز تبدیل به یکی از زنده ترین مراکز اقتصاد  ترکیه  ـ » ببر آناتولی » ـ شده است. تولیدات صنعتی این شهر از سال 2005 تا کنون دوبرابر شده است. صادرات این شهر در سال 2008 ـ 3،9 میلیارد دلار بوده است.

شاهد نجیب اوغلو 63 ساله ، یکی از کسانی است که در ایجاد معجزه صنعتی غازیانتپ  نقش بسزائی داشته است. او رئیس نکسان هولدینگ، سومین  تولید کننده کیسه های نایلونی در اروپاست  که » پیر کاردن » و مبل سازی عظیم » ایکه آ » از جمله مشتریان او هستند. او می گوید:» دولت به ما هیچ کمکی نکرده است. دهها سال  فقط سنگ جلوی پای ما می انداخت».

از سال 2002 که حزب عدالت و پیشرفت اردوغان قدرت را بدست گرفت، وضع عوض شد. یک بحران شدید مالی ترکیه را در سال2001  تا لب پرتگاه سقوط برد. کمال درویش، یکی از مدیران بانک جهانی، که اخیرا صحبت آن بود که جای استراوس کان، رئیس بانک جهانی را بگیرد، یک برنامه عظیم اقتصادی را به راه انداخت که میوه آن نصیب دولت حزب عدالت و پیشرفت شد. رشد اقتصادی ترکیه تا سال 2007  سالی 6 درصد بود، تقریبا هیچ کشوری بخوبی ترکیه بحران مالی سالهای 2008 و 2009 را از سر نگذرانید.

اردوغان، برخلاف پدران معنویش که دنبال » نظام اقتصادی اسلامی» بودند، سرمایه داری و اسلام را با هم در تضاد نمی دید.  نخست وزیر جدید، به تبعیت از علائق اقتصادی مسلمانان طبقه متوسط که مهمترین پشتیبان انتخاباتی حزب عدالت و پیشرفت هستند، اقتصاد کشور را باز و آزاد کرد.

رشد اقتصادی ترکیه در سال گذشته 9 در صد بود. بیکاری 11 درصد، تورم به 6 درصد کاهش یافته، مجموعه بدهی کشور 41 در صد از کل تولید ناخالص ملی است، رقمی که اغلب کشورهای اروپائی آرزوی آن را دارند. در آمد سرانه ملی در ترکیه ، از زمانی که اردوغان زمام  کار را بدست گرفته  سه برابر شده است. روزنامه اکونومیست لندن به ترکیه لقب » چین اروپا » را داده است.

و همانطور که نمونه غازیانتپ نشان می دهد فقط بخش های غربی ترکیه نیستند که از رونق اقتصادی سود می برند. شهر های دنیزلی، قیصری، طرابوزان و سامسون هم هستتد. کسی که دهسال پیش این شهر ها را دیده امروز آنها را باز نمی شناسد:  با اتوبان های شهری، آسمانخراش ها و بندرگاههای نوی که در آنها ساخته شده. قرار است تا پایان سال جاری یک خط قطار سریع السیر دیگر میان اسکی شهیر و قونیه بکار افتد.

در آستانه  سومین پیروزی انتخاباتی اردوغان، تنها نگرانی این است که گرمای بازار سوزان شود:  ترک ها آنقدر مصرف و تولید می کنند که وارداتشان حتی از صادرات فزاینده آنها بیشتر است.    » وال استریت ژورنال » می نویسد » با وجود این عدم توازن قدرت رونق اقتصاد ترکیه با دوام است :» داستان  رشد می تواند ادامه یابد». از نظر اتاق فکر » بروکینز اینستی توشن» در واشنگتن،استانبول پر تحرک ترین شهر اقتصادی جهان است…

گذشت دورانی که فقط سیل کارگران فصلی برای چیدن برگ چای یا  فراریان و پناهجویان کرد از مناطق جنگ زده کردستان راهی استانبول می شدند. امروز اروپائی ها و آمریکائی ها هم استانبول را کشف کرده اند، شهری که هرگز خواب ندارد . مدرن ترین شهر در جهان اسلام است. آنها ها هم آمده اند، یعنی بازگشته اند، ترک های آلمانی، آنها که پدر و مادر  یا پدر بزرگ و مادر بزرگشان برای یافتن کار به آلمان آمده بودند و امروز در ترکیه آنها را به تمسخر » آلمانچی لر» می خوانند، آنها هم در اینجا جنب و جوشی می بینند که نظیرش را در آلمان نمی بینند.

مثلا خانم دکتر اشتگه مان، که پدر و مادرش در آلمان کارگر بودند و خودش امروز «ارتوپد»(متخصص استخوان) و جراح است و با یک آلمانی ازدواج کرده و در باره خودش می گوید :» من آنقدر آلمانی شده ام که آلمانی تر از این نمی توان شد» دوسال پیش با خانواده خود به استانبول آمد. در استانبول با چنان تنوع  و وفور فرهنگی روبرو شد، از گالری های نقاشی گرفته تا نمایشگاه ها و  مساجد و بازارها که تصورش را هم نمی کرد. به او کاری پیشنهاد کردند که پذیرفت و درآمدش امروز بیش از در آمدی است که در آلمان در شهر هانفر داشت.

