مراکش هم روابط خود را با اسرائیل عادی کرد!

مراکش هم روابط خود را

با اسرائیل عادی کرد!

 

یونگه ولت- ترجمه نافعی

 

 

آمار سایت تا کنون

4،654،167

ترجمه

 

1222

ایالات متحده آمریکا «عادی سازی» روابط اسرائیل و مراکش را اعلام کرد و صحرای غربی را  به عنوان بخشی از کشور سلطنتی مراکش  برسمیت شناخت.

مراکش چهارمین کشور عربی است که در سال جدید مسیحی روابط خود را با اسرائیل  «عادی » می کند. ولی خبر آن را، طبق روالی که تازگی باب شده، نه آن ها که در تدارک مقدمات این کار سهیم بودند، بلکه دونالد ترامپ اعلام کرد.

رئیس جمهور آمریکا روز پنجشنبه در توئیتر،  که جای انتشار خبرهای کوتاه است، اعلام کرد که «دو دوست بزرگ ما» برای ایجاد روابط کامل دیپلماتیک با یکدیگر توافق کرده اند.

  ترامپ که فقط تا 20 ژانویه در این سمت فعالیت خواهد کرد ، اعلام کرد دولت وی ادعای مراکش در مورد منطقه مورد مناقشه صحرای غربی را که در گذشته مستعمره اسپانیا بوده  و امروز مستعمره دولت مراکش است برسمیت می شناسد .  امارات متحده عربی ، بحرین و سودان پیش از این در مسیر «عادی سازی» روابط خود با دولت صهیونیستی گام برداشته بودند ، که البته در این امر بازیگر اصلی   دولت ایالات متحده امریکا بود.

در ماه سپتامبر، ترامپ ادعا کرد که بین پنج تا 9 کشور عربی دیگر در آستانه برداشتن همان گام هستند. توجه بین المللی به ویژه به عربستان سعودی معطوف  است که به دلیل ثروت نفتی خود و نیز پرده داری خانه کعبه دارای موقعیت خاصی در جهان اسلام است و می تواند با تصمیم خود احتمالا واکنش زنجیره ای ایجاد کند.

تاکنون ریاض بر موضع خود پافشاری کرده است که درگیری اسرائیل و فلسطین ابتدا باید بر اساس راه حل دو کشور حل شود. روز پنجشنبه ، داماد ترامپ و مشاور ارشد او، جارد کوشنر، گفت که «عادی سازی» مناسبات بین عربستان سعودی و اسرائیل اجتناب ناپذیر است ، فقط باید چارچوب زمانی آن روشن شود .گفته می شود بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل اخیراً در ریاض همراه  با مایکل پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده گفتگوهای مخفیانه انجام داده است.  سعودی ها این موضوع را انکار می کنند ، ولی تل آویو از اظهار نظر در این باره خودداری می کند.

رواابط اسرائیل و مراکش نسبتاً نزدیک تلقی می شد ، زیرا قبلاً یک اقلیت بزرگ یهودی با چند قرن تاریخ در آنجا زندگی کرده بود. سالانه حدود 50،000 اسرائیلی از این کشور آفریقای شمالی بازدید می کنند. از دهه 1990 دو کشور با یکدیگر روابطی زیر سطح  سفارت داشتند، تا این که مراکش در سال 2002 به دلیل انتفاضه، دومین قیام مردم فلسطین ، روابط خود را با اسرائیل قطع کرد. اکنون انتظار می رود که این دفاتر به سرعت بازگشایی شوند و پروازهای مستقیم از اسرائیل به مراکش حتی با سرعت بیشتری از سر گرفته شوند.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، روز پنجشنبه اطمینان داد که علی رغم به رسمیت شناخته شدن  دعاوی مراکش توسط دولت آمریکا ، موضع سازمان ملل متحد در قبال درگیری صحرای غربی » تغییرنکرده است «. راه حل  مسئله هنوز هم بر مبنای  گفتگوها ی سالهای 1991 و 1992 و  بر اساس قطعنامه های مصوب شورای امنیت قراردارد .

آن مذاکرات و مصوبات  منجر به ایجاد یک منطقه حائل بین بخشی از صحرای غربی، اشغال شده توسط رباط و بخشی از صحرای غربی تحت کنترل سازمان آزادیبخش Frente Polisario شده بود، منطقه ای که اسپانیا،  قدرت استعماری پیشین،   در سال 1975 آن را تخلیه کرده بود. جمعیت این منطقه باید در همه پرسی سال 1992 بین استقلال و پیوستن به مراکش یکی را انتخاب می کردند.

