قدرت نظامی روسیه معادلات اروپا و امریکا را بهم ریخته

قدرت نظامی روسیه

معادلات اروپا و امریکا را بهم ریخته

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

13087640_507456582772491_437787567282014487_n55555

ژئوپلیتیک می تواند گاهی با نمک شود. نماینده آمریکا در ناتو، دوگلاس  Lute ، در لندن پشت میز خطابه قرار گرفت و گفت فعلا تا مدتی موضوع عضویت گرجستان و اوکرائین در ناتو معلق می ماند، زیرا – داستان با نمک این است: پیمان قصد ندارد کاری کند که روسیه بیش از این بی ثبات شود. لابد  با رسیدن این خبر به مسکو  بسیاری از این رقت قلب ناتو اشکشان سرازیر شده است.

اما واقعیت چیز دیگری است: روسیه چند بار  برای آمریکا روشن کرد که  تن به تحمل گسترش ناتو نخواهد داد و روسیه در «حال سقوط مستمر» به آن وضعی که  گویا دوگلاس Lute  مشاهده کرده قرار ندارد.

دلیل عقب نشینی ناتو مشاهده سلاحهای مدرن روسیه در سوریه و عملکرد آنها و پرواز » تحریک آمیز» «هواپیمای رهگیر» روسیه برفراز کشتی جنگی آمریکا بود که دست به یک سفر تفریحی در چند کیلومتری کالینینگراد در دریای بالتیک زده بود. آمریکا مدعی است که  قدرت جهانی است و کشتی هایش حق عبور آزاد از دریاها را دارد. اما درست به همین دلیل این پرسش مطرح می شود که چه ضرورتی دارد که دائم این ادعا به رخ جهانیان کشیده شود: «آمریکا برای حفظ این دعوی به عضویت اوکرائین و گرجستان در ناتو  اصلا نیازی ندارد.»

 آمریکا همیشه این امکان را دارد که با کیف یک قرارداد نظامی  مجزا منعقد کند، مانند همان کاری که با اسرائیل کرده است. این آرزوی رژیم پروشنکو در اوکرائین است و اجرای آن از لحاظ حقوقی بسیار آسان تر از عضویت در ناتو است که همه اعضاء باید باتفاق آراء عضویت اوکرائین را بپذیرند. چون این عضویت اولا مشروط به موافقت همه اعضای دیگر است و یک شرط دیگر هم دارد و آن این است که عضو جدید نباید مشکلات مرزی  داشته باشد . بنا بر این، اگر ناتو اساسنامه خود را جدی بگیرد، عضویت کیف وقتی می تواند صورت گیرد که کیف از کریمه چشم بپوشد. همین موضوع به واشنگتن هم کمک می کند تا فتیله درگیری با روسیه را فعلا پائین بکشد تا بتواند بقیه اروپائی ها را در قایق تحریم روسیه نگاه دارد. از سوی دیگر آمریکا باید خوب بسنجد که آیا حاضر است بخاطر اوکرائین با روسیه وارد یک درگیری بزرگ گردد؟ چون اگر کشورهای همپیمان اروپائی با روسیه درنیفتند و خود را موظف به اجرای چنین نقشه ای ندانند، آن جنگ نیابتی که آمریکا خواستار آنست صورت نخواهد گرفت.

نکته دیگر در اظهارات دیپلمات آمریکائی این است که  از این پس  تشدید تسلیحات ناتو با این چهره ملکوتی که به آن بخشیده شده به حساب گسترش ناتو گذاشته نمی شود. آیا این نشانه آنست که دیگر قرار نیست پوتین  با صحنه سازی «مایدان مسکو» ساقط  شود یا نشان رسیدن به این نتیجه است که اجرای «انقلاب نارنجی» در روسیه در آینده نزدیک شانس موفقیت ندارد؟ فعلا پاسخ این پرسش روشن نیست.

http://www.jungewelt.de/2016/04-27/118.php

 

 

محاصره همه سویه

جنگ زدگان و پناهجویان!

جرمان فارن پالیسی- گزینش و ترجمه رضا نافعی

serveImage.php پلیس مقدونیه روز پنجشنبه در مرز یونان به پناهجوئی حمله می برد

پلیس مرزی مقدونیه با باتون انگشنان کودک پناهجو را نشانه گرفته است

دیروز، یکشنبه، بیش از 250 پناهجو وقتی که می خواستند از  اردوگاه » ایدومنی» در یونان فرار کنند و از سیم های خار دار مرز مقدونیه بگذرند  مجروح شدند. وضعیت در » ایدومنی» فاجعه بار است. با بسته شدن مرز اروپا به روی  پناهجویان، هیچ روزنه امیدی برای آنها باز نمانده است. دیروز نیروهای سرکوبگر مقدونیه  برای بازداشتن پناهجویان از تلاش  برای گذشتن از سیم خاردار گاز اشک آور و گلوله های لاستیکی شلیک کردند. بنا به اطلاعاتی که پزشکان بدون مرز منتشر کرده اند  در اثر اصابت گلوله های لاستیکی  قریب سی نفر مجروح شده اند. در اردوگاه » ایدومنی»  هنوز هم بیش از 11 هزار پناهجو بلاتکلیف اند. برلین  هر نوع پیشنهادی را برای کمک به، حداقل، گروهی از پناهجویان ، دادن اجازه سفر و اقامت و کار به آنان را رد کرده است. چند روز پیش » بودو رامِلو» نخست وزیر ایالت تورینگن در آلمان پیشنهاد کرد با اقدامات سنجیده و هماهنگ به 2 هزار نفر ازپناهجویان کنونی در » ایدومنی» امکان سفر به آلمان و اقامت در این ایالت داده شود. دولت آلمان این پیشنهاد را رد کرد. گویا یک سخنگوی دولت گفته است  وضع پناهجویان در یونان » بهتر » است.

