آلمان در اتحادیه اروپا بر سر دو راهی رهبری و انزوا

 

آلمان در اتحادیه اروپا

بر سر دو راهی رهبری و انزوا

جرمان فارن پالیسی – ترجمه رضا نافعی

Bundeskanzlerin Angela Merkel (l, CDU) und Bundesfinanzminister Wolfgang Schäuble (CDU) unterhalten sich am 17.07.2015 während der Sondersitzung des Deutschen Bundestags zu Griechenland-Hilfspaketen in Berlin. Der Bundestag entscheidet heute in einer Sondersitzung über Verhandlungen für neue Finanzhilfen für Griechenland. Foto: Bernd von Jutrczenka/dpa +++(c) dpa - Bildfunk+++

بر سر دوراهی رهبری و انزوا                  

پس از آغاز اقدامات ریاضتی تازه در یونان اعتراض های بین المللی علیه سیاست المان مبنی بر تحمیل ریاضت ادامه دارد. فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه، در روزهای گذشته، برای چندمین بار، خواستار ایجاد یک دولت اقتصادی برای منطقه یورو شده که بتواند تفاوت های فاحش اقتصادی در منطقه یورو را بدون توسل به برنامه های شدید ریاضتی برطرف نماید و میان آنها تعادل برقرار سازد. کارشناسان اقتصادی آمریکا کماکان خواستار بخشودن بخشی از بدهی یونان هستند. ژان کریستف کامبادلی، رهبر حزب سوسیالیست فرانسه هشدار می دهد که اگر برلین کماکان از «همبستگی قاره ای» روی بگرداند، «اروپا را عملا در برابر بدیلی فاجعه بار قرار می دهد » در کنار آلمان یا رو در رو با آن». در واقع کار به آنجا رسیده که امروز کسانی خواستار تحریم کالاهای آلمانی شده اند زیرا معتقدند که فقط از این طریق می توان جلوی حمله صادراتی آلمان را که با تحمیل ریاضت اقتصادی همراه است گرفت. مالیات مضاعف که از سوی برلین و بروکسل به یونان تحمیل شد از دیروز به اجرا گذاشته شد، ازجمله برای مواد خوراکی اولیه. آن در آمد بیشتری که باید از این طریق به صندوق دولت سرازیر شود باید با له کردن مردم در زیر بار فشار اقتصادی تامین گردد.

http://www.german-foreign-policy.com/de/fulltext/59164

انقلاب در یونان اجتناب ناپذیر شده؟

انقلاب در یونان

اجتناب ناپذیر شده؟

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

 CJ-jc1aWcAABjsG

حزب کمونیست یونان حزب سیریزا را متهم می کند به » اقدامات ضد خلقی» و خواستار آنست که طبقه کارگر قدرت را بدست گیرد.

سازمان جوانان حزب سیریزا سر به شورش برداشت و روز دوشنبه با انتشار اطلاعیه ای مواضع خود را اعلام کرد: «فرمانروایان سیاسی منطقه یورو، برای تحقیر نمونه وار یک خلق و دولت آن، با توسل به تهدید مستقیم به «یا ورشکستگی کنترل نشده یا ورشکستگی کنترل شده، همراه با پذیرفتن ریاضت اقتصادی سخت تر و خروج از یورو، موفق به تحمیل توافقنامه ای شدند که برای اکثریت جامعه قابل پذیرش نیست. به این دلیل مزد بگیران و جوانان نباید اجازه دهند که این توافقنامه به تصویب برسد».

حزب کمونیست یونان و اتحادیه کارگری وابسته به آن «پامه» با شعار «مرگ بر توافق بربرمنشانه و ننگین تازه» از مردم دعوت کرد که روز چهارشنبه در سراسر کشور دست به تظاهرات اعتراضی بزنند. اتحادیه سراسری «پامه» در فراخوان خود نوشته است: دولت ائتلافی «سیریزا و آنل» ما را به مسلخ می برند تا خون ما را بریزند و با استفاده از تمام امکانات سود انحصارات را نجات بخشند و تضمین کنند ، درست مانند دولت های پیشین».

دوشنبه شب، کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان در یک اطلاعیه 5 صفحه ای مواضع خود را اعلام کرد. در این اطلاعیه کارمندان و کارگران، اقشار ضعیف جامعه، بازنشستگان و جوانان فراخوانده شده اند تا «حمله متقابل خود را سازمان بدهند«. در اطلاعیه گفته شده «توافقنامه جدید تسیپرا» عبارتست از اقداماتی ضد خلقی که بار غیر قابل تحمل توافقنامه های پیشین را بمراتب شدید تر کرده است.

حزب کمونیست یونان دولت را متهم کرده است که با پوشاندن توافقنامه خود با بستانکاران در لفافه ای از شعارهای چپ و نهادن ماسک عزت بر چهره، خدماتی ذیقیمت به نظام سرمایه داری کرده است. برای راه حلی که بسود مردم باشد باید دست به یک جدائی واقعی زد که هیچ ارتباطی با کاریکاتور جدائی ندارد. کاریکاتوری که نیروهای گوناگون از درون و بیرون سیریزا پیشنهاد می کنند و یک یونان سرمایه داری با واحد پول دراخمه را تبلیغ می کنند». حزب کمونیست یونان خواستار آنست که طبقه کارگر زمام قدرت را بدست گیرد و مستقیما به استقرار مناسبات سوسیالیستی دست یازد.

از منظر «پلاتفرم چپ» در درون سیریزا، نخستین گام اجتناب ناپذیر، جدا شدن و گام نهادن در راه تازه با چشم انداز سوسیالیستی اما بدون تحقق کامل مناسبات سوسیالیستی است. بر اساس ارزیابی پاناگیوتیس، رهبر این جناح، یونان «بدیل های کافی» برای حفظ عضویت در اتحادیه پولی در اختیار دارد. ملی کردن بانک ها، بی اعتبار اعلام کردن توافقنامه ها با بستانکاران و متوقف ساختن بدهی ها، بخشی از پیشنهاد های این جناح است. لافازانیس، وزیر نیرو، محیط زیست و بازسازی اقتصاد یونان، در دولت کنونی، روز سه شنبه خواستار آن شد که در آخرین لحظه » توافق غیر قابل پذیرش» طرد شود. درست است که این توافق می تواند از سوی پارلمان پذیرفته شود ولی مردم آن را نخواهند پذیرفت. نخستین نمونه مقاومت تازه را اتحادیه کارمندان خدمات اجتماعی عرضه کرد و خواستار یک اعتصاب 24 ساعته در تمام یونان شد.

