داعشی ها با کدام فرمان ناگهان از فیلیپین سر در آوردند؟

داعشی ها با کدام فرمان

ناگهان از فیلیپین سر در آوردند؟

راشا تودی – ترجمه رضا نافعی

 

کلیسائی که در مراوی به فرمان داعش به آتش کشیده شد

طبق اطلاعات رسمی در حمله جهاد گرایان «جماعت مواتی» که وفاداری خود را به  داعش در عراق و سوریه اعلام کرده به شهری در جنوب فیلیپین 27 نفر به قتل رسیده اند. این گروه که تحت رهبری » عبدالله مواتی» قرار دارد روز سه شنبه گذشته حمله غافلگیرانه خود را به شهر » مراوی» در جنوب فیلیپین آغاز کرد.

افزون بر این «رستیتوتو پادیلا» سخنگوی نظامی نیروهای نظامی فیلیپین یادآور شد که روز سه شنبه در زد و خورد با داعش 11 سرباز و 4 نفر از اعضای پلیس کشته شده اند. در مقابل 61 نفر از افراد جماعت مواتی نیز از پای در آمده اند. به این ترتیب روی هم رفته تلفات در مراوی  به بیش از 100 نفر بالغ گشته است.

پادیلا سخنگوی نیروی نظامی فیلیپین اطمینان داد که داعشی ها در طول زد و خورد ها بیشتر تضعیف شده اند معهذا هنوز هم تهدیدی برای مردم بشمار می روند. او گفت:» بنظر ما آنها با کمبود مهمات و مواد غذائی روبرو هستند و امروز در قیاس با روزهای پیشین از مقاوت آنها در  مراوی کاسته شده  است.»

«راشیا تودی» در گفتگو  با » پاول ویچیک» اسلام شناس لهستانی که  در پایگاه تخصصی اینترنتی «پولسکا 24» فعالیت می کند، خواستارارزیابی  او از رویدادهای فیلیپین شد.  بنظر او وضعیت پیچیده تر از آن است که سخنگوی ارتش فیلیپین وانمود می کند:  «چنین بنظر می رسد که زد و خورد وارد هفته دوم شده است. نظامیان می کوشند تا مجاهدان را از منطقه » لانانو»  در مراوی بیرون برانند. این کاریست دشوار زیرا حضور تک تیراندازان پنهان در گوشه و کنار از یک سو و بیم از بالا رفتن تعداد تلفات میان مردم، از سوی دیگر، ارتش را از حمله به آنان باز می دارد.»

بنظر تحلیلگر لهستانی  گرچه شهر مراوی به این زودی ها بدست مجاهدین نخواهد افتاد  ولی زد و خوردها مدت درازی ادامه خواهند یافت. به گفته «ویچک» داعش 20 تن مسیحی را کشته است. گرچه جماعت مواتی امروز قادر به تسخیر شهر نیست اما به هدف اصلی خود دست یافته  و موفق به آزاد ساختن چند صد تن از زندانیان مسلمان از زندان و به غنیمت گرفتن مقادیر معتنابهی سلاح و مهمات شده است. از آن مهم تر این که داعش توانسته است نشان دهد که قادر است ضرباتی حساس  به  فیلیپین وارد آورد.

بنا به گفته سخنگوی ارتش ، نیروهای نظامی همزمان با  دیگر  عملیات نظامی  124 نفر از  افراد غیر نظامی  را که به اسارت داعش در آمده بودند آزاد ساخته است.

پس از حمله  گروه  داعش به  شهر مراوی، پرزیدنت » رودریگو دوترته » رئیس جمهور فیلیپین، در جنوب این کشور حکومت نظامی اعلام کرد. اکثر ساکنان مسلمان این شهر که به 200 هزارنفر بالغ می گردد تا کنون از این شهر گریخته اند. تخمین زده می شود که افراد داعش  2 هزار تن از ساکنان شهر را به اسارت گرفته اند. نیروی نظامی  در روزهای گذشته بر عملیات نیروی هوائی در بخشی از شهر مراوی افزوده  و نیروی زمینی نیز در کار جنگ های خیابانی با نیروهای داعش  است.

بنا به اظهارات مقامات فیلیپین در باره ساختار جماعت مواتی ، این گروه یک سازمان محلی تروریستی بیش نیست که تعداد کثیری از اعضای آنها از   مالزی، اندونزی و » دیگر ملیت ها» به  آنان پیوسته اند.

جماعت مواتی و دیگر اعضای داعش در هفته گذشته یک  خود رو زره پوش ارتش را منهدم کردند.

بنا به اظهارات » روسلان تارد» از پایگاه اینترنتی De Re Militari  : جماعت مواتی  که خود را دولت اسلامی در لانائو  نیز می نامد در سال 2013 ایجاد شد . این یکی از گروههای عدیده ایست  که به داعش پیوسته اند. داعش عملیات شورشیان محلی و اسلامگرایانی را که به آن  پیوسته اند   هدایت و هماهنگ می سازد. افزون بر این از جمله دیگر گروه هائی که  به داعش پیوسته   » جبهه آزادیبخش مورو» و » جماعت توحید و جهاد » است که در گذشته به القاعده تعلق داشته است.

