اسناد پنتاگون از ارتباط امریکا با داعش میگویند!

اسناد پنتاگون

از ارتباط امریکا

با داعش میگویند!

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

داعش عروسک خیمه شب بازی آمریکا

سند محرمانه پنتاگون از سال 2012:

» کشور اسلامی» (داعش)

شانس راهبردی»

  برای ساقط کردن دولت سوریه است

گزارش پنتاگون که تا کنون بسیار محرمانه بود و در روزهای آخرهفته علنی شد ثابت می کند که آمریکا گروه تروریستی » داعش» را ایجاد کرده است. طبق این سند، داعش باید ابزاری در دست واشنگتن برای ساقط کردن پرزیدنت اسد در سوریه و بهانه ای برای بازگشت نظامیان امریکا به عراق شود.

سازمان حقوق شهروندی آمریکا موفق شد با حکم دادگاه، دولت را مجبور به انتشار یک سلسله اسناد محرمانه دولتی سازد. نفیس احمد، روزنامه نگارآمریکائی، در تحلیل اسناد مذکور موفق به کشف سند سازمان اطلاعاتی پنتاگون، از سال 2012 شد. این سند در آن زمان در واشنگتن از جمله به وزارت خارجه آمریکا ارسال شده بود.

گرچه بسیاری از پاراگراف های سند 7 صفحه ای که در اختیار » یونگه ولت» قرار دارد سانسور و سیاه شده اما از متن باقی مانده روشن می گردد که دولت های غربی آگاهانه از گروههای القاعده و دیگر اسلامگرایان افراطی (که در سال 2012 داعش از میان آنها برخاست) برای ساقط کردن دولت بشار اسد حمایت می کرده اند. در حالی که سازمان اطلاعاتی پنتاگون Defense Intelligence Agency برخلاف رسانه های باصطلاح «معتبر» غرب در مورد گروه های باصطلاح «میانه رو» یا » دموکرات » مخالف دولت سوریه، دچار این توهم نبود که کدام نیرو واقعا علیه دولت سوریه می جنگد.

سازمان اطلاعاتی پنتاگون در گزارش سه سال پیش خود تاکید می کند که «گسترش شورش در سوریه» بگونه ای روز افزون «مسیری فرقه گرایانه را طی می کند و «سلفی ها، اخوان المسلمین و القاعده در عراق نیروی محرکه اصلی برای شورش در سوریه هستند».

این سند در عین حال نشان می دهد که غرب تحت رهبری آمریکا و با توافق کشورهای سلطنتی خلیج (فارس) و ترکیه از همان آغاز خواستار استقرار خلافت اسلامی، شبیه به داعش در سوریه بوده اند. در سند چنین آمده: «امکان ایجاد یک خلافت سلفی در شرق سوریه وجود دارد و این درست آن چیزی است که حامیان معارضان سوریه (یعنی آمریکا و همپیمان هایش) خواهان آن هستند، تا رژیم سوریه را منزوی سازند و مانع توسعه طلبی ایران شیعی در عراق گردند.»

serveImage.phpداعشیان نشسته بر تان

گزارش سازمان اطلاعات پنتاگون پیش بینی می کند که عروج چنان «کشور اسلامی» نتیجه مستقیم استراتژی آمریکا برای ایجاد بی ثباتی در سوریه است. آثاری از تردید یا ناراحتی اخلاقی از همکاری با تروریست های سلفی در این گزارش مشاهده نمی شود. برعکس، در این سند، پیدایش «خلافت سلفی» که همپیمان با القاعده باشد یک «شانس استراتژیک» برای تحقق اهداف واشنگتن در منطقه است به بهانه تغییر رژیم در سوریه و پس راندن «توسعه طلبی شیعی » یا ایران.

پیش بینی گزارش در باره این که سیر امور چگونه خواهد بود چنین است که رژیم اسد به حیات خود ادامه خواهد داد و کنترل خاک سوریه را حفظ خواهد کرد در حالی که بحران به یک جنگ نیابتی تبدیل خواهد شد. زیرا «غرب، کشورهای خلیج (فارس) و ترکیه از معارضان سوریه حمایت می کنند» ، در حالی که روسیه، چین و ایران حامی رژیم اسد هستند». این استراتژی آمریکا و همپیمان هایش تا کنون موجب مرگ صدها هزار انسان و آواره شدن میلیون ها انسان دیگر شده است.

http://www.jungewelt.de/2015/05-26/032.php

 

ارتش سوریه در 160 جبهه می جنگد!

ارتش سوریه

در 160 جبهه می جنگد!

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

 

روز چهاشنبه، یک شبه نظامی اسلامی  در مستومه پایگاه نظامی سابق در استان ادلیب

روز چهاشنبه، یک شبه نظامی اسلامی در مستومه پایگاه نظامی سابق در استان ادلیب

 

داعش آنچه را که آمریکا و اتحادیه اروپا آغاز کردند ادامه می دهد. ترکیه – عضو ناتو- و عربستان سعودی با آتش پشتیبان از داعش حمایت می کنند.