این رای گیری  به دلیل مقاومت مراکش ، چندین بار به تعویق افتاد وسرانجام نیز  برگزار نشد.  جبهه پولیساریو پس از سالها مذاکره بی نتیجه ، در 13 نوامبر پایان آتش بس 1991 را اعلام کرد.

https://www.jungewelt.de/artikel/392372.diplomatie-der-nächste-kuhhandel.html

واکسن کرونا اروپا و امریکا ادعا می کنند چین و روسیه تولید و تزریق

واکسن کرونا

اروپا و امریکا ادعا می کنند

چین و روسیه تولید و تزریق

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

480،652، 4

ترجمه

1221

واکسیناسیون آغاز می شود. نه ، این  تنها انگلستان ، اولین کشور غربی متمول نیست که در آن پس از  روند تسریع در تصویب، ایمن سازی علیه ویروس Covid-19 آغاز شد.    چین و روسیه هم  هستند. در جمهوری خلق چین، شرکت دارویی Sinopharm در اواسط ماه نوامبر تأیید کرد که قبلاً حدود یک میلیون نفر را به عنوان بخشی از یک برنامه اضطراری واکسینه کرده است ، در  آخر هفته     روسیه  هم یک کمپین گسترده با واکسن اسپوتنیک  را آغاز کرد.

در اندونزی نیز که به جهان ثروتمندان تعلق ندارد و خود قادر به تولید واکسن نیست ، بزودی  واکسیناسیون آغاز می شود. عصر یکشنبه هفته گذشته ، 1.2 میلیون واحد واکسن وارد  فرودگاه جاکارتا ، پایتخت اندونزی  شد. در حال حاضر مقدمات لجیستیک کار در دست تدارک است و اگر همه چیز به خوبی پیش برود اولین واکسیناسیون  در اندونزی می تواند  در ماه ژانویه ، فقط اندک زمانی دیرتر از اتحادیه اروپا، انجام شود. در مقیاس جهانی این کشور از جمله نخستین کشورها خواهد بود که موفق به انجام این امر مهم شده اند. واکسنی که اندونزی را موفق به انجام این مهم میسازد از چین است.

دور اول کشمکش های بزرگ   برای به چنگ آوردن واکسنی که قرار است به رنج و مرگ پایان دهد و ویروس همه گیر کرونا را از پای در آورد، دست کم در غرب به نتیجه رسیده است.

ایالات متحده امریکا با شعار – «اول آمریکا» – مدتهاست که با پول و قدرت خود مقدار عظیمی از این واکسن را  به اختیار خود در آورده  و برای  سرنوشت بقیه جهان هم اهمیتی قائل نیست.   

اتحادیه اروپا در ابتدا با بزرگ نمائی های بی پشتوانه  به میدان آمد و «اورسولا فون در لاین» رئیس کمیسیون اروپا در بهار اعلام کرد که بروکسل قطعاً » کاری خواهد کرد که واکسن ها » با قیمت مناسب و مقرون به صرفه در هر گوشه جهان توزیع   شود «.

طبق معمول ، تاکنون نتیجه ای  از آن حرف ها  حاصل نشده زیرا اتحادیه تاکنون فقط برای خود واکسن سفارش داده است.

سیتی گروپ ، که به عنوان مشاور مالی مجمع متحد برای واکسن Covax فعالیت می کند، اعلام کرده، که کشورهای غربی تا کنونً 85 درصد از واکسن هایی را که موسسه آنها تولید خواهد کرد ، پیش خرید کرده اند. به این ترتیب آنها 1.2 میلیارد واحد از 1.3 میلیارد واحد را که     موسسات داروسازی  Biontech و Pfizer قصد دارند تا پایان سال 2021 تولید کنند ، دریافت خواهند کرد. در بهترین حالت ، خرده ریزهای ته سفره هم  نصیب کشورهای فقیرتر غرب خواهد شد.

چین و تا حدودی  هم روسیه شیوه  دیگری دارند.  چین در زمینه تأمین واکسن در دنیای غیر غربی از موقعیت خوبی برخوردار است: در واقع  چون کرونا را در داخل  شکست داده است  ظرفیت صادرات واکسن خود را آزاد کرده است ، البته  برغم ان که چینی ها هنوز هم واکسینه می شوند ، به ویژه کارکنان مراقبت های بهداشتی ؛ در پکن صحبت از 18.5 میلیون نفر افرادی است که در مشاغل پر خطر شاغل هستند.

جمهوری خلق  چین می خواهد قبل از پایان سال جاری  600 میلیون واحد واکسن  دیگر تولید کند، که بعنوان مثال ، دوازده برابر تولید  دو موسسه  Biontech و Pfizer است.  یک مزیت واقعی واکسن های چینی این است که برخلاف  تولیدات  Pfizerو  Biontech نیازی به سرد نگه داشتن انها  در 70 درجه سانتیگراد منفی نیست.   تامین این نیاز حتی برای غرب ثروتمند  هم  چالش های خاصی ایجاد می کند و  برای کشورهای فقیرتر  به این معناست که از همان آغاز از سفارش دادن واکسن  ساخت غرب صرفنظر کنند. در حالی که برای نگهداری واکسن های ساخت چین  سرمای معمول و متداول موجود در دستگاه های سرد کننده ( یخچال های معمولی) کافی است.  واکسن های ساخت چین را    ابتدا   کشورهایی دریافت می کنند که شرکت های دارویی چینی   واکسن های خود را در آن کشورها آزموده اند .  در خود جمهوری خلق چین  دیگر چنین آزمایش هائی امکان پذیر نبود زیرا کرونا با موفقیت مهار شده بود.  یکی از این کشورها اندونزی است که در بالا از آن سخن رفت. علاوه بر تحویل واحدهای واکسن ، شرکت چینی Sinovac به شرکت دارویی اندونزی Bio Farma اجازه تولید واکسن «Coronavac» خود را تحت لیسانس داده است. این روند این فرصت را به اندونزی می دهد تا نیاز بخشی از جنوب شرقی آسیا را به واکسن تامین  و در عین حال اقتصاد خود را اندکی تقویت کند. از طرف دیگر، Sinopharm  واحدهایی از واکسن  را برای استفاده محدود در موارد اضطراری در ماه سپتامبر به امارات متحده عربی عرضه کرد.