اشتگه مان یکی از هزاران است.  مدت هاست که تعداد ترک هائی که از آلمان به میهنشان باز می گردند بیشتر از ترک هائی است که به آلمان می آیند:  در سال 2009 تعداد آنها 40 هزار نفر بود. بسیاری از آنها دارای تخصص های بالا هستند وخود را بسیار خوب با موازین جهان گلوبال تطبیق داده اند.. به نظر بسیاری از اروپائی ها ترک ها   قومی بیگانه و پر زاد و ولد هستند.. آیا اینطور است؟ ترکیه، بر خلاف بسیاری از دیگر جوامع اروپائی، از لحاظ جمعیت دارای  یک هرم سالم است نظیر آمریکا یا کانادا: نرخ نوزادا در سالهای اخیر،  به  نسبت هر زن 2،1 بچه تنزل کرده است…اردوغان، نخست وزیر، از ترس آنکه مبادا جمعیت ترکیه از سال 2030 کاهش یابد،  گفت هر زن ترک باید  در آینده سه بچه داشته باشد، ولی زنان ترک اصلا در فکر پذیرفتن این پیشنهاد نیستند.

از لحاظ اقتصادی ترکیه  نیازی هم به آن ندارد. در حال حاضر سن متوسط در  ترکیه 29 سال (در آلمان 43 سال) است. هر سال در حدود 700 هزار نفر از دانشگاه های ترکیه فارغ التصیل می شوند و به بازرا کار روی می آورند. تعداد نوزادان در ترکیه تقریبا باندازه نیاز آن کشور برای رشد مستمر اقتصادی است، نه کم است نه زیاد.

سالهاست که آمریکا و انگلیس و همچنین سیاستمداران آلمانی مانند یوشکا فیشر، گرهارد شرودر، صدر اعظم سابق آلمان و دیگران استدلال می کنند که بهترین اهرم در دست اروپا، برای نفوذ درجهان اسلام، کشوری مدرن چون ترکیه است.

احمد داود اغلو، وزیر خارجه ترکیه، که اهل قونیه است، می گوید در پنج سال گذشته شاید ده بار به شهر زادگاهش، که در آن خانه نیز خریده سفر کرده ولی تعداد سفر هایش به دمشق بسیار بیستر بوده، تخمیننا  60 بار.

داوید اوغلو خواستار تنظیم تازه استراتژی ترکیه است. آنکارا امروز با تقریبا تمام همسایگان خود روابط حسنه دارد. دیپلمات های ترک در سالهای گذشته در باکو در باره کشیدن خط لوله » نابوکو» برای انتقال نفت و گاز به اروپا مذاکره کردند، در تهران در باره برنامه اتمی ایران،  در تریپولی با رژیم متزلزل قدافی. سرمایه داران ترک در شمال عراق فرودگاه می سازند، در مکه مجتمع های بزرک مسکونی، در لیبی دستگاهای تصفیه آب شور دریا. بر این سیاست خارجی و  اقتصادی نام «عثمانی گرائی نو» نهاده اند. این نام در غرب ایجاد هراس می کند. آیا ترک ها می خواهند آن امپراتوری را که 400 سال بر خاور نزدشیک حکمرانی می کرد، دوباره برپاکنند؟

 البته سخن از ترس گفتن مبالغه است، آنچه بیشتر در حال شکل گیری است نوعی کشورهای مشترک المنافع است با کشورهائی هائی که قبلا جزو امپراتوری عثمانی بوده اند. آنچه اهمیت دارد سرمشق شدن ترکیه است برای منطقه ای عقب افتاده به این معنی که : یک کشور اسلامی هم می تواند  دموکرات باشد و برای دست یافتن به رفاه حتما نباید نفت داشت.

نکته دیگری که حائز اهمیت است مناسبات ترکیه است. آنها از بغداد گرفته تا تریپولی با همه صحبت می کنند از جمله با گروه های تند روئی که غرب برای رعایت موقعیت اسرائیل، با آنها صحبت نمی کند ـ با کسانی که شاید روزی مجبور به گفتگو شود مانند : حماس از فلسطین، حزب الله لبنان و رهبر شیعیان عراق مقتدا  الصدر.

پیش بینی نمیشود که ترکها  احتمالا از غرب روی بگردانند. آنکار، با وجود بحران های شدیدی که پیش آمد روابط خود را با اسرائیل قطع نکرد. همچنین بنظر نمی رسد که اردغان از ناتو نیز خارج شود، برغم رفتار بسیار زننده ای که فرانسه  در ارتباط با لیبی با ترکیه  کرد. برعکس در مورد قطعنامه لیبی ترکیه بمراتب از آلمان فعال تر بود….