روز چهارشنبه پس از حمله داعش به پالمیر این شهر به تسخیر داعش در آمد. پالمیر و کریاتین در استان حلب قرار دارند که بزرگترین استان سوریه، در کنار جاده رابط بین شرق و غرب کشور است. گفته می شود در حمله به پالمیر بیش از 5هزار نیروی داعش سهیم بوده اند. ارتش سوریه که در حال حاضر بطور همزمان در 160 جبهه در   نبرد است، نتوانست در برابر آن حمله مقاومت کند. ظاهرا چنین بنظر می رسد که ارتش قادر به دفع حمله داعش به معبر مرزی الطنف بین سوریه و عراق نیز نبوده است. دست کم، بی بی سی، ازقول رامی عبدالرحمان، از باصطلاح مرکز مشاهده حقوق بشر سوریه که در انگلستان مستقر است، این طور نقل کرده است. از سوی نیروهای نظامی سوریه در این مورد خبری منتشر نشده است. در صورتی که این خبر درست باشد دمشق کنترل خود بر آخرین گذرگاه مرزی به عراق را نیز از دست داده است. البته این نظر هم هست که ممکن است این یک عقب نشینی تاکتیکی باشد برای بدست آوردن کنترل بعدی بر این معبر مرزی.

روز جمعه نیروهای ارتش سوریه موفق شدند با یک حمله نامنتظر حلقه محاصره جبهه النصرت،   همپیمان القاعده را، گرد بیمارستان ملی جسرالشغور بشکند تا سربازان مجروح را که در بیمارستان بستری بودند به محلی دیگر منتقل سازد. جبهه النصرت مورد حمایت ترکیه، قطر و عربستان سعودی است. در ماه آوریل داعش با ترکیب گروههای رزمی از چچن، قفقاز و دیگر گروههای شبه نظامی اسلامی برای حمله به ادلیب » لشگر اسلامی کشورگشا» را با شرکت هزاران مجاهد برپا کرد. ترکیه ( عضو ناتو) نیز به آنها آتش پشتیبان می دهد.

تا امروز داعش بخش های بزرگی از مناطق صحرائی میان سوریه و عراق را تحت کنترل خود در آورده است. منطقه تحت کنترل داعش از شمال محدود است به ترکیه از جنوب به عربستان سعودی. این دو کشور در عمل از شبه نظامیان داعش حمایت می کنند. بار سنگین برای سوریه در درجه اول از دست دادن منابع نفت در شرق، در مخاطره قرار گرفتن تولید گاز و حملات مکرر به امکانات برق رسانی است. در واقع همان کاری را که آمریکا و اتحادیه اروپا از سال 2010 از لحاظ اقتصادی علیه دولت پرزیدنت بشار اسد آغازکردند تا این دولت را تحت فشار قرار دهند، امروز داعش ادامه می دهد. طبق گزارش های چند خبرگزاری داعش امروز در حدود 50 درصد ازخاک سوریه را تحت کنترل خود در آورده است، اما این منابع نمی گویند که در این مناطق بزرگترین قدرت عشایر هستند. مردم غیرنظامی که پس از حمله داعش به شرق موفق به فرار شدند، به مناطقی روی آوردند که تحت کنترل ارتش سوریه است و دولت سوریه نیازمندیهای آنان را برآورده می سازد.

 

http://www.jungewelt.de/2015/05-23/056.php

 

 

«یونان» عروسی مردد میان دو حجله روسیه و اتحادیه اروپا

«یونان» عروسی مردد

میان دو حجله روسیه و اتحادیه اروپا

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

 serveImage.php#پوتین و تسیراپس

«برغم تمام قرائن و اشارات که به چشم می خورد، اخراج یونان از اتحادیه مالی اروپا صورت نخواهد گرفت. از جمله بدلیل اهمیت ژئوپلیتیک یونان در جنگ سرد تازه ناتو علیه روسیه. باهمین انگیزه یونان را در منطقه یورو نگاه خواهند داشت»

آنچه خواندید نظر مارک فابر، سوداگر سرمایه است که در مصاحبه با CNBC فرستنده اخبار اقتصادی گفته است. او اعتقاد راسخ دارد که هرگز به یونان اجازه داده نخواهد شد که بدلائل اقتصادی و سیاسی داوطلبانه اعلام ورشکستگی کند و با این عمل گامی قاطع برای رهاساختن خود از بار بدهی هائی که دیرگاهی است بر دوشش سنگینی می کند بردارد و دیگران را به پذیرفتن آن مجبور سازد.

صحبت برسر پولی است که بانک مرکزی اروپا و دیگر بانک های اروپائی به یونان وام داده اند. اگر یونان دیگر قادر به پرداخت بدهی نباشد، آنها باید از پول هائی که وام داده اند چشم بپوشند و متحمل زیان هنگفتی گردند. از این رو دست آخر بازهم به یونان وام خواهند داد، تا حل مسئله را تا جائی که ممکن است، به تعویق بیاندازند «.

این ها سخنان همان استاد سوداگر مالی است که روز 11 ماه می بیان کرد. «اما از این مهم تر اهمیت استراتژیکی است که یونان دارد. یونان دوازه ایست میان دریای سیاه و دریای مدیترانه». زیرا فقط از این راه است که ناوگان روسیه از دریای سیاه می تواند به مدیترانه راه یابد. بنظر فابر این عامل ژئوپلیتیک سبب می شود که یونان، به هر قیمت ممکن، در اتحادیه اروپا نگاه داشته شود. اما این کار بدلیل عواملی که در این اواخر به میدان راه یافته اند دشوارتر می شود.

طبق ارقام و آمار موجود، یونان پس از دست یافتن به یک رونق اقتصادی کوتاه مدت، دوباره به رکود اقتصادی فروغلطیده است، در نتیجه دریافت مالیات نیز به همان نسبت کاهش یافته است.

در عین حال، موسسات اتحادیه اروپا و صندوق بین المللی پول مانع از آن هستند که یونان به منابع تازه مالی دست یابد.