روسیه هم در آفریقا فعال است.  روسیه با مصر همکاری می کند و قصد دارد در اولین گام25 میلیون واحد  «SputnikV» در اختیار این کشور بگذارد. علاوه بر این ، تولید کننده واکسن در مصر Vacsera قصد دارد واکسن چینی را تحت لیسانس تولید کند . دیگر کشورهای قاره آفریقا نیز احتمالا واکسن های چینی را دریافت خواهند کرد. به عنوان مثال ، Cainiao ، که از زیرمجموعه تدارکات گروه  علی بابا Alibaba چینی  است، هفته گذشته اعلام کرد که برای توزیع واکسن در کشورهای آفریقایی با شرکت هواپیمایی اتیوپی همکاری خواهد کرد.

موسسه Cainiao  هفته پیش اعلام کرد که در این مدت زنجیره دستگاه های خنک نگاهدارنده ضروری نیز اماده برای بهره برداری شده اند، تا بتوانند واکسن های بیشتری  دریافت دارند.

شرکت های چینی نیاز کشورهای مختلف دیگری را نیز تأمین میکنند به عنوان مثال گفته می شود مکزیک 35 میلیون واحد کانسینو از تیانجین دریافت کرده است.  بسیاری از جزئیات هنوز مشخص و روشن نیستتند .

آنچه روشن است ، این است که جمهوری خلق می خواهد  و احتمالاً میتواند  در آینده نیز واکسن های خود را  به عنوان جایگزین  در اختیار غرب نیز بگذارد. جای تعجب نیست که رئیس جمهور آلمان  فدرال فرانک- والتر اشتاین مایر در اواسط ماه نوامبر موکدا این خواست فوری را مطرح کرد  و گفت حائز اهمیت است که  » مطمئن باشیم   دسترسی عادلانه، شفاف و مقرون به صرفه به واکسن ها در سراسر جهان  ممکن است» .

پسزمینه: تولیدمشترک ارزان

هند نیز می تواند امیدوار باشد که واکسیناسیون  Covid 19 را به زودی آغاز کند.  موسسه فایزر و موسسه سرم هند درخواست تأیید واکسن را در آن کشور کردند.  بسیاری در هند امید زیادی به Pfizer ندارند: زنجیره سرد مورد نیاز واکسن آن (در دمای منفی 70 درجه سانتیگراد) به سختی می تواند در اکثر مناطق هند تضمین شود.اما موسسه سرم هند ، که بزرگترین تولید کننده واکسن در جهان است، چشم انداز خوبی دارد.    واکسنی را که این موسسه  تولید می کند واکسنی است که دانشگاه آکسفورد و آسترازنکا تولید کرده اند – به عبارت دقیق تر ، تولید انبوه آن آغاز شده است. دریافت مجوز تولید در هند می تواند ظرف یک هفته انجام شود.

تیمی که دانشگاه آکسفورد و شرکت انگلیسی- سوئدی Astrazeneca تشکیل داده اند – حداقل تا کنون – در میان توسعه دهندگان غربی متمایز است: این تیم در تابستان اعلام کرد که  همراه با موسسه سرم هند  اجازه تولید  حداقل  یک میلیارد واحد واکسن  را به قیمت تمام شده   برای کشورهای فقیرتر   می دهد  قیمت تولید شده بین دو تا سه دلار خواهد بود.

واکسن آکسفورد و آسترازنکا برای هند ، یکی از کشورهایی که بیشتر در معرض اپیدمی قرار دارد ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، زیرا رفتار این کشور در ماه های اخیر نسبت به چین بسیار تهاجمی بوده  و اینک خود از واکسن های چینی صرفنظر کرده است. هنوز مشخص نیست که آیا تلاش های اخیر برای آوردن واکسن «Sputnik V» به هند در یک مثلث هند- چین و روسیه موفقیت آمیز خواهد بو؟.

درگیری های دیگر نیز ممکن است قریب الوقوع باشد: آدار پونوالا ، رئیس انستیتوی سرم هند ، اخیراً اظهار داشت که  نخست می خواست واکسن ها را ابتدا برای هند رزرو کند و بعداً آن را به کشورهای فقیر دیگر تحویل دهد.  اما شعار » اول هند » با  برنامه های دانشگاه آکسفورد و آسترازنکا  در تضاد است .

https://www.jungewelt.de/artikel/392139.impfstoffverteilung-klauen-und-stechen.html

.