در عین حال دولت آلمان با تمام قدرت به اجرای سیاست  بستن مرزهای خود ادامه می دهد. » توماس دِمِزی یر » وزیرکشور آلمان در اواخر ماه فوریه و اوائل مارس با سه کشور مراکش، الجزایر و تونس قرار دادهائی منعقد ساخت که طبق آن طرد سریع و بازگرداندن خالی از زحمت پناهجویان و مهاجران عملی خواهد گشت. » دِمِزی یر» در پایان ماه مارس به مصر سفر کرد و درآنجا نیز مقدماتی برای اقدامات بعدی تدارک دید. در سال گذشته مهمترین مسیر برای  بسیاری از پناهجویان از خاور نزدیک و میانه برای رسیدن به اروپا   عبور از ترکیه و جزایر یونان  بود، اما در سالهای ماقبل مسیر حرکت آنها گذشتن ازمصر و رساندن خود به لیبی و از آنجا گرفتن قایق و رساندن خود به ایتالیا بود، در بعضی از موارد هم پیش از رساندن خود به لیبی مستقیما از مصر قایق می گرفتند. اینک این «نگرانی» هست که  دومرتبه  مسیر لیبی بکار گرفته شود. » دِمِزی یر» گفته است:» ما در مصر جلوی آن را خواهیم گرفت». طبق گزارش های موجود از مدت ها پیش بر تعداد فراریانی که در مصر دستگیر می شوند افزوده شده است. امتناع مشترک آلمان و مصر از پذیرفتن پناهندگان بخشی از   همکاری نزدیکتری است که باید  در یک قرار داد امنیتی برای مبارزه  با تروریسم و سرکوب  آن تنظیم شود ، قراردادی که قرار است در آینده نزدیک بین دو دولت به امضاء برسد. بنا به اظهارات رسمی سخن بر سر مبارزه مشترک با تبه کاری های سازمان یافته  و تروریسم است.

دولت المان بزودی قراردادی برای طرد پناهجویان با لیبی منعقد خواهد کرد. این تصمیم را صدراعظم مرکل روز جمعه اعلام کرد. «وظیفه ای» که در برابر ما قرار دارد همکاری با لیبی طبق مدل قرارداد با ترکیه است. مرکل گفت: » این که آیا موفق خواهیم شد با لیبی قرارداد عاقلانه ای منعقد کنیم  بستگی به آن دارد که  مسیر حرکت فراریان بسوی ایتالیا را چگونه تنظیم و هدایت کنیم.»

 از چند روز پیش  در تریپولی یک «دولت وحدت» برقرار شده که  پاگرفته است» این پاسخ مرکل است به این  پرسش که  در لیبی با که می خواهد همکاری کند؟ بیان مطلب به این صورت که » دولت وحدت» » پاگرفته است» به اصرار » مارتین کوبلر» فرستاده ویژه سازمان ملل، با دقت انتخاب شده است: چرا این» دولت وحدت» موفق شده است ؟ برای پاسخ دادن به این پرسش باید توضیح بدهیم که در حال حاضر در لیبی سه دولت در رقابت با یکدیگر مدعی هستند که قدرت واقعی دولتی در دست آنهاست. یکی از این دولت ها که خودش خودش را برای حکومت انتخاب کرده   تریپولی را منطقه ممنوع برای پرواز اعلام کرده است. » دولت وحدت» موفق شده است این تصمیم را با این تدبیر  دور بزند  که خود را از راه دریا  و با کشتی   به تریپولی رسانده است. یک دولت سوم هم در » توبروک» حکومت می کند که مورد تایید بین المللی است. این دولت توبروک هم کماکان » دولت وحدت» را برسمیت نمی شناسد. » وزیرخارجه آلمان «فرانک اشتاین مایر » روز شنبه به » فایز السراج » » نخست وزیر» دولت وحدت» در تریپولی قول داده است که فورا سه میلیون یورو، در اختیار او بگذارد تا او بتواند » ساختار امنیتی » لازم را  ایجاد کند. این نخست وزیری که  پای   موقعیت حقوقی خود او    درهواست و در واقع  روی بشکه باروت نشسته است، حاضر است  با برلن و اتحادیه اروپا قراردادی امضاء کند برای اخراج مهاجران و پناهندگان از اروپا.

گزارشی هست که می تواند تا حدی روشن سازد   سرنوشت  کسانی که  مجبور به توقف در لیبی هستند یا آنها که  پس فرستاده می شوند چگونه خواهد بود. طبق این گزارش «گارد ساحلی»  پناهجویان را تحویل می گیرد و در 18  بازداشتگاه که مملو از جمعیت هستند زندانی  و به حال خود رها می کند. ناظران   شرائط  بازداشتگاه را وحشتناک توصیف می کنند. در آغاز ماه، هنگامی که در حدود 200 نفر از زندانیان  بازداشتگاهی در نزدیکی » زاویه» تصمیم می گیرند برای نجات خود از این وضع فاجعه بار از بازداشتگاه فرار کنند، اعضای شبه  نظامیِ مسئولِ حفاظت از اردوگاه  آنها را به تیربار می بندند. چهار نفر از بازداشتگاهیان کشته و 20 نفر مجروح می شوند که جراحات بعضی از آنها شدید است. سازمان ملل خواستار بررسی مستقل و بیطرفانه واقعه شده است. دولت آلمان در این مورد سکوت کرده و خواستار اجرای نقشه خود برای انعقاد قراردادی شبیه قرار داد با ترکیه است.

 

 

http://www.german-foreign-policy.com/de/fulltext/59342

 

 

 

انگیزه واقعی افشای پولشوئی در پاناما

انگیزه واقعی

افشای پولشوئی

در پاناما

گفتگو با ارنست ولف.

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

 serveImage.php آنجا پول در امن و امان است

«از رسوائی بر سر حساب های بانکی در پاناما در درجه اول بهشت های مالیاتی آمریکا سود می برند.»