 به احتمال زیاد در پس گروه جهادگرایان که خوب سازمان یافته اند سازمان با تجربه ابوسیاف  قرار دارد که در جنوب فیلیپین فعال است. تحلیل » تارد » برای راشیا تودی چنین است : طبق اطلاعاتی که در دست است رهبر مجاهدان مراوی «ایسیلون هاپیلون» است . امریکا نام او را در لیست رهبران تروریست ثبت کرده است. هاپیلون  رهبر ابوسیاف بود. او  در آوریل 2016 سوگند وفاداری به داعش یاد کرد و پس از آن امیر فیلیپین شد.»

دینامیسم فوق العاده در جنوب فیلیپین ریشه های تاریخی دارد. نام جماعت مواتی    متخذ از نام دو رهبر  عبدالله و عمر مواتی  است. این دو از قبیله  جنگجوی » مارانو» هستند که در » لانانو دل سور » مستقر است. » تارد» بر گفته های خود چنین می افزاید: ما با ملغمه ای از جنبش جهانی جهادگرائی و یک قیام محلی علیه دولت فیلیپین سر و کار داریم. داعش می کوشد تا بر چالش های محلی و فعالیت های شورشیان مسلط گردد تا شعبه فعالی در آسیای شرق برپاسازد. جالب آنست که  داعش پس از رویدادهای مراوی  کانال های متعددی در تلگرام برای پیروان خود در ایجاد کرده است.»

پرزیدنت » دوترته» در هفته گذشته اعلام کرد که  منهدم ساختن جماعت مواتی  و بازگرداندن آرامش به منطقه را وظیفه عاجل خود می داند . او گفت : اگر قادر به براندختن آنها نشوم  از کار کناره خواهم گرفت. اگر من فاقد     کفایت و توان  ضروری برای بازگرداندن نظم باشم کناره خواهم گرفت و کار را بدست دیگری خواهم سپرد.

 

https://deutsch.rt.com/asien/51381-rt-exklusiv-100-tote-is-philippinen-duterte/

 

 

«برزینسکی» طراح جنگ، جنایت و حکومت در گذشت!

«برزینسکی» طراح جنگ،

جنایت و حکومت در گذشت!

روسیه امروز – ترجمه رضا نافعی

روز جمعه .زیبیگنیو بریژینسکی تحلیلگر استراتژیک کاخ سفید در سن 89 سالگی در بیمارستانی در ویرجینیا در گذشت. معمولا کسانی را که در عرصه سیاست خارجی فعال هستند به دو گروه تقسیم می کنند: کبوتران و بازها. نیویورک تایمز او را  بارز ترین نمونه بازگونه در میان نظریه پردازان  استراتژی نامیده است. گرچه بریژینسکی یک نظریه پرداز محض نبود. او بعنوان استراتژیست در بسیاری از دولت های حاکم در امریکا عضو شورای بسیار مهم امنیت ملی بود. آخرین نوشته  او  در 20 فوریه گذشته منتشر شد،  که حاوی توصیه هائی چند برای سیاست خارجی امریکا بود.

او در این متن از نظریه معروف «مکتب واقع گرائی» در سیاست خارجی امریکا یاد می کند: «جهان نیازمند یک رهبری نیرومند است  تا در هرج و مرج غوطه ور نشود. برغم تمام انتقاداتی که به دونالد ترامپ می شود امریکا باید یک پارچه از او حمایت کند. در کانون استراتژی او برای سیاست خارجی  باید سه قدرت بزرگ نظامی ، روسیه، چین و امریکا قرار داشته باشند. »

«امریکا  باید این خطر را نیز در نظر داشته باشد که ممکن است چین و روسیه متحد استراتژیک یکدیگر شوند. از این رو ایالات متحده امریکا باید توجه داشته باشد که رفتارش با چین چنان نباشد که گوئی چین تحت فرمان امریکاست. چنین رفتاری تقریبا بالاجبار سبب نزدیک تر شدن چین و روسیه خواهد شد.»

 در نگاه نخست ممکن است این تصور به ذهن آید که بریژینسکی هنوز هم جهان را با عینک دولت های نیکسون، کارتر و ریگان می نگرد، و او هنوز در قرن بیستم مانده است. اما واقعیت این است که   تصمیمات او  در آن زمان هنوز هم اثربخشند. هنگامی که او در اواخر دهه هفتاد مشاور امنیتی جیمی کارتر در شورای امنیت ملی امریکا  بود نیروی نظامی شوروی وارد افغانستان شد.

امریکا همراه با پاکستان و عربستان سعودی «عملیات طوفان» را آغاز کردند. با صرف میلیاردها دلار مجاهدین را مجهز ساختند تا با ارتش شوروی در افتند و سرانجام آن را  به عقب نشینی مجبور سازند. خارجیانی را که عربستان آن روز به میدان آورد هنوز جهان را بخود مشغول می دارند. سیاست خارجی امریکا با تعمیم همین شیوه در جهان همه جا ارتش های مزدوری برای مبارزه با کمونیسم بوجود آورد.

» کنترا ها» در نیکاراگوئه، شبه نظامیان کلمبیائی، » اونیتا » در جنوب افریقا:

هر جا که  قرار بود جلوی شورشیان و نبردهای آزادیبخشی که می خواستند خود را از چنگال استعمار آزاد سازند گرفته شود فورا مزدورانی  بی پروا،  کارفرما را می یافتند. هیچ دیکتاتوری آنقدر پلید نبود که  سیاست خارجی امریکا دست رد به سینه او بزند. همه  این   جنگ های کثیف مهر و نشان هنری کیسینجر وزیر خارجه امریکا و بریژینسکی را برپیشانی داشتند.