پایان بازی را «مرداک» در فاکس نیوز اعلام کرد!

پایان بازی را «مرداک»

در فاکس نیوز اعلام کرد!

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،645،609

ترجمه

1220

در یک دوره کوتاه 30 سالۀ تاریخی ، چین با ظهور خود ایالات متحده آمریکا را به یک قدرت جهانی در حال انحطاط تبدیل کرده است ، که هنوز از طریق توسل به افزایش تسلیحات ، تهدیدات جنگی و حاکمیت مالی وضعیت خود را حفظ می کند- کاری که آشکارا  پیوسته دشوار تر می شود.

یک روز پس از انتخابات ایالات متحده ، شی ای جین پینگ ، رهبرچین و حزب کمونیست این کشور، ابراز اطمینان کرد کرد که با وجود  فضای خصمانۀ فزاینده،  تولید ناخالص داخلی کشورش می تواند تا سال 2035 دو برابر شود.

عواقب این تغییر مکان قدرت مسئله مرکزی   روسای جمهور آینده ایالات متحده است. ترامپ صدای زنگ ها را می شنید اما هرگز در نیافت که کجا آویزان شده اند. هنری کیسینجر وزیر خارجه سابق آمریکا، 97 ساله، به  نشریه آلمانی Die Welt am Sonntag  اعتراف کرد که معاملات وی با چین پیش زمینه جدی داشته است، به عنوان مثال در روابط تجاری. اما: «آیا خواهیم فهمید که چقدر  مهم است که از یک درگیری به منازعه بعدی نرویم ؟» نه ترامپ و نه افرادی که او  دور خود جمع کرده بود  » از یک درگیری به درگیری دیگر» رفتن  را   نقص نمی دانستند. شعار آنها ایجاد هرج و مرج بود.  از این منظر، ریاست جمهوری جوزف بایدن که با هزینه های هنگفت مالی و رسانه ای انتخاب شد ، نوعی توقف اضطراری بود.

این بدان معنا نیست که آنچه کیسینجر امیدوار است  محقق شود و هر دو طرف  «لفاظی برای نجات خود از تنگنا» را به کنار نهند. چنین صحبت هایی هرگز از چین شنیده نشده است. بر اساس واکنش های اولیه، قضاوت چنین است که اینک  در کاخ سفید با فردی سختگیر اما قابل پیش بینی روبرو هستند. اما بحران سرمایه داری جهانی می تواند هر محاسبه ای را نقش بر آب سازد.

ترامپ دو دلی ها را افزایش داد. او مظهر جنون قدرت تزلزل ناپذیر جهانی بود و امریکا را با جار وجنجال از یک بن بست به بن بست بعدی رهبری می کرد.هیچ طبقه حاکمی  از چنین رفتاری راضی نیست.

حداکثر ، درگیریِ چند هفته پیش ترامپ با سلطان رسانه ای جهان  «روپرت مرداک«، نشانه روشنی از پایین آوردن انگشت شست بود که نشانه محکومیت است . فاکس نیوز، رسانه جنجالی مرداک، . پخش کننده گزارش  شورش های راستگرایان، ناگهان از ترامپ فاصله گرفت. .وقتی فاکس نیوز روز چهارشنبه، پیش از موعد، اعلام کرد که بایدن برنده آریزونا است، این گواهی رسمی شکست ترامپ بود.  حداقل او این را می فهمید.

هیچ کس نمی داند آیا او منادی گرایش فاشیستی در ایالات متحده آمریکا بوده است یا خیر.   تهاجمی ترین جناح امپریالیسم ایالات متحده می تواند، متفاوت از این بار، تصمیم دیگری بگیرد ، خطر برای بشریت همچنان باقی است.

https://www.jungewelt.de/artikel/390067.im-niedergang.html

اگر بایدن هم رئیس جمهور شود تیرگی مناسبات اروپا و امریکا به این آسانی برطرف نخواهد شد

اگر بایدن هم رئیس جمهور شود

تیرگی مناسبات اروپا و امریکا

به این آسانی برطرف نخواهد شد

جرمان فارن پالیسی – ترجمه رضا نافعی

 

آمار سایت تا کنون

4،643،806

ترجمه

1219

هایکو ماس، وزیرخارجه آلمان، خواستار آغازی تازه در مشارکت ترانس اتلانتیک (مناسبات اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا) پس از انتخابات ریاست جمهوری در امریکا شد.  بنا به گفته ماس: «مشارکت … نباید به معنای وفاداری کورکورانه باشد»: انچه حائز اهمیت است شناخت دیدگاه های «متفاوت» «اروپا» و ایالات متحده و «هماهنگی بهتر» در آینده در زمینه سیاست خارجی است.

ماههاست چندین اندیشکده با نفوذ در سیاست خارجی، در اروپا و ایالات متحده امریکا  در پی یافتن گزینه هائی هستند که  تعادل منافع اروپا و امریکا را   منعکس سازد.