این نظر «ارنست ولف» نویسنده کتاب «رسوائی های مالی بین المللی» است که در روزنامه یونگه ولت منتشر شده و ترجمه خلاصه آن را می خوانید:

پرسش- برای تقریبا تمام رسانه ها جریان حساب های بانکی برون مرزی در پاناما  خبر هیجان انگیز هفته است. از نظر شما در پس این پرده چه نهفته است؟

پاسخ- کاملا آشکار است. هدف آمریکا از این مانور آنست که نشان دهد بهترین پناهگاه مالیاتی در جهان آمریکاست. وقتی اطلاعات موجود در باره اوراق پاناما را مورد دقت قرار دهیم می بینیم که در آن، در درجه اول مخالفان آمریکا هستند که سیاه می شوند- خود آمریکا اصلا مطرح نمی شود. از بانک های این کشور مطلقا نامی برده نمی شود، همچنین از کنسرن های آن. تا آنجا که من می دانم از افراد آمریکائی نیز نام برده نمی شود. آنچه در این جریان جالب است همانست که منتشر نشده است. چون با انتشار بخشی از این اوراق مالیات گریزان تمام کشورها زیرفشار قرار می گیرند که پول سیاه خود را به جای امن دیگری منتقل کنند- هیچ کدام از آنها نمی توانند بدانند که آیا نام آنها هم در فهرست هست یا نیست. این افراد محض احتیاط پناهگاه امن تری خواهند جست: ایالات متحده آمریکا.

پرسش- آمریکا همطراز با لیختن اشتاین، لوکزامبورگ و پاناما است؟

پاسخ- درست است، آمریکا در سالهای گذشته – تا حد زیادی دور از توجه عمومی –  خود را بعنوان بهشت تازه مالیاتی تثبیت کرد. از آغاز هزاره سوم دولت و محافل مالی در واشنگتن جنگی را علیه، مثلا سوئیس آغاز کردند و بانک های سوئیس را مجبور ساختند از سختی رازداری بانکی خود بکاهند. افزون بر این، در سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه 100 کشور در برابر آمریکا متهعد شدند وضعیت مالی شهروندان  آمریکا را در خاک خود اعلام کنند. کشورهائی که این قرارداد را امضاء نکردند عبارت بودند از آمریکا، بحرین، نااورا و وانوآتو، دو کشورکوچک در جنوب اقیانوس آرام.

ولی به موازات آن، آمریکا ایالات نوادا، دلاویر، داکوتای جنوبی و وایومینگ را بعنوان مناطقی برای افتتاح حساب های مصون از بازبینی قانونی اعلام کرد. در این ایالات رازداری بانکی قانونا بدون محدودیت  است و کسانی که به آنجا پول می سپارند مجاز به تقریبا هرکاری هستند.

پرسش- آنطور که می گویند گویا اوراق پاناما نخست به روزنامه آلمانی»زود دویچه سایتونگ» رسانده شده است و این روزنامه با توجه به کثرت داده ها «کنسرسیوم بین المللی روزنامه نگاری حقیقت جو» را به یاری می طلبد. تا کنون هیچ روزنامه نگاری اطلاعی از وجود این گروه در واشنگتن  نداشته…..

پاسخ- این انجمن در سال 1997 تاسیس شد و وابسته به «مرکز درستکاری عمومی» »Center for Public Integrity« (CPI) است. این انجمن از حمایت بنیاد خانواده راکفلر، بنیاد فورد، بنیاد کارنگی، بنیاد کِلوگ و بنیاد جامعه باز جورج سوروش میلیاردرمعلوم الحال برخوردار است. بعبارت دیگر: در نهایت سرنخ انتشار اوراق پاناما در دست جهان مالی آمریکاست. در واقع کل این ماجرا به سود وال استریت و صنایع مالی آمریکاست.

بعید هم نیست که سازمان های اطلاعاتی آمریکا در تدارک مقدمات این کار سهیم بوده باشند. نخستین تاثیر این واقعه آنست که بهشت های مالیاتی در سراسر جهان زیر و رو خواهند شد و پولهای فراوانی بسوی این چهار ایالت آمریکا سرازیر خواهند گشت. در نتیجه آمریکا از این طریق به ذخائر پولی عظیمی دست خواهد یافت و دلار روبه ضعف خود را تقویت می کند و خود را برای مقابله با بحران های مالی آتی آماده خواهد ساخت.

پرسش- آیا انگیزه خواباندن پول در بانک های «برونمرزی» همیشه فرار از پرداختن  مالیات است؟ انگیزه های دیگری در کار نیستند؟

پاسخ- این نوع حساب ها فقط برای پنهان کردن دارائی ها و در آمد ها هستند. موسسه ای نیست که  برای صرفه جوئی  یا حتی گریز از پرداخت مالیات در صدد ایجاد شعبات وابسته بخود برنیاید. این را نیز همه می دانند که کنسرن های بزرگ در سراسر جهان مالیات اندکی می پردازند، آنها که زیر فشار اصلی پرداخت مالیات قراردارند کارگران و کارمندان هستند.

پرسش- برغم تمام انتقادهائی که بر انگیزه های احتمالی در پس این کارزار رسانه ای پنهان است، آیا افشا شدن این حساب ها بسود مالیات پردازان نیست، تا دست کم بخشی از لجنزار خشکانده شود؟

پاسخ- البته افشا شدن بخشی از سرقت ها مفید است. اما آنچه که در نهایت صورت می گیرد این است که تبهکاری تلاش می کند برای منحرف ساختن اذهان از خود، انگشت بر آلودگی تبهکار دیگری بگذارد. آنچه مسلم است این است که  گناهکاران واقعی که موجب پیدایش هرج و مرج مالی شده اند، یعنی موسسات بزرگ و صنایع مالی وال استریت مصون خواهند ماند!