» ما به پایان راه رسیده ایم» این عنوان مقاله ایست که فاینانشال تایمز، در 18 آوریل، در لندن منتشر کرد. بنظر می رسد ناتوانی در پرداخت بدهی ها روز به روز قطعی تر می شود. هفته گذشته آتن مجبور به پرداخت 750 میلیون دلار به صندوق بین المللی پول بود، تنها راه باقی مانده برای یونان این بود که این بدهی را از محل سرمایه سپرده خود به صندوق بین المللی پول بپردازد. این آن پولی است که هرکشوری باید به نسبت بزرگی اقتصاد خود، برای عضویت در صندوق بین المللی پول ودیعه بگذارد. حال یونان باید طی یک ماه، پولی را که برداشت کرده دوباره به صندوق بپردازد، در غیر این صورت ورشکستگی اجنتناب ناپذیر است.

ولی مارک فابر خاطر جمع است: «اگر اتحادیه اروپا یونان را واقعا کنار بگذارد، روسیه خوشحال خواهد شد که جای اتحادیه اروپا را بگیرد. این گام ، بالقوه ، روسیه را قادر می سازد، نیروی نظامی خود را مستقیما به اروپا منتقل سازد.» گرچه استاد مارک فابر، در توصیف امکانات نظامی که می تواند در پی نزدیک شدن مسکو و آتن علیه اروپا بوجود آید، بشدت مبالغه کند، ولی اتحادیه اروپا و ناتو بدلائلی دیگر باید مانع سیر امور به این سوگردند. زیرا با همکاری نزدیک میان این دو کشوری که هر دو پیرو کلیسای ارتدکس هستند و با ارسال گاز روسیه به یونان و انتقال آن به دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا یک محور اقتصادی روسی- یونانی- صربی- بوجود خواهد آمد که حاصل آن پیدایش یک فضای سیاسی مثبت بسود روسیه در منطقه خواهد بود و این پدیده ای است کاملا مغایر با نقشه های تسلط اتحادیه اروپا و ناتو بر بالکان، بویژه از آن رو که تلاش های مجارستان برای «خودیابی» ملی تشدید خواهد شد.

آنچه شایسته توجه است اینست که فابر سوداگر، این دعوی را که گویا روسیه کریمه را غصب کرده و بدلیل پیشنهاد سیاسی و اقتصادی خود به یونان (کشیدن لوله گاز به یونان) رفتاری امپریالیست مابانه در پیش گرفته است، با قاطعیت رد می کند. CNBC می پرسد» آیا دلیل این که اتحادیه اروپا از پرداخت هیچ هزینه ای برای نگهداشتن یونان در اتحادیه روی گردان نیست اینست که می خواهد مانع از آن شود که پوتین این کشور را به چنگ آورد، تا آوازه ای چون شوروی کسب کند»؟ فابر تاکید می کند اقدامات اخیر روسیه واکنشی بوده است در برابر امپریالیسم آمریکا. فراموش نکنیم «این آمریکا بود که دست به اجرای دکترین ولفوویتس، مبنی بر مهار چین و روسیه و پس راندن آنها زد». » نتیجه این روند این است که همه جا قابل مشاهده است، پیدایش نظم نوینی در جهان   که سازندگان آن، چین و روسیه هستند، با قدرتی فزاینده ، دو کشوری که همکاریشان با یکدیگر پیوسته تنگتر می شود.

آنچه امروز در غرب هنوز حائز اهمیت است، مانند نتیجه انتخابات انگلستان ، در آسیا، نیروی نوین اقتصاد جهانی، تقریبا بی اهمیت است. آنچه کل توجه خاور دور را به خود جلب کرده حضور جینگ پینگ در مسکو بود، بمناسبت هفتادمین سالروز پیروزی بر فاشیسم آلمان. انتخاب دوباره دیوید کامرون برای اکثریت مردم جهان «هیچ اهمیتی نداشت» ، این ها سخنان فابر بود. انگلستان دیگر امپراتوری نیست، بلکه کشوری است فروافتاده در انحطاط، و از لحاظ اقتصادی بکلی بی اهمیت». فابر آمریکا را نیز در سراشیب می بیند.

 

پدررفتاری پسندیده

روزنامه نیویورک تایمز روز 8 ماه مه نوشت: یونان زیر فشار گذاشته شده که پیشنهاد روسیه را رد کند» دلیلی که رسما برای این نگرانی بیان می شود نگرانی آمریکا نسبت به آینده اقتصاد یونان است. از قرار معلوم آمریکا فکر می کند که یونانی ها خود به تنهائی قادر به تشخیص خوب و بد برای میهن خود نیستند و به این دلیل آمریکا می خواهد با پدررفتاری خیرخواهانه به آنها «کمک» کند. دست کم این هسته بیانیه ایست که روز هشتم ماه مه، بعنوان پیام آمریکا به یونان، در آتن منتشر شد. مناسبت انتشار بیانیه مذکور حضور آموس هوخ اشتاین ، فرستاده ویژه و همآهنگ کننده مسائل بین المللی مربوط به انرژی در وزارت خارجه آمریکا در آتن بود. هوخ اشتاین در گفتگو با سه تن از وزیران دولت تسیپراس و همچنین نمایندگان موسسات تولید نیرو در یونان کوشید تا با دادن انواع و اقسام وعده ها ، یونانی ها را از همکاری با روسیه در زمینه کشیدن خط لوله و انتقال گاز روسیه از طریق یونان به اروپا باز دارد.

