دعوا سر لحاف ملُا، یعنی ایران است و از داخل هم کمک می کنند!

دعوا سر لحاف ملُا، یعنی ایران

است و از داخل هم کمک می کنند!

نشریه اینترنتی هینترگروند( پسزمینه) – گزینش و ترجمه رضا نافعی

FILE- In this  Friday, March 1, 2013 file photo, anti-Syrian President Bashar Assad protesters hold the Jabhat al-Nusra flag, as they shout slogans during a demonstration, at Kafranbel town, in Idlib province, northern Syria. The Nusra Front, Syria's al-Qaida affiliate, is consolidating power in territory stretching from the Turkish border to central and southern Syria, crushing moderate opponents and forcibly converting minorities using tactics akin to its ultraconservative rival, the Islamic State group. (AP Photo/Hussein Malla, File)

FILE- In this Friday, March 1, 2013 file photo, anti-Syrian President Bashar Assad protesters hold the Jabhat al-Nusra flag, as they shout slogans during a demonstration, at Kafranbel town, in Idlib province, northern Syria. The Nusra Front, Syria’s al-Qaida affiliate, is consolidating power in territory stretching from the Turkish border to central and southern Syria, crushing moderate opponents and forcibly converting minorities using tactics akin to its ultraconservative rival, the Islamic State group. (AP Photo/Hussein Malla, File)

زمانی که عراق درحال فروپاشی است، سوریه، همسایه عراق، از دولتی سر حمایت گسترده غرب و شرکایش از القاعده و دیگر جهادگرایان، در واقع دیگر کشوری مستقل نیست.

در اواسط ماه مه کنگره آمریکا لایحه ای برای بودجه نظامی به تصویب رسانید که نشان دهنده اولویت های سیاسی آمریکا در مبارزه علیه داعش ( کشور اسلامی) و دیگر گروههای تروریستی است. در این قانون تصریح می شود که امروز سازمانهای داعش یا القاعده از هر زمان دیگر نیرومند تر هستند و خطری که ایجاد می کنند «به حد غیر قابل پذیرشی» رسیده است. برای چیره شدن بر گروههای اسلامگرای افراطی ابداع یک «استراتژی موثر» همراه با «نیروهای همپیمان و شرکای محلی» که پشتیبانی آنها » نقش تعیین کننده» دارد، ضروری است.(1)

این در حالی است که «جو بایدن»، معاون ریاست جمهوری آمریکا، در پائیز گذشته اذعان کرد که درست همین همپیمانهای محلی خود بخشی از مسئله هستند. او گفت : ترکیه، عربستان سعودی و امارات مصمم بودند، اسد را ساقط کنند و یک جنگ نیابتی » شیعه- سنی» به راه اندازند، و این که آنها هزاران تن اسلحه و صدها میلیون هزینه شورشیان کردند. » اما کسانی را که آنها مسلح ساختند النصرت و القاعده بودند و مجاهدانی که از سراسر دنیا آمده بودند».(2) برغم تمام این ها در لایحه ویژه برای بودجه نظامی تنها از یک کشور بعنوان » حامی تروریسم در خاور نزدیک» نام برده می شود که خود دشمن سرسخت القاعده است: ایران.

ایران نیز مانند روسیه و چین «علیه علائق آمریکا در خاور نزدیک » فعال است. طبق مندرجات این لایحه برای مهار «نفوذ زیانبخش ایران در عراق، در سوریه، در یمن و در منطقه » باید اقدامات بیشتری صورت گیرد.

چند هفته پیش گزارش DIA، سازمان اطلاعاتی ارتش آمریکا، مورخ آگوست 2012، علنی شد. طبق این گزارش آمریکا و همپیمانهایش از سالها پیش برای رسیدن به هدف خود در کشور های پیشگفته القاعده را در اختیار داشتند.

طبق این گزارش دستگاه دولتی آمریکا از سه سال قبل می دانست که در شورش سوریه نقش رهبری   در دست القاعده است، در دست سازمانی که کشورهای غربی و کشورهای خلیج( فارس) از آن برای برپا کردن یک» امارت سلفی» در شرق سوریه حمایت می کنند . زیرا » این عیننا » همان چیزی بود که حامیان تروریست ها خواستار آن بودند تا ارتباط » رژیم سوریه » را با ایران و عراق» قطع کنند». سازمان اطلاعاتی مذکور، با ذکر جزئیاتی مانند تسخیر موصول و رمادی بوسیله تروریست ها، به درستی نتیجه سیاست آمریکا را در آن زمان پیش بینی کرده بود.(3)

یورگن تودن هوفر، نویسنده و کارشناس خاورنزدیک گزارش DIA را » واتر گیت تروریستی » نامید، (رسوایی واترگِیت (به انگلیسی: Watergate scandal) به وقایعی اطلاق می‌شود که میان سال‌های ۱۹۷۲-۱۹۷۵ در هتلی به همین نام در واشنگتن اتفاق افتاد که منجر به استیضاح و سپس کناره‌گیری ریچارد نیکسون رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا شد. ویکیپدیا.م) گرچه پرزیدنت اوباما و غرب می دانستند » کیست که واقعا در سوریه می جنگد، بازهم همان «افسانه همیشگی» را در باره آزادی و دموکراسی ساز کردند، در حالی که خود هدفمند از » سازمان های تروریستی» حمایت می کردند. » از این رو آمریکا در حال حاضر نیز نقشه ای برای حذف کامل » داعش» ندارد. حتی اگر می دانست راه آن کدامست. آنها هنوز به داعش نیاز دارند. در غیر این صورت ایران از نظر آنها بسیار نیرومند خواهد شد. بنابر این دست به ترمز به مبارزه ادامه می دهند»، این ها را تودن هوفر نوشته است.(4)

واشنگتن خواستار تجزیه عراق به سه بخش است

مبارزه آمریکا با داعش پیوسته همراه است با تلاش برای تضعیف ایران و مبارزه با داعش را مشروط به تضعیف ایران می سازد، حتی به قیمت مرزبندی های تازه در خاور نزدیک . بر همین اساس طبق لایحه بودجه نظامی برای مبارزه با داعش 750 میلیون دلار در اختیار دولت عراق می گذارد. ولی یک چهارم از این مبلغ، با دور زدن دولت بغداد، مستقیما در اختیار نیروهای کرد و نیروهای سنی   قرار می گیرد.

به دولت مرکزی عراق تحمیل می شود که برای اداره کشور به این اقلیت ها قدرت بیشتری داده شود ولی به حمایت از شبه نظامیان شیعی پایان داده شود – یعنی نیروهائی که نشان داده اند در مبارزه با داعش قابل اعتماد هستند،- ولی بخش بزرگی از سنی ها آن را خطری برای خود می دانند،عراق باید قانونی برای ایجاد » گارد ملی عراقی – سنی» به تصویب برساند . در غیر این صورت 60 درصد از آن پول در اختیار پیشمرگان کرد و » نیروهای امنیتی» عشایر سنی برای ایجاد گارد ملی توسط آنها، قرار خواهد گرفت.این نیروها مطلبق با قانون کنترل صدور اسلحه بعنوان نیروهای مجاز برای دریافت اسلحه تلقی میشوند، تا در آینده مستقما به دریافت تجهیزات نظامی نائل آیند- و به این صورت عملا بعنوان نهاد مستقل برسمیت شناخته می شود. در پیش نویس لایحه آمده است که این نهاد ها را می توان » کشور» دانست.

بر همین اساس پنتاگون اخیرا تصمیم گرفت تا یک هزار مربی بیشتر برای آموزش نظامی به عراق بفرستد، که کارشان در درجه اول متمرکز بر دادن آموزش به مبارزان سنی باشد. طبق تحلیل اطاق فکر

Denkfabrik Carnegie Endowment for International Peace. ایجاد یک گارد ملی سنی که مورد پشتیبانی آمریکا باشد احتمالا موجب تقویت فرقه گرائی خواهد شد و خواست تقسیم عراق بر اساس تعلقات مذهبی مناطق را تشدید خواهد کرد. ایجاد گارد ملی بر این اساس می تواند پایه ای برای تشکیل ارتش یک کشور سنی در آینده باشد» شبیه به حمایت نظامی از پیشمرگان که بر احتمال ایجاد کردستان مستقل» می افزاید. این گام، در نهایت می تواند تقسیم عراق براساس مرزهای مذهبی و قومی را آسان تر سازد، این تحلیل اطاق فکر پیشگفته است.(5)

واکنش نمایندگان دولت، نظامیان و رهبران شیعی عراق در برابر این لایحه قانونی که بیانگر نگرش آتی دستگاه دولتی آمریکاست بسیار شدید بود. حیدر عبادی نخست وزیر عراق در یک گفتگوی تلفنی با جو بایدن، معاون ریاست جمهوری آمریکا، از این نقشه که هدفش » تضعیف وحدت عراق است، انتقاد کرد(6) بایدن در سال 2006 که خود هنوز در صف اقلیت بود، خواستار تقسیم » ملایم » عراق به سه بخش شده بود. طبق نقشه او سه منطقه – کردستان، سنیستان، شیعیستان – دولت های مستقل نبودند، بلکه مناطق خودمختاری بودند که تحت نظر یک حکومت مرکزی قرار داشتند، ولی هرکدام نیروهای امنیتی مستقل خود را داشتند- با تقسیم انحصار قدرت دولتی به سه بخش، عملا در همان زمان، مبحث تقسیم آغاز شد، امری که، بنظر می رسد، امروز به سختی میتوان از آن دست کشید، یعنی: پایان موجودیت عراق بعنوان یک کشور واحد.