 

http://www.jungewelt.de/2015/07-15/013.php

 

 

در انتظار حضور دوباره مردم در خیابان های یونان

در انتظار حضور دوباره

مردم در خیابان های یونان

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

 تسیپراس

پس از 17 ساعت مذاکره صبح روز دوشنبه دول 19 کشور منطقه یورو «به اتفاق آراء» تصویب کردند که مذاکره در باره «سومین پاکت کمک» را آغاز کردند. شرط مقدماتی برای این کار این بود که نخست وزیر یونان بخش اعظم فرمان وزرای دارائی یوروگروپ را که روز یکشنبه مطرح کردند بپذیرد. با این کاتالوگ شویبله وزیر دارائی آلمان پیشنهادی را که آتن روز جمعه ارائه داده بود بار دیگر تشدید کرده است.

بنا به گزارش خبرگزاری فرانسه آلکسیس تسیپراس، نخست وزیر یونان باید در همین هفته موافقت پارلمان یونان را برای تمام مواد این برنامه کسب کند. نمایندگان مجلس باید افزودن بر این مالیات مضاعف را تصویب کنند، اصلاح حقوق بازنشستگی را آغاز، اصلاح قوانین دادگستری را برای سرعت بخشیدن به جریان دادگاهها بمنظور کاستن از هزینه آنها تسریع، استقلال کار اداره آمار را تضمین کنند و در واقع اگر کاستن ها باز هم به نتیجه مطلوب نرسیده باشند، بطور اتومااتیک هزینه ها را کاهش دهند. همچنین خواسته شده است که تا پایان هفته مقررات اتحادیه اروپا برای بازسازی و پیش بردن کار بانک ها به اجرا در آید، به این صورت که در درجه  اول باید صاحبان بانکها، بعد صاحبان سپرده ها بانکی متحمل زیانهای وارده گردند و پس از آنها در آخرین مرحله مجموعه بنیاد های صنایع بانکی و مالی. تسیپراس عمدتا این خواست ها را پذیرفته است. او روز دوشنبه صبح در بروکسل گفت » ما نبردی عادلانه داشتیم» » ما در برابرتصمیمات سنگینی قرار گرفته ایم.» او تاکید کرد که در مذاکرات با » شرکا» نبردی سخت داشته است. اینک باید در میهن خود نیز برای اجرای مصوبات اجلاس دست به نبردی سخت بزند . وی تاکید کرد که » یونان به اصلاحاتی عمیق نیاز دارد «.

پس از آن که این اولتیماتوم به اجرا در آمد، تروئیکا- بانک مرکزی اروپا، صندوق بین المللی پول و کمیسیون اتحادیه اروپا – ماموریت خواهند یافت برای تعیین جزئیات برنامه سه ساله با اعتبارهای تازه وارد مذاکره شوند. وزرای اتحادیه اروپا از هم اکنون شرائط تازه را مشخص کرده اند. به این معنی که باید تا ماه اکتبر 2015 اصلاح حقوق بازنشستگی برای ارتقاء تدریجی سن بازنشستگی تا 67 سالگی بتصویب برسد. از جمله کارهای دیگری که باید صورت گیرند گشایش بازارهای تولید، داد و ستد و آزاد شدن اشتغال به مشاغلی مانند پمپ بنزین داری، قایق رانی، حمل ونقل و باربری خیابانی، مشاورات مالیاتی و غیره است. اصلاح بازار پول که بتواند جلوی خطر فروش اوراق بی ارزش را توسط بانک ها بگیرد، تصویب قانونی برای اصلاحات اداری تحت نظارت اتحادیه اروپا و نیز تسریع در امر خصوصی سازی. تسیپراس این فرمان را نیز پذیرفته است.

شویبله، وزیر دارائی آلمان، خواسته بود که اموال دولت یونان زیر نظر بنیادی از اتحادیه اروپا قرارگیرد که در آمد آنها به مصرف بازپرداخت وام ها برسد. مدت ها بحث بر سر آن بود که محل این بنیاد کجا باشد. اینک پذیرفته شده که محل ان در آتن باشد و نه در لوکزامبورگ ، البته تحت نظارت ارگانها و موسسات تعیین کننده اروپائی. نیمی از در آمد حاصل از فروش موسسات و اموال دولتی باید به سرمایه گذاری مجدد بانک ها اختصاص یابد، یک چهارم آن به پرداخت بدهی ها تخصیص داده شود و یک چهارم باقیمانده صرف سرمایه گذاری شود. آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان روز دوشنبه صبح در بروکسل گفت: بانکها باید پس سرمایه گذاری مجدد خصوصی شوند.

در عین حال کنترل یونان توسط تروئیکا گسترش داده می شود: بر اساس این طرح یونان باید تضمین کند که نمایندگان تروئیکا بتوانند (هر وقت خواستند) به وزارتخانه ها سرکشی کنند، اما کار به اینجا ختم نمی شود. هر قانون مهمی که بخواهد در پارلمان مطرح شود اول باید به نظر بازرسان تروئیکا برسد و پس از تایید آنها در پارلمان مطرح گردد.

افزون بر این ها، آتن موظف است قانونی را که در ماه فوریه برای استخدام دوباره کارمندان اخراجی دولت بتصویب رساند «مورد تجدید نظر» قرار داده و تغییر دهد. بر اساس خبر منتشر شده در پایگاه خبری اینترنتی حزب کمونیست یونان   gr902 رفتگرانی که پس از ماهها اعتراض استخدام شده بودند دوباره به خیابان ریخته خواهند شد. رادیو ERT که پس از تعطیل دوباره شروع به کار کرده بود نیز دوباره معلق خواهد شد.

اما این امتیازیست یک طرفه به این معنی که یونان در برابر این امتیازی که باید بدهد امتیازی نمی گیرد.. گرچه یونان بارها خواستار چشم پوشی از بخشی از بدهی های خود شده است، اما یوروگروپ به آن وقعی ننهاده است. تجدید ساختار بدهی های یونان ممکن است احتمالا مورد توجه قرار گیرد . مشروط بر این که بخش سوم «پاکت کمک » با موفقیت به پیش برود. با صراحت اعلام شده بخشودن بدهی ها غیر ممکن است .