در بیانیه آمریکا گفته شده است: » فرستاده ویژه، هوخ اشتاین، برای این به آتن آمده است تا تاکیدی باشد بر حمایت دولت آمریکا از گوناگون نگری مسئله انرژی در یونان . از جمله حمایت از مهم ترین زیرساخت پروژه های انرژی مانند Trans-Adriatic-Pipeline ،

Griechenland-Bulgarien-Interconnector و گسترش کاربست گاز مایع». و در ادامه: «این پروژه ها امنیت انرژی برای یونان و اروپا را افزایش خواهند داد، وابستگی یونان را از تنها یک منبع برای تامین گاز تقلیل خواهند داد، رقابت را تشدید خواهند کرد و هزینه را برای مصرف کننده کاهش خواهند داد. برای توسعه خط لوله ترانس آناتولی سرمایه گذاران خارجی 1،5 میلیارد یورو در یونان سرمایه خواهند گذاشت و در دوران کشیدن لوله 10 هزار شغل در یونان بوجود خواهد آمد که بیش از 25 سال ، سالی چندین میلیون یورو در آمد خواهد داشت.»

» نگرانی آمریکا از تاملات آتن در باره توسعه خط لوله روسیه – ترکیه در یونان ناشی از آنست که این پروژه کمکی به تنوع تامین منابع انرژی نخواهد کرد.  تهدید سربسته آمریکا چنین است:» این امر می تواند مورد توجه مقامات اتحادیه اروپا برای نظارت بر حفظ اصل رقابت قرار گیرد و راه حل دراز مدتی برای رفع نیاز یونان به انرژی نیز عرضه نکند.» ولی واشنگتن » دست حمایت» خود را دراز می کند:» آقای هوخ اشتاین با مقامات مسئول یونان در باره توانائی بالقوه و بزرگ و نقش رهبری که یونان می تواند برای حل مسئله  تامین انرژی اروپا و امنیت آن، ایفا کند، گفتگو خواهدکرد.»

http://www.jungewelt.de/2015/05-19/006.php

 

«کلاه سفیدها» قراراست کلاه سر مردم سوریه بگذارند

«کلاه سفیدها» قراراست

کلاه سر مردم سوریه بگذارند

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

 serveImage.phpکلاه سفیدها

» کلاه سفیدها» آژیر خطر» را به صدا در آورده اند: «بمب های بشکه ای- که بعضی وقت ها حاوی کلرُ هستند- امروز خطرناکترین قاتلان مردم غیر نظامی در سوریه هستند.»

این مضمون یکی از فراخوان های گروه های مؤتلف تحت هدایت آمریکا برای تغییر رژیم سوریه است که «دوستان سوریه» خوانده می شوند و اینک باید بعنوان گروه «دفاع مدنی» مشروعیت پیدا کنند.» نجات دهندگان غیر مسلح و بی طرف ما موجب نجات بیش از 12 هزار نفر از حملات جاری در سوریه شده اند» ولی «کودکانی هستند که ما نمی توانیم صدای آنها را بشنویم، زیرا زیر آوار اسیر شده اند. برای آنها شورای امنیت سازمان ملل متحد باید خواستی را که یک سال پیش مطرح ساخته است به اجرا در آورد. با ایجاد منطقه پرواز ممنوع باید جلوی فرو ریختن بمب های بشکه ای (…) گرفته شود».

این خواست «رائد صالح «رئیس گروه «کلاه سفیدها» در منطقه عدلیب سوریه است. این www.whitehelmets.org  نشانی پایگاه اینترنتی » کلاه سفیدها» ست که مکمل پایگاه دفاع غیر نظامی در سوریه است: ( www.syriacivildefense.org   (SCD – . برای تماس تلفنی با این دوپایگاه اینترنتی باید پیش نمره بین المللی 90 + را بگیرید که پیش نمره ترکیه است.

«روابط عمومی» کلاه سفیدها فعال و پر رونق است. آنها در پی رپورتاژهای مکرر و از هر سو شهرت بین المللی پیدا کردند. البته گزارش هائی از شواهد عینی نیز وجود دارد https://urs1798.wordpress.com که نشان می دهد بسیاری از این نجات دهندگان خود از اعضای گروههای شورشیان مسلح هستند. مثلا آمبولانس هائ ویژه حمل بیماران که از ترکیه به سوریه آمده اند مملو از مواد منفجره بوده اند که بعدا بعنوان بمب مورد استفاده قرار گرفته و منفجرشده اند.

یکی از حامیان SCD (دفاع غیر نظامی در سوریه) موسسه صلح ایالات متحده آمریکاست United States Institute of Peace .. این موسسه صلح همراه با «بنیاد علم و صلح » برلن در سال 2012 در انجام پروژه »The Day After« ( فردای آن روز ) سهیم بوده است. موضوع برنامه «فردای آن روز» این است که پس از ساقط کردن پرزیدنت بشار اسد، سوریه را چگونه باید کنترل و دوباره آباد کرد. در حال حاضر گروه طراح پروژه «فردای آن روز» با گروه » ائتلاف ملی» یعنی گروهی که مورد حمایت غرب و مخالف دولت سوریه است با یکدیگر به همکاری پرداخته اند. «خالد خجا» رئیس این دو گروه به هم پیوسته در این اواخر در سخنانی که در مقر سازمان ملل در نیویورک بیان کرد «از فرانسه، ایالات متحده آمریکا و انگلستان» تشکر کرد، سپاس از «دوستان خلق سوریه، که با کمک های سخاوتمندانه و انساندوستانه، با دادن سرپناه، کمک به آوارگان و دادن آموزش و تجهیزات به تیم دلاور نجات غیر نظامی ما ، بما کمک کردند.

