جلیقه زردهای فرانسه عقب نشینی ماکرون را می پذیرند؟

جلیقه زردهای فرانسه

عقب نشینی ماکرون را می پذیرند؟

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،265،715

مقاله

1083

امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، پس از هفته ها سکوت سرانجام در باره جنبش جلیقه زردها  واکنش نشان داد. او طی سخنانی خطاب به ملت در  باره تظاهرات » جلیقه زردها » گفت:

من با خشم آنان ابراز تفاهم می کنم و اعلام می کنم که دست به اصلاحاتی خواهم زد.

مکرون نخست خشونتی را که در اعتراضات » جلیقه زردها» مشاهده شده بود محکوم کرد. معهذا رئیس جمهور فرانسه گفت که او خشم » جلیقه زردها» را از بسیاری جهات » اعتراضی متناسب » دیده است. او گفت   می پذیرم که من سهمی در پیدایش این وضعیت داشته ام – احتمالا من این احساس را در شما برانگیخته ام که  نگرانی ها و اولویت های دیگری دارم .می دانم که سخنان من برخی از شما را آزرده ساخته است.»

آنگاه مکرون » اقتصاد اضطراری » را مطرح ساخت، که بر اساس آن یک زندگی آبرومندانه برای تمام اقشار جامعه فراهم خواهد شد. او لحظه کنونی را لحظه ای تاریخی خواند که باید به یک گفتگوی مثبت بیانجامد.

مکرون از برخی تغییرات مشخص نام برد:

از 20 ماه مه باید  ماهانه 100 یورو برحداقل دستمزد ها افزوده شود.

از تاریخ 20 ماه مه باید دستمزد اضافه کاری از پرداخت مالیات معاف گردد.

افراد کم در آمد باید از تسهیلات مالیاتی برخوردار گردند و پاداش هائی که دریافت  خواهند داشت از پرداخت مالیات معاف شود.

 افزون بر این ها، مکرون به اصلاحات اداری و دولتی وسیع و تجدید نظر در ارائه خدمات اجتماعی  اشاره کرد. او دریافت مالیات از ثروت را به این دلیل رد کرد که این امر سبب خواهد شد که ثروتمندان کشور را ترک کنند و به  خارج بروند.

مکرون  در این مورد که هزینه این هدایا را چگونه تامین خواهد کرد سخنی نگفت. افزون بر این او به اتحادیه اروپا قول داد که طبق مقررات  قرار داد ماستریخت، بدهی دولتی را زیر مرز سه در صد از درآمد ناخالص  ملی نگاه دارد.

او سخنان خود را چنین پایان داد:» انچه من می کنم برای شما می کنم. این نبردی است برای فرانسه. زنده باد فرانسه.»

 

https://deutsch.rt.com/europa/80828-macron-reagiert-auf-gelbwesten-krise/

Advertisements

گفتگوئی با نوام چامسکی بمناسبت نودمین سالروز تولد او امید امریکائی ها به آینده در انتخابات گذشته نمایان شد!

گفتگوئی با نوام چامسکی بمناسبت نودمین سالروز تولد او

امید امریکائی ها به آینده

در انتخابات گذشته نمایان شد!

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

718،263،4

 

مقاله

1082

– دهسال از ورشکستگی » لهمان برادرز «بانک سرمایه گذاری امریکائی، و آغاز بزرگترین بحران اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم  می گذرد. بازار سهام در ایالات متحده دوباره داغ شده . سود آن برای مردم چیست؟

 

در حال حاضر بازار بورس در نوسان است. اما، درست است، در سالهای اخیر بازار بورس  داغ بوده. مالکیت سهام تنها در  دست هائی اندک متمرکز است. اکثریت مردم از آن بی بهره اند.  تاثیر رونق بازار بورس بر اقتصاد ناچیز است.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا پیروزی انتخاباتی خود را مدیون آراء بخش بزرگی از طبقه کارگر امریکا بود، که از اوباما، رئیس جمهور پیشین، سرخورده بود. خدمات کدام یک از این دو برای کارگران روزمزد بیشتر بوده است؟

اگر میزان رشد واقعی دستمزدها را مبنای سنجش قرار دهیم، هیچیک از این دونفر امتیازی بر دیگری ندارند. در زمان اوباما ، نخست دستمزد واقعی فزونی یافت، اما در طول زمامداری او دچار رکود شد، و گرچه نرخ  بیکاری پائین  بود، ولی سطح دستمزدها تقریبا بدون تغییر  باقی ماند.