اطلاع: Ernst Wolff   نویسنده این کتاب است:

 Raubzugs«   »Weltmacht IWF – Chronik eine( صنودق بین المللی پول قدرتی جهانی- تاریخچه یک غارت)

http://www.jungewelt.de/2016/04-06/013.php

 

 

پولشوئی در پاناما- «روسیه امروز» ترجمه رضا نافعی پولهائی که با قتل و خون جنگ و جنایت شسته می شود

پولشوئی در پاناما- «روسیه امروز» ترجمه رضا نافعی

پولهائی که با قتل و خون

جنگ و جنایت شسته می شود

 

 57022494c3618896598b4637پولشوئی در پانام

از روز گذشته، رسانه های تصویری و مکتوب غربی لبریز شده اند از گزارش های دست و پاشکسته ای درباره افشای پولشوئی در پاناما. جنجال مطابق معمول چنان است که کسی متوجه نشود زیر آن چه می گذرد و صاحب و گردانندگان اصلی پولشوئی های جهانی چه کسانی هستند و با این پولها چگونه جهان را می چرخانند، جنگ منطقه ای درست می کنند، داعش پرورش می دهند و دهها رویداد مهم دیگر جهانی.

من، پس از خواندن متن فارسی و آلمانی برخی از این گزارش ها، این گزارش «روسیه امروز» را با واقعیت نزدیک تر دیدم و به همین دلیل آن را ترجمه کردم تا شاید فانوسی شود، حداقل برای ایرانی هائی که از دیروز اخبار افشای پولشوئی در پاناما را می خوانند و در روزهای آینده نیز آن را دنبال می کنند.

 

 

نویسنده این گزارش به توصیف نخستین واکنش خود  در باره انتشار Panama-Leak پرداخته است. بنظر او شیوه ای که  رسانه های متعلق به کنسرن ها در فیلتر کردن اطلاعات موساک فونسکا بکار برده اند دقیقا منطبق با دستور کار(آگندا) دولت های غربی است. انگشت اتهام را بسوی روسیه و پوتین دراز کرده اند درحالی که حتی یک بار نام پوتین ( در اوراق) به میان نیامده است. از سوی دیگر برغم آن که مهمترین مشتریان موساک فونسکا کنسرن ها و میلیاردهای غربی هستند، ولی نامی از آنها برده نمی شود.

روسیه امروز- ترجمه رضا نافعی

آرزوی آن کسی که » اوراق  موساک- فونسکا » را لو داده افشای نظامی بوده که به ثروتمندان بسیار بزرگ امکان می دهد تا پولهای عظیم خود را پنهان کنند.

آن ها  آن پول ها را اغلب  از طریق رشوه خواری به چنگ آورده اند و تمام کسانی که از پرداخت مالیات می گریزند، در آن سهیم هستند. وکلای پانامائی در ازای در یافت یک درصد از ثروتی عظیم آن را پنهان می کنند و لو رفتن وسیع اوراق آنها میبایستی واقعه ای فوق العاده باشد.

متاسفانه آنها که اسناد در دستشان بوده، مرتکب اشتباه بزرگی شده و اوراق را برای انتشار در اختیار رسانه های جمعی غربی نهاده اند. نتیجه آن شده که نخستین داستان بزرگی که روزنامه » گاردین» منتشر ساخته  گزارش مفصلی است در باره پوتین و یک نوازنده ویولن سل تا بنویسد «البته چنین وقایعی رخ می دهد و من کمترین تردیدی در باره فاسد بودن پوتین ندارم.»

ولی چرا باید توجه را بر روسیه متمرکز کرد؟ آن ثروتی که از روسیه خارج شده تنها بخش ناچیزی از آن پولهائی است که باکمک موساک فونسکا پنهان شده است. همین انتخاب خود نشان می دهد که گزارش بویناک است.

روزنامه  » زود دویچه سایتونگ» که دریافت کننده اصلی اسناد است، با شرح و  تفصیل توضیح می دهد که » رسانه های وزین» برای بررسی اسناد چه راه و رسمی در پیش گرفته اند. عمدتا در پی یافتن شرکت هائی بوده اند که به باور آنها تحریم های سازمان ملل را نقض کرده اند. » گاردین» هم همین را گزارش می دهد  ولی خوشبختانه نام کشورهای مورد نظر را نیز ذکر می کند: زیمبابوه، کره شمالی، روسیه، ایران و سوریه.

شیوه ای که این رسانه های متعلق به کنسرن ها برای فیلتر کردن اسناد موساک-فونسکا بکار می برند کاملا مطابق «آگندا» ( دستور کار)  دول غربی است. تا اینجا اصلا سخنی از این نیست که این کنسرن های و میلیاردهای غربی چگونه موساک-فونسکا را بکار می گیرند. در حالی که این ها مهمترین مشتریان این دستگاه هستند. و «گاردین» فورا از مشتریان رفع نگرانی می کند  و می نویسد:» بخش عمده اوراق لو رفته به بیرون درز نمی کند و خصوصی می ماند».

در انتظار چه باید بود؟ اوراق لو رفته تحت مدیریت سازمانی قرار دارد که  خود را » کنسرسیوم روزنامه نگاران حقیقت جو» می نامد. بنیان گذار این انجمن  „Center for Public Integrity“( مرکز درستکاری عمومی- این مرکز برای پایش فساد در سیستم های دولتی درست شده است) آمریکاست. تامین کنندگان هزینه آن از جمله عبارتند از :
بنیاد فورد، بنیاد کارنگی، بنیاد خانواده راکفلر، بنیاد جامعه باز ( جورج سوروش) و بسیاری دیگر…

بنا بر این نباید انتظار داشت که این ها آبروی  سرمایه داری غرب را ببرند. راز های چرکین  کنسرن های غربی علنی نخواهند شد. طبق انتظار گزارش ها مربوط می شود به روسیه، ایران و سوریه و چند انتخاب محدود از کشورهای غربی مانند ایسلند. شاید  دو انگلیسی بازنشسته را نیز قربانی کنند و نامشان را منتشرسازند، و چه بهتر که  بازنشستگانی باشند مبتلا به نسیان و فراموشی .