بنا به گفته زیگمار گابریل، وزیر خارجه پیشین آلمان و رئیس کنونی Atlantik Brücke (سازمان هواداران مناسبات اروپا و ایالات متحده امریکا) هدف، از یکسو غلبه  بر اختلافات شدید چهار سال گذشته  و از سوی دیگر، با توجه به افزایش بحران ها و درگیری ها،  «نزدیک شدن» به یکدیگر است.

طبق تحلیل «بنیاد علم و سیاست (SWP) »  ( اندیشکده نزدیک به وزارتخارجه آلمان) ، یکی از دلایلی که ایالات متحده با زمامداری احتمالی جو بایدن نیز «یک متحد دشوار» باقی خواهد ماند، رشد نابرابری و دو قطبی شدن شدید عرصه سیاسی در ایالات متحده است.

<newsletter@german-foreign-policy.com>

«نظریه پردازان توطئه» درکنار راستگرایان افراطی»

«نظریه پردازان توطئه»

درکنار راستگرایان افراطی»

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون:

4،640،946

ترجمه

1218

بنظر می رسد  نخبگان سیاسی و رسانه ای احساس می کنند که به میدان چالش فراخوانده شده اند، زیرا آنها اخیراً  به گونه ای فزاینده  از اصطلاح «نظریه پردازان توطئه» برای بد نام کردن کسانی که متفاوت فکر می کنند استفاده می کنند. اما این اصطلاح در واقع از کجا آمده و چرا گفتگوئی صادقانه  رخ نمی دهد؟

مدتی است که جریان عمدۀ سیاسی و رسانه ای در چارچوب زبانیِ خود حرف تازه ای به میان آورده است که عبارت است از : نظریه توطئه. با این حال ، این اصطلاح برای جریان مسلط یا اصلی، یک اصطلاح  بی طرفانه  برای توصیف یک پدیده اجتماعی نیست. نه، اصلا این طور نیست، این واژه ای است که  بوضوح بار معنایی  منفی دارد و معمولاً وقتی به افراد یا گروه هائی اطلاق می شود برای آنست که آنها  به داشتن «رنگ و بوئی نامأنوس» به جامعه  شناسانده شوند.  بنا بر ان وقت آنست  که از نزدیک به این موضوع بنگریم.

1. ریشه و معنی اصطلاح («conspiracy theory»)

ریشه این اصطلاح در زبان انگلیسی است («تئوری توطئه») اولین بار که به عنوان ابزاری برای مبارزه با عقاید سیاسی  بکار رفت در رابطه با تحقیقات در مورد ترور کندی رئیس جمهور بود. جانشین وی لیندن بی جانسون برای  روشن شدن چگونگی قتل رئیس جمهور ایالات متحده ، کمیسیون تحقیق  تشکیل داد. این کمیسیون  «ارل وارن» نامیده شد. وارن که قاضی ارشد و رئیس دادگاه عالی ایالات متحده بود  به این نتیجه رسید که «لی هاروی اسوالد»، قاتل کندی، مجرمی است که به تنهائی مرتکب جرم شده  است. بدین ترتیب این سوء ظن که قتل کندی بر اساس یک توطئه صورت گرفته است با مخالفت کمسیون مواجه شد.

با این حال، تحقیقات بیشتر نشان داد که FBI ، CIA  و  Service  Secret  (سرویس مخفی)  اطلاعات قابل توجهی را از کمیسیون وارن مکتوم نگاه داشته اند که اگر در اختیار کمسیون قرار می گرفت نتیجه داوری می توانست بگونه ای دیگر باشد.  افزون بر این، بعداً تردیدهایی در مورد علاقه  خود کمیسیون به کشف حقیقت  بوجود آمد، زیرا اعضای آن یا به نهادهای مختلف دولتی وابسته بودند یا حتی خود خدمتگزار آن نهاد ها بودند. برای مقابله با «احساس ناخشنودی» جامعه از آنچه عرضه شده بود وهمچنین تردید بخشی از رسانه های آنزمان در صحت حکم صادر شده از سوی دادگاه ،CIA  درسال 1967 یک کتابچه راهنمای مخفی برای  مقابله با  «شکاکان» و بی اعتبار کردن آنها تدوین کرد.

بخشی از استراتژی های پیشنهادی در آن عبارت بود از تحقیر منتقدان. بنا به توصیه «سیا» کسانی که «نظریه های توطئه » را بر زبان می آورند نه پاک هستند و نه  صداقت دارند، زیرا طبق آخرین تحقیقات  رسما اعلام شده است که توطئه ای در کار نبوده است.

پیشنهاد شده بود که باید منتقدان  را متهم کرد به داشتن انگیزه های سیاسی، متهم ساختن به این که پول گرفته اند ، یا متهم به این که تحقیقاتشان نادرست بوده و فاقد اعتبار است. و نیز متهم ساختن آن ها به این که خود شیفته هستند و  عاشق نظریه های خود شده اند.

این اصطلاح بعداً به زبان آلمانی راه یافت و اینک سالهاست که به گونه ای فزاینده  مورد استفاده قرارمیگیرد – معمولاً توسط نمایندگان جریان اصلی یا مسلط، چه سیاسی و چه رسانه ای.