کوندالیزا رایس، وزیرخارجه آمریکا در آن زمان، سال 2006، سخن از افشاندن بذر » هرج و مرج خلاق» در «خاورنزدیک جدید» بمیان آورد، البته زیر سرپوش گسترش دموکراسی. با تسخیر عراق که سه سال پیش از آن صورت گرفته بود دولت آمریکا نقشی قطعی و مسلم برای ایجاد » هرج و مرج خلاق» ایفا کرده بود که مبنای ایجاد نظم تازه در این منطقه شود. هدف از اشغال عراق هرچه بود، – صرفنظر از منهدم ساختن سلاح های کشتار انبوهی که وجود خارجی نداشت،- مسلما   این نبود که دولت ملی عراق تقویت و تثبیت شود و برای این هم نبود که عراق بتواند مستقلا از علائق خود در برابر مخاطرات خارجی دفاع کند – صرفنظر از این که سیاست داخلی آن دموکراتیک بود یا نبود. به عبارت دیگر این ان ترفندی است که به خورد افکار عمومی داده می شود که گویا آنچه رخ داده ناشی از کوتاه بینی سیاست خارجی آمریکا بوده ست – آنچه پس از اشغال رخ داد، یعنی ازهم پاشاندن ساختارهای دولتی، که گام دیگری بود در راه توسعه بی ثباتی در عراق – می تواند خود بخشی از محاسبات و نقشه های از پیش تعیین شده باشد. چون اگر اشتباه میبود ، نمی بایست همان » اشتباه » عیننا در لیبی و سوریه هم تکرارمی شد.

"هرج و مرج خلاق"

«هرج و مرج خلاق»

حد اکثر از زمانی که جورج دابلیو بوش زمام قدرت را در دستگاه دولتی آمریکا بدست گرفت، این فکر هم در آن دستگاه به گردش در آمد که آن تقسیم بندی های قدیمی قدرت های استعماری اروپا در خاور نزدیک باید تغییر کند و تقسیم بندی تازه ای برحسب معیار های مذهبی و قومی جای آن را بگیرد، در این میان آنچه چشمگیر است شیوه انجام این نقشه است که همان شیوه استعمارگران قدیمی است که عبارتست از » تفرقه بیانداز و حکومت کن» . نیویورک تایمز دو سال پیش نقشه ای را منتشر ساخت که حدود و ثغور احتمالی مرزهای تازه در سوریه و عراق را نشان می دهد.(7) در شمال دو کشور کردستان بوجود می اید، در منطقه ساحلی سوریه تا مرز اسرائیل » علویستان»، منطقه ای که تقریبا برابر است با سرزمین هائی که هم اکنون در تسخیر » داعش » است می شود » سنیستان» منطقه شرقی سوریه و بخش غربی و جنوبی عراق هم می شود » شیعیستان «.

کشور آفرینی با کمک آلمان

 

نشریه » بنیاد دانش و سیاست»SWP که به » شکوفائی سیاست کردی» می پردازد، یک ماه پیش مقاله ای منتشر ساخت و در آن به » کشورهای جامعه بین المللی» «توصیه کرد» خود را آماده ناکامی و فروپاشی عراق سازند. بعید نیست » که بزودی روند تقسیم عراق با اتفاق نظر و بدون خشونت صورت پذیرد».(8)

در آن مقاله به دولت آلمان توصیه می شود در نقش » ترمزکننده روند آزاد سازی» بمیدان نیاید، بلکه از پذیرش کردستان در عراق و کشورهای همسایه حمایت کند» زیرا که » ضعف کشورهای ملی» در خاور نزدیک اروپا را مجبور می سازد سیاست تازه ای در برابر کردها در پیش گیرد که » محدود به حمایت از کشورهای ملی در برابر اقلیت های کرد نباشد».

حتی اگر » دو گروه بازیگر کرد»- منظور حزب کار کردستانPKK و شعبه آن در سوریه، حزب دموکراتیکPYD -، و همچنین حزب دموکرات کردستانKDP در عراق، ثبات عراق و ترکیه را به خطر اندازند، » بازگشت به نظام دولت سنتی » یقیننا» رخ نخواهد داد » زیرا آن دینامیسمی که نظام دولتی خاورمیانه را در خود غرق کرده و آن رامتزلزل ساخته است بدون وقفه ادامه دارد.»

البته این نشریه» بنیاد دانش و سیاست» SWP ، خود بخشی از آن نیروهائی است که این دینامیسم را به پیش می رانند. این بنیاد، بنا به تلگرامی که از سفارت آمریکا فرستاده شده( و ویکیلیکس آن را گرفته و منتشر ساخته)، نفوذ قابل توجهی به ویژه بر سیاست خارجی آلمان در سوریه دارد.(9) این بنیاد عضو کمیسیون «تکه تکه کردن سوریه » تحت ریاست Muriel Asseburg است که قبلا رئیس گروه کاری موسوم به » روز بعد از آن» بود که در سال 2012 تاسیس و بعدا منحل شد. گروهی که برای روز بعد از ساقط کردن بشار اسد نقشه می کشید. خط مشی تازه گروه مبتنی بر این نظر است که چون در آینده قابل پیش بینی نمی توان دولت اسد را ساقط کرد باید ساختار دولتی در مناطقی را که تحت کنترل » شورشیان» است به پیش راند.

Asseburg از سه سال پیش هر نوع راه حل مسالمت آمیز چالش در سوریه را غیر ممکن دانست زیرا در سوریه » خشونت را از طریق مذاکره نمی توان حل کرد، راه بر طرف ساختن آن یا پیروزی است و یا خسته شدن یکی ازدو طرف از ادامه مبارزه است». از این رو» جامعه بین المللی » باید پیروزی درجنگ را انتخاب کند.(10) برای این بنیاد ساقط کردن اسد در اولویت نخست قرار دارد. پس از پیشروی های پی درپی داعش در سوریه، درغرب این نظر نیز مطرح شد که برای متوقف کردن داعش با ارتش سوریه همکاری شود . اما در آغاز سال2015 «هایکو ویمن » کارشناس بنیاد مذکور برای سوریه این فکر را رد کرد.

دلیلی که او برای ردکردن چنین اتحاد» فاجعه بار»ی مطرح کرد ضعف ارتش سوریه بود و این که چنین کاری مسلما به تقویت ارتش سوریه کمک خواهد کرد، ارتشی که اصلا معلوم نیست بتواند علیه جنگجویان داعش که هم خوب مجهز هستند و هم بگونه ای اثربخش سازمان یافته اند، حمله نظامی را اجرا کند «.

استدلال مشکوک دیگر او این بود که حتی اگر ارتش بتواند مناطقی را که به تصرف داعش در آمده است پس بگیرد نیز باز به سود داعش تمام خواهد شد زیرا صفحه تازه ای بر نبرد تاریخی با کسانی که به اسلام ناب خیانت کرده اند افزوده خواهد «. در پایان » ویمن» دلیلی را که می تواند دلیل اصلی مخالفت او باشد مطرح می سازد و می گوید:» اعاده حیثیت گام به گام از رژیم اسد، حتی امروز که فقط بر بخشی از خاک سوریه حکومت می کند، بمعنی پیروزی بزرگی برای ایران خواهد بود.»(11)

بنیاد مذکور طی اظهار نظری از این انتقاد می کند که در غرب اندک اندک » کانون تمرکز تنگتر می شود و صرفا به   مهار داعش و دیگر گروههای جهاد گرا محدود می گردد»، و در نتیجه چنین بنظر می رسد که ازفشار برای برکنارکردن رژیم اسد چیزی جز حرف باقی نمیماند. بجای این می بایست به » شورشیان معتدل» برای نبرد علیه رژیم اسد کمک های اساسی شود. هرچند که بنیاد باید اذعان کند که » اهمیت واقعی » آنها در ماههای اخیر» بشدت کاهش» یافته است.(12) از این رو خواست SWP مبنی بر ایجاد منطقه پرواز ممنوع در سراسر خاک سوریه(13) فقط به سودالقاعده و داعش تمام خواهد شد زیرا نیروی هوائی سوریه دیگر نخواهد توانست به مناطق تحت تسلط آنها پرواز کند. از مدت ها پیش تا کنون ترکیه بود که برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع فشار می آورد، اینک آمریکا نیز بنا به مطالب مندرج در لایحه قانون بودجه نظامی قصد دارد به بررسی مقدمات ضروری برای ایجاد منطقه ممنوع پرواز بپردازد.