از لحاظ ایجاد مشاغل سر و صدائی که ترامپ برپا می کند بمراتب بیش از اوباماست ولی حاصل کارش در قیاس با وعده هائی که داده است بیش از او نیست.

تفاوت اصلی میان آن دو این است که سیاست اوباما برای طبقه کارگر متضمن برخی امتیازات بود. بویژه «قانون حفاظت از بیمار»(«Obamacare»)   برخی بهبود ها در نظام سلامت و بهداشت امریکا، که  خصوصی است و بگونه ای فضاحت بار بی تاثیر، به بار آورد.

– ترامپ  مالیات شرکت ها و میلیاردر ها را کاهش می دهد. چرا او به ریاست جمهوری انتخاب شده است؟

این امر دلائل گوناگونی دارد. از کلان سرمایه داران و صاحبان موسسات فعال اقتصادی که بگذریم، هسته مرکزی هواداران و انتخاب کنندگان او ترکیبی است از اقشار خرده بوژوا تا افراد مرفه میانه حال.  در آخرین هفته های مبارزات انتخاباتی، سیلی از پول به میدان مبارزات انتخاباتی سرازیر شد و سبب گشت تا آراء انتخاب کنندگان نمایندگان کنگره و ریاست جمهوری به اردوگاه جمهوریخواهان سرازیر گردد. ترامپ آراء مسیحیان انجیلی (اوانگلیکال) را که صاحب نفوذ هستند کاملا در اختیار دارد. طبقه کارگر که بسیاری از آنها به اوباما رای دادند، وقتی با وعده های تو خالی او روبرو گشتند از او مایوس شدند.

دموکرات ها دهها سال پیش طبقه کارگر را رها کردند و  آن را به   جمهوریخواهان، دشمن سرسخت طبقاتی شان  واگذاشتند. اما دشمن آنها را با موضوعاتی دیگر سرگرم ساخت: با حکومت سفید پوستان، با مذهب، با بیگانه ستیزی، با میهن پرستی و غیره و غیره.

آنچه حائز اهمیت اساسی است پدیده های مشکل آفرینی هستند که در اروپا هم مشاهده می شوند: سیاست ریاضت اقتصادی نئولیبرالی در سالهای اخیر  موجب شد تا ثروت در دست هایی اندک متمرکز گردد  در حالی که  در آمد اکثریت مردم با رکود روبروست و مزایای اجتماعی نیز کاهش یافته است.

واقعیت اینست که در ایالات متحده امریکا، امروز  مزد واقعی کارگرانی که در پست های مدیتریتی نهاده نشده اند، کمتر از سال 1979 است، یعنی پیش از آن که رونالد ریگان  سیاست نئو لیبرالی را آغاز کند. ابزار ضروری برای کسب قدرت سیاسی آشکار است: تمرکز ثروت به تمرکز قدرت سیاسی منتهی می گردد.

این همه منجر به پیدایش خشم، بغض  و تحقیر  نسبت به احزاب سیاسی جا افتاده می شود، و در این میان بسیاری از مردم به آسانی در دام مردم فریبانی می افتند که  خشم به حق آنها را به غلط بسوی کسانی میرانند که آنها خود بیش از دیگران مورد ستم قرار دارند.

– ایالات متحده در خاور نزدیک و میانه در پی تحقق کدام استراتژی است؟ 

مهمترین تغییر در سیاست خارجی ایالات متحده امریکا مربوط به خاورمیانه است که ترامپ در پی تحقق آنست که عبارتست از اتحاد با مرتجع ترین کشورهای عرب منطقه مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر که یک حکومت نظامی است تا امریکا و اسرائیل بدون مانع بتوانند اِعمال زور کنند. خروج از قرارداد برجام، این تهدید را تقویت می کند. بزرگترین قربانی این سیاست مردم یمن هستند. در پی بمباران های عربستان که با کمک امریکا صورت می گیرد، دهها هزار یمنی از گرسنگی و بیماری تلف شدند. قربانیان دیگر این سیاست فلسطینی ها هستند که کسی دیگر برای سرنوشت تلخ آنها که باید   تسلط بی رحمانه اسرائیلی ها را تحمل کنند،  حتی تظاهر به تاثر نیز نمی کند.