گیانیس واروفاکیس، وزیر دارائی پیشین یونان روز جمعه از طریق تویتر خواستار آن شد که بدون گذشت در برابر یونان نباید در بروکسل توافقی صورت گیرد: اگرتجدید ساختار در بدهی ها صورت نگیرد از قرارداد هم خبری نیست! این حداقل است». روزنامه گاردین در همان روز مقاله ای از او منتشر ساخت که وی در آن شویبله وزیر دارائی آلمان را متهم به این کرد که او تعمدا می خواهد یونان را از یورو اخراج کند» . من در پی مذاکرات چند ماهه خود اطمینان دارم که وزیر دارائی آلمان می خواهد یونان را از اتحادیه مالی بیرون براند، تا زهرچشم از فرانسه بگیرد و فرانسه را مجبور کند که تسلیم مدل او در منطقه یورو شود که در آن نظم و مقررات شدید حکمفرماست.»

در همین احوال مسکو آمادگی خود را برای حمایت از یونان اعلام کرد. روز یکشنبه، آلکساندر نوواک، وزیر نیروی روسیه گفت از طریق همکاری در بخش انرژی می توان به باز سازی اقتصاد یونان کمک کرد. بخشی از آن عبارتست از حمل مستقیم انرژی به آتن که در آینده نزدیک می تواند عملی گردد.

یکشنبه شب بازهم صدها نفر در برابر پارلمان آتن علیه کاستن ها دست به تظاهرات زدند. در اینترنت نیز دامنه اعتراض بالا گرفت. تفسیر هزاران نفر از خواست های اتحادیه اروپا از آتن این بود: این یک کودتاست». همچنین انبوهی از کاربران اینترنت از تیسپراس چنین می خواستند: » تسیپراس اجلاس سران را ترک کن». که این خواست اجابت نشد.

چند تفسیر در باره آنچه روی داده
جناح چپ حزب سیریزا در هومپیج خود نوشته است:
» پس از 17 ساعت مذاکرات رهبران کشورهای منطقه یورو به توافق هائی رسیدند که موجب سرشکستگی یونان و یونانی است. مردم یونان نباید اجازه  دهند که آنها را تحقیر کنند برعکس،مردم باید استوار بمانند همانطور که در رفراندوم و درتظاهرات سراسری دریونان تا پایان بر «نه» پای فشردند. .»
Paul Krugman اقتصاد دان آمریکائی و برنده جایزه نوبل در تفسیری در نیویورک تایمز نوشت
» برپروژه اروپا – پروژه ای که من همواره آنرا ستوده و از آن حمایت کرده ام – هم اکنون ضربه ای سخت، شاید هم کشنده وارد آمد. داوری در باره سیریزا یا یونان هرچه باشد – یونانی ها خطا نکرده اند». شعار » این یک کودتاست «صدهزار بار در تویتر  تکرار شد، دقیقا درست است رفتار یوروگروپ فراتر از شدت عمل است » انتقامجوئی مطلق است برای نابود کردن استقلال ملی، بی آنکه امیدی به کمک باشد» کروگمان می نویسد: » شاید در نظر بوده پیشنهادی شود که یونان نتواند آن را بپذیرد – معهذا این یک خیانت مشمئز کننده به همه چیز هائیست که پروژه اروپا می بایست نمایانگر آن می بود»
تفسیر روزنامه یونانی I Efimerida این است:

سیاست انتقامجویانه شویبله علیه دولت یونان بر اجلاس مسلط بود. اجلاس سران یورو فصل سیاهی در تاریخ اروپا است.»

» هایکه هنزل» نماینده چپ مجلس آلمان در فیسبوک خود نوشت:
» دولت آلمان و در راس آن شویبله و یوروگروپ می خواهند دولت چپ یونان را ساقط کنند این مذاکرات هیچ هدف دیگری جز این ندارند. در گذشته از کودتاهای نظامی پشتیبانی می شد، امروز دیگر کار به آن آسانی نیست، دست کم در یونان نیست. امروز سخن از » بازسازی اعتماد» گفته می شود ولی هدف همان هدف سابق است: ساقط کردن حکومتی که با آراء دموکراتیک انتخاب شده است با شیوه پلید گرسنگی دادن به مردم . اینجاست که سرمایه داری چهره واقعی خود را نشان می دهد: هرکس که در برابر این نظام بایستد به همین سرنوشت دچار خواهد شد . این است پیام واقعی آن ! پیام ما باید این باشد: سرنگون باداین اتحادیه سرمایه داری اروپا، راه آن با اجساد سنگفرش شده است، در قرون وسطی، در یونان، در…»
تفسیر فابیو دِ ماسی نماینده چپ پارلمان اروپا در فیسبوک چنین بود:
» امشب اروپا( یکبار دیگر) مرد. در راه بروکسل، همانجا که یونان با اعتبارها و واتربوردینگ اقتصادی نابود می شود. » این یک کودتاست».
پابلو ایگلسیاس رهبر حزب پودمو در اسپانیا نوشت با تمام توان از مردم یونان در برابر مافیائی ها دفاع می کنیم. این یک کودتاست.
http://www.jungewelt.de/2015/07-13/063.php

 

یونان تهدید به اخراج 5 ساله از اتحادیه اروپا شد

یونان تهدید به اخراج

5 ساله از اتحادیه اروپا شد

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

وزیر دارائی آلمان خواستار خروج یونان از اتحادیه اروپا

 

مذاکرات «یورو گروپ» در باره آینده یونان ادامه دارد. دو دیدار وزرای دارائی اتحادیه اروپا در روزهای شنبه و یکشنبه به توافق در باره خط مشی مورد قبول همه نیانجامید. «دونالد توسک» رئیس شورای اروپا، اجلاس روسای دول عضو گروه یورو را که با شتاب در نظر گرفته و اعلام شده بود، دوباره لغو کرد. قرار بود در این اجلاس در باره برنامه تازه ای برای دادن اعتبار به یونان تصمیم گرفته شود. با توجه به وجود اختلاف نظرهای آشکار میان کشورهای عضو اتحادیه پولی، یکشنبه شب فقط روسای کشورهای عضو منطقه یورو گرد هم آمدند و به نتیجه ای هم نرسیدند.