چراغ سبز برای القاعده

 

از سخنان جوبایدن که در آغاز این نوشتار نقل کردیم چنین بر می آمد که دولت آمریکا همکاری همپیمانهای خود را با القاعده مورد نکوهش قرار می دهد، اما از آن پس واشنگتن مقاومت احتمالی خود را به کنار نهاده و آنگونه که رویدادهای ماههای اخیر نشان میدهند، آمریکا عملا در سوریه با القاعده همپیمان شده است. «لشگر فاتحان» که تقریبا بالغ بر ده هزارنفر می شود و تحت تسلط جبهه النصرت است که خود را پیرو القاعده می داند، در دوماه گذشته موفق به کسب دست آوردهای ارضی نسبتا وسیعی در منطقه ادلیب واقع در شمال شرقی سوریه شد و شهر ادلیب مرکز این منطقه را نیز تسخیر کرد. حمایت ترکیه از جهادگرایان   نقش کلیدی در موفقیت آنها داشت.(14)

در «جبهه جنوب» که رهبری آن با اردن است – اتحادی از شورشیان که متشکل است ازجبهه النصرت و نیروهای باصطلاح معتدل که هنوز بکلی تحلیل نرفته اند – این اتحاد روز سه شنبه موفق شد پایگاه نظامی در منطقه درعا را که پایگاه با اهمیتی است، تسخیرکند. گویا در حمله به این پایگاه دوهزار نفر شرکت داشته اند. ارزیابی SWP از وضعیت فعلی چنین است » موفقیتهای نظامی شورشیان عمدتا ناشی از همکاری عربستان سعودی، قطر و ترکیه است که » حمایت های خود را از شورشیان هماهنگ ساختند و این امکان را بوجود آوردند که گروههای شورشی نیز از راهبرد مشترکی پیروی کنند.(15)

سلاحهای آمریکائی که در اختیارشورشیان بوده در هر یک از این حملات نقشی قاطع داشته اند، بویژه موشک های مدرن ضد تانک موسوم به TOW. آنطور که درفیلم های ویدئوئی مشاهده می شود داعش نیز که خطوط تامینش از ترکیۀ عضو ناتو می گذرد(16) برای تسخیر شهر باستانی پالمیرا از همین موشک ها استفاده کرده است.(17) جهادگرایان پس از تسخیر شهر پالمیرا، 100 نفر غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان را بقتل رساندند(18) آمریکا با تصمیم خود مبنی بر «چشم پوشی از بمباران آنها هنگامی که با نیروهای دولتی در جنگ هستند» برای تسخیر شهر به آنها کمک کرد. البته نظامیان آمریکا از تمرکز چند هزار نفر برای تسخیر شهر پالمیرا بی خبر نبودند ولی نیویورک تایمز برای روشن ساختن اولویت های واشنگتن توضیح داد که » هر نوع حمله هوائی به نیروهای داعش در پالمیرا و اطراف آن بسود اسد تمام می شد «.(19)

SWP در گذشته به آمریکا خرده گرفته بود که حملات هوائی آمریکا رزمندگان داعش را از پای در می آورد که می توانند اسد را به «چالش بکشند» و این » کمکی غیر مستقیم» به رژیم اسد است.(20) بنیاد مذکور خوب می داند که داعش چه نقش مهمی برای تحقق نقشه های تغییر رژیم ایفا می کند :» سقوط فرودگاه نظامی الطبقا در پایان ماه اوت 2014 که در آن صدها نفر از سربازان رژیم توسط داعش اعدام شدند اعتماد بدنه ارتش را به رهبری اسد بشدت متزلزل کرد».(21)

امنیت اسرائیل «بهتر از هر زمان دیگر است»

 

آنچه که امروز در سوریه روی می دهد – گذر دادن مخفیانه افراد جنگجو از ترکیه و اردن به سوریه برای یک جنگ نیابتی – در سال 1996 در طرح („A Clean Break“) توصیه شده بود، این طرح تحت نظارت Richard Perle از نئوکان های آمریکا برای دولت اسرائیل تهیه شد. در این طرح افزون بر بی ثبات ساختن سوریه توصیه شده بود که صدام حسین با توسل به خشونت از قدرت برکنار شود. روزنامه گاردین در سپتامبر 2002 نوشت : از آنجا که برخی از نویسندگان این طرح » حالا در واشنگتن درمواضع کلیدی قرار دارند، نقشه اسرائیل » برای غلبه بر دشمنان خود از طریق ایجاد نظم نوین در خاورمیانه ، واقع بینانه تر از سال 1996 است.(22) شش ماه پس از این اظهار نظر روزنامه انگلیسی آمریکا صدام را بمباران و از قدرت سرنگون کرد و تسخیر عراق نقطه اغازی شد برای آنچه که همراه با درهم کوبیدن لیبی و سوریه، بنا به نوشته Jerusalem Post، که   سه ماه پیش، به نقل از نظامیان اسرائیل، منتشر کرد.» «بهترین وضعیت امنیتی، تمام دوران ها را برای اسرائیل به ارمغان آورد». آن کشورهای عربی که روزی تا دندان مسلح بودند، مانند لیبی و عراق، متلاشی شده اند.» سوریه که تا چهارسال پیش بزرگترین تهدید برای اسرائیل بود ، امروز در واقع دیگر وجود ندارد، » از هم پاشیده و تکه تکه شده است»( 23)

دیرزمانی چالش با اسرائیل و اشغال فلسطین عامل بسیجنده در زندگی سیاسی جامعه عرب بود ولی از مدت هاپیش چالش میان شیعه و سنی جای آن را گرفته است. (24) Meir Dagan رئیس پیشین موساد دوسال پیش گفت :» آخرین شکاف در جهان عرب و اسلام موقعیت بی مانندی برای اسرائیل بوجود می آورد که برای ایجاداتحاد های گوناگون تلاش کند و حضور ما را در خاورنزدیک به تایید برساند.(25)

اسرائیل اینک با یک دشمن اصلی خود، که با جدیت فرقه گرائی را دامن می زند ، متحد شده است. از آغاز 2014 نمایندگان دولت اسرائیل و عربستان سعودی در جلسات محرمانه با یکدیگر دیدار می کنند.این واقعیت را یک هفته پیش انور ماجد عشقی مشاور پیشین شاهزاده بندر بن سلطان سفیر سابق عربستان در آمریکا و » دوره گولد» نماینده سابق اسرائیل در سازمان ملل، در اجلاس شورای روابط خارجی

Council of Foreign Relations در واشنگتن برای نخستین بار اعلام کردند. موضوع اصلی مذاکرات اسرائیل و عربستان یک دشمن واحد است. گزارش » بلومبرگ» در این مورد چنین بود: گرچه این افراد نماینده کشورهائی هستند که دشمنان تاریخی یکدیگر هستند، اما پیام هاشان یکسان بود: ایران   خاور نزدیک را می گیرد و باید جلوش را گرفت».(26) ، بند اول از برنامه هفت ماده ای که عشقی، نماینده عربستان برای خاور نزدیک مطرح ساخت انعقاد قرارداد صلح میان اسرائیل و اعراب بود و بلافاصله پس از آن در بند دوم تدارک تغییر رژیم در ایران قرار داشت. افزون بر این او خواستار ایجاد یک کشور کرد نیز شد . در اسرائیل نیز کسانی خواستار تقسیم سوریه به چند کشور از جمله یک کشور کرد هستند.(27)

سیاستمداران و نظامیان اسرائیل در سالهای اخیر بکرات مطرح کرده اند که سوریه ای را که تحت کنترل القاعده باشد به همسایه ای که کماکان همپیمان ایران باشد ترجیح می دهند. شگفت انگیز نیست که می بینیم اسرائیل در ارتفاعات جولان با رزمندگان جبهه النصرت همکاری می کند(28) هرچند کمک هائی که جهادگرایان ازاسرائیل می گیرند در قیاس با کمک هائی که از ترکیه عضو ناتو و کشورهای سلطنتی منطقه خلیج فارس دریافت می دارند ، تقریبا ناچیز است. از آنجا که سهم القاعده در نقشه برای ساقط کردن اسد و نیز تقسیم سوریه سهمی است که نمی توان از آن چشم پوشید کوشش برای خوب جلوه دادن القاعده در انظار عمومی افزایش می یابد . جهادگرایان دو گروهند، یک گروه» خوب»هستند و یک گروه «بد». القاعده از»خوب » هاست و داعش از «بد» ها. (29)

هشت نه روز پیش رهبر النصرت در مصاحبه ای با الجزیره، فرستنده تلویزیونی قطر ، اطمینان داد که غرب نباید نگران حمله جبهه النصرت به خود باشد، هدف النصرت ساقط کردن اسد است.(30) بنا به گزارش اشپیگل آنلاین پاداش دولت آمریکا به این اظهاراتِ چند روز پیش رهبر تروریست این بود که در زد و خورد میان گروه النصرت و داعش ،آمریکا در » نخستین حمله هوائی خود داعش را بمباران کرد «.(31)

یک هفته پیش خبرگزاری فرانسه گزارش داد که اینک ، با توجه به حمایت غیر قابل انکاری که از جهادگرایان می شود، دولت سوریه مجبور است» عملا تقسیم کشور را بپذیرد، توجه خود را بر دفاع از مناطق مهم استرتژیک متمرکز سازد و بقیه را به شورشیان واگذارد. بنا به اظهارات یک منبع دولتی سوریه» حفظ منطقه ساحلی، شهرهای مرکزی حما ، حمص و دمشق برای سوریه حیاتی شمرده می شود.(32) گذشت زمان چه تغییراتی به بار می آورد: در سالهای پس از 11سپتامبر، دولت آمریکا مبارزان القاعده را برای بازجوئی های سخت به ارگانهای امنیتی سوریه می سپرد، حالا با کمک همان دشمنان پیشین، سوریه عملا متلاشی می شود.