– آیا فرصتی برای تحقق صلح در خاور میانه می بینید؟

این بستگی به آن دارد که امریکا مجبور شود دست از  سرپیچی بردارد، از  روشی که بویژه در دوران  حکومت اوباما تشدید شد. در ایالات متحده، پشتیبانی جدی  از سیاست اسرائیل ناشی از  خواست  اقشار  لیبرال در امریکا بود. این وضع بگونه ای چشمگیر تغییر کرده است، هم در میان مردم عادی و هم در میان نخبگان سیاسی. امروز حامیان اصلی  آن عبارتند از مسیحیان بنیاد گرا ( مسیحیان انجیلی) و آنها که کاملا راستگر هستند.

– امیدی دارید که یک جنبش مترقی بتواند در ایالات متحده به جامعه ای مسالمت آمیز تر و اجتماعی تر دست یابد؟

یقین قاطع دارم. جالب ترین جنبه انتخابات سال 2016 این نبود که یک میلیاردر – با حد اقل آراء- برنده انتخابات شد، این هم نبود که صاحبان سامانه های عظیم اقتصادی، کلان ثروتمندان و صاحبان رسانه ها آشکارا از کارزار انتخاباتی او حمایت می کردند، بدون اندک تظاهری به بیطرفی و تلاش برای مستقل نشان دادن خود. آنچه شگفت انگیز بود کارزار انتخاباتی برنی ساندرز بود، کارزاری که خط بطلان بر قانونی کشید که بیش از یک ربع قرن در تاریخ امریکا اعتبار داشت. تا این تاریخ  بخت پیروزی یک نامزد انتخاباتی  با در نظر گرفتن فقط یک  متغیر، که عبارت بود از مبالغ کمک های اهدائی به او، با دقتی تقریبا تام قابل  پیش بینی بود.  اما ساندرز برخلاف دیگران، تقریبا ناشناس بود، هیچ حامی مالی از منابع متداول نداشت، رسانه های بزرگ یا او را نادیده می گرفتند، یا مورد تمسخر قرار می دادند – واگر مدیران حزب مانع ازنامزدی او از سوی حزب  نمی شدند، چه بسا که می توانست برنده هم بشود. او محبوب ترین شخصیت سیاسی کشور شد. جنبش های مردمی که در نتیجه کارزار انتخاباتی او بسیج گشتند با دیگرکنشگران متحد شدند. این ها می توانند در سالهای آینده سبب پیدایش  تفاوت های اساسی گردند.

https://www.jungewelt.de/artikel/344970.90-geburtstag-von-noam-chomsky-usa-müssen-zum-frieden-gezwungen-werden.html

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

ترامپ نقاب از چهره امریکا برگرفت!

ترامپ نقاب

از چهره امریکا

برگرفت!

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4,260,770

مقاله

1081

حتی در آن روزی که سرانجام نوبت ترامپ به سرآید و صحنه را ترک کند، بازهم نه «دوران ترامپ» به آسانی پایان خواهد یافت و نه قهرمانان آن دوران صحنه را رها خواهند کرد. نه، آنها کوتاه نخواهند آمد و از باز تولید آن فضای وحشت و پارانویای اضطراب آفرینی دست برنخواهند داشت.

عداوتی بدخیم و فرومایه، تا  دیرزمانی پس از این دوران، بر  زندگی اجتماعی  و مناسبات بین المللی مسلط خواهد ماند.

میراث ترامپ گندزاری خواهد بود از خشم، نفرت و تلخی که تا دیرگاهی بسیار فراتر از این دوران  در ذهن ناخودآگاه ملت و حافظه جمعی جهان باقی خواهد ماند. آنچه از ترامپ باقی میماند بخشی از میراث بی ارزش امپراتوری ایالات متحده است.

ایالات متحده تقریبا یک قرن در این پندار می زیست که گویا  حامی ناتوانان و خیرخواه ستمدیدگان جهان است. اما در این دوران  که دیرگاهیست  سپری شده،  جهان دوقطبی بود. با افول اتحاد جماهیر  شوروی سوسیالیستی، جهان تک قطبی شد- امپراتوری امریکا،  یگانه ابر قدرت جهان باقی ماند.

هنگامی که صحنه خالی از قدرتی هموزن شد که امریکا را سر جایش بنشاند، امریکا نقابِ چهره پوش خود را فروانداخت. آنگاه چهره واقعی سگی درنده آشکار شد که در برابر کشورهای جهان سوم غرش کنان دندان خشم نشان میدهد تا آنان را در سوی تاریک تاریخ نگاه دارد.  با اجداد اروپائی خود خصمانه رفتار کند، و تلاش کشورهای امریکای لاتین را برای بدست آوردن استقلال با پشت دست تفرعن رد کند.