در همین زمان غرب گفتمان حقوق بشر را در برابر شوروی مطرح ساخت که تا امروز مارک بازرگانی غرب مانده است. گرچه هیچ جرم و جنایتی از منظر این سیاست خارجی مطرود نبود اما بادقت تمام می کوشیدند تا این جنایات به نیابت از امریکا  بدست شرکائی صورت گیرد که امریکا همیشه بتواند به اسانی منکر ارتباط خود با آنها گردد.

کیسینجر و بریژینسکی متولد امریکا نیستند، بریژینسکی متولد لهستان بود و کیسینجر در  آلمان به دنیا آمده بود. نفر سومی که باید به آن دو افزود جوروج سوروس است. اگر به زندگینامه بریژینسکی نظر افکنیم او اسما عضو حزب دموکرات است. او مخالف نابرابری بیش از حد بود، او هشدار می داد که حریص نباید بود و یکی از معدود کارشناسان سیاست خارجی بود که مخالف اشغال  عراق در سال 2003  بود.

این نوع استدلال ها همیشه  یک هسته واقع بینانه داشتند. نکات مورد انتقاد، ازمنظر و معیارهای بریژینسکی غلط نبودند، مثلا به این دلیل نبود که  اقدامات مورد انتقاد او اقداماتی خلاف اخلاق بودند ، بلکه از این رو که  برای یک استراتژی جامع ، برای رسیدن به اهداف بزرگ، که  توسل به هر وسیله ممکن برای تامین تسلط امریکا بر جهان را مجاز می داند، نامناسب بودند .

به همین دلیل  برغم آن که صریحا خصومت خود را با کمونیسم اعلام می کرد، در سالهای دهه هفتاد حاضر به مذاکره  با جمهوری خلق چین بود. این آمادگی بدلیل علاقه به نظام حاکم بر چین نبود . او  در زمان ریاست جمهوری کارتر با تلاشی که به موفقیت انجامید، کوشید تا مناسبات امریکا و چین را بهبود بخشد تا روسیه و چین به یکدیگر نزدیک نشوند. سیاست خارجی امریکا در آن زمان برای ضربه زدن به ویتنام کوچک چین را تشویق کرد که از نظام مرگبار پل پت حمایت کند.

این نوع ملاحظات استراتژیک تبدیل شدند به ویژگی برژینسکی و حضور طولانی او در عرصه سیاسی، حتی مدت ها پس از آن که او  دیگر مسئولیت  سیاسی نداشت. خواندن کتاب او بنام «یگانه قدرت جهانی : استراتژی امریکا برای تسلط» تا امروز برای کسانی که بخواهند دریابند در مراکز قدرت چگونه سیاست خارجی مدرن طراحی می شود، از واجبات است.

بریژینسکی در این کتاب به طرح جزئیات چشم انداز امریکا بر روسیه و اروپا پرداخته است. او می نویسد امریکا باید توجه داشته باشد که فرانسه و آلمان هیچکدام زیاد قدرتمند نشوند. او در عین حال با طرح کلیه چشم انداز های سیاسی نشان می دهد که چگونه باید مانع حضور روسیه در اروپا شد. سیاست ناتو و گسترش در شرق اروپا  از جدا نگه داشتن جمهوری های بالتیک گرفته تا ترکمنستان و بیرون کشیدن هرچه بیشتر این کشورها از حیطه نفوذ روسیه، عمدتا متکی بر نوشته های او در این کتاب است.

«در این رابطه از همه مهمتر این است که روسیه استقلال اوکرائین ، مرزهای آن و هویت ملی و مستقل آن را بدون هیچ محدودیتی بپذیرد و محترم بشمارد.»

بریژیسنکی در پنجاه سال گذشته تاثیر اساسی بر مشی سیاست خارجی امریکا داشت و در آینده نیز از نفوذ تفکر او کاسته نخواهد شد. بویژه با توجه به این که در میان نسل جوان کمتر کسی را می توان یافت که از عزمی راسخ و هوشمندی روشنفکرانه بزرگی چون او برخوردار باشد، هرچند در واشنگتن کم نیستند کسانی که چون او فاصله زیادی با موازین اخلاقی  داشته باشند.

 

https://deutsch.rt.com/gesellschaft/51322-zbigniew-brzezinski-wichtigste-stratege-fur/

 

 

.

 

 

 

 

اروپائی ها باید، زندگی با دلهره ترور را بپذیرند؟

اروپائی ها باید، زندگی

با دلهره ترور را بپذیرند؟

«راشا تودی» (روسیه امروز) – ترجمه رضا نافعی

بازهم یک حمله انتحاری دیگر در اروپا با بیش از بیست کشته و دهها  تن مجروح  و اعلام  حیرت و تسلیت از سراسر جهان . اما این واقعه چندان هم   نامنتظر نبود، ما  باید   ترور را بپذیریم و با آن زندگی کنیم. به هر حال  این سخن «دِمِزیر» وزیر کشور آلمان است. واقعیت نیز همین است که ما با ترور زندگی می کنیم و زندگی تقریبا خوبی هم داریم. احتمال این که   در اروپا  در اثر عملیات تروریستی کشته شویم نه تنها زیاد نیست بلکه اگر امار را معیار قضاوت قرار دهیم فاقد اهمیت است.