رسانه های وزین مانند گاردین و بی بی سی در انگلستان دسترسی منحصر بفرد به اسناد دارند، ولی من و شما، اجازه دیدن آنها را نداریم. آنها با طرح پرسش های ویژه ای مانند » تحریم های سازمان ملل» هم خود را حفظ می کنند و هم اطلاعات حساس برای موسسات غرب را. هیچ وقت نباید فراموش کنیم که  چگونه  » گاردین» به دستور » ام آی 6″( سازمان اطلاعات و جاسوسی آنگلیس.م) کپی اسنادی را که اسنودن در اختیار آن روزنامه گذاشت نابود کرد.

فکرش را کرده اید که چه خواهد شد اگر آنها طی جست وجو در بانک اطلاعاتی موساک- فونسکا چشمشان به نام صاحبان کنسرن های رسانه ای و موسسات متعلق به آنها بیفتد؟ و با نام تمام سردبیران و ناشران رسانه های وزین و کل رهبران و روسای بی بی سی مواجه شوند؟ چه خواهد شد اگر چشم  آنها به نام کسانی بیفتد که به «مرکز یکپارچگی همگانی» کمک مالی می کنند و نام   موسسات متعلق به آنها را نیز در این فهرست کشف کنند؟

چه خواهد شد اگر کسی به جست و جوی نام موسسات غربی ثبت شده در بورس و نام میلیونرهائ غربی برآید که کاری   بسیار جالب تر است.   این  که در روسیه و چین رشوه خواری هست  روشن است، لازم نیست کسی این را به من بگوید. اما چه خواهد شد اگر آنها دنبال چیزهائی بگردند که ما در غرب انجام می دهیم. آیا آنها می توانند احتمالا مشکلات  را برطرف   و راهی برای حل مسئله پیدا کنند؟ و چه خواهد شد اگر سگ های دامن پرودۀ رسانه های وزین به همۀ مردم اجازه دهند  تا خود نگاهی به داده های لو رفته بیاندازند؟

  توضیحی تکمیلی از » روسیه امروز»:

 (The Organized Crime and Corruption Reporting Project)) » پروژه جنایات سازمان یافته و فساد» در ارزیابی اسناد لو رفته با  » کنسرسیوم روزنامه نگاران حقیقت جو» همکاری اساسی داشته است. هزینه این پروژه را «بنیاد جامعه باز ( جورج سوروش)» و مقامات دولتی آمریکا در  USAID  » سازمان توسعه و همکاری» آمریکا تامین می کنند.

گرچه تقریبا تمام نشریاتِ  رسانه های وزین آلمانی و غربی با آب و تاب نام ولادمیر پوتین را مطرح می کنند    و لی در اسناد لو رفته حتی یک بار هم  نام پوتین مشاهده نشده است. بنا بر این تصویر ارائه شده از سوی

The Organized Crime and Corruption Reporting Project

فاقد  پایه واقعی  و یک دروغ محض است. نشریه اینترنتی NachDenkSeiten می پرسد چه می توان گفت درباره یک  » شبکه خبری» که خود را » حقیقت یاب»می نامد در حالی که حتی در باره موضوعی به این وضوح  حقیقت را بیان نمی کند؟

https://deutsch.rt.com/gesellschaft/37603-panama-leak_wie-gatekeeper-mainstreammedien–prozent/

آزمایش های اتمی کره شمالی زمینه ساز جنگ اتمی می شود؟

آزمایش های اتمی کره شمالی

زمینه ساز جنگ اتمی می شود؟

serveImage.phpآزمایش های اتمی کره شمالی

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

بدنبال آزمایش های موشکی اخیر کره شمالی، حالا رزمایش بزرگ نیروی نظامی آمریکا و کره جنوبی اوضاع سیاسی در شرق آسیا را وخیم تر می سازد. (هشداری که روسیه نیز در اعتراض به اقدامات موشکی و اتمی اخیر کره شمالی داده است- م)

بزرگترین رزمایش مشترک نیروی نظامی دو کشور، که کره جنوبی با 300 هزار و آمریکا با 17 هزار سرباز در آن شرکت دارند، با انتقاد سخت پکن روبرو شده است. پس از عبور کشتی های جنگی آمریکا با فاصله ای اندک از کنار مجمع الجزایری که چین دعوی مالکیت آن را دارد ، » وانگ یی » وزیر خارجه چین این اقدام را مورد انتقاد قرار داد و گفت:» آزادی حرکت در آبها به آن معنی نیست که شما می توانید هر کار بخواهید انجام دهید». این پکن نیست که  دریای جنوبی چین را نظامی می کند، بلکه قدرت های دیگر هستند. وزیر خارجه چین، در جوار اجلاس کنفرانس ملی خلق گفت: » اگر تنش از کنترل خارج شود برای همه فاجعه به بار می آورد».

پسزمینه رزمایش پیشگفته تصمیم متخذه از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد در روز چهارشنبه گذاشته است، که تحریم های جاری علیه جمهوری دموکراتیک خلق کره را باتفاق آراء تشدید کرد. دلیلی که برای اتخاذ این تصمیم علیه پیونگ یانگ ذکر شد، آزمایش یک موشک دور برد در هفتم فوریه و همچنین خبری است که روز 6 فوریه اعلام شد مبنی بر یک آزمایش اتمی. این چهارمین آزمایش اتمی پس از سال 2006 است. «کیم یونگ اون «رهبر کره شمالی آمریکا را متهم کرد به این که در تدارک تهاجم به کره شمالی است. او روز دوشنبه فرمان داد که بمب های اتمی کره شمالی را آماده پرتاب سازند. آژانس خبرگزاری کره شمالی خبر داد که» بنام عدالت، دولت نمیتواند چشمپوشی از دست زدن به یک حمله پیشگیرانه اتمی را تضمین کند.»

واکنش «سئول» در روز بعد از تشدید تحریم های اقتصادی خود علیه همسایه شمالی بود. «سئول»روز سه شنبه 38 تن از اهالی و  24 نهاد کره شمالی را در «فهرست سیاه» خود قرار داد زیرا این افراد و نهاد ها را با برنامه اتمی کره شمالی در ارتباط می داند. افزون بر این، در آینده کشتی هائی که قبلا در کره شمالی بوده اند اجازه عبور از آبهای کره جنوبی را نخواهند داشت. علاوه بر این از اتباع کره جنوبی خواسته شده است از ورود به رستوران های کره شمالی در خارج از کشور خودداری کنند، زیرا این رستوران ها یکی از منابع مهم درآمد کره شمالی هستند. افزون بر این، سازمان اطلاعاتی سئول ، » هکر» ها را متهم کرد به این که با ماموریت از سوی کره شمالی به اطلاعات تلفن های همراه دهها تن ازماموران دولت کره جنوبی دستبرد زده اند.