دلیل این که چرا امریکا توانست همه این چیزها را غصب کند این است که یک امپراتوری قدرتمند نه به همپیمان نیاز دارد، نه به دوست. امپراتوری فقط رعیت می شناسد و ساتراپ. امپراتوری ها چیزی نیستند جز ماشینی برای تسلط سیاسی و نظامی و استثمار اقتصادی. تنها چیزیکه آنها برای توجیه وجود خود دارند، قدرت بی قید و شرط آنهاست.

این که آیا ترامپ در انتخاب بعدی، برای چهار سال دوم، باز هم انتخاب خواهد شد یا این که فقط هشت ماه باقیمانده از دور اول را از سر خواهد گذراند، ازمنظر امروز فاقد اهمیت است. زیرا که دیگر دست ها رو شده اند. امپراتوری برای تحقیر بی مرز جهان ، بر چهره جهانیان تف کرد و لطمه ای جبران ناپذیر بر روابط بین المللی وارد آورد.

https://www.jungewelt.de/artikel/343881.die-maske-ist-gefallen.html

تلگرام آینده ما:https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 

 

 

 

 

«زیمنس» آلمان از روی جسد ناپدید شده خاشقچی پرید!

 

«زیمنس» آلمان از روی

جسد ناپدید شده خاشقچی پرید!

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

4/255/896

مقاله

1080

 

 

 

در پایان سه هفته سیل خبری درباره قتل خاشقچی در کنسولگری عربستان در ترکیه، «یوزف کِزِر» رئیس کنسرن زیمنس، دوشنبه (دیروز) در کنفرانس «آرامکو» که کنسرن دولتی عربستان سعودی است شرکت کرد.

بنا به گزارش خبرگزاری  » رویترز» یک سخنگوی کنسرن زیمنس روز یکشنبه حضور » کزر» در کنفرانس مذکور   در «دمام «، واقع  در حوزه خلیج فارس را تایید کرده است.

«اولریش اشپیسهوفر» رئیس کنسرن سوئیسی ABB، رقیب کنسرن آلمانی زیمنس نیز دراین کنفرانس حضور داشت.

چهار هفته پیش، «کزر» رئیس کنسرن آلمانی زیمنس، در آخرین دقایق، موافقت خود برای شرکت در کنفرانسی که عربستان سعودی برای سرمایه گذاران بین المللی برپا کرده بود،  پس گرفته بود.

آنچه خواندید برگرفته از یک سند استراتژیک – 50 صفحه ای است که آژانس روابط عمومی » دابلیو، ام، پی»، مستقر در برلین، آن را تهیه کرده و روزنامه بلواری و پرتیراژ » بیلد » روز یکشنبه گزارشی در باره آن منتشر ساخت.

طبق گزارش انتشار یافته در روزنامه جنجالی «بیلد» آژانس روابط عمومی مذکور  دسترسی به دفتر صدارت عظما، مقامات مشاور در عرصه های سیاست خارجی و امنیتی آلمان و اقتصاد دان ارشد این کشور و همچنین وزارتخانه های آموزشی و فرهنگی 16 ایالت آلمان را ممکن می سازد.

بنا به گزارشی که نیویورک تایمز روز پنجشنبه – بوقت محلی – منتشر ساخت : دربار عربستان سعودی نه تنها خواستار دستیابی به فنآوری غربی و کسب نفوذ سیاسی است، بلکه خواستار بمب اتمی نیز هست.

این نتیجه گیری ناشی از مذاکرات جاری میان وزارت نیروی امریکا و رژیم عربستان سعودی است. موضوع مذاکرات خرید  نیروگاه هسته ای از امریکا  به ارزش 80 میلیارد دلار است. از این رو در ایالات متحده امریکا این نگرانی بوجود آمده که بعید نیست  عربستان سعودی  سوخت اتمی خود را محرمانه برای تولید سلاحهای اتمی به کار بندد.

https://www.jungewelt.de/artikel/343858.halsabschneider-bombige-geschäfte.html

 

شاخ امریکا لای درختان جنگل «صفحه شطرنج» برژینسگی گیر کرد

شاخ امریکا لای درختان جنگل

«صفحه شطرنج» برژینسگی گیر کرد

 