از سال 2001 تا 2014 کل تعداد قربانیان ترور در سراسر جهان   180 هزار و 294 نفر بوده که 420 نفرشان از ساکنان اروپای غربی بوده اند، رقمی  که برابر است  با کمتر از 0/002 در صد از کل قربانیان جهان و اگر تعداد قربانیان را طی دوسال گذشته نیز  بر آن بیفزائیم باز هم  خطر ناچیز است. آیا چون این خطر ناچیز است دیگرخیال ما می تواند راحت باشد؟  در واقع : نه، راحت نیست. به همین دلیل 73 درصد از مردم آلمان  از ترور می ترسند. آیا این ترس قابل درک است؟ البته.  آیا این  ترس  منطقی  است؟ نه، نیست. اما ما نمی خواهیم با ارائه ارقام و آمار مسئله را کوچک جلوه دهیم، چون ما واقعا   مسئله  داریم. مسئله ای که جامعه ما را از دورن متلاشی می کند و ما را نسبت به آنها که خودی نیستند ظنین می سازد. نشان  بد بینی  ما به همشهروندانمان ارائه  همین راه حل هائی است که ظاهرا  ساده بنظر می رسند. خب چه باید کرد؟ مثل خانم «ترزا می»، نخست وزیر انگلستان، اعلام کنیم که احتمال خطر در حد  اعلاست و مرزهای کشور را ببندیم؟ یا این که درست برعکس، حال که چنین است، مخصوصا  به دفاع از میلیون ها همشهروند مسلمان خود و نیز پناهجویان مسلمان در اروپا  برخیزیم؟ راه دیگری هم هست و آن این است که همه نارضایتی  خود را با کسانی دیگر در میان بگذاریم . شاید باید از همه نمایندگان خود  که مسؤل  هستند بپرسیم: چرا اینقدر اسلحه به کشورهائی می فروشید که اهداف سیاست خارجی آنها با ارزش های اروپائی ما همساز نیستند؟ و حال که  این پرسش مطرح است میتوانیم این پرسش را هم بر آن بیفزائیم که  آیا مداخله ما در سوریه اصلا عاقلانه است؟ جلوی داعش را گرفتن و برثبات سیاسی در منطقه افزودن هدف خوبی است ولی کی به این هدف خواهید رسید؟ کی داعش به زانو در خواهد آمد؟ آیا در افغانستان طالبان به زانو درآمد ؟ آیا  پیروزی بر تروریسمی که مبنای  ایده ئولوژیک دارد اصلا ممکن است؟ آیا «جنگ با تروریسم» بزرگترین حماقت قرن بیست ویکم نیست که همه آن را به حلقوم خود فرو دادند؟ وقتی رهبران همه کشورهای عضو ناتو در بروکسل گرد هم امدند و دبیرکل ناتو «استولتنبرگ» در تویتر همبستگی ناتو را با آن اعلام کرد نوشت: «ناتو در کنار انگلستان است و با تروریسم مبارزه خواهد کرد». باز همانجا هستیم که بودیم : دور تسلسل مبارزه با تروریسم شروع می شود.

https://deutsch.rt.com/meinung/51178-krieg-gegen-terror-grosste-schwachsinn/

تئوری برخورد فرهنگ ها رسید به تئوری ترور و کشتار

تئوری برخورد فرهنگ ها

رسید به تئوری ترور و کشتار

روسیه امروز- ترجمه رضا نافعی

 

طراح استراتژیست امریکائی «ساموئیل هانتینگتن» که مقوله » برخورد فرهنگ ها» را ابداع کرد، قصدش سخن گفتن در باره علائق نبود بلکه می خواست در باره تفاوت های فرهنگی نظر داده باشد. اما با توجه به سفر کنونی رئیس جمهور امریکا به عربستان سعودی  و بقتل رسیدن کسانی که در منچستر به تالار کنسرت رفته بودند باید بار دیگر در باره  علائق سخن گفت.

در زمانی که رئیس جمهور امریکا به عربستان سعودی و اسرائیل سفر می کند در اروپا دوباره حمله انتحاری صورت می گیرد. این بار هم عامل  یا عاملان  این حمله انتحاری  جوانان را هدف قرار دادند، جوانانی را که به کنسرت رفته بودند، شبیه همان شیوه ای که در پاریس بکار بستند. نتیجه آن با روشنی تمام قابل رؤیت است. باید به شیوه زندگی مردم، باید به ارزش های آنان حمله کرد.  چه چیز بهتر از کشتار جمعی جوانان و کودکان نفرت تولید می کند؟

با توجه به حملات قبلی شگفت انگیز نخواهد بود اگر بازهم معلوم شود که حمله بدست افراط گرایان مشکوک صورت گرفته است که به جنایت خود رنگ مذهبی می زنند (سازمان تروریستی داعش  مسئولیت کشتار را بعهده گرفته است.م)  آنها که به این افراد پول و آموزش می دهند،  آنها  که از دهها سال پیش بر ترور سرپوش می گذارند، این بار نیز مانع از آن خواهند شد که  این امرعلننا مورد بحث اجتماعی قرار گیرد. در حالی که رئیس جمهور امریکا در همین رو زهای گذشته درست همانجائی بود که آغاز گاه ترورهای جهادی بود.

از دهها سال پیش در بارسلطنتی عربستان سعودی هزینه پرداز نوعی از اسلام افراطی است. فارغ التحصیلان مدارس مذهبی عربستان سعودی در سراسر جهان به مبارزه با تنوع اعتقادات اسلامی مشغولند. هر جا که علائق ژئواستراتژیک مطرح باشد سر و کله مزدوران عربستان سعودی و کشورهای عربی خلیج(فارس)  نیز در آنجا پیدا می شود. از افغانستان تا جمهوری های پیشین شوروی، از الجزایر تا لیبی،از عراق تا سوریه همه جا دست به  ترور    و ویرانی می زنند ، بویژه در جوامع عربی و اسلامی.