چین دو طرف را به آرامش فراخوانده است. وزیرخارجه چین با توجه به «وضعیت انفجاری» موجود از کلیه جوانب ذی دخل در وضعیت خواسته است که محتاط باشند. وزیر خارجه چین اعلام کرد اگر ثبات کره شمالی مختل گردد چین دست روی دست نخواهد گذاشت. تمام طرف های دخیل در وضعیت باید از اقداماتی که به تشدید وضع بیانجامد دوری کنند. قطعنامه سازمان ملل نیز که در هفته گذشته بتصویب رسید نیز همین توصیه را کرده است. قطعنامه مذکور از مذاکرات شش جانبه با شرکت کره شمالی، چین، آمریکا، کره جنوبی، روسیه و ژاپن حمایت کرده است. این مذاکرات در سال 2009 قطع شدند.

http://www.jungewelt.de/2016/03-09/001.php

از دل انتخابات امریکا می تواند نوزادی اتمی بیرون بیآید

از دل انتخابات امریکا

می تواند نوزادی اتمی بیرون بیآید

یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

serveImage.php خیر یک جنگ جهانی بسیار جدی است

آنچه از گفتگوی روزنامه  ایتالیائی»ایل مانیفستو» با

نوآم چامسکی،

در روزنامه آلمانی «یونگه ولت» منتشر شده است:

پرسش: بودجه دفاعی آمریکا برای سال های 2016 و 2017 بدون بحث و گفتگو در کنگره آمریکا بتصویب رسید. آنچه طبق این مصوبه در نظر گرفته شده افزایش بودجه برای تقویت زرادخانه ناتو و برای حفاظت از » امنیت » همپیمان های آمریکا در اروپای شرقی، در مرز روسیه است که چهار برابر شده است. این تصمیم چه پیامی در بردارد؟

چامسکی- آنچه مسلم است تشدید خطرات استراتژیک و خطر درگیری میان کشورهائ حوزه نفوذ روسیه و کشورهائ منطقه نفوذ آمریکا است. ولی آیا ایالات متحده آمریکا هرگز حاضر بقبول وضعی در کنار مرزهای خود، مانند وضعی که اکنون در مرز روسیه وجود دارد،خواهد بود؟ آیا استقرار راکت هائی مشابه راکت های ناتو در مرز مکزیک یا کانادا قابل تصور هست؟ بنظر من در پس این گسترش قدرت ناتو یک استراتژی نهفته است، یک تحریک ژئوپلیتیک بسیار خطرناک. من با  «جورج کنان » هم نظر هستم که در زمان جنگ سرد گفت » ایجاد وحشت اتمی» پایه ای بوجود آورده است برای نابود کردن کل بشریت. این مبالغه نیست. در همین اواخر تنش های شدیدی بوجود آمد، نمونه آن ساقط کردن بمب افکن روسیه توسط ترکیه بود. این ها » سیگنال» هائی هستند که می توانند به یک درگیری اتمی بیانجامند.

پرسش- یعنی ، گسترش چالش ها خطر جنگ سوم جهانی را در بر دارد ؟

چامکسی- این اولین بار نیست که ما در آستانه یک جنگ اتمی قرار گرفته ایم. برای درک درست یکدیگر: فرقی نمی کند که حمله اتمی از کجا صورت گیرد، این حمله به معنی پایان یافتن زندگی بشری خواهد بود. در گیری میان ابرقدرت ها ما را بجائی خواهد برد که آن را زمستان اتمی می نامند، یک تراژدی با ابعاد فاجعه بار. این مرا بیاد پاسخ انشتین انداخت، وقتی از او پرسیدند : پس از جنگ اتمی از کدام جنگ افزار استفاده خواهد شد و او گفت تنها سلاحی که بشر پس از آن خواهد داشت یک تبر سنگی خواهد بود. خطر یک جنگ جهانی بسیار جدی است.

پرسش- منظورتان این است که رهبران » گلوبالیزاسیون» یک استراتژی دارند، یا زمام کار از دستشان بدر رفته است؟

چامسکی – آدمی برای آن که از عواقب سهمناک آسیب ها در امان بماند باید زیر سنگی بخزد. صنایع » فسیلی» از دهها سال پیش از عواقب ویرانگر صنایعی که متکی بر نفت هستند آگاه است. اعضای هیئت مدیره «اکسون موبایل» احمق نیستند، بلکه سرسپرده   ایده ئولوژی خاص افزایش سود و افزایش بهای سهام هستند. در قیاس با این سرسپردگی هر چیز دیگر بی اهمیت است. این سرسپردگی شبیه اعتقادات اصولگرایان مذهبی است، چه افراط گرایان مسیحی، چه مسلمان. در این دگم های مذهبی نه جائی برای شک هست نه برای استدلال. همه می دانیم که چیزی آسان تر از این نیست که فقط به آن چیزی نظر داشته باشیم که فکر می کنیم حقیقت یعنی آن. اما در این مورد، نتیجه نپذیرفتن، نتیجه امتناع از پذیرش فاکت های تاریخی مرگبار است.