از قرار معلوم » کلاه سفیدها» باید جای داوطلبان و همکاران سازمانهای امدادی سازمان ملل یا سازمانهای صلیب سرخ و هلال احمر سوریه را بگیرند. صدر اعظم آلمان خانم انگلا مرکل در ماه ژانویه اعلام کرد در مواقعی که بحران پزشکی پیش می آید باید تیم های امدادی سریع کلاه سفیدها بکار گرفته شوند . روز 10 آوریل 2015 » گرد مولر» وزیر توسعه و عمران آلمان گفت او بخوبی می تواند تصوری از کار واحد کلاه سفید ها در سوریه داشته باشد. بگفته مولر تعداد کلاه سفیدها برای کارهای عمرانی بسیار کم است. » کلاه سفیدها» می توانند به ایجاد سیستم های آموزشی و تربیتی کمک کنند. اما وزیر توسعه و عمران آلمان نگفت که چرا » کلاه سفیدها» بهتر از » کلاه آبی ها» ی سازمان ملل می توانند کار کنند و کیست آن کس که به آنها مشروعیت می بخشد.

 

http://www.jungewelt.de/2015/05-16/016.php?print=1

اسرائیل می خواهد با داعش در «جولان» همسایه شود!

 

اسرائیل می خواهد

با داعش در «جولان» همسایه شود!

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

مزدوران اسلحه می خواهند

مزدوران اسلحه می خواهند

آمریکا قصد دارد با یک برنامه آموزشی وسیع، سربازان مزدور را برای مبارزه با داعش در سوریه آماده سازد . برنامه 500 میلیون دلاری آمریکا که طبق آن باید مخالفان مسلح باصطلاح معتدل، در سه سال آینده، برای جنگ در سوریه آموزش ببینند، شمشیری است دو دم. قرار است 15 هزار سرباز مزدور پس از کسب آموزش های نظامی در اردن، ترکیه – عضو ناتو، قطر و عربستان سعودی، به سلاحهای سبک مسلح شوند و در مقابل دریافت مزد،- آنطور که رسما گفته می شود-، با داعش بجنگند. قطر، عربستان و ترکیه پنهان نمی کنند که قصد دارند با این نیروهای تازه به جنگ ارتش سوریه نیز بروند و دولت سوریه را ساقط کنند.

دولت باراک اوباما پس از آن که خود چهار سال بر وخامت اوضاع افزود، اینک تمایل بیشتری به تثبیت اوضاع در سوریه نشان می دهد. آمریکا اینک مبارزه با داعش را در مرکز توجه قرار داده است- با این سیاست، واشنگتن و دمشق و همچنین بغداد، تهران و مسکو عملا یک هدف را دنبال می کنند. از سال 2011 رهبری آمریکا از ارسال سلاح های سنگین برای باصطلاح «معارضان» در سوریه خودداری کرد. دلیلش هم این بود که ممکن است گروههای القاعده به این سلاح ها دست پیدا کنند و برای منافع آمریکا در منطقه – از جمله امنیت اسرائیل- خطرناک شوند.

سناتور آمریکایی «جو بایدن» از حزب جمهوریخواه و همچنین دو سناتور دیگر «جان مک کین» و لیندسی گراهام، هیلاری کلینتون، وزیرخارجه سابق آمریکا، داوید پطریوس رئیس پیشین سیا و رابرت فورد سفیر پیشین آمریکا در سوریه کسانی بودند که از آغاز، با همین استدلال، خواستار حمایت مالی و نظامی از باصطلاح «ارتش آزاد سوریه» بودند که در سال 2011 در ترکیه برپا شد. در آن زمان هیلاری کلینتون افسران و سربازان ارتش سوریه را فراخواند تا به ارتش سوریه پشت کنند و به مخالفان دولت سوریه بپیوندند.

حاصل این دودستگی علنی نخبگان رهبری سیاسی آمریکا این شد که همپیمان های محلی آمریکا – بویژه کشورهای خلیج (فارس) و ترکیه – «صدها میلیون دلار و هزاران تن سلاح به دست هر کسی دادند» که می خواست با «بشار اسد» مبارزه کند. این حرف «جو بایدن» معاون ریاست جمهوری آمریکا در اکتبر 2014 است که در برابر دانشجویان «کندی اسکول» (دانشگاه هاروارد) بیان کرد. مسئله این بود که کسانی مسلح شدند که به النصرت و القاعده تعلق داشتند. بعبارت دیگر مجاهدان افراط گرایی که از هر کجای دنیا می آمدند چنان مصممانه برای ساقط کردن پرزیدنت اسد پای به میدان گذاشتند که «یک جنگ نیابتی شیعه – سنی براه انداختند». این سخنان نیز از «جوبایدن» بود.

درست همین همپیمانها – قطر، عربستان سعودی و ترکیه- اواسط آوریل 2015 هزاران نفر از این «نوع مجاهدان افراطی» را از مرز گذرانده به سوریه فرستادند تا شکستی قاطع به ارتش سوریه وارد آورند و آن کشور را مجبور به دست زدن به نبرد نهائی سازند. پس از این شبیخون به شهر مرکزی استان عدلیب، نیروهای دولتی نخست عقب نشستند. در شهر مرزی جسر الشغور در شمال عدلیب نیروهای نظامی سوریه و مجموعه گروههای نظامی اسلامی دست به نبردهایی سخت زدند. ژنرال مایکل ناگاتا، فرمانده نظامی آمریکا، رئیس برنامه آموزشی برای » شورشیان متعادل» که مخالف این شبیخون بود، استعفاء داد.