با این حال ، برخی   کلمه «نظریه» را نمی پسندند ، زیرا کاربرد واژه  » نظریه» این شبهه را ایجاد می کند که ماهیت این امر ماهیتی   علمی است در حالی که اصلا چنین نیست. و پیشنهاد می شود بجای آن از ترکیب «افسانه توطئه » استفاده شود. این ترکیب نشان میدهد که محتوای مربوطه فاقد پایه اساسی است. پیشنهاد دیگر » ایده ئولوژی توطئه » است . با این ترکیب لغوی میتوان نشان داد که در پس آن تردید ها یک جهانبینی خاص، یک ایده ئولوژی ویژه پنهان است.

2. هدف و کاربرد این اصطلاح

خلاصه بگوئیم :  هدف دقیقاً همان هدف سیا  در سال 1967  است و چرائی استفاده از آن نیز  همان است که بود.  این اصطلاح معمولاً وقتی بکار میرود که هدف آن  بی اعتبار ساختن کسانی است که پرسش های نامطلوب مطرح می کنند . مسلم است کسی که قرار است ازین طریق مورد حمله قرارگیرد و ضربه بخورد،   خود این اصطلاح را برای توصیف خودیش بکار نمی برد، زیرا این اصطلاح توصیفی بیطرفانه نیست.   

خیلی ساده بگوئیم این اصطلاح یکی از ابزارهای زبانی برای مانیپولاسیون است،( مانیپولاسیون را بفارسی دستکاری ترجمه کرده اند که  اگر بخواهیم دقیقتر بگوئیم باید بگوئیم :» دستکاری برای گمراه کردن خواننده یا شنونده، برای تحریف واقعیت »  .م).   که بیشتر توسط  رسانه های جریان مسلط یا اصلی برای رسیدن به اهداف خاص بکار گرفته می شود.  

 در عین حال می توان مشاهده کرد که چگونه «نظریه پردازان توطئه» اغلب با «افراط گرایان راست»، «نژادپرستان» ، «نازی ها» و غیره در کنار هم ذکر می شوند، گویی که آنها فی نفسه یکی هستند و با هم تفاوتی ندارند. در نهایت ، این اضافات تازه هم تلاشی است برای تشدید بد نام سازی،  زیرا  ، بررسی و سنجش مطالب و استدلال ها – یعنی کارهائی که از بدیهیات و پیش فرضهای متداول برای یک گفتمان آزاد  است – معمولا  صورت نمی گیرد .

از این رو این اصطلاح » نظریه پردازان توطئه» دقیقاً زمانی به کار می رود که از یک سو ، از بحث مربوط به محتوا در شرایط برابر جلوگیری میشود ، و از طرف دیگر، نویسنده یا گویندۀ مدعی می داند  که بخشهای بزرگی از مخاطبان  خواستار شنیدن و خواندن   استدلالهای مدعیان هستند. به عنوان مثال این برخورد مطلوب هنگامی می تواند اتفاق بیفتد که مردم در  تظاهراتی گسترده حضور داشته باشند، و استدلال های دو طرف را بشنوند و خود داوری کنند ، و این   درست آن چیزی است که جریان اصلی یا مسلط آن را دوست ندارد. یا وقتی مردم این احساس را دارند که گزارش رسانه ها یک طرفه و جانبدار است، یا خیلی ساده وقتی کسی از خود می پرسد هنگامی که تصمیم گیرندگان مهم در سطح بالای بین المللی در مکان هائی گرد  هم می ایند که بشدت تحت مراقبت قراردارند،  مثلا در هتل بیلدر برگ، فقط برای صرف چای و شیرینی دور هم جمع شده اند یا درباره موضوعات دیگری صحبت می شود.

3. چرا نخبگان سیاسی و رسانه ای از «تئوری های توطئه» می ترسند؟

این رفتاربطور ضمنی و غیر مستقیم به این معنی است که » شماهم سطح من نیستید و از این رو  من حتی به استدلال های شما    اعتنا هم نمی کنم.»

به این صورت  ختم قضیه اعلام می شود و این  برچسب : » نظریه پرداز توطئه» باید جای  استدلال را بگیرد. البته روشن است که قضیه  به این صورت ختم نمی شود و  این: تازه آغاز راهی است که باید طی گردد.

و سپس این پرسش مطرح می شود: چرا در واقع صحبت کردن در مورد مثلا گیاهان شیمیایی ، یا  مثلا سوسمار انسان نما مسئله ساز است؟ اگر این ها معنائی داشته باشند نمی خواهیم بدانیم چه معنایی دارند ؟ و اگر تمام این حرف ها بی پر و  پایه ، بی اساس و بکلی  دروغ و خالی از معنی است چرا باید از شنیدن و خواندن آن  دستپاچه شویم و حرص و جوش بخوریم؟

تردید نداشته باشیم  که  تبادل نظر صادقانه، به همبستگی اجتماعی، دموکراسی و آزادی اندیشه در این کشور کمک خواهد کرد. در هر صورت ، استراتژی های بدنام سازی، تهمت زدن و توهین کردن نه فقط نمایانگر شیوه ای ناپسند هستند بلکه  در دراز مدت قابل دوام نیز نیستند.