پرسش- چه خطرهائی در سال جاری، در انتظار ما هستند؟ در سالی که سال انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز هست؟

چامسکی- خطرهائی بسیارجدی. اگر تفسیرهای رهبران جمهوریخواهان، کسانی که خود را نامزد ریاست جمهوری کرده اند بازتاباننده سیاست آتی کاخ سفید باشد باید در انتظار یک فاجعه واقعی باشیم که پیام آن این است:» گرمای زمین را نادیده می گیریم! قدرت نظامی خود را گسترش می دهیم – و برغم این که خطر یک جنگ جهانی درپی داشته باشد- مهاجم تر و مصمم تر در بقیه جهان مداخله می کنیم!» اگر کشوری با قدرت ایالات متحده آمریکا تصمیم به اجرای چنین استراتژی سیاسی بگیرد احتمال باقی ماندن نوع بشر به حد اقل کاهش می یابد. حزب جمهوریخواه کنونی آمریکا یکی از خطرناکترین سازمان ها در تاریخ بشری است.

توضیح: نوآم چامسکی فیلسوف و استاد بازنشسته زبان شناسی و نظریه ارتباطات از دانشگاه آمریکائی «MIT» است.

آنچه خواندید بخش هائی از مصاحبه روزنامه چپ ایتالیائی » ایل مانیفستو» است.

http://www.jungewelt.de/2016/03-07/080.php

 

فرخنده باد هشتم مارس بر زنان و دوستداران زنان

فرخنده باد هشتم مارس بر زنان و دوستداران زنان

به گفتارش دل بسپرید که چنین گفت:

مریم-فیروز

مریم فیروز

 

می شنوی؟ صدای این سپید موی گردنفراز را؟ ، با این نگاه سربلند و آن لبخند پیروز مند که بی پروا چشم در چشم من و تو ، روزگار ما و نیکان و بدان تاریخ، دوخته چه می گوید؟ می شنوی؟ شاهزاده خانمی که جاه شاهزادگی و منصب اشرافیت را زیر پا افکند و تا آخرین دم استوار در کنار زنان و دیگر ستمکشان ایستاد و از دل و جان در رفتار و گفتار با ستم و سیاهکاری زورمندان و زرمندان عیار وار رزمید می گوید :» گرمی دست هائی را که تا به امروز مرا یاری کرده اند بر شانه و سر و روی خود احساس می کنم، باز بلند می شوم و راه می افتم، نه! به این مفتی هم از پا در نخواهم آمد. توشه زیادی از خنده و دلنوازی، از گذشت و مهروزی همراه خود دارم و باز می روم.
راستی از چه دست بردارم؟

به گفتارش دل بسپرید که چنین گفت:

فردای آن روز که آن صحنه را چیدند و به شاه تیر انداختند، یعنی روز 15 بهمن 1327، آن روزها که ترس همه جا را گرفته بود و آتیه تاریک در جلوی ما بود، دختر جوانی صبح زود در خانه مرا کوبید. این دختر از حزب و جریان کنار رفته بود. از دیدن او یکه خوردم. او تند گفت: «امروز روزی نیست که من کنار بمانم، امروز حزب به همه ما نیازمند است. این است که آمده ام هر چه دستور دهند هر چه از من به خواهند آماده انجام می‌باشم.»

با شگفتی او را نگاه می‌کردم. در آن روزها فراریان از حزب بیشتر بودند تا کسانی که رو به آن بیایند. او آمده بود، کوچک و لاغر، اما نیرومند و با اراده و می‌خواست کار کند، خدمت نماید و از آن روز هر چه از او خواسته شد انجام داد. خانه او یکی از پناهگاه‌‌های ما بود و هر گاه که به سراغ او می‌رفتیم، چه شب و چه روز، او خندان آماده کار بود.

زن جوانی بود که از روز آغاز پی ریزی سازمان زنان جزو پایه گذاران آن بود و مادر دو بچه. از همان روز نخست که حزبی‌‌ها در به در شدند او وقت را از دست نداد، به تک و پو افتاد و فراریانی را که جا و پناه نداشتند پیدا کرد و به خانه کسان خود برد، از آن‌‌ها پذیرائی کرد، می‌رفت و می‌آمد، پیک بود و از همه جا خبر می‌آورد و جزو نخستین کسانی بود که برای پایه ریزی از نو سازمان آمادگی نشان داد و با وجود داشتن دو بچه و گرفتاری‌‌های خانوادگی دست به کار شد. از هیچ ماموریتی روی گردان نبود، خندان و نیرومند، از بام تا شام کار می‌کرد. برای باز کردن گره‌‌ها و گذشتن از سختی‌‌ها راه‌‌های بسیار ساده پیدا می‌کرد. برای تامین زندگی خود و بچه هایش ناگزیر شد به دانشگاه برود. این کار را هم با موفقیت به پایان رساند و هرگز ندیدم که لب به شکوه و شکایت به گشاید. با سختی‌‌ها با روی گشاده رو به رو می‌گردید و بار سنگین زندگی را با خوشروئی می‌کشید و همیشه هر جا که بود و اگر خود لانه و آشیانه‌ای پیدا می‌کرد بدون برو برگرد یکی دو نفر هم از آن لانه آشیانه بهره مند می‌شدند.

جای شگفتی است. اکنون که دارم این یادها را زیرو رو می‌کنم همه این زنان با من می‌باشند. چه زیاد هستند و چه زیبا و خوب هستند این زنان که در آن روزهای سخت با چادر و یا خود را آراسته نخستین روزنامه نهانی حزب را به هر گوشه‌ای می‌رساندند و یا رفیق مسئولی را از این خانه به خانه دیگر همراه می‌بردند و یا پیک بودند و دانسته و آگاه رابطه حزبی را میان همه برقرار می‌کردند و نگاه می‌داشتند و یا آرام گوش به زنگ در خانه خود کشیک می‌دادند و با چشمانی باز و بیدار همه جا را می‌پائیدند، زیرا در خانه آن‌‌ها جرگه حزبی برپا بود و یا محکومی در آن آرمیده بود. همین زن‌‌ها بودند که سکوت تهران را پس از بهمن 1327 شکسته و برای آزادی زندانیان و برگرداندن آن‌‌ها از شهرهای دوردست به خیابان‌‌ها ریخته، کتک خوردند، توهین شدند، اما ایستادگی کردند. آیا این‌‌ها دست کمی از زنان افسانه‌ای داستان هائی چون سمک عیار دارند؟ آیا این‌‌ها دختران سربلند آن مادرانی که فرودسی سروده نیستند؟