از وقتی که ملک سلمان، پادشاه جدید عربستان، زمام امور این کشور را بدست گرفته، روش عملگرایانه ای در برابر «اخوان المسلمین» اتخاذ کرده است. در زمان ملک عبدالله، پادشاه قبلی عربستان، فعالیت «اخوان المسلمین» بعنوان یک سازمان تروریستی ممنوع بود، اما ملک سلمان، برخلاف پادشاه پیشین عربستان، به ترکیه که قصد دارد اخوان المسلمین را در سوریه به قدرت برساند، نزدیک شده است. شعار مک سلمان این است: «به خانه من دست نزن، خانه های دیگر را آتش بزن» ریاض برای لطمه زدن به ایران، از اسلامگرایان در سوریه، از هر رنگ و هر سنخ، یک چیز می خواهد، حمله به دولت دمشق ، همکار استراتژیک و دیرین ایران.

این شیوه رفتار در ایالات متحده و خارج از آن هواداران با نفوذی دارد.» رابرت فورد» و «فردریک هوف» (Atlantic Council’s Rafik Hariri Center for the Middle East) خواستار نشان دادن شدت عمل بیشتری در سوریه هستند. به میدان آوردن نیروهای ویژه آمریکا، از جمله سازمانهای اطلاعاتی آن برای ساقط کردن دولت سوریه (بقول آنها » رژیم») از درون نیز قابل تصور است. خبری که موید این تصور است این است که «پورتر گاس» مدیر سابق سیا، در آینده بعنوان «لابی» و مشاور از علائق ترکیه دفاع خواهد کرد. پایگاه اینترنتی The Intercept در آغاز هفته گزارش داد که یکی از کارهای » گاس» این است که نمایندگان کنگره را » از موضوعاتی که برای ترکیه با اهمیت هستند مطلع سازد».

امروز سیاست ریاض در مخالفت با ایران با سیاست دولت اسرائیل هماهنگ است. بنا به گزارش رسانه ها اسرائیل هم اکنون یک نوع قرارداد عدم تعرض با النصرت و جبهه اسلامی Islamischen Front منعقد ساخته است. طبق این قرارداد نیروهای النصرت و جبهه اسلامی قصد دارند آن بخش از تپه جولان را که در اختیار سوریه است – بخشی که تا اکتبر 2014 بعنوان منطقه غیر نظامی تحت نظر سازمان ملل قرار داشت – تسخیر کنند. اسرائیل بخش عمده تپه جولان را در سال 1967 نخست اشغال و بعدا غصب کرد.

«دوستان سوریه» طی چهار سال گذشته با سیاستی که در مخالفت با دمشق در پیش گرفتند سوریه را به آتش کشیدند. اختلاف نظرهای روزافزون و برنامه آموزش نظامی آمریکا که آغاز شده، وضع را ازاین بدتر خواهد کرد. خبرگزاری فرانسه از گفتگوی تلفنی خود با » ابو قیاس» از «جبهه لاوانت» این جمله را نقل کرده است: «موافقت با این که ما با داعش بجنگیم ولی با بشار اسد نه، توهین است .» یک منبع موثق دیگر که خبرگزاری فرانسه او را بعنوان، سخنگوی یک ائتلاف نیرومند از شورشیان، شناسائی کرده، گفته است تجاربی که رزمندگان در سوریه کسب کرده اند بیش از ارتش های بین المللی است». آنها به آموزش نیاز ندارند، بلکه به » سلاحها و مواد منفجره گران قیمت نیاز دارند». تامین این خواست ها برای عربستان سعودی که امروز بزرگترین وارد کننده تسلیحات در جهان است و هم چنین برای ترکیه که عضو ناتو است، کار دشواری نیست.

 

انتقاد از گزارش سازمان عفو بین الملل در باره حلب

سازمان عفو بین الملل دولت سوریه را متهم به ارتکاب «جنایت جنگی» و «جنایت علیه بشریت» کرده است. همه جا مرگ: جنایت جنگی و تجاوز به حقوق بشر در حلب» عنوان یک گزارش 62 صفحه ای عفو بین الملل است که اوائل ماه مه منتشر شده است.

اما این گزارش هم مورد انتقاد قرار گرفته است. عفو بین الملل » بحق نگران است » از کشته شدن غیر نظامی ها. » اما جنگ ادامه دارد – با مصائب آن برای سربازان و غیر نظامیان – زیرا قدرت های خارجی کماکان پول، نیروی کمکی، اسلحه و سربازان اجیر به سوریه می فرستند» . این بخشی از مقاله ایست که روز پنجشنبه در پایگاه اینترنتی »Dissident Voice«

تحت عنوان » هشت مسئله در ارتباط با گزارشی که عفو بین الملل در ارتباط با حلب و سوریه منتشر کرده است. غم انگیز است که در سوریه » همه جا مرگ» است.اما بخش مهمی از آن » نتیجه اقدامات کشورهای نیرومندی است که قوانین بین المللی را زیرپا می گذارند. » ریک استرلینگ » می نویسد: «عفو بین الملل باید انگشت بر این بگذارد». ریک استرلینگ از فعالان جنبش همبستگی با سوریه و عضو کانون صلح و عدالت در Mount Diablo در کالیفرنیاست. » دیسیدنت وُیس » خود را » نامه سرگشاده در راه مبارزه برای صلح و عدالت اجتماعی» معرفی می کند.