پیش از تشکیل این اجلاس آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان گفت که در نظر نیست توافقی به هر قیمت بدست آید. اگر احتمالا راه حلی پیدا شود باید به سود همه باشد: بسود یونان، بسود حوزه یورو و «بسود اصول همکاری مشترک همه ما«. «آلکساندر اشتوب» وزیر دارائی فنلاند خواستار این شد که یونان افزون بر پذیرفتن خواست های » تروئیکا» که رفراندوم 5 ژوئیه آنها را رد کرد 10 تا 15 «گام اصلاحی» دیگر را نیز فورا به اجرا بگذارد. یعنی افزون بر کاهش بیشتر از حقوق بازنشستگان و خصوصی سازی بخش های بیشتری از زیربنای عمومی کشور، محدود کردن حقوق اتحادیه ها صنفی و اجازه باز ماندن مغازه ها در روزهای یکشنبه (که تعطیل عمومی است.م). اگر به میل افراط گرایان در «یورو گروپ» باشد، پارلمان یونان باید در نشست روز دوشنبه خود (امروز) موافقت خود را با خواست های بیرحمانه یورو گروپ اعلام کند.

روز شنبه «ولفگانک شویبله» وزیر دارائی آلمان پیشنهاد کرد یونان بطور موقت برای مدت 5 سال از عضویت حوزه یورو خارج شود و پول تازه عرضه کند، از ارزش آن بکاهد و پس از آن دوباره تقاضای عضویت در اتحادیه پولی یورو کند. این فکر با انتقاد بروکسل بویژه مخالفت فرانسه و ایتالیا روبرو شد. «اولاند «رئیس جمهور فرانسه گفت «خروج موقت یونان» در قراردادهای اتحادیه اروپاپیش بینی نشده است. «ماتئو رنزی» نخست وزیر ایتالیا گفت آلمان باید به اعمال فشار به کشورهای همکار خود پایان دهد «دیگر بس است».

خواست » شویبله» در آلمان با مخالفت صریح اپوزیسیون و همچنین اقتصاد داخلی روبرو شد. سبزها پیشنهاد شویبله را ناقض قانون اساسی دانستند، زیرا پیش از آن که اعلام شود در مجلس مطرح نشده است. حزب «چپ ها» شویبله را مورد نکوهش قرار داد که «میراث» هلموت کل» ( صدراعظم پیشین آلمان) را بی پروا بر باد می دهد» و اعتبارآلمان را در اروپا از بین می برد. رؤسای بخش اقتصادی چندین بانک آلمانی به خبرگزاری رویتر گفتند خروج موقت یونان از اتحادیه اروپا غیر ممکن است. یاکسی در درون است و یا بیرون است. در واقع طبق قراردادهای اتحادیه اروپا کلیه اعضا موظفند دیر یا زود یورو را پول رسمی خود سازند، باستثنای انگلستان، دانمارک و سوئد که وقتی یورو پول واحد شد، صراحتا پذیرش آن را رد کردند. خروج از حوزه اتحادیه مالی یورو به صراحت رد شده است.

http://www.jungewelt.de/2015/07-13/061.php

 

تسلیم دولت یونان به معنای تسلیم مردم این کشور است؟

تسلیم دولت یونان

به معنای تسلیم مردم این کشور است؟

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

 serveImage.phpیونان گفت نه

طولی نکشید که موج اعتراض ها برخاست. چند ساعت پس از آن که دولت یونان فهرست «صرفه جوئی ها» را منتشر کرد، بازنشستگان، در برابر وزارت دارائی علیه کاهش دوباره حقوق بازنشستگی خود دست به تظاهرات اعتراضی زدند. افزون بر آن»پامه»، جبهه اتحادیه ها، مردم را به تظاهرات بزرگ در روز جمعه در آتن و دیگر شهر ها فراخواند. سازمان مذکور که به حزب کمونیست نزدیک است توافقنامه تازه را که در یونان » پاکت نجات» خوانده میشود «بربرصفت» توصیف کرد و آن را «آرماگِدون برای طبقه کار گر» نامید.( آرماگِدون: اردوگاهی که پادشاهان سراسر جهان ارواح خبیثۀ خود را برای جنگ بزرگ در آن گرد آورده اند).

توافقنامه ای که آتن جمعه شب به بروکسل فرستاد، در اکثر موارد تفاوت چندانی با آنچه اتحادیه اروپا خواسته بود ندارد، یعنی همان خواست هائی که 61 درصد از مردم یونان، در رفراندوم روز یکشنبه آن ها را رد کرده بودند. به این معنی که سن بازنشستگی به 67 سالگی افزایش یابد. بازنشستگان باید آماده پرداخت مبالغ بیشتر برای خدمات پزشکی شوند. بندر پیرئوس، فرودگاههای محلی، سازمان تله کمونیکاسیون یونان OTE و کنسرن برق Ademi باید بفروش برسند. افزون بر این آن بخش های اقتصادی که تا کنون محافظت می شدند باید » باز شوند» یعنی تسلیم کنسرن های بین المللی گردند. از جمله تولید مواد غذائی سنتی.

آنطور که سارا واگن کنشت، معاون فراکسیون حزب چپ ها در مجلس آلمان حدس میزند » بنظر می رسد که دولت یونان در برابر فشار صندوق بین المللی پول، بانک مرکزی اروپا و تکنوکرات های اتحادیه اروپا، بانک های تعطیل شده، و مردم درمانده راه دیگری نداشته است. پذیرفتن پاکت پیشنهادها به معنی تداوم همان معجون زهرآگین سیاست کاستن ها و تشدید آن بحران اقتصادی است که اقتصاد یونان را متلاشی کرد و موجب افزایش مداوم بدهی های یونان شد». اگر آن برنامه به این صورت پذیرفته شود» تراژدی یونان از نو تداوم خواهد یافت» این سخن واگنکنشت است. «50 میلیاردی که تقاضای پرداخت آن شده، باز به مصرف پرداخت بدهی های گذشته خواهد رسید، گرفتن وام نو برای پرداخت وام کهنه» آنچه ضروری است چشم پوشی جدی از بدهی هاست، شبیه همان گذشتی که پس از جنگ جهانی دوم در مورد آلمان شد». ولی آلمان کماکان مخالف چنین گذشتی است. » مارتین یگر» سخنگوی وزارت دارائی آلمان، روز جمعه در برلین گفت حتی در صورت تجدید زمان بندی نیز پرداخت ها نیز، به هیچ وجه از دریافت اصل بدهی ها صرفنظر نخواهد شد.