در همین روزها ترامپ با وضوح تمام نشان می دهد که این شیوه چگونه عمل می کند. امریکا روزی یک میلیون بشکه نفت خام از عربستان سعودی می خرد. در بار سلطنتی عربستان سود حاصله را به صنایع نظامی امریکا پس می فرستد. در مقابل امریکا باحمایت نظامی و جهانی  و برای از میان برداشتن دشمنان مشترک در منطقه به آن دولت کمک می کند. پس از آن که عراق، لیبی و سوریه تقریبا بکلی و برای همیشه ویران شده اند اینک دونالد ترامپ، سلطان سلمان و بنیامین نتان یاهو با هم هدف مشترک بعدی را اعلام می کنند: ایران.

دلیلی که با  وقاحتی بی حد ومرز برای این کار اعلام کرده اند این است که ایران از تروریسم حمایت می کند. اینک باید پرسید آیا آنها که در چند سال اخیر در اروپا دست به حملات انتحاری عدیده زدند کسانی بودند که ایران به آنها ماموریت داده بود؟ این ایران نیست که در سراسر جهان به باند های مزدور جهادی پول و آموزش می دهد. اما  بنظر میرسد استراتژیست های قدرت های سیاه مطمئن هستند که  بسیاری از مردم اروپا متوجه این تفاوت ظریف نیستند. آنها بنا را بر این می گذارند که   مردم عادی اروپا » اسلام » را در کلیت آن مسئول این جنایات می دانند.

 هانتیگتون مامور بود

امروز امریکا با یک صحنه سازی ماهرانه و مفصل گربه را مامور حفاظت از گوشت می کند. ترامپ در عربستان سعودی » اتحادیه ضد ترور» برپا می سازد. از این پس شعار این جهان » اورولزی» (اشاره نویسنده  به رمان معروف جورج اورولز» سال 1984″ است : » جنگ صلح است» )این خواهد بود که عربستان سعودی و کشورهای عربی خلیج (فارس) با ترور مبارزه خواهند کرد. ما هنوز نمی دانیم عامل حمله انتحاری در منچستر کیست (داعش مسئولیت آن را پذیرفته است.م) اما می دانیم  عاملان سوء قصد در پترزبورگ، پاریس و بروکسل و بسیاری از مناطق دیگر آموزش دیدگان کدام مکتب بودند. افراطگرایان وهابی و سَلفی، آموزش دیدگان انترناسیونال جهادگرایان سنی های افراطی هستند.

25 سال پیش پرفسور هانتینگتن ، که در آن زمان مشاور استراتژی امنیتی شورای امنیت ملی امریکا بود یک پیشنهاد رؤیائی مطرح ساخت که پس از فروپاشی شوروی غرب به دشمن تازه ای نیازمند است. هانتینگتن گفت ایده آل این است که غرب در آینده دیگر نباید در باره علائق متفاوت  سخن گوید بلکه باید  فقط به طرح  تفاوت های فرهنگی به پردازد. حال که اروپا باردیگر از لحاظ  ایدئولوژی متحد شده است، به ویژگی دیگری نیاز دارد که با کمک آن قاره اروپا دچار افتراق گردد: پس از ازمیان رفتن افتراق ایده ئولوژیک ، اینک افتراق اروپا باید دوباره برپایه فرهنگی میان اروپای مسیحی از یک سو ، اروپای ارتدکس و اسلام از سوی دیگر قرار  گیرد.

امریکا در پس افراطگرائی اسلامی

انسان های با حسن نیت این برخورد فرهنگ ها را جدی نگرفتند. بنظر آنها هانتینگتن پرفسوری بود با نظریه ای مضحک. آنها فراموش کردند که او استراتژیستی بود که ماموریت داشت توجیهی برای امپراتوری امریکا و صنایع نظامی آن پیدا کند. از نظر آنها پنهان ماند که امریکا در همان زمان در افغانستان پیاده نظام جنگ فرهنگی آینده را در اختیارد داشت. اما از سپتامبر 2001 این اشتقاق خصلت جنگی دائمی یافته است.

با توجه به کودکان و جوانان بقتل رسیده منچستر که به کنسرت رفته بودند، باید همیشه بیاد داشت که نخست جوامع اسلامی هستند که باید هزینه این جنون را بپردازند. صدها هزار تلفات انسانی در افغانستان، پاکستان، عراق، لیبی، سوریه و یمن، میلیونها نفر پناهجو حاصل افراطگرائی سنی و مزدورپروی عربستان سعودی هستند. ولی انشقاق نیاز به دشمن فعال دارد: آنها مصیبت دیدگان اروپائی هستند که اجازه می دهند پای آنها را به یک جنگ فرهنگی بکشانند، کسانی که با نفرتی قابل فهم واکنش نشان می دهند ، آنها سخن از «اسلام» می گویند بدون آن که  از  علائق پس پرده عربستان و قدرت طلبی امریکا  با خبر باشند و آن را برزبان آرند.

https://deutsch.rt.com/meinung/51065-anschlage-in-europa-saudisch-amerikanische/

ضربه کمر شکن چین به شبکه جاسوسی امریکا در این کشور

ضربه کمر شکن چین

به شبکه جاسوسی امریکا در این کشور

روسیه امروز – ترجمه رضا نافعی

چین در سال  2010 و 2012 اعدام یک شبکه جاسوسی امریکا را به سازمان های اطلاعاتی امریکا خبر داده است. شمار آنها روی هم رفته میان 18 تا 20 نفر بوده است . این سخت ترین ضربه وارده  به سازمانهای اطلاعاتی امریکا طی دهه های گذشته بوده است.