http://www.hintergrund.de/201506113563/globales/kriege/zerfall-und-neuordnung-im-nahen-osten.html

 

 

 

«بمباران کشتی پناهجویان» ظهور ارتش واحد اتحادیه اروپا

«بمباران کشتی پناهجویان»

ظهور ارتش واحد اتحادیه اروپا

یونگه ولت – گزینش و ترجمه رضا نافعی

پناهندگان خوش آمیدید
پناهندگان خوش آمیدید

به ابتکار سازمان ملل متحد که روز 20 ژوئن «روز پناهندگان جهان » نامیده   و نیز بنا به دعوت   » فوروم اجتماعی جهان» برای همبستگی با یونان، روز شنبه 20 ژوئن   هزاران نفر در برلین به خیابن آمده و علیه سیاست اتحادیه اروپا در مورد پناهندگان و یونان به تظاهرات اعتراضی پرداختند

گفتگوئی افشاگر با جولیان اسانژ سردبیر نشریه اینترنتی » ویکیلیکس» درباره نقشه های اروپا برای مقابله با پناهجویانی که به اروپا روی می آورند را می خوانید. جولیان آسانژ   در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۲ به سفارت اکوادور در لندن پناهنده‌شد و از آن زمان بعنوان پناهنده سیاسی در این سفارت بسر می برد.

نقشه نقض استقلال لیبی کشیده شده است

رسانه- ویکی لیکس اخیرا اسنادی از یک نقشه سری اتحادیه اروپا را افشاء کرد. از این اسناد چنین بر می آید که اتحادیه اروپا قصد دارد برای جلوگیری از روان شدن سیل پناهجویان از لیبی بسوی اروپا دست به عملیات نظامی بزند. در این مورد از ویکی لیکس چنین می پرسند: «اسناد حکایت از آن دارند که باید با عملیات نظامی شبکه حمل پناهجویان و زیرساخت این شبکه برای عبور دادن پناهجویان از مدیترانه به اروپا منهدم شود. این اسناد جزئیات نقشه عملیات نظامی برای از بین بردن قایق های لیبی و ممانعت از گذراندن پناهجویان از مدیترانه و رساندن آنها به اروپا را نشان می دهند. نظرشما در باره این اسناد چیست؟

آسانژ- طراحان این نقشه سری وزارت دفاع چند کشور اروپائی هستند. نقش عمده در تهیه این طرح بعهده انگلستان و ایتالیا بوده است. این نقشه را که در 13 ماه مه به رشته تحریر در آمده ما منتشر ساختیم. پیشنهاد مطروحه در این نقشه برای دخالت نظامی این است: پیش از آن که قایق های حمل پناهندگان بندر لیبی را بسوی اروپا ترک کنند باید آنها را منهدم ساخت. افزون بر این، نقشه مذکور خواستار حمله به کسانی است که حاضرند پناهجویان را با قایق های خود به اروپا برسانند. نقشه این افراد را «قاچاقچی» می خواند. بنابر این برای منهدم ساختن شبکه حمل و نقل مبارزه با آنها ضروری است.

رسانه- معنی این که شما می گوئید قایق ها باید منهدم شوند چیست ؟

آسانژ- یعنی پیش از آن که پناهجویان سوار قایق شوند باید آن را از بین برد . البته از بین بردن قایق در بندر یعنی نقض بالقوه حاکمیت لیبی.

رسانه- منظور شما از » از بین بردن » دقیقا چیست؟

آسانژ- باید آن را منفجرسازند یا کاری کنند که دیگر قادر به حرکت نباشد. در این سند دقیقا مشخص شده از بین بردن با بکار گرفتن ابزار نظامی.

رسانه- نظامیان از کجا باید بدانند که آدم در قایق است؟

آسانژ- احتمالا نمی توانند اطلاع دقیق پیدا کنند. مسلما آنها مناطقی را از هوا تحت نظر می گیرند تا بدانند که مردم کجا جمع می شوند. شاید هم اصلا بفکر مردم نباشند. با آن لحنی که در سند در باره «قاچاقچی» ها صحبت می شود بنظر می رسد که احتمالا همین ها هدف عملیات نظامی هستند. بطور مشخص قایق ها و زیرساختی که هم اکنون موجود است نیز خود از اهداف عملیات نظامی هستند. این حکم در مورد تاسیسات بندری نیز صادق است، یا سازمان هایی که کارشان جمع کردن پناهجویان در محل های مشخص است. احتمالا این ها هدف عملیات نظامی قرار خواهند گرفت.

رسانه- این اسناد متعلق به کجا هستند؟

آسانژ- این ها اطلاعات محرمانۀ، طبقه بندی شدۀ اتحادیه اروپاست، از بخش کمسیون نظامی اتحادیه اروپاست. همانطور که گفتم مهمترین طراحان آن انگلستان و ایتالیا هستند. آنطور که این اسناد نشان می دهند ایتالیا در مقام رهبری، رویکرد عملیات نظامی را، هماهنگ خواهد کرد.

رسانه- آیا در سند ابراز نگرانی نمی شود که این رویکرد از بیرون چگونه درک خواهدشد، صحبتی از این نیست که این رویکر از بیرون چگونه جلوه خواهد کرد؟

آسانژ- چرا، در سند طرحی هم هست برای اطلاع رسانی به رسانه ها که باید همزمان با عملیات صورت بگیرد . نگرانی مرکزی آنها همین حفظ ظاهر رویکرد است. چون رسانه های اروپائی بویژه نسبت به تلفات انسانی وخبرهای جعلی نظامیان در باره تلفات حساسیت دارند. منظور از این حرف آن است که آیا تلفات انسانی عملیات موجب مباحثات اجتماعی در اروپا خواهد شد؟ طرح این سوال به این معنی است که آنها می دانند منفجر کردن قایق ها تلفات انسانی ببار خواهد آورد و آنها با وقوف به این امر حاضر به پذیرفتن این خطر هستند.

آسانژ- اگر بخواهیم بدانیم اصلا چرا حاضر به قبول این خطر هستند باید چند گام به عقب برداریم. شگفت انگیز نیست که وزارت دفاع انگلیس در تدارک محتوای این طرح سهیم بوده است. زیرا پس از انتخابات 7 ماه مه که دولت محافظه کار جدید با کسب اکثریت انتخاب شد دست به حمله شدیدی علیه پناهندگان زد و در عین حال با این تصمیم هم که پناهندگان را از بخشی از اروپا به دیگر کشورها منتقل کنند نیز مخالفت کرد. از منظر ایتالیا تمام کشورهای اتحادیه اروپا باید به مسئله پناهندگانی که به اروپا روی می آورند بپردازند.

سند مکشوفه ویکی لیکس نشان می دهد که اتحادیه اروپا برای نخستین بار خود بعنوان قدرت نظامی پا به عرصه خصومت های نظامی می گذارد- یعنی این دیگر ناتو نیست بلکه اروپاست که به تنهائی به میدان می آید. از این رو آنچه حائز اهمیت بسیار است تصویری است که اتحادیه اروپا بعنوان قدرت نظامی از خود عرضه می دارد. و حال که مسئله مربوط به لیبی است این پرسش مطرح می گردد که کشورهای اتحادیه اروپا می خواهند با لیبی چه کنند. باید بیاد آورد که جنگ هوائی علیه لیبی عمدتا جنگ هیلاری کلینتون، وزیرخارجه آمریکا با آن کشور بود. چون پنتاگون مخالف این جنگ بود ولی هیلاری کلینتون سخت خواستار آن بود، آمریکائی ها در مورد لیبی اتفاق نظر نداشتند، دلیلش هم این بود که پنتاگون با توجه به تجربه عراق نگران این بود که پس از قذافی چه پیش خواهد آمد.

در اروپا فشار برای دست زدن به جنگ علیه لیبی شدید بود. آنچه در در درجه اول مورد نظر ایتالیا، فرانسه و انگلستان بود این بود که چطور می توان به نفت لیبی دست پیدا کرد. در مورد تقسیم نفت با شورشیان مذاکره شد که سهم ایتالیا چقدر باشد و سهم فرانسه چقدر. بنا براین بزودی خواهیم دید که نظامیان اتحادیه اروپا با چه بهانه ای به سواحل لیبی نزدیک خواهند شد. نقشه نقض استقلال لیبی از هم اکنون کشیده شده است و توجیه آن هم منهدم ساختن قایق ها و از بین بردن باند قاچاقچیان در کشور لیبی خواهد بود.