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،250،338

مقاله

1079

رؤیای ژئو استراتژیک » زبیگنیو بریژینسکی» که ایالات متحده امریکا باید یگانه قدرت استراتزیک مسلط بر جهان باشد، محکوم به شکست است. این شکست  فقط ناشی از درگیری های سوریه نیست. اما چرا؟

بنظر می رسد  روزِ مرگِ استراتژی ِ- تسلط  ایالالت متحده امریکا بر جهان، آن روزی بود که در ماه مه 2017  روسیه، ایران و ترکیه  تفاهم نامه ای را برای ایجاد 4 منطقه آرام  در سوریه  به امضاء رساندند. این توافقنامه فقط برنامه ای برای حل و فصل اختلافات و استقرار صلح در سوریه نیست بلکه در عین حال پاسخ این سه کشور به سیاست تهاجمی و بی رحمانه امریکا و متحدانش در خاورمیانه و نزدیک نیز هست که  بی وقفه ادامه دارد.

اتحادیه اتلانتیک که  امریکا رهبر آنست  برای رسیدن بر تسلط بلامنازع بر جهان، که بریژینسکی در اواخر دوران جنگ سرد مطرح  ساخت، از هیچ تلاشی برای دامن زدن به جنگ سوریه  و کش دادن آن روی گردان نیست، گرچه می داند که این تلاش  می تواند بقیمت جان  میلیونها انسان تمام شود.  اما با توافقنامه ای که ذکرش رفت  این مرحله نیز به پایان رسید. آخرین امکان برای تداوم آن تهاجم  و تخریب توافق سه  دولت، استفاده از  وضعیت پیچیده ادلب بود که  آن نیز در سوچی  با توافق در باره  ایجاد یک منطقه  غیر نظامی  در ادلب از میان برداشته شد.

بنظر بسیاری از ناظران سیاسی غرب  برداشتن چنین گامی از سوی سه دولت ، نه تنها قابل پیش بینی نبود ، بلکه اصلا نامنتظر بود که  ترکیه و روسیه اختلافات خود را به یک سو نهند و بتوانند به یک همکاری پایدار دست یابند. پیش بینی این باصطلاح کارشناسان غربی در گدشته هم نادرست  از آب درآمده بود که  نه تنها مرگ قرارداد آستانه را اعلام کرده بودند، حتی پیش بینی می کردند که بزودی سه دولت امضاء کننده قرارداد باهم شاخ به شاخ خواهندشد.

این رویدادها که وقوع یافته اند با  آن روایت استراتژی اورآسیای امریکا در تناقض است. به این معنی که طبق توصیه  بریژینسکی در کتاب صفحه شطرنج خود، ایران، روسیه و ترکیه هرگز نباید با یکدیگر همکاری کنند، در غیر این صورت  این خطر وجود دارد که   در عرصه نبرد ژئو پلیتیک  امریکا شاخ مات شود.

در حال حاضر ترس واشنگتن  از این است که ممکن است » بازی بزرگ» پایانی فاجعه بار داشته باشد.  خود پسندی تحلیلگران  و طراحان  راهبردها در واشنگتن  که  کشورهای جهان را  چون  مهره های بی اراده  شطرنج  تصور می کنند، آنها را سخت به وجد می آورد.

قدرتی که ایالات متحده امریکا پس از فرو افتادن اتحاد شوروی  بدست آورد سبب شد که طراحان راهبردی در امریکا  دچار خوش خیالی شوند و ارتباط  با واقعیت را بکلی از دست بدهند.

ایالات متحده امریکا که  با این سطح بی سابقۀ همکاری منطقه ای بین مسکو، آنکارا و ایران مواجه شده است بر آن شد تا  بار دیگر با نشان دادن شدت عمل جدی، شکافی در فرمات آستانه بوجود آورد.

فقط چند ساعت پس از توافق سوچی میان روسیه و ترکیه ، یک هواپیمای نظامی روسیه با 15 سرنشین ، بگونه ای حیرت انگیز، بر فراز دریای مدیترانه مورد اصابت موشک قرار گفت و ساقط شد.   چند روز بعد،  یک رژه نظامی در اهواز، مورد حمله  گرفت و دهها نفر کشته و مجروح بر جای نهاد. همزمان با این رویدادها چند ماهی است که ترکیه  با  سقوط  ارزش لیره خود  در مبارزه است، که ناشی از تحریم امریکا و آغاز یک جنگ بازرگانی است.