بنا به گزارش نیویورک تایمز دست کم بیش از ده نفر از منابعی خبری سازمان اطلاعاتی امریکا در چین اعدام شده اند. طبق این گزارش بنا به گفته  ده تن از مقامات کنونی یا پیشین اطلاعاتی امریکا که نامشان مکتوم است، تعداد منابع دستگیر و یا کشته شده  میان 18 تا 20 نفراست.

نیویورک تایمز از قول منابع بی نام نوشته است که چین بطور سیستماتیک فعالیت های جاسوسی سازمان سیا را کشف کرده است. حتی یکی از منابع را جلوی چشم همکارانش اعدام کرده است،   تا  هشداری باشد  برای دیگران.

بنا به گفته دو تن از مقامامات برجسته پیشین سیا ، این ضربه ای شدید برای شبکه جاسوسی امریکا در چین بوده که تا آن زمان خوب کار می کرده است. این تلفات را می توان با تلفات ناشی از خیانت  آلدریش آمِس و رابرت هانسن، دو جاسوس امریکائی در شوروی و روسیه  مقایسه کرد.  این دو همکار اف.بی.آی و سیا از اواسط دهه 80 اطلاعات  خود را در اختیار شوروی و روسیه می گذاشتند.

نیویورک تایمز از قول یک مامور اطلاعاتی پیشین امریکا می نویسد آن منابع اطلاعاتی «در اعماق دیوانسالاری چین » جای داشتند. چند تائی از آنان شهروند جمهوری خلق چین بودند که بنا بنظر سیا  از دولت چین سر خورده بودند.

طبق گزارش مذکور هنوز روشن نیست که چرا انهدام شبکه جاسوسی سیا در چین ممکن شده ، از دهه ها پیش چنین ضربه ای نظیر نداشته است.

مقامات اطلاعاتی امریکا در باره این گزارش که طبق آن سیا از سال 2010 موفق به کسب اطلاعات ذیقیمتی در باره دولت چین شده بود، سکوت کرده اند. ولی تا اواخر سال 2010 اطلاعات دریافتی پیوسته کمتر می شده است. در آغاز سال 2011 نخستین منابع اطلاعاتی ناپدید شدند. پس از آن که تعداد اعدام شدگان رفته رفته افزایش یافت سازمانهای سیا و اف. بی. آی. مشترکا به تحقیق در باره » گور کن عسل خوار» (اسم مستعار) می پردازند.

بنا به گفته یکی از همصحبتان نیویورک تایمز تحقیقات در دفتر محرمانه  شمال ویرجینیا صورت می گرفته است. برخی ماموران تحقیق به این نتیجه می رسند که چینی ها موفق  به شکستن یک کد مخفی شده اند که سیا با آن کد با منابع خود تماس می گرفته است.

در عین حال کلیه کارمندان سفارت امریکا در پکن تحت بررسی قرارگرفته اند. سرانجام  بنا به گزارش نیویورک تایمز تحقیقات بر یکی از همکاران پیشین سیا متمرکز می گردد. این فرد مسئول کنترل تماس ها با چین بوده است. ولی اتهامات وارده  برای دستگیری او کافی نبوده اند. نیویورک تایمز می نویسد آن فرد مظنون اینک در یک کشور اسیائی دیگر به کار خود ادامه می دهد.

نیویورک تایمز به این نتیجه میرسد که فعالیت جاسوسی علیه چین کاریست بسیار دشوار و اشاره  به سرقت بزرگ داده ها در سال 2015 می کند که چین را موفق به دست یافتن به حساب هزاران کارمندان دولت امریکا ساخت. البته یاد آوری تحقیقات اخیر اف.بی.آی علیه پرزیدنت ترامپ، که متهم به دادن اطلاعات محرمانه به روسیه شده نیز از واجبات کارهای رسانه ایست که حتما  نباید از ذکر آن خود داری کرد.

https://deutsch.rt.com/international/50977-chinesen-t%C3%B6teten-mehrere-cia-spione/

کره شمالی هر لحظه میتواند گاز بگیرد!

کره شمالی
هر لحظه میتواند
گاز بگیرد!