روز جمعه، پیش از آن که پارلمان آغاز به بحث کند، آلکسیس تسیپراس، نخست وزیر یونان تلاش کرد تا نمایندگان فراکسیون سیریزا را قانع به پذیرفتن پاکت کاستن ها سازد و گفت در برابر تصمیمات مهمی قرار گرفته ایم، از این رو مجموع گروه سیریزا باید متحد بماند. اما او نتوانست همه را متقاعد سازد.» بیم آن می رود آن » نه » که حاصل رفراندوم بود، تبدیل به یک » آری » خفتبار شود» این سخن » لافازانیس» وزیر نیرو و محیط زیست یونان در رادیو ERT یونان بود. سه تن از نمایندگان و دو نفر از اعضای رهبری سیریزا بیانیه ای منتشر ساختند و خواستند که بجای پذیرفتن قرارداد باید منطقه یورو را ترک کرد.» گیانیس واروفاکیس» وزیر پیشین دارائی یونان اعلام کرد بدلائل خانوادگی قادر به حضور در جلسه پارلمان نخواهد بود.

http://www.jungewelt.de/2015/07-11/057.php

 

نگاهی به آرایش طبقاتی آراء همه پرسی اخیر یونان

نگاهی به آرایش طبقاتی

آراء همه پرسی اخیر یونان

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

 serveImage.phpیونان گفت نه

محافظه کاران خواستار قرارداد با اتحادیه اروپا هستند و تهدید می کنند که در غیر این صورت » بکلی وسائل دیگری » بکار گیرند. تسیپراس خواستار حفظ» وحدت ملی » است.

هرکس امیدوار بود که بعد از نتیجه روشن رفراندوم روز یکشنبه بستانکاران اروپائی سرشان به سنگ خورد و تغییر روش دهند. اما پس از رای گیری نیز بستانکاران خواستارآنند که یونان به همان » راه نجات» اقتصاد ریاضتی که آن کشور را به ورطه بحران انسانی فروافکند ادامه دهد.

در خود یونان رسانه های خصوصی با استادی تمام همان سازی را می نوازند که سیاستمداران برجسته آلمان می نوازند. درست است که مردم به گونه ای شایان توجه آرام هستند و از آن حرف ها که گفته میشد ممکن است مردم فروشگاهها را غارت کنند خبری نیست. اما حضور مردم در صف های متعدد، زیر آفتاب سوزان که از ده روز پیش در برابر باجه بانکها تشکیل می شود، زمینه ایست برای «بحث در باره بحران». اما همین رسانه ها صف هائی را که از پنج سال پیش هر روز در برابر موسسات تغذیه مستمندان برپاست و کسانی که در صف ایستاده اند، یعنی همان کسانی که در گذشته از طبقه متوسط جامعه بوده اند، نادیده می گیرند. آنچه پنهان نگاه داشته می شود این است که انچه «مسئله یونان» نامیده می شود یک جنگ طبقاتی بیرحمانه است. فقط با یک نگاه به تناسب آرائی که روز یکشنبه در آتن وحومه داده شد می توان موضع طبقاتی دو گروه را بوضوح مشاهده کرد. در » اکالی» محل سکونت ثروتمندترین ثروتمندان بیش از 85 درصد موافق پذیرفتن پیشنهاد اروپا بودند و به » آری» رای دادند. در » پندلیس»، محل زندگی مردم مرفه 57،5 درصد با کاهش دوباره حقوق بازنشستگی و افزودن بر مالیات ارزش مضاعف موافق بودند. در محلاتی که بطور سنتی کارگر نشین هستند مانند «پریستری» یا کراتسینی» و یا محلاتی که ساکنانش بشدت در بیکاری غوطه ور هستند مانند محله» آکسارنس» یا » پِراما» بیش از 70 درصد مخالف پذیرفتن سیاست ریاضت اقتصادی بودند. مردمی که حساب بانکیشان خالی است چه غم از تعطیلی بانک ها دارند؟

آلکسیس تسیپراس، نخست وزیر یونان، کماکان خواستار » وحدت ملی» است. او تا روز دوشنبه ( قبل از رفراندوم) هم موفق شد که رهبران احزاب محافظه کار و سوسیال دموکرات را با خود همراه سازد. رهبران احزاب » دموکراسی نوین» » سوسیال دموکرات» » لیبرال چپ» و» سیریزا» در نامه ای که خطاب به نخست وزیران اتحادیه اروپا نوشتند از جمله خواستار » اصلاحات قابل قبول با حداقل تاثیرات رکود آفرین با تقسیم عادلانه فشار و مناسب برای ایجاد رشد اقتصادی» شدند. به محض پایان رفراندوم دشمن طبقاتی موضع خود را باصراحت بیان کرد. یکشنبه شب، «افانگلوس مایماراکیس» رهبر موقت حزب » دموکراسی نوین» با صراحت تمام تهدید کرد که اگر تسیپراس در کوتاه ترین مدت موفق به امضای قراردادی نشود، » با وسائلی بکلی متفاوت پاسخ داده خواهد شد». فقط حزب کمونیست یونان بود که نظریه وحدت ملی را رد کرد. حزب کمونیست کلیه توافق ها را از بیخ و بن رد کرد. «دیمیتریس کوتسوباس» دبیر کل حزب کمونیست بلافاصله پس از دیدار رهبران احزاب گفت » هیچ کس کسی را مجاز نساخته که برود قرار دادهای تازه امضاء کند، ( با) اقدامات جدید دردناک برای خلق ما. جناح چپ سیریزا نیز مخالف اقدامات ریاضتی جدید است.» نیکوس پرپراس»سخنگوی مطبوعاتی وزیر نیروی یونان در پایگاه اینترنتی جناح چپ سیریزا نوشت بدیل های متعددی وجود دارند، که البته هرکدام از آنها دشواری های ویژه ای نیز دارند. اما بدترین آنها، آن که از بیخ وبن نابود می کند، سرافکنده سازترین آنها تسلیم شدن است و بزانو در آمدن در برابر » انستیتوسیون ها»: اتحادیه اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول است». » تحت هر شرایطی باید از این اجتناب کرد».