عفو بین الملل در گزارش خود درباره حلب ، دخالت نیروهای خارجی در سوریه را نادیده می گیرد، این نخستین ایراد از هشت مسئله ایست که استرلینگ مطرح می سازد. در ادامه: عفو بین الملل زیرپا نهادن حقوق بین الملل را که ارسال اسلحه به کشورهای دیگر را ممنوع کرده است، تایید می کند. این سازمان به سخنان شاهدان   و ارقام جانبدار تکیه می کند. افزون بر این عفو بین الملل اطلاعات مهم و زنده را در باره وضعیت زندگی غیرنظامیان در مناطقی که تحت کنترل شورشیان قرار دارد نادیده می گیرد. و سرانجام این که خبرهای تایید نشده، بویژه در مورد بکار بردن سلاحهای شیمیائی توسط ارتش سوریه را می پذیرد و منتشر می کند، ولی از آن سخن نمی گوید که علت تشدید و ادمه جنگ چیست.

http://kurzlink.de/dissident-voice https://www.jungewelt.de/2015/05-16/006.php

رئیس جمهور فرانسه به دیدار فیدل کاسترو رفت

رئیس جمهور فرانسه

به دیدار فیدل کاسترو رفت

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

اولاند به دیدار فیدل کاسترو رفت

اولاند به دیدار فیدل کاسترو رفت

رئیس جمهور فرانسه، «فرانسوا اولاند»، روز دوشنبه، طی دیداری از کوبا، به دیدار فیدل کاسترو، رئیس جمهور پیشین کوبا رفت. کاخ الیزه در پاریس خبر داد که دیدار در اقامتگاه فرمانده » Jefe» صورت گرفته است. اندک زمانی پس از آن اولاند خواستار دیدار با رائول کاسترو رئیس جمهور کنونی کوبا شد.

پیش از آن اولاند خواستار آن شده بود که آمریکا به تحریم های خود علیه کوبا پایان دهد. او گفت » باید به اقداماتی که لطماتی سنگین بر تکامل کوبا وارد آورده، پایان داده شود، فرانسه از هیچ تلاشی در این جهت فروگذار نخواهد کرد»

این بخشی از سخنانی بود که فرانسوا اولاند در نطق خود در دانشگاه هاوانا بیان کرد. او یادآور شد که فرانسه از آغاز دهه 1990 از پیشنهاد های کوبا در اجلاس عمومی سازمان ملل متحد، برای لغو تحریم ها علیه آن کشور حمایت کرده است. در آخرین رای گیری در اجلاس سازمان ملل، در اکتبر 2014 بار دیگر نمایندگان 188   از 193 کشور عضو سازمان ملل خواستار لغو تحریم ها علیه کوبا شدند. نمایندگان برجسته اقصاد و بانک های فرانسه در این سفر همراه اولاند بودند. پس از ان که نمایندگان دوکشور قرارداد های دوجانبه متعددی در عرصه های دانشگاهی و فرهنگی منعقد کردند و اولاند مرکز فرهنگی تازه فرانسه را در هاوانا افتتاح کرد، اطمینان داد که در روند عادی شدن مناسبات با آمریکا فرانسه همراه با اتحادیه اروپا در کنار کوبا خواهد بود. اولاند گفت :» در این راه پاریس همپیمان وفدار کوبا خواهد بود».

سفر اولاند، نه تنها نخستین سفر یک رئیس جمهور فرانسه به کوبا پس از کسب استقلال این کشور در سال 1898 است، بلکه   نخستین سفریک رئیس جمهور اروپائی به کوبا پس از سالیانی دراز نیز هست .

در پشت صحنه، دیپلمات های مقیم هاوانا برای شرکت جدی تر آلمان در این روند نیز تلاش می کردند. مذاکرات با اتحادیه اروپا که در آوریل 2014 آغاز شد – در قیاس با مذاکرات هاوانا و واشنگتن، که از ماه ژانویه آغاز شدند – به کندی پیش می رود. وزارت خارجه آلمان بیشتر به تماشای رویداد ها مشغول است، خونسردی آلمان در این مورد نمایندگان اقتصاد آلمان را پیوسته عصبی تر می کند. خانم «هایکه هنزل» نماینده مجلس آلمان از حزب » چپ ها» روز 7 ماه مه به انتقاد از سیاست دولت در مورد آمریکای لاتین پرداخت و گفت » سکوت بر برلن مستولی بود و هست».

از 1996 بنا به ابتکار » خوزه ماریا انزار» نخست وزیر محافظه کار و راستگرای پیشین اسپانیا، در مورد روابط اتحادیه اروپا با کوبا سند » مواضع مشترک » بتصویب رسید. در این سند تصریح شده که شرط برقراری مناسبات با کوبا تغییر مناسبات سوسیالیستی در آن کشور است. در حالی که فرانسه،ایتالیا، اسپانیا، انگلستان، هلند و دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا این دکترین را به کنار نهاده و مناسبات دوجانبه با کوبا برقرار کرده اند، هنوز برخی از کشورهای اتحادیه اروپا که دارای حکومت های محافظه کار هستند، مانع عادی شدن این مناسبات هستند. از این رو کوبا تنها کشور آمریکای لاتین است که اتحادیه اروپا با آن قرارداد همکاری منعقد نساخته است. حدس زده می شود که این وضع در کنفرانس مشترک اتحادیه اروپا و سران کشورهای آمریکای لاتین و کاریبیک CELAC در بروکسل که در 10 و 11 ژوئن برپا خواهد شد نیز به همین صورت باقی بماند.

