بایگانی‌های ماهانه: ژانویه 2010

دست های خونین

Timothy Garton Ash*

مجله ی اشپیگل شماره ی 2- 2010 (آلمان فدرال)

برگردان: س. حاتملوی

دستی که رژیم ایران برای مذاکره دراز کرده است

به خون تظاهر کنندگان آغشته است.

در مقابل رژم ایران باید اروپا و ایالات متحده ی آمریکا بر پرنسیب های خود پافشاری کنند.

هنگامیکه غربی ها تعطیلات کریسمس خود را می گذراندند، ایرانیها یک بار دیگر زندگیشان را به خطر انداختند تا علیه رژیمی که از سر ناامیدی و نگرانی از آینده ی خود بر شدت سرکوب مخالفین افزوده است، اعتراض بکنند. آمریکا و اروپا باید بدون فوت وقت در باره ی درستی سیاستی که نسبت به ایران در پیش گرفته اند، اندیشه بکنند. چرا که از زمان پیروزی انقلابی که این رژیم را سر کار آورد، تا به امروز جمهوری اسلامی هیچوقت با چنین بحرانی روبرو نبوده است.

به خواندن ادامه دهید →

Advertisements

پرسشی بی پاسخ ؟!( طنز)

در 1825شارل دهم ، پادشاه فرانسه، برسمیت شناختن جمهوری دومینکن

را مشروط به دریافت 150 میلیون فرانک  طلای فرانسه می کند (شپیگل).

پرسشی که این روزها باز، در مباحثات بین المللی  بوسعت مطرح شده این است:

که به که بدهکار است ؟

برگرفته از :

عصر ما

(ارگان حرب کمونیست آلمان)

برگردان :

رضا نافعی

در مادرید ، پایتخت اسپانیا، همایشی با حضور سران و نخست وزیران کشور های عضو اتحادیه ی اروپا، آمریکای لاتین و منطقه کاریبیک بر پاشد. آن چه اینک می خوانید سخنان کایکن گوآی کای پیرو کوته آمک  در آن همایش است ..

به خواندن ادامه دهید →

ریشه های فقر در هائیتی

ریشه فقر و نکبت در هائیتی

فرانسه در قرن نوردهم تاهیتی را مجبور به پرداخت 150 میلیون فرانک طلا کرد

و تا امروز هم حاضر به باز پرداخت آن نیست

یونگه ولت:

20.01.2010

رائول ویلستر

برگردان:

رضا نافعی

پات رابرتسون از واعظان فتنه انگیز کلیسای افانگلیکال در آمریکاست که جای ثابتی هم در تلویزیون آمریکا دارد . وی چند روز پیش در ارتباط با فاجعه هائیتی سخنی گفت که خود در راس اخبار  جای گرفت . وی گفت اگر مردم هائیتی گرفتار نکبت شده اند تقصیر خودشان است . اگر  آنها در آغاز قرن نوزدهم با شیطان همپیمان نمی شدند و» با ابلیس   پیمان   نمی بستند » گرفتار » لعنت » هم نمی شدند.  ولی  آن آفریقائی های اسیری که بعنوان برده به آنجا بُرده شدند به شیطان  گفتند اگر ما را از شر این فرانسوی ها آزاد کنی کمر به خدمتت خواهیم بست. او هم با آنان دست داد وگفت : قبول .  عهد می بندیم. رابرتسون بمردم چنین تلقین می کند که گویا  قیام پیروزمند سیاه پوستان در سال 1802 علیه فرانسه استعمار گر و مالکان  سفید پوست مزارع  مادر تمام فاجعه هائی است که از پس گریبان هائیتی را گرفته است از جمله همین زلزله اخیر که  چیزی نیست جز تقاص الهی علیه آن  معصیت . به خواندن ادامه دهید →

هائیتی طعمه دوباره استعمار

کشمکش در کاریبیک

هائیتی طعمه دوباره استعمار

شپیگل آن لاین

18.01.2010

برگردان:

رضا نافعی

گرچه هنوز عواقب فاجعه قابل پیش بینی ومحاسبه نیست ولی آمریکا ، فرانسه و برزیل  از هم اکنون بر سر تسلط بر هائیتی با  هم در افتاده اند. دولت هائیتی هم ناظر در مانده و ناتوان این  اوضاع است . طبق پیش بینی کارشناسان ،این کشور در سال های آینده دوباره تبدیل به نوعی مستعمره خواهد شد.