http://www.jungewelt.de/2015/07-09/050.php

 

پشت پردۀ قروض یونان

پشت پردۀ قروض یونان

نوشته :

تی یری میسان

ترجمه حمید محوی

منتشر شده در ولتر نت

جوزف رتینگر Joseph Retinger فاشیست پیشین لهستانی که به مأمور بریتانیائی تبدیل شده بود، به درخواست ام آی ۶ اتحادیۀ همکاری های اقتصادی اروپا را بنیانگذاری کرد و به عنوان دبیر اول برگزیده شد. با چنین مقامی جوزف روتینگر را باید پدر بنیانگذار یورو بدانیم. سپس، او جنبش اروپائی را راه اندازی کرد و کلوپ بیلدربرگ Bilderberg را نیز به وجود آورد.

همه پرسی در یونان موجب بحث و جدل شدیدی در اتحادیۀ اروپا شد که حاکی از ناآگاهی عمومی از قواعد بازی بود. مباحثه کنندگان با داد و فریاد می خواستند بدانند که آیا یونان مسئول قرض هایش هست یا نیست، ولی با هوشیاری تمام بحث را به شکلی پیش بردند که هرگز طلبکارها و بازپرداخت تدریجی را در مظان اتهام قرار ندهند. ولی چنین نگرشی به دلیل ناآگاهی از تاریخ یورو و انگیزۀ ایجاد آن بود.

یورو : طرح آنگلوساکسون در دوران جنگ سرد

از تاریخ توافق نامۀ رم (۲۵ مارس ۱۹۵۷ فرانسه، آلمان غربی، ایتالیا، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ برای بازار مشترک اروپا) در شصت و چهار سال پیش مراتب اداری پی در پی در «طرح اروپا» مبالغ عظیم و بی حساب و کتابی برای تبلیغ در رسانه ها اختصاص دادند. هر روز سدها مقاله، برنامۀ پخش رادیوئی و تلویزیونی را بروکسل تأمین مالی می کرد تا نسخه ای دروغین از تاریخ تحویل ما بدهند و به ما تزریق کنند که «طرح اروپای» کنونی همان طرح اروپای دوران بین دو جنگ جهانی است.

با این وجود از این پس آرشیوها برای به شکل عمومی برای همه قابل دسترسی می باشد. آرشیو نشان می دهد که در سال ۱۹۴۶ ویلسون چرچیل و هاری ترومن تصمیم گرفتند اروپا را به دو بخش تقسیم کنند : یک بخش کشورهای وابسته و بخش دوم اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و وابستگانش. برای اطمینان خاطر از دولت ها و تضمین رعایت مرزحاکمیت ها که از حد و حدود خودشان فراتر نروند، برآن شدند تا با تحریف نظرات موجود در همان دوران سیاست هایشان را به پیش ببرند.

آنچه را که در آن دوران «طرح اروپائی» می نامیدند برای دفاع از به اصطلاح ارزش های مشترک نبود، بلکه برای ادغام بهره برداری مواد اولیه و صنایع دفاع فرانسه و آلمان بود به شکلی که وضعیت مطمئنی فراهم گردد تا هیچ یک از این کشورها نتواند علیه دیگری جنگ به پا کند (نظریۀ لوئی لوشور Louis Loucheur و کنت ریچارد دو کودنهوف کلرگی comte Richard de Coudenhove-Kalergi [۱] ). موضوع این نبود که تفاوت عمیق ایدئولوژیک آنها را نفی کنند، بلکه می خواستند اطمینان حاصل کنند که از این پس این دو کشور علیه یکدیگر وارد جنگ نخواهند شد.

در نتیجه ام آی ۶ و سازمان سیا مأموریت گرفتند تا در ماه مه ۱۹۴۸ نخستین «کنگرۀ اروپا» در لاهه را سازماندهی کنند. در این گردهمآئی ۷۵۰ شخصیت (از جمله فرانسوآ میتران) از ۱۶ کشور شرکت داشتند. بی هیچ کم و کاستی موضوع این بود که «طرح اروپای فدرال» (به قلم والتر هالشتاین Walter Hallstein رئیس آیندۀ هیئت اروپائی— برای صدر اعظم آدولف هیتلر — دموکرات مسیحی — یکی از پدرخواندگان اروپا) با اتکا به صرف و نحو کودنهوف کلارگی باززائی شود.

در مورد این گردهمآئی تاریخی چند اشتباه و سوء تعبیر باید تصحیح گردد.

۱) در نخستین گام، جای آن دارد تا موضوع را در متن خاص آن مورد بررسی قرار دهیم. ایالات متحده و بریتانیا علیه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی جنگ سرد را آغاز کردند. شوروی با پشتیبانی از کمونیست های چکسولاواکی پاسخ گفت که به گفتۀ تاریخ نگاری شوروی طی «حمله به پراگ» «فوریۀ پیروزی» به آنها اجازه داد تا قدرت را به شکل قانونی به دست گیرند. در نتیجه واشنگتن و لندن در توافقنامۀ بروکسل ایجاد ناتو را مطرح کردند. تمام شرکت کنندگان در گردهمآئی اروپا طرفدار آنگلوساکسون ها و ضد شوروی بودند.

۲) در گام دوم، وقتی ویلسون چرچیل بیانیه ا ش را خواند، اصطلاح «اروپائی» در بازی زبانی او ساکنان قارۀ اروپا بودند ( و نه انگلستان که از دیدگاه او اروپائی نبود) که جبهۀ ضد کمونیست را انتخاب کرده بودند. در آن دوران از دیدگاه چرچیل انگلستان نمی بایستی به اتحادیۀ اروپا بپیوندد، ولی تنها می بایستی بر آن نظارت کند.

۳) در گام سوم، دو تمایل در بطن این گردهمآئی بروز کرد : «اتحادیه گرایان» که تنها خواهان به اشتراک گذاشتن امکانات برای مقابله با گسترش کمونیسم بودند، و «فدرالیست ها» که می خواستند طرح نازی دولت فدرال را تحت اقتدار دولتی غیر انتخابی را به اجرا گذارند.