در سال 2008 استانبول گروهی از مقامات برجسته  پیشین ارتش را که گویا در آغاز حکومت اردوغان نقشه هائی برای سرنگون کردن او کشیده بودند به دادگاه فرخواند. دادگاهی که به  محاکمۀ  «اِرگِنِه کُن» شهرت یافت. گروه توطئه گر مذکور خود  این نام را بر خویش  نهاده است .»ارگنه کن» نام یک منطقه اسطوره ای در آسیای مرکزی است که زادگاه  و میهن نخستین ترک ها محسوب می گردد و اثری سحر آسا برخلق ترک  دارد و خلق را بسوی معنویت  و تعالی روح و روان سوق می دهد ـ اینک، برای نخستین بار، افسران مصون از تعرض، در برابر دادگاه قرار گرفته بودند. (برای اطلاع از ارگنه کن  ایرانی مراجعه کنید به: http://shahbazi.org/  )

ولی هرچه دادگاه بیشتر بطول می انجامید دایره دستگیر شدگان نیز گسترده تر می شد و استادان دانشگاه، کارمندان دولت، وکلای دعاوی و روزنامه نگاران را نیز در بر می گرفت.. تا  امروز 67 روزنامه نگار و دهها استاد دانشگاه  در زندان هستند( ویکی پدیا 300 نفر).

نخست وزیری  که آغاز گر یک تحول تاریخی در کشورش شده بدلیل خود پسندی خویش می تواند برای کشورش اسباب زحمت نیز بشود . بسیاری از منتقدان  او را با پوتین، نخست وزیر روسیه مقایسه می کنند با این تفاوت که او برخلاف ترکیه، تقاضای عضویت در اتحادیه اروپا را نکرده است….

بنا به گزارش روزنامه ها افراد متعصب مذهبی  در مرسین به پای دختران مدارس که پوشیده نبوده اسید پاشیده اند، زنی را در نزدیکی ملاطیه به این اتهام که گویا با مردی دوستی داشته است زنده بگور کرده اند نزدیک به صد مرد به دو خواهر در سی یرت  تجاوز کرده اند.

عمر خشونت نسبت به زنان بدرازای عمر ترکیه است، دولت های پیشین نیز در این مورد پرونده بهتری ندارند، همه در مورد دفاع از مظلومان باشکست مفتضحانه روبرو بوده اند. ولی از سال 2002 تا 2009 تعداد خشونت ها بعبارت دیگر قتل های ناموسی از 66 فقره به 953 مورد افزایش یافته است. کنشگران حقوق بشر می گویند» هر روز در ترکیه یک زن به قتل می رسد».  حزب عدالت و پیشرفت پاسخ می دهد که تفاوت امروز با دیروز این است  که امروز تعداد قتل ها ثبت می شود و به آمار راه می یابد.

خانم بی ناز توپراک، جامعه شناس ترک، این را می پذیرد ولی آن را بگونه ای دیگر توضیح می دهد » فشار برای انجام مراسم مذهبی، نماز خواندن مرتب و روزه گرفتن و  دوری از مشروبات الکلی افزایش یافته است. جامعه محافظه کار تر شده است». جوی ایجاد شده که زنانی که ساکن شهرهای بزرگ نیستند  با تاریک شدن هوا  دیگر در خیابان دیده نمی شوند، در پی شرایطی که بوجود آمده بعضی ها تشویق به تفسیر قران بگونه ای شده اند که ضد زن باشد…..

تحصن زنان تهران مقابل بیت سلطان صاحبقران

تحصن زنان تهران

مقابل بیت سلطان صاحبقران

کتابی به قلم دکتر صدر الدین الهی منتشر شده است با نام «دوری ها و دلگیری ها» در 360 صفحه. این کتاب شامل  نوشته های خواندنی و شیرین دکتر الهی است از بزرگترین وقایع تاریخ معاصر ایران. چنان شیرین که وقتی کتاب را با انگشت سبابه ورق می زنید، گوئی آن را لب کوزه عسل کشیده اید و چاره ای نیست جز آن که انگشت را با ولع لیس بزنید!

صدرالدین الهی روزنامه نگار است. چند سال پیش 70 سالگی اش- بقول افغان ها-  «پوره» شد.

بی اغراق و تعارف، وقتی کتاب را بدست می گیرید، نمی توانید زمین بگذارید. الحق گزارش نویس است، حتی وقتی از 50 سال پیش می نویسد، چنان خواننده را با خود به آن سالها می برد، که خواننده احساس می کند گزارشی از واقعه ای امروزی را می خواند. و این همان هنری است که برجسته ترین ژورنالیست های جهان دارند. با لوندی و زیرکی از کنار مصدقی ها، توده ای ها و شاه پرستان می گذرد، تا آنچه را نوشته، همه بخوانند و خود را بخشی از گذشته بدانند. قلم او در شرح این وقایع گاه به ماهی لیزی می ماند در حوض سیاست ایران که از چنگ گربه های کمین کرده بر لب پاشوره این حوض بارها گریخته!

کتاب را شرکت کتاب درامریکا منتشر کرده است.

از میان گزارش های این کتاب، گزارشی تاریخی را انتخاب کرده ام که می خوانید. شورش زنان در تهران. به خواندن ادامه دهید →