رسانه – آیا در نقشه محرمانه از گروههائی که مورد حمایت غرب هستند نیز صحبتی بمیان آمده است؟ و به این هم اشاره ای شده است که نظر این گروهها نسبت به این نقشه چگونه خواهد بود؟

آسانژ- نسخه های مختلفی از این طرح علنی شده چون رسانه ها هم در باره آن ها گزارش داده اند. تا کنون فقط بخش هائی از نقشه منتشر شده، نه کل آن. و گروههائی که غرب آن را دولت رسمی لیبی می داند همان هائی هستند که پیرامون بنغازی هستند. وزیر خارجه لیبی اظهار داشته که نقض استقلال لیبی تحمل نخواهد شد. برای لیبی قابل پذیرش نیست که وقتی جهاد گرایان شهروندان لیبی را تعقیب می کنند لیبی مانع فرار آنها گردد. این وضعیت از هر جهت تازه است. از این جهت تازه است که اتحادیه اروپا بعنوان قدرت نظامی علیه پناهجویان بمیدان می آید، علیه قایق های فراریان و در واقع در کنار داعش قرار می گیرد، زیرا پناهجویان انسان هائی هستند که از سوی فراکسیون های مختلف جهادگرایان از جمله داعش از لیبی رانده می شوند. از این رو من آن را یک رویه قضائی خطرناک می دانم. پرسش این است : پس از آن که نیروهای نظامی اتحادیه اروپا جای پای خود را در در سواحل لیبی محکم کردند، چه روی خواهد داد. احتمالا نیروی های نظامی اروپا، کشتی های جنگی آنها و یا عوامل آنها در سواحل لیبی گاه گاه با مقاومت روبرو خواهند شد و آنها با این مقاومت برخورد خواهند کرد. و آنوقت است که اشغال نظامی لیبی دستور کار می گردد. البته آنچه من الان می گویم حدس و گمان است، ولی نیت نهائی در پس این نقشه محرمانه همین می تواند باشد.

 

http://www.jungewelt.de/2015/06-20/003.php

 

 

 

بمباران با «پهپاد»امریکائی از آلمان هدایت می شود!

بمباران با «پهپاد»امریکائی

از آلمان هدایت می شود!

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

 serveImage.php  سارا واگن کنشت در رامشتاینArmy go home

 

تظاهرات اعتراضی علیه جنگ پهبادی آمریکا از پایگاه نظامی » رامشتاین » در آلمان. نمایندگان فراکسیون حزب » چپ ها» در مجلس المان را » با سردی رد کردند».

نمایندگان فراکسیون «چپ ها» روز دوشنبه، تلاش کردند تا به پایگاه نظامی آمریکا در » رامشاین» (آلمان) راه یابند. اما در به روی آنها گشوده نشد. نمایندگان مجلس آلمان، برغم آن که به نگهبانی دم در اطلاع دادند که قصد ورود به پایگاه را دارند «با سردی رد شدند» خانم «سویم داگدلن » نماینده مجلس به خبرنگار «یونگه ولت» اظهار داشت :» برغم آن که ما ( بعنوان نماینده مجلس،) حق داریم پایگاه هوائی درخاک آلمان را ببینیم».

دلیل مخالفت نیروی نظامی آمریکا به بازدید از این پایگاه، جنگی است که از سالها پیش بوسیله پهباد های آمریکا صورت می گیرد، که تاکنون تخمیننا 6 هزار قربانی داشته است. گر چه باصطلاح «خلبان » های این هواپیماهای بی سرنشین در آمریکا هستند، اما وجود پایگاه هوائی آمریکا در آلمان است که به قاتلان امکان می دهد بوسیله «جوی استیک» Joystik دست به این قتل ها بزنند. دلیل آن هم این است که چون زمین گرد است نمی توان فرمان های ماهواره ای را از آمریکا مستقیما به فضای هوائی یمن، پاکستان، افغانستان یا سومالی منتقل کرد. ایستگاه رله در رامشتاین فرمانهای دریافتی از آمریکا را به این مناطق منتقل می کند. افزون بر این در این پایگاه عکس هائی که پهبادها می فرستند تحلیل می شوند. بیش از یک سال پیش تحقیقات موسسات فرستنده های رادیو تلویزیونی آلمان NDR و WDR و همچنین روزنامه آلمانی «زود دویچه سایتونگ» کشف کردند که این پایگاه نیز در مسئولیت بمب اندازی ها سهیم است. Brandon Bryant خلبان افشاگر آمریکائی که خود در گذشته یکی از «خلبان» های پهباد بود جزئیات کار را افشا و اعلام کرد: » آلمان برای تمام عملیات پهبادی آمریکا در سراسر جهان ضروری است».

اما دولت آلمان پنهان کاری می کند و موضوع را ناچیز جلوه می دهد. گرچه چند تن از نمایندگان مجلس در مورد نقش «رامشتاین» در عملیاتی که ناقض حقوق بین المللی است از دولت سوال کرده اند. اما دولت با قطعیت «هدایت» پهباد ها را از خاک آلمان نفی کرده است . نیما مساوات ( ایرانی.م)، نماینده فراکسیون حزب چپ ها چنین توضیح می دهد: » هیچگاه پرسش این نبوده است که آیا هدایت پهباد ها از آلمان صورت می گیرد، بلکه پرسش این بوده که آیا داده ها Daten از طریق رامشتاین منتقل می شوند «.

در نتیجه فراکسیون تصمیم گرفت مستقیما با مراجعه به پایگاه کسب اطلاع کند.

نخست «گره گور گیزی» رهبر فراکسیون، نامه ای به پایگاه نوشت و اعلام کرد که همکاران او از پایگاه دیدن خواهند کرد. نامه برگشت خورد با این توضیح: «دریافت کننده در آدرس داده شده نیست «. البته معاون وزارت دفاع به گیزی اطمینان داد که از این دیدار حمایت خواهد کرد.

پس از این تدارکات روز دوشنبه حدود صد تن از فعالان محلی صلح در برابر درغربی پایگاه جمع شدند. حدود نیمروز «سارا واگنکنشت» سخن گفت. مسئول امور اجرائی حزب «چپ ها» اندک زمانی قبل از آن اعلام کرده بود که «ساراواگنکنشت» و» دیتمار بارچ » کسانی هستند که قرار است جانشین گیزی شوند که در ماه اکتبر از سمت کنونی خود کناره گیری خواهد کرد. به این ترتیب نخستین اقدام سیاسی واگن کنشت، بعنوان رهبر فراکسیون حزب «چپ ها» حضور در برابر پایگاه نظامی آمریکا در آلمان بود و از انجا دولت آلمان را مورد حمله قرارداد که حاضر نیست روشن سازد کارپایگاه «رامشتاین » در آلمان چیست. فراکسیون افزون بر محکوم کردن عملیات پهبادی که ناقض حقوق بین المللی است خواستار تعطیل ایستگاه رله و کل پایگاه نظامی آمریکا در رامشتاین شد. نمایندگان مجلس در نظر ندارند راه نیافتن به پایگاه را متحمل شوند. سویم داگدالن گفت : ما به این دیدار بسنده نخواهیم کرد و بازخواهیم گشت. کار این مرکز قتل ها باید قطع شود».

کار نمایندگان فراکسیون » چپ ها» از جمله مورد تایید هوادارن صلح در آمریکا قرار گرفت Elsa Rassbach از سازمان صلح Code Pink گفت : ایکاش ما هم چنین سیاستمدارانی داشتیم . این اقدام برای محکوم کردن قتل توسط پهباد که کاری است ناقض حقوق بین المللی حائز اهمیت فراوان است.

 

http://www.jungewelt.de/2015/06-16/067.php

 

در آرزوی خاورمیانه‌ای خالی از جنگ

در آرزوی خاورمیانه‌ای خالی از جنگ

محمد ارسی

iran-emrooz.net | Sat, 13.06.2015, 9:16

 

mohammadarasi@gmail.com

خاورمیانه دارد می‌میرد. خاورمیانه غرق در خون مردم مظلوم خود در حالِ جان کندن است. این منطقه در هیچ دوره‌ای چنین در چاه ستیزه‌جویی و جنگ و خشونت و تباهی فرو نرفته بوده که امروزه فرو رفته است. تروریزم و هرج و مرج جنگ‌های نیابتی و سیاسی– عقیدتی یعنی عوامل اصلی فرساینده و نابود کننده‌ی تمدن‌ها و ادیان و دولت‌ها هستیِ شرقیِ بلا‌زده را به باد فنا داده و اگر راهی برای پایان دادن به این جنگ‌های جهانسوز گشوده نشود، می‌تواند جهانی را بسوزاند و خاکستر کند.

دردا و دریغا که از دو کشورِ رده‌ی اول خاورمیانه، عراق و سوریه در واقع نامی تنها باقی مانده است. دو کشوری که روزگاری گهواره‌ی تمدّن بشری بودند، امروزه هست و نیست‌شان را باخته و دارند ذره ذره تجزیه و نابود می‌شوند.

از طرفی در خلیج فارس اختلافات و دشمنی سعودی و شیخ نشین‌های وابسته به سعودی با جمهوری اسلامی ایران به چنان مرحله‌ی هراس‌آوری رسیده که تا کنون سابقه نداشته. یعنی روابط دو طرف آن چنان تیره و ترساننده است که از جرقه‌ای می‌تواند حریقی عظیم برخیزد و زندگی صدها هزار خانواده را در منطقه خاکستر کند.