والتر هالشتاین Walter Hallstein مقام عالی رتبۀ آلمان، طرح هیتلر برای اروپای فدرال را به رشتۀ تحریر درآورد. طرح او چنین بود که دولت های اروپائی تخریب شوند و ملت ها به شکل فدراتیو و براساس تقسیم بندی قومی پیرامون رایش آریائی متشکل شوند. مجموعه می بایستی تحت نظر دیکتاتور بروکراتیک غیر انتخابی و تحت کنترل برلن قرار گیرد. پس از آزادی، او طرح خودش را به کمک آنگلوساکسون ها به اجرا گذاشت و در سال ۱۹۵۸ به عنوان نخستین رئیس هیئت اروپائی برگزیده شد.

گردهمآئی تمام مواردی که تا کنون به اجرا گذاشته شده را مشخص کرده بود، مانند سازمان زغال سنگ و فولاد اروپا، اتحادیۀ اقتصادی اروپا، اتحادیۀ اروپا.

گردهمآئی اصل واحد مشترک پول را به تصویب رساند. ولی ام آی ۶ و سازمان سیا از پیش اتحادیۀ همکاری های مستقل اروپا را بنیانگذاری کرده بودند [۲] — که بعداً به اتحادیۀ همکاری های اقتصادی اروپا تبدیل شد — هدفش پس از تشکل مؤسسات، ایجاد واحد پول اروپائی بود(European Currency Unit – ECU) و یک واحد پول مشترک (یورو) بود، و این ساخت و ساز به شکلی باید صورت می گرفت که کشورهائی که به اتحادیه می پیوستند نتوانند از آن خارج شوند [۳].

این طرح را فراسوآ میتران در سال ۱۹۹۲ به اجرا گذاشت. از دیدگاه تاریخی و شرکت فرانسوآ میتران در گردهمآئی لاهه در سال ۱۹۴۸، امروز خیلی پوچ بنظر می رسد که بخواهیم هدف دیگری برای یورو قائل شویم و بگوئیم که هدف دیگری در کار بوده. به همین علت، از دیدگاه منطقی، توافقات کنونی خروج از یورو را مد نظر ندارد، که اگر یونان بخواهد می تواند ابتدا از اروپا و سپس از یورو خارج شود.

سیر تحولی «طرح اروپا» در نظام ایالات متحده

اتحادیۀ اروپا شاهد دو تحول اساسی بود :

۱) در پایان سال های ۶۰ انگلستان از شرکت در جنگ ویتنام امتناع کرد و نیروهایش را از خلیج فارس و آسیا بیرون کشید. بریتانیائی ها دیگر خودشان را به عنوان پنجاه و یکمین ایالت ایالات متحده نمی دانستند و سرانجام تصمیم گرفتند به اتحادیه بپیوندند (۱۹۷۳).

۲) در فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، ایالات متحده تنها ارباب بازی باقی ماند، انگلستان نقش مددکار را به عهده گرفت و دولت های دیگر نیز فرمانبرداری کردند. در نتیجه اتحادیه هیچگاه برای گسترش به سوی شرق آمادگی پیدا نکرد و آزاد نشد، ولی تنها به تأیید واشنگتن و اعلام آن توسط وزیر امور خارجه جیمز بکر James Baker. به همین گونه اتحادیه استراتژی نظامی ایالات متحده را تصویب کرد [۴] که الگوی اقتصادی و اجتماعی آن نابرابری بسیار پر رنگی را نشان می دهد.

همه پرسی در یونان خط فاصلی را بین نخبگان اروپائی که زندگی برای آنها بیش از پیش مطلوب و آسوده بنظر می رسد و بی هیچ قید و شرطی از «طرح اروپا» پشتیبانی می کنند ، و از سوی دیگر طبقۀ کارگر که در این نظام از پا افتاده، پدیده ای که پیش از این بروز کرد، ولی تنها در سطح ملی، طی تصویب توافقنامۀ مستریشت Maastricht توسط دانمارک و فرانسه در سال ۱۹۹۲٫

ابتدا، رهبران اروپائی اعتبار دموکراتیک همه پرسی را زیر علامت سؤال بردند. دبیر اول شورای اروپا، توربیان یاگلان Thorbjørn Jagland (فردی که از هیئت داوران نوبل بخاطر بزهکاری اخراج شده بود [۵]) اعلام کرد :

۱) که طول مدت اردوی همه پرسی خیلی کوتاه بوده (۱۰ روز بجای ۱۴ روز)

۲) نمی توانسته از سوی نهادهای بین المللی مورد نظارت قرار گیرد (که سازماندهی آن خیلی کند است).

۳) و به این علت که موضوع به شکل روشن و قابل فهم مطرح نشده (در حالی که پیشنهاد اتحادیه که در روزنامۀ رسمی منتشر شده خیلی کوتاه و ساده تر از توافقنامه های اروپائی است که در همه پرسی مطرح شده).

با این وجود، پس از این که شورای دولت یونان قانونی بودن این همه پرسی را تأیید کرد، بحث و جدل اوج گرفت.

نشریات حاکم اعلام کردند که با رأی «نه» اقتصاد یونان در ورطۀ ناشناخته ای فرو خواهد رفت.

ولی تنها به این علت که کشوری به منطقۀ اروپا تعلق دارد تضمینی برای توفیق اقتصادی اش وجود ندارد. اگر به فهرست صندوق بین المللی پول مراجعه کنیم بر اساس برابری قدرت خرید، تنها یک دولت عضو اتحادیۀ اروپا بین ۱۰ کشور اول جهان دیده می شود : بهشت مالیاتی لوکزامبورگ. فرانسه در بیست و پنجمین رتبه بین ۱۹۳ کشور واقع شده است.

رشد اتحادیۀ اروپا ۱،۲% در سال ۲۰۱۴ بوده، یعنی میزانی که آن را در رتبۀ سد و هفتاد و سومین رتبه در جهان نشان می دهد، یعنی یکی از بدترین نتایج در سطح جهانی (حد میانۀ جهانی ۲،۲ % است).

ماریو دراگی Mario Draghi رئیس بانک مرکزی اروپا، معاون پیشین اروپا در بانک گلدمن ساش است. او پنهان کاری هائی که در مورد صورت حساب یونان انجام داده را از پارلمان اروپا مخفی نگهداشت، با این وجود مدارک بانکی این اختلالات را نشان می دهد.