زلزله هائیتی دولت را هم در امان نگذاشته است. مجلس، وزارتخانه ها، زندان ها ، موسسات دولتی همه با خاک یکسان شده اند. دولت حتی محلی برای گرد هم آئی هم ندارد.

رئیس جمهور بی خانمان از ناچاری روی به فرودگاه آورد و سوار بر یک موتور سیکلت کوچک بمشاهده آثار زلزله رفت. به خواندن ادامه دهید →

تاریخچه ای از هائیتی

تاریخچه ای از  هائیتی

شپیگل

18.01.2010

برگردان:

رضا نافعی

1492

کریستف کلمب جزیره هیسپانیولا را کشف میکند که ساکنین آن قبائل بومی هستند.  این  نخستین پایگاه اسپانیا  در آمریکاست که بدست کریستف کلمب بر پا می گردد.

از 1503

بردگان سیاه پوست از آفریقا باین جزیره انتقال داده می شوند ، زیرا بومیان جزیره در اثر بیماری های واگیر تقریبا همه نابود شده اند.

1697

اسپانیا یک سوم از هیسپانیولای غربی را به فرانسه واگذار میکند.

1749

پورتو پرنس بعنوان پایتخت انتخاب می شود.

1791

قیام سیاه پوستان و مولات ها( موالید = انسان های دو رگه، حاصل ازدواج سیاه و سفید)

که به پیروزی آنها بر انگلیسی ها و فرانسوی ها انجامید.

1804

اعلام استقلال نخستین جمهوری سیاه پوستان توسط ژنرال ژان ژاک دسالین رهبر انقلاب هائیتی.

1825

شارل دهم ، پادشاه فرانسه برسمیت شناختن جمهوری دومینکن را مشروط به دریافت 150 میلیون فرانک می کند.

1844

بخش شرقی جزیره، جمهوری  دومینیکن می گردد و بر بخش غربی حکمرانان خودکامه حکومت می کنند.

از 1915 تا 1934

هائیتی بتصرف آمریکا در می آید.

1957 تا 1971

رژیم خودکامه و خشن  فرانسوا دووالیه ، معروف به » پاپا دوک » بر هائیتی حکومت می کند.  وی خود را در سال 1964  رئیس جمهور مادام العمر ها ئیتی اعلام کرد.

1971 تا 1986

فرزند او ، ژان کلود دو والیه معروف به » بیبی دوک »  حکومت دیکتاتوری پدر را ادامه می دهد ، تا  سر انجام از کشور فرار میکند.

روز 16 دسامبر 1990

در انتخاباتی که زیر نظر سازمان ملل صورت می گیرد، ژان برتراند آریستید ، با اکثریتی شکننده، بعنوان نخستین رئیس جمهور آزاد و منتخب مردم، بریاست جمهوری برگزیده می شود.

سپتامبر 1991

کودتای نظامی صورت می گیرد.آریستید نخست به ونزوئلا پناه می برد و بعد به آمریکا می رود و در اکتبر 1994بار دیگر بریاست جمهوری منصوب می گردد.

1995

ائتلاف  بزرگ  تحت رهبری حزب آریستید  » لاوالاس» با اکثریت قاطع برنده انتخابات می گردد.

1996

رنه  پره وال ، نخست وزیر سابق، بریاست جمهوری می رسد.

2000

آریستید دوباره بریاست جمهوری انتخاب می گردد. کشور دچار آشوبی نزدیک به جنگ داخلی می گردد.