روسیه امروز- ترجمه رضا نافعی

کره جنوبی با انتخاب یک سیاست دموکراتیک خواستار صلح با کره شمالی شد. بنظر می رسید که کره شمالی نیز آماده کنار گذاشتن تهدیدات شده باشد ولی این کشور روز یکشنبه دست به یک آزمایش موشکی زد که بنا به اظهار کارشناسان  نیرومند تر آزمایش ها پیشین  بود.
هفته گذشته در کره جنوبی رئیس جمهور تازه ای انتخاب شد بنام «مون یه این» ، وکیل مدافع حقوق بشر و دموکرات، که خواستار آغاز مناسبات تازه ای در شبه جزیره کره، فراسوی  همه تنش ها در این منطقه است. تنش هائی که منطقه را تا آستانه یک جنگ اتمی پیش برده است. در زمان مبارزات انتخاباتی کره شمالی از مردم کره جنوبی خواست تا به نامزد انتخاباتی محافظه کاران رای ندهند، زیرا آنها  خواستار گفتگو با کره شمالی نیستند. اما روز یکشنبه  آزمایش موشکی کره شمالی، گمانه زنی ها در باره قدرت تخریبی موشک آغاز و  امید به چرخش بسوی دیپلماسی ناپدید شد. در آغاز ناظران در پی کشف این بودند که  اصلا موشک  از کدام نوع بوده است. روز دوشنبه کره شمالی خود اعلام کرد که موشک از نوع میان برُد و دور برُد بوده است. برُد موشک «هواسونگ 12» 787 کیلومتر در ارتفاع 2115 کیلومتری بوده است. دولت پیونگ یانگ آزمایش را موفقیت آمیز خواند. «کیم یونک اون» آن را «موفقیت بزرگ» خواند. «هواسونگ12» قادر به حمل کلاهک اتمی و  نشانه گرفتن امریکاست.
موفقیت نا منتظر این موشک، امریکا و کشورهای همسایه را با مسائل تازه ای مواجه ساخته است.
«جان شیلینگ» کارشناس امور فضائی و پرواز به فضا در تحلیلی  در «وبسایت38 شمال» در باره آزمایش کره شمالی چنین نوشت:» این آزمایش معرف چنان قدرتی است که ما تا کنون در موشک های کره شمالی ندیده بودیم».
قبلا در باره قدرت برُد و صعود راکت های کره شمالی در رسانه های خارجی نیز گمانه زنی هائی صورت گرفته بود. از هفته ها پیش کره شمالی در کانون توجه و اخبار بین المللی قرار دارد. از پایان جنگ کره (1950-1953) تا کنون میان دو کره فقط آتش بس برقرار شده و قرارداد صلحی میان آنها منعقد نشده است. قرارداد چین با کره شمالی هنوز به اعتبار خود باقی است که اگر جنگی درگیر شود چین متعهد به دفاع از کره شمالی است.  امریکا خواستار آنست که چین مناسبات اقتصادی خود را  با کره شمالی قطع کند. چین که تنها کشور منطقه است که با کره شمالی روابط اقتصادی دارد تا کنون حاضر به تمکین از امریکا نشده است.
آزمایش اخیر نشان از دو عنصر دارد: یکی فقدان اعتماد  «کیم یونگ –اون» و دیگری غیر قابل پیش بینی بودن رفتار او. افزون بر این، آزمودن  رئیس جمهور تازه منتخب کره جنوبی نیز بوده است که با توجه به کثرت مشغله فوری از برگزاری مراسم برای آغاز کار خود بعنوان رئیس جمهور چشم پوشید. «مون» روز چهارشنبه پس از آغاز کارخود اعلام کرد «تحت شرایط مطلوب» حاضر به سفر به » پیونگ یانگ» خواهد بود. «مون» قصد دارد بازی های زمستانی المپیک  سال 2018 که در کره جنوبی برپا خواهد شد را زمینه ای سازد برای نزدیکی دو بخش کره به یکدیگر.
دیدار با ترامپ در ماه ژوئن
از روز دوشنبه هیاتی از واشنگتن در کره جنوبی بسر میبرد تا مقدمات دیدار ترامپ و «مون یه این» را فراهم   و رئیس جمهور کره جنوبی را برای همکاری با امریکا آماده سازد. قرار است دیدار رسمی میان ترامپ و رئیس جمهور کره جنوبی در ماه ژوئن انجام شود.
«مون یه این» در زمان مبارزات انتخاباتی خود اعلام کرد که در باره استقرار سامانه امریکائی مورد مناقشه در کره جنوبی بنام THAAD از نو گفتگو خواهد کرد. این سامانه ضد موشکی  پیش از انتخابات اخیر کره و در دوران دولت موقت در کره جنوبی به آن کشور منتقل شده است.  از آن زمان مردم کره جنوبی احساس می کنند که  بی اعتنا به خواست آنان برایشان تصمیم گرفته شده است. «مون یه این» قصد داشت «نه گفتن » به امریکا را به مردم بیاموزد.
برای آن که یک راکت اتمی بتواند با موشک به امریکا برسد باید بتواند فاصله ای  بیش از 8 هزار کیلومتر را طی کند . تکنیک باید آنقدر پیشرفته باشد که بتواند دوباره از فضا به اتمسفر بازگردد. قدرت اتمی کره شمالی برای آن کشور تضمینی است برای پیشگیری حمله امریکا به  آن کشور. «کیم یونگ اون» نمی خواهد به سرنوشت لیبی دچار شود. اما این واقعیت که آزمایش موشکی جدید کره شمالی پس از آن صورت گرفت که در کره جنوبی از ضرورت نزدیکی دو کره صحبت بود موید این پیشداوری چینی است که کره شمالی می تواند هر لحظه گاز بگیرد.

https://deutsch.rt.com/asien/50641-korea-krise-hoffnung-auf-frieden-schwindet/

در دیدار وزیر خارجه روسیه با ترامپ در کاخ سفید چه گذشت!

در دیدار وزیر خارجه روسیه

با ترامپ در کاخ سفید چه گذشت!