باید نتیجه بگیریم که به صرف عضویت در اتحادیۀ اروپا و به کار بستن یورو تضمینی برای توفیق اقتصادی نیست. ولی اگر نخبگان اروپا از این «طرح» پشتیبانی می کنند، علتش این است که در این رویکرد منافعی دارند. در واقع، با ایجاد بازار مشترک و سپس واحد پول مشترک، طرفداران اتحادیه گرا اختلال ایجاد کردند. از این پس، تفاوت ها بین دولت های عضو نیست، بلکه بین طبقات اجتماعی است که از سطح اروپائی پیکرۀ یگانه ای را تشکیل داده اند. به همین علت ثروتمندترین ها از اتحادیه دفاع می کنند، در حالی که فقیرترین ها از بازگشت دولت های عضو.

سرگرادانی در مورد مفهوم اتحادیه و یورو

به دلیل فرهنگ واژگان رسمی، سال هاست که از بحث های سردرگم می گذرد : به این معنا که اروپائی ها حامل فرهنگ اروپائی نیستند بلکه تنها اعضای اتحادیه اروپائی هستند. از دوران جنگ سرد، دائماً تکرار می کردند که روس ها اروپائی نیستند، و از این پس در مورد یونان نیز می گویند که با خروج از اتحادیه، فرهنگ اروپائی را ترک خواهد کرد. یعنی یونان، کشوری که گهوارۀ فرهنگ اروپائی بوده با ترک اتحادیه دیگر اروپائی نخواهد بود.

در نتیجه «سگ ها گربه نمی زایند» (ضرب المثل فرانسوی برای آن که بگوئیم وارث عیب و ایرادهای والدین خودمان هستیم). اتحادیۀ اروپا توسط آنگلوساکسون ها و با همکاری نازی های قدیمی علیه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی به وجود آمد. این اتحادیه امروز از دولت اوکرائین به انضمام نازی های عضو آن حمایت می کند، و علیه روسیه اعلام جنگ اقتصادی کرده و آن را « مجازات» نامیده است.

همان گونه که از نامش پیداست، اتحادیه برای متحد ساختن قارۀ اروپا به وجود نیامده بلکه با کنار گذاشتن روسیه برای منقسم کردن آن می کوشدو این موضوع را شارل دوگل افشا کرده بود و از اروپای «برست تا ولاویووستوک» دفاع می کرد.

اتحادیه گرایان اطمینان می دهند که «طرح اروپا» صلح را از ۶۵ سال پیش تا کنون تضمین کرده است. ولی آیا از تعلق یا وابستگی اتحادیه به ایالات متحده حرف زده اند ؟ در واقع، همین تعلق و وابستگی است که صلح بین دولت های غرب اروپا را تضمین کرده گرچه رقابت آنها در خارج از منطقۀ ناتو حفظ شده است. به عنوان مثال، آیا باید یادآوری کنیم که اعضای اتحادیۀ اروپا از جبهه های مختلفی در یوگوسلاوی سابق پشتیبانی کردند، پیش از آن که پشت سر ناتو متحد شوند ؟ و آیا باید نتیجه بگیریم که اگر اعضای اتحادیه دوباره به دولت های حاکم خود بازگردند، ضرورتاً علیه یکدیگر جنگ به پا خواهند کرد ؟

ژان کلود یونکر Jean-Claude Juncker با تأسف از همه پرسی یونان یاد کرد و آن را «خیانت» نامید. یونکر پس از آن که اشکار شد که به شبکۀ جاسوسی گلادیو در اتحادیۀ آتلانتیک تعلق دارد، مجبور شد از مسئولیت های خود به عنوان نخست وزیر لوکزامبورگ استعفا دهد. یک سال بعد، او به ریاست هیئت اروپا ارتقاء یافت.

حال اگر به موضوع یونان بازگردیم، کارشناسان به شکل گسترده نشان داده اند که قرض یونان به مشکلات حل نشدۀ ملی از پایان دوران امپراتوری عثمانی و به همین اندازه به کلاهبرداری بانک های بزرگ خصوصی و نقش برخی از رهبران سیاسی مرتبط می باشد. علاوه بر این، این قرض پرداخت نشدنی هیج تفاوتی با قرض های دولت های توسعه یافته ندارد که آنها نیز قادر به باز پرداخت نیستند [۶]. به هر صورت، آتن می تواند به راحتی از عهده برآید و بخش مشکوک قرض هایش را نپردازد [۷]، و اتحادیه را ترک کند و با روسیه متحد شود که همکار تاریخی و فرهنگی خلی جدی تر از دیوان سالاران بروکسل برای یونان بوده است. خواست مسکو و پکن برای سرمایه گذاری در یونان از جمله اسراری است که همه به آن آگاهی دارند. با این وجود وضعیت یونان کمی پیچیده است زیرا عضو ناتو بوده و این اتحادیه در سال ۱۹۶۷ برای جلوگیری از نزدیک شدن یونان به اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی کودتا به راه انداخت [۸].

ترجمه توسط
حمید محوی

[۱] « Histoire secrète de l’Union européenne », par Thierry Meyssan, Réseau Voltaire, 28 juin 2004.

[۲] La section française prend le nom de Ligue européenne de coopération économique (LECE). Elle est présidée par Edmond Giscard d’Estaing, père du futur président de la République et créateur de l’ECU.

[۳] MI6: Inside the Covert World of Her Majesty’s Secret Intelligence Service, Stephen Dorril, The Free Press, 2000.

[۴] « Stratégie européenne de sécurité », Réseau Voltaire, 12 décembre 2003.

[۵] « Thorbjørn Jagland destitué de ses fonctions de président du Nobel de la Paix », Réseau Voltaire, 5 mars 2015.

[۶] « Selon la BRI, la dette des États développés est insolvable », Réseau Voltaire, 13 avril 2010.

[۷] Cf. la théorie économique d’Alexander Sack.

[۸] « La guerre secrète en Grèce », par Daniele Ganser ; « Grèce, le facteur Otan », par Manlio Dinucci, Traduction Marie-Ange Patrizio, Il Manifesto (Italie), Réseau Voltaire, 24 août 2013 et 7 avril 2015

 

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 339 مشترک دیگر بپیوندید