2004

آریستید به تبعید می رود. نزدیک به 70 هزار سرباز سازمان ملل در هائیتی مستقر می گردند. در پی گرد باد «Jeanne »   سه هزار نفر هلاک می شوند.

2006

پره وال دوباره در انتخاباتی  که زیر نظر سازمان ملل انجام می گیرد، پیروز می شود.

2008

چهار  گردباد دوسوم محصول یکی از فقیر ترین کشور های جهان را نابود می کند.

مصاحبه حجت الاسلام سعید منتظری

مصاحبه حجت الاسلام سعید منتظری

ترکیب شورای 5 نفره ای

که مردم رهبری آن را می پذیرند

مصاحبۀ مجلۀ اشپیگل با سعید منتظری، پسر سوم آیت الله منتظری را دو هفته پیش در این مجله خواندم. تا خواستم دست به کار ترجمه آن شوم، دیدم سایت فارسی بی بی سی  خلاصه ای از آن را منتشر کرده است و بدنبال آن سایت فارسی رادیو آلمان و سپس شبکه وبلاگ ها و سایت های خبری تقریبا متن واحدی را گاه با اسم مترجم و اغلب بدون نام بردن از مترجم منتشر کردند. به این ترتیب، ترجمه این مصاحبه به من نرسید و دوست ناشناخته ای بنام » س.حاتملوی» زحمت این کار را کشید. از دو روز پیش، یکبار دیگر این مصاحبه بصورت وسیع روی وبلاگ ها و سایت های خبری باز انتشار یافته است. ابتدا نمی دانستم چرا؟ اما به تاریخ درگذشت آیت الله منتظری (29 آذر) که رسیدم توانستم پاسخ سئوال خودم را پیدا کنم. شب جمعه آینده 39 روز از درگذشت ایشان می گذرد و شب جمعه، شب چهلم آیت  الله منتظری است. حتی اگر به این مناسبت هم مصاحبه حجت الاسلام سعید منتظری اینچنین بازتاب نیافته باشد که یافته، برای وبلاگ من، مناسبت خوبی است برای باز انتشار این ترجمه و البته یک گله از همه سایت هائی که بدون ذکر نام مترجم فارسی این مصاحبه، یعنی همکارم س. حاتملوی(که من ترجمه او را در سایت ایران امروز دیدم و از آنجا برگرفته ام) آن را منتشر کرده اند. من نام این شیوه ناپسند کار وبلاگ نویسی و سایت منتشر کردن را می گذارم «مصادره»! به خواندن ادامه دهید →

تأملات کاسترو

میراث استعمار

تأملات

فیدل کاسترو

در بارۀ

فاجعۀ هائیتی

برگرفته از :

یونگه ولت16.01.2010

برگردان :

رضا نافعی

فیدل کاسترو روز جمعه » تأملات » خود را با عنوان » درس های هائیتی» منتشر ساخت:

روز سه شنبه ، پیش از ساعت 18 بوقت کوبا ، که بوقت هائیتی شب بود، تلویزیون در بخش اخبار خبر داد که زلزله ای شدید، بقدرت 7،3  درجه ریشتر، پورتوفرانس ، پایتخت هائیتی را بلرزه در آورده است. محل وقوع  زلزله  فقط پانزده کیلومتر از پایتخت فاصله دارد، جائی که  80 در صد از مردم در کلبه های سست پیِ  و خشت و  گلی زندگی می کنند.

این فاجعه بسیاری از مردم نیکدل را تکان داد ولی شاید اندکی از آنها از خود پرسیده باشند چرا هائیتی اینقدر فقیر است. چرا هزینه زندگی 50 در صد مردم از حواله هائی تامین می شود که اعضای خانواده از خارج می فرستند. از چه رو این واقعیت مورد تحلیل قرار نمی گیرد که چرا هائیتی باین روز افتاده و کارش باین فاجعه انجامیده است؟ به خواندن ادامه دهید →