روسیه امروز – ترجمه رضا نافعی

 

لاوروف  وزیر خارجه روسیه، برای نخستین بار پس از ملاقاتی که با ترامپ در کاخ سفید داشت، پیرامون مسائل مطرح شده در این دیدار گفت: موضوع  مذاکرات او با دونالد ترامپ در هفته گذشته در درجه اول برای ایجاد و گسترش مناطق امن و کاهش تنش ها در سوریه بوده است. لاوروف گفت ضرورت ایجاب می کند که مناطق امن در سراسر خاک سوریه گام بگام گسترش یابد. روز چهارشنبه هفته گذشته  ترامپ و لاوروف در کاخ سفید با یکدیگر ملاقات و گفتگو کردند.

لاوروف گفت ابتکار روسیه برای ایجاد مناطق امن در سوریه متکی بر پیشنهاد ترامپ بوده است.  بنظر مسکو استراتژی گسترش مناطق امن در سوریه و کاستن از تنش ها ادامه خواهد یافت.

لاوروف در برابر  کانال اول تلویزیون روسیه گفت محور مذاکرات ما اندیشه ای بود که پرزیدنت ترامپ در مراحل اولیه زمامداری خود بیان کرده بود: مناطق امن یا مناطق کاهش تنش مناطقی است که در آنها نبردی صورت نگیرد مگر علیه تروریست ها و برای متواری ساختن آنان.

لاوروف گفت شرکت کنندگان در مذاکرات صلح آستانه ابتکار ایجاد مناطق امن را پذیرفتند، روسیه و نیز دیگر شرکت کنندگان در کنفرانس براین نظر بودند که این استراتژی به بقیه خاک سوریه نیز توسعه یابد.

تنش زدائی باید گام بگام گسترش یابد

تنش زدائی و ایجاد مناطق امن که از روز 5 ماه مه به اجرا در آمد، فعلا به مدت شش ماه ادامه خواهد یافت. این امکان هست که پس از سپری شدن 6 ماهه نخست  این توافق 6 ماه دیگر نیز تمدید شود. هم اکنون مناطق امن در استان های ادلیب، در بخش هائی از لاذقیه، حلب، حما در شمال حمص، در غوطه شرقی که بخشی از دمشق است و در مناطق مرزی با اردن  بوجود آمده است.

کشورهای تضمین کننده صلح در آستانه که عبارت بودند از روسیه، ایران  و ترکیه برای ایجاد مناطق امن به توافق رسیدند. کلیه شرکت کنندگان در کنفرانس ابراز امیدواری کردند که این ابتکار سبب گردد تا چالش خونین در سوریه  پایان یابد.

لاوروف اظهار داشت: واشنگتن و مسکو در سوریه اهداف مشترکی دارند. اینک کلیه نیروهای ذی دخل باید برای پایان یافتن جنگ داخلی در سوریه با یکدیگر همکاری کنند.

وزیر خارجه روسیه گفت بر این اساس روسیه و امریکا همراه با دیگر کشورهای مهم ذی دخل باید بکوشند تا با اعمال نفوذ برشرکت کنندگان در جنگ  اعتماد آنها را  بر تحقق مصوبات شورای امنیت سازمان ملل  افزایش دهند. طبق مصوبات شورای امنیت سازمان ملل    دستور کار  تدوین قانون اساسی جدید و نیز اجرای انتخابات  در سوریه است. این امر مورد تایید مسکو و واشنگتن قرار دارد.

بدلیل تعداد زیاد بازیگران در چالش سوریه یافتن نقاط مشترک میان آنها  و نیز اجرائی کردن توافق ها کاری است دشوار.

لاوروف گفت برای دست یافتن به صلح در سوریه دولت امریکا باید اشتباهات خود را تصحیح کند. تروریست ها را از مخالفان مسلح که واشنگتن آنها را «میانه روها» خطاب می کند، جدا سازد.

لاوروف گفت: «در سوریه بازیگران فراوانند: نخست و در صدر همه احزاب سوریه قرار دارند، داعش، جبهه النصر و همچنین آنها که با آنان همکاری می کنند. از این رو جدا کردن (گروههای شورشی) اهمیت ویژه دارد، یعنی همان قراری که ما با دولت اوباما گذاشته بودیم که به اجرا در نیاورد.»

لاوروف در مورد مناسبات دولت ترامپ با روسیه نیز گفت :» از رفتار ترامپ چنین بر می اید که می خواهد مناسبات با روسیه بر اساس احترام متقابل و بر پایه علائق مشترک استوار گردد. پرزیدنت ترامپ هیچگاه نگفته است که می خواهد مناسبات با روسیه بد باشد- نه در جریان مبارزات انتخاباتی و نه بعنوان رئیس جمهور امریکا. برعکس او گفته است که خواستار مناسبات عادی و محترمانه با تمام کشورها از جمله با روسیه است، که به درستی مبتنی بر علائق مشترک هستند. البته در میان این علائق مشترک مبارزه با تروریسم در صدر قرار دارد.

«رکس تیلرسون»  وزیر خارجه امریکا نیز روز یکشنبه گفت مناسبات کنونی میان روسیه و ایالات متحده امریکا » سالم » نیست.

تیلرسون در برابر تلویزیون ان.بی.سی. گفت بنظر من تا حدود زیادی مناسبات کنونی امریکا و روسیه برای جهان نا سالم است» آنچه مسلم است این است که برای مردم امریکا، برای علائق امنیتی ملی ما ناسالم است. این که آیا ما موفق به بهبود بخشیدن به آن خواهیم شد یا نه ، هنوز روشن نیست».

https://deutsch.rt.com/international/50620-treffen-von-trump-und-lawrow/