https://deutsch.rt.com/meinung/107245-warum-die-angst-vor-verschwoerungstheorien/

انتشار مانیفست انقلابی رهبر 83 ساله کاتولیک های جهان

انتشار مانیفست انقلابی

رهبر 83 ساله کاتولیک های جهان

راشا تودی ترجمه رضا نافعی

آمار سایت تا کنون

4،637،824

 

ترجمه

1217

 

 

پاپ فرانسیس حکم اجتماعی جدیدی مقرر کرد  رهبر کاتولیک های جهان در این فرمان  سیاست های جاری را به شدت مورد انتقاد قرار می دهد – او از جمله ، «سرمایه داری بازار» را نیز مورد خطاب قرار داده و گفته است  «نظریه های جادویی» سرمایه داری  شکست خورده است.

پاپ فرانسیس در مانیفست تازه خویش  چشم انداز خود را  درباره سیاستی بهتر و جامعه ای مبتنی بر همبستگی، پس از بیماری همه گیر کرونا ارائه کرده است. سند بنیادینی که واتیکان روز یکشنبه منتشر کرد    »  «Fratelli tutti(برادری و دوستی اجتماعی ) نام دارد. پاپ در این فرمان مذهبی علیه «ملی گرایی های  تیزخشم  و پرخاشگر» سخن گفته است.

اما سخن پاپ به این ها محدود نیست. پاپ فرانسیس  از نظام اقتصادی حاکم انتقاد می کند  و می نویسد:

– «بحران کرونا اثبات کرد  که «نظریه های جادویی» سرمایه داری بازار شکست خورده اند و جهان به نوع جدیدی از سیاست نیاز دارد که گفتگو و همبستگی را تقویت کند و جنگ را به هر قیمتی رد کند.

فرانسیس افزود: «جدا از روشهای مختلف واکنش کشورها  در مقابله با  بحران کرونا ، ناتوانی آنها درهمکاری با یکدیگر کاملاً آشکار بود.» «هر کس که معتقد باشد تنها درسی که می توانیم بگیریم بهبود بخشیدن به کارهائی است که تا بحال انجام داده ایم یا سیستم ها و مقررات جاری را باید سر و صورت بهتری بخشیم ، منکر  واقعیات است.»

 وی از دست رفتن جدی میلیون ها محل اشتغال را در پی شیوع  ویروس کرونا   دلیلی میداند برای  اثبات این ضرورت که  سیاستمداران به   جنبش های مردمی ، به اتحادیه ها و به گروه های حاشیه ای  گوش فرادهند و  سیاست های اجتماعی و اقتصادی را  عادلانه ترسامان دهند  .  

پاپ مینویسد: «شکنندگی سیستم های جهانی در برابر کرونا  نشان داد که همه چیز نمی تواند از طریق آزادی بازار حل شود».»داشتن یک سیاست اقتصادی پیشگیرانه  ، «داشتن سیاست های اقتصادی که هدف آن» ارتقاء اقتصادی مطلوب باشد که به موسسات اقتصادی امکان تنوع تولید و خلاقیت های سازمانی بدهد  با هدف ایجاد فرصت های شغلی و نه از بین بردن مشاغل، اجتناب ناپذیر است.»

او در عین حال از » یک سیاست پوپولیستی»   که به دنبال «ملعون سازی و منزوی کردن» است انتقاد کرد و در عوض خواستار «فرهنگ دیدار و  گفتار» شد تا گفتگو ، همبستگی و تلاش صمیمانه برای منافع عمومی را ارتقا بخشد.

فرانسیس در فرمان خود مفهوم مطلق بودن حق مالکیت  فرد را رد می کند و در عوض بر «هدف اجتماعی» بهره برداری مشترک از منابع کره زمین  تأکید می ورزد .

وی انتقادات  خود از نظام اقتصادی جهان را که نظامی است «منحرف» تکرار کرد، نظامی که به اعتقاد او   تنگدستان را در حاشیه نگه می دارد و چند نفری را ثروتمند می کند.

همچنین نظریه اقتصادی موسوم به «آب باریکه»(قطره هائی که از دست ثروتمندان فرو میچکد) را رد کرد و  گفت  این شیوه به هدف مفروض خود نمی رسد.  (اصطلاح تئوری «آب باریکه» چنین اعتقاد دارد که رشد اقتصادی و رفاه عمومی ثروتمندان به تدریج با مصرف و سرمایه گذاری  آنها  به طبقات پایین جامعه نیز رخنه می کند.م)

پاپ فرانسیس می نویسد : «نئولیبرالیسم با توسل به  نظریه های جادویی باصطلاح » سرریز «یا» آب باریکه «-   بعنوان تنها راه حل مشکلات اجتماعی ،فقط  به باز تولید خود می پردازد. او مینویسد ادعای» سرریز » و  » آب باریکه » هواداران چندانی ندارد و  نابرابری را که منجر به اشکال جدیدی از خشونت می شود و ساختار جامعه را تهدید می کند ، برطرف نمی سازد.