ایالات متحه آمریکا و کوبا، پس از یک سال و نیم مذاکرات محرمانه، سرانجام در ماه دسامبر اعلام کردند که درمناسبات دو کشور تجدید نظر اساسی صورت خواهد گرفت. ازماه ژانویه، آغاز مذاکرات دوجانبه، سلسله تسهیلاتی در عرصه مسافرت و مبادلات بازرگانی بین دو کشور به اجرا در آمده است. اوباما، ریاست جمهور آمریکا، کنگره این کشور را به لغو تحریم ها علیه کوبا فراخواند.

http://www.jungewelt.de/2015/05-12/064.php

http://www.jungewelt.de/2015/05-13/027.php

 

 

گزارش «سیمون هرش» از ماجرای کشتن «بن لادن»

گزارش «سیمون هرش»

از ماجرای کشتن «بن لادن»

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

 

روزنامه نگار آمریکایی آنچه را که رسما در باره کشته شدن بن لادن، رهبر سابق القاعده گفته شده است، حقه بازی می داند. سازمان اطلاعات پاکستان از محل اقامت بن لادن با خبر بوده است.

سیمور هرش Seymour Hersh روزنامه نگار امریکائی با گزارش های خود در باره کشتاری که سربازان آمریکائی در دهکده «می لای» در ویتنام کردند و در باره شکنجه های متداول در زندان ابو غریب در عراق شهرت بین المللی کسب کرد. او اینک یک گزارش بزرگ دیگر در مجله انگلیسی London Review of Books منتشر کرده و در آن از کشته شدن بن لادن توسط کماندوهای ویژه آمریکا نوشته است. او می نویسد که قتل در شب 2.ماه مه 2011 رخ داد. این متن مفصل از روز یکشنبه در اینترنت در دسترس است. پیام اصلی کتاب در همان جمله اول گفته شده است: «توصیفات کاخ سفید میتواند از تراوشات قلم «لویس کارول » باشد» – نویسنده کتاب » آلیس در سرزمین عجایب «.

طبق آنچه که دولت آمریکا رسما اعلام کرده، مقامات آمریکائی فقط در پی تحقیقات چند ساله خود محل اختفای بن لادن را در شهر «آبوت آباد» در پاکستان کشف کرده اند. دولت پاکستان، ارتش و سازمان اطلاعات آن تا آخرین لحظه از آن عملیات که با دوبالگرد صورت گرفت بی خبر بوده اند. بن لادن «درحال دفاع از خود» به ضرب گلوله از پای در آمده است، هنگامی که قصد داشته کلاشنیکوف خود را بدست گیرد. پس از آن، جسد رهبر القاعده، با رعایت آئین های اسلامی در دریا مدفون شده است.

ولی حالا هرش ادعا می کند که بن لادن پس از فرار از افغانستان در دسامبر 2001، نخست در محل ناشناسی در کوههای هندوکش پنهان شده بود، ولی بعدا افرادی از عشایر محلی با دریافت پول محل اختفای او را به مقامات پاکستانی لو دادند. او در واقع از سال2006 اسیر سازمان اطلاعات پاکستان بود. ویلائی که محل اقامت او خانواده اش در آبوت آباد بود زیر نظارت سازمان اطلاعات پاکستان قرار داشت. در آگوست 2010 رئیس بخش سازمان اطلاعاتی آمریکا «سیا » در پاکستان بوسیله یک افسر عالی رتبه سازمان اطلاعات پاکستان که می خواسته 25 میلیون دلار جائزه برای سر بن لادن را بدست آورد، از این امر با خبر می شود. دولت آمریکا نخست در این مورد پاکستان را در جریان نمی گذارد، بلکه چندین ماه ماموران خود را برای کسب اطمینان از صحت اطلاعات به کار می گمارد. و سرانجام رهبران نیروهای نظامی و سازمان اطلاعات پاکستان در جریان نقشه عملیات گذاشته می شوند. از این طریق محرز می شود که کماندوی مرگ می تواند بدون مواجه شدن با خطر به خاک پاکستان وارد و پس از انجام عملیات از آن خارج شود و در لحظه حمله، ماموران حفاظت سازمان اطلاعات پاکستان در محل حضور نداشته اند.

شیوه همیشگی کار هرش چنین است که مقاله اش متکی بر اطلاعات گسترده ایست که بدست آورده، از جمله از افسران پاکستانی و کارشناسان. برای اطلاعات اساسی گزارش خود فقط یک منبع را ذکر میکند، البته بدون آن که از کسی نام ببرد. منبع او عبارتست از یکی از همکاران سابق سازمان اطلاعات آمریکا که اکنون بازنشسته است. اما در این گزارش بلند، روشن نمی شود که آنچه این مرد به هرش گفته اطلاعات شخص خود او بوده، و یا چقدر از آن اطلاعات شخصی او بوده، و چه مقدار آن را از دیگران شنیده است. مثلا روشن نمی شود که سازمان سیا که از دهها سال پیش با سازمان اطلاعات پاکستان همکاری نزدیک دارد و نفوذی های خود را در آن جا داده، واقعا در سال 2010 برای اولین بار از محل اختفای بن لادن مطلع شده است؟

Link zum Hersh-Artikel (Englisch): www.kurzlink.de/binladen

http://www.jungewelt.de/2015/05-12/052.php

 

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 336 مشترک دیگر بپیوندید