برغم تمام این احوال مناسبات سه کشور که  خود را با خطر یکسانی روبرو می بینند محکم تر شده است. در عین حال عرصه عمل امریکا در منطقه دائما تنگ تر می شود.

به تحریکاتی که قبلا در ادلب و دیگر بخش های سوریه  صورت گرفت  اعتنائی نشد. افزون براین ها نفوذ ایالات متحده امریکا در منطقه اوراسیا، از جمله از طریق سازمان همکاری های  شانگهای که 17 سال از تاسیس آن می گذرد، پس رانده می شود.

سازمان همکاری های شانگهای نه تنها  یک اتحادیه بازرگانی  قدرتمند است بلکه  این توان بالقوه را نیز دارد که در عرصه همکاری های امنیتی  نقشی چون ناتو و اتحادیه اروپا ایفا کند و افزون بر این ها  عرصه ایست برای گسترش  اعتماد سازی متقابل.

این سازمان برخلاف  ناتو، سخت پایبند  به تضمین مفید بودن مناسبات دو جانبه برای کشورهائی است که با هم همکاری می کنند ( برُد- برُد) در این سازمان پیشرفت بمعنی پیشرفت همزمان کشورهاست.

افزون بر این ها آنچه در سازمان همکاری های شانگهای مورد تاکید قرار می گیرد احترام متقابل بر تفاوت های مذهبی و  فرهنگی است. این ها ارزش هائی هستند که در برابر اندیشه های کهنه » غربی» قرار دارند، مانند نظرات هانتینگتن مبنی  برخورد  فرهنگ ها و  یا شیوه های  زمخت جنگ سرد مانند جتگ تجاری و ذهنیت حاصل جمع صفر.

امروز سازمان  همکاری های شانگهای نماینده نیمی از جمعیت کره زمین و راههای بازرگانی با اهمیت است  که پروژه جاده ابریشم نوین نیز بر آنها افزوده می شود.

امروز می توانیم  شاهد انتقال قدرت از اتلانتیک بسوی دنیای قدیم، بسوی   «Pivot Area» و «Rimland», باشیم ،  یعنی مناطقی که    استادان بریژینسکی   » اسپایکمان» و » مک کیندر»مطرح کرده اند و گفته اند قدرتی می تواند بر جهان حکم براند که این سرزمین ها را در اختیار داشته باشد.

این رویدادها نیز قابل توجه هستند که ترکیه عضو ناتو و اخیرا هند، برغم تهدیدهای ایالات متحده امریکا،  قرار دادی با روسیه منعقد ساختند برای خرید پنج سامانه دفاعی اس 400 .

گرچه کشورهای ترک زبان  در آسیای مرکزی و در سواحل دریای خزر از دهها سال پیش با یکدیگر همکاری می کنند ولی  در سالهای اخیر بر همکاریهای خود افزوده اند. بعنوان مثال ازبکستان پس از  سالها دوری و تنها نشینی اینک خواستار همکاری نزدیک با ترکیه است.

در آخرین اجلاس شورای همکاری کشورهای ترک زبان «اوربان» نخست وزیر مجارستان یاد آور ترک تباری مجارها در گذشته شد.

لازم به ذکر است که حتی برای کشورهای  اروپای مرکزی و شرقی نیز نوعی  از همکاری ، به این یا آن شکل،  با کشورهای اورواسیا،  بدیلی است در برابر  همکاری  با » غرب» .

برای عضویت در اتحادیه اروپا باید از حاکمیت ملی چشم پوشید و آن را به مراجع اروپائی تسلیم کرد، که میتوان آن را نوعی از فدرالیسم دانست، ولی کشورهائی که به اتحادیه شانگهای می پیوندند، کماکان کشورهای مستقل ملی باقی میمانند .

نمونه ای از این همکاری و برخورد کشورهای عضو پیمان شانگهای  بایکدیگر اختلاف نظردیرین آنها با یکدیگر بر سر دریای خزر بود که  سرانجام   طی مذاکراتی  دوستانه مشکلات را حل کردند.

همه کشورهای منطقه ، حتی اروپا هم که افزون بر امریکا در جستجوی همکاران تازه ایست   می تواند از این اتحادیه بهره ور گردد.

بویژه منابع انرژی تركمنستان را می توان از طريق خطوط انتقال   Trans-Caspian و Trans-Atlantic (TANAP) از طریق آذربایجان و تركیه به جنوب شرقی اروپا تحویل داد.