این سومین انسیکلیکا (نظریات مذهبی) رهبر 83 ساله کلیسای کاتولیک است  که مقرر می گردد.

«انیسیکلیکای زیست محیطی» او که  بسیار مورد توجه قرار گرفته  پنج سال قدمت دارد.  فرانسیس انسکلیکای  سوم خود را  که بالغ بر 150 صفحه می گردد روز شنبه پس از انجام آئین های مذهبی در شهر زیارتی آسیزی در آمبریا(ایتالیا) امضا کرد.

پاپ می نویسد: «طی دهه هائی  به نظر می رسید که جهان از  همه جنگ ها  و فاجعه ها درس گرفته است و به آرامی  در حال حرکت بسوی   اشکال مختلف هماهنگی  است.» اما اکنون او نشانه هایی از بازگشت به عقب را می بیند: «درگیری های نابهنگامی آغاز شده  که تصور می شد برطرف شده اند. ملی گرایی های سرسخت ، اغراق آمیز ، تیزخشم و تهاجمی در حال احیای دوباره هستند.»

پاپ که اهل آرژانتین است اظهار داشت هدف او از انتشار انسیکلیکا  «زنده کردن تلاش جهانی برای برادری میان  همگان» است.  وی خواستار عدالت و اخلاق بیشتر در سیاست و بین مردم شد. وی صراحتا از مهاجران و سالمندان به عنوان گروه هایی نام برد که نباید مغبون گردند و گفت باید بین مذاهب گفتگو های بیشتری صورت گیرد.

پاپ در این انسیکلیکا ( فتوا) ی خود بارها به سندی از سال 2019 («برادری همه مردم – برای همزیستی مسالمت آمیز در جهان») اشاره می کند ، که می خواهد آن را احیا کند.

(پاپ فرانسیس آن سند را در فوریه 2019 همراه با امام جماعت مسجد الازهر ، احمد الطیب ، در ابوظبی امضا کرد. )

پاپ همه گیری کرونا را یک فاجعه جهانی می داند اما معتقد است  کرونا این آگاهی را  در جهان پدید اورد که مردم جهان  همه در یک قایق نشسته اند.  او پیش از بروز کرونا  کار بر روی انسیکلیکای خود را آغاز کرده بود ، اما کرونا همه چیز را واضح تر کرد.

پاپ در این نوشتار، همچنین اعتراف می کند که کلیسای او خیلی دیر برده داری را محکوم کرده است. او متاسف است  که «مدت زیادی طول کشید تا کلیسا برده داری و انواع خشونت ها را محکوم کرد.»

فتوای «برادری»  پاپ  پیام کانونی او  به 1.3 میلیارد کاتولیک در سراسر جهان و رهبران کلیسا است.

واتیکان اخیراً با مشکلات رسوائی مالی مکرر مواجه بوده و انتقاداتی را برای روند کند  رسیدگی به پرونده های سو استفاده در کلیسا دریافت کرده است.

 

https://deutsch.rt.com/search?q=Ein+Mann+sieht+rot%3A+Papst+Franziskus+kritisiert+Kapitalismus+scharf+

 

 

 

 

 

 

اروپا نگران نقش برتر روسیه درجنگ آذربایجان و ارمنستان

اروپا نگران نقش برتر روسیه

 درجنگ آذربایجان و ارمنستان

جرمان فارن پالیسی ترجمه رضا نافعی

 

 

آمار سایت تا کنون

 

4،634،593

 

ترجمه

1216

آلمان و اتحادیه اروپا باید از جنگ بر سر قره باغ کوهستانی به عنوان فرصتی برای توسعه فعالیتهای فشرده تر در قفقاز جنوبی استفاده کنند. این توصیه مشاوران دولت آلمان در برلین است.

بنظر  بنیاد هاینریش بول(سبزها / اتحاد 90 ) متأسفانه «این درگیری» «به روسیه واگذار شده است».  که باید تغییر کند.

در همین حال ، درگیری های شدید بین ارمنستان و آذربایجان همچنان ادامه دارد. ترکیه عضو ناتو از آذربایجان بشدت حمایت می کند ، تا به گسترش نظامی خود ادامه دهد. نیروهای ترکیه و مزدوران ترکیه که در حال حاضر با حمایت آنکارا در سوریه ، عراق و لیبی و غیره نیز فعالیت می کنند پشتیبان آذربایجان هستند. ترکیه به دلایل ژئواستراتژیک همچنان از پشتیبانی برلین ، که با آنکارا همکاری ویژه ای دارد ، برخوردار است. آلمان به نوبه خود با آذربایجان همکاری می کند ، که یکی از مهمترین تأمین کنندگان نفت آلمان فدرال است که در عین حال به کنسرن انرژی Uniper قول تحویل  مقادیر معتنا بهی گاز طبیعی داده است. کارخانه اسلحه سازی آلمانی» راین متال»  Rheinmetall نیز با آذربایجان  همکاری می کند.

https://www.german-foreign-policy.com/news/detail/8398/