عیاری و جوانمردی چه چیز است؟ آیا آن زن جوان زیبائی که خود را آراسته و در جیپ با شوهرش می‌نشست و خنده و روی زیبای او نمونه‌ای از زندگی آرام و خوش برای بینندگان بود جوانمردانه جان خود را به خطر نمی‌انداخت؟ چرا، زیر او می‌دانست که در جیپی که سوار می‌شود محکوم به اعدامی هم نشسته است، اما او نه یک بار، بلکه بارها در هفته این کار را می‌کرد و خم به ابرو نمی‌آورد. خندان و زیبا سوار می‌شد و می‌رفت و خندان و آرام تر بر می‌گشت، زیرا بار خود را به مقصد رسانده بودند. عیاران مگر چه می‌کردند؟

«عیاران سوگند یاد می‌کردند که باهم یار باشند و دوستی کنند و به جان از هم باز نگردند و مکر و غدر و خیانت نکنند و با دوستان هم دوست باشند و با دشمنان هم دشمن.»

آن زن جوان زیبائی که تنها خود او از همه خانواده به حزب روی آورده بود و با همه بندهای خانوادگی و گرفتاری‌‌های دیگر که داشت شب‌‌ها با محکومی که جانش در خطر بود و برای به دست آوردن او گروه هان گروهان سرباز بسیج می‌کردند، در خیابان‌‌ها به راه می‌افتاد و در همه جا او را همراهی می‌کرد و با بودن خود توجه را از او دور می‌نمود، این آئین عیاری را آگاهانه و به درستی به کار می‌بست و هر شب خود با خطر رو به رو می‌شد و این کار را خیلی طبیعی می‌دانست زیرا می‌بایستی از جان دیگری پاسداری نماید و نه کسی از او در این باره چیزی شنید و نه در جائی به این از جان گذشتگی اشاره‌ای کرد، فروتن و از خود گذشته این زن جوان برازنده نام «سربازی» بوده و هست.

آن دخترانی که به نام نامزد به دیدار زندانیان محکوم به اعدام می‌رفتند و برای او پیام حزبی می‌بردند و از او و دیگر زندانیان جویا می‌شدند و سازمان‌‌های حزبی را از پیش آمدهای درون زندان آگاه می‌کردند مگر نه این است که این‌‌ها‌‌‌‌ بی باک بودند و از خود گذشته؟ این‌‌ها خود را هر بار به چنگ خونخوارترین دشمنان می‌انداختند ولی خونسردی خود را نگاه می‌داشتند. خنده از روی آن‌‌ها دور نمی‌شد می‌رفتند و بر می‌گشتند و شاد بودند که وظیفه خود را انجام داده اند و از زندانیان عزیز پیام آورده اند.

مادرانی با این که چند فرزند داشتند با بزرگواری و گذشت ماه‌‌ها و گاه سال‌‌ها محکومین و در به در شده‌‌ها را در خانه خود می‌پذیرفتند و آن‌‌ها را چون فردی از خانواده عزیز می‌داشتند و شب و روز بیدار و آگاه به هر صدائی گوش می‌دادند و گوش به زنگ هر گفته‌ای در میان همسایگان بودند تا بهتر بتوانند از مهمان بسیار با ارزش خود پاسداری نمایند. این‌‌ها پا را از آئین عیاری فراتر گذاشتند زیرا تنها برای بچه‌‌های خود مادر نبودند، بلکه برای مردمی که تا دیروز برای آن‌‌ها ناشناس بودند مادری می‌کردند.

چگونه می‌توان از یاد برد آن زن جوانی را که به اندازه‌ای کوچک و ریز بود که گوئی بچه‌ای در جنب و جوش است،‌‌‌‌ بی چادر و یا با چادر، او همه جا بود، هرگاه که خطر تازه‌ای روی می‌آورد پیدایش می‌شد. چشمان نگران او جویا بودند و با علاقه فراوان به هرجا که باید برود می‌رفت و هر کاری را که باید بکند می‌کرد. خانه او تا روزی که خانه داشت جای دربدران بود و هرگز نشنیدم که ناله کند و یا درخواستی داشته باشد. دست و دلباز و از خود گذشته برای نهضت زندگی می‌کرد. در روز مسئول سازمانی و در تاریکی شب پیک و روزنامه رسان بود. (این زن عزیز و رفیق ارجمند دیگر در میان ما نیست. بیماری هولناک و کوتاهی رفیق هما هوشمند راد را از میان ما برد) یاد او برای یارانش زنده و نام او در نهضت زن کشور ما پایدار است.

بدبختانه در این صفحات جای آن نیست که از نهضت زنان ایران سخن رانده شود. از آن راد زنانی که برای نخستین بار برپا خاسته و برای زن و مادر ایرانی پا به میدان گذاشتند.

آن روزها آنان برای به دور انداختن چادر قیام کردند و در آن دوران سخت با آخوند و مذهبی در افتادند. نوشتند، روزنامه داشتند، تاتر درست کردند و به روی صحنه آمدند و هدف‌‌های خود را به گوش مردم رساندند.

در باره این زنان و نهضت زن در ایران باید جویا شد، پژوهش کرد و به راستی کتابی درخور آن‌‌ها و جانبازی‌‌ها و گذشت آن‌‌ها نوشت.

در اینجا از آنهائی می‌گویم که هر روز و هر شب در سال‌‌های اخیر در نبرد بودند و من خود آن‌‌ها را از نزدیک دیده و شناخته ام. بله، این زنان و دختران بدون این که سینه سپر نمایند و یا از رازهای بزرگی که به دست آن‌‌ها سپرده شده بود پرده دری نمایند، دشوارترین کارها را کردند و آئین جوانمردی و عیاری را بدون هیچ گونه خودنمائی همان طور که قانون جوانمردی است به کار بستند.

برگفته از :» چهره های درخشان» نوشته مریم فیروز

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 360 مشترک دیگر بپیوندید