ضربه بعدی به ایالات متحده، پروژه  خط لوله   ترکیه –  روسیه   است که به نوبه خود انرژی اروپا را تامین می کند. راه حل های سیاست انرژی جدید منجر به ایجاد مناطق جدید اقتصادی در آینده می شود که دیگر به طور انحصاری تحت کنترل ایالات متحده یا اتحادیه اروپا نیستند.

بسیاری از کشورهای بالکان که شاهد این تحولات هستند  آن را فرصتی  برای ثبات وضع خود نیز می بینند – فرصتی برای رها ساختن خود از تامین  علائق ترانس اتلانتیک.

در این زمینه، باید تأکید کرد که کلیه بحران های  بالکان طی دهه های گذشته  و  تاثیرات  منفی آن  بر توسعه اقتصادی و وضع دموگرافیک  منطقه، نتیجه «ژئوپولتیک غارتگر» انه بازیگران  ترانس اتلانتیک است که گریبان  این کشورها را گرفته  است.

سیاستی که آلمان   در مورد » نورد استریم 2″ دنبال می کند نیز سبب نارضایتی  همکار اتلانتیکی اش شده  است.  جنگ بازرگانی با امریکا آلمان را مجبور می سازد که  عملگرایانه رفتار کند. از این روست که پیوسته در جستجوی گفتگو و مذاکره دشوار بویژه با   ترکیه و روسیه است. پیروی»  کور کورانه»  از  علائق اتلانتیکی برای علائق اقتصادی آلمان در جنوب شرقی اروپا،  خاور نزدیک و میانه و آسیای مرکزی عواقب منفی در بر خواهد داشت.

بنظر می رسد رؤیای بریژینسکی:  امریکا » یگانه قدرت جهانی» که  او در سال 1997 در کتاب خود مطرح ساخت، نیز  به گورستان تاریخ می پیوندد.

https://deutsch.rt.com/meinung/77640-das-spiel-der-usa-in-eurasien-ist-aus-brzezinskis-schachbrett-wird-zusammengeklappt/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید

 یاری

 با

آینده ما

کمک خود را به این حساب واریز کنید

شماره حساب

GHOLAM REZA NAFEEI

Postbank Köln

Konto Nr. 903 278 124

IBAN: DE22  1001  0010  0903  2781  24

BIC   :  PBNKDEFF

سخنی با خوانندگان

سخنی با خوانندگان

ازعمر این وبلاک نزدیک به ده سال می گذرد. در آغاز کارچندان دشوار نمی نمود که بعدها نمود. بقول حافظ :

«که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها». وقت و انرژی برای یک کار پیگیرتوان می فرساید که باور کنید فرسوده است. بقول ایرج میرزا «گهی دندان به درد آید، گهی چشم- زمانی معده می آید سر خشم». چقدر زیبا این چشم و خشم را ایرج مثل در و پنجره به هم انداخته است.

بگذریم. اینترنت و فضای مجازی مثل بختک افتاد روی روزنامه ها و آنها که آنلاین روزنامه می خوانند و مطلب جستجو می کنند میدانند که بسیاری از روزنامه ها برای بقای خود و دو دست خود را به علامت تسلیم در برابر اینترنت بلند نکردن، روی مطالب اصلی شان قفل گذاشته اند و تنها با پرداخت پول و یا آبونمان می توان وارد صفحات آنها شد. بر آن مشکل نخست که از قول حافظ و ایرج میرزا برایتان نوشتم، این مشکل دوم هم اضافه شد. یعنی پول. هم برای داشتن اینترنت پر سرعت و هم ورود به صفحات روزنامه هائی که آنلاین هستند. بقول جنتی عطائی «حالا من موندم و اون رود بزرگ». می خواهم بگویم که من ماندم و شما که خوانندگان این وبلاک و فیسبوک من هستید و برایتان نوشتم که با کدام دشواری ها هر دو را به روز نگه میدارم. تا وقتی مترجم دویچه وله بودم  حداقل مشکل دوم من حل می شد، اما حالا که دیگر جا را برای نسل بعدی در دویچه وله خالی کرده ام چه باید کرد؟

صادقانه می نویسم که «توان و چشم، قلم و آن حد از انرژی باقی مانده از عمر رفته» از من. اما سهم شما که خوانندگان این ترجمه ها هستید چه می شود؟ نمی خواهید با پرداخت آبونمان بخشی از هزینه ای که این وبلاگ و فیسبوک می برد را تقبل کنید. نه بخاطر من، نه بخاطر این و یا آن، بخاطر بهره ای که خود می برید نمی خواهید برای سهمی اندک از هزینه ای که بر من سنگینی می کند دستی به همت از جیب برآورید؟