همین جنگی را که سعودی‌ها با یاری «اتحادیه عرب» و حمایت نسبی آمریکا بر مردم ستمدیده یمن تحمیل کرده‌اند، به بهانه‌ی جلوگیری از نفوذ ایرانِ شیعی، راه انداخته‌اند. و در این طرف در شرق کشور ایران، در پاکستان و افغانستان، که دیگر غوغایی است. برخی می‌گویند تروریزم و جنگ و هرج و مرج و هم‌– ستیزی و مرگ و دربدری به تقدیر تاریخی این دو ملت تبدیل شده، گویی جنگ می‌کنند که زندگی کنند و زندگی می‌کنند که جنگ کنند… به دنیا آمده‌اند که بکُشند یا کشته شوند.

این واقعیت تلخی است که جنگ‌های قومی– قبیله‌ای خشونت‌های شرم‌آور فرقه‌ای- مذهبی، رقابت‌های قهرآمیز حزبی و سیاسی، همراه با نفوذ فسادآور قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، از سرمایه‌ی وحدت ملی مردم این دو سرزمین چیز زیادی بر جای نگذاشته و دستگاه‌های اداری و حکومتی و امنیتّی را چنان فاسد و فلج و درمانده کرده که امروزه افغانستان و پاکستان به پایگاه اصلی زیست و تولید و تکثیر تروریزم نوع طالبانی و به بهشتی سراسری برای مافیای بین‌المللی مواد مخدر در دنیا تبدیل شده‌اند. به عنوان نمونه فقط می‌گوئیم، روزنامه‌ی آمریکایی وال استریت جورنال در ۱۴ اوت ۲۰۱۳ میلادی در باره‌ی پاکستان چنین می‌نویسد:

«از سال ۲۰۰۱ میلادی تا کنون هفده هزار فرد عادی به دست تروریست‌های جهادی از پای درآمده‌اند و ۵ هزار نفر از پرسنل نیروهای امنیتّی نیز در درگیری با این باندهای افراطی جان باخته‌اند… وزیر کشور پاکستان نیسار خان می‌گوید: دشمنانمان به ما ریشخند می‌زنند… آن‌ها دیگر کاری با ما ندارند، زیرا ما خود داریم می‌شکنیم و از هم می‌گسلیم…»

آن هم از وضع زار و اسفبار «ملت» لیبی است. سرزمین جنگ زده‌ای که در مسیر تباهی و پاشیدگی کامل قرار گرفته و سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. چهار سال پیش اعضاء ناتو با پیشتازی فرانسه به بهانه‌ی براندازی قذافی و تأسیس آزادی حمله نظامی مرگباری را علیه کشور لیبی انجام دادند که نتایج “دموکراتیک” آن بمباران‌های بشردوستانه حالا پیش روی همه‌ی دنیاست: هزار و هفتصد ایل و عشیره چون گوشت قربانی لیبی را بین خود قسمت کرده‌اند. ریشوهای مسلح انقلابی همه جا جولان می‌دهند. آنها بدون هیچ ترس و واهمه‌ای می‌زنند و می‌کُشند و می‌برند. مردان دیوانه‌ی قذافی دوباره بازگشته‌اند و بر حجم و حشت عمومی و ناامنی‌ها افزوده‌اند. قتل و غارت و تروریزم و آدم‌ربایی عمومی شده و از ماموران امنیت عمومی حضوری پیدا نیست. قدرت‌های بین‌المللی، آمریکا؛ ایتالیا، انگلیس و فرانسه هر کدام عوامل ویژه خود را در لیبی دارند. عربستان و ترکیه و قطر هم نفوذی آنجا بهم زده‌اند و جنگ‌های نیابتی حسابی به راه است.

وااسفا که هیچ نقطه‌ای در خاورمیانه نیست که چنگی به دل بزند و امیدی برانگیزد. هر جا نگاه می‌کنی درد و درگیری و دیکتاتوری است و جنگ و تروریزم… مصر این مهمترین کشور عربی و مهد تمدّن عالم بشری، شأن و شوکتی که دیگر ندارد هیچ، غرق در انواع اختلافات و تضادهای قهرآمیز مذهبی و قومی و سیاسی و خشونت‌های تروریستی و جهادی، با پول فطریه سعودی‌ها و شیخ‌های خلیج فارس نفسی می‌کشد و در صف تبدیل به یک دولت درمانده… به انتظار ایستاده!

و در مناطق فلسطینی نشین به ویژه در غزه، وضع زندگی چنان وخیم و پر از فاجعه است که نه تنها در افق آینده به تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی امیدی نمی‌رود، بل هر لحظه محتمل است که با خطایِ شخصی یا پرتاب سنگی، جنگ ویرانگر دیگری به مردم آواره‌ی مظلوم تحمیل گردد و هزاران تن قربانی بگیرد.

آن هم از وضع ملت و مردم لبنان است کشوری که زمانی چون نگین می‌درخشید و حسرت برمی‌انگیخت. امروزه در اثر رقابت‌های تند ایران و عربستان، در ناتوانی از هرگونه اعتراضی، به یک بمب ساعتی خطرناکی تبدیل گشته که هر لحظه ممکنست منفجر شود. و به کشتارگاه انسانی دیگری بدّل گردد.

نیز عربستان سعودی که یکی از معرکه‌گردان‌های اصلی خاورمیانه است، خود خسته و درمانده شده، از حال و روز زیاد خوشی برخوردار نیست و آینده چندان روشنی هم ندارد.

درواقع، رقابت و درگیری‌های فرساینده با جمهوری اسلامی ایران، حمله به بحرین و سرکوب حرکت مردمی آن، جنگ در یمن، جنگ در سوریه، دشمنی شدید با اخوان‌المسلمین در مصر و در سراسر دنیای سنّی مذهب با حمایت از کودتای سیسلی- ونیز دوری از آمریکا و درگیری علنی با پرزیدنت اوباما در کنار انواع تضادهای قهرآمیز مذهبی و سیاسی و اجتماعی داخلی و دعواهای درون-‌ حکومتی و سلطنتی… جایی برای امیدواری به آینده سعودی‌ها نگذاشته یعنی یقین است که عربستان در بحران است و آبستن حوادثی ناگوار و خطرآور.

اما سران جمهوری اسلامی ایران و شیعیان ضد وهابی به سُستی آتی و یا سقوط احتمالی نظام سلطنتی سعودی دل خوش نکنند. زیرا ژان ژاک روسو یا ولتر و نهرو یا آبراهام لینکلنِ نوع شبه جزیره عربی به جای ملوک سعودی نخواهند نشست. دموکراسی نخواهد آمد. بلکه القاعده و النصره و انواع آدمکش‌های نو اسلامیست و تروریست میدان‌دار خواهند شد یعنی داعش فرمان خواهد راند و تیفوس تروریزم و تبهکاری فاتح خواهد گشت. و عاقبت وضعی پیش خواهد آمد که مردم منطقه حسرت روزهای “خوش” عصر سلاطین سعودی را بخورند و بر حال زار خود سخت بگریند.

وضع فعلی جمهوری اسلامی و کشور اسرائیل هم به عنوان دو طرف اصلی درگیری‌های سیاسی خاورمیانه چون روز آفتابی روشن است. «نظام فقاهتی» از نخستین روز استقرارش با شور صدور انقلاب اسلامی و فلسطینی کردن سیاست خارجی‌اش، به ستیزه‌جویی علنی با موجودیت اسرائیل و جنگ و جدال با ایالات متحده آمریکا و با متحدان آمریکا در منطقه رفت و با بی عقلی و بی مسئولیتی تمام پای ایران را به میدان‌های مین گذاری شده‌ای در منطقه و سطح بین‌المللی کشانید که نتایج مترتب بر آن انقلابی‌گری‌ها و جنگ طلبی‌ها امروزه در برابر ماست. در معنا وضعی پیش آمده که ایران در اکثر درگیری‌های ویرانگر خاورمیانه اکنون گرفتار گشته و خروج و خلاصی از آن معرکه‌ها سهل و ساده نمی‌نماید. زیرا جبهه متحدی از دنیای عربی‌– عبری‌– غربی در مقابله با جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته که تضعیف و در نهایت درهم شکستن ایران و تحقیر ملت ایران را به هدف مهم خود تبدیل کرده است. از طرفی اسرائیل هم موقعیت چندان خوبی ندارد. با وجودی که قویترین قدرت منطقه است، بیشتر از هر زمانی در ناامنی قرار گرفته و از نظر جهانی هم تحت فشار شدید است و رو به منزوی‌تر شدن…

تنها کشوری که زمانی نه چندان دور امیدی برمی‌انگیخت، ترکیه بود که با دموکراسی و اقتصاد و صنعت رو به رشد و توسعه‌اش، انتظار می‌رفت که در جلوگیری از گسترش جنگ و تروریزم و آشوب‌های منطقه، نقشی درخور موقعیت و اهمیت جهانی خود ایفاء کند که نکرد. درواقع اردوغان با دخالت در امور داخلی سوریه، حمایت از دسته‌های افراطی اسلامی و اصرار بر سقوط اسد سوری، جمهوری ترکیه را به یکی از طرف‌های اصلی جنگ و دعواهای خاورمیانه تبدیل کرد و بر انبوه مشکلات خود و منطقه افزود.