من شماره حسابی را در وبلاگ و فیسبوکم اعلام می کنم. از میان آنها که آبونمانی پرداخت می کنند، هر آنکس که مایل باشد نام و مبلغ آبونمانش را اعلام می کنم و آنکس که نخواهد، یاری اش را به دیده منت دارم و نام و یاری اش را در سینه محفوظ

پایدار باشید

شماره حساب

GHOLAM REZA NAFEEI

Postbank Köln

Konto Nr. 903 278 124

IBAN: DE22  1001  0010  0903  2781  24

BIC   :  PBNKDEFF

14 تن طلای ونزوئلا را انگلستان می خواهد بخورد!

 

14 تن طلای ونزوئلا را

انگلستان می خواهد بخورد!

 

 

 

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

 

4،245،508

 

مقاله

 

1078

 

بانک انگلیس حاضر نیست طلاهای کشور ونزوئلا را ، که 284 میلیون یورو برآورد شده، به صاحب آن، که دولت ونزوئلاست پس بدهد. مقامات دولتی انگلیس مدعی هستند که معلوم نیست انگیزه دولت کاراکاس برای پس گرفتن  14 تن طلای خود چیست. روزنامه انگلیسی  تایمز می نویسد مقامات انگلیسی مصر هستند که این اقدامشان برای پیشگیری از پولشوئی است. رسانه ها از قول منبعی که نامش ذکر نشده می نویسند:» نگرانی هائی وجود دارد مبنی بر این که ممکن است آقای مادور طلائی را که متعلق به ونزوئلاست ضبط کند و برای کسب سود شخصی آن را بفروش رساند.

در آغاز هفته جاری  گزارش هائی  علنی شدند حاکی از  این که دولت ونزوئلا  از دو ماه پیش تلاش می کند تا ذخایر طلای ونزوئلا را که  در انگلستان  نگه داری می شوند، به کشور خود بازگرداند.

ادعا شده که این مذاکرات متوقف شده اند، زیرا یافتن موسسه ای که حاضر شود حمل و نقل طلای مزبور را بیمه کند همواره دشوار تر می شود، درحالیکه انعقاد قرارداد بیمه برای حمل و نقل  چنین محموله بزرگی از طلا  ضروری است.

هفته گذشته صدور طلا از ونزوئلا به خارج از کشور مشمول دور تازه ای از تحریم های امریکا علیه این کشور شد. طبق این تحریم هر یک از اتباع امریکا یا  هر موسسه امریکائی که  در فروش طلای ونزوئلا سهیم گردد، مجازات خواهد شد. در سالهای اخیر  واشنگتن یک سلسله اقدامات تنبیهی علیه جمهوری ونزوئلا وضع کرده است، که شامل امور مالی، صدور اوراق قرضه دولتی و عملیات مربوط به خرید و فروش مواد نفتی شرکت دولتی نفت ونزوئلا PDVSAمی گردد. مقامات دولتی امریکا  دولت کنونی ونزوئلا  و رئیس جمهور آن نیکولاس مادور را به نقض  حقوق بشر و تضعیف دموکراسی متهم کرده اند.

ونزوئلا که در حال حاضر با بحران شدید اقتصادی روبروست، اخیرا در صدد برآمده تا وابستگی های ونزوئلا را به موسسات و ابزارهای مالی تحت کنترل ایالات متحده امریکا از جمله دلار امریکا قطع کند. ماه گذشته ونزوئلا اعلام کرد بعلت  تداوم تحریم ها از سوی امریکا از این پس برای مبادلات بازرگانی از ارزهائی مانند یورو، یوآن و هر ارز قابل تبدیل دیگر استفاده خواهد کرد. در سه سال اخیر ونزوئلا برای کسب وام های میلیاردی از وام دهندگان بین المللی، از طلای خود بعنوان وثیقه استفاده می کرد. اما از سال 2017 که واشنگتن معاملات مالی با ونزوئلا را برای موسسات امریکائی ممنوع کرد، انجام معاملات مالی برای ونزوئلا دشوار تر شد.

 

https://deutsch.rt.com/international/79140-was-wollt-ihr-denn-mit/

https://t.me/siteaayandema به تلگرام آینده ما بپیوندید