این وضع امروزی خاورمیانه است. خاورمیانه‌ای که مهد اصلی تمدن‌های اولیه و مرکز ظهور ادیان ابراهیمی بوده، امروزه به چاه چنین مصایبی افتاده است و دست و پا می‌زند. در حقیقت این تضاد و تنش‌های قهرآمیز میان دولت‌های منطقه بوده که به اختلافات قومی و قبیله‌ای، مذهبی و مسلکی، سیاسی و عقیدتی هم دامن زده و تا آنجایی که در اساطیر اولیه و وقایع تاریخی هزاره‌های گذشته هم دست برده شده تا در خدمت جنگ و جدال‌های امروزی قرار گیرد. باری در چنین جوّی است که ویروس تروریزم و هرج و مرج و آشوب به دنیا می‌آید و طالبان و باند القاعده و النصره و لشکر صحابه، و عاقبت داعش‌ای که شّری جهانی است، خاورمیانه را در خشونت و وحشت و بربریت فرو می‌برند.

نگاهی که تراژدی خاورمیانه را بدتر می‌کند

اما تراژدی خاورمیانه بدتر و دردناکتر می‌شود، وقتی که دریابیم، انبوهی از روشنفکران و فعالان حقوق بشری و اهل فرهنگ نیز مانند سیاست بازان غرض‌ورز و حرفه‌ای می‌اندیشند و به جای تلاش فکری و عملی برای یافتن راهی برای قطع جریان جنگ‌ها و پایان دادن به دشمنی‌های میان دولت‌ها… در پی یافتن مقصر اصلی یا مقصّرها می‌گردند، تا به خیال خود با مجازات و کیفر دادن رژیم‌هایی که تروریست‌پرور و آشوب‌گراند، منطقه را از ویروس تروریزم و جنک و هرج و مرج عمومی نجات دهند و پاک کنند.

مثلاً سران جمهوری اسلامی ایران ندا می‌دهند که: مسئول اصلی همه جنگ و جدال‌ها و تروریزم و درگیری‌های قومی و مذهبی و مشکلات اقتصادی در منطقه رژیم صهیونیستی اسرائیل است. به عقیده‌ی آقایان تا این رژیم از بین نرود، منطقه روی آرامش و صلح و توسعه و آزادی را نخواهد دید و شیعه و سنّی و ایران و کُرد و تُرک و پارسی‌گو و عرب… از چنبره‌ی تروریزم و تفرقه و درگیری‌های کنونی نجات پیدا نخواهد کرد.

اسرائیلی‌ها هم دُرست برعکس این را می‌گویند و مدعی‌اند که:

جمهوری اسلامی ایران حامی اصلی تروریزم و فتنه و فساد در منطقه و در سراسر دنیاست. به عقیده‌ی آن‌ها اکثر جنگ‌ها و درگیری‌های منطقه ریشه در تهران دارد و ملایان حاکم بر ایران با پرورش تروریزم و پشتیبانی از تروریست‌های مذهبی، سعی در صدور انقلاب اسلامی و تسلط بر خاورمیانه و دنیای اسلام را دارند. لذا چاره دردهای خاورمیانه را و رهایی از جنگ و خشونت‌های تروریستی را در براندازی رژیم اسلامی ایران و برچیدن بساط “آخوندها” می‌دانند و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نیستند.

ناگفته نماند که سعودی‌ها و شیوخ خلیج فارس وابسته به آنها از اسرائیلی‌ها هم در این مورد تندتر می‌روند به طوری که هر اتفاق هر قدر ساده اما ناخوشایند را به شیعه و ایرانی‌ها می‌بندند حتی مدعی‌اند که داعش و القاعده و تروریست‌های گوناگون جهادی را جمهوری اسلامی ایران ساخته و پرداخته تا با تفرقه‌اندازی در دنیای اسلام واقعی سلطه شیعه و ایرانی و پارسی را بر سنّی و عرب و افغان و تُرک و کُرد و پاکستانی و غیره برقرار کند.

جالب است که شماری از روشنفکرانِ آته‌ئیست تندرو در این منطقه یعنی مخالفان سرسخت اسلام محمدی و دشمنان نظام‌های دینی در خاورمیانه تحت تأثیر همین روش فکری و فرمول مقصّریابی، اسلام را، باعث و بانی هر نوع فتنه و فساد و بدبختی و مصیبتی می‌دانند که در خاورمیانه پیش می‌آید. آنها طالبان و باند القاعده و النصر و لشکر صحابه و انواع تروریست‌های جهادی چون داعش را محصول طبیعی و مستقیم تفکّر اسلامی تلقی می‌کنند و بر این نظراند که تا ریشه‌ی اسلام و قرآن و آخوند از بیخ و بُن کنده نشود، خاورمیانه از جنگ و تروریزم و عقب‌ماندگی و فساد و تباهی نجات نخواهد یافت و رو به ترقی و توسعه و آزادی نخواهد گذاشت.

باری مروجان و مبلغان چنین افکار و عقایدی از هر کشوری و در هر سطحی باشند، غافل‌اند که فرمولبندی‌های چنین ساده‌لوحانه و در مواقعی مغرضانه، خود بخشی از گفتمان جنگی است. جزیی از منطق تداوم جنگ است. تهیّه دیدن و تدارک برای ستیزه‌جویی بیشتر است و زبان ایدئولوژیکی و جنگی است و در نهایت، نَفس واقعیِ جنگ‌طلبی است. آنهایی که به این ملت یا به آن ملت، به این دین یا به آن دین، به این پایتخت یا به آن پایتخت… اشاره می‌کنند و توطئه‌گر و تولید کننده‌ی اصلیِ تروریزم و تبه‌کاری‌های موجود در منطقه را نشان می‌دهند، از یاد برده‌اند که این جنگ‌های تکراری ویرانگری که طی ۶۰– ۵۰ سال اخیر میان کشورهای مختلف خاورمیانه اتفاق افتاد، این جنگ و جدال‌های دولت‌های غرب آسیا بود، که به فساد در دین و آئین و خوی و فرهنگ مردم این جوامع منجر شد و عاقبت به فناتیسم و تروریزم و انسان‌سوزی باند القاعده و النصره و داعشی‌ها کشید. نه تهران، تل آویو و نه واشنگتن یا مساجد و مدارس مسلمانان…

این حقیقتی است آشکار، که اگر ۶۰ سال جنگ میان هند و پاکستان نبود، دیو فناتیسم مذهبی و جهادی در افغانستان و پاکستان نشو و نما نمی‌کرد، اگر آمریکا و شوروی در افغانستان آنگونه نمی‌جنگیدند که جنگیدند، طالبان و القاعده دیده به دنیا نمی‌گشودند. اگر اعراب و اسرائیل شش دهه در قهر و جنگ نبودند، حماس و جهاد اسلامی میدان عمل نمی‌یافت.

اگر ۸ سال جنگ ایران و عراق نبود، اگر امریکا و انگلیس و شرکاء عراقِ عرب را آنگونه ویرانه جنگی خود نمی‌کردند، داعشی هم شکل نمی‌گرفت و دنیا را چنین پربلا نمی‌کرد…

باری گفته‌اند و درست گفته‌اند که: «پدیده‌ی جنگ را با امکانات تهیه جنگ و با منطق جنگ و یا گفتمان ایدئولوژیکی– جنگی نمی‌توان زیر پرسش برد.»

جنگ‌ها با اراده و فکر انسانی، با طرحِ استراتژی خروج از جنگ و توقف جنگ، متوقف می‌شوند و زمینه برای زندگی و همزیستی و ترقی فراهم می‌آید. در اساسنامه‌ی یونسکو آمده است که: چون جنگ و منطق جنگ در ذهن آدمی شکل می‌گیرد یعنی سرآغاز جنگ‌ها در ذهن‌هاست، پس برای رسیدن به صلح و همزیستی، ابتدا باید اذهان ساخته شوند و جنگ در اذهان متوقف شود…

باری خاورمیانه خونین و خسته از قهرها و جنگ‌ها نیازمند به صلح و همزیستی است. برای رسیدن به صلح و همزیستی ابتدا گفتار جنگی باید متوقف شود. توقف گفتار قهرآمیز جنگی برنامه‌ای برای آینده نیست، وظیفه‌ای حیاتی برای حال حاضر است. یعنی همین حالا شدنی است. زیرا که دیگرانی بودند که اراده کردند و شد ما نیز می‌توانیم.

از یاد نبریم که نفرت از جنگ، به حسّ مشترک اکثریت مردم منطقه تبدیل شده و رسیدن به خاورمیانه‌ای خالی از جنگ و خونریزی، به آرزویی و حسرتی! همین خواست انسانی، برترین عامل اتحاد مردم این منطقه است، و ثروت و سرمایه‌ی عظیمی است که اجرای پروژه‌ی صلح و ایجادِ خاورمیانه‌‌ای سعادتمند را میسّر می‌سازد.

تگزاس، ژوئن ۲۰۱۵

سخنرانی «سارا واگن کنشت» در پارلمان آلمان اتحادیه اروپا 40 میلیارد دلار خرج فاشیسم دراوکرائین کرده !

سخنرانی «سارا واگن کنشت» در پارلمان آلمان

اتحادیه اروپا 40 میلیارد دلار

خرج فاشیسم دراوکرائین کرده !

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

نوشته : سارا واگنکنشت ،معاون اول فراکسیون حزب » چپ ها» در مجلس المان پیرامون دادن وام به دولت یونان:

پرداخت وام ها فقط در صورتی ممکن است که اقتصاد یونان بتواند کمر راست کند. کسی که این منطق ساده رانپذیرد، هدف او نه نجات یورو است و نه نجات پول مالیات دهندگان آلمان، بلکه ساقط کردن یک دولت چپ است، به هرقیمت. آنچه تروئیکا می خواهد، یعنی کاهش هزینه های اجتماعی و افزودن مالیات بر ارزش افزوده سبب می شود که اقتصاد یونان بیش از این در بحران فرو برود. کاستن بیشتر از حقوق بازنشستگی، از حقوقی تا کنون قریب 40 درصد از آن کاسته شده است، یعنی دست اندازی به کرامت انسانی. محروم کردن اتحادیه های کارگری از حقوق خود و محروم نگاه داشتن آنها از این حقوق، برای آن که بتوان دستمزدها را به حداقل کاهش داد، یعنی حمله به جنبش کارگری. وقتی به نتایج انتخابات بی اعتنائی می شود و دولت ها را مجبور می کنند که در برابر خواست بستانکاران – تروئیکا و اصلاحاتی که آنها می خواهند سر تسلیم فرو آورند یعنی دموکراسی را مورد حمله قرار دادن.

» کار باید با سه موسسه (صندوق بین المللی پول، بانک مرکزی اروپا و کمیسیون اروپا) صورت گیرد» و » آلمان فقط پیشنهاد سه موسسه را می پذیرد.» این شده ورد زبان صدراعظم مرکل و رئیس جمهور فرانسه که روز چهارشنبه بعنوان بهترین پیشنهاد مطرح کردند.

با این پیشنهاد خانم مرکل صدراعظم آلمان دیگر دیدار سران سه کشور فاقد معنی می شود، چون دیدار سران برای این صورت می گیرد که باتفاق هم برای مسئله ای که تروئیکا ایجاد کرده راه حلی بیابند. مرکل خود را پشت تروئیکا پنهان می کند – برغم آن که بانک مرکزی اروپا و کمیسیون اتحادیه اروپا با سیاست باج گیری خود، قانون اتحادیه اروپا را نقض می کنند. مرکل مصرانه خواستار شرکت صندوق بین المللی پول است که عاملان پشت میز نشین آن در آمریکای لاتین و آفریقا بدبختی های عظیم به بار آورده اند. صندوق بین المللی پول در سال 2010 اصلا اجازه نداشت به یونان وام بدهد، بلکه باید خواستار بخشودن بدهی ها می شد. ولی بجای این کار ارقامی غیرعقلانی در مورد یونان به میدان آورده شد که حاصل آن بدهی هائی غیر قابل پرداخت شد. ولی مذاکرات بدلیل ناتوانی برای دریافت وام شکست نمی خورند، چون اگر این طور بود صندوق بین المللی پول، اتحادیه اروپا و دیگر سرمایه گذاران 40 میلیارد دلار در اوکرائین ورشکسته به هدر نمی دادند تا یک دولت راستگرا بتواند برای یک جنگ داخلی بی معنی اسلحه بخرد. به یونان تهی دست نمی دهند زیرا می خواهند یک دولت چپ را به زانو در آورند.

http://www.jungewelt.de/2015/06-12/039.php

 

نتایج نظر سنجی موسسه پژوهشی آمریکا نظر مردم خلاف تبلیغات رسانه هاست!

نتایج نظر سنجی موسسه پژوهشی آمریکا

نظر مردم خلاف تبلیغات رسانه هاست!

اشپیگل آنلاین – گزینش و ترجمه رضا نافعی

 

در حالی که محبوبیت پوتین در روسیه فزونی می یابد، مخالفت مردم روسیه با اتحادیه اروپا و ناتو بسرعت رو به افزایش است.

نتایج نظر خواهی موسسه آمریکائی Pew-Reaserch-Center در روسیه، اوکرائین و 8 کشور عضو ناتو( آمریکا، کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان، اسپانیا و انگلستان) چنین است:

در هیچ یک از کشورهای عضو ناتو بدبینی نسبت به ناتو و آنچه در اوکرائین می گذرد بشدت آلمان نیست. 58 درصد از کسانی که از آنها نظر خواهی شده معتقدند اگرمیان روسیه و یکی از کشورهای عضو ناتو «یک برخورد نظامی جدی پیش بیآید» نباید به آن کشور کمک نظامی کرد. این رقم در فرانسه 53 درصد، در ایتالیا 51 درصد است.

81 درصد مردم آلمان مخالف ارسال اسلحه از آلمان به اوکرائین هستند. میزان مخالفت در اسپانیا و ایتالیا نیز در همین حدود است.

57 در صد از مردم آلمان مخالف عضویت اوکرائین در ناتو هستند. 54 درصد حتی مخالف عضویت اوکرائین در اتحادیه اروپا هستند.

47 درصد از مردم اوکرائین خواستار حل بحران این کشور از طریق گفتگو و 23 در صد از طریق توسل به خشونت هستند.

63 در صد از روس هائی که مورد پرسش قرار گرفته اند تصویر مثبتی از کشور خود دارند. این رقم نسبت به سال 2013 افزایشی 34 درصدی داشته است.

88 درصد از روسها معتقدند سیاست پوتین در عرصه بین المللی درست است. در نظر خواهی هایی که موسسه آمریکائی Pew از سال 2003 تا کنون انجام داده این بالاترین درجه تایید سیاست پوتین در عرصه بین المللی است .

میزان داوری منفی روسها :

در مورد آمریکا 81 درصد

در مورد ناتو 80 درصد

در مورد اتحادیه اروپا60 درصد

و در مورد آلمان 56 درصد است.

تنها 28 درصد از پرسش شوندگان روس به صحت سیاست «مرکل» صدر اعظم آلمان در عرصه بین المللی اعتماد دارند. اعتماد به درستی سیاست اوباما از این هم ضعیف تر است: فقط 11 درصد.

این نظرخواهی از 6 آوریل تا 15 ماه مه صورت گرفته است.

 

از اجلاس «جی 7″ به کنفرانس «بیلدربرگ»

برای مردم جهان نقشه می کشند!

اسپوتنیک – ترجمه رضا نافعی

 302717881  محل دیدادر گروه بیلدربرگ

روز پنجشنبه کنفرانس چهار روزه » بیلدر برگ» در اتریش آغاز می شود.

اندک زمانی پس از کنفرانس «جی7″ قدرتمندان سیاسی و اقتصادی، در پس درهای بسته، گرد هم می آیند. نظریه پردازان تئوری توطئه معتقدند که گردانندگان واقعی جهان، از پس پرده، همین » گروه بیلدربرگ» اند. در کنفرانس بیلدربرگ موضوعاتی که دارای اهمیت جهانی هستند، از تروریسم گرفته تا فن آوری های بسیار بالا، مورد بحث قرار می گیرند.

کنفرانس بیلدر برگ در اتریش برپا می شود، در 25 کیلومتری محلی که کنفرانس «جی 7″ در آن برپا شد. دو روز پیش از تشکیل این کنفرانس، اسامی کسانی که در آن حضور خواهند داشت منتشر شد. در سال جاری کسی از روسیه در آن شرکت ندارد ولی نام های منتشرشده در آن چشمگیرند. از جمله نخست وزیران هلند، فنلاند و بلژیک، دبیرکل ناتو،رئیس جمهور اتریش و دو تن از وزرای دارائی کشورهای اروپائی کسانی هستند که در این کنفرانس حضور خواهند داشت. شاهزاده «بآتریکس» ملکه سابق هلند که پدر او یکی از دو بنیانگذار همین گروه «بیلدربرگ» بود نیز به اتریش خواهد رفت.

«گروه بیلدربرگ» تقریبا 60 سال پیش، در سال 1954 به ابتکار «ژزف رتینگر» سیاستمدار لهستانی و «شاهزاده برنهارد دِر نیدرلاند» تاسیس ونخستین کنفرانس آن در سال 1954 در هتل » بیلدربرگ» در هلند برپا شد.

در سال جاری بویژه نمایندگان زیادی از عرصه جهان مالی و روسای هیئت مدیره بانک ها در آن حضور خواهند داشت. افزون بر این روسای موسسات بزرگ نفتی چون، رویال داچ، شل، ب پ ، و همچنین» میشلین، روشه، زیمنس، گوگل، فیسبوک و دیگران نیز در آنجا خواهند بود.

در جوار مسائل اقتصادی و مالی در باره سیاست بین المللی نیز بحث خواهد شد. موضوعات اصلی در سال جاری عبارتند ازتروریسم بین المللی و ایران. بعید نیست که شرکت کنندگان در کنفرانس راجع به روسیه نیز گفتگو کنند. موضوعات مورد بحث دیگر عبارتند از تکنولوژی ها بسیار پیشرفته، امنیت، فضای مجازی، خاورنزدیک، انگلستان و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که در پیش است.

http://de.sputniknews.com/zeitungen/20150610/302716523.html

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 338 مشترک دیگر بپیوندید